روشهاي جمع آوري فاضلابروهاي شهري

فصل اول:
كليات و مطالعات
مقدمه
شهرگرائي كه حاصل توسعه اقتصادي و صنعتي مي باشد، مشكلات متعددي را در پي داشته است. افزايش جمعيت و تراكم آن در واحد سطح شهرها، پيدايش موسسات خدماتي مانند بيمارستانها، دانشگاهها، آموزشگاهها، ادارات و … توسعه واحدهاي صنعتي و توليدي بزرگ از جمله كارخانجات، صنايع نساجي و داروئي و غذايي و …توليد حجم زيادي از فاضلابهاي خانگي، شهري و صنعتي را به همراه داشته و سبب آلودگي در محيط زيست مي گردد.

افزايش جمعيت در شهرهاي توسعه يافته منتج به عدم تكافوي آب آشاميدني و بي مصرف شدن آبهاي سطحي زيرزميني جهت شرب، در نتيجه آلودگي و گسترش شبكه آبرساني متناسب با افزايش جمعيت و موسسات از يك طرف و جمع آوري فاضلاب شهري و صنعتي دفع مناسب آنها از سوي ديگر،‌دو عامل عمده از عوامل موثر در حفظ سلامتي مردم و اجتماع است. تخليه فاضلاب حاصل از فعاليتهاي مختلف سبب تنزل كيفيت جريان آبهاي سطحي و زيرزميني گرديده و افزايش

آلودگي اين آبها سلامت ساكنين شهرها را روزبروز در معرض مخاطرات جدي قرارداده است. كاربرد مواد شيميائي و انواع مختلف دترژنت ها در زندگي روزمره و تخليه آنها همراه با فاضلابهاي انساني به جريانهاي آبهاي سطحي و زيرزميني و افزايش آلودگي آنها به فاضلاب از نظر شيوع بيماريهاي عفوني و انگلي بطور مستقيم از طريق مصرف آبهاي آلوده و بطور غيرمستقيم از طريق رشد و تكثير عوامل بيماريزا و انتقال بيماريها توسط حشرات و بندپايان و آلوده شدن سبزيجات و صيفي جات آبياري شده توسط فاضلابها امري واضح و روشن است. با نگاهي گذرا به آثار بيماريهاي مختلف از جمله بيماريهاي انگلي و روده اي به اهميت آبهاي آلوده در انتقال اين بيماريها پي برده از طريق كنترل آلودگي آبهاي مصرفي مي توان تا اندازه اي اين بيماريها را مهار نمود.
در اين راستا بيمارستانها نيز بعنوان منبع قابل توجه آلودگي بشمار مي آيند و فاضلاب حاصل از فعاليتهاي مختلف در اين مكانها سبب آلودگي شديد آبهاي زيرزميني مي گردد با توجه به اين مسئله كه بيمارستانها عامل توليد فاضلابهاي خطرناك مي باشند و اغلب بيمارستانهاي موجود فاقد سيستم تصفيه فاضلاب مناسب بوده و فاضلاب توليدي را بدون درنظرگرفتن قوانين زيست محيطي به كانالها يا جويهاي آب تخليه مي نمايند، طراحي سيستم هاي فاضلاب جهت بيمارستانها امري ضروري محسوب مي گردد.

روشهاي جمع آوري فاضلابروهاي شهري
جمع آوري فاضلابهاي شهري را مي توان به دو گونه انجام داد:
الف- جمع آوري ناقص: كه در آن آب باران با كمك شبكه اي روبسته يا روباز جمع آوري و به بيرون شهر فرستاده مي شود و فاضلابهاي خانگي در چاههاي جذب كننده وارد مي گردند. اين روش سنتي در بيشتر شهرهاي ايران است به عللي كه قبلا بيان شد، نبايد در آينده به صورت فعلي مورد استفاده قرارگيرند.
ب- جمع آوري كامل: كه در آن آب باران و فاضلابهاي خانگي و صنعتي بوسيله شبكه هايي از شهر بيرون برده مي شوند. براي اجراي جمع آوري كامل از دو روش ممكن است استفاده گردد:
روش ۱: روش مجزا: در اين روش فاضلابهاي خانگي و صنعتي در يك شبكه لوله كشي به تصفيه خانه هدايت شده و فاضلابهاي ناشي از آب باران در شبكه ديگر و به شكل مجزا مستقيما به رودخانه فرستاده مي گردد.

روش ۲: روش درهم: در اين روش فاضلابهاي خانگي و صنعتي و آن چه از آب باران است همگي بوسيله يك شبكه ي لوله كشي جمع آوري مي گردند. براي جلوگيري از افزايش حجم بي رويه ي حجم تصفيه خانه با كمك ساختمانهاي ويژه اي به نام سرريزه آب باران در واقع بارندگي مستقيما به رودخانه ، مسيل يا دريا مي فرستند، و تنها قسمت كمي از آن همراه فاضلاب خانگي به تصفيه خانه فرستاده مي شود.
مقايسه روشهاي جمع آوري فاضلاب (مجزا- درهم)‌
الف- در روش مجرا دو شبكه لوله كشي و كانال سازي جداگانه با دريچه آدم رو، مخصوص به خود لازم است ولي در روش درهم تنها يك شبكه ي لوله كشي كافي است. لذا هزينه هاي ساختماني شبكه ي مجزا خيلي بيشتر است.
ب- در روش مجزا لوله هاي فاضلاب خانگي درزير و لوله هاي آب باران در سطحي بالا قرارمي گيرند و لذا در مواقع بارندگي شديد خطر ورود آب باران از شبكه فاضلاب به درون زيرزمينها وجود ندارد. يعني روش مجزا داراي ايمني بيشتري است.
ج- در روش مجزا چون تمام آب باران وارد رودخانه ها مي شود، بزرگي تصفيه خانه و هزينه آن كمتر مي گردد.البته در اين روش نيز مقدار كمي از آب باران بوسيله اتصالهاي غلط و غيرمجاز درون ساختمانها و نيز از راه دريچه هاي آدم رو در كف خيابانها وارد شبكه فاضلاب خانگي مي شود كه مقدار آن بستگي به سطح فرهنگ مردم ووجود يا عدم وجود شبكه ي فاضلاب آب باران در شهر تغيير مي كند.

