رابطه اختلالات رفتاري فرزندان با جدايي والدين

 

مقدمه
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازوجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمةً انّ فی ذالک لایات لقوم بتفکرون ( ۲۱ – روم )
برای شما ازخوداتن جفتی آفرید از او آرامش یافته و با هم انس بگیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود و در این امر نیز برای مردم با فکر و ادله و حکمت حق آشکار است .
هرچند موضوع این گزارش و تحقیق طلاق است اما لازم است قبل از طلاق به مسئله ازدواج که زمینه و بستر طلاق بر آن استوار است تا حدی روشن گردد ازدواج اساس بقای حیات موجود انسانی و شرط تناسل در اقوام مختلف و تولد نوع بشری در مکاتب و اقوام و نحل گوناگون با سنت

ها و آداب و رسوم گوناگون است و انتخاب زوج یا زوجه و ادامه زندگی و تناسل و تولد نسل جدید متضمن حفظ و اصلاح نژاد انسانی و توجه و تربیت نسل های بعدی و اداره امور جامعه و فعالیت های گوناگون فردی در تولید و توزیع اقتصادی و گردش تعاملات اجتماعی و فرایند ها فرهنگی و گردش امور سیاسی و هنریو … مرهون این کورکان و نسل های آینده است که از ازدواج محقق می گردد .
ازدواج در کل دارای اهداف و کارکردهای زیر است : ( ستوده – ۱۳۷۶)
۱٫ ایجاد کانون آرامش و انس والفت برای زن و شوهر و فرزندان
۲٫ جایگزینی و بوجود آوردن نسل جدید و پرورش فرزندان سالم و توانا

۳٫ وسیله ای برای تحقق پاکدامنی و پاکی روابط اخلاقی
ولی همیشه اتحاد زوجین وفق مراد آنها نیست و همیشه سازگاری اخلاقی و رفتاری و عاطفی و ارتباطی زوجین برای یکدیگر قابل تأمل و تحمل نیست و همیشه اوضاع و شرایط و مشکلات زندگی و خصوصیات فردی و اجتماعی افراد و زوجین آن چنان نیست که یکدیگر را بپذیرند و با مشکلات مقابله کنند و همیشه تعادل و همبستگی زوجین در عشق به یکدیگر و وفا و پایداری در ازدواج دوام و استمرار ندارد و همیشه عوامل محیطی مثل اعتیاد والدین ، ورشکستگی ، حبس در زندان و خصوصیات فردی افراد مثل پرخاشگری و عصبیت و تندخویی و فحاشی و یا ضعف مالی و یا

رفتارهای قبیح مثل قماربازی و شرب خمر و مشروبات الکلی و رفیق بازی و عدم تمکین زوجین به یکدیگر یا هوس انتخاب زوج یا زوجه دیگر و یا اغفال و بد گمانی و سوء ظن و ازاین قبیل موارد اساس و بنیان خانداده ها را تهدید می کند و اگر زوجین ناتوان از حل و کنار آمدن با آنها نباشند لاجرم این پدیده شوم و خانمان سوز یعنی طلاق اتفاق می افتد .
جدايي:
طلاق در لغت به معنی رها شدن و جدایی از عقد و پیوند نکاح و فسخ کردن عقد است و پدیده ای است که امکان گسیختن پیوند زناشویی را بوجود می آورد .( ستوده – ۱۳۷۶ )
طلاق در همه دیدگاهها و مکاتب و اقوام و ملل و و ناهنجار نا میمون شمرده شده است و در ز

مره یکی از مهمترین و مؤثرترین آسیب های اجتماعی خانواده ها و اجتماع بشمار می رود .
ولتر می گوید : ازدواج و طلاق در این جهان با هم متولد شده اند و شاید ازدواج چند روزی زودتر متولد شده است ، زیرا پس از زناشویی و گذشت چند روز یا چند ماه روابط زناشویی پیدده طلاق ممکن است .به وجود آمده باشد . طلاق و ازدواج هر دو از قدیم بوده اندو برای بشر هر دو ضرورت و لازم هستند .( حقانی زنجانی – ۱۳۶۵ )
در الواح و نوشته های مجورابی امر طلاق وجود داشته است و به طور عمده طلاق دهنده مرد بوده است و زنان اختیاری درطلاق نداشته اند و طبق آثار موجود تا اواخر قرن نوزدهم طلاق در اروپا ممنوع بوده و علی رغم مخالفت کلیسا به صورت گسیخته و غیر قانونی و بعدا ًقانونی مسأله طلاق رایج شد . ( ستوده – ۱۳۷۶ )

