سلجوقیان که نسبت ایشان به ( سلجوق بن دقاق) می رسد طایفه ای بودند از ترکمنان و غز و خزر که در روزگار سامانیان در دشتهای خوارزم و سوانح دریایی خزر در آن سوی رود جیحون سکونت داشتند. در حدود سال ۴۱۶ هجری قمری ترکمنان سلجوقی در ماوراءالنهر سر به شورش بداشتند. ریاست ایشان در آن زمان با ارسلان بن سلجوق بود. سلطان محمود بر ارسلان دستیافت و او را در دژ (کالنجر) از قلاع هندوستان به زندان lpTافکند و بسیاری از ایشان را بکشت. تا محمود زنده بود سلجوقیان به سبب قدرت او یارای شورش و عصیان نداشتند.

چون در گذشت و پسرش مسعود به سلطنت نشست در سال ۴۲۶ هجری قمری قریب ده هزار تن از جنگاوران سلوقی به سرکردگی طغرل بیگ و چغری بیگ و ینجو پسران میکائیل از ماوراء النهر به حدود خراسان آمدند و از مسعود خواستند که به داخل ایران مهاجرت نمایند. چون مسعود از این کار مانع شد بین سلجوقیان و دولت او اختلاف افتاد و پس از چند جنگ مسعود را از بین مرو و سرخس شکست دادند و طغرل پسر میکائیل در سال ۴۲۹ ه ق به نیشابور در آمد و بر تخت و به نام خویش خطبه خواند. وی موسس سلسله سلجوقی است.
سلجوقیان ساختمانهای خود را با طرح های برجسته و گچبری ها تزئین می کردند و دیوارهای اتاق ها را با کاشی های رنگین درخشان می پوشانیدند. در ایران رنگ امیزی از ضروریات است زیرا که بیشتر این سرزمین ویران است و گل ها و گیاهان در بهار دورانی کوتاه دارند و با فرا رسیدن فصل گما تنها زمین تشنه لب بر جی می ماند پی دیوارهای رنگین کاخ ها و محراب های مسجد ها می توانند جبران بی رنگی های طبیعت را بکنند و در هر فصلی یادگاری از بهار باشند. کاشی ساان ایرانی در کاشان و ری در کار خویش استاد بودند و در سده دوازدهم برابر با قرن ششم هجری کاشی های شگفتی می ساختند. این کاشی ها به شکل ستاره و صلیب با رنگهای برجسته و

چشم گیر بودند که به شکل ها جلوه ای خاص می بخشیدند. کاشی های مسجدها با گل و بته به شیوه اسلیمی و عباراتی از قرآن کریم پرداخته می شد. در کاخهایی که برآوردن تصویرهای آدمیان و جانواران و درخت ها در ان مجاز بود این تصویرها را در کاشی های ستاره شکل می بینیم.
کاشی ها معمولاً در فرم های ذیل جای می گیرند:

۱٫ کاشی چلیپایی که معمولاض برای پر کردن فضای بین کاشیهای ستاره ای قرار می گیرند.
۲٫ کاشی چند ضلعی که شامل شش ضلعی( مسدس) هشت ضلعی چهار ضلعی مربع،

چهار ضلعی مربع مستطیل است.
۳٫ کاشی چند گوشه، چون کاشیهای دوازده گوش، شش گوش، هشت گوش، هفت گوش،پنج گوشت که اعداد فرد در این چند گوشه ها کمتر دیده می شود و این سه فرم در کنار یکدیگر نیز قرار می گیرند و کتیبه ها و محراب ها را تشکیل می دهند.

کاشیهای هشت گوش

 

علاوه بر نقوش اسلیمی طرح های هندسی هم سهم زیادی در اشغال سطوح محراب داشته اند، یشتر نقش های هندسی در حاشیه ها و زواره ها و قاب ها بکار رفته است. قدیمی ترین نقوش هنری در حاشیه محراب مسجد نایین به سکل اختر چلیپا به کار رفته است. علاوه بر این باید از کتیبه های گچبری نام برد کهبه صورت عنصر اصلی تزئئن محراب نمود پیدا کرده که در متون تاریخی سابقه آن به قرن اول هجری نسبت داده شده است ولی اولین نمونه باقی مانده در بالای پیشانی محراب مسجد نایین است که متعلق به ۳۵۰ هجری است.
هنرمندان کاشیکار با دستیابی به تکنیک های جدید و توانایی در ساخت کاشی در ابعاد بزرگ موفق به ساخت محراب های یکپارچه و یا تشکیل شده از چندین قطعه بزرگ شدند. توسعه تدریجی ساخت کاشی زیرن فام و استفاده از آن در معماری به ویژه در بناهای مذهبی را از اواخر دوره سلجوقی می دانند که در دوره های خوارزمشاهیان و به خصو

ص ایلخانیانی که به اوج ترقی خود رسیده اند.
اوج هنر کاشیکاری محراب را می توان در محراب های زرین فام حرم امام رضا (ع) مشاهده کرد.
برجهای خرقان:
نمونه های متعدددی از آجر کاری های دوره سلجوقی وجود دارد که برجسته ترین آنها جهت تنوع در نقوش برجهای دوگانه خرقان است. این برجها که ازبین راه قزوین به همدان و در نزدیکی آبادی حصار قوشه امام یا حصار ارمنی قرار دارد، در فاصله ۲۹ متر از یکدیگر قرار دارند که برج شرقی قدیمی تر از بنای برج غربی است که بسیار شبیه هم ساخته شده اند، اما بر اساس کتیبه آنها حدود ۲۶ سال اختلاف زمان در ساختمان دارند.

بنای مزبور دارای نقشه هشت ضلعی است که در گوشه های برج، ستونهای مدور نگهدارنده مشاهده می گردد. تمامی بنا به ضخامت ۶۰ ساتی متر به وسیله آجرهای ساده بنا گردیده و سپس روی آن پوشش تزیینی با آجر به ضخامت ۲۱ سانتی متر انجام شده است.
داخل بقعه نیز به صورت هشت ضلعی و زیر گنبد آن آثار ارزنده ای از نقاشی دیواری(فرسک) دوره سلجوقی وجود دارد که در نوع خود کم سابقه و حائز اهمیت است. تزئینات روی دیوارهای بقعه در سه قسمت اجرا شدهاست که عبارتند از : داخل طاق نما که در جهت طولی به دو قسمت تقسیم یافته که قسمت بالا به وسیله حاشیه برجسته ای محدود شده است.

