راهكارهاي تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي در جامعه

مقدمه :
اتحاد ملي يك مسأله داخلي است و انسجام اسلامي يم مسأله خارجي و هر كدام نيازمند راهكارهاي متفاوت ( و حتي گاه متناقض ) مي باشند . چرا كه يك راهكار ممكن است . منجر به انسجام اسلامي بالا ، اما اتحاد ملي پايين و بالعكس راهكار ديگري ممكن است منجر به اتحاد ملي بالا ولي انسجام اسلامي پايين شود . در اين نوشتار سعي بر ارائه راهكارهايي است كه همزمان منجر به اتحاد ملي و انسجام اسلامي بالايي گردند و از ارائه راهكارهايي با نتايج متضاد يا متناقص

و گيج كننده پرهيز شده است . پيش از ارائه هرگونه راهكار بايستي عواملي كه منجر به اتحاد ملي و انسجام اسلامي در كودكان و نوجوانان مي شوند را شناسايي نماييم و پس از آن با برنامه ريزي هاي دقيق زمينه هاي لازم را براي تقويت شكل گيري نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي و انسجام اسلامي و همچنين كسب دانش لازم و ايجاد رفتارهاي مناسب فردي و گروهي فراهم كرد . مباني نظري تحقيق ،‌مطالعات رشد كودك و نوجوان و مصاحبه هاي صورت گرفته توسط محقق با تعدادي از دانشجويان عوامل مهم و تاثيرگذار بر كودكان و نوجوانان را به شرح مدل ذيل استخراج نمود .
والدين و برادران و خواهران نقش بسزايي در رشد همه جانبه فرد و از جمله ايجاد زمينه هاي لازم براي شكل گيري نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي و انسجام اسلامي دارند . لذا يكي از راهكارهاي مناسب به منظور ايجاد بستر لازم براي تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي و ارائه آن در همان دوران اوليه رشد به كودكان و نوجوانان ،‌بستر سازي اين مطلب در خانواده است . به اين منظور مي توان از نهادهاي مختلف ( از جمله آموزش و پرورش ،‌بسيج ،پليس و…) به منظور ارائه آموزشهاي لازم به خانواده جهت چگونكي بستر سازي اين امر در خانواده كمك گرفت و

 

مدرسه ( معلمان ،‌محتواي آموزشي )‌
يكي ديگر از عوامل مهم و اثر گذار بر رشد كودكان و نوجوانان مدرسه است . مدرسه به طرق گوناگون رشد همه جانبه كودكان و نوجوانان و همچنين نوع و ميزان دانش و نگرش آنها را نسبت به موضوعات مختلف از جمله تاريخ مشترك ،‌سرزمين مشترك ، و ….. اتحاد ملي و انسجام اسلامي تحت تأثير قرار مي دهد . لذا به اين منظور بايستي كتب تحصيلي مورد بازنگري دقيق قرار گرفته و مفاهيم مربوط به اتحاد ملي و انسجام اسلامي ( ادبيات و تاريخ مشترك، رسالت مشترك ،‌دين مشتر ، فرهنگ و هنر ، و …. ) به نحو دقيق و كارشناسانه در محتواي كتب تحصيلي ، داستانها و حكايتها ،‌ضرب المثل ها و … وارد گردد . از اين طريق معلمان كه انتقال دهندگان كليدي محتواي كتب رسمي هستند آنها را به دانش آموزان انتقال داده و موجب درك عميق و نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي و انسجام اسلامي در خود دانش آموزان ( و در نهايت در كل اجتماع ) مي شوند . به اين صورت دانش آموزان به تدريج با اين مفاهيم آشنا شده و آنها را دروني مي كنند و در سرانجام آنها نيز به عنوان افرادي كه در آينده اين دانش و نگرش مثبت را به ساير افراد اجتماع انتقا

ل خواهند داد و در خواهند آمد .
همسالان
همسالان تاثير بسيار زيادي بر رشد كودك و نوجوان دارند . لذا تدارك برنامه هاي مناسب گروهي ، بازديد گروهي از موزه ها ، آثار و اماكن تاريخ ملي ( ارك بم ، تخت جمشيد ، سي و سه پل ، عالي قاپو ،‌هشت بهشت ، ديوان مدائن و غيره ) و مذهبي ( حرم مطهر پيامبر اكرم(ص)‌و ائمه (ع)‌) موجود در ايران و جهان اسلام تاثير مناسب

