ریسندگی

تبدیل الیاف به نخ ، ریسندگی نامیده می‌شود. انسان از هزاران سال پیش به این موضوع پی برده بود که اگر دسته‌ای از الیاف را با کشش دادن، موازی کرده و آن را تاب دهد فشار و اصطکاک سطحی بوجود آمده بین الیاف، باعث درگیری آنها به یکدیگر شده و رشته ای مقاومتر را تشکیل می دهند که همان نخ است. این عمل اساس تبدیل الیاف به نخ است که ریسندگی نامیده می شود. ریسندگی بر سه اصل استوار است:
۱٫ کشش دادن و موازی کردن الیاف

۲٫ تاب دادن
۳٫ پیچیدن و تولید نخ
اختراع ماشین‌های ریسندگی، در این زمینه باعث افزایش سرعت تولید و کاهش هزینه و همچنین باعث افزایش مرغوبیت تولیدات شده‌است . روشن است که ماشینهای به کار گرفته شده در ریسندگی، بسته به نوع نخی که تولید می‌کنند ، کاملاً باهم متفاوت اند. به عنوان مثال، ماشین‌هایی که برای تولید نخهای پنبه‌ای مورد استفاده قرار میگیرند قادر به تولید نخ‌های از جنس پشم یا ابریشم نیستند. از این جهت سیستم ماشین‌های ریسندگی ، یا به اصطلاح خط ریسندگی ، کاملاً به نوع نخ تولیدی بستگی دارد.

ریسندگی پشم
برای ریسندگی پشم در آغاز الیاف رنگی و سفید منتقل می‌شود برای ریسندگی آماده می‌شوند الیاف را با دست باز می‌کنند و با آب و روغن مخلوط می‌کنند برای جلوگیری از الکتریسیته و حالت پیوستگی این عمل صورت می‌گیرد (پ‌هاش (PH) خنثی)، ۲۴ ساعت می‌‌ماند و بعد از دستگاه ولف عبور می‌‌دهند که باعث باز شدن الیاف از هم (یعنی حلاجی) می‌شود و به دستگاه کاردینگ (شانه‌کاری) فرستاده می‌شود. این دستگاه پشمها را شانه می‌کند و ناخالصیها، خاک، خاروخاشاک، کثیفی‌ها را می‌گیرد و تولید نیمچه نخ می‌کند.

نمره نخ را در ابتدای کارد اول در دستگاه شانه‌کاری اندازه می‌‌گیرند.
دستگاه‌های بکار رفته
در ریسندگی پشم دستگاه‌های زیر در مراحل گوناگون بکار می‌روند:
• دستگاه شانه‌کاری (کاردینگ): سه قسمت دارد کارد اول: از بین بردن ضایعات پشم، کار دوم: بازهم از بین بردن ضایعات و خاروخاشاک پشم خیلی بیشتر از کارد اول، کارد سوم: که پشم را به صورت نخ خامه (نیمچه نخ) در می‌‌آورد.
• دستگاه تمام‌تاب (رینگ): این دستگاه نخ راتا به صورت یک لا در می‌‌آورد (برای خامه خالی ۱۲۰ تا ۱۶۰ تاب) هر چه سرعت دستگاه تمام‌تاب را کم کنیم تاب نخ زیادتر می‌شود.
• دستگاه دولاتاب: دوباره هر نخ یک لا با هم ترکیب شده و دولا می‌شود و بیشتر این کار به خاطر استحکام صورت می‌گیرد.
• دستگاه کلاف کن: برای بسته بندی و همانطور که از نامش پیداست نخها را به صورت کلاف در می‌‌آورد.
• دستگاه بقچه‌کن: برای بقچه کردن نخهای کلاف شده می‌‌باشد.
مرحله آخر
آخرین نکته مرحله در فرش مرحله سرویس است که سه قسمت کار می‌‌باشد: اول درست کردن بافت اشتباه (مرمت)، دوم رفوکاری، سوم ریشه فرش که این ریشه فرش به چند صورت گره می‌‌خورد: ۱- گره نخودی ۲- گره مدل گیس ۳- دوگره
برای سفارشهای بیرون از ایران بیشتر از دو گره استفاده می‌شود و اکثر فرشهای خانگی در ایران مدل گره نخودی و گره مدل گیس هستند.

