ديده دريا کنم و صبر به صحرا فکنم
واندرين کار دل خويش بدريا فکنم
از دل تنگ گنه کار برآرم آهي

کاش اندر گنه آدم و حوا فکنم
مايه خوشدلي آنجاست که دلدار آنجاست
ميکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم

اگر نرفته و نديده بودم ، بي ترديد وجود چنين آبشاري را در اطراف تهران تكذيب ميكردم . آخه مگه ميشه آبشار به اين زيبايي ، آب به اين زلالي ، هوا به اين باحالي اون هم در فاصله ۲۰ كيلومتري تهران وجود داشته باشه .

اين آبشار زيبا در شمال روستاي رندان ( رندان به معني كسي كه روايت ميداند ) در منطقه سولقان واقع شده است . روستاي رندان روستايي است در دامنه كوه ، با جمعيت كم كه بيشتر به دامداري و باغداري اشتغال دارند,

محصولات عمده آن بيشتر سيب ، گيلاس ، آلبالو ، هلو و گردو ميباشد . مسير دسترسي به اين روستا بسيار دشوار بوده و در اكثر اوقات در زمستان راههاي ارتباطي به آن قطع ميگردد .

اين روستا بين امامزاده عقيل و روستاي تالون واقع شده است و جهت رسيدن به آن به سمت امامزاده داود بعد از سولقان وارد دومين جاده سمت چپ ميشويم كه تابلويي هم در ابتداي جاده جلب توجه ميكند كه بر روي آن نوشته شده ” تا رندان ۴ كيلومتر”

جاده روستاي رندان به تالون
جاده رندان جاده اي است باريك ، پرپيچ و خم با دره هايي عميق و ‍ ژرف و فوق العاده خطرناك . ساعت ۷ صبح ماشين را در رندان پارك ميكنيم و با ديگر همنوردانم آقايان صارمي و شاهي شروع به حركت مي نماييم .

تصوير بالا از سايت وبلاگ چال تهيه گرديده
در ابتدا قصد رفتن به گردنه لت و قله ۳۲۰۰ متري سرلت را داشتيم ولي مسير پاكوب ما را به دره اي ديگر كشاند . به قول معروف چي فكر ميكرديم چي شد……..

در طول مسير نسيمي جان بخش گويي از سمت چمنزار پر گل مي وزيد و بصورت رايحه فرحبخش به مشام ما مي رسيد .مسير را از طريق كوچه باغهاي زيبا در كنار رودخانه رندان ادامه مي دهيم كه آب فوق العاده تميز و زلالي دارد.

بد نيست بدانيد رودخانه رندان يكي از منابع آبي حوزه كن – سولقان است . ديگر منابع آبي اين منطقه شامل رودخانه هاي امامزاده داود – تالون – كشار – سنگان و الياس است ..

كوههاي اطراف كاملا” صخره اي و در بعضي از نقاط دهانه هاي غارهايي كوچك در دل اين صخره ها خودنمايي ميكند . به ناگاه خود را داخل دره اي زيبا و شگفت انگيز مي بينيم .

با عبور از روي پلهاي قديمي ولي جذاب كه عبور از روي آنها بيشتر شبيه بند بازي مي ماند راه را ادامه مي دهيم . كم كم ارتفاع مي گيريم و از طريق مسير پاكوب بر روي ارتفاعات مي رويم .

بخاطر باريك شدن راه و گذر از دره هاي بلند و طولاني و عميق ، كوهپيمايي كمي دشوار مي شود وهوشياري و دقت بيشتري را مي طلبد . پس از ۷۵ دقيقه كوهپيمايي از طريق مسيري مشخص به سراشيبي تندي مي رسيم كه ما را دوباره به كف دره اي ديگر راهنمايي ميكند .

مسير را ادامه ميدهيم بدون اينكه خودمان بدانيم كه اين مسير به كجا ختم ميشود . ۱۵ دقيقه ديگر كوهپيمايي ميكنيم ، ناگهان آبشاري زيبا در جلوي چشمان ما ظاهر ميشود .انگار وارد بهشت شده ايم . اونقدر ذوق كرديم كه نگو. .

به اين فكر ميكنم كه چه تعداد از تهراني ها از وجود چنين جايي باخبرند . آيا آنها هم اگر گذرشان به اينجا بيفتد مثل ما در حيرت اين زيبايي انگشت به دهان مي مانند ؟

صبحانه را با صداي شــُرشــُر آبشار رندان صرف كرديم و بعد از نيم ساعت تماشا و استراحت در كنار آبشار مسير برگشت را انتخاب كرديم . بعد از رسيدن به رندان تصميم گرفتيم در ادامه جاده اصلي با ماشين جهت شناسايي سري هم به روستاي تالون بزنيم كه اين كار را هم انجام داديم و سپس راهي تهران پر دود و .

کوه شناسي:

شاه نشين قرار دارد قله بازارک ، يکي از قله هاي خط الراس توچال است. اين قله با ارتفاعي در حدود ۳۷۷۵ متر در سمت شرق قله و با گردنه اي بلند به اين قله متصل مي شود. در ادامه خط الراس توچال بعد از قله بازارک به سمت غرب به قله هاي لوارک ، سرلت و در انتها منار مي رسيم که قله آخر در نزديکي جاده چالوس و سد کرج قرار مي گيرد.