رابطه بين خود پنداره و آرايش دختران

چكيده:
پژوهش انجام شده در مورد مسئله رابطه بين خود پنداره و آرايش است. فرضيه اين پژوهش عبارت بود از اينكه بين خودپنداره دختران با آرايش و دختران بدون آرايش تفاوت معني داري وجود دارد. در اين پژوهش از روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي استفاده شده است. نمونه مورد نظر از دانشجويان دختر دانشگاه آزاد (واحد قزوين) مي باشد. اين نمونه شامل ۱۰۰ نفر كه ۵۰ نفر دختران با آرايش و ۵۰ نفر دختران بدون آرايش هستند. لازم به ذكر است كه به دليل

محدوديت‌هايي از نمونه ۵۰ نفري دختران بدون آرايش كاسته شد و اين نمونه به ۹۳ نفر رسيد.
در تجزيه و تحليل داده ها از ارزش آماري T براي گروههاي مستقل استفاده شده است كه ابزار مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامه خودپنداره كارل راجرز است.

در بررسي به عمل آمده نتايج حاكي از اين است كه بين خودپنداره دختران با آرايش و بدون آرايش تفاوت معني داري وجود دارد. بطوري كه افراد با آرايش از خودپنداره مثبت بالاتري برخوردار هستند يعني به خود واقعي شان نزديك تر هستند. آنچه را كه مي توان در آخر ذكر كرد اين است كه بيشتر افراد اين پژوهش از خودپنداره پاييني برخوردار هستند بطوري كه از ۹۳ نفر فقط ۲۸ نفر داراي خودپنداره نرمال بودند.

پايان نامه جهت اخذ درجه:

كارشناسي مشاوره
موضوع تحقيق :
مقايسه خويشتن پنداري دانشجويان دختر با آرايش و بدون آرايش
دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج
استاد راهنما :
دكتر علي رضا جعفري
گردآورنده :
شيما عرفاني

سال تحصيلي :
۸۹-۱۳۸۸

تقديم :

اين پژوهش را تديم مي كنم به تمام كساني كه مرا در
اين چند سال تحصيلي ياري كردند .

تقدير و تشكر :

 

سپاس يگانه هستي را سزاست كه جان را به گوهر انديشه مزين گردانيد ، سپاس ايزد مهر آفرين را سزاست كه فرجام شيرين در انتهاي حركت ها مقرر نمود شايسته است مراتب امتنان و سپاس خود را از پدر و مادر عزيزم وهمچنين استاد گرانقدر كه با ارائه رهنمود هاي علمي و ارزنده خويش كليه مراحل انجام پژوهش را پيگيري و توفيق انجام آن مسير نمودند ، ابراز نمايم و آرزوي توفيق بيش از پيش را براي ايشان و خانواده محترمشان دارم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول- مقدمه پژوهش
چكيده
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………… ۳
بيان مسئله ………………………………………………………………………………………………………. ۶
اهميت و ضرورت پژوهش ………………………………………………………………………………….۷
هدف پژوهش ………………………………………………………………………………………………….۹
فرضيه پژوهش …………………………………………………………………………………………………. ۱۰
تعاريف نظري …………………………………………………………………………………………………… ۱۱
تعارف عملياتي ……………………………………………………………………………………………………۱۱
فصل دوم- ادبيات و پيشينه پژوهش

بررسي تاريخي نظريه هاي خود ……………………………………………………………………………. ۱۴
مفهوم خود ………………………………………………………………………………………………………… ۱۵
مفهوم بخشيدن به خود …………………………………………………………………………………………۱۶
چگونگي تشكيل خود ………………………………………………………………………………………….. ۱۷
رشد مفهوم خود …………………………………………………………………………………………………… ۱۸
تعريف خود از ديدگاه هاي تجربي و پژوهشي …………………………………………………………….. ۲۰
تعريف خود از ديدگاه هاي روان تحليل گري…………………………………………………………………. ۲۱
خود در ديدگاه مختلف روان شناختي …………………………………………………………………………….. ۲۲
مفهوم خود از ديدگاه راجرز …………………………………………………………………………………………۲۳
ثبات و هماهنگي خويشتن …………………………………………………………………………………………….۲۴
مفهوم خود از نظر

