رنزو پیانو

رنزو پیانو در سال ۱۹۳۷ در جنوآ، ایتالیا در خانواده ای معمار به دنیا آمد. تحصیلات خود را در پلی تکنیک میلان انجام داد. هنگامی که دانشجوی معماری در دانشگاه پلی تکنیک معماری میلان بود مرتب از پروژه های ساختمانی پدرش بازدید می کرد که این بازدید ها تجربه های علمی و کارآمدی را برای او به ارمغان آورد. پدر، چهار عمو و برادرش همه پیمانکار ساختمانی بودند.

دفتر فنی و کارگاه رنزو پیانو در سال ۱۹۸۰ در پاریس و جنوآ ایتالیا شکل گرفت و اکنون حدود ۱۰۰ مهندس، معمار و متخصصین دیگر در قسمتهای مختلف شرکت مشغول به کار هستند که همگی معتقد به ساخت ساختمانهای کارآمد و آزمودن ایده هایی هستند که منعکس کننده ایده های رنزوپیانو است.

در حالی که کارهای او آمیخته با تکنولوژی روز معماری می باشد ولی ریشه و اصل کارها به طور واضح نمایانگر فلسفه و سنت ملی کلاسیک ایتالیا است.
از آثار بزرگ این معمار مشهور ایتالیایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• ساختمان تاسیسات شرکت اتومبیل سازی فیات FIAT در شهر تورینو ایتالیا
• استادیوم فوتبال شهر باری ایتالیا
• مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس
• فرودگاه شهر Osaka ژاپن

• Potsdamer Platz پوتز دامر پلاتز در شهر برلین آلمان
• مجموعه برج های سیدنی استرالیا
• ساختمان مرکز علم و تکنولوژی ملی هلند در شهر آمستردام
• ساختمان آکادمی علوم ایالت سانفرانسیکو آمریکا
• مجتمع ورزشی راوانا

• ایستگاه مترو جنوا
• پایانه مسافربری کانسای
• مرکز طراحی مرسدس بنز در اشتوتگارت
• و..

مرکز تجاری جرج پمپیدو در پاریس (نماد معماری های تک)
برج های تجاری سیدنی

افتخارات :
• عضویت افتخاری جامعه معماران آمریکا، آمریکا، ۱۹۸۱
• مدال طلا از انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا، انگلستان، ۱۹۸۹
• جایزه Cavaliere di Gran Croce از هیئت دولت ایتالیا، رم، ایتالیا، ۱۹۸۹
• جایزه کیوتو، ایناموری فوندیشن، کیوتو، ژاپن، ۱۹۹۰
• عضویت افتخاری دانشکده هنر و تحقیقات آمریکا، آمریکا، ۱۹۹۴
• از طرف یونسکو به عنوان سفیر معماری حسن نیت معرفی شد ، ۱۹۹۴
• جایزه میکل آنژ از رم، ایتالیا، ۱۹۹۴

• جایزه اریز موز ، آمستردام، هلند، ۱۹۹۵
• جایزه معماری پریتزکر، کاخ سفید، واشینگتن، آمریکا، ۱۹۹۸
• معمار دانشکده ملی سن لوکا، رم، ایتالیا، ۱۹۹۹
• مدیر کل مرکز ملی de la Légion d’Honneur، فرانسه، ۲۰۰۰
• سلطان معماری، ونیز، ایتالیا، ۲۰۰۰

• جایزه لئوناردو، رم، ایتالیا، ۲۰۰۰
• جایزه وکسنر، مرکز هنر وکسنر، کلومباس، اوهایو، آمریکا، ۲۰۰۱

مجموعه فرهنگي تيجيبائو

مجموعه فرهنگي jean marie tjibaou در اقيانوس شمالي در شبه جزيره newcaledonia يك مستعمره فرانسه و پايتخت نومايا قرار گرفته است . اين مجموعه بر خواسته ازتوجه به گياهان بومي و كلبه هايي كه به وسيله مردم بومي كاناك ساخته شده بود،توسط معمار ايتاليايي –رنزوپيانو-در سال ۱۹۹۳طراحي شده است و به عنوان تجليل از فرهنگ مردم كاناك و از ياد بردن خاطره استعمار فرانسه ساخته شد.
مجموعه كه سايت عظيمي را به خود اخ

