زمين و ديم كاري

مقدمه :
از ابتداي تاريخ كشاورزي تا حدود سال ۱۹۵۰ مي‌توان گفت تقريباً تمامي افزايش در توليد محصول ناشي از توسعة اراضي زراعي پايه بوده است . از آن زمان به بعد عملكرد در واحد سطح براي محصولات اساسي افزايش روز افزون داشته كه علت عمدة اين افزايش در عملكرد را مي‌توان در به كارگيري نهاده‌هاي پر انرژي دانست . بين سالهاي ۱۹۵۰ و ۱۹۸۵ تعداد تراكتورهاي مزارع ۴ برابر، سطح اراضي فارياب در جهان ۳ برابر و استفاده از كودهاي شيميايي ۹ برابر شده است . طي همين سالها انرژي مورد استفاده در كشاورزي در سطح جهاني به ميزان ۹/۶ برابر افزايش يافته است .

طي اين سالها آبياري نقش بسيار مهمي را در افزايش سريع توليد غذا ايفا نمود كل اراضي فارياب دنيا در سال ۱۹۵۰ معادل ۹۴ ميليون هكتار بود كه تا سال ۱۹۶۰ به ۱۴۰ ميليون هكتار ، تا سال ۱۹۷۰ به ۱۹۸ و تا سال ۱۹۸۵ به ۲۱۷ ميليون هكتار بالغ گرديد . اما در حال حاضر نرخ توسعة آن به يك در صد در سال كاهش يافته است . براي جوابگويي به نيازهاي غذايي جمعيت رو به رشد دنيا توليد محصولات تا سال ۲۰۰۰ بايد ۵۰ تا ۶۰% بيشتر از توليدات سال ۱۹۸۰ باشد
تقاضاي روزافزون براي غذا و پوشاك و كاهش چشمگير در توس عة اراضي فارياب به اين معني است كه در آينده كشاورزي ديم نقش به مراتب مهمتري را در تأمين نياز هاي غذايي بشر ايفاء خواهد نمود . بدين ترتيب توليد محصولات كشاورزي در مناطق خشك و نيمه خشك كه ۴۰% كل اراضي در سطح جهان را تشكيل مي‌دهند و جمعيتي حدود ۷۰۰ ميليون نفر را در خود جاي داده ، توسعه خواهد يافت ، تقريباً ¬¬¬¬¬¬¬¬¬۲۲ اين اراضي در كشورهاي در حال توسعه كه از نرخ رشد جمعيتي بالايي بر خوردارند ، قرار دارند . خاكهاي اين اراضي معمولاً بافت درشتي داشته و از لحاظ باروري و مقدار مواد آلي در سطح پاييني مي‌باشند . ظرفيت نگهداشت آب در آنها پايين بوده و در مقابل فرسايش آبي و بادي به آساني آسيب پذيرند . توسعة كشاورزي ديم در اين مناطق كه از لحاظ اقليمي – خاكي داراي شرايط سخت و حساسي هستند ، مديريت دقيقي را طلب مي‌كند چرا كه در صورت به كارگيري روشهاي غير اصولي و مديريت ضعيف فرآيند تخريب خاك به آساني در اين مناطق به وقوع خواهد پيوست .

 

تاريخچة ديم كاري در جهان (۱)
از قرنها قبل ديم كاري در جهان رايج بوده است ولي آنچه كه در حال حاضر در كشورهاي پيشرفته صورت مي‌گيرد با ديم كاري در سرزمينهاي در حال رشد تفاوت فراوان دارد . در بسياري از مناطق ديم خيز جهان مثل قسمتهائي از آفريقا و خاورميانه از قرنها قبل تاكنون تغييرات زيادي در سيستم ديم كاري صورت نگرفته و در بسياري از اين مناطق كشاورزي سنتي و كشت گياهان زراعي محدود به مساحت هاي كم و با ابزار دستي و دامها صورت مي‌گيرد و از دوران مسيحيت تا كنون بسياري از اين روشها تغيير زيادي ننموده و دگرگوني قابل توجهي در آن بوجود نيامده يا روندي بسيار كند

داشته است تنها دگرگوني در مناطقي كه از نظر اقتصادي امكان پذير بوده مكانيزه شدن نوع شخم بوده ولي روشهاي كاشت و برداشت تغيير زيادي نكرده است در حاليكه كليه مناطق ديم خيز در كشورهاي پيشرفته با تغييرات زيادي از نظر مديريت كشت و نگهداري خاك مواجه بوده‌اند .