 

دستور العملهاي كلي در مورد ايمني و عمليات كارگاهي
قبل از حضور در كارگاه و يا شروع به كار براي جلوگيري از خسارتهاي بدني و اقتصادي برخي ازمقررات و دستور العملها به ترتيب زير يادآوري مي شود تا هنر جويان ضمن بازديدها و يا آموزش در كارخانه ها بهاين موارد توجه لازم را داشته باشند.
۱٫ هميشه در كارخانه از لباس كار مناسب كرم پر رنگ (بژ) استفاده كنيد ، سعي نماييد دگمه هاي جلو لباس به صورت باز نباشد بخصوص آستينهاي لباس كار را به وسيله دگمه يا كش ببنديد.
۲٫ از بردن دست به داخل قطعات موجود در ماشين حتي در موقع توقف ، بدون اطلاع مسئوول مربوطه جدا خودداري نماييد.

۳٫ بدون اطلاع مسئوول مربوطه به هيچ وجه اقدام به راه اندازي ماشين نكنيد.
۴٫ از نزديك شدن به فلكه هاي ماشينهاييي كه در حال كار است، بخصوص نزديك كردن دست به قسمت چرخ دنده هاي كه بسيرا خطرناك است،‌جدا خودداري نماييد و در اين مورد اگر چنانچه نياز به بررسي باشد، حتما ماشين در حال توقف و با اطلاع مسئوول مربوطه باشد.
۵٫ به علائم و دستورات بازدارنده و هشدارهاي لازم، در هر قسمت توجه كامل داشته و مراعات كنيد.
۶٫ خارهاي روي سيلندرهاي ماشين كارد حتي در حال توقف ماشين بسيرا خطر آفرين است. عمل تميز كاري ويا گيج گذاري و بررسي ها بايد با احتياط كامل انجام گيرد.
۷٫ چنانچه روغن يا مايعي در سطح كارخانه پخش شود، بلافاصله آن را تميز كنيد زيرا عدم توجه به اين مساله باعث بروز حوادث ناگوار مي شود.
۸٫ بعضي قسمتهاي كارخانه مانند قسمت حلاجي و كارد بخصوص در سيستم هاي قديمي داراي گرد و غبار است. اگر در چنين جايي با تجاي مشابه كار مي كنيد، حتما از ماسكهاي مخصوص ضد گرد و غبار استفاده كنيد.

۹٫ ابزار و قطعات را به طور صحيح به كار برده و بعد از استفاده در جاي مخصوص خود قرار دهيد.
۱۰٫ زماني كه نحوه كار ماشين توسط مربي توضيح داده مي شود، از تكيه دادن به ماشين حتي در حال توقف جدا خودداري نماييد.
۱۱٫ در صورت لزوم از وسايل ايمني استفاده كنيد.
۱۲٫ ضمن بازديدها و آموزش شعي كنيد مشاهدات و اطلاعات كسب شده را يادداشت كرده و به صورت گزارش تهيه كنيد.

روشهاي ريسندگي در موردالياف پنبه:
به طور كلي عمليات ريسندگي در موردالياف پنبه به دو روش انجام مي گيرد.
الف- روش ريسندگي با شانه زني: اين روش براي تهيه نخهاي مرغوب و ظريف به كار گرفته مي شود. و مواد اوليه براي اين روش غالبا پنبه هاي خيلي خوب و طويل مي باشند
ب- روش ريسندگي بدون شانه زني : اين روش براي تهيه نخهاي معمولي مورد استفاده قرار ميگيرد و چون پنبه هاي ايراني غالبا از نوع الياف بلند نيستند، از اين جهت، در كارخانه هاي ريسندگي ايران ، روش ريسندگي با شانه زني كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد. در زير خط ريسندگي با روشهاي شانه زني وبدون شانه زني نشان داده شده است.
با وجود اينكه عمليات ريسندگي در مراحل توليد براي الياف مختلف مانند پشم و پ