تصاص داده است به jeam marie tjibaouرهبر سياسي مردم كاناك كه در جنگ براي استقلال داخلي new caledoniaدر سال ۱۹۸۹ كشته شد ،اهدا شده است و به همين اسم نامگذاري شده است.
ايده اين بود كه به جاي ايجاد يك باز سازي تاريخي يا يك دهكده تكراري ساده با منعكس كردن فرهنگ بومي و سمبل هاي قديمي كه به هر حال هر كدام زماني خيلي بيشتر زنده بودند به توسعه فرهنگ كاناك بپردازند و به تاريخ محيط و باورهاي كاناك احترام بگذارند.

مجموعه فرهنگي تي جي بائو از منحنيهاي قفس مانند كه از چوب درختان كاج و صنوبر ساخته شده است . مركز فرهنگي براي نمايش دادن و فعاليت هاي مختلف روز مره در صدد تامين موضمعات بر طبق فرهنگ مردم كاناك طراحي شده است و ريشه هاي فرهنگ آن ها را حفظ كرده است و در طراحي ساختمان ، از باورها و اعتقادات فرهنگي مردم كاناك و همچنين چشم انداز زيباي شبه جزيره الهام گرفته شده است

در كل آب و هوا در نيو كالدونيا به طور قابل توجهي گرم و مرطوب است ،بنابراين يكي از ملاحظات اصلي براي مجموعه به وجود آوردن يك سيستم خنك كننده انفعالي كاراو موثر است.
سيستم تهويه ي انفعالي يكي از روش هاي اصلي خنك كردن و تهويه در مجموعه tjibaouاست.
مجموعه از ۱۰ خانه انتزاعي چوبي با سايز ها و عملكردهاي متفاوت تشكيل شده است كه رنزو پيانوبراي آنها عنوان caseرا پيشنهاد كرده است.
اينcaseها به منظور تجليل و ياداوري فرهنگ بومي مردم كاناك ساخته شده اند و در يك انهناي ملايم در طول شبه جزيره به منظور تهويه ي ماكزيمم روي يك تپه جاي گرفته اند ،جايي كه بيشترين باد است .نما به سوي باد جنوبي غالب است.

در اين مجموعه از المان هاي طبيعي مشخص از قبيل باد ،نور،آب،و پوشش گياهي استفاده مي شود
.
مسابقه طراحي
براي دادن طرح مركز فرهنگي نيوكالدنيا ، مسابقه اي بين المللي با شركت گروهي از معماران و تعدادي از داوران ترتيب داده شدو تعداد زيادي از معماران جرات كردند با تاثير گرفتن از نياكان و تحريف تكنولوژي طرح دهند . آنها هم چنين مفاهيم غير عملي و انتزاعي را با شيوه هاي جديد به كار بردند . اما طراحان ساختماني يك شركت معمولي كه بيشتر با اين موضوعات هم فكر بودند بر خلاف معماران و طراحان ديگر با موضوعات به صورت جدي و فوق العاده عادي بر خورد كردند و اين فكرقبل از اين به نظر طراحان ديگر نرسيده بود

اين ايده انعكاس فرهنگ باستاني است . فضا هايي مدور در پلان وجود دارد كه حوزه اعظم فضاهاست و اطراف هر كدام از اين هسته ها محصور شده است .

معماری های-تک و اکو-تک :
در سال ۱۹۷۱، دو معمار جوان ایتالیایی به نام های رنزوپیانو ساکن در ایتالیا و ریچارد راجرز ساکن در انگلستان، در مسابقه طرح ساختمان مرکز ژرژپمپیدو در پاریس در بین۶۸۱ شرکت کننده برنده اعلام شدند. نمای این ساختمان را مجموعه ای از دودکش ها، آبگردان ها، لوله های تاسیساتی و ستونها، تیرها، بادبندها، راه پله و مسیرهای رفت و آمد تشکیل می داد. این معماران آغازگر سبکی در اروپا بودند که به نام های های-تک یا تکنولژی بسیار پیشرفته معروف گردید. و نتیجه آن این بود که در دهۀ هفتاد ماشین و فن آوری به عنوان یک موضوع محوری در معماری مطرح شد.

