رنگ های کوره ای

سولفاتها و کروماتها

در بحث ساختار کانیهای سولفیدی , دیدیم که گوگرد به صورت آنیون سولفیدی بزرگ دو ظرفیتی ظاهر می شود. این یون از پر شدن دو ظرفیت لایه الکترونی خارجی یا ظرفیتی به وسیله الکترونهای تسخیر شده ایجاد می شود . شش الکترونی که معمولا در این لایه وجود دارند , می توانند جدا شده و یک یون کوچک با بار مثبت زیاد و به شدت قطبنده را ایجاد کنند . این یون با اکسیژنهای اطراف خود , با همارایی چهاروجهی ظاهر می شود. پیوند گوگرد- اکسیژن در این گروه آنیونی بسیار قوی بوده و خواص آن کووالانسی است و گروههای در هم فشرده ای را به موجود می آورد که قادر به اشتراک گذاشتن اکسیژن نیستند . این گروههای آنیونی (SO4) واحدهای اساسی ساختار کانیهای سولفاتی است .

سولفاتها ترکیباتی از اکسیژن و گوگرد و یک یا چند فلزاند. در این یون یک اتم S به وسیله چهار اتم اکسیژن که در گوشه های یک تترائدر قرار دارند , در میان گرفته شده است . دو بار اضافی منفی به طور یکنواخت بین اتمهای O توزیع شده اند . سولفاتها کانیهای پیچیده ای هستند زیرا راههایی که کاتیونها بدان وسیله می توانند میان یونهای SO4 ساخت یک بلور جای گیرند زیاد است . متجاوز از ۱۵۰ سولفات نامگذاری شده اند . بسیاری از آنها قویا هیدراته هستند , و بسیاری از آنها نادراند .
مهمترین و رایجترین سولفاتهای بدون آب , اعضای گروه باریت ( گروه فضایی Pnma ) با

کاتیونهای بزرگ دوظرفیتی هماراییده با یون سولفات هستند , از میان سولفاتهای آبدار , ژیپس , ۲H2O , CaSO4, مهمترین و فراوانترین کانی است . بسترهای عظیم آن در سنگهای رسوبی با سنگ آهک , شیل رسوبی , ماسه سنگ و گل رس بدست می آیند . سنگ نمک و نهشتهای گوگردی ممکن است همراه آن باشند . به صورت ژیپس معمولی و سه قسم دارای خویهای متفاوت دیده می شود : آلاباستر , توده شده , سلنیت شفاف و ورقه ورقه و ساتین اسپار , رشته ای با جلای ابریشمی و مرواریدی .در این فرایند ژیپس را حرارت می دهند و ۷۵% آبش از دست می رود . آنچه بدست می آید نیمه آبدار است ( گچ ) و باسانی آب می گیرد و دوباره به ژیپس تبدیل می گردد . با این عمل ذراتش دوباره متبلور می شوند و محکم به هم می چسبند .
کروم , Cr , مثل فلزات حد واسط به طور کلی , با اکسیژن ترکیب می شود و چند حالت اکسیداسیون بوجود می آورد . کروکوئیت و تاراپاکائیت از معروفترین کروماتهای نمونه ای هستند که در آنها Cr در حالت اکسیداسیون ۵+ است . یون کرومات مثل یون سولفات یک تترائدر است . بارهای منفی یونهای کرومات به وسیله یونهای فلزی که در میان تترائدرها جای گرفته اند موازنه می شود و ساخت را با هم نگه می دارند . اندازه این یونها و راه جای گیری آنها در میان تترائدها ساخت را مشخص می کند . کروماتها منبع کرومی هستند که در آب کروم دادن فولاد , مثل سپر ها و تزیینات بدنه اتومولیلها بکار می رود. همچنین با آهن آلیاژی از آن ساخته می شود که همان فولاد زنگ نزن است
کانی باریت