ساليوان……………………………………………………………………………………………..۲۶
خود از نظر اريكسون …………………………………………………………………………………………………۲۶
خود از نظر يونگ ………………………………………………………………………………………………………. ۲۸
خود از نظرنوامبر…………………………………………………………………………………………………………۲۹
خود در نظريه

هارتر……………………………………………………………………………………………………..۳۰
تغيير در محتواي مفهوم خود ………………………………………………………………………………………….۳۱
تغيير در ساختار خود يا تغييرات ساختاري …………………………………………………………………………۳۲
خود پنداره ……………………………………………………………………………………………………………….. ۳۳
خود انگاره در نظريه هورناي …………………………………………………………………………………… ۳۴
خود پنداره و خوش بيني ………………………………………………………………………………………….. ۳۶
ويژگي هاي انسان كامل يا خود شكوفا در نظريه راجرز ……………………………………………… ۳۸
پيشينه پژوهش ……………………………………………………………………………………………………….. ۴۰
فصل سوم – روش پژوهش
جامعه آماري …………………………………………………………………………………………………………. ۵۱
نمونه و روش نمونه گيري ………………………………………………………………………………………… ۵۱
ابزار پژوهش ………………………………………………………………………………………………………….. ۵۱
روش نمره گذاري ………………………………………………………………………………………………… ۵۳
اعتبار آزمون …………………………………………………………………………………………………………. ۵۴
روش جمع آوري اطلاعات …………………………………………………………………………………….. ۵۴
فصل چهارم – تجزيه و تحليل داده ها

تجزيه و تحليل داده ها ……………………………………………………………………………………………….۵۹
تجزيه و تحليل فرضيه تحقيق……………………………………………………………………………………………….۶۳

فصل پنجم – بحث و نتيجه گيري

بحث و نتيجه گيري ………………………………………………………………………………………………….۶۵
مشكلات پژوهش …………………………………………………………………………………………………….۶۶
پيشنهادها ……………………………………………………………………………………………………………….۶۶
فهرست منابع. ……………………………………………………………………………………………………….. ۶۷
ضمائم
نمونه تست راجرز ………………………………………………………………………………………………….. ۷۰

مقدمه:
«خودت را بشناس » سخني است كه از روزگاران قديم خردمندان به آن اهميت بسياري داده اند ولي قدر و اهميتش در اين زمانه از هميشه بيشتر است. خودشناسي فقط از راه انديشيدن توأم با ملامت خويش و تأمل در حال ديگران و درباره روابط ما با افراد ديگر حاصل مي شود. فكر و انديشه در كار خويش، خواه و ناخواه همراه با كار درون بيني است. انسان بايد در ضمن اين عمل، حالات

ذهني، ضربان قلب، كنش، وجدان، انگيزه، اميال و بيزاري هاي خود را نيز مورد توجه كامل قرار دهد. بايد اين حالات را نه فقط به همان گونه كه وجود دارد بشناسيم بلكه آنكه را ارزيابي نموده راجع به هر كدام نظر خوب يا بد يا بي اثر بدهيم و روشن سازيم كه آيا ريشه‌هاي دراز و صورت دائمي دارند يا موقت و گذران هستند(مك و گال ۱۳۶۲).
بي شك خودشناسي بزرگترين خدمت انسان به خودش است لازم است احكامي كه انسان را ب

ه رستگاري مي برد از عقايد و ايدئولوژي هاي ديگر تفكيك گردد. در اين راستا اول بايد انسان را شناخت و بعد كمبودها و دردهايش را يافت و واقعيت ها را كه لازم است بررسي نمود و به گفتۀ «كاميل فلاماريون» هأهت شناس فرانسوي «ما چيزي را كه مي فهميم حق انكار آن را نداريم» براي بررسي مسائل پيچيده خودشناسي نه تنها از دانش و علوم تجربي بلكه از تفكر، تعقل، الهام،

