راهكارهاي ايجاد انگيزه در معلمين و مدیران

مقدمه
تقديم به تمامي معلمان و مدیران دلسوز و فداكار كه با تمام وجود در عرصه تعليم و تربيت مي سوزند و نور مي بخشند.
از زمان آفرينش انسان، هزاران پيامبر از سوي خداوند تبارك و تعالي برانگيخته شدند تا وسيله هدايت شوند و انسان را راهنمايي كنند.
تاريخ همواره شاهد نبردها و مصيبت هايي بوده كه به دليل سركشي نفس بشر پديد آمده اند؛ ديروز صداي شمشيرها و امروز غرش انواع سلاح هاي جنگي را كساني برپا كرده اند كه يا تعليم نديده اند يا تعليم آنها همراه با تهذيب نفس نبوده پس هيچ گاه نبايد نقش و جايگاه ارزشمند «معلم» را ناديده گرفت.

معلم امانتي خطير و پرارزش را در اختيار دارد و بايد امانتدار باشد او چه در تربيت فرزندان در محيط خانه و چه در رهبري سياسي، اجتماعي جامعه نقش مهمي دارد. بايد شرايطي براي معلم فراهم باشد تا به اين وظيفه مهم خود جامه عمل بپوشاند. گام اول شناختن قدر و منزلت معلم است نقش او نقش پيامبراكرم(ص) در جامعه است قرآن كريم بالاترين درجات را براي معلم منظور فرموده است و نهج البلاغه بهاي معلم را با بهشت مقايسه كرده است، در اسلام خدمت به خلق خدا

برترين عبادتهاست و از آنجا كه معلمي خدمت به جامعه است از ارزش فراواني برخوردار است.
بهترين برنامه ها و غني ترين محتواي آموزشي بدون وجود مربياني كار آزموده و باانگيزه به ثمر نخواهد رسيد پس مي توان با افزايش انگيزه در فرد كارايي او را افزايش داد تا از اتلاف وقت و هدر رفتن نيروهاي بالقوه جلوگيري گردد. امروزه رابطه انگيزه و كارآمد بودن كاركنان و بازده كارسازماني اهميت فراواني دارد. در روانشناسي انگيزه را نوعي محرك مي دانند كه موجود زنده را از درون به فعاليت وامي دارد و به آن «ديناميك رفتار» نيز مي گويند.
در فرصتهاي يادگيري بعد از عوامل محيطي و وراثت مهمترين د

ليل تفاوت در عملكرد يادگيري عامل انگيزه است و به اين خاطر جزء مباحث مديريت، روان شناسي تربيتي، روانشناسي اجتماعي و… آورده شده است.
عوامل وراثت را نمي توان تغيير داد يا شرايط محيطي را تاحدودي مي توان بهبود بخشيد ولي با افزايش و تقويت انگيزه مي توان از اين دو عامل كمك گرفت و به خود شكوفايي رسيد.

در نظريه «مزلو» كه از بنيادي ترين نظريات انگيزش است اشاره مي كند به نيازهايي كه طبق هرم از پايين به بالانيازهاي فيزيولوژيكي- احساس امنيت- تعلق خاطر- محبت- احترام به نفس و خود شكوفايي است و عقيده دارد اين هرم سلسله مراتب الگويي «نوعي» است و در اكثر انسانها عموميت دارد به عنوان مثال دانش آموزاني كه از سوء تغذيه رنج مي برند در فعاليت هاي كلاسي و عملكردهاي يادگيري به طور محسوس داراي عملكرد پايين تر هستند يا دانش آموزي كه مورد تاييد اعضاي گروه قرار نمي گيرد نمي تواند خلاقيت هاي خود را به نحو احسن بروز دهد.

