رفتارپیامبر با کودکان

فهرست مطالب :
عنوان : صفحه :
چکیده ۱
مقدمه ۳
اخلاق پیامبر ۶-۲۶
پی نوشت ۲۷
نتیجه گیری ۳۱

چکیده :
خداوند در حق رسول مکرمش محمد بن عبد الله (ص ) مي فرمايد: “انک لعلی خلق
عظيم . براستی که بر خلق عظيمی هستي ” (سوره قلم آيه ۴) بنده ناتوانی چه مي تواند در حق پيامبری که سراپا فضيلت و رحمت و منبع خير و نيکی و بزرگواری است بگويد؟ آنچه مي گويم قطره ای است از دريا.
خوی پيامبر (ص ) و رفتار آن بزرگوار و کردار آن حضرت ، سرمشق مسلمين و بلکه نمونه عالی همه انسانها است و در حقيقت تجسم اسلام . پيغمبر (ص ) به همه
مسلمانان با چشم برادری و با نهايت مهر و محبت رفتار مي کرد. آن چنان ساده و

بی پيرايه لباس مي پوشيد و بر روی زمين مي نشست و در حلقه ياران قرار مي گرفت که اگر ناشناسی وارد مي شد، نمي دانست پيغمبر (ص ) کدام است . در عين سادگي ، به نظافت لباس و بدن خيلی اهميت مي داد. وضوی پيامبر (ص ) هميشه با مسواک کردن دندانها همراه بود. از استعمال عطر دريغ نمي فرمود. هميشه با پير و جوان مؤدب بود. هميشه در سلام کردن پيش دستی مي کرد. تبسم نمکينی هميشه بر لبانش بود، ولی از بلند خنديدن پرهيز داشت . به عيادت بيماران و تشيع جنازه مسلمانان زياد مي رفت . مهمان نواز بود. يتيمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار مي داد. دست مهر بر سر يتيمان مي کشيد. از خوابيدن روی بستر نرم پرهيز داشت و مي فرمود: “من در دنيا همچون سواری هستم که ساعتی زير سايه درختی استراحت کند و سپس کوچ کند”. با همه مهر و نرمی که با زيردستان داشت در برابر دشمنان و منافقان بسيار شدت عمل نشان مي داد. در جنگها هرگز هراسی به دل راه نمي داد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزديکتر بود. از دشمنان سرسخت مانند کفار قريش در فتح مکه عفو فرمود و آنها هم مجذوب اخلاق پيامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روی آوردند. از زر و زيور دنيا دوری مي کرد. اموال عمومی را هرچه زودتر بين مردم تقسيم مي کرد و با آن که فرمانروا و پيامبر خدا بود، هرگز سهمی بيش از ديگران برای خود برنمي داشت . براستی آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق برای همگان بود.

مقدمه :
يكى از شاخصه هاى پر اهميت در پيشرفت اسلام اخلاق نيك و كلام‏دلاويز و پرجاذبه پيامبر اكرم (ص) با انسان‏ها بود، اين خلق نيكوتا بدان حدى بود كه معروف شد سه چيز در پيشرفت اسلام نقش به‏سزايى داشت:
۱- اخلاق پيامبر (ص)
۲- شمشير و مجاهدات حضرت على (ع)

۳- انفاق ثروت حضرت خديجه (س)
در قرآن مجيد، به نقش اخلاق پيامبر (ص) درپيشرفت اسلام و جذب ‏دل‏ها تصريح شده است، آن جا كه مى‏خوانيم: «فبما رحمة من الله‏لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراكنده‏مى‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و براى آن‏ها طلب آمرزش كن، و دركارها با آن‏ها مشورت فرما.»

