رنگ های مورد علاقه ایرانیان از اغاز تا دوره اسلامی

مطلب حاضر برگرفته از بخشي از مقاله «بررسي و بازسازي رنگهاي پوشاك دوره ساساني در حجاريهاي طاق بستان» به نوشته محمدرضا رياضي است كه در يادنامه گردهمايي باستانشناسي ـ شوش جلد،۱ سازمان ميراث فرهنگي كشور در سال۱۳۷۶ به چاپ رسيده است.
براي شناسايي منسوجات ساساني و نقوشي كه آنها را زينت مي داد، مطالعه تحليل لباسهاي اشخاص در نقوش صخره اي ونقاشيهاي ديواري، اساسي و ضروري است. در ميان حجاريهاي دوره ساساني، حجاريهاي طاق بزرگ طاق بستان بويژه صحنه «شكارگراز» و صحنه «خسرو سوار بر شبديز» از چند نظر اهميت خاصي دارند. اين دوصحنه جزو عالي ترين حجاريهاي تاريخ حجاري ايران هستند و هنرمند حجار توانايي زيادي در ايجادنقش شاهي بپردازد، تمايل خودرا با دقت زياد در نماياندن نقش پارچه نشان داده است.

كهن ترين سند نقاشي ما نقاشي ديواري شوش است كه متعلق به نيمه اول قرن چهارم ميلادي است. نقوش برجسته طاق بستان دومين منبع مراجعه است. در اينجا نقشهاي تزئيني نساجان زيادتر مي شود و شكلهاي نمايشي غني تر گردد و در صحنه شكار گراز، شاه لباس بر تن دارد كه پارچه آن مزين به نقش سيمرغ در نشانهاي دايره وار است.

در فاصله بين نقش ديواري شوش و نقش برجسته طاق بستان، يك قرن و نيم ترقي و پيشرفت قابل توجه در صنعت نساجي به وجود آمده است. استفاده از رنگهاي درخشان، شفاف، خالص و سبك رنگارنگ و استفاده بيشتر از رنگهايي چون طيف آبي، قرمز، طلايي، سفيد و سبز همراه با تناسب و هماهنگي موزون رنگها، همواره يكي از مشخصات هنر ايران و يكي از اساسي ترين معيارهاي شناخت آثار ايران از دست ساخته هاي ديگر جوامع جهان است.

اولين اشاره مكتوب در مورد استفاده از هفت رنگ در نوشته هاي هردوت و بندهش آمده است. هردوت در شرح بناي هگمتانه به رنگ حصارها اشاره دارد كه «هر ديوار به ترتيب با رنگهاي سفيد، سياه، ارغواني، آبي، سرخ، سيم و زر ساخته شده است». در بندهش نيز در توصيف دژ به دست كيخسرو به هفت رنگ ديوارها (زرين، سيمين، پولادين، برنجين، آهنين، آبگينه اي و كاسگين (لاجوردي) اشاره شده است. از دوره هخامنشي دواثر مكشوفه در تخت جمشيد نيز تأثيري بر اين مدعاست. روي اندود گچي يك ستون كه رنگهاي آن باقي مانده بود، با رنگهاي قرمز و آبي و سفيد رنگ آميزي شده بود. همچنين درنماد اهورامزدا (انسان بالدار) در تالار صدستون از رنگهاي آبي فيروزه اي، ارغواني روشن مايل به قرمز، طلايي، پرتقالي مايل به زرد، بنفش تيره، آبي لاجوردي، سبز زمردي روي زمينه سياه استفاده شده.
از دوره اشكاني نيز رنگهاي استفاده شده در نقاشي هاي ديواري كوه خواجه ـ سيستان ـ حكايت ازتوجه ايرانيان به رنگهاي شاد و شفاف و درخشان دارد.در اين نقاشيها نيز از رنگهاي سبز روشن، زرد طلايي، آبي فيروزه اي، بنفش، سفيد، قرمز روشن و گلي كه داراي كيفيت و شفاف عالي هستند، استفاده شده است.
جدا از آثار مادي كه روحيات قوم ايراني را درانتخاب رنگها نشان مي دهد، سنتهاي قومي و آيين ايرانيان نيز خود زمينه اصلي اين الهام بوده است. اعتقاد به دوعالم نيكي و بدي، نور و ظلمت، پيوند زندگي با قواي طبيعي و اجرام سماوي همواره انگيزه اصلي و راهبر ايرانيان در انتخاب نمادين رنگها بوده است. يكي از جذابترين انديشه هاي ايرانيان باستان انطباق هفت رنگ با هفت سياره