نقش قسمت پایین طاق نما عبارت ات از یک طاق نمای تزئینی که از تیزه آن قندیلی با سه زنجیر تزیینی پهن آویزان یم باشد . بر روی بدنه قندیل مزبور به خط کوفی چنین نوشته شده است(برکه ئی صاحبک) رنگ های به کار رفته عبارتند از ، سیاه ، قهوه ای و نخودی. در قسمت بالای طاق نما ها، مدال های بیضی شکلی که اطراف آنها را شعاع های به صورت شعاع خورشیدی فراگرفته مشاهده می شود. در داخل این مدال ها طرح های جالب زیر نقاشی شده است.
۱٫ طاووس نر با چتری به شکل بادبزن.
۲٫ ستاره شش پر که از تقاطع دو مثلث به وجود آمده است.
۳٫ ستاره هشت پر که از تقاطع دو چهار ضلعی همراه با طرح های هندسی به وجود آمده است.
۴٫ نقش دو طاووس که در برابر یکدیگر قرار دارند.
۵٫ نقش جالبی از دو طاووس که گردن های بلندشان به هم پیچیده شده است.
بر روی گوشه های هشت گانه حد فاصل هر دو طاق نما، طرح جالبی از نقش یک درخت انار به شیوه استیلیزه دیده می شود. در طرح مزبور امر قرینه سازی رعایت گردیده و از جمله هر دو سوی درخت نقش دو پرنده در مقابل هم مشاهده می شود. نوک و پنجه پرندگان با رنگ قرمز مشخص شده است.
برروی حاشیه های مربوط به قاب سازی اطراف قوس های مزبور، نقش های گل و بوته به رنگ آبی اجرا شده است. در داخل کاربندی ها تنها در و قسمت آثاری از یک طرح تزیینی به کمک خطوط کوفی دیده می شود که با رنگ سبز و آبی طرح شده است.
در برج جدیدتر که کتیبه آن تاریخ و سازنده بنا را مشخص می کند:
عمل ابولمعالی بن مکر الزنجانی
سنه سته و ثمانین و اربعمائه
ابی منصور السفی(؟) بن تکین

دیوارنگاری در دوره مغول:
پس از به قدرت رسیدن چنگیز، مغول ها هجوم گسترده ای را بر علیه کشورهای مجاور آغاز کردند. ابتدا چین را به تصرف در آوردند و سپس به سوی ایران روانه شدند. چنگیز در سال ۶۱۶ هجری قمری به بخارا رسید و آن شهر را به آتش کشید و سپس تولی پسر چنگیز خان در سال ۶۱۸ هجری قمری نیشابور را تسخیر و زن و مرد و کودک را از دم تیغ گذرانید و شمار کشته شدگان در این شهر را یک میلیون و هفتصد هزار تن نوشتند. بدین ترتیب مغولان در مدت ۵ سال شهرهای مرو و بلخ و هرات و سپس طوس و نیشابور و ری ، خوارزم و سمرقند را به ویرانه ای مبدل

 

کردند و بیش از پنج میلیون از مردم خراسان را کشتند.
گچ فقط در سطوح داخلی به کار برده شده است. ممکن است تصور شود که علت عدم استفادهاز گچ برای سوح خارجی آن بود که گچ در مقابل تغییرات هوا استقامت کمتری دارد و همچنین انعکاس نور خورشید درآن شدید است، ولی احتمال قوی تر آنست که سلیقه ایرانیان اقتضا نمی کند کهرد خارج بنا گچ به کار برده شود. زیرا در ابنیه اسلامی ممالک دیگر سطوح خارجی با گچ طرق مختلف موازن و مقارن یکدیگر در تمام دوره دیده می شود.
برجسته کاری با گچ که اغلب در چندین ورقه ساخته و اشکال و طرح ها عمیقاً از زیر تراشید

ه شده تا اواخر دورهبه کار رفته است. در طی این دوره سطوح صاف دارای طرح های منگنه ای رواج یافت و دراواخر دوره استعمال گچ در رجسته کاری کوتاه و آنچه که می توان گچکاری خطی نامید ، پیدا شد و هر یک از این شیوه با چندین رنگ نمایان تر می شد.
در شیوه های مختلف گچکاری و گچبری در دوره مغول، زمانی گچ به عنوان کمک و ماده الحاقی به ساختمان به کار رفته و گاه به شیوه توپی های ته آجری، یا سطوح گچی در برجسته کاری بلند ی

ا تزیین گچی تو پر و تو خالی، گچکاری وصله ای و همچنین گچکاری رنگی است.
در بسیاری از گچبری ها از رنگ استفاده می شد، حتی در گچکاری برجسته بلند نیز از رنگ های سفید، آبی روشن، آبی سیر، زرد، قرمز و سبز روی آن ها به کار می رفت.
فهرست کامل همه رنگ هایی که روی سه نوع گچکاری به کار رفته از این قرار است: سفید، آبی روشن، آبی سیر، قرمز، پرتقالی، زرد ، کرم، قهوه ای متمایل به قرمز، قهوه ای ، سیاه و طلایی به خوبی می توان تصو کرد که داخل بسیاری از ابنیه وقتی که تازه از زیر کار در آمده بود، با رنگ های روشن جلوه خاصی داشته اس. استفاده زیاد از رنگ در دوره های قبل معمول نبود و مدت زیادی

هم به طول نینجامید زیرا کاشی جای آن را گرفت. برجسته کاری در کاشی مقام مهمتری را احراز می نماید. مقدار زیادی از کاشی های ستاره ای شکل زمان مغول در کنارشان تاریخ دارند. در وسط این کاشی ها معمولاً شکل انسان ویا حیوانات لعاب دار و براق است و نوشته ای دور آن به رنگ سفید روی زمینه سورمه ای است یا اینکه فقط به رنگ سیاه نوشته شده است. علاوه بر کاشی های ستاره ای و صلیبی که در اوایل این دوره تولید شده اند، بعداً کاشی های بزرگ قالبی با کتیبه

دیده می شود و معمولاً به شکل محراب ساختهش ده اند و یا اینکه کتبه قالبی روی یک رشته کاشی برای تزیین در معماری به کار می رفت. کاشی های مربع شکل خیلی عالی نیز شاخته می شده که ترکیبی بوده است از طرح لعاب داده با اشکال و نقش های برجسته.
تزیینات ظروف و کاشی ها بسیارشبیه به هم هستند و در این بررسی صرفاً نقوش مربوط به کاشی ها بررسی خواهدش د. نقوش کاشی ها متأثر از کتاب آرایی و نگارگری و تا حدی نیز تحت

نفوذ هنر چین است ولی فرهنگ و هنر ایران شکل یافته تر از آ« بود که به سادگی متأثر هنر چینی قرار گیرد و تنها نقش هایی را پذیرفت و حال و هوایی به آن بخشید که در هیچ کجا و در هیچ مقع

تاریخی شاهد آن نیستیم. ادبیات نیز تأثیر به سزایی در طرح و نقش این آثار داشت و هنرمند برداشت های خود را از متون ادبی بر پایه نقش هایی زیبا بر کتاب و یا کاشی منتقل می ساخت.
سبک نقاشی کاشان در روی لعاب های رنگی دیده نشده ولی در همین آثار زرین فام سبک کاشان برای نشان دادن جزئیات نمایش بهتر تصاویر از رنگ آبی و فیروزه ای استفاده شده است و در این مرد نمونه های بیشتری نسبت به سبک های قبلی داریم.
از رنگ های آبی نه تنها برای قلم گیری خطوط جداکننده و فضاها استفاده شده بلکه برای رنگ کردن ساقه ها و خطوط پیچشی و اسلیمی ها نقوش روی جامه ها و علایم کوچک دیگر نیز استفاده شده است. رنگ فیروزه ای که سطح وسیعی را بپوشاند و معمولاً به صورت پخش شده و غیر واضح باشد کمتر معمول است و معمولاً در تنه های درختان و خود درختان به صورت سطحی یک دست استفاده می شود.

نام حددو ۱۷ سفالگر از قرن هفتم هجری شناخته شده که بر روی ظروف و خصوصاً کاشی امضاء زده اند. در حالیکه در قرون بعد حدود شش سفالگر مورد شناسایی قرار گرفته اند. در کتاب عرایس الجواه و نفایس الاطباب شجره نامه ای از این سفالگران آورده شده است. هنرمندانی چون خانواده ابوطاهر که عبارت بودند از ابوطاهر، محمدبن ابی طاهر، علی وی وسف.
خلنواده الحسینی که شامل علی بن احمد بن علی الحسینی و حسین.
خانواده ابوزید، ابوزید، محمد بن ابی زیر و علی
الحسن بن شاه
استاد جمال نقاش

الحسین بن المرتضی بن ابن محمد
محمدبن ابی منصور
محمدبن ابی نصر
محمد بن مجد

شمی الدین الحسنی
عمر علی آثاری از این هنرمندان در حرم امام رضا(ع) و محرابی در قم، ورامین، مسجد میدان کاشان… موجود است.