پيشرفته‌ترين كشورها از نظر مديريت و تكنولوژي در ديم كاري عبارتند از : استراليا ، كانادا و آمريكا كه در آنها تكامل مديريت در ديم كاري به موازات هم بوده در عين حال كه مشابه همديگر نبوده است بدين معني كه در استراليا اهميت گوسفند داري و توليد پشم منجر به توسعه مديريت در ديم كاري شده كه با كانادا و آمريكا متفاوت است در آمريكا احداث راه‌آهن عامل مهمي در توسعه ديم كاري و بهبود مناطق ديم خيز بوده است و علاقمندي و تمايل دست‌اندركاران راه‌آهن براي توسعه اين مناطق جديد وقتي افزايش يافت كه حمل توليدات كشاورزي با بازارها منبع درآمدي براي آنها گرديد و مقدار قابل توجهي زمين براي فروش در تصاحب آنها قرار گرفت . صاحبان راه‌آهن براي جلب توجه كشاورزان مهاجر به اين مناطق مزارع آزمايشي ايجاد نمودند تا امكان كشت و زرع در اين مناطق را به آنها نشان دهند . همچنين درتأسيس ايستگاههاي تحقيقاتي همكاري نمودند و نياز به اطلاعات و تشكيلاتي براي بررسي مسائل و پيدا كردن راه‌حلها منجر به برگزاري كنگره ديم كاري و بعدها كنگره بين‌المللي ديم كاري شد و دستگاههاي تحقيقاتي ديم تأسيس گرديد و براي اولين بار نشريات تحقيقاتي در سال ۱۹۱۵ بوسيله آنها چاپ گرديد . آمريكا دارد .ولي در استراليا ضمن اينكه مراحل كشت ممتد و آيش تابستانه شبيه آمريكا و كانادا است ولي در بسياري از مناطق آن استفاده از تناوب چراگاه – زراعت رايج شده كه ناشي از اهميت اقتصادي پشم در آنجاست اين روشها هم براي گوسفند داري و هم براي توليد غله مفيد واقع شده است و با كشت گياهان علوفه‌اي لگومينوز كه خودبخود بذر آنها مي‌ريزد مانند يونجه‌هاي يكساله جايگزين آيش سنتي شده است .
از جنگ جهاني دوم به بعد در كشورهاي پيشرفته ديم كاري پيشرفت شايان توجهي نموده و  و كاشت و برداشت ، پيدايش واريته‌هاي پرمحصول و مقاوم به بيماريها و استفاده بهتر از كود شيميائي همه در اين پيشرفت سهيم بوده‌اند . ولي در كشورهاي عقب افتاده يا در حال پيشرفت در عين حال كه نياز به خودكفائي در توليد غلات باعث بيداري اذهان در جهت توسعه روشهاي پيشرفته ديم كاري شده اما بسياري از زمينهاي مناسب براي ديم كاري به خصوص در مناطق مديترانه‌اي و خاورميانه قرنها مورد استفاده و بهره‌برداري بي‌رويه قرار داشته و بنابراين خاك و شرايط اقليمي تنها مسائلي نيستند كه بايد براي تثبيت توليدي مناسب آنها را حل كرد . عمليات زراعي و آداب و رسومي كه در طول قرنها رواج داشته است مانع پذيرش روشهاي جديد مي‌گردد و مديريت ضعيف و ناكافي براي توليد مطلوب نيز ناشي از همين محدوديت روشهاي سنتي توليد كشاورزي است كه شايد لازم باشد براي اينگونه مناطق و اراضي مديريتهائي كه در ديم كاري كشورهاي پيشرفته اعمال مي‌شود بكار گرفت .
هزاران هكتار از زمينهاي كشاورزي جهان امروزه زير كشت قرار دارند كه بهتر است از آنها به عنوان مرتع استفاده نمود و اين وظيفه يك مدير و متخصص زراعت در توليدات ديم است كه اين قبيل زمينها را به وجه احسن مورد استفاده قرار دهد.
ديم كاري و اهميت آن در زراعت (۲)
ديم كاري به معني كشت بدون آبياري است و به زراعتي گفته ميشود كه با آب باران رشد و نمو نمايد . ديم كاري در كشور ما بخصوص در زراعت گندم و جو اهميت فوق‌العاده‌اي دارد زيرا بخش عظيمي از اراضي مزروعي كشور را بخود اختصاص داده است طبق آمارهاي موجود سطح زير كشت ساليانه گندم و جو بصورت ديم در كشور حدود پنج ميليون هكتار مي‌باشد ( ۴ ميليون گندم ديم و يك ميليون هكتار جو ديم ) ولي متأسفانه تاكنون كشت ديم بعنوان يك تكنيك شناخته نشده و بصورت يك منبع عظيم توليد براي اساسي‌ترين محصول غذائي كشور و بصورت يك مسئله اقتصادي و حياتي در جامعه مورد توجه قرار نگرفته است . با توجه بمصرف سرانه يا متوسط مصرف هر نفر ازافراد كشور در طول مدت سال كه حدود ۱۵۰ كيلوگرم است و منظور نمودن حدود۷۰۰۰۰۰ تن مصرف بذر براي كشت و حدود ۸۰۰۰۰۰ تن مصارف صنعتي براي تهيه شيريني و ماكاروني و غيره … برابرآمار سال ۶۱ ساليانه حدود ۲ ميليون تن گندم كمبود از كشورهاي خارج وارد مي‌كنيم كه توليد آن خود در انحصار قدرتمندان كشورهاي پيشرفته قرار داشته و فروش و تحويل آن بعنوان يك حربه يا سلطه سياسي بر عليه كشورهاي نيازمند مورد استفاده قرار مي‌دهند و براي نجات و

