روش تحقيق

مقدمه
در موقعيتهاي غير آزمايشگاهي همواره با تعدادي متغير يا عامل نامربوط و ناخواسته، روبرو هستيم، به ويژه در موقعيتهايي كه در آن تحقيقات تجربي علوم تربيتي و رفتار انجام مي گيرد. اين متغيرهاي نا خواسته ممكن است حاصل طرح و روش تجربي ويژه‌اي باشد كه در اين تحقيق به كار گرفته

شده است كه غالباً و به گونه هاي مختلف، بر نتايج تجربه و تحقيق اثر مي گذارد و اين اثر نيز به آساني سنجش پذير نيست و گاهي به علت همين اثرات ناخواسته، نتايج گمراه كننده‌اي از تحقيق حاصل مي شود كه در رد يا قبول فرض يا فرض هايي موثرند. بايد آگاه بود كه در تحقيقات تجربي علوم تربيتي، رفتاري و اجتماعي، كنترل يا حذف كامل اين نوع عوامل غير ممكن است.

اما بهر حال، در اين گونه تحقيقات سعي پژوهشگران بر آن است كه عواملي را كه عدم كنترل آنها ارزش روائي داخلي و خارجي طرح تحقيق تجربي را به مخاطره مي اندازد حتي الامكان پيش بيني و شناسايي كنند و تمام احتياط هاي لازم را به منظور كاهش آثار آنها رعايت نمايند.
محقق براي بررسي و بازبيني فعاليتهاي تحقيقي و نتايج حاصل از آنها نياز به درك و تشخيص روائي داخلي و روائي خارجي و تعاريف آنها دارد به طور كلي روائي داخلي در تحقيق، اين سوال را مطرح مي كند كه ((آيا نتايج حاصل از تحقيق، پاسخگوي سوالها يا فرضهاي بيان شده در تحقيق

است؟))، يا به عبارت ديگر، ((آيا وجود متغير يا متغيرهاي مستقل، تفاوت آماري معني داري در شرايط مورد تجربه ايجاد كرده است؟)). در واقع، پژوهشگر در بررسي روائي داخلي تحقيق، در پي تعيين اثر واقعي متغير تجربي يا مستقل بر متغير وابسته است كه در اغلب موارد،عوامل ناخواسته در محيط تجربي سبب گمراهي او در تشخيص و ارزشيابي دقيق اثر متغير يا متغيرهاي مستقل در تحقيق مي گردد. روائي خارجي قابليت تعميم نتايج تحقيق به جامعه بزرگتر را بررسي مي كند و

اين سوال را مطرح مي سازد كه ((آيا مي توان يافته هاي حاصل از اين تحقيق را به گروهي بزرگتر يا گروههاي مشابه گروه مورد تحقيق، تعميم داد؟)). اغلب در تحقيقات علوم انساني و تربيتي عوامل ناخواسته اي خود نمايي مي كنند كه اگر محقق به كنترل آنها توجه نكند، ارزش و اعتبار روائي خارجي تحقيق به مخاطره مي افتد.

عوامل هشتگانه موثر بر روائي داخلي طرحهاي تحقيق تجربي
۱-عامل تاريخ
واقعه يا وقايع ويژه اي را كه در فاصله زماني بين دو بار سنجش و اندازه گيري از متغيري وابسته در يك تجربه، يا در هر مرحله از اين سنجش و اندازه گيري به وقوع مي پيوندد و اضافه بر متغير تجربي يا مستقل است، عامل تاريخي مي نامند. اين عوامل كه خاري است (يعني عواملي غير از

متغيرهاي مورد نظر در موقعيت تجربي) و پژوهشگر در كنترل آنها دخالت ندارد. ممكن است اثر آنها به صورت تحريك توانايي يا انحراف حواس آزمودني ها جلوه كند مانند اثر سروصداي وسايل ساختماني در مجاورت موقعيت تجربي يا اثر صداي خشم آلود يك معلم در حين آزمودن آزمودني ها و مانند آنها. براي توضيح بيشتر، اگر فرضاً در يك تجربه، ((آموزش بهداشت از طريق تلويزيون)) متغير مستقل و ((كسب عادات صحيح و مفيد به منظور كاربرد اصول بهداشتي)) متغير وابسته اين تجربه باشد، ممكن است در طول زمان اين تجربه، شيوع يك بيماري مسري در جامعه (عامل تاريخي)

سبب تغييراتي در متغير وابسته شود.
بنابراين و نيز با توجه به اثر اين متغير ناخواسته در موقعيت تجربي، محقق نمي تواند نتايج يافته هاي اين تحقيق را حاصل قطعي ((آموزش بهداشت از طريق تلويزيون)) بداند. (ناگفته نماند كه مي‌توان) ((عامل تاريخ)) را ((عامل مجاورت)) نيز ناميد.

۲-عامل بلوغ
منظور از بلوغ در اينجا، تغييرات روال جسمي و رواني آزمودني ها در طول زمان تحقيق است. به عبارت ديگر، آزمودني ها به شكلهاي مختلف در اثر گذشت زمان تغيير مي كنند، و اين تغييرات، باعث گمراهي محقق در تشخيص اثر واقعي متغير مستقل بر متغير وابسته است. اگر با دقت بينديشيم، در خواهيم يافت كه از بدو تا ختم تجربه، دگرگوني هايي در آزمودني ها اتفاق مي افتد، مانند مسن شدن، خسته شدن، عاقلتر شدن، متاثر شدن از يادگيريها و تجارب تصادفي و نظاير ‌آنها كه به نوعي بر متغير وابسته اثر مي گذارد و مشكل تشخيص اثر واقعي متغير مستقل را حادتر مي‌سازد.

۳-عامل آزمون
اجراي آزمون مقدماتي، قبل از شروع يا در ابتداي طرح تجربي ممكن است تغييراتي را در آزمودني‌ها سبب شود و آنها را مثلاً در انجام دادن بهتر آزمونهاي بعدي آماده تر سازد. عدم كنترل تاثير اين نوع آزمونها بر آزمودني ها در بي ارزش كردن روائي داخلي طرحهاي تجربي به ويژه طرحهايي كه آزمون مقدماتي و آزمونهايي را بكار مي گيرد. موثر است.

۴-وسائل اندازه گيري
وسايل و روشهاي بي اعتباري كه براي توصيف و اندازه گيري جوانب مختلف رفتار آزمودني ها مورد استفاده قرار مي گيرد، در بي ارزش كردن روائي داخلي تحقيقات تاثير بسيار دارد. براي مثال، اگر

به عنوان وسائل اندازه گيري رفتار، آزمونهايي مورد استفاده قرار بگيرد كه صحت و ثبات سنجش آنها قابل اعتماد نيست. نتايج صحيحي از تحقيق به دست نخواهد آمد. يا اگر از گزارش افراد به

عنوان مشاهده گر و توصيف كننده تغييرات رفتار در آزمودني ها، بهره گيري شود، احتمالاً تغيير در استانداردها و معيارها آنان در اثر خستگي، افزايش بصيرت، ازدياد مهارت، يا تغييراتي در ارزشهاي قضاوتي آنان در اثر گذشت زمان، سبب بروز اشتباه در نتايج واقعي تحقيق خواهد شد.