معماران این سبک تکنولوژی را دست آورد بزرگ مدرنیته و مهم ترین عامل توسعه و پیشرفت در قرن بیستم می دانند. از نظر آنها، عصاره و مشخصه هر عصر در معماری آن دوره شکل کالبدی یافته است. به عنوان نمونه، معابد یونان باستان با آن نظم و تناسب کامل هندسی، تبلور ذهنیت کمال گرایی یونانیان باستان است. بناهای عظیم روم باستان، نمایش قدرت امپراتوری و حکومت سزارها می باشد و بالاخره کلیسای سر به فلک کشیده گوتیک نمایش دهنده قدرت کلیسا و ذهنیت قرون وسطا است. به همین ترتیب، ساختمانهای امروز می باید نمایش دهنده عصارۀ فکری و تکنیکی عصر حاضر یعنی تکنولوژی باشند.

به طور کلی می توان گفت اگر معماری مدرن در طرح های خود ماشین را به نمایش می گذارد، معماران های-تک داخل ماشین را و اجزای آن را نشان می دهد.
ریچارد راجرز در این باره می گوید تکنولوژی به ما کنترل بیشتری عرضه می کند و نه کمتر. ساختمانهای آینده بیشتر شبیه روبات خواهند بود تا معبد، مانند آفتاب پرست، آنها خود را با محیط پیرامون تطبیق می دهند. شاید بتوان زیر بنای فکری این سبک را در این جمله راجرز خلاصه کرد که می گوید در عصر مدرن باید در ساختمانهای مدرن زندگی کرد.

اصول فکری این سبک را می توان به موارد زیر خلاصه کرد :
• نمایش تکنولوژی به عنوان عصارۀ و دستاورد عصر جدید
• نمایش پروسه ساخت در طرح
• نمایش خط گونه ساختار و اجزاء درون بنا در نمای ساختمان
• طراحی بام ساختمان به عنوان نمای پنجم
• سازه و ساختار به عنوان تزئینات خطی استفاده شوند

مرکز ژرژ پمپیدو معمار رنزوپیانو و راجرز (مشترک

بخش داخلی گنبد شیشه ای پارلمان آلمان معمار نورمن فاستر
فرهنگسراي تيجيبائو
مجموعه فرهنگي تيجيبائو
مجموعه فرهنگي jean marie tjibaou در اقيانوس شمالي در شبه جزيره newcaledonia يك مستعمره فرانسه و پايتخت نومايا قرار گرفته است . اين مجموعه بر خواسته ازتوجه به گياهان بومي و كلبه هايي كه به وسيله مردم بومي كاناك ساخته شده بود،توسط معمار ايتاليايي –رنزوپيانو-در سال ۱۹۹۳طراحي شده است و به عنوان تجليل از فرهنگ مردم كاناك و از ياد بردن خاطره استعمار فرانسه ساخته شد.

مجموعه كه سايت عظيمي را به خود اختصاص داده است به jeam marie tjibaouرهبر سياسي مردم كاناك كه در جنگ براي استقلال داخلي new caledoniaدر سال ۱۹۸۹ كشته شد ،اهدا شده است و به همين اسم نامگذاري شده است.
ايده اين بود كه به جاي ايجاد يك باز سازي تاريخي يا يك دهكده تكراري ساده با منعكس كردن فرهنگ بومي و سمبل هاي قديمي كه به هر حال هر كدام زماني خيلي بيشتر زنده بودند به توسعه فرهنگ كاناك بپردازند و به تاريخ محيط و باورهاي كاناك احترام بگذارند.

مجموعه فرهنگي تي جي بائو از منحنيهاي قفس مانند كه از چوب درختان كاج و صنوبر ساخته شده است . مركز فرهنگي براي نمايش دادن و فعاليت هاي مختلف روز مره در صدد تامين موضمعات بر طبق فرهنگ مردم كاناك طراحي شده است و ريشه هاي فرهنگ آن ها را حفظ كرده است و در طراحي ساختمان ، از باورها و اعتقادات فرهنگي مردم كاناك و همچنين چشم انداز زيباي شبه جزيره الهام گرفته شده است .