ازاين آيه استفاده مى‏شود كه : ۱- نرمش و اخلاق نيك، يك هديه الهى است، كسانى كه نرمش ندارند،از اين موهبت الهى محرومند; ۲- افراد سنگ‏دل و سخت‏گير نمى‏توانند مردم‏دارى كنند، و به جذب‏نيروهاى انسانى بپردازند; ۳- رهبرى و مديريت صحيح با جذب و عطوفت همراه است; ۴- بايد دست‏شكست‏خوردگان در جنگ و گنهكاران شرمنده را گرفت وجذب كرد (با توجه به اين كه شان نزول آيه مذكور در موردندامت فراريان مسلمان در جنگ احد نازل شده است); ۵- مشورت با مردم از خصلت‏هاى نيك و پيوند دهنده است كه موجب‏انسجام مى‏گردد.
پيامبر اسلام (ص) علاوه بر اين كه ارزش‏هاى اخلاقى را بسيار ارج‏مى‏نهاد، خود در سيره عملى‏اش مجسمه فضايل اخلاقى و ارزش‏هاى والاى‏انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره‏اى شادان و كلامى‏دلاويز با حوادث برخورد مى‏كرد.
به عنوان مثال، درتاريخ آمده‏است:در سال نهم هجرت هنگامى كه قبيله سركش طى بر اثر حمله‏قهرمانانه سپاه اسلام شكست ‏خوردند، عدى بن حاتم كه از سرشناسان‏اين قبيله بود به شام گريخت، ولى خواهر او كه «سفانه‏» نام‏داشت‏ به اسارت سپاه اسلام درآمد.
سفانه را همراه ساير اسيران به مدينه آوردند و آنان را درنزديك مسجد در خانه‏اى جاى دادند، روزى رسول خدا (ص) از آن‏اسيران ديدن كرد، سفانه از موقعيت استفاده كرده و گفت: «يا محمد هلك الوالد و غاب الوافد فان رايت ان تخلى عنى، و لا تشمت ‏بى احياء العرب، فان ابى كان يفك العانى، و يحفظ الجار، و يطعم‏الطعام، و يفشى السلام، و يعين على نوائب الدهر;
اى محمد!پدرم (حاتم) از دنيا رفت، و نگهبان و سرپرستم (عدى) ناپديد شدو فرار كرد، اگر صلاح بدانى مرا آزاد كن، و شماتت و بدگويى‏قبيله‏هاى عرب‏ها را از من دور ساز، همانا پدرم (حاتم) بردگان‏را آزاد مى‏ساخت، از همسايگان نگهبانى مى‏نمود، و به مردم غذامى‏رسانيد، و آشكارا سلام مى‏كرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردم‏را يارى مى‏نمود.»
پيامبر اكرم (ص) كه به ارزش‏هاى اخلاقى، احترام شايان مى‏نمود، به‏سفانه فرمود: «يا جارية هذه صفة المؤمنين حقا، لو كان ابوك مسلما لترحمناعليه; اى دختر! اين ويژگى‏هايى كه برشمردى، از صفات مؤمنان‏راستين است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمت‏قرار مى‏داديم.» آنگاه پيامبر (ص) به مسؤولين امر فرمود:«خلوا عنها فان اباها كان يحب مكارم الاخلاق; اين دختر را به‏پاس احترامى كه پدرش به ارزش‏هاى اخلاقى مى‏نمود، آزاد سازيد.».
آن گاه پيامبر (ص) لباس نو به او پوشانيد، و هزينه سفر به شام‏را در اختيار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمينان به‏شام نزد برادرش رهسپار كرد.

اخلاق پیامبر

 

او همواره به كودكان سلام مى كرد
مدت يك قرن است كه غرب تحقيقات دامنه دار و عميقى پيرامون روان شناسى كودك به انجام رسانده است كه به واقع, نتايج چشمگيرى از آن پژوهش ها به دست آمده است; هرچند به بسيارى از پژوهش هاى آنان نمى توان به ديده اطمينان كامل نگريست. تا اين زمان همچنان پيروان ژان پياژه (زيست شناس, فيلسوف و روان شناس سوئيسى, متوفاى ۱۹۸۰ م.), اسكينر, باندورا, كلارك هال, اريكسون و هاينزوانر, با يكديگر نسبت به عقايد استادان خود اختلاف عقيده دارند.