گنبد سلطانیه:
شاید یکی ا مهم ترین بناهای دوره اسلامی، خصو

صاً در ایران، گنبد سلطانیه باشد که مربوط به دوره ایلخانی و به لحاظ نقوش و نگاره های دیواری حائز اهمیت فراوان است. دیارنگاره های این بنای عظیم از چنان تنوعی در ساخت و انواع نگاره ها برخوردار است که تنها در این مورد رسالت متعدد نوشته و باید مورد تحقیق قرار گیرد، اما در این جا تنها نگاهی گذرا به جهت معرفی و آشنایی به آن خواهیم داشت.

تزئینات رد گنبد سلطانیه را به شرح زیر می توان تقسیم بندی نمود:
۱٫ تزئینات آجری
۲٫ تزئینات گچبری
۳٫ کتیبه ها
۴٫ کاشیکاری
۵٫ نقاشی دیواری
۶٫ تزیینات سنگی
۷٫ تزئینات چوبی

دیوارنگاری در دوره تیموری
تیمور تنها چون فاتحی بیگانه وارد ایران نشد بلکه مانند دژخیمی خونخوار و فرونشاننده نهضت های ملی و در عین حال بازگرداننده سنن مغول به ایران گام نهاد. تیمور پس از اینکه در آسیای میانه استوار گشت در سال ۷۸۳ هجری قمری برای نخستین بار به خراسان لشکر کشید و در بهار آن سال دولت ملوک هراتی کرت را مطیع خویش ساخت. در سال ۷۸۵ ه ق سربداران در سبزوار و اطراف علیه حکومت تیمور خروج کردند و لشگریان تیمور سبزوار را تسخیر و دژ نیرومند آن را ویران ساختند. تیمور کشتار وحشتناکی از قیام کنندگان سربدار کرد و دو هزار نفر از ایشان را در جدارهای برجی که بر پا نمود زنده به گور کرد. در همان سال تیمور سیستان را مطیع و ویران ساخت و همه جا برج ها و کلمه منارها از جمجمه هزاران مقتول بر پا کرد.
ذوق هنر معماری دوره تیموری در وهله نخست در طرح انواع جدید بنا و یا تکمیل

اقسام پیشین تجلی نکرده بلکه تجربه اندوزی آنان در تزئین و انواع طاق زنی جلوه نموده است. یک قسم طاق زنی وجود داشته که به احتمال یاد از نبوغ قوم الدین شیرازی سرچشمه گرفته است.
در مورد پوشش کاشی که بر ناها افزوده شده می توان به ذوق و سلیقه گروه جداگانه ای از تزئی

ن کاران پی برد که می کوشیدند تا بر کار تزئین بناهای دیگر که مربوط به همان دوره بوده برتری یابند.
نکته مهم در این شیوه کاشی کاری معرق و حتی انواع دیگر آن در دوره تیموری، عدم ایتفاده از نقوش انسانی و حیوانی در آنهاست و آنچه از این نقش باقی مانده و اشاره شده است با نقوش هندسی و انواع اسلیمی ها و ختایی ها است.

آرامگاه تیمور:
یکی از مشهورترین بناهای دوره تیموری آرامگاه تیمور است که در سال ۸۰۴ ه ق ساخته شده و در سال ۸۵۸ هجری استاد محمد بن محمود اصفهانی به دستور الغ بیگ سر در فوق العاده زیبایی از کاسی معرق بر این بنا ساخته است.
آرامگاه تیمور با ساختمانی هشت گوش ک

ه بر فراز آن گنبدی است بلند و آبی رنگ به هنگام رسیدن کلاویخو به سمرقند این ساختمان به پایان رسیده بود و آن را برای آرامگاه نوه تیمور، محمد سلطان که این جهانگیر به او مهری افزون داشت بر آورده بودند، خط های این بنا ساده است و بر شکوه و بزرگی آن می افزاید و آرایشی ساده و تنها نقش های هندسی است که با کاشی لعابی نمودار شده است.

مدرسه غیاثیه:
مدرسه غیاثیه در روستای خرگرد و بین سالهای ۸۴۸-۸۴۶ ه.قـ ساخته شده است. این روستا بر سر راه تربت حیدریه در فاصله ۱۴۶ کیلومتری مشهد و مرز افغانستان قرار گرفته است. خرگرد در سه کیلومتری جنوب شرقی خواف رود واقع شده است. این روستا زادگاه وزیر مقتدر شاهرخ، پیر احمد، بانی مدرسه بوده است. مدرسه نام خود را از لقب این ویزر یعنی غیاث الدین پیر احمد گرفته است.

ان مدرسه یکی از مهم ترین بناهای تاریخی دوره تیموری است. این بنا از لحاظ هیئت ساختمانی و تزئینات و فنون اق زنی بدیع آن بارز و مشخص می باشد. در این بنا امضاء دو تن معمار یعنی قوام الدین شیرازی و غیاث الیدن شیرازی وجود دارد. معمار اول طبق کتیبه موجود پیش از اتمام بنا در گذشته است.

بالای ازاره ها دیواره های مسجد و تلار معروف به تالار وعظ دارای طرح های هندسی منقش وه که به رنگ های سبز و ابی و زرد و قرمز به عمل آمده بود. بالاتر ک کتیبه منقوش به خط کوفی محاط در یک اسپر مستطیل است که دو انتهای آنها قوسی شکل است و در سایر قسمت ها، نقش هایی از ستاره پنج پر یا ترنج یا بته( قطره اشک) و یا نقوش گونگون از ختایی و گل و بوته تزیین شده است.
اما در بررسی ه

ای دیوارنگاری در این دوره با وجود نمونه هایی نفیس از نسخ خطی و نگاره های آن، اثری از نقش برجسته ها و دیوارنگاره ها ی گوناگون بسیار محدود است و ساید با بررسی برخی از نگاره های نسخ خطی که نگارگر بر روی دیوار ها نقش هایی را رسم نموده است نشانی از دیوارنگاری این دوره یافت.

 

این نوع اجرا در سده های بعد ادامه می یابد و تقریباً در زمان شاه عباس شیوه ای مسلط می گردد. تک پیکره ها در این زمان غالباً جای خود را به پیکره های زوج می دهد. ر اینجا باید به این نکته شگفت انگز توجه داشت که در اران تک پیکره با تک چهره که اهمیتی کمتر از صحنه نگاری داشته خود را در قالب نقش دیوار نگاره تکامل بخشیده در حالی که اروپا، که در آن ترسیم تک چهره ها برای سده ها مورد توجه قرار می گرفت تک چهره های جداگانه را کاملاً در خطه تنکه نگاری ( PANEL PAINTING ) نگه داشت.