رهائي از قيد اين وابستگي‌ها چاره‌اي جز تقويت بنيانهاي اقتصادي در زمينه توليد آنها در كشور نخواهيم داشت .
هر چند موفقيت در زراعت ديم بستگي به نزولات آسماني و رحمت كافي و منظم الهي دارد اما كيفيت و روش شخم و تهيه بموقع زمينهاي مزروعي ديم و اعمال شيوه‌هاي صحيح كشت تأثير بسيار عمده‌اي در بهبود وضعيت زراعت و در نتيجه افزايش توليد دارد . در صورتيكه سعي شود وسيله مروجين و ساير عوامل دست‌اندركار آموزش‌هاي فني لازم به كشاورزان ديم كار داده شده و آنان را بنكات و مسائل فني حفظ و ذخيره رطوبت خاك در سال آيش آگاه سازند و از طرف ديگر دولت نيز بجاي تحمل هزينه‌هاي گزاف وارد نمودن گندم از كشورهاي خارج با كمكهاي معنوي و مالي بطرق مناسب كشتكاران ديم را هدايت و حمايت نمايد بدون ترديد ميزان توليد گندم و جو در اراضي ديم كشورمان حداقل به دو برابر آنچه كه هست خواهد رسيد و بتدريج نيازي به وارد كردن اين محصول نخواهيم داشت بعنوان نمونه در زراعت‌هاي ديم كه بمسائل حفظ و ذخيره‌سازي رطوبت در خاك و استفاده صحيح از نهاده‌ها توجه شده است ميزان توليد در يك هكتار حدود ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ كيلوگرم در هكتار بوده است در حاليكه برابر آمار منتشر شده از طرف مركز آمار ايران در سال ۱۳۵۸ در استانهاي مختلف كشور كمترين سطح زير كشت گندم ديم در استان كرمان ۱۷۴۵ هكتار و با متوسط عملكرد ۵۴۲ كيلوگرم و بيشترين سطح زير كشت مربوط به استان آذربايجانشرقي ۴۷۷۷۴۴ هكتار و با عملكرد ۴۷۱ كيلوگرم بوده و در سطح كل كشور مقدار اراضي زير كشت گندم ديم ۴۰۰۱۹۸۴ هكتار و با متوسط عملكرد ۴۷۷ كيلوگرم بوده است .

مسائل اصلي زراعت ديم (۲و۳)
مهمترين عواملي كه در ميزان توليد محصول در زراعت ديم مؤثرند عبارتند از :
۱- وضعيت آب و هوا و ميزان بارندگي ساليانه .
۲- منابع تأمين رطوبت خاك .
۳- تناوب و آيش در كشت ديم .
۴- خصوصيات خاك زراعتي .
۵- طرز تهيه زمين و روش كار بمنظور ذخيره سازي رطوبت در زراعت ديم.
۶- استفاده از ماشين آلات و ادوات كشاورزي در زراعت ديم .
۷- استفاده صحيح و بموقع از نهاده‌ها در زراعت ديم .

وضعيت آب و هوائي و ميزان بارندگي ساليانه (۲)
در زراعت ديم كه آبياري صورت نمي‌گيرد مقدار بارندگي ساليانه اولين عامل مهم موفقيت ديم مي‌باشد . بطور كلي مناطقي كه آب و هواي معتدل و بارندگي ساليانه‌اي بيش از ۳۰۰ ميلي