ي بر شكل گيري و تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي دارد .
رسانه ها و مطبوعات
رسانه ها و مطبوعات به دليل داشتن مخاطبان و سيع از همه اقشار جامعه تاثير بسيار زيادي بر رفتار هاي افراد جامعه و به خصوص كودكان و نوجوانان دارند . بنابراين آنان مي توانند با تدارك برنامه هاي مناسب براي كودكان و نوجوانان به شكل گيري و تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي و كمك هاي فراواني بنمايند . علاوه بر آن هزينه بسياري از برنامه هايي كه از طريق رسانه ها پخش مي شود و همچنين زمان و نيروي انساني ه صرف اين برنامه ها مي شود به مراتب نسبت به ساير

روش ها كم تر است . از طريق رسانه ها مي توان آثار و اماكن تاريخي ملي و مذهبي موجود در ايران و جهان اسلام را به تصوير كشيد . مي توان برنامه هاي مناسب در خصوص شخصيت هاي معتبر اين سرزمين از جمله ابن سينا ، فارابين ، ملاصدرا ، خيام ، سعدي ،‌حافظ و غيره تدارك ديد و به اين طريق اتحاد ملي را تقويت نمود .اين رسانه ها همچنين مي توانند شخصيت هاي معتبرجهان اسلام را دعوت نمايندتاعلاوه برمعرفي آنها به جامعه از نظرات آنها جهت پيشبرد انديشه اتحاد ملي و انسجام اسلامي بهره گرفت .
دين و مذهب
دين به عنوان يك عنصر بسيار مهم مي تواند نقش بسيار حياطي در تقويت انسجام اسلامي بازي نمايد . در اين خصوص دين اسلام و پيامبر اكرم (ص) بايستي كانون توجه كتب ، رساله ها ، مجلات ، مقاله ها ، فيلم هاي تلويزيوني و غيره را قرار گرفت و تمام نهادها و ارگانها بر اهميت شخصيت والاي پيامبر اكرم (ص) به عنوان عنصر وحدت جامعه اسلامي تاكيد بيش از حد نمايند . نكته مهمي كه در اين خصوص شايان توجه است و به نظر مي رسد در حال حاضر در جامعه كمتر به آن پرداخته مي شود .
اين است كه تاكيد بسيار زيادي بر ائمه (ع)‌صورت مي گيرد . در حاليكه شايد به اين اندازه در خصوصيات بالاي پيامبر اكرم (ص)‌تاكيد نمي شود به عبارت ديگر برنامه ها بايد به گونه اي باشد كه شخصيت ائمه (ع)‌ در سايه شخصيت پيامبر اعظم معرفي گردند و شخصيت رسول اكرم تحت الشعاع قرار نگيرد ، زيرا نشان دادن ضعف در اين خصوص يقيناً به تضعيف انسجام اسلامي و در نهايت تضعيف ملي منجر خواهدشد . بنابراين ضروري است كه مشتركات جهان اسلام استخراج و در برنامه هاي كانون مورد توجه قرار گيرند .

زبان
زبان نقش مهم و كليدي در اتحاد ملي و انسجام اسلامي بازي مي كند . با توجه به تنوع زباني در داخل كشور و جهان اسلام بسيار ضروري است مطالعات لازم در اين خصوص صورت گيرد تا نقش اين عامل در اتحاد ملي و انسجام اسلامي روشن شود و پس از آن برنامه هاي متناسب براي ارتقاء اتحاد ملي و انسجام اسلامي با توجه به نقش زبان اجرا گردد .
عوامل اجتماعي – فرهنگي

اجتماعي كه در آن قرار داريم تركيبي است از عوامل فوق الذكر و ساير عوامل احتمالي كه به آن اشاره نشده است و همچنين ارزش ها و فرهنگ خورده فرهنگ هاي حاكم در آن كه رفتارما را احاطه كرده است . اين فرهنگ در حال حاضر درجاتي از اتحاد ملي و انسجام اسلامي را در خود دارد . لذا ضروري است در اين ميزان درجات در جاي جاي ميهن اسلامي مورد بررسي و شناسايي قرار گيرد تا اطلاعات لازم و كليدي استخراج شده و برنامه هاي مناسب را با توجه به اطلاعات حاصله از وضعيت موجود در جامعه و مقايسه آن با وضعيت مورد انتظار طراحي ،‌اجرا ،‌ارزيابي و اصلاح نمود . باشد كه منجر به تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي و دوري از هرگونه نفاق و گسيختگي داخلي و خارجي گردد .