د- در روش مجزا احتمال ته نشيني مواد معلق كمتر است در حالي كه در روش درهم به علت بزرگ بودن مقطع ها و اختلاف زياد بين و بي ماكزيمم در حالت بارندگي و مي نيمم در حالت بدون بارندگي، امكان ته نشين شدن مواد معلق افزايش مي يابد. اين عامل در خوب كاركردن و راحتي بهره برداري از شبكه تاثير به سزايي دارد.
هـ- در روش مجزا چون تمام فاضلاب خانگي به تصفيه خانه هدايت مي شود،‌محيط زيست سالمتر مي ماند در حالي كه در روش درهم قسمتي از فاضلاب خانگي در موقع بارندگي همراه آب باران و بدون تصفيه وارد محيط طبيعي مي شود.
و- در روش مجزا در موقع بارندگي تغييري در برنامه و بازده تصفيه خانه داده نمي شود. در حالي كه در روش درهم به علت كوتاه شدن مدت توقف فاضلاب در تصفيه خانه ممكن است برخي از تخم انگل ها فرصت جداشدن از فاضلاب را نيابند.

الگوهاي جمع آوري فاضلاب
الگوهاي سيستم جمع آوري فاضلاب و سيلاب براساس وضعيت خطوط نسبت به تصفيه خانه به عواملي از جمله سطح، شكل منطقه، پستي و بلندي و عوارض طبيعي منطقه، نوع سيستم جمع آوري، روش تصفيه و دفع و نيز تصفيه خانه بستگي دارد كه الگوهاي جمع آوري فاضلاب به شرح زير مي باشد:
۱- الگوي شعاعي (Radial Pattern)
در مناطقي كه به صورت صاف و مسطح بوده و شيب كمي از مركز به اطراف دارند و نيز زمين كافي براي دفع يا استفاده مجدد پساب (به عنوان مثال در كشاورزي) وجود داشته باشد، از اين الگو استفاده مي شود،‌در اين الگو لوله ها بصورت شعاعي از مركز شهر به اطراف كار گذاشته مي شوند. قطر لوله ها كوچك بوده اما نياز به چند تصفيه خانه مي باشد.
۲- الگوي عمودي (Perpendicular Pattern)
در اين الگو لوله هاي فاضلاب سرد طوري كار گذاشته شده اند كه لوله اصلي تا محل رودخانه طبيعي كمترين فاصله را داشته باشد. اين الگو بيشتر براي سيستم هاي مجزاي شبكه فاضلاب و يا سيستم هايي كه بخشي از آن مجزا باشد، (شبكه مختلط) مناسب است. زيرا در اين حالت سيلاب به راحتي به رودخانه تخليه مي شود. اين الگو به دليل نياز به تصفيه خانه هاي متعدد و نيز حجم زياد فاضلاب در شبكه مشترك براي اين سيستم فاضلابرو مطلوب نمي باشد.
۳-الگوي تقاطعي (Interceptor Pattern)
اين الگوي تقاطعي، اصلاح شده الگوي عمودي است. و يك خط كمربندي كه در پايين ترين رقوم ارتفاعي سطح شبكه قراردارد. جريان فاضلاب را از تمامي خطوط گرفته و به تصفيه خانه هدايت مي كند. اين الگو براي شبكه مجزا و مشترك قابل استفاده است.
۴-الگوي بادبزني (Fan Pattern)
در اين الگو تمام خطوط فاضلاب سرد از كل منطقه به محل تصفيه خانه هدايت مي شود. امتياز اين الگو نياز به يك تصفيه خانه است. در اين الگو قطر لوله ها در طول مسير به تدريج افزايش يافته كه منجر به افزايش هزينه هاي احداث شبكه مي شود. از محدوديتهاي ديگر اين روش،‌افزايش بار وارده به تصفيه خانه است.

 

۵- الگوي ناحيه اي يا منطقه اي (Zon Pattern)
در مناطقي كه بين بالاترين و پايين ترين نقطه، اختلاف ارتفاع و در نتيجه شيب زياد باشد (مثل اجتماعات واقع در يك تپه شيب دار) كل منطقه به چند بخش از نظر شيب تقسيم شده و فاضلاب هر قسمت به صورت جداگانه جمع آوري و به يك تصفيه خانه هدايت مي شود. مهمترين عيب اين سيستم طول زياد خطوط جمع آوري فاضلاب است.