انواع جدايي در ایران:
طبق قوانین اسلامی در ایران طلاق به ۴ شکل رجعی ، بائن ، خلع ، مبارات انجام می شود .
در رجعی مرد می تواند قبل ازاتمام عده ( ۳ ماه ۱۰ روز ) بدون عقد مجدد به زن خود رجوع کند و در نوع بائن مرد بعد از طلاق باد مجدداً عقد نماید .
در نوع خلع : زن با بخشش مال و مهریه و یا اخذ آن از شوهر می خواهد او را طلاق دهد .
در نوع مبارات : مرد و زن از یکدیگر بیزار شده و زن قسنتی از مهریه را به شوهر می بخشد و

مرد هم از داده های قبلی صرف نظر می کند . ( رساله نوین – جلد سوم – امام خمینی ( ره ) ترجمه آزاد شیراز ۱۳۶۴ ) این موارد فقط صورت طلاق است و در بطن و متن و عواقب و تبعات آن عوارض و مشکلات زیادی برای جامعه و زوجین به خصوص فرزنذان را به دنبال دارد . و چون پیوند مستحکم و عاطفی و احساسی و حمایتی و نیازمندی فرزندان در در طلاق والدین گسسته می

شود .چون دانه های تسبیح پاره شده به محیط پراکنده می شوند و چون مأمنو محیط قابل اعتماد و مطمئن پیدا نمی کنند و عقده ها و خواسته های آنان برآورده نمی شود در کوچه و محله و احتمالاً در خانه اقوام رها می شوند و یا برخی از آنان در کانون های اصلاح و رفتار و غیره نگهداری می شوند و گروه های بزهکار و فرصت طلب در دام این فرزندان نقش اغفال کنندگی و جنایت کاری و خلاف کاری را ر شخصیت آنان به وجود می آورند . ( احمدی – ۱۳۷۳ )

اختلالات رفتاری
روان شناسان و روان پزشکان اتفاق نظر دارند که اختلالات شخصیتی زاییده اختلالاتی است که در روابط بین اعضای خانواده در کودکی به وجود می آید
مطالعات بالبی ، بروونس ، لیپتون در پس از سال هلی ۱۹۶۷ ثابت کرده است که دوری کودک از پدر و مخصوصاً از مادر برای مدت مدید و طولانی و یا سپردن او به پرورشگاهها تقریباً همیشه با اختلالات رفتاری در کودکی و نوجوانی همراه بوده است . ( میلانی فره ۱۳۷۰ )

کودکان یتیم و ترد شده از خانواده ها که در محیط های پراکنده شهری و در خانه های اقوام و بستگان به صورت تحملی رشد می کنند و یا در پرورشگاه ها و یا کانون های اصلاح و تربیت قرار میگیرند تقریباً هیچگاه نمی توانند رفتار صحیح را بیاموزند و همیشه از نظر روابط عاطفی دچار خلاء و اختلال عاطفی هستند و حتی والدینی که خود به نیازهای عاطفی فرزندان توجه ندارند اکثراً از افرادی هستند که خود در دوره کودکی و نوجوانی از عاطفه برخوردار نشده اند و یا تأمین روانی و عاطفی و شناختی آنان در فضایی از رنج و درگیری و ستیزو … بوده است ( میلانی فر ۱۳۷۰ود هیچگاه درخت یا گیاه نمی تواند به رشد کامل و نهایی خود برسد و به میوه دهی و … برسد .
انسان نیز در دوران کودکی نیاز به تغذیه و آب و ویتامین و پروتئین و چربی و املاح برای رشد جسمانی و توجه و عاطفه و محبت و برقراری ارتباط و پرورش استعدادهای روانی و شناختی برا