کاني باريت از دسته سولفاتها جزء گروه عناصر قليايي خاكي و داراي فرمول شيميايي BaSO4 بوده و منبع اصلي تهيه عنصر باريم محسوب مي شود. باريم داراي عدد اتمي۵۶،عدد جرمي ۳۴/۱۳۷، الكترونگاتيويته ۸۵/۰، شعاع يوني ۳۶/۱ آنگستروم و پتانسيل يوني ۵/۱ مي باشد. فراواني اين عنصر به صورت تركيب قابل حل BaSO4 در آب دريا ۲۰ ميكروگرم در ليتر است.
ميانگين عنصر باريم در پوسته ۴۲۵ گرم درتن يا قسمت در ميليون(ppm ) است ( يعني ۰۴۲۵/۰% ). ميانگين آن در گرانيت ppm 1220 ودر دياباز ppm 160 مي باشد. در فلدسپات۳ %، در پلاژيو كلازها۳/۷ %، در مسكوويت ۹/۹ % و در بيوتيت ۸-۶ % BaO مي توان وجود داشته باشد.
۷/۶۵ درصد BaO و ۳/۳۴ درصد SO3 در ساختمان باريت خالص وجود دارد. حلاليت اين كاني در آب و اسيد، در درجه حرارتهاي عادي، بسيار كم است، بنابراين مي توان ازآن به عنوان ماده شيميايي خنثي استفاده كرد. از هرگرم باريت در درجه حرارت عادي در حدود ۲ ميلي گرم در هرليتر آب حل مي شود. با افزايش حرارت به ميزان حلاليت باريت زيادتر شده، به طوري كه از هر گرم باريت در درجه حرارت ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه سانتيگراد بخار آب، ۴۰ ميلي گرم آن در هرليتر آب حل مي شود. حلاليت باريت با حضور كلريد در آب افزايش مي يابد ( هسلي و مورگ ۱۹۵۱ ). در اثر شيميايي باريت، ويتريت (BaCO3 ) كه كربنات باريم طبيعي است، حاصل مي شود. اين كاني به سختي گداخته مي گردد وساختمان بلورين آن در اثر گرما ( شعله فوتك ) شكسته مي شود. اين كاني داراي خاصيت لومينسانس بوده و حرارت دادن شديد آن سبب تظاهر رنگ سبز متمايل به زرد مي گردد. اگر پودر اين كاني به داخل شعله دميده شود، رنگ سبز متمايل به زرد به شعله مي دهد.
باريم با شعاع يوني ۳۶/۱ انگستروم، پتانسيل يوني ۵/۱، الکترونگاتيوي ۸۵/۰، عدد کوردينانسيون ۸ بوده و از عناصر ليتوفيل محسوب مي شود.
باريم از نظر شيميايي بسيار شبيه به كلسيم است و فرم خالص آن به رنگ سفيد- نق

ره مشابه سرب است. اين فلز زماني در معرض هوا قرار مي گيرد، بسيار آسان اكسيد مي شود و با آب و الكل واكنش پذيري بالايي دارد و توسط آب و يا الكل تجزيه مي شود.
بيشتر مواد مركب حاوي عنصر باريم به علت وزن مخصوص بالاي آن‌ ( بالاتر از ۲/۴ گرم بر سانتي مترمکعب ) که ناشي از وزن اتمي بالاي آن ( ۱۳۷) مي باشد، كاني شفاف و سنگين ناميده مي شوند.

 

توزيع ۵۶ الكترون باريم بدين صورت است:

۱s2 , 2s2 2p6 , 3s2 3p6 3d10 , 4s2 4p6 4d10 , 5s2 5p6 , 6s2
باريم به صورت يك عنصر كمياب در بسياري از سنگ ها وجود دارد، اين عنصر بيشتر در سنگ هاي آذرين اسيدي يافت مي شود و هنگام واكنش هاي بين آب و سنگ، به محيط آبي وارد مي شود، ولي انحلال آن به تشكيل كاني سولفات باريم يا باريت وابسته است. بنابراين تمركز باريم در آب هاي سطحي و زيرزميني به طور معكوس به تمركز سولفات بستگي دارد.
باريم به سرعت در هوا اكسيد مي شود و دستيابي به اين فلز در شكل خالص آن مشكل بدست مي آيد. باريم به صورت اوليه به صورت كاني باريت (سولفات باريم متبلور) يا ويتريت (BaCo3) Witherite يافت مي شود. باريم از نظر اقتصادي از طريق الكتروليز كلريد باريم مذاب (BaCl2) ايجاد مي شود.
Ba2+ +2e – : Ba Cl – : ½ Cl2(g) + e-
(Cathode)
اكسيداسيون در باريم به آساني اتفاق مي افتد و باريم به ندرت به شكل خالص باقي مي ماند بنابراين باريم بايد در زير نفت سفيد و يا مايعات داراي اكسيژن آزاد مناسب نگهداري شوند.
مهمترين مواد مركب باريم پروكسيد، كلريد، سولفات، كربنات، نيترات و كلرات هستند. زماني كه باريم مي سوزد، نمك هاي باريم به رنگ سبز درخشان در مي آيند.
باريم با منشأ طبيعي مخلوطي از ۷ ايزوتوپ پايدار است. ۲۲ ايزوتوپ آن شناسايي شده اند اما اين ايزوتوپهاي با خاصيت راديواكتيو بالا و نيمه عمري از رنج چندين هزارم ثانيه به چندين دقيقه مي باشد. تنها يك مورد استثناء Ba133 با نيمه عمر ۵۱/۱۰ سال مي باشد.
پودر باريت BaSo4 به صورت پودري سنگين با وزن مخصوص ۵/۴، سختي ۵/۳- ۵/۲، سفيد رنگ تا خاكستري با جلاي شيشه اي، كليواژ كامل در جهت {۰۰۱}، بدون بو و غيرمحلول در آب و حلال هاي آلي است و به علت محلول نبودن در آب خاصيت سمي ندارد حال آن که سولفيد باريم به علت محلول بودن و آزاد شدن يون باريم در آب به شدت سمي است. باريت خالص از ۷/۶۵ % SO3 و ۳/۴۳ % BaO تشكيل شده است وليكن در طبيعت باريت با ناخالصي هايي همراه است كه اين ناخالصي ها از وزن مخصوص آنها مي كاهند.