جمعى كودك را بزرگسالى كوچك (به تعبير آنان: مينياتور بزرگسال) و بعضى او را كاملا متمايز با بزرگسال تعريف مى كنند. عده اى او را متمايل به بدى, و برخى او را پاك سرشت مى دانند.(۱)
درباره تربيت, تغذيه, رشد, عادت ها و رفتارهاى كودك نيز نظريات متفاوت و متناقض بسيارى ميان پژوهشگران وجود دارد كه به واقع آدمى گاه در انتخاب نظريه درست ميان آنان سرگردان مى شود. انبوه نتايج علمى كه امروزيان بدان دست يافته اند در سايه آزمايش هاى ساليان متمادى, استفاده از فن آورى و استمداد از تجربيات گذشتگان است; با اين حال پيوسته طرح ها و نظريات جديدى به دست مىآيد كه گاه به طور كامل, ناقض نظريات گذشته است. اما در صدها سال پيش كه هيچ يك از اين زمينه ها و امكانات پژوهشى وجود نداشته است, از سوى حضرت محمد امين(ص) نسبت به كودكان, گفتارها و رفتارهايى مشاهده شده است كه امروزيان در ژرفاى آن درمانده شده اند و فهم عميقى از آن به دست نياورده اند. معجزه حضرت محمد امين(ص) تنها آيات قرآن نبود. گفتار و رفتارش, همه معجزه بود. چه آن كه معجزه پديده اى است كه بشر از ارائه نمونه آن ناتوان باشد.
در عقايد امروزيان متمدن و متفكر[؟] چنين آمده است كه: اگر كودكان, وحشى و پرخاشگرند بايد آنان را رام و مطيع گردانيد. زيرا آنان ماهيت حيوانى دارند و غرايز نقش اساسى در انگيزش رفتارشان دارد.(۲)
اين در حالى است كه ما بارها اين جمله را از سخنان رسول اكرم(ص) شنيده يا خوانده ايم كه: پنج چيز است كه تا آستان مرگ آن ها را ترك نمى كنم; يكى از آنها سلام كردن به كودكان است.(۳)
به راستى, ژرفاى مفهوم اين جمله را كدام متفكر روان شناس درك مى كند؟ در افكار خردسالان چه مى گذرد كه حضرت امام صادق(ع) در پى نقل آنچه از رسول خدا(ص) فرا گرفته, مى فرمايد: احبوا الصبيان و ارحموهم و اذا وعدتموهم ففولهم فانهم لايرون الا انكم ترزقونهم; به كودكان محبت

بورزيد و مورد شفقت شان قرار دهيد و هرگاه به آنان وعده اى داديد, وفا كنيد. زيرا آن ها شما را روزى دهنده خود مى دانند.(۴) در اين رفتار رسول خدا(ص) چه حكمتى نهفته بوده است كه همه روزه كه صبحگاه از خواب بر مى خاست, دست محبت به سر فرزندان خود مى كشيد!(۵)

در اين نوشتار به طور گزيده به تشريح پاره اى از گفتارها و رفتارهاى حضرت محمد(ص) درباره كودكان مى پردازيم.
نامطمئن بودن نظريات رايج كنونى و سرمشق بودن رفتار پيامبر(ص) براى ماـ به تصريح آيه قرآن ـ(۶) ما را بر آن مى دارد كه به فرموده ها و كردار حضرت رسول اكرم(ص) عميق تر بنگريم و به واقع اعتقاد داشته باشيم كه آنچه او به جاى آورده ـ به فرض درستى روايت ـ فراتر از اكتشافات علمى امروزيان است. كوچك ترين عمل او در پى ارائه معيارى است كه براى معاصران وى ناشناخته ماند و برخى تا اين زمان نيز ناشناخته باقى مانده است. از آن نمونه, در جمله اى ساده از آن بزرگوار مى خوانيم:
((اكرموا اولادكم و احسنوا آدابكم;(۷) فرزندانتان را گرامى بداريد و با آداب و روش پسنديده با آنان رفتار كنيد.))
در نظر سطحى, اين فرموده تنها سفارش به احترام كودكان و رفتار صحيح با آنان است. اما اين كه چه رفتارى در شإن كودك نيست تا از آن پرهيز شود, و چه روشى نادرست است تا نسبت به وى انجام نگيرد جاى گفتگو است. آيا والدين و مربيان براى يافتن پاسخ صحيح اين دو پرسش, خود نبايد پيش تر پيرامون تربيت كودك آگاهى هايى به دست آورند؟ پدر و مادرى كه با آداب و روش صحيح زندگى ناآشنايند چگونه مى توانند فرزندشان را با آداب درست تربيت كنند؟! آيا بوسيدن كودكان ـ دختر يا پسرـ تا چه سنى روا است؟ آيا بلند شدن در برابر بچه هاى كم سن بجا است يا نابجا؟ آيا تنبيه و كتك آنان تا چه ميزان سفارش مى شود؟ تفاوت گذارى ميان آنان تا چه اندازه صحيح يا ناصحيح است؟ بازى كودك و ((بازى با كودك)) چه لزوم و فايده اى دارد؟
بنابراين, سفارش به گراميداشت كودك, تإكيد بر تإسيس بنيادى است كه به خانواده ها آموزش دهد چگونه با فرزندانشان رفتار كنند. خانواده و مجالس خانوادگى, آموزش و پرورش, صدا و سيما و مراكز فرهنگى, هر يك بنيادى است كه بايد بدين مهم توجه كند.
از طرف ديگر بايد مشخص شود كه بى احترامى به كودك و ترك آموزش وى چه پيامدهايى دارد! اگر اطرافيانش با آداب و روش درست با او برخورد نكنند چه پيش خواهد آمد؟ كودك در هر حال بزرگ خواهد شد. اگر او در بزرگسالى دريابد كه بسيارى از رفتارهاى بزرگسالان با وى در كودكى, ناصحيح بوده است, نسبت به آنان چگونه خواهد انديشيد؟ آيا والدين چنين كودكى اكنون در بزرگسالى اين كودك مى توانند اميدوار باشند كه وى آراى امروز آنان را بپذيرد و بدان عمل كند؟ چگونه بسيارى از والدين بدين امر توجه ندارند كه يكى از علت هاى تمرد نوجوانان و جوانان, پى بردن آنان به اشتباه روش پدر و مادر در كودكى ايشان است!
به هر تحليل, توجه رسول خدا(ص) به دنياى كودكان را در چندين جنبه مى توان جستجو كرد:
۱٫ كوشش براى تولد فرزندان سالم
برخلاف عقيده بسيارى از نظريه پردازان كه تربيت كودك را از شش ماهگى يا دو سالگى به بعد نتيجه بخش مى دانند, تعاليم رسول خدا(ص) زمانى پيشتر از اين را در تربيت كودك موثر ياد مى كند. نوزاد بيشتر صفات خوب و بد را از طريق ژن از پدر و مادر به ارث مى برد. بنابراين, تربيت او نه از دوران حمل كه پيش از ازدواج آغاز مى شود. دختر و پسرى كه پيش از ازدواج به اصول اخلاقى و