آمار هواشناسي
كلان شهر تهران كه در دامنه جنوبي رشته كوههاي البرز امتداد يافته، ارتفاعي حدود ۱۰۵۰ متر از سطح دريا داشته و وسعت تقريبي آن در حدود ۷۰۰ كيلومترمربع و با جمعيتي در حدود ۱۲ ميليون نفر مي باشد كه از آب و هواي نيمه خشك و كوهستاني برخوردار مي باشد.
شهر تهران داراي شيبي از سمت شمال و جنوب مي باشد كه براي تعيين دقيق نوع آب و هوا و اطلاعات و آمار مربوط به كليماتولژي شهر چندين ايستگاه سينوتيك ها و كليماتولوژي در شهر واقع شده است.
كه منطقه ميدان امام حسين واقع در جنوب شرقي تهران بوده و بيمارستان بوعلي نيز در اين ناحيه واقع شده كه براي بدست آوردن اطلاعات آب و هوايي منطقه، ايستگاه مربوط ايستگاه دوشان تپه مي بوده و آمار و اطلاعات بدست آمده در اين ناحيه مربوط به يك دوره آماري ۵ ساله مي باشد و بر اين اساس مي توان ميانگين دما، رطوبت نسبي ، فشار ميزان بارندگي ، سرعت باد، ساعات آفتابي در طول روز،‌ارتفاع از سطح دريا و … را بدست آورد.
كد منطقه ۴۰۷۵۳ و ارتفاع از سطح دريا ۳۵۴۲
ميانگين دما برحسب درجه سانتيگراد ۳/۱۸ سالانه و ميانگين رطوبت نسبي ۵۳ ميزان بازندگي در حدود (mm)6/23 و سرعت باد KNOTS7/2 ، ساعت آفتابي ۸/۲۷۵۳ ساعت در طول سال مي باشد.
از اين گزارش مي توان نتيجه گرفت كه ميزان بارندگي سالانه، سرعت باد، در اين منطقه كم بوده و از آب و هوايي گرم برخوردار مي باشد كه بارش سالانه درصد چشمگير نبوده و بدليل عدم وزش باد، آلودگي ها در منطقه باقي مي مانند.

نقشه برداري
نقشه برداري عبارت است از فن نشان دادن سطح مشخصي از زمين با تمام يا قسمتي از جزئيات طبيعي و مصنوعي آن در روي نقشه.
نقشه برداري شامل مراحل برداشت يعني عمليات روي زمين، محاسبه و رسم نقشه مي باشد.
نقشه

نقشه عبارت است از تصوير يك قطعه زمين با مقياس معيني روي يك سطح افقي.
اگر قطعه زمين مورد برداشت كاملا افقي باشد، نسبت فاصله بين نقاط مختلف آن با فاصله آن نقاط درروي نقشه ثابت خواهدبود. در صورتي كه اگر افقي نباشد،‌اين نسبت تغيير مي كند. علت اين امر آن است كه پس از آن كه فاصله بين دو نقطه اندازه گيري شد، اگر هر دو نقطه در روي يك سطح افقي واقع باشد، عينا فاصله آنها با درنظرگرفتن مقياس، روي صفحه كاغذ منتقل مي شود. در صورتي كه اگر هر دو نقطه روي يك سطح افقي واقع نباشد،‌ابتدا فاصله بين آنها تبديل به فاصله افقي شده سپس با درنظرگرفتن مقياس، روي كاغذ منتقل مي شود. مثلا در شكل زير اگر

فاصله بين نقاط B,A مساوي I اندازه گيري شده باشد، ابتدا فاصله افقي آن يعني كه مساوي است، محاسبه و اين مقدار با مقياس موردنظر روي نقشه منتقل مي شود.
مساوي زاويه بين خط AB و سطح افقي مي باشد.
سطح افقي در هر نقطه از زمين عبارت از سطحي است كه عمود بر خط قائم و يا امتداد شاغول در آن نقطه باشد.
انواع نقشه
نقشه را از نظر نحوه استفاده ومقياس آن به شرح زير طبقه بندي مي نمايند:
الف- نقشه هاي توپوگرافي:
مقياس اين نقشه ها بين تا مي باشد. پستي و بلندي زمين و نوع اراضي در روي اين نقشه ها مشخص مي باشد.
ب- نقشه هاي پلانيمتري:
فرق آن با نقشه هاي توپوگرافي در اين است كه دراين نقشه ها ارتفاعات مشخص نشده است.
ج- نقشه هاي جغرافيائي:
اين نقشه ها از روي نقشه هاي توپوگرافي كه قبلا تهيه شده و اطلاعات اضافي كه از روي زمين برداشت شده است، تهيه مي شود. مقياس در اين نقشه ها ممكن است تا يك ميليونيم برسد. در برخي از اين نقشه ها ارتفاعات وجود دارد و در برخي ديده نمي شود.
د- نقشه هاي عمومي
اين نقشه ها از روي نقشه هاي موجود و ساير اطلاعات لازم زمين تهيه مي شود. مقياس اين نقشه ها غالبا كوچكتر از يك ميليونيم مي باشد. در اين نقشه ها، بعلت كوچكي مقياس،‌برخي از اطلاعات نقشه مبدا حذف شده است.
هـ- نقشه هاي ثبتي
اين نقشه ها از لحاظ تقسيم بندي زمين بين مالكين آن و استفاده اي كه از زمين مي شود تهيه ميگردد. مقياس آنها بين تا فرق مي كند. ارتفاعات و ساير عوارض طبيعي و مصنوعي ممكن است در روي نقشه نشان داده شده يا نشده باشد.
و- نقشه هاي مخصوص:
اين نوع نقشه ها جهت استفاده بخصوصي تهيه مي شود. مانند نقشه هاي دريايي، زمين شناسي، آماري، نقشه هاي توريستي ممالك و شهرها و غيره. برخي از اين نقشه ها از روي مقياس نمي باشد.
ز- پلان:
همانطور كه قبلا گفته شد ، نقشه اي كه از قطعه زمين كوچكي تهيه مي گردد، پلان ناميده مي شود. مقياس اين قبيل نقشه ها بزرگتر از مي باشد.