ی پرورش روح و جان و نفس را دارد و اگر در دوران کودکی و در اثر طلاق این توجه و رسیدگی و القاء عاطفی و تنفیذ بار محبت و رفع نیازهای شناختی در مورد کودک از منبع پدر و مادر به او داده نشود روان و امور شخصیت شناختی وی دچار اختلال شده و برای برخورداری خود از این نیازها به دیگران پناه می برد و چون همواره قصد گروههای مختلف منحرف و بزهکار از کودکان و نوجوانان سو

د جویانه و ضد انسانی است و کودکان شناخت کافی از مقاصد و اهداف این گروه ها را ندارند و در دوره تبعیت و اطاعت و الگو پذیری قرار دارند سریع جذب این جموعه های خطرناک می شوند و در زمان کوتاه دچار اختلال شخصیت رفتاری می شوند و برای وابسته کردن آن ها از روش های جذاب و کودک پسند استفاده می کنند و به راحتی سرنوشت و آینده آن ها را دچار تزلزل و انحراف می کنند .( میلانی فر ۱۳۷۰ )

 

جدايي و اختلالات رفتاری
طلاق انفجاری است که منظومه خانوادگی و روابط عاطفی و شناختی و اجتماعی نزدیکترین اعضای ارتباطی و عاطفی را از هم می پاشاند . و امید و اعتماد و نقش پذیری کودکان و نوجوانان از والدین و نیاز آن ها به حمایت های مالی و عاطفی و درمانی و شناختی و و اجتماعی از آن ها دچار بحران و دگرگونی می گردد و نوعی احساس درماندگی و احساس حقارت و خود کم بینی ( منصور – ۱۳۶۹ ) در افراد به وجود می آید . همین احساسات خود نوعی اختلالات رفتاری را خلق می کنند . کودک و نو جوانی که احساس خود کم بینی می کند در ادای تکالیف مدرسه و پاسخگویی به سؤالات اضطراب شدیدی دارد واز این که این توانایی را ندارد به خود فرو می رود

 

و گریز و انزوا از جمع و گروه را انتخاب می کند . احساس درماندگی عزت نفس او را کاهش می دهد و استعدادهای درونی خود را در وجود بحران زده خود دفن می کند . احساس کهتری در وجود نوعی نگرش برتری دیگران سنت به خود را تشدید می کند و خود را در تمام زمینه ها از همسالان و هم بازی ها کمتر می بیند و شاید در ادامه و بحرا ن آنها به افسردگی و اضطراب مرضی و گوشه گیری هم مبتلا می شود . ( نیکخو محمدرضا ۱۳۷۹ – روان پزشکی بالینی )

تحولات عاطفی نوجوانان و نقش والدین در اختلالات رفتاری :
دوره نوجوانی دوره کسب نیازهای عاطفی و روابط اجتماعی از والدین و تمرین آن در اجتماع و مدرسه وگروه های همسالان است ودر این سنین اسن که کودکان بزرگ شده و نوجوانان علاقه شدید دارند که آموخته ها و استعدادهای درونی را در معرض همسالان و دوستانقرار دهند . ( علی اصغر احمدی – ۱۳۷۶ ) . اهمیت گذر از این مرحله است که جوانانی مستقل و با اراده و قوی و با اعتماد به نفس بالا را به وجود می آورد و در عین حال در معرض آسیب ها و آفت های فراوان است . در دوره نوجوانی فرد هیجانی تر از دوره های دیگر است و این هیجان ها عبارتند از : الف ) خشم ب ) یأس ج ) ترس د ) محبت
در این دوره نوجوانان به سرعت خشمگین می شوند . در این دوره در مقابل کوچکترین شکست و بی توجهی یأس و نا امیدی بر آن ها چیره می شود . در این دوره ترس از محیط والدین و حوادث بیشتر شخصیت او را می گیرد . در این دورن اساس علاقه مندی به همسالان به خصوص جنس مخالف شدید تر می گردد . و از مجموعه این رفتارهای شخصیتی فرد هویت خود را می یابد .