در كل آب و هوا در نيو كالدونيا به طور قابل توجهي گرم و مرطوب است ،بنابراين يكي از ملاحظات اصلي براي مجموعه به وجود آوردن يك سيستم خنك كننده انفعالي كاراو موثر است.
سيستم تهويه ي انفعالي يكي از روش هاي اصلي خنك كردن و تهويه در مجموعه tjibaouاست.
مجموعه از ۱۰ خانه انتزاعي چوبي با سايز ها و عملكردهاي متفاوت تشكيل شده است كه رنزو پيانوبراي آنها عنوان caseرا پيشنهاد كرده است.
اينcaseها به منظور تجليل و ياداوري فرهنگ بومي مردم كاناك ساخته شده اند و در يك انهناي ملايم در طول شبه جزيره به منظور تهويه ي ماكزيمم روي يك تپه جاي گرفته اند ،جايي كه بيشترين باد است .نما به سوي باد جنوبي غالب است.

در اين مجموعه از المان هاي طبيعي مشخص از قبيل باد ،نور،آب،و پوشش گياهي استفاده مي شود .
مسابقه طراحي
براي دادن طرح مركز فرهنگي نيوكالدنيا ، مسابقه اي بين المللي با شركت گروهي از معماران و تعدادي از داوران ترتيب داده شدو تعداد زيادي از معماران جرات كردند با تاثير گرفتن از نياكان و تحريف تكنولوژي طرح دهند . آنها هم چنين مفاهيم غير عملي و انتزاعي را با شيوه هاي جديد به كار بردند . اما طراحان ساختماني يك شركت معمولي كه بيشتر با اين موضوعات هم فكر بودند بر خلاف معماران و طراحان ديگر با موضوعات به صورت جدي و فوق العاده عادي بر خورد كردند و اين فكرقبل از اين به نظر طراحان ديگر نرسيده بود.

اين ايده انعكاس فرهنگ باستاني است . فضا هايي مدور در پلان وجود دارد كه حوزه اعظم فضاهاست و اطراف هر كدام از اين هسته ها محصور شده است .

بیوگرافی رنزو پیانو
رنزو پیانو در ‍‍‍‍‍جئونا در ایتالیادر ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۳۷ متولد شد در سال ۱۹۶۴ از مدرسه معماری در میلان فارغ التحصیل شد و به عنوان یک دانش آموز در زیر نظر یک گروه مهندسی در فلورانس شروع به کار کرد .
معماری پیانو به سوابق او بستگی دارد چرا که پدری معمار داشت و با طرز قرار گرفتن ساختمان ها آشنا بود او پسری خجالتی بود که در منطقه پیکی زندگی می کرد در آنجا منظره ای از طبیعت وجود نداشت و آفتاب سوزان هم آنها را دچار مشکل می کرد لدا تصمیم گرفت تا سای

بانی از برگ در امتداد باد به طور ثابت درست کند و این اولین کار او در راستای معماری بود .
در بین سالهای ۱۹۶۵تا ۱۹۷۰ او تجارب زیادی با مسافرت های دانشجوئی به آمریکا و بریتانیا به دست آورد و در این موقع بود که با جیمز پرو آشنا شد و دوستی آنها تاثیر بسزایی در حرفه ای شدن او داشت به این ترتیب نظرات خود را اثبات کرد و با کسانی که به مخالفت از او می پرداختند به مخالفت پرداخت و خواستار مسابقه دادن با آنها بود .
فقط با مدد گرفتن از تجربه است که میتوان به کشفیات مختلف دست یافت و به مرحله ای برسیم که کمتر احساس نارضایتی کنیم. بیشتر برنامه هایی که امروز ما در طراحی ساختمان از آن استفاده می کنیم ،بعدها بوجود آمدند.

