مقدمه:
ستايش پروردگار را سزاست كه نظم امور جهان به دست توانايي اوست مدبر حكيمي كه طبق ِِِِِِِِِِقوانين طبيعت و فطرت احكام شريعت و وظايف بشر را معين فرموده است و صلوات و سلام نا محدود بر پيامبران برگزيده و اولياي حق باد مخصوصا حضرت سيدالمرسلين وخاتم النبيين ابو القاسم محمد وجانشينان اطهار ومعصوم او، صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين .

هدف ما در اين تحقيق بيان وظايف ديني هريك از مردان و زنان در جريان زناشويي وپس از آن و اخلاق در خانواده ونحوهء درست زيستن ازجنبه معنوي مي باشد و چون اين اين وظايف ودستورها و راهنماييها از جانب خداوند متعال و رسول اكرم و حضرت ائمه معصومين عليهم السلام بطور مسلم اجراي آنها موجب سعادت هميشگي و خوشبختي زندگي و آرامش خاطر وآسايش و خوشي آنها خواهد بود

زناشويي
رسول اكرم(ص) مي فرمايد:اي جماعت جوانان هر كسي از شماها بتواند ازدواج كند البته اقدام نمايد، زيرا ازدواج موجب عفت نظر ومحفوظ بودن نفس است و هر گاه فردي از شما استطاعت ازدواج نداشته و وسايل زنا شويي را نتواند تهيه ببيند لازم است روزه بگيرد زيرا روزه قوه شهوت را قطع يا معتدل مي كند. امروزه شرط ازدواج قدرت مالي و ثروت بوده وبراي افراد غير متمكن كه

قدرت مالي نداشته واستطاعت تامين زندگي خود وعائله را ندارد دستور داده شده است كه روزه گرفته و از شدت قوه شهوت به اين وسيله جلوگيري كرده وآنرا كاهش بدهند. كسي كه زناشويي را ترك كند از ترس عائله دار بودن هر آينه نسبت به پروردكار جهان سوءظن داشته و اورا روزي

دهنده وتوانا نمي داند. همين طور كه نماز وروزه و و حج و جهاد و زكات از فرائض و واجبات به هر فردي محسوب مي شود زناشويي وعمل به وظايف عائله داري و تربيت زن وفرزند و تامين زندگي وآسايش آنها و فراهم كردن خوشي واستراحت آنها نيز از فرائض و واجبات ديني به شمار مي رود يكي از آيات عظمت ولطف پروردگار اين است كه از خودتان ازدواجي آفريده است تا در زندگي به آنان تكيه كنيد و قرار داده است در ميان شما و ايشان محبت و مهرباني و دوستي را ودر اينها

آيتهايي است براي افرادي كه تفكر داشته باشند . در سوره بقره آيه ۱۸۷مي فرمايد ((زنها پوشاك شما هستند وشما نيز پوشاك آنها هستيد همينطور كه پوشاك ساتر اعضا وبدن بوده وپوشنده

است آنچه را كه بايد پوشيده شود ودر عين حال انسان را از سرما وگرما و برخوردهاي مخالف حفظ كرده و براي فعاليت وانجام وظايف فردي و اجتماعي مجهز وتوانا مي كند زناشويي نيز مرد و زن را براي زندگي و انجام وظيفه و ادامه زيست موفقيت آميز مهيا نموده موانع ونقاط ضعف و نيازمنديهاي آنها را برطرف مي سازد .

ازدواج ودين
اگر مبناي ملتي اين شد كه درمقام تزويج دختر مال وعنوان واعتبار مادي پسر را در نظر گرفته و از جهت ايمان ودين وحقيقت وصفات نفساني و اخلاق او صرف نظر كنند زندگيهاي خانوادگي ونظم امور داخلي وبرنامه تدبيرمنزل و تربيت فرزند در ميان اين ملت به كلي مختل وفاسد گشته ودر نتيجه امور اجتماعي و ترقي وپيشرفت مادي و معنوي اين جمعيت متوقف خواهد شد. نكاح مي شود زن به خاطر جمال وچهره اش و يا براي مال و ثروت او و يا برحسب و نسب او . و تو را باد به زني كه ديندار است تا مغبون وافتاده نگردي. زن اگر ديندار و معتقد و پايبند به مقدرات الهي باشد