آسماني است كه هر كدام مظهر هفت امشاسپند است. اين هفت سياره آسماني يا هفت اپاختر عبارتند از: هرمزد (مشتري)، كيوان (زحل)، بهرام (مريخ)، ناهيد (زهره)، تير (عطارد)، خورشيد (مهر) و ماه كه هر كدام با رنگي كه مظهر و نماد آن است مشخص مي شود. اين رنگها به قولي عبارت بودند از سياه،خاكي (خاكستري)، سرخ، زرد، كبود، زنگاري و به قولي زرد، آبي، نارنجي، سرخ، بنفش، سبز و نيلگون.ايرانيان اين هفت رنگ را رنگهاي اصلي مي دانستند و علاوه بر انتساب آنها به يكي از سيارات هفت گانه، هر يك از آنها را نيز براي يكي از روزهاي هفته در نظر مي گرفتند.
طرح و رنگ خالق شگفتي هاست :

در عرصه دكوراسيون و خلق محيطي آرام، زيبا و دلچسب، رنگ و طرح توأمان خالق شگفتي هاست، تطبيق و هماهنگي اين دو باهم مي تواند به ايجاد فضايي كمك كند كه متناسب با هر سليقه اي و راضي كننده هر بيننده اي باشد و برعكس ناهماهنگي ميان آنها منجر به ايجاد محيطي مي شود كه حتي غيرقابل تحمل براي توقفي هرچند كوتاه خواهد بود بنابر اين در انتخاب لوازم و چيدمان يك محيط توجه به رنگ و طرح بايد از اولويت خاصي برخوردار باشد.

در اين راستا توليدكنندگان وسايل و لوازم خانگي بايد در توليد اجناس وكالاهاي مختلف با رنگها و طرح هاي گوناگون اين امكان را براي خانواده ها به وجود آورند كه محيطي شاد و آرام مورد نظر خود را به دست آورند.
تصوير ارائه شده را به دقت ملاحظه كنيد، تلفيق عناصر در يك اتاق نشيمن را به خوبي نشان مي دهد كه سليقه و بهره گيري از امكانات درحد توان حرف نخست را مي زند.

امروزه در جامعه، روش دكوراسيوني هماهنگ مدنظر بسياري از توليدكنندگان قرار گرفته و با ايجاد همخواني به لحاظ طرح و رنگ در ميان توليداتشان با جنس هاي مختلف، نقش بزرگي را در جهت ايجاد فضايي با هارموني طرح و رنگ ايفا مي كنند.

البته تنوع كاري توليدكنندگان براي مكانهاي مختلف براساس نيازهاي موجود در آن محيط متفاوت است، در اين اتاق نشيمن، طرح و رنگ پارچه هاي مبلي، درجاي جاي فضا اعم از پرده، مبل هاي راحتي، كلاهك آباژور و طرح و رنگ پارچه هاي بكاررفته و حتي فرش ماشيني پهن شده به چشم مي خورد.

البته توجه داشته باشيد كه كليه موارد و وسايل يادشده به لحاظ جنس با يكديگر متفاوت هستند.گذشته از تكرار طرح ها در جنس هاي مختلف، رنگهاي موجود در آنها نيز به صورت هاي گوناگوني در اين اتاق ديده مي شوند كه موجبات جذابيت هاي موجود را فراهم كرده است

دربناهای رنگی اعصار گذشته می توان حالت احساسی مردمان آن دوران رادید. مصریان ویونانیان قدیم به طرحهای الوان بسیار علاقمند بودند.
چینی ها از دیرباز نقاشان ورزیده ای شمرده می شدند. یکی ازامپراتوران سلسله هان در ۸۰ سال قبل از میلاد خزانه هایی- موزه ای- ازنقاشی داشت که خود جمع آوری کرده بود. وگفته می شود که زیبایی رنگین وبا عظمتی داشته است.

دردوران تانگ (۹۰۷-۶۱۸میلادی) نقاشی دیواری ونقاشی روی چوب به وجود آمد که ازنظر رنگ آمیزی قوی بودند. درحدود همان زمان، سرامیک های جدید لعابدار زرد، قرمز، سبزوآبی ساخته شد.

درزمان سلسله سونگ حساسیت نسبت به رنگ فوق العاده گسترش یافت. رنگهای نقاشی متنوع تروگاهی طبیعت گرایانه تر می شد. سرامیکهایی با لعابهایی به رنگهای متعدد وجدید ساخته می شد که از نظر زیبایی همتا نداشت. ازجمله اینها می توان سرامیکهای برگ بیدی وآبی رنگ رانام برد.

موزايیکهای الوان- وازنظررنگ غنی بیزانس ورم که مربوط به هزاره اول میلادی است. دراروپا هنوز پابرجاست. هنر موزاییک مبرمی به نیروی تشخیص رنگ دارد زیراهرسطح رنگی ازنقطه هایی رنگی تشکیل می شود که انتخابشان نیاز به تأمل وتوجه دارد. نقاشان موزاییک”راونا” درقرن پنجم وششم قادربودند نمودهای بی شمار ومختلفی با رنگهای مکمل به وجود آورند.