نبه با يكديگر فرق داشته و ماشين آلات مورد استفاده آنها نيز متفاوت است در تهيه نخهاي پنبه اي نيز تفاوتهايي وجود دارد كه به نوع الياف پنبه و نوع نخ مصرفي بستگي دارد.
در اين جدول كه مراحل ريسندگي با دو روش نشان داه شده باز هم نسبت به نوع الياف مصرفي و نوع نخهاي توليدي قابل تغيير است. به عنوان مثال ، به كارگيري نوع و تعداد ماشين آلات لازم در قسمت حلاجي براي باز كردن و تميز كردن الياف نسبت به نوع الياف و ميزان درصد ناخالصي موجود در آن فرق مي كند ويا مراحل چند لاكني فتيله ممكن است يك بار مورد استفاده قرار بگيرد.

درجه مرغوبيت الياف:
درجه مرغوبيت الياف پنبه، غالبا نسبت به طول و ميزان درصد مواد خارجي در آنها تعيين مي شود و واضح است كه هر اندازه الياف تميز تر و داراي طول بلندتري باشند، مرغوبترند. بخصوص الياف بلندتر از لحاظ نساجي اهميت ويژه اي دارد و مي توان از آنها نخهاي خوب و ظريف تهيه كرد.
به طور كلي طبقه بندي طولي الياف پنبه تقريبا مطابق جدول زير در نظر گرفته مي شود.
نوع الياف حدود طول (ميلميتر) حدود قطر(ميكرون)

بلند ۵۰-۳۴ ۱۵-۱۰
متوسط ۳۲-۲۶ ۱۷-۱۲
كوتاه ۲۵-۱۰ ۲۲-۱۳
به طوري كه ملاحظه مي شود، الياف پنبه برعكس الياف پشم هر اندازه طول الياف بلندتر باشد، قطر آن كمتر بوده و اين يك خاصيت بسيار خوب ديگري است كه در الياف پنبه بلند وجود دارد و در مورد ريسندگي براي تهيه نخهاي ظريف و بادوام حائز اهميت است.

حلاجي: عمل مخلوط كردن ، باز كردن
در كارخانه ريسندگي نخ آفتاب از دستگاه حلاجي Marzoli كه بصورت ساندويچي عمل برداشت الياف را انجام مي دهد استفاده مي شود. اين دستگاه تمام اتوماتيك است كه فقط عمل چيدن عدلها توسط كارگر انجام ميشود.

در اول خط ريسندگي شركت نخ آفتاب عدسها توسط كارگر روي زمين چيده شده است به وسيله دستگاه super Belander الياف برداشته شده بصورت ساندويچي كه در شكل زير كاملا نمايان است.

مقدمات ريسندگي چرخانهاي:
در سيستم ريسندگي چرخانه ، بعضي ازماشينهاي چرخانه اي مجهز به مكانيزم جدا كردن ناخالصيها هستند كه اين نوع ماشين علاوه بر توليد نخ وظيفه پاك كنندگي الياف را نيز به عهده دارند، ولي بعضي از ماشينهاي چجرخانه اي ديگر كه مجهز به مكانيزم جدا كردن ناخالصي نيستند بايد در مراحل مقدماتي و قبل از رسيدن به مشاين چرخانه تميز و پاك شوند. زيرا تميز بودن الياف در سيستم چرخانه اي خيلي مهم است.

بابررسيهاي به عمل آ,ده مشخص گرديده . كه عمل پاك كنندگي الياف در مشاين ريسندگي چرخانه اي در تمام موارد ضروري نيست و مي توان گفت كه بهتر است از خطوط مقدمات ريسندگي براي گرفتن ناخالصيها استفاده كرد.

مقدمات ريسندگي براي الياف پنبه:
براي به كار گرفتن ماشينهاي ريسندگي چرخانه اي براي الياف پنبه با ناخالصيهاي زياد بهتر است از خط حلاجي و كارد استفغاده شود. زيرا با به كارگيري كارد دوم ، باقيمانده اليافي كه از هم جدا نشده اند، از يكديگر باز و گرد و غبار و ناخالصيها گرفته مي شود. فتيله تهيه شده از كارد متوالي در ماشين چرخانه اي ، ناخالصيهاي كمتري در شيار چرخانه به جا مي گذارد و اين امر سب مي شود كه ميزان پارگي نخ نيز كاهش يابد.