علوم باطني و بالاخره از وي هاديان بشر نيز بايد استفاده كرد.
براي تغيير زندگي يك فرد يا يك ملت اول بايد محور افكار او را تغيير داد در اين راستا تقابل بين ماديت، معنويت، فعاليت و فضيلت را نبايد از نظر دور داشت. و تكامل عاليترين هدف آفرينش است جزء در سايه اين مطلب ميسر نمي شود. براي رسيدن به كمال جز اينكه انسان ها ويژگي هاي خويش را بدانند و توفيقي در شناسايي خود داشته باشند راهي نيست. براي رسيدن به سعادت، شناخت خويشتن و پرورش جان و تن هر دو لازم است در غير اين صورت از آمال و مقاصد انساني دور مي شود و به هدف زندگي نمي رسد و حفظ اين تعادل را كه براي فائق آمدن به مشكلات و ناخواستني هاي زندگي است از دست مي دهد (بهاري، ۱۳۶۶). خودپنداره مجموعه‌اي است دروني و نسبتأ پايدار. شامل همه آنچه كه اشخاص متعلق به خود مي دانند از جمله جنبه هاي جسمي، اجتماعي، هيجاني، اعمال اختصاصي، شايستگي ها همراه با عناصر مادي با اهميت (صدر السادات و شمس اسفند آباد، ۱۳۸۰).
خودپنداره تصوري است كه از خودداريم و همواره با ما همراه است و ما آن را براي خود و طبقه بندي رفتارمان به كار مي بريم. غالباً نقش اوليه خودپنداره اين است كه باعث ايجاد ثبات در رفتار شود. اين امر به افراد كمك مي كند كه بتواند رفتار خود و كساني را كه با آنها در تعامل هستند به سادگي پيش بيني نمايد.
آرايش خانم ها در دانشگاه يكي از موضاعاتي است كه نظرات موافق و مخالف را نسبت به خود جلب كرده است. از آنجايي كه انسان دوستدار زيبايي است براي زيبا جلوه خود (چه زن و چه مرد) به ظاهر خويش توجه مي كند. اما گاهي تفاوت افراد در اين توجه به ظاهر كه به شكل هاي مختلف خود را نشان مي دهد، مثلاً شيوه لباس پوشيدن، اصلاح مو و آرايش غليظ و… بسيار زياد است.
انسان در جريان زندگي دچار خلأها و كمبودهايي مي شود كه براي جبران آنها دست به اعمالي مي زند. آرايش غير معمول هم مي تواند يكي از اين اعمال باشد كه ممكن است از خودپنداره پايين نشأت گرفته باشد. از آنجايي كه رفتارهاي ما تحت تأثير خودپنداره پايين نشأت گرفته باشد. از آنجايي كه رفتارهاي ما تحت تأثير خودپنداره است آرايش هم يكي از واكنش هايي است كه مي تواند تحت تأثير خود پنداره قرار گيرد.

بيان مسئله :

مسئله مورد نظر در اين پژوهش اين است كه :
آيا خودپنداره خانم هاي با آرايش بيشتر از خود پنداره خانم هاي بدون آرايش است ؟

اهميت و ضرورت پژوهش:
آنچه را كه بايد در برخي از نظريه ها به آن توجه كرد اين است كه واقعيت هر پديده صرفاً همان چيزي است كه فرد خودش برداشت مي كند. واقعيت براي هر فرد آن چيزي است كه در قالب مرجع قياس دروني و جهاني ذهنش در لحظه خاصي از زمان قرار دارد به عبارت ديگر، واقعيت مؤثر واقعيتي است كه بوسيلة فرد ادراك مي شود و ضرورت آن به اين نحوۀ مي توان اشاره كرد كه درك رفتار هر فرد فقط از ديدگاه خود ولي امكان پذير است و رفتار هر فردي بايد در قالب قياس دروني كل سازمان يافته مورد بررسي قرار گيرد. آنچه باعث رشد شخصيت فردي مي شود كليه

رفتارهايي است كه به وسيله تمايل ذاتي او به تحقيق «خود» بر انگيخه و هدايت مي شود و اين تمايل ذاتي در درجه اول به حفظ و تعالي اورگانيسم از راه ارضاي نيازهاي جسماني توجه دارد. اما مهم آن كه تمايل به تحقيق خود معياري است كه بوسيلۀ آن تمام جنبه هاي فرد مورد ارزيابي قرار مي گيرند و فرد به اين طريق كليه تجاربي كه در جهت تعالي و بقاي خود هست به طور مثبت ارزشگذاري مي كند. (طالشي، ۱۳۷۶)
خودپنداره در ساخت رواني افراد از اهميت خاصي برخوردار است. زيرا پنداره از شخصيت خود، تا اندازه اي تصور را راجع به محدويت هايش تعيين مي كند و اين عامل رفتارهاي خود را طرح ريزي مي كنند اگر تصوير از خود مثبت باشد. شخص داراي سلامت روان و اگر منفي باشد، فرد از لحا