يكي از مسائلي كه تاكنون مورد غفلت قرار گرفته رابطه بين انگيزه معلم و انگيزه دانش آموزان است معلم با انگيزه دانش آموزان را با انگيزه مي كند و دانش آموزان با انگيزه مي توانند انگيزه معلم را افزايش دهند. عوامل مشترك در ايجاد انگيزه بين معلم و دانش آموز عبارتند از: تنوع روشهاي تدريس (ايفاي نقش، بحث و گفتگو، روش اكتشافي) مطالعه با يكديگر و ساير فعاليت هاي مكمل كه باعث بروز خلاقيت ها و علاقه بيشتر شده و يادگيري از حالت ايستا به حالت فعال و پويا تبديل مي شود. دانستن اين نكته مهم است كه بدانيم:

انگيزه ،قلب آموزش وپرورش است. انگيزش چند وجهي است و دو عامل مهمتر آن همان برانگيختن (فعال كردن، انرژي زايي) و انتخاب رفتار است. در هر سازماني انگيزه براي كار مهم و ضروري است و اين موضوع براي آموزش وپرورش و در راس آن معلم بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد زيرا معلمان سرمشق فضائل اخلاقي و سرشار از روح خدمتگزاري هستند. «انگيزه حالت رواني است كه رفتار را در جهت هدف يا اهداف نيرو مي بخشد فعال مي سازد و هدايت مي كند.» در اكثر كشورها به معلمان اثربخش و با انگيزه به عنوان يكي از اركان اصلي آموزش وپرورش نياز دارند تا بتوانند جوانان را در قالب سيستم تعليم و تربيت پرورش داده و براي آينده اي بهتر مجهز كنند.

از آنجا كه كار ضرورت توسعه است و اكثريت افراد بيشتر وقت خود را در محيط كار مي گذرانند عامل انگيزه مهم و ضروري است هر شغلي با فرسودگي همراه است اما در برخي مشاغل بنا به نوع كار، تنوع وظايف و مسئوليت هاي آن فرسودگي بيشتر است و معلمي يكي از حرفه هايي است كه در معرض اين فرسودگي قرار دارد كه با راهكارهاي مناسب مي توان از فرسودگي شغلي اين قشر زحمت كش و دلسوز جامعه كاست و رضايت شغلي ايجاد كرد كه بازده و نتيجه آن پيشرفت و توسعه جامعه خواهد بود و همه از آن بهره مند مي گردند. در اينجا به راهكارهايي كه مي توانند انگيزه معلمان را افزايش دهند اشاره مي كنيم:

 

الف) عوامل فيزيكي (ساخماني) مدرسه:

¤ دل انگيز كردن محيط كار: ايجاد نوركافي- رنگ مناسب- پاكيزگي اتاق ها- قراردادن گلدان و تابلوهاي نقاشي و تصاير زيبا و…
¤ تامين و آماده ساختن وسايل و امكانات مورد نياز معلم براي تدريس

ب) عوامل مالي:

در هر سازماني افراد معمولاً تلاش و كوشش و آنچه كه نتيجه آن است را در مقابل دريافتي خود از آن سازمان (حقوق و مزايا) قرار مي دهند اگر آنچه كاركنان به سازمان مي دهند (كار، تلاش، فكر و وقت و…) بيشتر از آنچه باشد كه از سازمان دريافت مي كنند دچار دوگانگي و فشار رواني مي شوند و با رعايت عدالت و عدم تبعيض مي توان انگيزه را پررنگ تر كرد.

 

پ) عوامل سازماني:

سبك مديريت و رهبري مديران سازمان آموزش و پرورش، صدور بخشنامه هاي فراوان و مكرر و تدوين خط مشي هاي مختلف سازماني، دسترسي نداشتن به مراجع تخصصي در مدارس كه پاسخ گوي مسائل و مشكلات مربوط به حرفه معلمان باشد باعث فشار رواني معلمان مي شود كه با مشخص كردن ميزان وظايف خواسته شده از شخص و حمايت اجتماعي در محيط كار مي

توان اثر مثبتي در احساس اعتماد به نفس و احساس به كمال رسيدن فرد و رضايت شغلي او ايجاد كرد. رهبري و مديريت مناسب موجب ايجاد روحيه خلاقيت و نوآوري كاركنان مي گردد، درك محدوديت هاي فردي و زماني از جانب مديران موجب تلاش دوچندان كاركنان مي شود.
اخلاق الهي در حفظ روحيه سالم مؤثر است .در آيات قرآن به هشت عامل اساسي كه باعث مصونيت از فشار رواني و فرسودگي شغلي مي گردد اشاره شده است كه عبارتند از:
۱- ايمان به خدا به عنوان اصلي ترين و اساسي ترين معناي مفهوم بخش حيات