كوچكترين خيانت و افراط و كوتاهي در امور مربوط به شوهر خود نكرده وكمترين تقصير و خلاف در انجام وظايفي كه در باره خود وخانه داري و تربيت اولاد دارد نخواهد داشت ودر نتيجه زندگي خانوادگي وداخلي توام با صفا و اطمينان كامل ودرستي صورت نگرفته و رفته رفته مهر ووفا ومحبت حقيقي و خلوص نيت ويگانگي در ميان زن وشوهر وسپس فرزندان آنها برقرار خواهد شد.
عشقهايي كز پي رنگي بود عشق نبود عاقبت ننگي بود.
هدف و برنامه زندگي در زناشويي اگر جمال و مال باشد نه تنها مواجه به زندگي پوچ وبي ح

قيقت وبي نتيجه ومختل وفاسد خواهند شدبلكه در اثر ظهور اختلافات واغراض مادي از همان جمال ومال نيز استفاده نخواهند كرد ولي اگر برنامه زندگي برنامه ديني يعني روي عدالت و حقيقت و درستي صورت گرفت زندگي و زناشويي آنها براي هميشه توام با صفا ومهرباني ومحبت خواهد بود.
مشنو صحبت هر بي خردو نادان را كه مباد ببرند از ره عفتن به درت
نشوي دستخوش و آلت هر بي سر وپاي نزند بي خبر از آتش شهوت شررت

اگر ايمان و اسلام به موجب كلمه اصلاح عمل باشد ثروت و بي نيازي در اثر فضل و توجه خاص پروردگار متعال محقق خواهد شد ولي اگر طرف فاقد ايمان و عمل صالح باشد بطور مسلم ثروت تنها كافي نبوده و بلكه امكان دارد آنهم به فقر وپريشاني مبدل شود.
تقدس خانه
آن خانه اي كه در آن الفت باشد در آن خانه اي كه خدمت به يكديگر باشد،در آن خانه اي كه نماز و روزه و ياد در آن خانه اي كه قرآن و دعا و راز ونياز با خدا باشد اين خانه در نزد خدا با عظمت است و پروردگار عالم خواسته است كه اين گونه خانه ها باعظمت باشد، با بركت باشد، براي اهل

آسمانها بدرخشد نظير ستاره كه براي ما درخشندگي دارد و به عكس آن خانه هايي كه در آن خانه ها عداوت باشد ناسازگاري باشد در آن خانه ها نماز، قرآن ، دعا باشد در آن خانه هايي كه گناه باشد اين خانه ها تاريك است، اين خانه ها مبارك نيست و شياطين در آنها رفت و شد دارند و مورد نفرت ملائكه اند . قرآن مي فرمايد((في بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه)) يك نوع خانه هايي هستند كه خدا خواسته است با عظمت باشند مثل اينكه يك كسي اين خانه ها

را گرفته واز نظرمعنوي بالا مي برد .مي فرمايد: اين خانه ها آن خانه هايي است كه در آنها ياد خدا مي شود ،تسبيح خدا مي شود، اين خانه ها آن خانه هايي است كه افراد آن به ياد خدا هستند و اقامه نماز و ايتاء زكات ميكنند. خانه هايي كه در نزد خدا عظمت دارند خانه هايي كه در عالم ملكوت ودر نزد ملائكه عظمت دارند آن خانه هايي هستند كه در آنها نماز مي خوانند .زكات ميدهند ، خداترسها در آنها زندگي مي كنند يعني گناه در آنها نيست.