مباني اتحاد ملي و انسجام اسلامي
مقاله
در اين مقاله سعي شده است ضمن ريشه يابي كليدي واژگان عنوان ، موضوع اتحاد و انسجام با توجه به كلام وحي ، سنت ، عقل و بيانات بزرگان و در راس آن معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خميني (ره) مورد بررسي و كنكاش قرار گيرد . و از هرگونه برداشت شخصي ،‌جناحي و جزيي و مصادره كردن اين عنوان بزرگ جلوگيري شود .
در اين مقاله راز اتحاد داخلي و ارائه الگو براي كشورهاي مسلمان بيان شده است .
اتحاد داخلي و بين المللي يك ضرورت اجتناب ناپذير براي هر ملتي است كه در جاي ود از تنش و مناقشات بهره مي برد و به موقع از هر گونه اختلاف و تفرقه دوري مي جويد . نه يك دستي ، سكوت و ركود دارد و نه اغتشاش و درگيري و جدل . زيرا هر دو مايعه افول ملت هاست

اينكه در كجا بايد فرياد زد و در كجا سكوت ، در كجا بايد عاقلانه و بر مبناي استدلال پيش رفت و در كجا به مصلحت توجه كرد و … . وشناخت اصول و ظرايفي معتاج است كه در اين مقاله در صدد تعيين آن مي باشيم
۱- مباني :
« جمع مبني به معني : ريشه ، پايه و بنيان يك چيز است » (۱) كه در اين مقاله به كنه و ريشه اين اتحاد و انسجام خواهيم پرداخت .
۲- اتحاد :
« آنچه مركب از دو چيز يا بيشتر و با نسبت هاي معين باشد . به طوري چيز سومي از آنها به وجود آيد كه با اجراي خود تفاوت كامل داشته باشد مثل آب . كه مركب از اكسيژن و هيدروژن است »
ريشه اين فعل « وحد» است كه باب «افتعال » برده شده است . اين باب براي مطاوعه مي باشد . مطاوعه يعني قبول كردن آن فعل و ممتنع نشدن . و براي آن در علم « صرف » مثال مي آورم مثل : « كسرت الكوز فانكسر» يعني من كوزه را شكستم و آن هم قبول شكستن كرد .
فعل « وحدت » وقتي در اين باب آورده مي شود به اين معني مي شود كه اتحاد مبتني بر اصولي خواهد بود و هرگاه ضرورت آن احساس شد مي بايست به آن عمل كرد و نبايد خواسته هاي شخصي ،‌سليقه اي ، حذبي و گروهي را بر‌ آن مقدم داشت
۳- ملي : كلمه « ملت » كه جمع آن « ملل» مي شود به معني : «پيروان يك دين ، مردم يك كشور كه از يك نژاد ‌و تابع يك دولت باشند »
ملت در واقع يك واحد بزرگ انساني است كه عواملي چون : فرهنگ ، دين ، جغرافيا ، نژاد ، قوميت و …. مي تواند عامل پيوند آن باشد .
چنانچه در تعريف ملت نيز گفته اند : « ملت يك روان است ، يك اصل روحاني ، دو چيز ، كه در واقع يك چيزاند ، و…. يكي ؛ داشتن ميراث مشترك غني از خاطره ها ديگ ، سازش واقعي ، ميل به زيست با يكديگر و خواست و تكيه كردن كامل به ميراث مشترك
پس ملت تجمع يك گروهي است كه با اهداف خاصي و در چارچوبي تعريف شده علاوه بر حل كردن نيازهاي ابتدايي خود در صدد توسعه فرهنگ ،‌اقتصاد و سياست خود نيز مي باشند . بنابراين با توجه به تعريفي كه در فرهنگ « عميد » آماده است ( تا به يك دولت …. ) مي رساند كه براي رسيدن به اهداف خود بايد سازمان دهي شده و با برنامه منظم ، به حركت رو به رشد خود ادامه دهند .
۴- انسجام :
انسجام از ماده «سجم» به معني «منظم و منسجم شدن كلام» مي باشد.(۵) و نيز در فرهنگ لغت فارسي به معني : « روان شدن ، منظم شدن و با هم جور شدن ،‌روان بودن كلام و عاري بودن آن از تعقيد و تكلف » آمده است .