دينى پايبند نباشند بسيار دشوار مى توان اميد داشت كه فرزند آنان درستكار تربيت شود. البته سهم محيط تربيتى و عوامل و استثنائات روزگار را ناديده نمى انگاريم.
اگر تربيت كودك از شش ماهگى يا دو سالگى آغاز مى شود, اين دستور رسول اكرم(ص) چه مفهومى مى يابد كه مى فرمايد: هر كس صاحب فرزندى شد در گوش راست كودكش اذان و در

گوش چپ او اقامه بگويد تا از شر شيطان در امان باشد. اميرمومنان على(ع) مى فرمايد: زمانى كه دو پسرم حسن و حسين[ (عليهماالسلام]( تولد يافتند, آن حضرت همين عمل را انجام داد و دستور فرمود تا در گوش آن ها سوره حمد و آيه الكرسى و آيه هاى سوره حشر و سوره اخلاص و ناس و فلق را بخوانند.(۸)
اگر كودك دو ماهه استعداد تربيت و پذيرش ندارد و مشاهدات و شنيده هاى او در درونش تإثير نمى نهد به چه سبب رسول خدا(ص) مى فرمايد: هرگز مبادا كه كودكى در گهواره نظاره گر رفتار زناشويى زن و مرد باشد.(۹) اگر در چنين موقعيت صداى زن و مرد را بشنود به راه رستگارى[ و پاكى و خير] قدم نمى نهد.(۱۰)
به راستى, آيا سلامتى مادر در دوران حمل, تغذيه, ترس و نگرانى ها و نيز اعتياد وى بر سلامتى روحى نوزاد اثر نمى گذارد؟! آنگاه چگونه مى توان نوزاد ناسالم را درست تربيت كرد؟!
امام باقر(ع) مى فرمايد: در عصر رسول خدا(ص) مردى از انصار[ در مدينه] به آن حضرت شكايت كرد كه: همسرم دختر عموى من است و خانواده و اجداد ما همه سفيد پوست هستيم و اينك او فرزندى به دنيا آورده كه سياه پوست و شبيه سياهان حبشى است.
رسول خدا(ص) اندكى تإمل كرد و سپس از زن توضيح خواست. زن به پاكى خود سوگند ياد كرد. پيامبر فرمود: بين هر انسان تا حضرت آدم(ع) ۹۹ عرق (پيوند, ژن, ريشه) وجود دارد كه در ساختمان فرزند فعاليت مى كنند… فرزند شبيه يكى از آن ها مى شود.. . اين نوزاد سياه پوست شبيه يكى از اجداد دور شماست. كودك را بگير كه فرزند خود تو است.(۱۱)
هنگامى كه نوزاد رنگ پوست خود را به وسيله ژن از اجدادش به ارث ببرد, آيا صفات خوب يا بد به همين وسيله از آنان به وى سرايت نمى كند؟!
آن حضرت در همين باره فرموده است: انظر فى اى شىء تضع ولدك فان العرق دساس;(۱۲) خوب بنگر كه نطفه خود را در چه جايگاهى جاى مى دهى. زيرا ريشه ها[ و ژن آدمى] به طور پنهان تإثير گذار است[ .و از طريق آن, اخلاق اجداد به فرزندان منتقل مى شود [ .
نيز در جاى ديگر فرمود:الشقى شقى فى بطن امه و السعيد سعيد فى بطن امه; (۱۳) بدبخت در شكم مادر بدبخت مى شود و سعادت مند در شكم مادر چنين مى شود.
در روايتى ديگر آن حضرت به نقش برادر (دايى فرزندان) در تربيت فرزند اشاره مى كند و مى فرمايد:

اختاروا لنطفكم فان الخال احد الضجيعين;(۱۴( همسر[ شايسته] براى نطفه هاى خود انتخاب كنيد. زيرا دايى يكى از دو ستون[ مهم تشكيل دهنده] نوزادتان است.
و نيز فرموده است: از ازدواج با زنان زيبارويى كه در خانواده بد پرورش يافته اند, بپرهيزيد.((۱۵((
۲٫ توجه به سلامت جسمى و روحى مادر

فرزندان ما ـ به ويژه دختران ـ بيشتر اوقات خود را در كنار مادر سپرى مى كنند و از تعليمات او چيزها مىآموزند. بر اين اساس, آنان كه دغدغه تربيت فرزند دارند نخست بايد به تربيت همسر بپردازند. دختران و زنان نيز تإثيرپذيرتر از پسران و مردان اند. بنابراين در آستانه زندگى, مرد بايد مهم ترين همت خود را آموزش و تربيت همسرش قرار دهد. زمانى كه مادر خانواده درست آموزش ببيند و تربيت شود, تربيت فرزندان او با سهولت انجام مى پذيرد. چنان كه اگر مادر نكوهيده خوى باشد, تربيت فرزند خيلى دشوار است. زيرا او اولين آموزگار كودك شماست.
رسول خدا(ص) در اين باره فرموده است: ((اياكم و تزويج الحمقإ, فان صحبتها بلإ و ولدها ضياع;(۱۶)از ازدواج با زنان كودن بپرهيزيد كه همنشينى آن ها[ نوعى] بلا و فرزندشان تباه است((
پس از انتخاب همسر شايسته و توجه به آموزش و تربيت او, مهم ترين وظيفه, ايجاد محيط روانى سالم در خانه است. اين نخستين ابزار هر طرح تربيتى موفق است. هر كه دلسوز فرزند خود است پيش از هر كار بايد بكوشد تا حد امكان فضاى خانه آكنده از آرامش و مهرورزى شود. تا زمانى كه كودك شما خود را در چنين فضايى نبيند زمينه اى براى شكوفايى استعدادهاى خود نمى يابد و بيشتر توان او صرف مبارزه با ترس و اضطراب ها و مقابله با عوامل رنجآور زندگى مى گردد. هر چه محيط آنان صميمى تر و درسآموزتر و روان ايشان مطمئن تر و بى هراس تر باشد, آموزش و تربيت آن ها هموارتر و آموختن هايشان از محيط بيشتر و پايدارتر است.
حضرت محمد(ص) در اين باره فرموده است: ((حق الولد على والده… ان يسفره امه.. .;(۱۷(
حق فرزند بر پدر اين است كه[ پدر] مادر را احترام كند((
زمانى كه فرزند, مادر را در نگاه پدر محترم ببيند, احساس امنيت و آرامش مى كنند.
مادرى كه در خانه از احترام پدر محروم باشد, نخواهد توانست نقش مادرى خود را به درستى ايفا نمايد.
۳٫ پيشگيرى بهتر از درمان
اصل نامبرده در روان شناسى تربيتى جايگاهى ويژه دارد و كوشش مى شود تا پيش از پديد آمدن ناهنجارىهاى رفتارى, عوامل پديد آورنده آن شناسايى و پيشگيرى شود.
از طرفى امروزه والدين از بسيارى از رفتارهاى فرزندان خود ناخشنودند و اميد دارند كه كسى از راه برسد و فرزندشان را به حقوق والدين آشنا كند, حال آن كه گاه كوتاهى خود والدين سبب بروز چنين مشكلى است. زيرا در تربيت و پرورش آنان سهل انگارى نموده اند. رسول خدا(ص) در همين باره فرموده است: ((رحم الله من اعان ولده على بره;(۱۸) خداى رحمت كند كسى كه فرزند خود را به نيك رفتارى كمك كند((
از آن حضرت پرسيدند, چگونه؟ فرمود:
۱٫ آنچه كودك در توان داشته و انجام داده, از او بپذيرند.
۲٫ آنچه انجام آن در توانش نيست, از او نخواهند.
۳٫ او را به گناه و طغيان وادار نسازند.
۴٫ به او دروغ نگويند. رفتار نابخردانه[ نسبت به وى و در مقابل او] انجام ندهند.
به واقع هر يك از ما دوست داريم فرزندانمان نسبت به ما چگونه رفتار كنند؟ با خود بينديشيم كه اگر ما خويشتن را براى نيل بدين منظور كمك نكنيم, ديگران چگونه و تا چه ميزان خواهند توانست ما را در اين هدف مدد رسانند! پس همان بهتر كه فهرست همه انتظاراتمان را نسبت به فرزندانمان ياد داشت كنيم و آن گاه بينديشيم كه براى موفقيت فرزند در اين برنامه, خود ما چه وظايفى بر عهده داريم.
چندى پيش, دوستى از فرزندانش سخت گله مند بود كه آن ها بيشتر اوقات روزانه يشان را به تماشاى تلويزيون مى گذرانند. به وى گفتم: كمى به جاى گله از آن ها خود را نكوهش كن. چون