نساجي در راه جهاني شدن
ريسندگي نخ جزو اولين صنايعي است که انسان به آن پي برد و ابتدا با استفاده از يک دوک چوبي ساده توانست تعداد بي شماري الياف را به دور هم بتاباند و نخ تهيه کند.
اين روش ريسندگي قرنها به همان صورت ادامه داشت تا اين که در قرن چهاردهم ، اولين قدمها در راه ماشيني کردن روش ريسندگي برداشته شد و در اروپا و هند نوع پيشرفته تري از دوک ريسندگي اختراع و به کار گرفته شد. در قرن شانزدهم چرخ ريسندگي جديدتري ساخته شد، به طوري که هنگام کار هر دو دست کارگر آزاد بود و مي توانست تسلط بيشتري در ريسندگي داشته باشد. سرانجام در قرن هيجدهم ، ماشين ريسندگي اختراع شد و سيستم تهيه نخ به طور کامل

دگرگون شد و با ظهور انقلاب صنعتي در انگلستان ، نيروي بخار کم کم جاي نيروي دست را گرفت و تحولات بعدي بويژه در قرن نوزدهم سبب توسعه روزافزون اين صنعت شد. امروزه پيشرفته ترين ماشين هاي بافندگي ساخته شده اند که قابليت پياده کردن پيچيده ترين نقشه هاي بافت پارچه را دارا هستند.
گذشته از پيشرفت هاي تجربي و عملي که سبب توسعه صنايع نساجي شده اند، نقش علوم درخصوص صنايع نساجي از ۵۰ – ۶۰ سال پيش چشمگير بوده است و مطالعاتي که درخصوص ساختمان شيميايي و خواص فيزيکي الياف به عمل آمد، سبب پيدايش و ساختن الياف مصنوعي

شده است ، به اين ترتيب تحول شگرفي درخصوص تهيه مواد اوليه نساجي صورت گرفته است که اهميت آن کمتر از توسعه ريسندگي و بافندگي طي قرن گذشته نبود.
صنعت نساجي بيش از هر صنعت ديگر در جهان ، تحت تاثير فرآيند جهاني شدن واقع شده است. اکنون واردات نساجي و پوشاک بالغ بر ۱۰۰ ميليارد دلار است که ۶۰ درصد از پوشاک مصرفي آنها را تشکيل مي دهد و پيش بيني مي شود با رشد سالانه ۵درصد در آينده اين مقدار تا مرز ۹۰ درصد برسد. تجارت نساجي و پوشاک ، بيش از هر تجارت ديگري در معرض رقابت شديد بين المللي قرار دارد و طبق موافقت نامه گات کم کم همه سهميه ها روي واردات نساجي و پوشاک به کشورهاي اروپايي و امريکا رفع شده است و تعرفه هاي گمرکي نيز کاهش خواهد يافت.
صادرات نساجي و پوشاک به علت اشتغال زايي بالا و نياز به سرمايه گذاري کم ، در بيشتر کشورهاي تازه توسعه يافته و در حال توسعه با سهمي در حدود ۳۰ تا ۷۰ درصد از کل صادرات آنها و نقش بسيار اساسي و مهمي در اقتصاد ملي و ايجاد اشتغال ايفا مي کند که در ايران اين مقدار حدود يک درصد (با احتساب فرش دستباف ۶٫۵ درصد) است.
صنعت نساجي در کشورهاي توسعه يافته نيز از اهميت بسيار بالايي برخوردار است ، مانند امريکا که اين صنعت در اشتغالزايي و همچنين درخصوص توليد ناخالص ملي اين کشور ايفاي نقشهاي اول و دوم را به عهده دارد.
طليعه هزاره جديد شايد زمان مناسبي براي مرور تکامل صنعت نساجي در طي قرن گذشته ، بررسي قرن ۲۱ و مطالعه عواملي باشد که طي چنددهه آينده ، اين صنعت را شکل خواهند داد.
در قرن بيستم ، درآمدها و مصرف محصولات به سرعت رشد کرد و توليد و مصرف نساجي نيز در همين خصوص افزايش يافت. افزايش جمعيت جهان که در ارتباط با پيشرفت هاي مداوم فني و توسعه پوياي تجارت جهاني است ، سيلي از پيامدهاي مهم و گسترده را در ص