احساس هویت یکی از مهمترین شاخصه های شخصیتی افراد و نوجوانان به شمار می رود و از این اساس گروههای انحراف به نفع خود استفاده می کنند که هویت جنسی ، هویت شغلی و هویت تحصیلی و هویت اعتقادی و هویت اجتماعی در این دوره بسیار حساس و شکننده است . ( علی اضغراحمدی – ۱۳۷۶ )
جدايي و اختلالات رفتاری- اجتماعی
صرف نظر از رفتارهای اختلالی مثل اضطراب و افسردگی و خود کم بینی و احساس حقارت که از ناحیه طلاق و گسیختگی خانواده ها نصیب کودکان و نوجوانان می شود و در بعد اجتماعی رفتارهای اختلالی خطرناک تر است . قرارگرفتن کودکان و نوجوانان بی سرپرست در محیط های نا آرام و نا سالم اجتماعی که هر لحظه که هر لحظه سوداگران و سوء استفاده کنندگان و بهره

برداران از این گروه درکمین شکار این نیروهای سالم و بی تجربه و طعمه ها قرار دارند و با دادن وعده های فریبنده و اغفال کننده و جذاب مثل آزاد شدناز امر و نهی والدین ، کیف کردن در کنار دوستان ، هر کاری دوست داری انجام بده ، ماشین و موبایل و انواع خوردنی ها و مسافرت ها در انتظار شماست و از این قبیل شعارها نوجوانان را رد دو یا سه هفتهای قرار می دهند و زرنگی و شجاعت دیگر دوستان تازه آن ها را در قاپیدن کیف و بقیه اشیاء و جیب بری به رخ آن ها می کشند و قرمانان را به آغوش می کشند تا انگیزه و حس رقابت و خطرپذیری را در آن ها زنده کنند و با اولین سرقت یا کیف قاپی در گرداب و دام انحراف و رفتارهای ضد اجتماعی قرار میگیرند و از این موفقیت مورد تشویق و تأیید گروه واقع می شوند و نای رفتارهای ضد اجتملعی در زمینه مساعد

شخصیت آن ها شکل می گیرد .
آمار و اختلالات ناشی از جدايي :
طبق تحقیقات انجام رفته در سراسر جهان و نیز ایران و در منطقه مورد مطالعه حاضر قریب به اتفاق کودکان و نوجوانان دارای اختلالات رفتاری جزء خانواده هایی هستند که ( احمدی ۱۳۷۳ )
الف : طلاق گرفته اند ۳۴%
ب : در آستانه طلاق هستند ۳۰%
ج : طلاق نگرفته اند اما در روابط خانواده همیشه کشاکش و ستیز و دعوا امری عادی و معول شده است . ۶۲%
د : پدر و یا مادر نبوی در گذشته از شرایط و اختلالات رفتاری رنج برده اند و توتنایی پرورش و تربیت صحیح کودکان را نداشته اند .۲۴%
ه : محیط زندگی به شدت مسعد و آماده جذب کودکان و نوجوانان به اختلالات رفتاری بوده است .
و : نگرش به اختلالات از طرف والدین امری عادی و پذیرفته شده بوده و اهمیت چندانی به بروز رفتارهای اختلالی نداده اند .
ض : محیط های سالم فرهنگی و مذهبی و گروه ها فعال علمی و هنری و تفریحی و پرورشی در مقابل گروه های بزهکار کمتر بوده است .

 

رديف نويسنده سال اثر ترجمه انتشارات محل انتشار
۱

۲

۳

۴
۵
۶

۷

۸ احمدي،سيداحمد

ستوده،هدايت

حقاني،حسين

خميني(ره) روح اله

نيكخو،محمدرضا
ميلاني فر،بهروز
منصور، محمود

تبريزي ۱۳۷۳

۱۳۷۶

۱۳۶۵

۱۳۶۴

۱۳۷۹
۱۳۷۲
۱۳۶۹

۱۳۸۳ روان شناسي نوجوانان و جوانان
آسيب شناسي اجتماعي
طلاق يا فاجعه انحلال خانواده
رساله نوين (جلد سوم)
روان پزشكي باليني
بهداشت رواني
احساس كمتري

قرآن كريم

شيرازي
رشد

مهدي الهي قمشه الهي مشعل

آواي نور

دفتر فرهنگ اسلامي
نشرآثارامام

رشد
قومس
دانشگاه تهران

لقمان اصفهان

تهران

قم

تهران

تهران
تهران

تهران

قم

منابع و مآخذ