۵- اسلامي :
ريشه آن « سلِم يسلَم » كه به معني :« سالم و بي عيب بودن و آفت» مي باشد . (۷) كه « اسلام» از باب افعال به معني « تسليم بي قيد و شرط » مي باشد . (۸) كه همزه اين باب معني كثرت مي دهد . و اين همان معنايي است كه « المنجد» براي آن گفته است . به عبارتي : تسليم بي قيد و شرط شدن يعني كثرت سلامت و زدودن آفت . البته اين همزه مي تواند معني « يافتن » هم داشته باشد . يعني در اسلام مي توان سلامتي روح و روان را پيدا كرد تا از آفت ها و بلاها در امان بود .
اتحاد و انسجام اسلامي

با توجه به همه توضيحاني كه در مفردات اين عنوان آمد ،‌اين عنوان را مي شود چنين معنا كرد :
يافتن ريشه هاي وحدت بر پايه توجه به هر آنچه يك ملت و يا ملت هاي مختلف را دور هم جمع مي آورد و احترام به آن و نظم بخشيدن عقلايي به اين علقه هاي اتحاد و ارتباط براي رسيدن به سلامت و زدودن آفت هاي اجتماعي بر پايه براهين بي بديل وحي كه نمود آن دين حنيف اسلام متجلي شده است و عدم مخالفتهاي شخصي و سليقگي با آن .
ب: مباني اتحاد و انسجام از منظر عقل :
شكي نيست كه هر انسان سليم النفسي بر اتحاد و انسجام هر چه بيشتر تاكيد دارد . هر فرد و جامعه اي در صدد رشد و توسعه همه جانبه است . مي خواهد در همه امور اعم از معنويت و ماديت ترقي كند و اين ممكن نمي شود مگر با ارتباطات سالم و براساس منافع ملي . در واقع همه سعي دارند از دانش ، تكنولوژي و داشته هاي ديگران استفاده كنند بدون آنكه متحمل خسارت قابل توجه اي بشوند
در اينجا مفهوم تسليم جز يقين نمي باشد و يقين زائيده عقل است نه احساس و عاطفه . پس اتحاد و انسجامي مد نظر است كه بر پايه هاي عقلاني و استدلالات قرآن و دين اسلام استوار باشد . اين تسليم ، تسليم جاهلانه و كوركورانه نيست . و بي شك نمي توانيم راههاي اتحاد و انسجام را كوركورانه طي كنيم .
وقتي درك درستي از دين و مولفه هاي آن داشته باشيم و عقل سليم آنرا تاييد كرد ، نتيجه آن يك عمل مناسب خواهد بود كه آن عمل مناسب زير بناي هر گونه ارتباط و رشد و تعالي است . در واقع اهميت توجه به جمع و دوري از فرد گرايي و تك محوري و توجه به آداب و سنن صحيح و عبرت آموز و تأمل و تدبر تدبر آن ، آموزه دين اسلام مي باشد كه عقل سالم را باور مي كند . و همچنين در سنت پيامبر (ص)‌و ائمه هدي (ع)‌نمونه هاي بارز صلح ، قهر ، سكوت ، فرياد ،‌جنگ و…. را مي يابيم كه همه آ ن براي ااتحاد بين مسلمانان و انسجام هر چه بيشتر آنان بوده است . به عبارتي : صلح امام حسن (ع)‌براي حفظ دين و انسجام مسلمانان همان مقدار قابل اهميت است كه قيام حضرت ابا عبدالله(ع)‌داراي اهميت است و …
اينكه محورهاي مختلف در سيره هاي معصومين (ع)‌را كجا به موقع استفاده كنيم ، نيازمند شناخت ، درك شرائط زمان و مكان و ظرافت هاي لازم است . كه خداي ناكرده در ارتباطاتمان به جاي جنگ صلح نكنيم و به جاي فرياد ،‌سكوت . و… اين نوستار بر آن است تا با ارائه اصول و كلياتي در اين زمينه ، مسير شناخت را هموارتر كند كه در بخش آينده به واكاوي اين اصول در كلام وحي و سيره معصومين (ع)‌خواهيم پرداخت :
ج: مبناي اتحاد و انسجام از طرف قرآن و اهل بيت (ع)‌:
با توجه به تعريفي كه در آخر مبحث «الف» آوردم با ارائه عباراتي از قرآن و اهل بيت (ع)‌در صدد ارائه چارچوب اين بحث هستيم .
۱- صفات ياران پيامبر (ص)‌:
خداوند تبارك و تعالي در قرآن كريم صفاتي را براي پيامبر (ص) بر مي شمارد كه توجه به آن و سعي در ملكه كردن و مداومت بر بقاء آن باعث مي شود تا متخلق شويم كه مسير هدايت و وحدت را براي ما هموارتر كند كه از جمله آنها عبارتند از :
الف)‌شدت و سختگيري بركفار . به اين معني كه از آنها تاثير منفي نگرفته و همواره با كساني كه به هر شكلي مي خواهند آنها را به تاراج ببرند كتار نيايند .