زیبا شناسی رنگ رامی توان درسه جهت بررسی کرد:
امپرسیون(بصری)
اکسپرسیون(احساسی)
کانستراکسیون(نمادی)

نقش رنگ ازنظر دکوراتورها :
دکوراتورها وطراحان گاهی تمایل پیدا می کنند که از خاست طبیعی رنگ ذهنی خود پیروی کنند. این عمل ممکن است در جایی که برخورد قضاوت ذهنی پیش می آید. منجر به سوء تفاهم ومشاجره شود. درهرحال برای حل بسیاری ازمسایل ملاحظاتی عینی وجود دارد که برتمایلات ذهنی می چربد. بنابراین مغازه قصابی رامی توان با سبزروشن وآبی-سبزتزیین کرد تا گوشتها تازه تروقرمزتربه نظربرسند.

رنگ مناسب قنادیها نارنجی روشن- صورتی- سفید وآکسان هایی از سیاه است زیرااشتها رابرای خوردن شیرینی تحریک می کند.
اگر یک نقاش تبلیغاتی بخواهد طرحی برای جبعه قهوه بدهد که رنگ آن نوارهایی اززرد و سفید باشد ویا برای اسپاگتی- نقطه های آبی گل باقالی انتخاب کند دراشتباه است زیرا این نوع فرم و رنگ با موضوع آن متعارض است.

نقش رنگ از نظر باغبان ها :
همین طور- باغبانها هر روزبا مسائل مهم فرم ورنگ درگیرند. آنها رشد گلها- شکل و اندازه های آنها را مشاهده می کنند- همینطور رنگ شکوفه ها- برگها و میوه ها را. خاک اطراف گلها-سنگها وشرایط نور وسایه بایستی مورد توجه قرار گیرد تا نتیجۀ ثمر بخشی به دست آید.شخص نمی تواند به سادگی رنگ ونوع گل مطلوب شخص دیگری را انتخاب کند. کاشتن گل زبان در قفا درجلوی دیوار چوبی قهوه ای ویا گلهای زرد در جلوی دیواری از سنگ سفید کار صحیحی نیست زیرا این زمینه ها ازتأثیر رنگی آنها می کاهد.

نقش رنگ از دیدگاه یک دکوراتور داخلی :

اگر رنگ شخصی یک دکوراتور داخلی بیشتراز آبی خاکستری تشکیل شده باشد. طبیعتا تمام فضای داخل را با آبی- خاکستری رنگ آمیزی خواهد نمود واین بخصوص برای خود او رضایتبخش است. مشتریانی که هم سلیقه او باشند راضی و خشنود می شوند ولی اگر گرایش به نارنجی یا سبز داشته باشند ازآن محیط بیزار می شوند.

نقش رنگ از دیدگاه یک معمار:

امروزه معماران اغلب از بلوکهای بزرگ خانه های مسکونی با رنگی واحد برپا می کنند. آنها بایستی بدانند که تنها اشخاصی که همان سلیقۀ رنگی را دارند از این آپارتمانها لذت می برند ودیگران کمابیش ازآن بیزارند. رنگهای غیردلخواه ممکن است فشارشدیدی روی افراد حساس واردکند. این نمونه ها نشان می دهدکه سلیقه برای حل تمام مسائل رنگ کافی نیست. دانش اصول عینی برای ارزیابی صحیح واستفادۀ ازرنگ نیز ضروری است.

نام پروژه :

بررسی و مطالعه درمورد نقش رنگ در دکوراسیون داخلی

نام درس :

تمرینهای معماری ۲

نام استاد :

آقای سید محمد بهروز

نام گردآورنده :

آقای تقی بهزادفر

زمستان ۸۵

تقسیم بندی رنگهای سرد و گرم :
کنتراست رنگهای سرد و گرم برپایه احساسی درونی ازدیدن رنگهابه وجودمی آید.
البته احساس سردی یا گرمی مربوط به حس لامسه است .وشاید خیلی عجیب به نظر برسد که ما از طریق حس بینایی وبا دیدن وبا دیدن رنگ ها آن را احساس می کنیم.اما واقعیت این است که رنگها به طور مستقیم وتوسط حس بینایی بر همه وجود ما تأثیر می گذارند.

واقعیت رنگ این است که از طریق احساس بینایی تأثیرات عمیقی بر روان وجسم انسان وسایر موجودات می گذارد.
در میان رنگها می توان قرمزنارنجی رابه عنوان پر حرارت ترین رنگ وسبزآبی را سردترین رنگ احساس کرد.
معمولا احساس رسردی وگرمی رنگها مربوط به خاطرات آگاهانه یا ناخودآگاهی است که از عناصرطبیعت مثل آب وآتش داریم.برخی ازرنگها مثل قرمز. زرد ورنگهای مربوط به آنها راعموما گرم احساس می کنیم ورنگهایی مثل سبز. آبی وترکیب های مربوط به آنها را معمولا سرد وخنک احساس می کنیم.