ظ رواني ناسالم شناخته مي شود. اين موضوع بويژه براي كساني كه مسئول پرورش افراد، در زندگي هستند حائز اهميت است. (شاملو، ۱۳۷۴).
رشد و تحول خودپنداره از بدو تولد آغاز و تا آخرين سال هاي بزرگسالي ادامه مي يابد. خودپنداره تحت تأثير يادگيري است و ابتدا به صورت آگاهي از عوامل خارجي و رفتار قابل مشاهده تجلي مي كند، سپس دامنه وسيعتري را شامل مي شود. و به قلمرو مسائل ديگري چون ساختار فيزيولوژيكي، ارزشهاي دروني و رشد فلسفه فردي هر شخصي از زندگي گسترش مي‌يابد. بسياري از رفتارهاي ما براساس تصوري است كه ما از خود داريم و طبق آن رفتارهايي از خود نشان مي دهيم. اين رفتارها گاهي مخالف با هنجارهاي جامعه است. آرايش در دانشگاه هم يكي از مسائلي است كه نظرت مخالف را به خود جلب كرده است. طبعاً اين رفتار مي تواند به نحوي با خودپندارۀ افراد در ارتباط باشد با انجام اين تحقيق مي توان به رابطۀ بين آرايش و خودپنداره پي برد. اينكه آرايش از خودپنداره پايين نشأت مي گيرد و يا بالعكس.

هدف پژوهش:
آنچه كه در اين پژوهش مد نظر است بررسي خودپنداره دختران دانشجوي با آرايش و بدون آرايش و يافتن راه حلي مبني بر اينكه چگونه مي توان خودپنداره مثبت را در افراد بوجود آورد و يا اينكه تقويت كرد در حقيقت بررسي فرضيه مورد نظر با طرح كامل و جامع نظريه هاي شخصيت و خودپنداره و رعايت بيطرفي در نقد و بررسي هر يكي از ديدگاهها بوده تا اينكه بتوان اولاً تصويري درست و منطقي از همه نظريه ها و يا حداقل عمده ترين آنها بدست آورد مبني بر اينكه آيا خودپنداره در افراد با آرايش و بدون آرايش متفاوت است و ثانياً با قرار گرفتن در جريانات پژوهش هاي مربوط به

شخصيت و خودپنداره و نقش آنها در پيدايي و تكامل اين نظريه‌ها و فرضيات خود به صورت محققي در آيند كه درجه به كارگيري اين نظريه ها در موقعيت عملي از توان لازم براي اين كار برخودار باشند و هدف ديگر از پژوهش بررسي فرد در مورد خود در شرايط اجتماعي و فرهنگي خود آنها است و از اين رو هر يك از آنها نقاط ضعف و قوت و حتي اغراق هاي خاص خود را دارند كه گاه به نظر مي رسد بعضي از افراد بيشتر به دنبال شناخت بهترين هستند و يا ديدي ارزشي و دستوري براي آنها دارند در حالي كه هدف اين است هر فرد با توجه به شرايط خاص خود و محيطي كه پرورش يافته خود را ارزيابي كند تا از هر خدشه اي بر خود واقعي خود مبرا باشد.

در حقيقت آنچه مهم است درست بودن يا نبودن فرضيه پژوهش نبوده بلكه مفيد بودن فرضيه و توانايي آن در تبيين رويدادها است كه به آن اعتباري بخشيده و اهميت آن را بالا مي برد هدف ديگر از اين پژوهش اين است كه در برابر پژوهش هاي تجربي و آزمايشگاهي كه فقط گوشه ها يا جنبه هاي محدودي از شخصيت را مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهند. درباره ارتباط اين گوشه ها يا جنبه هاي ديگر و در نتيجه درباره خودپنداره مفهوم خود و تحول شخصيت بحث و تحقيق نموده چگونه مي توان خودپندارۀ مثبت را در افراد بوجود آورد و يا اينكه تقويت كرد و اينكه چگونه افكار تازه اي به ميان آورد و حس كنجكاوي را برانگيخته و براي تحقيقات ديگر آماده ساخت و بدين طريق به پيش بردن علم كمك كرد.

فرضيه پژوهش :
خود پندارنده خانم هاي با آرايش از خودپنداره خانم هاي بدون آرايش است.