خانه دوست كجاست؟
در بسياري از كتاب ها، حكايت ها و اشعار گذشتگان، روزنامه ها و برنامه هاي راديو و تلويزيون امروز، از دوستي و ضرورت آن نكته ها مي توان يافت. دوست داشتن و با دوستان بودن نياز حياتي انسان است و زندگي بدون ديگران امكان پذير نيست، چون هيچ كس به تنهايي نمي تواند تمام نيازهاي مادي و معنوي خويش را جوابگو باشد. زندگي بدون پدر، مادر، دوستان و آشنايان ، زندگي مطلوب و شادي بخشي نخواهد بود. تنهايي و غربت براي انسان غيرقابل تحمل است و فقط با ديگران بودن و با محبت و عشق ورزيدن است كه زندگي انسان نشاط آميز خواهد بود. «دوستي» نزديك ترين راه براي تسكين قلب هاست.

«دوستي» اعتماد به نفس مي آورد و آينده را اطمينان بخش مي كند. در تمام دوران ها و در همه فرهنگ ها، همواره انس و الفتي كه در زندگي اجتماعي وجود داشته، مايه آرامش و كاميابي انسان ها بوده است. «دوستي» يك ضرورت است، اما مهم اين است كه پايه و اساس دوستي ها بر ارزش هاي معنوي استوار باشد. چه بسا مشكلات و گرفتاري هايي كه به خاطر ارتباط و همنشيني با افراد فاسد و گاه نادان، دامنگير جوانان مي شود. بسياري از جرايم و بزهكاري ها در جامعه ناشي از همنشين بد و افتادن در دام دشمنان دوست نماست.
براي همين است كه پدران و مادران نبايد در اين زمينه فرزندان خود را تنها بگذارند. اين وظيفه آنها است كه با هوشياري و توجه به دوستي ها و عواقب آن، سلامت و امنيت فرزندان خود را در جامعه تضمين كنند. راستي، ويژگي هاي يك دوست خوب چيست؟ و چه كساني دوستان واقعي ما هستند؟ خانه دوست كجاست؟ و راز و رمز دوستي ها در چيست؟

دين مبين اسلام و فرهنگ غني و كهن ايران زمين، سرشار از راهكارها و راهنمايي هاي بسيار براي دستيابي به پاسخي روشن به اين سوالات است.
سخن گهربار امام «علي» (ع) كه فرمود:
ناتوان ترين مردم كسي است كه نتواند دوستي بيابد و از او ناتوان تر كسي كه دوستان به دست آمده را رها سازد.» و شعر «سعدي» كه مي گويد:
«با بدان كم نشين كه صحبت بد گرچه پاكي ، تو را پليد كند» و صدها و هزاران نمونه ديگر كه در متون و نوشته هاي بزرگان و انديشمندان يافت مي شود، راهي است براي شناختن دوست واقعي و هشداري است براي يافتن راهي درست تا يك زندگي سالم، زيبا و روح افزا داشته باشيم.
زندگي؛ تجربه كوتاهي است كه تكرار نمي شود: چه خوب كه ما در اين فرصت كوتاه با دوستان واقعي خود در راهي درست گام بگذاريم.

دوستي چيست؟
اگر اندكي دقت كنيد، متوجه خواهيد شد كه شما آگاهانه و يا ناخود آگاه به دنبال دوست هستيد. اما آيا تا كنون فكر كرده ايد كه دوستي چيست و دوستي حقيقي كدام است؟ از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است، صرف نظر از اينكه در چه جامعه اي زندگي مي كند طبعاً به دنبال يافتن ياران و دوستان و همراهاني براي خود است . البته چون اين گزينش در ميان اقوام و ملل مختلف، شكل هاي متنوعي پيدا مي كند و با انگيزه هاي گوناگون يا بر اساس احساسات متفاوت عقلاني، عاطفي و غير از آن به وجود مي آيد ، تعاريف مختلفي نيز از اين واژه ارائه شده است. گروهي دوستي را صرفاً به معناي ” معاشرت” دانسته اند. گروهي ديگربراين باورند كه دوستي عبارت است از يك نوع ارتباط خاص كه درمقاطع مختلف و يا در زماني خاص، ميان افراد پيدا مي شود. برخي ديگر نيز معتقدند كه دوستي يك نوع قرار داد اخلاقي است كه با انگيزه هاي خاص دنيوي و اخروي بين افراد به وجود مي آيد.