دوربين هاي نقشه برداري
دور بين هاي نقشه برداري براي اندازه گيري فاصله و زاويه افقي و زاويه عمودي و ترازيابي بكار مي رود. دوربين هاي نقشه برداري شامل انواع دستگاههاي تراژ، آليداد، تاكئومتر و تئودوليت مي باشد. دستگاههاي آليداد روي تخته سه پايه قرارداده مي شود. ساير دوربين هاي نقشه برداري معمولا روي سه پايه مستقر مي گردد.
قسمت اول- قسمتهاي مختلف دوربين هاي نقشه برداري
دوربين هاي نقشه برداري شامل قسمتهاي زير است:
۱- تراز

۲- پيچ ها
۳- صفحات
۴- ورنيه
۵- دوربين
۶- ضمائم اضافي مانند ذره بين، قطب نما، شاغول
۷- سه پايه و تخته سه پايه
۸- شاخص (براي استفاده از غالب دوربينها بايد شاخص بكاربرده شود)،
۹- ميكروسكوژ مخصوص زوايا

 

۱- تراز
در روي غالب دستگاههاي نقشه برداري محفظه اي شيشه اي به نام تراز وجود دارد كه براي افقي كردن يا عمودنمودن بعضي از قسمتهاي دستگاه بكار برده مي شود. غالبا تراز از يك لوله شيشه اي خميده تشكيل شده است كه قسمت اعظم حجم داخلي لوله را مايعي كه نقطه انجماد آن پائين باشد، از قبيل الكل يا اثر پركرده و بقيه حجم لوله را گاز همان مايع بشكل حبابي قرارگرفته است كه اين حباب گاز هميشه در قسمت بالاي لوله خميده قرارمي گيرد. لوله شيشه اي از وسط به طرفين به درجاتي تقسيم شده است، براي آن كه تراز بحالت افقي قرارگيرد،‌بايد فاصله انتهاي حباب گاز از دو طرف نسبت به مركز برابر باشد، يا اين كه حباب بين دو خط نشانه كه در روي لوله تعبيه شده است، قرارگيرد.
لوله شيشه اي داخل يك محفظه فلزي است كه به وسيله پيچ هائي روي دستگاه قرارمي گيرد. تنظيم تراز با پيچي كه در يك طرف آن قراردارد،‌عملي مي گردد.
حساسيت اين نوع تراز از طرفي به ساختمان آن و از طرف ديگر به طول لوله و شعاع انحناي آن بستگي دارد، يعني هرچه طول لوله زيادتر و يا شعاع خميدگي آن بيشتر باشد، تراز حساستر است زيرا با جزئي حركت، حباب گاز در طول (در درجات) تراز، بيشتر جابجا مي شود. جدول (۱-۱) حساسيت چند دستگاه مختلف را نشان مي دهد.

نوع دستگاه شعاع انحناي لوله تراز برحسب متر تعداد ثانيه (قوس) در يك ميليمتر طول لوله تراز
تراز مهندسي ۷/۲۰ ۱۰
تراز دقيق ۳/۲۰۶ ۱
تراز روي لوله دوربين تاكئومتر ۷۵/۱۳ ۱۵

تراز روي صفحه تاكئومتر ۵۰/۵ ۵/۳۷
تراز روي دوربين آلبداد ۱۷/۹ ۵/۲۲

جدول (۱-۱) نشان ميدهد كه در تراز دقيق كه شعاع انحناء لوله تراز ۳/۲۰۶ متر است، هر ميليمتر طول لوله آن نمايش دهنده يك ثانيه از قوس دايره مي باشد. در ح

الي كه در تراز روي صفحه تاكئومتر، هر ميليمتر طول لوله تراز نمايش ۵/۳۷ ثانيه بر قوس دايره است و با اين ترتيب، دقت اولي به مراتب بيشتر از دومي است.
اعداد ستون ۳ جدول (۱-۱) از تناسب ساده زير بدست مي آيد:
ثانيه ۶۰× ۶۰× ۳۶۰ = ۳۶۰ درجه
محيط (فرضي) لوله برحسب ميليمتر ۱۰۰۰ × ۷/۲۰× ۲
تراز در بعضي از دستگاههاي نقشه برداري، بجاي يك لوله شيشه اي، از يك محفظه استوانه اي شكل كه سطح بالائي آن كروي است، تشكيل شده است. در اين جا نيز حباب در قسمت بالائي محفظه ديده مي شود، منتها شكل حباب دايره مانند است و براي تشخيص ترازبودن دستگاه، دايره اي در وسط سطح كروي رسم شده است كه حباب گاز هنگام افقي بودن صفحه دستگاه كاملا در وسط اين دايره مشاهده مي شود.
غالبا علاوه بر ترازهائي كه در روي صفحه دستگاه نقشه برداري موجود است، در روي دوربين دستگاه نيز يك تراز وجود دارد كه براي اين تراز هم در زير دوربين يك پيچ نصب شده است و براي تنظيم تراز روي دوربين بايد آنقدر اين پيچ را چرخاند تا حباب تراز در وسط قرارگيرد.
در بعضي از دوربين ها تراز در محفظه اي چسبيده بر دوربين قرارداده شده است و براي خواندن و تنظيم آن بايد از يك چشمي در كنار دوربين استفاده كرد. در اين قبيل ترازها موقعي كه دوربين تراز نباشد، حباب تراز بشكل دو نيم لوبياي مجزا در داخل چشمي مخصوص دوربين ديده مي شود. براي ترازكردن آن بايد از پيچ مخصوص تراز در زير دوربين استفاده كرد و با نهايت دقت آنرا چرخاند تا دو نيم لوبيا كاملا روبروي هم قرارگيرد.
۲-پيچ ها
در روي كليه دستگاههاي نقشه برداري تعدادي پيچ ديده مي شود كه مي توان آنها را به دو دسته تقسيم كرد:
الف- پيچ هائي كه توسط سازنده دستگاه تنظيم شده است و جز براي كنترل دستگاه نبايد به آنها دست زد، مانند پيچهائي كه براي تصب تراز روي دوربين يا ساير قطعات دستگاه نقشه برداري بكار برده شده است.
ب- پيچ هائي كه براي تنظيم قسمتهاي مختلف دستگاه در اختيار نقشه بردار است، به شرح زير:
A – پيچ هاي ترازكننده- غالبا ۱-۲-۳ يا ۴ پيچ در قسمت تحتاني دستگاه است كه براي ترازكردن قاعده دستگاه روي سه پايه بكار مي رود. اگر دستگاه داراي يك تراز بوده و چهار پيچ جهت تنظيم آن در زير تراز قرارداشته باشد، دستگاه به اين ترتيب تراز مي شود:

a: پيچ كلي صفحه اي را كه تراز روي آن نصب شده است، باز كرده، صفحه را آن قدر مي چرخانند تا تراز در امتداد دو پيچ روبرو قرارگيرد. اين دو پيچ را آن قدر مي چرخانند كه حباب تراز تقريبا در وسط قرارگيرد. پيچ ها بايد در جهت مخالف هم چرخانده شده بطوري كه فشار كمي بين پايه پيچ ها و صفحه زير آن احساس شود.
b: حال،‌صفحه دستگاه را ۹۰ درجه مي چرخانند تا تراز مقابل دو پيچ ديگر قرارگيرد. در اين حال نيز مانند حالت قبل با چرخاندن پيچ ها حباب تراز را به مركز آن مي آورند.
c: صفحه دستگاه را ۹۰ درجه مي چرخانند تا دستگاه به حالت اول برگردد،‌از نو با چرخاندن دو پي

چ حباب را به مركز مي آورند.
d: حالت c,b را آنقدر تكرار مي كنند تا حباب كاملا درمركز قرارگيرد و در اثر چرخش صفحه، تغييري در آن رخ ندهد.
e: دستگاه را ۱۸۰درجه مي چرخانند تا مثل حالت a قرارگيرد، اگر در اين حال نيز حباب تراز در وسط قرارگرفت، دستگاه تراز شده است.
f: اگر در حالت c حباب تراز بحالت سكون قرارنگرفت،‌دستگاه تراز نيست و براي تراز كردن، بايد به اين ترتيب عمل نمود. با چرخاندن دو پيچ روبرو بايد حباب تراز را به نصف فاصله بين نقطه اي كه قرارگرفته و مركز تراز آورد. بعد صفحه را ۱۸۰ درجه چرخاند و در اين جا هم حباب را به نصف فاصله بين مركز و نقطه اي كه قرارگرفته آورد. اكنون دستگاه تراز خواهدبود و براي امتحان ان بايد دستگاه را چرخاند و ملاحظه كرد كه در همه حال حباب درمركز قرارمي گيرد.
g: موقعي كه دستگاه تراز شد، هر چهار پيچ بايد به صفحه زير آن محكم چسبيده باشد (هيچكدام آزاد نباشد)،‌البته نبايد آن قدر سفت شده باشد كه نتوان براحتي آنرا پيچاند.
اگر دستگاه داراي چهار پيچ ترازكننده و دو تراز باشد، براي تنظيم آنها به طريق زير عمل مي كنند:
دستگاه را آن قدر مي چرخانند تا هر تراز در امتداد دو پيچ روبرو قرارگيرد. بعد مطابق طريق قبل آنقدر پيچ ها را مي چرخانند تا حباب ترازها در وسط قرارگيرد. پس از اين عمل،‌دستگاه را ۱۸۰ درجه چرخانده كنترل مي كنند. اگر حبابها در وسط بطور ثابت قرارنگرفت، با پيچاندن پيچ ها حباب را به نصف فاصله خط وسط و جائي كه قرارگرفته است مي آورند و باز آنرا ۱۸۰ درجه مي چرخانند و اين عمل را آنقدر تكرار مي كنند تا حباب بطور ثابت در وسط خطوط روي شيشه قرارگيرد.
ترازكردن دستگاههائي كه داراي يك تراز و سه پيچ تنظيم كننده باشد:
در اين جا مثل طريقه اول صفحه دستگاه را آن قدر مي چرخانند تا تراز در مقابل دو پيچ قرارگيرد، با پيچاندن اين دو پيچ، حباب را به مركز تراز مي آورند؛ بعد صفحه دستگاه را ۹۰ درجه چرخانده با پيچ سوم حباب را به مركز مي آورند، بعد دستگاه را ۱۸۰ درجه چرخانده كنترل مي كنند. سپس ۹۰ درجه براي كنترل بعدي مي چرخانند و آنقدر اين عمل را تكرار مي كنند تا دستگاه تراز شود.
B – پيچ هاي متصل به دوربين: دوربين ها غالبا داراي سه پيچ تنظيم كننده براي تنظيم صفحه رتيكول و عدسي چشمي و عدسي شيئي مي باشد. طرز تنظيم اين پيچ ها بعدا تشريح خواهدشد.
علاوه بر اين، در زير دوربين، يك پيچ كلي جهت بستن و يا آزادكردن چرخش دوربين بطور افقي و يك پيچ جزئي براي حركت جزئي چرخش افقي و تنظيم آن مي باشد. بعضي از اين دوربين ها عين اين دو پيچ را نيز براي حركت عمودي دوربين دارد.