نعت به دنبال داشت.
شاخص ها و چشم اندازهاي مربوط به عوامل انساني گوياي آن است که رشد جمعيت تا سال ۲۰۵۰ و فراتر از آن تا سال ۲۱۰۰ متوقف نخواهد شد و مشخص نيست که جمعيت جهان در ۱۰ يا ۱۱ ميليارد نفر به تعادل برسد. در حقيقت هنوز ثابت نشده است که تا سال ۲۱۰۰جمعيت بشر به طور کامل ثبات پيدا کند.

همراه با بهبود استانداردهاي زندگي و آموزش ، ميزان مواليد کم شده است و بالطبع ميزان رشد جمعيت جهان افزايش خواهد يافت. افزايش ناگهاني و عظيم نسل جوان (بيشتر در کشورهاي فقير) در سطح جهان واقعيتي است که هم اکنون با آن روبه رو هستيم. حتي با احتمال خانواده هاي کوچکتر، تاثير تحولات پزشکي (که طول عمر بيشتري را به ما مي دهند) به اين معناست که راه زيادي مانده است تا رشد جمعيت جهان متوقف شود. روشن است که فشار رو به افزايش جمعيت روي منابع طبيعي يکي از مشکلات مهم قرن ۲۱ خواهد بود.

شاخص مهم براي توليد نساجي سرانه ، توليد ناخالص داخلي است. هنگامي که سرانه توليد ناخالص داخلي براي بررسي اثرات اوضاع منطقه اي استفاده مي شود، آن را مي توان به عنوان ابزاري کارآمد براي ارزيابي درآمد قابل مصرف به کار برد. (تورم مالي را مي توان با استفاده از دلار ثابت امريکا جبران کرد). در بعضي از کشورها مانند چين که نسبت زيادي از کالاها و خدمات از سوي دولت ارائه مي شود، از توليد ناخالص داخلي سرانه نمي توان به عنوان پيشگويي دقيق بهره گرفت.
دومين شاخص مرتبط با مصرف صنعت نساجي سرانه ، مصرف انرژي است. در طي دوره ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ ، جمعيت جهان ۳٫۷ برابر رشد کرد.
در طي دهه هاي اوليه قرن بيستم الياف طبيعي ازجمله پنبه ، پشم ، کتان ، چتايي ، کنف و غيره نقش مهمي را در مقايسه با الياف مصنوعي سلولزي و سنتزي ايفا کردند. واضح است که رشد آينده بر پايه محصولات مصنوعي قرار مي گيرد و انتظار مي رود نسبت ۸۰ درصد به ۲۰ درصد براي الياف مصنوعي نسبت به الياف طبيعي تا سال ۲۰۵۰ به وقوع بپيوندد.
در قرن بيستم ، دولتها از طريق تنظيم کننده هاي اصلي کنترل مالي و ماليات بندي ، صنايع و ازجمله صنعت نساجي را کنترل مي کردند. در چند دهه اخير، بازرسي هاي (حسابرسي) محيطي و اجتماعي در کشورهايي با درآمد بالا وضع شده اند. اين مقررات کم کم گسترش بيشتري

خواهندداشت و در نهايت مي توان انتظار سيستم هاي جهاني حسابرسي را داشت که کل هزينه هاي اجتماعي توليد و رشد را تحت پوشش قرار خواهند داد. چنين قوانيني هزينه هاي توليد نساجي در غرب را افزايش مي دهد و سرانجام تاثير مشابهي در شرق خواهند داشت. تاثيرات مباحث محيطي و جمعيتي روي صنعت نساجي در سالهايي که در پيش است پيامدهاي عميقي را دربر خواهد داشت.