اين آيه شريفه يك معني ظاهري داردكه در قسمت فوق ذكر شدكه پروردگار عالم مي فرمايد كه اين خانه ها نظير مسجد ومدرسه مقدسند و براي اين مقدسند كه درآنها افراد مقدس زندگي مي كنند براي اينكه ياد خدا دراين خانه ها است و گناه در آنها نيست . اختلاف ، نزاع ، دوئيت در اين خانه ها نيست و آيه فوق يك معناي تاويلي هم داردكه ائمه طاهرين (ع) از آن تاويل كردند كه يك افرادي هستند كه اين افراد با عظمتند . امام صادق (ع) لفظ بيوت را يه آن خانه هاي خشت وگلي معني نكردند همين بدنهاي مقدس مومنين ،افراد كامل نظير پيغمبر اكرمو ائمه طاهرين معني كردند.
امام باقر (ع) فرمود((انت بين يدي بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه له فيها بالغدو واللصال رجال لا تلهيهم تجارةولا بيع عن ذكر الله )) آيه شريفه مي فرمايد:آن خانه هايي كه در آنها اختلاف نباشد، خدمت به يكديگر حكمفرما باشد، زن در خانه خدمت مي كند زيرا شوهرش مسلمان است و در رفاه باشد، مرد به زن و فرزندشخدمت مي كندبراي اينكه آنها مسلمانند و در رفاه و آسايش باشند.قرآن شريف مي فرمايداين خانه ها در نزد ملائكه با عظمت ياد مي شوندو بالاخره آن خانه

هايي كه مورد رضايت خدا هستند در اسلام مقدسند، در عالم ملكوت مقدسندولي آن خانه هايي كه در آنها اختلاف است زن ناسازگار است مرد ناسازگار است پرخاشگري ازطرف زن ومرد وجود دارداز نظر آيه شريفه عظمت ندارند ، از نظر روايات اهل بيت بركت ندارند،و اين خانه ها از نظر روايات ما خانه هاي شياطين اند و شيطانها در اين خانه ها رفت وشد دارند آن خانه هايي كه افراد آن بي نمازند، سروكاري با قرآن و دعا وراز ونياز ندارند ، خدا ترس نيستند، از قيامت نمي ترسند،گناه در آنها هست از نظر آيات و روايات تاريكند. در اين خانه ها دلهره اضطراب و نگراني حكم فرما است و

در آنها شياطين رفت و آمد دارندبه جاي اينكه ملائكه رفت وآمد داشته باشند مرحوم كليني رضوان الله عليه در كافي در كتاب فضل قرآن رواياتي از پيغمبر اكرم وائمه معصومين (ع) (اميرالمومنين(ع)) نقل مي كند: ان خانه اي كه در آن قرآن خوانده شود، ياد خدا بشود. گناه نباشد به جاي گناه يا

د خدا باشد مي فرمايد اين خانه مبارك است . انسان صالح براي آينده در خود مي پروراند ، مالي كه در اين خانه است بركت دارد و بالاخره خانه مباركي است مي فرمايد ملائكه دراين خانه رفت و شد دارند شياطين دراين خانه نيستند ، شياطين نمي توانند دراين خانه رفت و شد داشته باشن

دو اما آن خانه اي كه افرادش سروكاري باخدا ندارند آن خانه هايي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ كه گناه در ‌آنها هس]ت شياطي

ن در اين خانه ها رفت وآمد دارد .ملائكه از اين خانه ها قهر مي كنند وبركت ندارند ان بچه اي كه در اين محيط بزرگ شود مبارك نيست .از نظر علوم تربيتي سعادت اين بچه كار بسيار مشكلي

است معلوم است خانه اي كه در آن اختلاف باشد به غير از دلهره واظطراب و نگراني براي صاحبش چيزي ندارد اما بدبختي براي بچه هاست براي بچه ها هم زندان است ،بي بركت است.
خانه اي كه در آن گناه باشد ، اختلاف باشد استعداد كش است ، نشاط كش است بچه ها را بي استعداد و بي نشاط مي كند و بالاخره اين روايات مي فرمايد اگر مي خواهي خانه ات مقدس

باشد مواظب باش كه در خانه نماز و روزه ، ياد خدا دعا و قران زنده باشد و اگر مي خواه

ي خانه ات مبارك باشد مالت ، اولادت ، زندگيت ، عمرت مبارك باشد مواظب باش خانه تو محيط گناه نباشد اين روايات به ما مي گويد يقين داشته باش اگر محيط خانه محيط گناه باشد اين خانه ديگر با بركت نيست عمري كه در آن خانه صرف مي شود مالي كه درآن خانه صرف مي شود بچه هايي كه در اين خانه بزرگ مي شوند اينها مبارك نيستند و شياطين هم در اين خانه رفت و آمد دارند و ملائكه هم سروكاري با اين خانه ها ندارند.