متر دارند براي زراعت گندم و جو بصورت ديم مساعد مي‌باشند و بهمين دليل مناطق ديم كاري ايران را از نظر ميزان بارندگي ساليانه بشرح زير طبقه‌بندي مي‌نمايند :
الف) مناطق كم باران بارندگي ساليانه كمتر از ۲۵۰ ميليمتر .
هريك ميليمتر باران مساويست با يك ليتر آب در متر مربع زيرا هر متر مربع ۱۰۰۰۰ سانتيمتر مربع مي‌باشد و هر ليتر آب برابر ۱۰۰۰ سانتيمتر مكعب يا ۱۰۰۰۰ ميليمتر مكعب است بنابراين مناطق فوق مناطقي هستند كه در سطح آنها ارتفاع بارندگي ساليانه اعم از باران يا برف آب شده كمتر از ۲۵۰ ميليمتر يا ۲۵ سانتيمتر است يعني در هر متر مربع زمين در طول يكسال زراعي مقدار ۲۵۰ ليتر آب باران براي مصرف زراعت ميرسد كه متأسفانه اين مقدار براي زراعت ديم كافي نبوده و زراعتي بعمل نمي‌آورد و بهتر است اينگونه اراضي به كشت گياهان مرتعي و علوفه ديم اختصاص يابند و از چراي بي‌رويه در آنها نيز جلوگيري شود تا سطح زمين هميشه داراي پوشش گياهي بوده از فرسايش خاك جلوگيري گردد .
ب) مناطق با ميزان بارندگي ساليانه بين ۲۵۰ تا ۳۵۰ ميليمتر
در مناطقي كه ميزان بارندگي ساليانه بين ۲۵۰ تا ۳۵۰ ميليمتر مي‌باشد در حال حاضر كم و آيش ديم كاري گندم و جو انجام مي‌شود اما اين مقدار بارندگي نه تنها براي زراعت ديم كافي نيست بلكه ريزش باران نيز بسيار نامنظم و درجه حرارت و ميزان تبخير نيز زياد مي‌باشد اينگونه مناطق كه بمناطق نيمه خشك معروفند نيز بهتر است بكشت علوفه يكساله اختصاص يابند و در صورت كشت گندم و جو ديم بايستي نكات فني لازم دقيقاً رعايت گردد زيرا موفقيت زراعت گندم و جو در اين نواحي صرفاً در گرو رعايت مسائل و نكات فني در زمينه حفظ و ذخيره آب بارندگي در زمين آيش خواهد بود .
ج) مناطق با ميزان بارندگي ساليانه ۳۰۰ تا ۵۰۰ ميليمتر يا بيشتر .
زمينهائي كه در مناطق با ميزان بارندگي ساليانه ۳۰۰ يا ۵۰۰ ميليمتر و يا بيشتر از ۳۰ تا ۵۰ سانتيمتر قرار دارند براي زراعت‌هاي ديم گندم ، جو ، نخود و عدس مناسب بوده و حدود ۵۰ درصد ديمزارهاي ايران در اين مناطق قرار دارند كه ۷۵ درصد محصول گندم ديم كشور را تأمين مي‌كنند اين مقدار بارندگي براي رشد گندم و جو كافي بنظر مي‌رسد ولي چون توزيع بارندگي نا متعادل بوده و منظم نيست گياه در فصل بحراني احتمالاً بعد از كشت و زمان خوشه‌بندان رطوبت كافي در اختيار ندارد كه با آماده كردن صحيح زمين و رعايت مسائل فني در حفظ ذخيره رطوبت در خاك مي‌توان از اتلاف رطوبت و تبخير آن در خاك جلوگيري نموده و موفقيت زراعت ديم را تضمين نمود .
ميزان بارندگي در مناطق نيز در سالهاي مختلف ثابت نبوده و دچار نوسانات و تغييرات زيادي است و اين نوسانات بزرگترين خطر براي توليد محصول مي‌باشند زيرا فصولي كه بارندگي بيشتر از حد متوسط است ممكن است قسمتهاي وسيعي با كوليتواتور شخم زده و بذر افشاني شوند و در فصول بعدي كه مقدار بارندگي كمتر از حد متوسط و معمولاً همراه با حرارت بيش از حد م