۲- ايمان به آخرت به معناي جاودانه بودن انسان و بازگشت او به سوي خداست
۳- انجام عمل صالح و مفيد و سازنده و ارزنده
۴- بخشش به عنوان يك عمل صالح بسيار ارزنده كه به شخص نيروي سازندگي مي بخشد
۵- توكل و استعانت از نيروي لايزال الهي در كليه امور
۶- صبر و شكيبايي در مقابل مشكلات و سختي ها
۷- اطمينان خاطر و آرامش روحي
۸- گشايش و فرج پس از سختي ها توسط خداوند

¤ براي مقابله با فرسودگي شغلي پيشنهادهايي ارائه مي شود:
– علائم را بشناسيد
– با يك نفر راجع به احساسات خود صحبت كنيد.
– كارتان را دوباره برنامه ريزي كنيد.
– كارهاي اضافي خود را كم كنيد.
– از تعطيلات خود به خوبي استفاده كنيد.
– از روش هاي كسب آرامش و مراقبه استفاده كنيد.
– از «خود بياني مثبت» استفاده كنيد.
– انتظارتان را از خود پايين بياوريد.

– از نظام اعتقادات مذهبي به منظور كسب حمايت استفاده كنيد.
– زماني كه سركار نيستيد با استفاده از توقف فكر به مبارزه با نگراني درباره دانش آموزان خود بپردازيد.
– زندگي را به خود سخت نگيريد و به خود اجازه دهيد كه احساس شوخ طبعي داشته باشيد.
– مشكلات دانش آموزان را به خانه نبريد.
– جلوي افكار مهاجم را بگيريد.
عواملي از قبيل حضور به موقع معلم سر كلاس- انگيزش شغلي- برخوردهاي مناسب- وضعيت ظاهري انجام وظايف شغلي و غيرشغلي جانبي- فاصله مسكن تا محل كار- جنسيت- حقوق و مزايا- وضعيت استخدامي- تاهل و تجرد داراي رابطه مستقيم با عملكرد شغلي معلم و يا

فرسودگي شغلي او است. به طور اجمالي: احترام متقابل بين مدير و معلم- دادن آزادي عمل در امر تدريس و آموزش- وجود نظم و عدالت در محيط كار- قدرشناسي مسئولان و اوليا- تقويت وجدان كاري- روشن بودن اهداف و انتظارات از معلم- دادن فرصت مشاركت واقعي در تعيين اهداف آموزشي- شناساندن ارزش و منزلت واقعي معلم در جامعه- ايجاد فضايي صميمي بين كاركنان- برگزاري كلاس هاي آموزشي ضمن خدمت مناسب با شرايط معلم- وجود مراجعي براي پاسخگويي

به مشكلات و سوالات مربوط به حيطه كاري- حذف عوامل استرس زا در محيط- عمل كردن به وعده ها توسط مسئولان- وجود فضاي مناسب و صميمي براي بيان نيازها- عدالت در قضاوت مديران و مسئولان و…
از جمله عوامل افزايش انگيزه و اشتياق براي انجام وظايف معلمي است هرچه انگيزه معلم براي آموزش و پژوهش بيشتر باشد بازده شغلي او نمايان تر خواهد شد و نتيجه آن تربيت نسلي پژوهشگر و خلاق و موفق خواهد بود.

انگيزه هاي بي بازگشت

آموزش و پرورش حدود ۲۵۰ هزار معلم ديپلمه دارد كه بايد دوره هاي آموزشي را بگذرانند تا خود را با سطح نظام تعليم و تربيت امروز همراه و همپايه سازند. البته مديران آموزش و پرورش از آمدن فناوري هاي نوين در بخشهاي سخت افزاري و نرم افزاري نظام تعليم و تربيت سخن مي گويند و با اين حساب، معلمان ديپلمه راه درازي براي نيل به سيستم آموزشي نوين دارند.