پس از آن كه دوربين تراز شد، بايد آن را چندين دفعه هر دفعه ۹۰ درجه چرخاند و كنترل كرد. البته اين عمل را بايد آن قدر تكرار كرد تا كاملا دوربين تراز شود و حباب تراز ثابت بايستد.
C – پيچهاي جزئي و كلي صفحات- در اين جا لازم است يادآور شد كه براي كاركردن با دستگاههاي نقشه برداري هميشه بايد رعايت نهايت دقت و احتياط را نمود كه به دستگاهها صدمه اي وارد نيايد.
براي چرخاندن هر قسمت از دستگاه (صفحات افقي پائيني، افقي بالائي و عمودي) غالبا دو پيچ تعبيه شده است كه يكي بنام پيچ كلي و ديگري به نام پيچ جزئي خوانده مي شود .
پس از آن كه دستگاه تراز شد، براي اين كه اولين نقطه را نشانه روي كنند، بايد پيچ كلي دستگاه را كه غالبا در زير دستگاه قراردارد، باز كنند و آنرا بچرخانند تا بتوانند شاخص را در (اولين نقطه) از داخل دوربين ببينند. بعد بايد پيچ مزبور را بسته با حركت پيچ جزئي كه در كنارش قراردارد، آنرا دقيقا ميزان نمايند (خط عمودي صفحه رتيكول بايد روي خط وسط شاخص ديده شود).

در تاكئومتر و تئودوليت بالاتر از اين دو پيچ، دو پيچ ديگر قراردارد كه براي حركت دادن صفحه ورنيه برروي صفحه افقي دستگاه مي باشد.
در اين جا نيز بايد ابتدا پيچ كلي را باز كنند و دستگاه را آنقدر بچرخانند تا صفر ورنيه تقريبا در مقابل صفر صفحه افقي قرارگيرد؛ بعد آنرا بسته با پيچ جزئي دقيقا ميزان كنند. البته در اين مورد بايد اين كار قبل از عمل فوق يعني قبل از دويدن اولين نقطه از داخل دوربين صورت گيرد.

قسمت دوم- عمليات ترازيابي
ترازيابي با نيولمان به طريق زير انجام مي گيرد:‌
ترازيابي مستقيم يا هندسي

ترازيابي مستقيم يا هندسي
در اين طريقه، اختلاف ارتفاع نقاط، بوسيله يك دستگاه تراز دوربين دار و شاخص اندازه گيري مي شود، ترازيابي مستقيم دو حالت دارد:
الف- ترازيابي ساده
ب- ترازيابي مركب

الف- ترازيابي ساده:
ترازيابي ساده عبارت است از ترازيابي نقاطي كه براي انجام آن بيش از يك ايستگاه مورد نياز نباشد. برحسب تعداد و وضع نقاط، ترازيابي ساده را مي توان به سه دسته تقسيم كرد:
A – ترازيابي دو نقطه،
B – ترازيابي چند نقطه روي يك خط مستقيم،
C – ترازيابي چند نقطه پراكنده.

A – ترازيابي دو نقطه
دستگاه را بين دو نقطه B,A مستقر و تراز مي نمايند. شاخص را يك مرتبه در نقطه A‌ قرارداده Aa را مي خوانند (Aa يعني فاصله صفر شاخص كه در روي زمين قرارگرفته تا نقطه اي از شاخص كه خط وسط رتيكول از آن مي گذرد). دفعه بعد آنرا در B قرارداده Bb را ميخوانند

. اختلاف ارتفاع B,A عبارت است از h و برابر با h=Aa-Bb است. اگر ارتفاع A‌ را داشته باشند و بخواهند ارتفاع B را پيدا كنند، مقدار h را با آن جمع مي نمايند (جمع جبري). (يعني در اين حال، مقدار مطلق h از ارتفاع A كم شده است). اگر از نقطه A شروع كرده باشند، مقدار Aa را ديد عقب و Bb‌را ديد جلو مي نامند. براي اولين نقطه، غالبا ارتفاع فرضي درنظر مي گيرند و ارتفاع نقطه بعدي، مثلا B را از روي آن تعيين مي نمايند و بعد اختلاف ارتفاع واقعي و فرضي A را با ارتفاع

فرضي B جمع مي نمايند(غالبا اين ارتفاع فرضي را براي اولين نقطه ۱۰۰ متر مي گيرند تا به عدد منفي برخورد نكنند). بعنوان مثال اگر ارتفاع نقطه A را ۱۰۰ متر فرض كرده باشند. و قرائت از روي