دیوارنگاری در دوره صفویه:
موسس سلسله صفوی شاه اسماعیل است که نسبت او به شیخ صفی الدین اردبیلی ۷۳۵-۶۵۰ که از مشایخ صوفیه ایران در اواخر قرن فهتم و اوایل قرن هشتم هجری بود می رسد. از این جهت اختلاف شیخ صفی الدین را صوفی می خواندند. شیخ صفی الدین در آغاز حال از مریدان شیخ تاج الدین زاهد گیلانی بود و دختر او به را به زنی گرفت و سپس در اردبیل بر مسند ارشاد نشست.
توجه پادشاهان صفوی به هنر و نگارگری باعث رونق این هنر خصوصاً در نسخ خطی و پس از آن

انتقال به دیوارها با همان سبک و سیاق خرد نگاره ها بر دیوار بود. بدین ترتیب دیوارنگاری در این دوره رواج بسیار یافت و احتمالاً متأثر از نقاشی غرب نیز این شیوه رونق بیشتری گرفت و یکی از پربارترین دوره های دیوارنگاری در ایران گردید.
با متن تقاضا ها و جواب هایی که اوزون حسن به ایشان داده بوده است و این مطالب را به خط فارسی نوشته اند. تصویر مجالس شکار حسن بیگ را نیز در حالی کهبسیاری از امیران درگاه ملتزم رکابش هستند و همه بر اسب سوارند، با تازی و شاهین می توان دید. هم چنین بسیاری از

جانوران مانند: فیل و کرگردن را که همه حکایت از ماجراهایی می کند که بر وی گذشته اند که چون تصاویر آدمیان زنده می نمایند. و در ادامه توصیف بنا اشاره مستقیم به مسکونی بودن بنا و اینکه شاه اسماعیل از این بنا استفاده می کرده است، دارند.

کاخ عالی قاپو:
اولین و مهمترین عمارت سلطنتی که صفویان پس از انقلاب پایتخت به اصفهان در این شهر بنا نهادند، کاخ عالی قاپو می باشد. این بنا در زمان شاه عباس اول در ضلع غربی میدان امام( نقش جهان) بنا گردیده است. زیبایی این قصر در نقوش دیواری آن است که با نقاشی هایی از گل و بوته و شاخ و برگ و اشکال حیوانات و پرندگان نقش های تجریدی تذهیب کار شده است. در طبقه ششم آن نگاره هایی از مجالس بزم و عشرت در حضور شاه ترتیب داده شده که به گفته حس

ین طاهر زاده بهزاد قریب هفتاد مینیاتور، برخی به کلی خراب و محو شده که فقط طرحی از آن باقی است. بعضی نیمه خراب و قسمتی از زیر گچ نمایان است. از این مینیاتور ها هم یک را که زرنگار بوده، طماعان بی انصاف تراشیده اند و به امید یافتن ده شاهی طلا، صورتی را که بیش از هزار تومان ارزش داشته ناچیز کرده اند.

بنابرآنچه که آقای هنرفر در کتاب خود آورده است: مینیاتور ساز دوره شاه عباساول به نام رضای عباسی و شاگردان چیره دست او بر نقش و نگار در و دیوار این قصر هنر نمایی کرده اند و خوشبختانه این تزئینات به شکل نقاشی های گل و بوته و شاخ و برگ و اشکال و حوش و طیور در سقف ها و طاق های اتاق های مختلف و تو در توی این عمارت و راهروها و پلکان بصورت اصلی آن باقی مانده است و هیچ گونه مداخله ای در آنها به عمل نبامده و از این جهت اتاق مخصوص جلو شاه عباس که بزرگترین اطاق های طبقه سوم این قصر است نمونه کامل آنها به شمار می رود.
طبقه ششم این عمارت محل مخصوص پذیرایی های رسمی پادشاه و اجتماع رامشگران و سازندگان و نوازندگان بوده است . بزرگترین سالن های عمارت عالی قاپو در این طبقه است و نوع و تزئینات آن در سقف ها گچبری هایی است که به شکل انواع ظروف و صراحی در طاق ها و دیوارها و زوایای آن تعبیه شده است و همین طبقه است که به نام اتاق صوت و موسیقی شهرت پیدا کرده و تاعلاوه بر زیبای و ایجاد نقوش دیواری انعکاسات حاصله از نغمه های سازندگان و نوازندگان به وسیله این اشکال مجوف گرفته شده و نغمه ها و صداها طبیعی و بدون انعکاس به گوش می رسد.
به طبقه سوم عمارت عالی قاپو دردوره سلطنت شاه عباس دوم تالاری با ۱۸ ستون از چوب چنار اضافه شده است که ستون های آن با آیینه پوشش می شده و سقف آن با صفحات بزرگ نقاشی روی آلت های چوبی تزئین شده است.
دیوارهای تالار عمارت عالی قاپو به طوری که عیان است دارای دو پوشش تزئیناتی می باشد که بر روی هم قرار گرفته اند. پوشش زیرین تزئینات عهد شاه عباس دوم است و پوشش بعدی تزئیناتی است که به ذوق و سلیقه شاه سلطان حسین در تالار این کاخ اضافه شده است. تزئینات نقاشی

و اشعاری به خط نستعلیق قرمز رنگ بر زمینه گچ سف در زیر قشری از گچ دیگر که در اواخر عهد قاجاریه دو پوشش عهد صفوی را مستور نموده است آسیب زیاد دیده است.بررسی دیوارنگاره های دوره صفوه خود نیاز بقه پژوهشهایی مفصل دارد که در قالب چندین رساله می توان به آنها پرداخت.

 

کاخ هشت بهشت:
ساخت دیوار نگاره ها با استفاده از تکنیک کاشی هفت رنگ از دوره صفویه آغاز می شود و به جای نقش اندازی بر روی گچ، این بار نقش ها بر روی کاشی و با استفاده از لعاب اجرا می گردید که بشتر برای تزئین نمای بیرونی کاخ ها و بناهای مختلف رواج پیدا کرد. کاشی های مختلف مساجد و هشت بهشت اصفهان از این گونه است. به طور کلی شیوه کاشی هفت رنگ از این دوره به بعد به راحتی در به کار بردن نقوش بر روی کاشی، جای خود را باز کرد و کاربرد فراوان یافت، تأثیر این شیوه در دوره زیندیه و قجاریه بیشتر شده و کاربرد فراوان تری می یابد.

 

تأثیر نقاشی غرب در ایران:
نأثیر نقاشی غرب بر نگارگری ایران از دوره صفویه آغاز می شود این در حالی است که ارتباط میان ایران و غرب از مدتها پیش آغاز شده و پایه های ان گذاشته شده بود. در زمان تسلط مغول ها بر ایران و پایه گذاری دولت ایخانی توسط هلاکو، توجه به غرب به منظور اتحاد در مقابل مملوکان آغاز شده بود و آخرین نبرد را الجایتو برادر غازان در سال ۷۱۳ هجری قمری انجام داد.
در سراسر این دوره فرمانروایان مغول بیهوده کوشیدند تا با شاهزادگا اروپایی بر ضد دشم

ن مشترک خود مملوک ها پیمان اتحاد ببندند.(آپاقا) نیای غازان با پاپ و ادوارد اول پادشاه انگلستان مکاتبه داشت، ارغون پد غازان نیز با ( فیلیپ زیبا) پادشاه فرانسه تماس برقرار کرده بود، خود غازان در نامه ای که به پاپ( بونیفاس هشتم) می نویس به طور آشکار به یک طرح مشروح برای حمله به سوریه اشاره می کرده که قبلاً ان را به شاهان اروپا پیشنهاد کرده بود. اهمیت این مکاتبه تا ان زمان کاملاً ارزیابی نشده بود. این نخستین باز از روزگار باستان به بعد بود که یک دولت متمرکز که تقریباً سرزمینی را به پهناوری شاهنشاه ساسانی اشغال کرده بود با باختر مسیحی ارتباط مستقیم بر قرار کرد.