جدول ۲-برخي از ترکيبات باريم دار (عاي الهي ؛۱۳۷۲با تغييرات )

در جدولهاي ( ۳ ) و ( ۴ ) به ترتيب ويژگيهاي عمومي باريم و برخي از مشخصات شيميايي باريت، نشان داده شده است.

جدول شماره ۳-ويژگيهاي عموميباريم (علي الهي ؛۱۳۷۲ با تغييرات )

جدول شماره ۳-

جدول شماره ۴-برخي از مشخصات شيميايي باريت (علي الهي ؛۱۳۷۲با تغييرات )

عمل جداسازي ناخالصيهاي همراه هر كانسنگ را تغليظ، فرآوري يا كانه آرايي م

ي گويند. عمل كانه آرايي شامل يك يا تركيبي از روشهاي زير است.
در بسياري از معادن با خرد كردن ساده با آسيابهاي ضربه‌اي، مخروطي يا گردان و دانه‌بندي، فرآوري باريت انجام مي‌شود. درحاليكه برخي ديگر نياز به شناورسازي يا آسياب بيشتر دارند. شناورسازي كانسارهاي رگه‌اي در شرايط متغير مورد نياز است تا بتوان باريت را از فلوئورين، سولفيدهاي سرب- روي و… جدا كرد. برخي مواد نيز به صورت مغناطيسي جدا مي‌شوند.
سنگ استخراجي پس از کانه آرايي (به روش گراويمتريGravimetry ) و تغليظ به عيار بالاتر از ۹۰% مي رسد.
خرد كردن كانسنگ در چند مرحله توسط دستگاه سنگ شكن، پودر كردن كانسنگ بوسيله آسياي ميله اي تا ۳۰۰ ميكرون، صفحه لرزان،جداكننده مغناطيسي مرطوب، جوركردن الكترونيكي، جدايش الكترواستاتيكي، جيگ مرطوب ( آبي ) يا خشك ( بادي )، مخزن شستشو با HCI، پودر نمودن به ابعاد ۲ ميكرون توسط آسياي پودر كننده و خشك نمودن توسط هوا ياباد.
بطوري كلي فرآوري باريت معمولا” به دو روش خشك و يا مرطوب انجام مي گيرد.
فرآوري باريت به روش خشك
در اين روش ابتدا باريت توسط سنگ شكن خرد شده و سپس توسط آسياي گلوله اي پودر مي گردد. بعد از آن، روي ميزهاي لغزشي به وزن مخصوصهاي هم ارز تفكيك و سپس توسط دستگاه خشك كن بادي ذرات زير ۲ ميكرون جدا مي گردند. در اين مرحله، پودر به دس

ت آمده در مخروط قيف مانند (جيگ) وارد شده و توسط جريان هوا ذرات ريز و كوچكتر از ۲۰۰ مش، از آن خارج مي گردند. همان طوري كه قبلا” ذكر شد اين روش به دليل آلودگي زيست محيطي، كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد.