برای مثال،هر چند« پیانو» بناهای تاریخی ایتالیا را دوست داشت و آنها را گسترش می داد ،ولی این امر برای او از زمانی محقق شد که علم شناخت آثار باستانی در تمام زمینه ها، کارهای او را تحت تأثیر قرار داد.
حتی این ایده های اجتماعی که اکنون به وضوح در کارهای او دیده می شود ،بعدها،و از انگلیس وارد کارهای او شد .او همانند «ریچارد راگرس» تحت تأثیر روح دپارتمان معماری لندن قرار گرفته بود جایی که در پروژه ی دانشجویان اواخر دهه ی ۱۹۶۰،فن آوری ابزار ها محیط انعطاف پذیرانه ای را برای خدمت به تجربه ی اجتماعی به وجود آورده بودند ،او بطور غیر مستقیم به سان «جین پرو» طرفدار عقایدی بود که نویسندگان انگلیسی حدود قرن ۱۹ با آن سر وکار داشتند.

«پیانو»مهندسی معماری را در دانشگاه «فلورانس» و «پلیتکنیک میلان» سپری کرد و بعدها در سال ۱۹۶۴ فارغ التحصیل شد ولی تأثیر این مؤسسات در شکل گیری شخصیت او برای رسیدن به هنر معماری ،به مراتب کمتر از دوران بچگی و پیش زمینه خانوادگی او نشست و بر خاست های او با معماران بزرگ که معمولا ایتالیایی و . . .بودند

خصوصا فعالیت های خود او بعد از تحصیل بود .
«پیانو» از همه ی این ها چیز هایی آموخت و به گفته ی خود « دزدی برخی اسرار » که می توانست او را برای یک تحول درونی آماده سازد .
بعد از پدرش ، « فرانکو آلبینی » اولین الگو و کار فرمای او شد . « آلبینی » در میان بقیه ی کارهایش ،معمار « آرشیتکت » یک سری فروشگاه زنجیره ای بود که بعضی از آنها واقعا عالی و استثنایی بودند . به نظر می رسد با توجه به ساختار نمایش داده شده ، این ساختمانها از پیشگامان عرصه ی تکنولوژی برتر آن زمان بوده اند . همچنین او مسئول

برخی از بناهای تاریخی و تأثیر گذار قدیمی بود که برخی از آنها در « جنوا » هستند . و می توان عنوان طراح را هم به او اطلاق کرد . « پیانو » شدیدا تحت تأ ثیر لذتی که «آلبینی » از کار و لوازم و جز ئیات کار ها می برد ، ( کارهایی که در استودیوی میلان انجام می داد ) قرار گرفت .
« پیانو » برای انجام کار و شروع کار هیچ اقدامی نکرد زیرا اولا خجالتی بود و ثانیا از جواب های منفی که ممکن بود بشنود ، واهمه داشت ولی سر انجام برای شروع کار به یک دفتر مهندسی رفت تا کار خود را شروع کند . کار اولیه ی او اسمبلی مجدد دستگاه های تلویزیون بود تا ایراد های احتمالی را شناخته و راهکار های پیشنهادی را مورد بررسی قرار دهد تا این دستگاه ها طراحی شوند .
« پیانو » با « آلبینی » به مدت دو سال کار کرد . این همکاری زمانی بود که آلبینی مشغول کار

برای تبدیل یک موزه در جنوا بود . شاید « پیانو » بیشترین تجربه ی خود را در سفر هایی بدست آ ورد که آ خر هفته ها از منزل به « جنوا » می رفت . « آلبینی » معمولا در « پاویا » به ملاقات رئیس خود می رفت تا او را در چند و چون کارهای مبلمان چوبی که او طراحی آنها را به عهده داشت ، قرار دهد .
آنها معمولا دو ساعت