روابط ایران با غرب در وحله اول، جهت اتحاد در مقابل دشمنان مشترک صورت گرفت و هیئت های خارجی هنگام حضور در دربار ایران و ملاقات با شاه هدایایی را به رسم پیشکش تقدیم می داشتند که در میان این هدایا آثار هنری و نقاشی هایی به سبک اروپایی وجود داشته و در نتیجه باعث آشنایی درباریان و پادشاهان با این سبک ها میشده است ( اسکندر منشی) می گوید:

نخستین هنرمند ایرانی که صورت فرنگی را عجم تقلید کرد و شایع ساخت مولانا شیخ محمد سبزواری ، فرزند کمال، استاد قلم ثلث، نقاش معاصر شاه تهماسب و شاه اسماعیل دوم بود که مردی بذله گو و شیرین سخن بوده در فن تذویر رنگ آمیزی و یکه صورت دم از یکتایی می زد و نستعلیق را بسیار خوب می نوشت. و به گفته مولف فوق کسی بهتر از او چهره پردازی نمی ک

رده است.
مسافر اسپانیولی ( گارسیادوسیلوافیگوه را) در ضمن شرح مسافرت خود به ایران می نویسد که شاه اسماعیل در شهر شیراز کاخی برپا کرده بود که در آن تابلوهایی از هنرمندان ایتالیایی وجود داشت که احتمالاً به وسیله ونیزی ها به ایران فرستاده شده بود. معهذا چون مسافر در تاریخ ۱۶۱۶ میلادی یعنی تقریباً یک قرن پس از مرگ شاه اسماعیل اول به ایران آمده ممکن است شاه اسماعیل دوم را به جای شاه اسماعیل اول گرفته باشد و بانی چنین کاخی شاه اسماعیل دوم بوده باشد.
این گونه ارتباطات خصوصاً در زمان شاه عباس رونق و رواج بیشتری یافت. دوره جکومت شاه عباس شاهد گشوده شدن درهای ایران به روی غرب است. سفیران بازرگانان مسافران و متخصصان فنون اغلب کشورهای اروپایی به طور روز افزون از پایتخت ایران و شهرهای مهم آن دیدار کردند.
در میان هدایایی که پادشاه اسپانیا فیلیپ سوم در سال ۱۰۲۷ ه.قـ توسط سفیر خود، دن گارسیادوسیلوافیگوه را، برای شاه عباس به قزوین فرستاده بود تعدادی تابلو نقاشی وجود داشت. آنان جهت تبلیغ دین خود به ایران آمدند و با توجه به سیاست شاه عباس، اجازه تبلیغ یافتند حتی کلیساهایی را ساختند و به تزئین آن پرداختند. و برای شاه عباس تصاویری از عیسی و مریم فرستادند.

در کاخ چهل ستون اصفهان چند تابلو به شیوه اروپایی وجود دارد که منسوب به نقاشان هلندی است. در اطراف سالن و هم چنین اتاق های اطراف ایوان آیینه، تعاد زیادی تابلو های کوچگپک مینیاتور وجود دارد که در حالات مختلف مجالس بز م شکاروهمچنین صورت های فردی یا زوجی مرد وزن در حا لات مختلف جلوس است و در مجلس بزم ویا در حال شکار واراریش نمایش داده شده ودر دو ایوان طر فین تالار مزبور که مشرف به باغ چهل ستون است تصویر ها یی از سفرا واروپاییان مشهوری که در آن عهد در پایتخت ایران بسر می برده اند وفعلاً شناخته نمی شوند جلب توجه می کنند . تصویر اروپاییانی که در کاخ چهل ستون نقاشی شده ومعدودی از آنها موجود است ، به احتمال زیاد کار دو نفر نقاش هلندی به نام آنژل ولوکار است که در دربار شاه عباس دوم بسر

می برده اند وچون پادشاه به نقاشی اشتیاق فراوان داشته است از طرف نماینده شرکت هلندی در اصفهان به خدمت وی گماشته شده بودند .
موضوع تعدادی از این دسته دیوار نگاره ها در کاخ چهل ستون در ایوان جنوبی ، بدین شرح می باشد :
تصویر یکی از زنان در باری که کلاه تاج مانندی بر سر دارد ، سبدی پر از میوه ، در بغل گرفته اس

ت ودست دختر بچه ای را در دست دارد .
کودک ، نیز حیوان کوچکی را در بغل گرفته است . بالای سر زن ، پرده ای به صورت جمع شده ، تصویر شده است ودر بقیه زمینه هیچ نقشی وجود ندارد .
نقاشی دیگر ، تصویر زن ومردی فرنگی که درون اتاقی ، بر روی صندلی نشسته اند ومشغول خوردن ونوشیدن می باشند ، جلوی آن ها یک میز قرار دارد .

صحنه دیگر پیرمردی در حال درس دادن به دختر جوانی است که هر دو لباس ایرانی به تن دارند . زنی اروپایی در نقاشی دیگر ، یک شیئی تزئینی را در دست گرفته ونشان می دهد وپارچه ای در دست دیگر دارد پرده ای به صورت جمع شده در بالای سر وی تصویر شده است . یا در صحنه ای دیگر مردی اروپایی که لباس شوالیه ها را بر تن دارد ، در یک دست اناری را نگه داشته ودر دست دیگر شمشیری دارد که نوک آن را بر زمین گذاشته است .
دیگر تابلو های این ایوان که بسیار کم رنگ وتقریباً محو شده اند ، صحنه هایی شبیه به همین موضوعات را نشان می دهند .
به طوری که دیوار نگاره های کاخ چهل ستون نشان می دهند ، اغلب دیوار نگاره هایی که حاوی صحنه های زندگی دردربار می باشند ، بیشتر معرف اروپاییان هستند ، شاید این امر به طرز رفتار شاهان صفوی ( از زمان شاه عباس اول به بعد ) با اروپائیان مرتبط بوده است . چنان که هربرت ، راجع به طرز رفتار شاه عباس اول نسبت به خارجیان می نویسد : شاه معتقد بود دربارش شکوه زیادی خواهد داشت که خارجیان را در لباس رسمی خودشان ببیند ، به طوری که هر قدر تنوع زیاد تر بود ، به فرموده شاه ، در بارو کشورش در داخله مفتخر ودر خارجه محترم بود.

این دسته از دیوار نگاره های چهل ستون که صحنه هایی از چگونگی زندگی را نشان می دهند ، اغلب توسط نقاشان اروپایی نقاشی شده اند در این دیوار نگاره ها معمولاً یک یا دو آدمی در ابعاد بزر گ وتا حدی نزدیک به حجم طبیعی بدن انسان نقاشی شده که تقریباً تمامی زمینه تابلو را پوشانده اند وموضوع آن ها بیشتر ، نشان دادن حالت چگونگی زندگی افراد اروپایی وهمچنین به تصویر کشیدن فرم لباس زنان ارو پایی بوده است .
بدین ترتیب گروهی از ارامنه که با هنر ونقاشی غربی آشنایی داشتند وارد ایران شده ، به ه

مراه خود شیوه جدیدی را آوردند که یکی دیگر از راه های ورود نقاشی غربی به ایران بوده است .
مهم ترین کلیسای مشهور تاریخی جلفا از نظر معماری ونفاست تزئینات نقاشی ، کلیسای ( سن سور ) است که مشهور به کلیسای ( وانک ) است ودر محل کلیسای ساده قدیمی تری که در سال ۱۶۰۵ میلادی بنا شده بود ورو به ویرانی نهاده بود ، بنیاد آن گذاشته شده است . این کلیسا از محل اعانات ارامنه جلفای اصفهان در سال ۱۶۵۵ میلادی برابر با ۱۰۶۵ هجری قمری آغاز شده ودر سال ۱۶۶۴ میلادی برابر با ۱۰۷۴ هجری قمری مقارن بیست ودومین سال سلطنت شاه عباس دوم به پایان رسید . داخل این کلیسا وتمام دیوارها واطراف وجوانب آن با تزئینات نقاشی به سبک ایرانی وتابلو هایی که نفوذ نقاشی ایتالیایی در آن محسوس است ، زندگی مسیح را معرفی میکند ، در این کلیسا بیش از سایر کلیساهای جلفا نقاشی وجود دارد .