فرآوري باريت به روش مرطوب :
در اين روش، كانسنگ باريت ابتدا شسته شده تا مواد رسي چسبنده و مواد

ريز و نرم از آن جدا شوند. در مرحله خردايش توسط سنگ شكن به ابعاد حدود ۲ ميليمتر رسيده و پس از آن در آسياي گلوله اي به حد ۲۰۰ مش رسانده مي شود. پودر حاصله در مخروطي قيف مانند (جيگ) وارد مي شود. در درون جيگ هيدروليكي مواد براساس وزن مخصوصهاي متفاوت از هم جدا مي شوند. محصول نهايي توسط بازوهاي پارو مانند از سطح مايع در جيگهاي آبي جمع آوري شده و از دريچه اي در بالاي مخزن خارج مي شود.

به دليل كاربردهاي مختلف باريت در صنايع گوناگون، از روشهاي مختلفي كه درابتداي اين بخش نام برده شد، با توجه به موارد نياز، استفاده مي شود ولي اساس كار برروي خرد نمودن اوليه، جيگ كردن و شناورسازي استوار است. براي فراوري باريت مورد نياز در صنايع گوناگون، يك روش به تنهايي پاسخگو نيست و بايد مجموعه اي از روشهاي ذكر شده به كار روند.
شكل ( ۳ ) عمل فراوري باريت براي مصارف داروسازي و كارخانجات شيميايي و شكل ( ۳ ) چگونگي توليد باريت را براي صنايع كاغذ سازي و انواع پركننده و جايگزيني آن نشان مي دهد.

شکل ۳-توليد باريت باي صنايع کاغذ و انواع پر کننده و جايگزيني آن

ناخالصيهاي باريت و ضرورت فرآوري آن

در معادن گوناگون، كانيهايي از قبيل كوارتز، كالكوپيريت، كلسيت، گالن، مالاكيت و گاهي سيدريت و هماتيت، باريت را همراهي مي كنند. براي استفاده باريت در صنايع مصرف كننده، كانيهاي همراه باريت، بايد از آن جدا شوند. درتمامي معادن، عيار حد يعني عيار مشخص كننده بين باطله وكانسنگ بايدحتي المقدور به صورت دقيق تعيين شود.
مهمترين شاخص باريت وزن مخصوص بالاي آن است و در واقع كيفيت محصول يك كارخانه بر مبناي مقدار وزن مخصوص باريت مشخص مي شود. در صورتي كه وزن مخصوص باريت cm3 /gr 2/4 و يا بيشتر باشد،كيفيت لازم براي فروش خواهد داشت. وجود ناخالصيها در اين كانه، باعث كاهش وزن مخصوص آن خواهد شد، اين نشان مي دهد كه فرآوري باريت براي استفاده در صنايع گوناگون بسيار مهم است.
در معادن باريت با منشاء سيالات گرمابي، كانه عمدتا” به همراه چند كانه فلزي ديگر در داخل سنگ درونگير مشاهده مي شود. در اين نوع معادن دگرسانيهاي متنوعي نيز وجود دارد. مجموعه اين عوامل باعث افزايش ناخالصي در كانه باريت مي گردد كه بايد از آن جدا شود. اين ناخالصيها شامل اكسيد كلسيم، اكسيد منيزيم، اكسيد تيتانيم و اكسيد استرانسيم، فلزات سنگين مانند

سرب، سولفيدها و ارسناتها، سيليس، اكسيد آلومينيم، سولفات – استرانسيم و فلوئورايد كلسيم است. در صنعت حفاري ناخالصيهايي مانند عناصر قليايي خاكي قابل حل مانند كلسيم در باريت به عنوان عناصر مزاحم در اين صنعت محسوب مي شوند. درصنعت داروسازي ناخالصيهاي مزاحم موجود در باريت شامل فلزات سنگين مانند سرب، سولفيدها و آرسناتها هستند. در صنايع شيشه سازي ناخالصيهاي مزاحم باريت شامل سليس، اكسيد آهن و آلومينيم است. در صنايع رنگسازي، اكسيد آهن و در صنايع شيميايي سولفات – استرانسيم، اكسيد آهن و فلوئورايد كلسيم به عن

وان ناخالصيهاي مزاحم محسوب مي شوند.