ارتقاي سطح دانش معلمان اما در بسياري از شهرستان ها امكانپذير نيست و اين دسته از معلمان به ويژه جوانهايشان – كه انگيزه دارند- براي گذراندن تحصيلات دانشگاهي يا دوره هاي آموزشي آموزش و پرورش به شهرهاي بزرگ مي روند. البته از اين دسته معلمان، تعهد گرفته مي شود كه پس از اتمام تحصيلات به شهر و ديار خود بازگردند اما…
معلم ها به شهرستان برمي گردند ليكن انگيزه هاي خود را در كلانشهرهاي پرزرق و برق جا مي گذارند. آنها در كنار تحصيل در مدارس شهر بزرگ تدريس كرده اند و در كوچه خيابان هاي آن زيسته اند، نيل به مواهب زندگي در شهر بزرگ با سختي هاي كمرشكني همراه است اما براي جوان شهرستاني، بودن در كنار زرق و برق ها و استفاده از امكاناتي كه بعضاً در شهرستان ها وجود ندارد، اجازه بازگشت را از او مي گيرد، آن هم با اين توجيه كه بالاخره اين امكانات در شهر بزرگ هست هرچند استفاده از آن سخت باشد…

… و اين يكي از دلائل رويارويي آموزش و پرورش با نيروي مازاد در كلانشهرها است. معلم بازگشته از شهر بزرگ، تمام همت خود را معطوف بازگشت به زندگي شهري مي كند و در اين ميان اگر بتواند واسطه اي بتراشد كه او را در مدرسه اي از شهر بزرگ بگنجاند دست افشان و پايكوبان، ديار خود را وانهاده، عازم كلانشهر مي شود.
آموزش و پرورش، اينك با ۱۹ هزار نيروي مازاد در كلان شهرها روبرو است در حاليكه بسياري از مدارس شهرهاي كوچك و روستاها با كمبود يا نبود معلم مواجه است. حق زندگي در شهر بزرگ را از هيچ انساني نمي توان گرفت چرا كه همگان به امكانات و تجهيزات نيازمندند ليكن حس زندگي در كلانشهر از برخي طرح هاي دولتي در دل جوان ايجاد مي شود كه آموزش و پرورش نيز بخشي از آن را در قالب طرح ارتقا سطح دانش معلمان، اجرا مي كند.

به نظر مي رسد، بردن مراكز آموزشي مخصوص معلمان به شهرهاي كوچك، يكي از راه هاي جلوگيري از ايجاد مشكل عدم توازن در امر وجود نيروها در مناطق مختلف كشور است. در كنار اين كار، قرار دادن مشوق هايي براي نگه داشتن معلمان در شهرهاي خود به ويژه حق التدريسي هاي استخدام شده، نه تنها از ازدحام نيروها در كلانشهرها جلوگيري مي كند بلكه موجب تشويق برخي از نيروهاي جذب شده در شهرهاي بزرگ به بازگشت به مناطق محروم تر را فراهم مي آ

ورد.
ايجاد انگيزه براي خدمت در شهرهاي كوچك براي معلمان بومي، از راه پرداختن به مسائل معيشتي و رفاهي مؤثرتر است. در خبرها داشتيم كه آموزش و پرورش به دنبال خانه داركردن فرهنگيان فاقد مسكن، ظرف ۵ سال آينده است. بايد در چنين طرح هايي اولويت به معلمان شهرستان ها داده شود تا هم انگيزه ماندن را در آنها تقويت كند و هم فكر بازگشت را به يكي از دغدغه هاي معلمان اضافه نمايد.

به ياد داشته باشيم كه معلم با انگيزه آمده به شهر، پس از چند سال ماندن، زير بار سختي ها و مشكلات كمر خم مي كند و انگيزه اي را كه بازنگردانده بود به يغما رفته مي بيند.

منابع:

– يادداشت هايي درباره نظريه هاي انگيزش در آموزش و پرورش (دكتر اكبر شعاري نژاد- چاپ اول ۱۳۷۸)
– روان شناسي تربيتي (دكتر محمد پارسا- انتشارات سخن- جلد اول بهار ۱۳۷۴)
– انگيزش در آموزش و پرورش (ساموئل بال- ترجمه دكتر سيدعلي اصغر مسدد- انتشارات دانشگاه شيراز- چاپ اول ۱۳۷۳)
– محرك هاي فشارزا در كار معلمي و استراتژيهاي مقابله با آن (فصلنامه تعليم و تربيت- سال چهاردهم- مصطفي نيكنامي)

– قرآن درماني (سيدمهدي هاشمي- ۱۳۷۳- سمينار روان شناسي در اسلام)
– بهداشت رواني (حمزه گنجي- انتشارات ارسباران- ۱۳۷۶)