غيبت طولانى شما و همسرت از محيط خانه, سبب دلتنگى آن ها را فراهم مىآورد. آن ها براى رفع اين دلتنگى به تماشاى تلويزيون پناه مىآورند و زمانى كه بدين روش عادت كردند, ديگر در وقت حضور شما نيز نمى توانند از عادات خود دور شوند.
۴٫ درمان روحى با اعطاى شخصيت كودكان را نيز دچار مشكل مى كند. بعضى مى پندارند چون كودك پيكرى كوچك تر از بزرگسالان دارد, شخصيت خود را هم كوچك مى پندارد; حال آنكه چنين نيست و چه بسا بى توجهى به شخصيت كودكان زيانبارتر از بى توجهى به شخصيت بزرگسالان باشد. زيرا احساس ضعف شخصيت در كودكى سبب بروز رفتارهاى ناصواب و ويرانگر در بزرگسالى است. به همين سبب است كه امام هادى(ع) فرموده است: از شر آن كه خود را حقير و بى مقدار بپندارد, در امان مباش.(۱۹(
از رفتارهاى متداول حضرت رسول اكرم(ص) در مقابل فرزندش فاطمه(س) و نيز نوه هاى عزيزش امام حسن و امام حسين(عليهماالسلام), احترام وصف نشدنى و برخاستن در مقابل آنان است. شيعه و سنى نقل نموده اند كه آن جناب پيوسته با حضور دختر خردسالش, تمام قامت در برابرش مى ايستاد و احترامش مى كرد.(۲۰(
گاه به احترام و نيز مراعات خردسالى نوادگانش, سجده نماز را طولانى مى ساخت يا براى بر آوردن حاجت آنان, نماز را با سرعت به پايان مى برد. هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگانش دست نوازش مى كشيد و مهربانى و عطوفت نسبت به كودكان, خوى هميشگى آن حضرت بود.(۲۱(
با اين همه, در بزرگداشت شخصيت كودكان بايد همواره توجه داشت كه اين امر براى ارضاى حس شخصيت طلبى آنان است. بدين سبب بايد در انجام آن به شيوه اى گام برداشت كه زمينه غرور و نازپرورى كودكان فراهم نشود و اين امر زمانى است كه ما همه شيوه هاى تربيتى را همگام عمل كنيم; چنان كه رسول خدا(ص) عمل مى كرد.
۵٫ توجه به بهداشت روانى كودكان
در مباحث روان شناسى عمومى, در بخش ((يادگيرى, حافظه و فراموشى)) به عوامل تإثيرگذار بر رشد بدن و حافظه پرداخته مى شود و يادآورى مى كنند كه يكى از مهم ترين عوامل اختلال در حواس و حافظه كودكان و مانع جدى از رشد استعدادهاى آنان, و بلكه عامل عقب ماندگى ذهنى, محروميت از بهداشت روانى است. كودك به هر علت آرامش روان خود را از دست دهد, بخشى از فعاليت هاى مغز وى كه تنظيم كننده رشد ذهنى اوست مختل و آينده وى دچار مخاطره مى شود. مشكلات خانوادگى, فقر, بد رفتارى والدين با يكديگر و با فرزندان, خشونت, تإكيد بى اندازه بر رعايت نظم و مقررات و ترس هاى موهوم, همه عواملى است كه روان كودك را نابسامان مى نمايد.
اگر رسول خدا(ص) هر صبحگاه كه از خواب بر مى خيزد و دست نوازش بر سر فرزندان و نوادگانش مى كشد, اين رفتار از هر هديه براى كودك مناسب تر است و ما به درستى نمى توانيم تإثير عميق اين رفتار ساده را لمس كنيم. كودكى كه در آغاز صبح از چنين نوازشى بهره مند شود احساس آرامش, امنيت, پذيرفتگى, اميد و شادى مى كند. اطمينان مى يابد كه وجودش در خانه زايد نيست. جايگاهش نزد والدين شناخته شده و محفوظ و مورد توجه است.
روان شناسان معتقدند بهره مندى از محبت والدين در ماه هاى آغاز طفوليت و آغاز هر روز, از مهم ترين عوامل تإثيرگذار بر تإمين بهداشت روانى كودك است. كودكى كه از مهر و محبت مادر و پدر برخوردار است, نگرش مطلوبى نسبت به خود مى يابد و روابط سالم تر و پذيرفته ترى با ديگران برقرار مى كند.(۲۲) و ترس هاى موهوم و بى پايه را كه مانع شكوفايى استعدادهاى او ست, از وى دور مى سازد.
۶٫ مهرورزى, مهم ترين ابزار تربيت
زمانى كه آهن, نرم و گداخته شود به هر صورت كه بخواهيم شكل مى پذيرد. ((مهر ورزى)) به افرادـ به ويژه كودكان ـ همان حرارتى است كه افراد را نرم, تسليم و گوش به فرمان مى سازد.
تربيت نوعى كوشش براى نفوذ در ناخود آگاه افراد است. رنج و اندوه ها, آرزوها, شكست ها و گفته هاى ناگفته پيوسته در ضمير ناخودآگاه جاى مى گيرند. پيرامون اين ضمير, مإمورانى آماده