جدول ۸-طرحهاي در دست اجرا براي توليد باريت فرآوري شده د(دفتر آمار و اطلاع رساني وزارت صنايع و مهادن

جدول ۹-موافقتهاي اصولي صادره براي توليد باريت فرآوري شده

اثر فرايندهاي شيميايي از آبهاي اشباع يا نزديك اشباع توسط تبخير سنگهاي تبخيري متشكل از كانيهاي تبخيري(Evaporates Minerals) هستندكه درخورشيدي (Solar evaporation) حاصل مي گردند. با توجه به اين تعريف اين سنگ ها را محدود به سطح زمين مي كنند وليکن Warren اعتقاد دارد كه اين تبخيري ها اوليه اند و انواعي كه در اعماق تشكيل مي شوند ثانويه مي باشند.
تبخيري ها معمولاً به صورت سنگ پوشش مخازن هيدروكربني مي باشند و يا بر اثر دياپيريسم نمكي تله هاي ساختماني را تشكيل مي دهند. همچنين اين سنگها در مطالعات آب و هواي قديمي مفيد هستند زيرا آن ها معمولاً به نواحي خشك با عرض جغرافيايي پائين محدود مي شوند. معروفترين كاني هاي تبخيري عبارتند از هاليت، سيلويت، كارناليت، انيدريت، ژيپس، تنارديت، ميرابليت، ترونا، گلوبريت و…
وسيلگليو پيشنهاد كرد كه هنگامي كه آب دريا در حدود ۱۹ درصد از حجم اوليه اش تبخير شده باشد، ژيپس رسوب مي كند و هنگامي كه حجم تا ۵/۹ درصد كاهش يابد، هاليت يا نمك طعام ظاهر مي شود. تداوم تبخير كاني هاي منيزيم و پتاسيم را توليد مي كند.

كاني هاي تبخيري را دو گروه اصلي تقسيم مي كنند

۱- كربنات هاي آلكالي خاكي شامل آراگونيت، كلسيت، دولوميت، كلسيت كم و پرمنيزيم.
۲- نمك هاي تبخيري شامل ژيپس، انيدريت، هاليت، ترونا و کارناليت.

 

در يك محيط مساعد اولين گروه شكل گرفته كربنات ها هستند و ابتدا آراگونيت تشكيل مي شود لذا غلظت Ca پائين آمده و Mg بالا مي رود و شرايط براي تشكيل كلسيت پر Mg فراهم مي شود، سپس كلسيت كم منيزيم و در انتهاي كربناتها، دولوميت به صورت نادر ايجاد مي شود ۰

بعد از كربنات ها، نمك هاي تبخيري ايجاد مي شوند كه در بين آنها ژيپس ابتدا ايجاد مي شود و سپس كلرورها تشكيل مي شود. بر اين اساس مي توان گفت كاني هاي كربناته آلكالي عمدتاً اوليه اند و دسته دوم ثانويه بوده، در اعماق تشكيل مي شوند.
ژيپس و انيدريت ممكن است در سطح زمين، در زيرآب و در خشكي رسوب كنند، با اين وجود در هنگام دفن تا اعماق بيش از چند صدمتر، تمام CaSO4 موجود به صورت انيدريت است و معمولاً در هنگام بالا آمدن انيدريت به ژيپس تبديل مي شود. بيشتر مطالعات ژيپس- انيدريت نشان داده است كه فاز پايداري به وسيله آكتيويته آب و درجه حرارت تعيين مي گردد.
ژيپس و انيدريت از جمله رسوبات حاصل از پديده تبخير مي باشند که از نظر توالي رسوبگذاري بر سنگ نمک تقدم دارند. ته نشيني اين مواد همراه با تبخيريها ي ديگر در آب هاي شور انجام مي گيرد.
تبخيريها در اثر تبخير آب هاي اشباع از كاتيون ها و آنيون ها (شورابه ها) بوجود مي آيند. يون هاي مهم موجود در شورابه ها Na+ , Cl- , SO4 2- , Mg2+ , Ca2+ , K+ , CO3 2- , HCO3 مي باشد.