توسط است ممكن است منجر به نابودي محصول گردد .
منابع تأمين رطوبت خاك (۲)
منابع تأمين رطوبت خاك در زراعت ديم منشأ جوي داشته و عبارتند از :
الف : نزولات آسماني
بارندگي تأثير بسزايي بر مقادير عملكرد دارد و ميزان آن كشت و كار هر منطقه را تعييني‌باشند و مسئله قابل اهميت مقدار بارش ، و پراكندگي بارش در دوره رشد و نمو محصول مي‌باشد كه نقش هواشناسي در پيش‌بيني دقيق زمان بارندگي براي تنظيم و انجام بموقع عمليات زراعي مي‌تواند بسيار با ارزش باشد . البته عواملي نيز در استفاده بيشتر گياه از رطوبت و نزولات آسماني وجود دارد كه عبارتند از جنس خاك ، نگهداري رطوبت توسط ذرات خاك ، نفوذ پذيري خاك ، شدت تبخير و غيره … كه بعداً صحبت خواهد شد .
بطور كلي مقداري از بارندگي كه بيشتر از حداقل لازم براي رسيدن يا Maturity گياه است . مقدار عملكرد محصول را تعيين مي‌كنند مثلاً اگر در يك شرائط خاص حداقل نزولات لازم براي رسيدن يك غله ۲۵۰ ميليمتر باشد ۲۲۵ ميليمتر يا كاهش فقط ۲۵ ميليمتر ممكن است موجب عدم موفقيت محصول گردد و بر عكس ۵۰ ميليمتر بارندگي بيش از حداقل لازم ممكن است عملكرد را دو برابر كند . متأسفانه نزولات آسماني در بيشتر اراضي كشور ما كافي نبوده و اكثر مناطق كشور از نظر شرائط اقليمي خشك و يا نيمه خشك و متوسط بارندگي آنها حدود ۲۴۰ ميليمتر در سال مي‌باشد .
جدول زير مساحت نقاط هم باران كشور را نشان مي‌دهد
ميزان بارندگي مساحت به ميليون هكتار درصد نسبت به سطح كشور
كمتر از ۱۰۰ ميليمتر ۲۲ ۱۳%
۱۰۰ تا ۲۵۰ ميليمتر ۴/۱۰۰ ۶۱%
۲۵۰ تا ۵۰۰ ميليمتر ۲۸ ۱۷%
۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ميليمتر ۱۳ ۸%
بيش از ۱۰۰۰ ميليمتر ۶/۱ ۱%
و متأسفانه هر چه ميزان بارندگي در يك منطقه كمتر باشد تغييرات كلي بارندگي در آن منطقه بيشتر است و اين تغييرات با ميزان بارندگي نسبت معكوس دارند .منظور از تغييرات كلي فاصله بين ماكزيمم و مينيمم بارندگي در سالهاي مختلف است كه در سالهاي مختلف ثابت نمي‌باشد . بخصوص در مناطق خشك و نيمه خشك .
ب : شبنم
شبنم عمدتاً در شب تشكيل مي‌شود چون تشكيل آن به سرد شدن برگها و سطح خاك در اثر خروج تشعشع cooling Radiational تا رسيد به نقطه شبنم بستگي دارد . مقدار كلي شبنم در طول يك شب احتمالاً بيش از يك ميليمتر نخواهد بود . شبنم در رسيدن محصول مؤثر است . زيرا گياه از قطرات شبنم كه روي برگها مي‌نشيند و يا باعث بالا رفتن رطوبت خاك مي‌شود از راه برگ و ريشه استفاده مي‌نمايد و وجود شبهاي خنك باعث بوجود آمدن شبنم صبحگاهي و رطوبت تا حدي لازم براي رسيدن گياه مي‌گردد . جذب شبنم در گونه‌هاي مختلف گياهي بسيار متفاوت است و عمدتاً به شدت و مدت ريزش آن و همچنين رژيم رطوبتي خاك بستگي دارد و در شرايط ديم جذب شبنم بيشتر از شرائط آبي است و در مناطق خشك كمك مؤثري به بالانس آب در گياه مي‌كند .
ج : مه يا غبار
وقتي يك توده هواي گرم و اشباع سريعاً با يك توده هواي سرد و خشك در روي يك سطح سرد تعويض شود مه يا غبار توليد مي‌گردد . مه بر رشد گياه از طريق بالا بردن رطوبت هوا ، مرطوب بودن قسمتهاي هوائي گياهان و مرطوب كردن سطح خاك اثر مي‌گذارد . مه يا غبارهاي مكرر ممكن است از طريق كاهش تبخير و تعرق بطور قابل ملاحظه‌اي رطوبت يك منطقه را بالا ببرند .