دوربين، Aa را ۲/۱ متر و Bb را ۲/۲ متر نشان دهد، پس ۱-=۲/۲-۲/۱=h متر مي شود، يعني ارتفاع فرضي نقطه B عبارتست از ۹۹=(۱-)+۱۰۰ متر. و براي آن كه ارتفاع واقعي نقطه B را بدانند بايد اختلاف ارتفاع واقعي و فرضي A را كه ۱۲۰۰=۱۰۰-۱۳۰۰ متر بوده است (اگر ارتفاع واقعي نقطه A از سطح دريا ۱۳۰۰ متر باشد)، يا ۹۹ متر كه ارتفاع فرضي نقطه B است، جمع كنند يعني ارتفاع واقعي B‌مي شود ۱۲۹۹=۹۹ـ۱۲۰۰:
B – ترازيابي چند نقطه روي يك خط مستقيم
محل ايستگاه را تقريبا در وسط دو نقطه ابتدا و انتها اختيار مي كنند و بعد شاخص را در يك يك نقاط مورد نظر قرارداده ،‌ارتفاع آنها را مي خوانند و يادداشت مي نمايند. در اين طرز ترازيابي لازم است كه اولا نقاط از حد ديد دوربين خارج نباشد. ثانيا اختلاف ارتفاع آنها خيلي زياد نباشد و ارتفاع شاخص براي ديد همه نقاط كافي باشد.
جدول ترازيابي – نتايج حاصله از ترازيابي در حين عمل،‌دريك جدول ثبت مي گردد،‌نمونه اين جدول در ترازيابي مركب داده شده است.
نمايش گرافيك ترازيابي:
اين قسمت نيز در ترازيابي مركب تشريح مي گردد.
C – ترازيابي چند نقطه پراكنده
اگر چندين نقطه غيرواقع بر يك خط مستقيم داشته باشند كه بتوان در يك ايستگاه ترازيابي نمود، ابتدا نقطه مناسبي تقريبا در وسط آنها جهت ايستگاه انتخاب مي نمايند و از آن ايستگاه ارتفاعات نقاط مختلف را به كمك شاخص مي خوانن، جدول ترازيابي همانست كه بعدا گفته خواهد شد، با اين تفاوت كه فواصل نقاط تا ايستگاه در اين جا با هم جمع نخواهدشد. براي نمايش نتايج حاصله روي نقشه، غالبا نقشه محل و نقاط مورد بحص در دست هست، در اين صورت ارتفاعات با رقم روي نقشه منتقل مي گردد تا بعدا از روي آنها خطوط ميزان منحني تعيين شود. در غير اين صورت يعني اگر نقشه محل و نقاط در دست نباشد، در اين صورت با دستگاهي بايد كار كرد كه داراي صفحه مدرج افقي باشد و هر دفعه كه ارتفاع نقطه اي خوانده و يادداشت مي شود، بايد زاويه افقي و فاصله آن نقطه نيز خوانده و در جدول يادداشت شود. تا بعدا بتوان نتايج حاصل را روي كاغذ آورد
ب- ترازيابي مركب :
در اين حالت غالبا ارتفاع عده زيادي نقاط كه نقشه آنها در دست است مورد نياز مي باشد. در اين جا بايد محل هر ايستگاه را طوري انتخاب كرد كه بتوان عده زيادي از نقاط مطلوب را ديد. ترازيابي مركب در حقيقت عبارتست از تركيب تعدادي ترازيابي ساده. اگر فقط منظور تعيين اختلاف ارتفاع دو نقطه دور از هم باشد، راه پيشروي را مي توان دلخواه انتخاب و در هر ايستگاه فقط دو نشانه روي

كرد، يكي ديد عقب و ديگري ديد جلو. بطوري كه شاخص را مثلا در نقطه B گذارده ديد جلو آنرا از ايستگاه S1 و ديد عقب آنرا از ايستگاه S2 خوانده و به همين طرز عمل را تا نقطه آخر ادامه داد.
اگر منظور، ترازيابي عده زيادي نقاط يك قطعه زمين باشد، بايد در انتخاب هر ايستگاه دقت نمود تا حداقل وقت براي حداكثر برداشت مصرف گردد. بعلاوه در هر ايستگاه بايد فقط يك ديد عقب ويك ديد جلو خواند و مقدار ارتفاع بقيه نقاط را در ستون ديگر به اسم ديد اضافي يادداشت نمود. ترتيب

كار از اين قرار است كه مثلا در ايستگاه اول، ديد عقب نقطه مبدا را خوانده در ستون مربوط يادداشت مي نمايند و سپس ديد اضافي نقاط لازم را خوانده در ستون ديد اضافي در رديف همان نقاط در جدول يادداشت مي نمايندو پس از آن نقطه اي را براي تغيير ايستگاه انتخاب و در همين ايستگاه ابتدا ديد جلو آن نقطه را مي خوانند و شاخص را در همان نقطه ثابت نگه مي دارند تا دستگاه را از ايستگاه اول به ايستگاه دوم منتقل نمايند و در اين جا روي شاخص را در همان نقطه ثابت بطرف دوربين برگردانده و از ايستگاه دوم ديد عقب اين نقطه را مي خوانند و در رديف مربوط يادداشت مي كنند و مجددا نقاط اضافي اين ايستگاه را خوانده مثل دفعه قبل، عمليات را ادامه مي دهند.
فاضلابهاي بيمارستاني در طبقه بندي فاضلابها در رده فاضلابهاي خانگي طبقه بندي مي شوند، ولي خصوصيات آنها كاملا با فاضلاب خانگي متفاوت است. در هر بيمارستان كميت و كيفيت فاضلاب توليدي وابسته به واحدهاي موجود در بيمارستان است، براي نمونه فاضلاب توليدي بيمارستانهاي داراي بخش هاي تحقيقاتي داراي تركيبات راديواكتيو است كه آن را از فاضلاب بيمارستاني فاقد آن مجزا مي سازد.
آلودگي هاي موجود درفاضلاب بيمارستاني بسيار بيشتر از فاضلاب شهري هستند و اين خود دليلي است تا قبل از واردكردن پساب هاي بيمارستاني به شبكه فاضلاب روي شهري تصفيه لازم برروي آن صورت گيرد.
بيمارستانها روزانه حجم عظيمي از آب را مصرف مي كنند، مصرف آب در بخش خانگي به صورت متوسط ۱۰۰ ليتر به ازاي هر نفر در روز LPCD است (۱۹۹۵، Gadelle). در صورتي كه براي بيمارستانها اين مقدار از ۴۰۰ تا ۱۲۰۰ ليتر به ازاي هر تخت در روز تغيير مي كند.
در هر كشوري بسته به سطح بهداشت و فرهنگ مردم آن منطقه اين ميزان تغيير مي كند، براي نمونه در فرانسه متوسط مصرف آب در بخشهاي بيمارستاني به ۷۵۰ ليتر به ازاي هر تخت در روز مي رسد.
اين مصرف بالاي آب هشدار مي دهد كه حجم عظيمي از فاضلاب هم توليد خواهد شد كه حاوي ميكروارگانيسم هاي بالا ،‌فلزات سنگين،‌مواد شيميايي سمي و تركيبات راديواكتيو است . در نهايت مي توان گفت كه بيماستان فاضلاب مختلط و پيچيده اي را توليد مي كند كه مستلزم بررسي دقيق است.
اجزاء فاضلابهاي بيمارستاني
اجزاي معمول فاضلابهاي بيمارستاني شامل موارد زير است:
۱٫ مواد آلي قابل تجزيه بيولوژيك