این گونه است که نقاشی غرب در ایران جا می گیرد وبه همراه خود فرهنگ وتفکر غربی نیز وارد ایران می شود ویکی از راه های نفوذ این فرهنگ مادی می گرد .این تاثیر اندک اندک گسترش می ابد وراه را بر سنت های پسندیده نگار گری می بندد ودر نهایت به آنجا می انجامد که نقاشان ایرانی به مقلدانی تبدیل می شوند که آثار نقاشان غرب را کپی می سازند .
فصل چهارم
دیوار نگاری دوره زندیه در شیراز

تاریخ شهر شیراز
فارس ، استان پهناور تاریخی که مرکز آن مورد بحث ماست ، بخش مهمی از فلات ایران را از بخش های جنوبی تا حدود خلیج فارس تشکیل می دهد . در جای جای این منطقه وسیع ، آثار فراوانی از تمدن ادوارمختلف تاریخی به چشم می آید که هر یک فصلی از تاریخ وفرهنگ وهنر گذشته ما را باز گو می کند . تاریخی گویا ومصور وپر حادثه که هیچ گونه خدشه وتردیدی در آن راه ندارد .
نقش های بر جسته ای که کلک هنر زای هنر مندان چیره دست ، در سینه کوه ها وصخره های کنده وبه یادگار گذارده است ،ظرف های سفالی پر نقش ونگار وظریف که در تپه های ماقبل تاریخی سر تا سر این خطه ، به زیر خروار ها خاک هزاران سال پیش نهفته ، آثار حجاری ومعماری بس شگرف وعظیمی که در ویرانه های پاسارگاد وتخت جمشید واستخر وشاپور کازرون وفیروز آباد وسروستان خود نمایی می نماید وصد ها مسجد ومعبد وبرج وبارو که به حد وفور در شهر ودشت وکوه این استان نمودار است ، هریک برگ هایی پراکنده از همین تاریخ کهن است .

 

شیراز در عهد کریم خان زند
کریم خان زند ، معروف به وکیل از سال ۱۱۷۲ تا ۱۱۹۳ هجری قمری در قسمت عمده ایران سلطنت داشت وچون پایتختش شیراز بود در این شهر بنا های زیادی ساخته است که به نام بنا های وکیلی معروف است واگر آغا محمد خان قاجار از راه عداوت آن ها را ویران نساخته بود ، اکنون مقدار زیادی از آن ها باقی مانده بود .
کریم خان چون از تفنن وتجمل به دور بود هر چه در مدت قریب بیست سال سلطنتش بدست آورد صرف عمران وآبادی کرد .
کریم خان زند در سال ۱۱۷۳ هجری قمری کاخ گلستان را به سبک بنا های ساسانی به عن

وان دار الحکومه و دیوانخانه ومحل ارگ سلطنتی وحرم سرا بنیان گذاری نمود لیکن سه سال بعد یعنی در سال ۱۱۷۶ هجری قمری از فکر ماندن در تهران منصرف شد وبه شیراز آمد واین شهر را به پایتختی خود بر گزید . بنا براین در بیرون از شهر شیراز آن روزی ، جایی که امروز بازار وکیل وموزه پارس قرار گرفته طرح بنا های مفصل ومعظمی را ریخت ودر جوار کاخ مجلل سلطنتی ، ساختمان یک مسجد جامع بزرگ وبازار وحمام وآب انبار و دارالحکومه وسرباز خانه ومیدان مشق ومیدان اسب سواری وچوگان بازی (خیابان زند ) وچند کاروانسرا واسطبل بنا نهاد که تا سال ۱۳۰۰ هجری شمسی به حال خود باقی بود (واز آن پس به تدریج ویران وساختمان های جدید به جای آن ها ساخته شد )
معماری زندیه در حقیقت همان معماری عهد صفویه به صورتی ساده وبی پیرایه ومختصر تر است ، مسجد وبازار وحمام وکیل دنباله سبک ساختمان همین گونه ابنیه از عهد صفوی بشمار می رود .

اسلوب یدیع وجالب این معماری وحجاری ها وکاشیکاری های ظریف وبه کار بردن دقت وتوجه مخصوص ، بناهای مورد نظر را در نهایت استحکام وبلندنظری شروع وبه اتمام رسانید که تا کنون با اینکه نزدیک به دو قرن از آن ها می گذرد ودو زلزله شدید سال های ۱۲۳۹ و ۱۲۶۹ هجری قمری را گذرانده معهذا بدون کوچکترین خلل وتزلزلی بر پا واستوار است .قسمتی از این بنا ها از چهل

 

سال به این طرف ( از آغاز دوره پهلوی ) خراب شده وجای آن ها را بنا های شهر داری وداد گستری وثبت اسناد واداره آموزش وپرورش ودبیرستان ودارایی وشهر بانی ودبستان زند وکتابخانه ملی وبانک ملی وبهداری وفرهنگ وبانک سپه گرفته است .
از خصوصیات ابنیه وکیلی ، سادگی واستحکام آن هاست وسعی شده است که عمارات مطابق آب وهوای شیراز ساخته شود . در عین حال ابتکاراتی نیز بکار رفته که در نوع خود بی نظیر است ، مانند ستون های مرتفع یک پارچه که غالباً مار پیچی است وگاهی ساده وبا نقش ونگار است . مصالحی که در آن ها به کار رفته بهترین ومحکم ترین نوع مصالح است .
کریم خان به ساختن ابنیهوتکایا برج ها وبارو وخندق ومسجد وبازار اقدام کرد وآنچه در شیراز ساخته است عبارت است از : ۱- بازار وکیل وسراهای اطراف آن ۲- مسجد وکیل ۳-آرامگاه سعدی ۴-آرامگاه حافظ ۵-تکیه هفت تنان ۶- تکیه چهل تنان ۷-طاق قرآن با چند اتاق جنب آن ۸- باروی اطراف شهر ۹- برج ها ودروازه های شیراز ۱۰-خندق دور شهر ۱۱-سد دو طرف رودخانه خشک

شیراز ۱۲- پل روی رودخانه شیراز ۱۳- حمام وکیل ۱۴- آب انبار های وکیل ، سه عدد ۱۵- ارگ کریم خانی ۱۶-عمارت کلاه فرنگی ( موزه پارس) ۱۷-عمارت دیوانخانه ۱۸-باغ نظر ۱۹- سنگ قبر شاه شجاع ۲۰-باغ جهان نما ۲۱- عمارت مفصل سرباز خانه وطویله ۲۲-شتر خانه ( محل هنرستان فعلی ) ۲۳- تسطیح اراضی ناهموار اطراف شیراز ۲۴- مقبره شاه داعی الی الله ۲۵- قربانگاه ۲