د: بخار آب و رطوبت نسبي
خشكي هوا عامل عمده‌اي است كه احتياجات آبي گياه را تحت تأثير قرار مي‌دهد زيرا گياه يك سيستم هدايت كننده آب بين خاك و هواست . در مناطق ييلاقي در شبهاي خنك تابستان بخار آب از قسمتهاي تحتاني به قسمتهاي فوقاني آمده و تقطير مي‌گردد و مورد استفاده گياه قرار مي‌گيرد و هر چند كه مقدار آن بسيار كم است باد نيز در مقدار اين استفاده بسيار مؤثر است .
رطوبت نسبي اثر قابل ملاحظه اي بر تبخير و تعرق و بنابراين بر نياز آبي گياهان دارد و هر چه رطوبت نسبي كمتر باشد تبخير و تعرق زيادتر و راندمان مصرف آب كمتر است . رطوبت نسبي زياد كمبود رطوبت خاك را جبران و رطوبت نسبي كم كمبودهاي رطوبت خاك را بيشتر نمايان مي‌سازد .
با توجه به بستگي زراعت ديم با عوامل طبيعي و منابع رطوبت بخوبي روشن مي‌شود كه شناخت هر چه بيشتر اين عوامل و دقت در تعيين مقدار آنها تا چه حد مي‌تواند در دستيابي به يك محصول خوب و مطمئن در ديم كاري مؤثر باشد .
تناوب و آيش در كشت ديم (۲و۳ )
براي تناوب كه عبارتست از چرخش گياهان زراعتي در يك قطعه زمين . در اراضي ديم نواحي پرباران و معتدل و سرد بيشتر از گياهان خانواده بقولات يا Leguminose استفاده مي‌شود كه علاوه بر استفاده از محصول اين نباتات خود موجب تقويت زمين از نظر ذخيره ازت نيز مي‌گردند . مثل نخود و عدس . وارد نمودن آيش در تناوب زمينهاي ديم عمدتاً بمنظور ذخيره رطوبت صورت مي‌گيرد . معمولاً آيش يا نكاشتن زمين بمدت يكسال زراعي يا بيشتر در مناطقي صورت مي‌گيرد كه بارندگي كمتر از ۳۵۰ ميليمتر در سال باشد و با اجراي عمليات زراعي صحيح در دوره آيش مي‌توان ۳۰ تا ۳۵ در صد رطوبت سالانه را ذخيره نمود . عوامل ديگري كه در تناوب اراضي ديم مؤثرند بافت خاك ارتفاع از سطح دريا ، ميزان تبخير و توزيع بارندگي است .
با بكار بردن روشهاي تناوب ممكن است برنامه‌هاي آيش را حذف و يا كم نمود زيرا در حال حاضر حدود ۳ ميليون از اراضي ديم كشور ساليانه بصورت آيش و بدون كاشت باقي مي‌ماند . يكي از مشكلات در زراعت ديم پراكندگي نامناسب بارندگي است كه بشر قادر به دخالت در آن نيست اما مي‌توان بطرقي بر آن غلبه نمود بدين ترتيب كه رطوبت زمستان را در سال آيش ذخيره نموده و در پائيز سال بعد بذر را در سطح اين رطوبت قرار داده و با استفاده از آن بذر سبز شده و تا فرا رسيدن سرماي زمستان به قدر كافي رشد نموده و مقاوم شده و بصورت يك گياه كامل بتواند در برابر برف و سرما مقاومت نمايد و در بهار با استفاده از رطوبت موجود در خاك خود را كامل نموده و محصول كافي توليد نمايد . بنابراين آيش گذاشتن زمين براي رسيدن به اهداف زير خواهد بود .

الف ) ذخيره رطوبت در خاك

هدف اول و اصلي از آيش‌گذاري زمين ديم ذخيره سازي و حفظ رطوبت در يكسال بدون كاشت است آيش گذاشتن زمين بزرگترين تكنيك براي ذخيره آب و نزولات جوي براي عمل آوردن كام