به طور كلي اگر غلظت اين كاتيون ها يا آنيون ها در آب دريا به دو برابر وضعيت فعلي درياها (۶۰-۴۰ در هزار ) و چگالي آب دريا به cc / g 10/1 برسد كربنات كلسيم به صورت آراگونيت شروع به تشكيل مي كند. اگر غلظت شوراب به ۵ برابر وضعيت فعلي درياها (۱۶۰-۱۳۰ در هزار ) و چگالي آب دريا به cc / g 13/1 برسد، ژيپس گسترش مي يابد. اگر غلظت شوراب به ۱۲-۱۰ برابر وضعيت فعلي برسد و چگالي آب دريا به cc / g 16/1 برسد هاليت ته نشين مي شود.
بعد از نهشته شدن NaCl اگر غلظت آب دريا به ۹۰-۷۰ برابر وضعيت فعلي و چگالي به cc /g 3/1 برسد بسته به شرايط K2SO4 , MgSO4 , KCl , MgCl2 بوجود مي آيد.

تركيب سنگ بستر آبخيز، غلظت كاتيون ها و آنيون ها را كنترل مي كند. معمولاً عبور

از سنگهاي كربناته باعث افزايشCO3-2 وHCO3-2 مي شود. عبور از سنگهاي دولوميتي باعث افزايش Mg، عبور از سنگ هاي آذرين و متامورفيك باعث افزايش غلظت HCO3 -2 , Mg2+ , Si4+ , Na+ , Ca2+ مي شود. عبور از سنگهاي بازيك و اولترا بازيك باعث افزايش Mg و HCO3 -2 مي گردد.
در محيط هاي غير دريايي ۵ نوع شورآب تشخيص داده شده است
•Ca-Mg-Na- (K)-Cl
•Na- Ca –SO4-Cl

•Mg-Na- (Ca)-SO4-Cl
•Na-CO3- Cl
•Na-CO3-SO4-Cl

كه با توجه به تركيب اوليه و تركيب سنگ بستر احتمال ايجاد و پيمودن يكي از اين مسيرها مي رود.

•Mixed Marine-Nonmarine Brines)مختلط)
از جمله اين محيط ها مي توان به محيط هاي دريائي كه حاشيه آنها را گسل تعيين مي كند، سواحلي كه آب شور و شيرين وارد آن مي شود، محيط هاي دريائي كه تحت تأثير رسوبات بادي قرار گرفته اند و… اشاره كرد

محيط تشكيل تبخيري ها

بهترين تقسيم بندي موجود در مورد تبخيري ها براساس محيط تشكيلشان صورت گرفته است.
– محيط هاي دريائي
– غيردريائي

– محيط هاي دريائي
در انواع محيط هاي دريائي شامل محيط هاي متعددي است :
الف- منطقه Lower Supratidal كه از مشخصه هاي تبخيري هاي گسترش يافته در آن.
۱٫گسترش ژيپس بعلاوه توده هاي سيانوباكتري
۲٫لايه هاي Gypsum mush حالتي كه ژيپس نه حالت مايع و نه حالت جامد دارد.
ب- منطقه Middle supratidal، ژيپس + انيدريت وجود دارد و چون تبخير شديدتر است گاهي ژيپس به انيدريت تبديل مي شود كه بافت Chicken wire (لانه مرغي) در آن ها ديده مي شود.
در عمق ممكن است لايه هاي Gypsum mush وجود داشته باشد. گسترشHalite Ephemeral هاليت به صورت فصلي وجود دارد. وقتي تبخير شديد است كلسيت نهشته شده، غلظت Mg بالا رفته، شرايط براي تشكيل دولوميت ايجاد مي شود لذا تشكيل دولوميت يكي ديگر از مشخصه هاي آن هاست.
ج – – Upper Supratidal، انيدريت فراوانتر و ژيپس كمتر است وهمان حالت توري لانه مرغي در آن وجود دارد.
د- منطقه Saltern، بعد از منطقه اينترتايدال به سمت دريا پشته اي است كه به علت اين پشته آب كم عمق است و تبخيري ها در آن شكل مي گيرد و تحت تأثير شوراب هاي دريايي و غيردريايي است.
اگر بر روي Saltern رسوبات mud flat وجود داشته باشد نشان دهنده پائين رفتن نسبي

سطح دريا (relative sea level fall) است بنابراين مطالعه توالي هاي تشكيل شده در اين جا كمك زيادي در پي بردن به تغييرات سطح آب دريا مي كند.
هـ – از ديگر مناطق تشكيل تبخيري ها منطقه Slope است. از مشخصه هاي بارز اين تبخي

ري ها حالت Slumping و اينتراكلست تبخيري هاست.
و- با تبخير تبخيريهاي گسترش يافته در منطقه Basin، غلظت كاتيون ها و آنيون ها بالا رفته و در سطح تبخيري به صورت ذراتي به بستر مي ريزند (به صورت پلاژيك) كه همراه آنها لامينه هاي سولفات، لامينه هاي كربنات+مواد آلي و گاهي ساخت Slumping مشاهده مي شود.آثار فسيلي(Trace fossil) نيز ديده مي شود.