۶- آرامگاه محمد رحیم خان زند ۲۷- راه آب بی نظیری که آب رکن آباد را از زیر رودخانه وخندق به داخل شیراز می آورد ۲۸- فاضل آب شهر شیراز که در زیر تمام کوچه های شیراز احداث شده وآب های باران وفاضل آب های شهر را به خندق دور شهر می برده است . اما آنچه اکنون از آثار مزبور باقی است عبارتند از بازار وکیل ، مسجد وکیل ، آرامگاه حافظ با اصلاحاتی ، تکیه هفت تنان ، تکیه چهل تنان ، پل روی رودخانه خشک شیراز ، آب انبار ها ، ارگ کریم خانی ، عمارت کلاه فرنگی ، عمارت دیوانخانه ، باغ نظر ، باغ جهان نما ، سنگ قبر شاه شجاع ، مقبره شاه داعی الله ، سنگ قبر محمد رحیم خان وحمام وکیل .
هفت تنان
هفت تنان دراویشی بودند که سالیان دراز در جوار آرامگاه حافظ زندگی می کردند ودر همان مکان نیز در گذشتند .قبر های آنان به امر کریم خان به صورت آبرومندی در آمد وعمارت زیبا به سبک

دیوانخانه در آن محل ساخته شد که جهت استراحت وسکونت رهگذران بود.
در ریشه کوه چهل مقام ، درست زیر تخت ضرابی باغچه ای است که کریم خان عمارتی شامل یک ایوان مرتفع که دو ستون سنگی یکپارچه خیلی بلند در آن بکار رفته است و هنوز قسمتهایی باقی است ساخته است.
داخل باغ هفت سنگ قبر یک شکل و قبور دیگری از عرفا وجود دارد.
بنا شامل یک تالار مرتفع با دو ستون ویک اتاق ویک راهرو در دو طرف تالار می باشد طبقه فوقانی نیز دارای دو گوشوار است . دیوارها مزین به مجالسی از نقاشی ومقرنس کاری ونقاشی گل وبوته بر آنهاست . مقابل تالار حوضی سنگی است ودر جنوب عمارت نیز کاروانسرا وآب انباری وجود داشته است .
گویند وقتی کریم خان زند عمارت دیوانخانه را ساخت ، چون از راه نیک نفسی میل داشت که عموم مردم شیراز در همه چیز با او شرکت داشته باشند ونمی شد که دیوانخانه را به روی همه بگشایند تا از صفا ومنظره تالار زیبای آن بهره مند شوند عمارت هفت تنان را به همان سبک ونقشه ساخت تا عموم مردم بتوانند در مواقع فراغت وتفریح از آن استفاده کنند .

در طاقچه های بالایی تالار پنج مجلس با رنگ وروغن بر روی گچ نقاشی شده وبه سهم خود از شاهکار های دوران زندیه است این نقاشی ها در سال های ۱۳۳۶ و۳۷ توسط نقاش وهنرمند فقید ، شادروان محمد باقر جهانمیری به همان طرح ونقش قدیمی اش تعمیر وتجدید گردید .
مجالس نقاشی از غرب به شرق عبارت از :
مجلس اول : درویشی با کشکول وتبرزین
مجلس دوم : حضرت موسی است در حال شبانی وتعدادی گوسفند در جلو او مشغول چریدن می با شند .
مجلس سوم : داستان شیخ صنعان ودختر ترسا . که شیخ را در میان مریدان نشان می دهد که با عجز ونیاز به سوی دختر ترسا که ایستاده توجه دارد.
مجلس چهارم : منظره قربانی کردن حضرت ابراهیم فرزند خود ،
در موردمجلس اول وآخر که دو درویشی را نشان می دهد نظرات

مختلفی ابراز شده است .برخی چون علی نقی بهروزی درویش آخری را شاه عباس کبیر معرفی می نماید . بنا به نوشته علی سامی به نقل از گفته های مردم این دو درویش را سعدی وحافظ می دانند . وسید محمد تقی مصطفوی این دو درویش را شاه صفی وکریم خان در لباس فقر معرفی می نماید .
غیر از این پنج مجلس بر در ودیوار تالار نقش ونگاره های ظریف وزیبایی به همان سبک دیوار نگاره های ارگ کریم خان ودیوان خانه وعمارت کلاه فرنگی با رنگهای مطبوع طراحی شده است .
این عمارت با معماری زیبا ونقاشی هایی کم نظیر از این زمان هم اکنون مهجور وزخم خورده از

گذر زمان در پای کوه چهل مقام قرار گرفته است. محلی که زمانی مقام ا عتکاف زاهدان و عارفان بوده و هم اکنون به عنوان موزه سنگ و محل برگزاری چند کلاس در زمینه هنر های سنتی است . فضایی که به دلیل کم توجهی در گذشته و عدم تخصیص اعتبار در حال حاضر نابسامان و آشفته ، بیننده را دچار تاسف می سازد. سنگهای قبور و نقشهای بر جسته و ته ستون هایی که از مناطق مختلف استان گردآوری شده و در حیاط این محل نگهداری و به صورتی نا مناسب در معرض دید بازدید کنندگان است.

کار مهمی که اخیراً صورت گرفته حفاظت از دیوارنگارهای این بناست . نکته قابل توجه دیگر اینکه این ساختمان در اتاقهای دیگر نیز دارای نقوش گل و بوته و نقاشی بر روی گچ بوده که در دوره ی قاجاریه بر روی آنها گچ کشیده اند که که برای آوردن این نقوش از زیر گچ باید اقدام جدی صورت گیرد . آثار دیگری را نیز کریم خان در داخل و خارج شهر شیراز احداث کرده است که از آن جمله کاروانسرا ، آب انبار ، مدرسه ، حمام و باغ را می توان ذکر کرد . مهم ترین این آثار تکیه سعدیه ، چهل تنان و تعمیر و احداث ساختمانهای جدید در آن محوطه است. مدرسه آقا بابا جان ،کاروانسرا ، باغ جهان نما و باغ خلوت نیز از آن زمره است که صاحب آثارالعجم یعنی فرصت شیرازی به کرات از آن یاد کرده است .
فصل پنجم

دیوار نگاره های دوره قاجاریه در شیراز
شیراز در عهد قاجاریه
پس از کشته شدن محمد خان ، همان طور که در تاریخ ظبط است پسر بزرگترش آقا محمد خان به اتفاق برادران خود در پناه کریم خان قرار گرفت وآغا محمد خان تا زمان در گذشت کریم خان در شیراز در دستگاه زند می زیست،هنگامی که کریم خان مشرف به موت بود آغا محمد خان در خارج شهر شیراز و سرگرم شکار بود و همین که از در گذشت خان زند آگاه شد از همان جا رهسپار موطن اصلی خود یعنی استر آباد و مازندران گردید .
تاثیر معماری وهنر زندیه در عهد قاجار

در سال ۱۱۷۳ هجری قمری هنگامی که کریم خان برای بر قراری آرامش به آذر بایجان می رفت دستور داد که عمارت خاصه ودیوانخانه ای در تهران بنا کنند : ( در حالتی که خیام غروشان در سلطانیه وزنجان سرکوب برجیس وکیوان بود حکم مقدس جاری وفرمان بر مزاج ملک ساری شد که عمارتی به جهت خاصه سرکار در بلده تهران بپردازد . کارگزاران دیوان عدالت ارکان شروع به سرانجام کار وتدارکاسباب کرده ، معماران اقلیدس گشا وبنایان کار آزما ونجاران بدایع نگار ونقاشان هیکل نگار از هر گوشه وکنار جمع آورده ، شروع به اساس این بنای زیبا کرده ، در اندک روزی این عمارت بهشت رونق ، سرکوب سپهر مطلق وغیرت چرخ معلق ورشک طاق کسری وایوان خورنق گشته ، در ایوان خلد وحرم ومکان های کشیک چی وخدم بنایی چون باغ ارم وخانه ای چون بیت الصنم به اتمام رسید .)
عامل مشخصی که در معماری عهد زند یه در ابنیه سلطنتی به چشم می خورد ایوان دو ستونی بسیار زیبا ومتناسب است که نمونه ای از آن در بنای قدیمی پست خانه شیراز
( دیوانخانه ) باقی مانده است ونوع کامل آن در بنای تخت مرمر در کاخ گلستان که همان گونه که ذکر شد، اساس آن به فرمان کریم خان زند ریخته شد وآنچه از مصالح قابل توجه که حمل آن از شیراز به تهران میسر بود به فرمان آغا محمد خان قاجار در بنای مزبور مورد استفاده قرار گرف