ل زراعت ديم و افزايش ميزان عملكرد محصول مي‌باشد مشروط بر اينكه با اصول صحيح حفاظت آب و خاك و با استفاده از ادوات مخصوص اعمال گردد . در غير اينصورت آيش گذاشتن زمين بدون شخم و عدم نكات فني تأثير چنداني در حفظ رطوبت در خاك نخواهد داشت . برابر تحقيقات بعمل آمده بازاء هر ۲۵ ميليمتر آب ذخيره شده در زمين آيش مي‌توان گندم را تا ۲۰۰ كيلوگرم در هكتار افزايش داد البته فقط بارندگي هائي كه از لايه ۲۰ سانتيمتري خاك عبور كند قابل ذخيره شدن خواهد بود و بارندگيهاي كم كه فقط در طبقه سطحي خاك را مرطوب كند تبخير شده و در خاك ذخيره نخواهد شد .
ب) تقويت خاك
هدف دوم از آيش‌گذاري زمينهاي ديم افزايش نيتراتهاي خاك است زيرا باكتريها و موجودات زنده خاك شروع به فعاليت و تجزيه و تخمير و تبديل مواد آلي به معدني نموده و استفاده از امكاناتي كه در خاك تأمين شده امكان پذير مي‌گردد و موجبات تبديل بقاياي گياهي به هوموس فراهم ميشود و در نتيجه تحولاتي كه در طول سال آيش از نظر شيميائي در عناصر موجود در خاك صورت ميگيرد عناصر قابل جذب و مورد نياز زراعت مانند فسفر و پتاسيم و غيره … بيشتر فراهم خواهد شد .
ج) از بين بردن علفهاي هرز
هدف سوم از آيش گذاري اراضي ديم طبق اصول صحيح از بين رفتن علفهاي هرز در اثر انجام عمليات سطحي در دوره آيش است و اين خود بهترين مبارزه زراعي با علفهاي هرز بشمار مي‌آيد بعلاوه فساد علفهاي هرز در زير خاك باعث تقويت خاك مي‌گردد .
مسلماً اگر در سال آيش مبارزه اصولي با علفهاي هرز بعمل نيايد مانند پمپي آب ذخيره شده در خاك را كشيده و موجب كاهش سريع رطوبت خاك مي‌گردند بنابراين در نقاطي كه زمينهاي زراعي بطور متوالي و بدون آيش كشت ديم مي‌شوند به هيچ يك از سه هدف فوق نخواهند رسيد و زمين بتدريج فرسوده و خسته شده و آمادگي زراعي خود را از دست مي‌دهد . اگر بعللي مثل خطر فرسايش بادي خاك ناچاريم هر ساله زمين ديم را بكاريم بهتر است براي پوشيده بودن سطح زمين و جلوگيري از فرسايش بادي تناوب زراعي مناسبي را در زراعت ديم اجرا نمائيم و معمولاً در تناوب گندم و جو ديم نخود يل عدس و يا كشت گرمك را بجاي آيش‌گذاري كشت نمائيم تا زمين زير پوشش قرار گرفته و از فرسايش خاك جلوگيري شود .
خصوصيات خاك زراعتي در ديمكاري (۲و۳)
خاك يكي از منابع طبيعي بسيار مهم براي زندگي و بقاء انسان و حيوان بشمار مي‌آيد كه از تجزيه تدريجي سنگها تحت تأثير عوامل مختلف محيطي مانند آب و هوا و فعاليت موجودات زنده با گذشت زمانهاي بسيار طولاني براي زيست و حيات بوجود آمده است . خاك در واقع اساس و بنيان كشاورزي است و به مجموعه ذرات و اجسام طبيعي گفته ميشود كه پوسته خارجي زمين را پوشانده و شرائط لازم براي رشد و نمو گياهان زراعي را داشته باشد . از مهمترين خصو

صيات خاك كه در زراعت ديم مؤثرند به ترتيب اهميت عبارتند از: الف) بافت خاك
يادآوري ميشود كه نسبت درشتي و ريزي ذرات خاك كه شامل شن ، ليمون يا سيليت ، و رس است بافت خاك گويند كه اگر خاكي در صد بيشتر آن شن باشد بافت را شني و اگر در صد بيشتر آن رس باشد بافت خاك رسي و مخلوط مناسبي از شن و رس و ليمون را ليموني مي‌نامند كه بهترين خاك براي كليه زراعت‌ها بشمار مي‌آيد ، خاكهاي مناسب براي زراعت ديم خاكهائي