۲٫ مواد معدني (محلول، كلوئيدي يا معلق)
۳٫ فلزات سمي (جيوه)
۴٫ مواد شوينده (سورفاكتالها)
۵٫ مواد گندزدا (كلرو…)
فاضلاب حاصل از مراكز بهداشتي – درماني از جنبه هاي زير بررسي مي شود.
الف- پاتوژن هاي ميكروبي
۱٫ باكتري ها

۲٫ ويروس ها
۳٫ انگل ها
ب- تركيبات شيميايي خطرناك
پ- تركيبات دارويي
ت- ايزوتوپ هاي راديواكتيو
به صورت كلي كميت و كيفيت فاضلاب توليدي از بيمارستان به تعداد تختهاي بيمارستان، تعداد روزهاي ملاقات، فرهنگ مردم و موقعيت اجتماعي بيمارستان، شرايط‌اب و هوايي، وضعيت بهداشت بيمارستان، وضعيت جغرافيايي بيمارستان، تعداد مراجعان ،‌واحدهاي موجود در بيمارستان، بخش تحقيقاتي موجود در بيمارستان، وجود آشپزخانه در بيمارستان، وجود زباله سوز در بيمارستان، وضعيت محل جمع‌آوري زباله عفوني در بيمارستان و رختشورخانه بستگي دارد. دو بخش مهم از بيمارستان كه نقش مهمي را در توليد فاضلاب دارند، رختشورخانه ها و آشپزخانه ها هستند كه روزانه حجم بسيار زيادي از‌اب را مصرف مي كنند. رختشورخانه ها ممكن است علاوه بر مصرف دترجنت ها از مواد گندزدا و عوامل ديگر مانند اسيد يا قليا استفاده كنند كه به راحتي به فاضلاب راه مي يابند. يكي از فلزات سنگيني كه در بيشتر فاضلابهاي بيمارستاني يافت مي شود، جيوه است. كه در ترمومترها و وسايل ديگر به كار گرفته مي شود. از لحاظ سميت، فاضلاب بيمارستاني وابستگي شديدي به بخش هاي موجود در داخل بيمارستان دارد، به صورتي كه بيشترين سميت زماني حادث مي شود كه آزمايشگاه هاي تحقيقاتي در يك بيمارستان مشغول فعاليت باشند.
خصوصيات بيولوژيكي و شيميايي فاضلابهاي بيمارستاني
شناسايي ميكروب هايي كه در پساب هاي بيمارستاني وجود دارند با تعيين مقاومت آنها در برابر آنتي بيوتيك ها صورت مي گيرد.
غلظت فلور ميكروبي حدود ۲ ۱۰ × ۲٫۴ در هر ۱۰۰ ميلي ليتر . در هر ۱۰۰ ميلي ليتر تا ۵ ۱۰×۳ در هر ۱۰۰ميلي ليتر . براي پسابهاي بيمارستاني گزارش شده است. اين غلظت ها كمتر از مقدار ۸ ۱۰ در هر ۱۰۰ ميلي ليتر موجود در سيستم فاضلاب روي شهري است كه توسط Eddy ,

Metcalf(1999)‌گزارش شده است. الاينده هاي ويروسي آب هاي سطحي مانند آنتروويروس ها و ويروس هاي ديگر مانند آدنوويروس ها در پساب هاي بيمارستاني گزارش شده اند.
انتروويروس ها به مقدار زيادي در فاضلاب وجود دارند. حضور آنها به عنوان آلودگي ويروسي آب،

در پساب هاي بيمارستاني نشانگر حضور ويروس هاي ديگر است. غير از اين ويروس،‌ويروس HIV ازترشحات افراد مبتلا به اين بيماري جداسازي شده است. اين ترشحات مايع، مستقيما از طريق لوله هاي فاضلاب آزمايشگاه و به صورت كلي بيمارستان به شبكه فاضلاب روي شهري راه مي يابد و با انجام فرايندهاي فيزيكي و شيميايي در تصفيه فاضلاب تغييري ايجاد نمي شود.
Casson در سال ۱۹۹۷ حضور ذرات عفوني آلوده به HIV را در فاضلابهاي خام گزارش داده است.
Lue.Hing مقدار اين عوامل ويروسي را بين ۱۰۲×۱٫۴ تا ۱-۱۰ × ۸٫۶ عدد در هر ليتر گزارش كرده است.(در شهر شيكاگو)
مشكلات زيست محيطي ايجادشده توسط فاضلابهاي بيمارستاني
يكي از مشكلات زيست محيطي ايجاد شده توسط پساب هاي بيمارستاني تخليه آنها به همان صورت به داخل شبكه فاضلاب روي شهري (بدون پيش تصفيه) است.

در بيمارستان گستره اي از تركيبات مختلف اعم از داروها و مواد خاص براي اهداف درماني،‌تشخيصي و گندزدايي مصرف مي شود. در كنار اين تركيبات فعال، مواد فرمولاسيون شده و در بعضي موارد رنگدانه ها و رنگ ها به عنوان تركيبات دارويي مصرف مي شود.