ب)‌مهرباني ،‌كمك و ايثار نسبت به برادران دين خود .
ج) عبادت آگاهانه و عاشقانه از خصائص اين افراد خواهد بود . اينان به دنبال عبادت كوركورانه و يا رياكارانه نيستند. زيرا عبادتي كه منشا آن يكي از اين دو باشد ، تمي تواند اثر وضعي بر روح و روان و سيماي اين مولفين بگذارد .

۲- جنگ ها و درگيري ها
خداوند تبارك و تعالي در آيه ديگري از ريا قرآن بي بديل مي فرمايد : « از خدا و فرستاده اش پيروي كنيد و جنگ نكنيد ، زيرا سست مي شود وشكوه و جلالت شما از بين مي رود ».
در يان آيه چند نكته ائز اهميت است :
الف) براي اينكه تفرقه به وجود نيايد ، وجود و حضور قانون و رهبر لازم است . يك قانون كامل و جامع باعث ميشود تا اختلافات و درگيري ها به حداقل برسد و بعد از آن وجود بك راهبرد و فرمانده باعث مي شود تا نواقص و ضعفهاي قانون موجب بروز اختلاف نشود .
ب)‌در مسير وحدت به صبر و شكيبايي نياز است. زيرا گاهي موضوعات خلاف ميل است و بايد براي آنكه نظم و كثرت مسلمانان به هم نخورد از خواسته شخصي و يا جزيي عدول كنيم و مسئله را تا زماني كه طرح آن به وحدت ضرر نزند به تعويق بيندازيم .
ج) در مسير وحدت و تعويق خواسته به زماني ديگر ، ايثار نياز است . و يكي از مظاهر جهاد اكبر مبارزه با نفس است ، حتي جايي كه انسان بر حق باشد . مثل مصادقين مختلفي كه براي حضرت علي (ع)‌پيش آمد ،‌و حضرت علي (ع) « استخوان در گلو و خار در چشم » همه آن شرائط را تحمل كرد .

د) اختلاف و درگيري باعث كاهش راندمان كاري مي شود . وقتي توجه مصرف موضوعات نزاع جزيي و يا فردي شد از توجه به مسائل عام المنفعه كاسته مي شود . و همچنين وقتي توجه به امور حسي و احساسات شد ،‌انسان از توجه به امور كارشناسي و اقدامات پژوهشي باز مي ماند كه هر د باعث كاهش راندمان كار و استفاده بهينه از منابع مختلف مي شود.
و) اين آيه اشاره به نزاع و درگيري هاي لفظي ميان گروهي دارد . يعني اگر مسلمانان براي موضوعات پيش پا افتاده با هم درگير شوند ، هم از مكر و توطئه دشمن غافل مي شوند و هم توان اجرايي و فكر آنان كم مي شود و در نتيجه دشمن طمع مي كند .
گاهي اوقات بر اثر بي تدبيري ،‌نزاع لفظي و درگيري صورت مي گيرد و يا اقداماتي ص