هستند كه داراي بافت تقريباً رسي يا رسي شني يا ليموني باشند زيرا خاصيت نگهداري آب و ذخيره رطوبت و مواد غذائي در اين خاكها زياد است . اما اراضي با بافت شني يا سبك بعلت از دست دادن سريع رطوبت و تبخير شديد براي زراعت‌هاي ديم مناسب نخواهد بود كه البته در صورت آبياري و تقويت با كودهاي دامي و گياهي براي احداث باغ ميوه و جاليزكاري و كشت سيب‌زميني و امثال آن مناسب خواهند بود .
ب) ساختمان خاك
چگونگي به هم پيوستن ذرات معدني و آلي خاك را به يكديگر كه فرم و شكل خاصي به آن مي‌دهد ساختمان خاك گويند . مثلاً از به هم چسبيدن ذرات شن و رس و مواد آلي خاكدانه‌ها و از اتصال خاك دانه‌ها و ذرات خاك كلوخه‌ها و شكلهاي ديگر شبيه مكعبي ، زاويه‌اي يا بدون زاويه يا منشوري و استوانه‌اي و بشقابي تشكيل ميشود كه هر كدام در شرائط بخصوصي بوجود مي‌آيند بهترين انواع ساختمان خاك دانه‌اي ريز تا كمي درشت و مكعبي كوچك و بدترين نوع ساختمان بشقابي و استوانه‌اي خواهد بود خواص فيزيكي خاكها از نظر قابليت نفوذ به آب و هوا و ريشه بستگي به ساختمان خاك دارد . از اتصال ذرات خاكدانه‌هاي ريز لوله‌هاي نامنظم باريكي بنام لوله‌هاي موئين يا كاپيلاريته يا شعريه بوجود مي‌آيد و اين لوله‌ها موجب صعود و حركت آب از طبقات پائين خاك (۱۵۰ تا ۱۸۰ سانتيمتري ) بطرف سطح خاك شده كه اين رطوبت يا جذب ريشه گياهان زراعتي ميشود و يا سطح خاك رسيده و تبخير ميگردد . براي حفظ ساختمان خاك بايستي در موقعي كه رطوبت مناسب است ( زمين گاورو) شخم زده شود در غير اينصورت اگر زمين در موقع شخم زدن خيلي مرطوب يا خيلي خشك باشد ايجاد كلوخه‌هاي بزرگ و كوچك مي‌كند و تبديل آن به حال اوليه و خرد كردن كلوخه‌ها مشكل و پرهزينه و به ساختمان خاك آسيب فراوان مي‌رسد . ساختمان از نظر نگهداري آب كه عامل محدود كننده زراعت ديم است اهميت فوق‌العاده‌اي دارد خاك داراي منافذ و خلل فرجي به اندازه‌هاي مختلف است كه بوسيله هوا و آب پر شده‌اند .
حركت آب در خاك تحت اثر قوه جاذبه يا ثقل زمين است ذرات خاك قادرند بطرق مختلف مقداري آب را بر عليه قوه ثقل زمين نگهداري نمايند و مقدار آب اضافي كه ذرات خاك قادر به نگهداري آن نيستند به طبقات پائين‌تر زمين رفته و وارد جريانهاي تحت‌الارضي مي‌گردد.
ج) عمق خاك
اگر در زميني گودالي حفر كنيم دو طبقه يا دو لايه خاك (سطحي و زيرين ) تشخيص داده ميشود . لايه سطحي معمولاً شخم ميخورد و با مواد آلي و كودهاي حيواني مخلوط ميباشد و در معرض هوا و آفتاب قرار ميگيرد ، چون تعداد زيادي موجودات زنده كوچك و بزرگ مانند باكتريها ، قارچها ، كرمها و حشرات جونده و كاونده در اين طبقه فعاليت ميكنند و كودهاي دامي و گياهي را تجزيه و فاسد نموده و بمواد غذائي براي تغذيه گياه تبديل مينمايند لذا بدين سبب طبقه روئي يا سطحي را خاك زنده ميگويند و معمولاً برنگ سياه يا تيره ميباشد اين طبقه در رشد و نمو گياهان بسيار مؤثر است ضخامت اين لايه سطحي و در اراضي مختلف متفاوت بوده و بين ۱۵ تا ۲۵ سانتيمتر متغيير است و هر چند ضخامت اين لايه بيشترباشد خاك مرغوبتر خواهد بود .

 

طبقه زيرين خاك كه بنام تحت‌الارض موسوم است در زير طبقه روئي قرار دارد ، اين لايه معمولاً شخم نمي‌خورد و مقدار هوا كمتر از لايه بالا و آثار كودهاي حيواني و مواد آلي در اين طبقه خيلي كم و ناچيز است و چون موجودات زنده در اين طبقه وجود ندارند بدين جهت بآن خاك مرده يا خاك بكر ميگويند بطوركلي بدو طبقه سطحي و زيرين خاك عمق خاك مي‌گويند و در زراعت ديم و كليه امور كشاورزي حائز اهميت و مورد توجه قرار ميگيرند زيرا اين ضخامت دو طبقه كه به عمق خاك معروف است به عنوان انباري براي ذخيره آب و مواد غذائي جهت تغذيه گياهان زراعتي بشمار ميآيند .
چون در زراعت ديم هدف ذخيره رطوبت و حفظ آن است روي اين اصل هر چند عمق خاك دو طبقه

روئي و زيرين بيشتر باشد براي زراعت‌هاي ديم گندم و جو مناسبتر خواهد بود زيرا امكان ذخيره سازي آب در خاك بيشتر بوده و ريشه در حوزه وسيعتري از حجم خاك پخش و توزيع يافته و فعاليت براي جذب آب و مواد غذائي و استقرار بهتر فراهم ميگردد . و تكامل لازم براي رشد و نمو و توليد

بيشتر پيدا ميكند اگر عمق دو لايه خاك بيشتر از ۱۲۰ سانتيمتر باشد خاك را عميق مينامند و براي زراعت ديم بسيار مناسب خواهند بود ولي عمق بين ۹۰ تا ۱۲۰ سانتيمتر مناسب و عمق بين ۶۰ تا ۹۰ سانتيمتر متوسط و عمق بين ۳۰ تا ۶۰ سانتيمتر كم عمق و ضعيف و عمق كمتر از ۳۰ سانتيمتر و يا وجود لايه‌هاي سنگ و قلوه سنگهاي درشت و كوچك بعلت عبور دادن سريع مقدار آب و عدم نگهداري رطوبت كافي در خاك بهيچوجه براي زراعت ديم مناسب نميباشند و بهتر است بهمان حالت طبيعي اختصاص به گياهان علوفه‌اي و مرتعي داده شوند بخصوص اگر در پاي دامنه‌هاي پرشيب قرار گرفته باشند .