تمام و یا بیشتر را به مطالعه ، تجزیه و تحلیل جز ییات می پرداختند . از این موارد و از تجربیاتی که او در کار طراحی سیستم طاقچه بدست آورد ، پیانو فهمید که متد طراحی آلبینی ( که الان متد پیانو می باشد ) مبنی بر حذف کردن قسمتهای غیر ضروری است بدون اینکه آسیبی به سیستم برسد .
در همین ایام بود که « پیانو » برای اولین بار « جین پرو » را در زمانی که در حال کار بر روی یک طرح هنری در فرانسه بود ، ملاقات کرد . چیزی که برای پیانو عجیب بود و او را تحت تأثیر قرار می داد این بود که « پرو » چگونه بر مشکلات فائق می آمد مانند درست کردن یک پل از یک تکه کاغذ که به اندازهای مقاوم باشد که بتواند فشار یک خودکار را تحمل کند که این کار همانطور که نیاز به فکر زیادی داشت می بایست با ممد گرفتن از د

ست نیز حل می شد چون می بایست به طور ماهرانه ای با دست روی آن کار می شد .
بعدها ، در زمان ساخت ساختمان « مرکز پامپیدو » که در آن « پرو » یکی از اعضای حیاتی بود ، آن دو با یکدیگر دوست صمیمی شدند . استودیوی « پرو » واقع در خیابان «رودس بلانس مانتکس » با استودیوی « پیانو » در « رو است کرویکس دلا برتونری » حدود ۱۰۰ متر فاصله داشت و آن دو معمولا ناهارها را با یکدیگر صرف می کردند ولی با تمام شباهت هایی که بین آن دو بود و با تمام

اراداتی که پیانو به او داشت ولی وی نتوانسته بود « پیانو » را به اندازه ی « آلبینی » تحت تأثیر قرار دهد ولی به جای آن «پیانو » طرحهایی را اجرا می کرد که ساختارهای جدیدتری داشتند .
از آن جایی که « پرو » و « پیانو » هر دو علاقمند به ابزارها و تکنولوژی جدید بودند ، هیچکدام علاقهای به کار سازه های عظیم و محتویات آن نداشتند و این باعث خدشه دار شدن وحدت در معماری و فقدان هویت در ساختمانها شد ولی در مقابل آنها اعتقاد خاصی به « هدف ساخت » برای هر ساختمان داشتند .

هماهنگی ای که باید در همه ی بخشها حفظ می شد و همچنین اهمیت صنعتکاری در هر دو مقوله ی شکل سازه و دمیدن روح در تکنولوژی .همچنین در به هم پیوستگی سازه و صنعتکاری در تولیدات صنعتی ، هر دوی آنها محافظه کارانه رفتار می کردند و برای هر دوی آنها مهم بود که سازنده ی طرح پیمان را با کار قطع نکند . جایی که محموله ی ابزارها دارای بهترین ذخیره هستند و نه تنها با چشم بلکه با احساس دست نیز می توان درک کرد .
یک تفاوت بزرگ ولی نه چندان مهم بین آنها این بود که « پرو » زمانی که با صفحات فلزی دو یا سه بعدی کار می کرد به اصل خمیدگی می پرداخت در حالی که « پیانو » به حکاکی تمایل داشت و با مدلهای مکعبی کار خود را شروع کرد .
اگر « پیانو » اهمیت صنعتکاری و کارگاه را از دوستان سازنده اش آموخته ، « پرو » همان اصول را از پدرش آموخته بود .

بنیانگذار « اکول دس بلکس آرتس » که نام خود را به عنوان یک ایده ی هنری و جنبش حرکتی ثبت کرد و اثرش یکی از مهمترین مراکز هنری « نووا » شد .
« ویکتورپرو » شدیدا تحت تأثیر نوشته های « جان راسکین » و « ویلیام مدریس » قرار گرفت .در کنار این علایق به صنعتکاری ، این نوشته ها عقاید سیاسی و اجتماعی پرو را نیز متأثرقرار داد که بخش بزرگی از زندگی او بود . هر چند که این ها به بحث گذارده نشد ، پیانو اذعان کرد که گفتگو با « پرو » برای کشش بین عقاید او و عقاید نویسندگان محتمل است

. جدا از این در رابطه ی صنعتکاری و اجتماع ، آنجلو ساکسون هم هر چند کم ولی بر روی بعضی از عقاید او تأثیر داشت . مطمئنا « پرو » عقاید و علایق خود را الهام گرفت و در جنبه های اجتماعی معماری به کار برد .
در این اثنا « پیانو » تحت تأثیر پروژه های مشخصی مثل «ابی پیره » که در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ بود ، قرار گرفته بود و می نویسد که حمایت « پرو » از ساخت ساختمان مثل ماشین ، برای نتایج اجتماعی کمتر از پیشرفتهای تکنیکی بود . با به خاطر آوردن شهرت مرکز پامپیدر و ساختمان همانند آن از پیانو و کار های بعدی او بعد از پامپیدر و رفاقت شدید او با « پرو » که اکنون ریشه دار تر شده بود ، نشان می داد که چگونه روی عقاید اجتماعی او تأثیر می گذاشتند.