ورت مي گيرد و يا اقداماتي اتفاق مي افتد كه ضربه آن از حمله دشمن بدتر خواهد بود . لذا طمع و حجوم دشمن نتيجه رفتار و خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خودشان سرنوشتشان را تغيير ندهند .
ه) اين آيه اشاره به جدل و نزاعهايي دارد كه در آن منفعتي نيست . اما بيان ديدگاهها با توجه به ضرورت و اقامه دليل و همراه با انصاف نه تنها به زبيان جامع نيست بلكه مطلوب و باعث روشن شدن نقاط ضعف و چاره انديشي براي آن خواهد بود. با توجه به اين سه اصل دولت مردان اهل قلم ، متخصصان و … وظيفه شرعي و ملي دارند تا در قبال اقداماتي كه با استنادات علمي در مخالفت است نه تنها سكوت كرده بلكه فرياد برآورد و ضمن مو شكوفي ضعف ها به راهكارهاي عملي توجه كرده و يا نقدهاي منصفانه را براي توسعه و شكوفايي باز كنند . به عقيده نگارنده وقت آن رسيده است تا پس از ۳۰ سال از عمر پر بركت انقلاب اسلامي با نقدهاي آلمانه ، منصفانه و طبقه بندي شدن ( از حيث استفاده براي امور مختلف) نقاط ضعف را شناسايي و براي آن تدبير كنيم و نقاط مثبت را تقويت و مسير رو به رشد جامع اسلامي مان را هموارتر و سريع تر كنيم پس نزاع ها و مناظراتي كه كه بر پايه انصاف استدلال باشد نه تنها ضرري ندارد بلكه داراي منافع بي شماري خواهد بود :
۳- عبرت از سرنوشت ديگر ملت ها :
امام علي (ع)‌ مي فرمايد : « از بلاهايي كه به سبب اعمال زشت و نيكو بوده بر سر ملت ها پيش از شما آمد بپرهيزيد و احوال خوب و بد آنان را به ياد آوريد … و يا در احوال نيك و بد آنان بينديشيد ، همان كاري را عهدا دار شويد كه عزيزشان كرد … و از كارهايي كه پشت آنان را شكست و قدرت آنان را از بين برد دوري كنيد …» در اين خطبه حضرت امير (ع)‌به موضوعات مختلفي از جمله : علوشان خداوند » نكوهش صفت تكبير ،‌دشمني شيطان ،‌نكوهش ، اخلاق ، جاهلي ،‌پرهيز از سران ، متكبر و خود پسند ، ضرورت عبرت از گذشتگان ، فلسفه عبادت ،‌علل پيروزي و شكس

ت ملت ها …. سخن فرموده است كه دز اين فراز آن به علت پيروزي و شكست ملت ها اشاره فرموده است كه عمده ترين آن علل تفرقه يا كينه توزي ،‌دشمني يا ياري نكردن همديگر مي دانند كه اگر در جامعه اين خصوصيات ها اتفاق بيفتد شكست آن جامعه حتمي است و هيچكس را جز خود نبايد ملامت كرد در واقع با يد علت سقوط دور و ملل مختلف دنيا را دريافت و براي آنكه براي خودمان اين اتفاق حاصل نشود تمهيدات لازم با واقع بيني تدبين لحاظ شود
۴- پرهيز از تعصب :
پيامير عظيم الشعن اسلام فرمودند : « كسي كه تعصب بورزد يا نسبت به وي تعصب بورزد حلقه ايمان را از گردن خويش باز كرده است »
اين روايات حاوي نكات بسياري استكه تقديم حضور مي كنيم :
الف ) تعصب يعني اسرار و پا فشاري بدون دليل و استدلال براي انجام و ترك موضوعي كه منشا آن جهل و ناداني است .
كسي كه متعصب است به عقل و استدلال توجه نمي كند در واقع ايمان ندارد زيرا ايمان و ريشه آگاهي دارد . مسلمان تا زماني كه در دايره تاسف و جهل گرفتار است مزه و ايمان را نخواهد چشيد . گاهي در امور ديني است گاهي در امور اجرايي و كاري . مسلمان و مومن مكلف به حركت و تلاشي است كه ريشه در عقلانيت و تدبير دارد و از همه راههاي رسيدن به علم و پژوهش استفاده مي كند و بدون پيشوانه علمي حركتي را آغاز نمي كند .
ج)تعصب : تفرقه و پايان همدلي و اتحاد است . اگر به حرف و استدلال اهل نظريه توجه نشود و در تصميم گيري ها از آنان و فكرشان استفاده نشود . قطعاً‌ وحدت و همدلي حاصل نخواهد شد و ضايعه بزرگي خواهد بود .
ما مكلف هيستيم نه خودمان متعصب باشيم ونه اجازه بدهيم ديگران با ما تعصب داشته باشند . به عبارتي نبايد بگذاريم از مابت بسازند . خواه يك فرد سياسي باشيم ،‌يا مذهبي يا هر صنف و شغل ديگر . تعريف و تمجيدهاي غلط باعث مي شود كه از ما بت ساخته شود و شايد كم كم هم باورمان بشود كه : من آنم كه رستم بود پهلوان !
در تاريخ افرادي كه به وسيله اطرافيان منحرف شدن كم نيستند . اگر آناني كه ادعاي مهدويت كردن ، افراد جاهلتر از خودشان آنان را تصديق نمي كردند ، گمراهي هاي بزرگ نمي افتادند و …
پس تعصب يعني اصرار بر جهل و عدم توجه به منطق و استدلال . كه مايه سقوط فرد وجامعه خواهد بود . خواه اين تعصب مذهبي ميباشد يا قومي ، سياسي ،‌حذبي و …
امام علي (ع) در اين زمينه مي فرمايد ( هيچكس را نيافتم كه بدون علت درباره چيزي تعصب بورزد ، جز با دليلي كه با آن ناگاهان را بفريبد … جزء شما!‌ زيرا درباره چيزي تعصب مي ورزد كه نه علتي دارد و نه سببي …. پس اگر در تعصب ورزيدن ناچاريد ، براي اختلال پسنديده تعصب داشته باشيد …. در اين روايت چند نكته حائز اهميت است :
يك: عده اي خود را به تعصب مي زنند تا بتوانند آدمهاي جاهلو نادان را بفريبند و از اين طريق افكار شيطاني خود را عملي كند .