– محيط هاي غيردريائيEvaporates) (Continental :
محيط هاي غيردريائي شامل :
•درياچه شوردايمي مانند درياچه اروميه- نمك يوتا – بحرالميت
•درياچه موقت يا پلايا مانند دره نمكي – دره مرگ – حوض سلطان – قم – مهارلو
از معروفترين اين محيط ها پلاياست كه از دو زير منطقه تشكيل مي شود :
•Mud flat : تحت تأثير پلايا و هم آبهاي شيرين است. نوع كاني هايي كه در Mud flat شكل مي گيرد بسته به نوع آب موجود است. ژيپس از فراوانترين كاني هاست.
• Playa: در منطقه پلايا انواع تبخيري ها با همان توالي معروف مشاهده مي شوند.
براي تشخيص تبخيري هاي غيردريائي از دريائي مطالعات ژئوشيمي به خصوص مقدار برم Br بكار مي رود. مقدار Br در آب دريا ۶۵ ppm است. آب دريا که تبخير مي شود، نمك طعام شروع به ته نشست مي كند و اين مقدار به حدود ۵۰۰ ppm افزايش مي يابد. هنگاميكه اولين كاني پتاسيم دار ته نشين مي شود، مقدار Br در شورابه در حدود ۲۳۰۰ ppm افزايش مي يابد.

نحوه تشکيل و ترکيب و مديريت شيرابه:

شيرابه ممکن است مايعي که از وسط زباله ها عبور کرده و داراي شيره نا محلول يا داراي مواد معلق است تعريف شده باشد.در بيشتر محلهاي دفن شيرابه مايع مرکبي است که از طريق منابع بيروني وارد محل دفن شده از قبيل روان آبهاي سطحي و باران و مايع توليدي حاصل از تجزيه زباله

 

نحوه تشکيل شيرابه در محل دفن:

از طريق تهيه يک بيلان آب بر روي محل دفن ميتوان پتانسيل براي تشکيل شيرابه را ارزيابي کرد.بيلان آبي شامل مجموع مقدار آبي که وارد زمين شده منهي مقدار آبي که در واکنشهاي شيميايي مصرف ميشود و همچنين مقدار آبي که بصورت بخار خارج ميشود مقدار آبي که بصورت اضافي در قالب رطوبت در مواد زائد نگه داشته ميشود ظرفيت توليد شيرابه ميگويند

 

تهيه بيلان آبي در محل دفن:

اجزايي که تشکيل دهنده بيلان آبي براي سلول محل دفن هستند بصورت شکلي نشان داده شده است .همانطور که در شکل ۲۰/۱۴نشان داده شده است ترکيبات اصلي در يک بيلان آبي عبارت است از:

(۱) آب ورودي از طريق بالا به سلول محل دفن رطوبت در مواد زائد/ رطوبت در پوسته مواد و اگر دفن لجن اجازه داده شده باشد رطوبت در لجن
(۲) آب خروجي از محل دفن بخشي از طريق گاز حاصل از دفن/ بخار اب اشباع در گاز حاصل از دفن و بخشي از طريق شيرابه

مواردي که تشکيل دهنده يک بيلان آبي هستند ميتوان به صورت فرمول زير در آورد:

که در اينجا:

: تغيير در مقدار آب ذخيره شده در زباله هاي محل دفن

: آب (رطوبت) وارد شده به زباله ها ( ۳ /yd lb)

: آب(رطوبت) واردشده از طريق لجن تصفيه خانه

: آب(رطوبت)در پوسته مواد

:آبي که از بالا ميايد( براي لايه هاي فوقاني زمين محل دفن آبي است که از بالا ميايد و با ميزان بارندگي يا آب حاصل از برف انطباق دارد)lb/ft2

: کاهش آب در اثر تشکيل گاز محل دفن

: کاهش آب از طريق بخار آب اشباع با گاز محل دفن

:کاهش آب در اثر تبخير سطحي(lb/ft2)

 

: آب خارج شده از کف مواد( براي يك سلولي كه مستقيما بالاي يك سيستم جمع آوري شيرآبه قرار دارد آب كف با شيرابه منطبق مي شود)