به خدمت وجود دارند كه مانع از نفوذ ديگران بدان مى شوند. از طرفى تا فردى به درون آن راه نيابد نمى تواند به اسرار آن پى ببرد و راه حلى براى مشكل آن ارائه كند.
پدر و مادرى كه ابزار نفوذ به ناخودآگاه فرزندان خود را نشناخته و شيوه ورود به آن را ندانند هيچ گاه نخواهند توانست ارتباط صميمى با ايشان برقرار سازند; دردهايشان را بشناسند و درمان كند.

))مهرورزى به كودك)) از مهم ترين ابزار نفوذ به ضمير ناخودآگاه اوست. زمانى كه فردى به كودك محبت و مهربانى مى كند, قلب او را در اختيار مى گيرد و آرام آرام مى تواند از رنج هايش آگاه شود و راه درمانش را شناسايى و دنبال نمايد.
اميرمومنان على(ع) مى فرمايد: از همان كودكى, پيامبر خدا(ص) مرا از پدرم برگرفت و من شريك آب و نان او شدم و پيوسته مونس و همسخن وى بودم…. او مرا در كنار خود مى نشانيد و بر سينه خويش جاى مى داد و در بسترش[ كنار خود] مى خوابانيد, به طورى كه تنم را به تن خويش مى چسباند و بوى خوش خود را به مشامم مى رساند. (۲۳(