دو : عده اي بي دليل متعصب اند ، كه اينان بي هدف ،‌بلكه بازيچه ديگران قرار مي گيرند. اما اميد نجات دارند ، زيرا بر تعصب خود آگاه نيستند و قصد انحراف ديگران را هم ندارند
سه : تعصب در امور خير و اخلاق پسنديده ، خوب و جايز است . در واقع همان مطلبي كه به عنوان عرق ديني و ملي از‌آن ياد مي كنيم . بنابراين تعصب در نوع سوم به معني غيرت است كه پسنديده و شايسته است و همراه با شعور و آگاهي است .
۵- پرهيز از كشمكش و درگيري ها
وجود نازين پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود : ( پس از نهي شدن از بت پرستي ، از چيزي به اندازه يك كشمكش كردن با مردم نهي نشدم )
« كشمكش » در لغت فارسي مركب ازدو كلمه « كش» ( امر) و « مكش»(نهي) مي باشد كه

كنايه از : گفت و گو ، جر و بس و جنگ و نزاع مي باشد
از آنجايي كه اين فعل كاربرد دو طرفه دارد وقتي يك طرف ماجرا شروع به ملامت و كشمكش مي كند ، طرف مقابل هم كوتاه نمي آيد و مقابل به مثل مي كند در واقع كشمكش باعث مي شود لباس حياء و ادب كنده شود ، همانگونه كه پوست درخت كنده ميشود و وقتي پوست به شكل قابل ملاحضه اي كنده شود قطعاً ادامه حياط اين درخت در جذب مواد اوليه از خاك و تبديل آن به ميوه مشكل مواجع مي شود و چه بسا درخت نيز خشكيده شود . و آن هنگام كه حرمت و حياء بين مومنين از بين رفت ديگر ارزش و منزلتي براي آنان باقي نمي ماند .
مومنان وظيفه دارند حتي اشكالات و اختلافات خود را در يك فضاي صميمي دور از بي نزاكتي و بي ادبي و با استدلال با يكديگر مطرح كنند اليته كشمكش در جايي ديگر هم اتفاق مي افتد و آن در موضعي است كه طرف مقابل زبان مشترك براي درك و فهم ندارد. لذا در آن شرائط نيز هرگونه بحث و استدلالي بي نتيجه خواهد بود و ادامه دادن آن باعث ملال خاطر ، كشمكش و جدال خواهد شد.
به نظر مي رسد عمده جريانهايي كه به كشمكش تبديل مي شود از نوعي لجاجت و غرض
برخوردار است كه هدفش خرد كردن طرف مقابل است . گاهي جهل ، هواي نفس
مقدس مايي هم چاشني آن ميشود.
۶- نقش و حدف بين

امام علي (ع) ‍((… افا هم الله بالاختلاف فاطاعوه! نهام عنه فعصوه…)
خطبه ۱۸ نهج البلاغه گوشه اي از استدلال امير المومنين ( ع ) در خصوص كساني كه به نام دين براي خودشان وجهه اي كسب كرده اند و براي منافع خود تا جايي پيش رفته اند كه حتي حلال خدا را نيز حرام كردند …