دوستي يعني چه ؟
درتفسيرالميزان درتوضيح كلمه ” أَخِلاّء” دوستي چنين تعريف شده است: ” كلمه أخلاّء جمع خليل به معناي دوست است. و اگر دوست را خليل گفته اند بدان جهت است كه آدمي، خُلّت يعني حاجت خود را به او مي گويد. و ظاهراً مراد از اخلاّء، مطلق كساني است كه به يكديگر محبت مي كنند. چه متقين و اهل آخرت كه دوستي شان با يكديگر به خاطر خداست( نه به خاطر منافع مادي) و چه اهل دنيا كه دوستي هايشان به منظور منافع مادي است . “

در كتاب ” المحجّة البيضاء ” ، دوستي چنين تعريف شده است: ” دوستي يعني همنشيني، معاشرت و گفتگوي انسان با افرادي كه به آنها علاقه و محبت دارد، زيرا با غير دوست معمولاً كسي قصد معاشرت ندارد. اين دوستي و ارادت و محبت ، يا لِذاته است (يعني به خودي خود مطلوب است )  و يا مجازي و واسطه اي است كه انسان به وسيله آن به دوست حقيقي برسد.”
بنابراين دوستي ها ممكن است براساس منافع مادي وخواهش هاي نفساني و اغراض و احساسات باشد و يا بر اساس يك انگيزه صحيح . با استفاده از آنچه گذشت، دوستي صحيح بر اساس معيارهاي ديني را اين چنين تعريف مي شود :
محبت، علاقه، ارتباط روحي، حسن معاشرت و گفتگو ميان دو فرد و يا بين افراد جامعه با ملاك صحيح و انگيزه هاي الهي ، به طوري كه دوستان بر اساس آن بتوانند نيازهاي فردي و اجتماعي و احتياجات دنيوي و اخروي خود را تأمين كنند.

دوستي حقيقي
اين نوع از دوستي مخصوص اولياء و مؤمنان واقعي است كه تمام ارادت و انس و محبت خود را نسبت به خداوند تبارك و تعالي و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام صرف نموده اند. آري اينان نخبگان عالم و كساني هستند كه از غير دوست رسته ، و به دوست پيوسته اند و آنچنان لذت اين دوستي را چشيده اند كه حاضر نيستند دنيا و آنچه در آن است را با لحظه اي انس و محبت و مناجات با خداي تعالي و ارادت به ساحت معصومين عليهم السلام عوض كنند. زيرا آنها خود مصداق واقعي اين آيه هستند :
(” والّذينَ آمَنوُا أَشَدُّ حُبًّا لِلّه”( سوره بقره آيه ۱۶۵
آنان كه ايمان دارند بيشترين محبت و عشقشان به خداست .

دوستي مجازي
برپايه آنچه تا بدين جا درتعريف دوستي گفته شد روشن مي شود كه هرعلاقه و محبتي كه انسان به غيرازخداوند تبارك و تعالي و ائمه معصومين عليهم السلام دارد، دوستي مجازي است. حال اگر اين دوستي برخاسته از خواهش هاي نفساني و شر و فساد باشد ، رهزن آدمي است و انسان را به منجلاب فساد مي كشد و اصولاً چنين دوستي هايي ناپايدار خواهد بود.
اما اگر اين دوستي، داراي معيار صحيح بوده و از انگيزه الهي و فطرت انساني نشأت گرفته باشد، ضمن آنكه پايدار مي ماند، سرانجام انسان را به سعادت رهنمون خواهد شد.

بي شك يك مسلمان كه با نگاه ديني، روش زندگي خود را ترسيم مي كند و تمام مراحل و ابعاد آن را حركت به سوي كمال مي داند؛ درانتخاب دوست- كه سهم عظيمي درسعادت وشقاوت دارد ونقش مهمي در زندگي بايفا مي كند- دقت كامل را به عمل مي آورد و دوستاني را جهت معاشرت و زندگي برمي گزيند كه در اين مسير يار و مددكار او باشند. در اين صورت است كه اين نوع دوستي و محبت مجازي، به بستر و واسطه اي براي رسيدن به آن حقيقت مطلق تبديل مي شود.
آنچه دراين مجمل، با استفاده از رهنمودهاي انسان ساز پيشوايان معصوم عليهم السلام بيشتر به آن خواهيم پرداخت، اين نوع از دوستي است.