یک مورد دیگر که به طور خلاصه به آن اشاره می شود ، مهندس انگلیسی الاصلی بود به نام « ماکو وسکی » که تخصص خاصی در فریمهای قصیال داشت کسی بود که « پیانو »
مدارک برخی از جدیدترین تجربیاتش را با مختصری از ساختار آنها برایش فرستاده بود
این امر منجر به دعوتی شد مبنی بر همان ساختار ها که در محل دانشگاه تکنولوژی «باترسیا » و در سال ۱۹۶۶ اتفاق افتاد .

« ماکو وسکی » به دنبال شخصی بود تا قدرت تحلیل ساز را با توجه به عملیاتهای محاسباتی داشته باشد و این در حالی بود که « پیانو » تحت تأثیر هوش و ذکاوت و احترام این مهندس قرار گرفته بود . نقشه ها روی هم قرار گرفته بود تا منجر به ساخت یک شرکت برای تخصصی کردن ساختارها شد . ولی بعد پیانو فهمید که این امر بسیار محدود کننده خواهد بود و اینکه بیشتر معماری باید می شد تا فریم فضا و سقفها .

اولین دفتر کارگاهی او برای خودش در سالهای ۶۹-۱۹۶۸ و در بیرون جنوا ، تأسیس کرد تا کارهای فضاسازی فریمهای پشتیبان به سان سقفها را انجام دهد ، سهم عمده ای از آن متعلق به « ماکو وسکی » بود .
تأثیر شدید و طولانی مدتی که هنوز هم آثار آن وجود دارد مربوط به کشف « پیانو » در بریتانیا و در گروه « آرچیگرم » اتفاق افتاد . برداشت شگرفی از تکنولوژی و گسترش آن ، احتمالا « پیانو » را مورد تأثیر قرار داد تا تکنولوژی و طبیعت را به یک هارمونی جالبی برساند . مطمئنا تزها ، کارها و الکترونیک گروه « آرچیگرم » در کارهای بعدی «پیانو » به وضوح دیده می شود که از جمله ی آن کارخانه ی « لینگوتو » و نمایشگاه بین المللی « کلمبوس » است .

در سال علمی ۶۸-۱۹۶۷ پیانو یک استادیار در میلان برای « مارکو زانوسو » (یک معمار ماهر و طراح ) بود ،از او و درسهایی که آن دو با یکدیگر تدریس می کردند که راجع به سازه ی اشیا بود ( جایی که دانش آموزان به تحقیق در مورد اشیا و کاربرد آنها در طراحی با آن بود ) ، پیانو چیز های زیادی راجع به موارد و کاربرد آنها دریافت ، و در طول این مدت او یک سقف را برای « زانوسو » خلق کرد که نور طبیعی داخل داشت و او در این راه از کارخانه ی « اولیوتی » در ایتالیا کمک گرفته بود . این کار باعث شروع به تدریس خود او شد . در حالی که در فیلادلفیا و در استودیوی « لوئیس کان » تدریس می کرد . برای « کان » که تأثیر مختلفی از سایرین بر روی « پیانو » داشت ، کمک

شگرفی کرد تا سقف فریم فضایی و کارخانه ی « اولیوتی » در « هارسیبورگ » ساخته شود .
هر چند که تأثیر تحقیقات علمی « کان » (۶۲-۱۹۵۷ ) را به وضوح می توان در هسته های پروژه ای و دیوارهای qb در جنوا (۱۹۶۸) دید ، « پیانو » تأثیر کمی از معماری « کان » گرفت .