ت .
با مختصر توجه به بعضی از ابنیه سلطنتی صفویه در مازندران واز جمله کاخ شاه عباس اول در ساری وکاخ چهل ستون اصفهان مخصوصاً ایوان بزرگ دو ستونی کاخ اخیر الذکر که
مدخل اصلی تالار بزرگ آن را تشکیل می دهد ، به خوبی می توان دریافت که شیوه بسیار زیبای ایوان دو ستونی عهد زندیه نیز پیروی این گونه ایوان ها از عهد صفویه به شمار میرود . از این گ

ونه ایوان ها ی دو ستونی به طور فراوان دیده می شود که هنوز بسیاری از آن ها بر پا وموجود است .
( عمارات وآیینه خانه های خاقان علیین مکان را که هر یک نمونه باغ جهان ونشانه بهشت جاودان بود ، به تیشه بی انصافی ویران وسنگ های مر مر منبت منقش ودر های خاتم وپرده های مصور دلکش وآئینه های عریض وطویل که خاقان گیتی کشان در ایام دولت از جمیع ممالک روم وروس جمع نموده در عمارات مبارکات نصب فرموده بودند ، در دارالملک مزبور به معماری همت بلند

ساخته بودند منصوب وکار گذاشت .)
نفوذ معماری دوران زندیه در ابنیه سلطنتی تهران منحصر به استفاده از آنچه برای ساختمان تخت مرمر از شیراز آورده اند یا احداث ایوان های دو ستونی سابق الذکر نیست بلکه آغا محمد خان قاجار علاوه بر استفاده از متعلقات ساختمانی عمارات وکیل در بنای تخت مرمر تهران بسیاری از هنر مندان شیراز را که استادان زبر دست کاشی پزی ونقاشی وحجاری وگچبری وآیینه کاری

وامثال آن بودند نیز به تهران آورد. وبقاع متبرکه وکاخ های سلطنتی وعمارات بزرگان تا زمان ناصرالدین شاه ۱۲۶۴-۱۳۱۳هجری قمری که طبق سنت نیکوی قدیمی با اشاره به به عمل خود نامشان را در محل مناسبی بر کاشی ونقاشی یا اثر دیگر هنری نوشته اند به طور متعدد دیده می شود وبهره مندی وافر تهران را از مکتب هنری شیراز بهتر نمایان می سازد .
در دوره شا هان مختلف قاجاریه همت برخی بزر گان وبانیان نیکو کار فارس در راه تعمیر واحیای بقای متبرکه وساختمان یا تکمیل و تزئین مساجد زیبا وحسینیه ها و آبادانی یا احداث باغ ها و کوشک ها در شیراز نمودار ادامه پرتو افکنی روح هنر دوست مردم آن سامان است که با وجولطف و صفای معنوی وظاهری آن وشایسته مردم نیکو نهاد فارس است در بر داشته باشد .
در دوران قاجاریه هنر رنگ آمیزی کاشی های خشتی معروف به هفت رنگ به وسیله استادان با ذوق وزبر دست شیرازی به زیبایی ودل پسندی هر چه تمام تر جلوه گر شده بود ، چنان که نمنه های عالی آن ، کاشی کاری پیشانی بالای ایوان بزرگ حسینیه مشیر ومسجد نصیر الملک وبالای ایوان باغ ارم وامثال آن است . همین نکته در باره نقاشی های خوش طرح وزیبایی که بر صقف

 

ها ی تیر وتخته منظم بعضی ابنیه قدیمی شیراز انجام یافته ونمونه های آن در اتاق های شمالی وجنوبیعمارت معروف به اندرونی قوام الملک موجود است نیز صدق می نماید ، به طوری که از نقاشی ها وتصاویر بعضی کاخ های سلطنتی تهران در دوران ناصر الدین شاه قاجار بر می آید این هنر ظریف واین گونه نقش ونگار بر سقف هم که آن را (مرجوک ) بر وزن ( مردمک ) مینامند ، مانند هنر های ظریف دیگر به وسیله استادان شیرازی در ابنیه سلطنتی وساختمان های مهم دیگر تهران

متداول و مورد استفاده واقع گشته بود .
بدین ترتیب ، تاثیر معماری زندیه وخصوصاً هنر های وابسته به آن در اوایل دوره قاجاریه بسیار شدید است واین شیوه در هنر قاجار تا اواسط آن ادامه می یابد وخصوصاً در کاشی کاری معماری ونقش برجسته ها بیشتر قابل مشاهده است در نقاشی دیواری تاثیر غرب را بیشتر می توان دید خصوصاً شیوه نقاشی بر روی چوب که در سقف بنا در دوره قاجار متداول می شود ، کاملاً متفاوت با

نقاشی دیواری دوره زندیه است . زیرا در دوره زندیه سقف بنا ها عموماً مقرنس کاری وگچ بری شده وبه روی آن نقاشی صورت گرفته ویا در طاقچه ها هم نقاشی بر روی گچ اجرا شده است ، در حالی که نقاشی دوره قاجار در این بناها عمدتاً تحت تاثیر شدید نقاشی غرب وبر روی چوب ، برای سقف های تخت به کار میبرد . در تزئین دیوار ها نیز در دوره قاجاریه آیینه کاری رواج بیشتری می یابد وشیوه های مختلفی از آیینه کاری را مشاهده می کنیم . ضمن اینکه نقاشی پشت آیینه مه به طریق گونا گون وجود دارد .
در دوره قاجاریه سه خانواده در شیراز از همه مقتدر تر وغالباً دست در کار حکومت بوده وبا یکدیگر رقابت می ورزیده اند . سه خانواده عبارت بودند از خانواده قوام از اولاد حاج میرزا ابراهیم خان کلانتر که غالباً منصب کلانتری را در شیراز داشتند وساکن محله بالا کفت بودند .این خاندان بنا هایی ساختند که معروف ترین آن ها عبارتند از : دیوانخانه قوام ( نارنجستان ) ، اندرون قوام ( خانه زینت الملک ) که به فاصله یک کوچه در کنار خیابان لطفعلی خان قرار دارند وحسینیه قوام .مسجد وحمام حاجی هاشم که منسوب به حاجی هاشم جد اعلای این خانواده می باشد .وهمچنین باغ های سالاری وکلانتری در شرق محله بالا کفت .
خانواده دوم : خاندان مشیر است که اغلب منصب وزارت فارس را داشته اند .مسکن این خانواده در محله سنگ سیاه بوده ومجموعه ابنیه ای که در این محل احداث کرده اند عبارت از مسجد

وحسینیه وخانه مشیر وکاروانسرا وبازار وتیمچه وتکیه است .
خانواده سوم : سران ایل قشقایی است که اغلب مقام ایل بیگی عشایر قشقایی را داشته اند در سمت غرب محله میدان شاه زندگی می کردند ومجموعه بنا های آن که معروف به مسجد وباغ وحسینیه وحمام ایل خانی است در این محله قرار دارد .