در روايات امده است كه((ويضيي لاهل السماء كما تضيي الكواكب لاهل الارض)) يعني اين ستاره ها چطور درخشندگي براي ما دارند آن خانه اي كه در ان خانه ياد خدا باشد آن خانه هايي ك

ه در آن خانه ها گناه نباشد آن خانه هايي كه در آن نماز و روزه و عبادت و ياد خدا باشد آن خانه ها براي ملائكه در خشندگي دارند . ملائكه آسمانها از اين خانه ها استفاده مي كنند از اين خانه ها لذت مي برند . يك روايت مشهوري داريم كه مي فرمايد ((لا تدخل الملائكة في بيت فيه الكلب)) يعني در ان خانه اي كه سگ هست درآن خانه اي كه ملائكه نيستند ، داخل در ان خانه نمي شوند . اين روايت سه معني دارد يك معناي ظاهري دارد و آن اينكه اگر كسي سگ باز شد سگ را براي پاسداري نمي خواهد مثل بعضي افراد بي خرد كه سگ را مي خواهد تا با آن بازي كند سگ باز است چنانچه غربيها و غربزده ها از اين كارها مي كنند كه اين افراد در روز قيامت هم با يزيد محشور مي شوند زيرا يزيد سگ باز و ميمون باز بود . پس يك معني اينكه اين نوع سگها در خانه باشند ملائكه وارد آن خانه نمي شوند ولي معلوم است كه اين معناي ظاهري است يك

معناي ديگر روايت كه از اهل دل است اينكه مراد از بيت ، دل انسان است يعني آن دلي كه در ان صفات رذيله باشد نور خدا دراين دل نمي تابد ، الهامهاي ملائكه در اين دل نيست.ملك براي انسان الهام دارد اما براي آن انسانهايي كه پاك دل باشند ملك داخل دل انسان مي شود اما آن دلي كه در او سگ نباشد، درندگي نباشد حسادت وخودمحوري وتكبر نباشد. معناي ديگر روايت مربوط به بحث ما است وآن معنا اين است كه در آن خانه هايي كه اختلاف باشد يعني زن پرخاشگر است مرد درنده است اين خانه ها محل رفت و آمد ملائكه نيست. يعني اگر كسي از نظر روحي

درندگي داشته باشد در ان خانه اي كه زندگي مي كند جاي شيطانها است نه جاي ملائكه واين معني به نظر درست تر است.
قرآن مي فرمايد خانه جاي آرامش است ،زن براي شوهر وشوهر براي زن آرامش اس

ت.ومسلم است ان خانه هايي كه در انها گناه باشدآن خانه هايي كه در ان رحمت خدا نازل نشود آن خانه هايي كه شياطين در آنها رفت و شد دارند محل آرامش نيستند . دلهره واظطراب خاطر ونگراني در آنها حكمفرما است .
قرآن شريف مي فرمايد((افمن اسس بنيانه علي تقوي من الله و رضوان خير ام من اسس بنيانه علي شفا جرف هار فانهار به في نار جهنم والله لايهدي القوم الظالمين)) اين ايه شريفه تشبيه معقول به محسوس است ،يعني گاهي كه قرآن شريف مي خواهد يك معناي معقول رابه مابفهماند آنرا به يك امر محسوس تشبيه مي كند مي فرمايد اگر يك كسي يك خانه اي كند اگر پي هاي اين خانه ، ديوارهاي اين خانه بسيار محكم باشد آن سقفي كه بر روي اين خانه است معلوم است كه مقاومت دارد واين سقف ماندني است و اما اگر بر لب دره سيل زده خانه بسازد به يك بادي بند است به يك طوفاني بند است ، به يك سيلي بند است. يك بيايد اين خانه مي رود ته دره.قران مي فرمايد اگرزندگي شما اگرخانه شمابرروي تقوا بنا شده باشديعني اگردرخانه شماتقواحكم فرماباشد. الفت محبت نماز روزه قران رازونياز باخدا وبالاخره رابطه با خدا بود اگردرخانه هاي شما گناه نبود به قول قران شريف : ((يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار)) اگر در خانه خدا ترسي حكمفرما بود اين خانه محكم است اگر اولاد از اين خانه بيرون آيد سالم است زندگي دراين خانه مبارك است وبالاخره رحمت خدا فضل خدا در اين خانه ها حكمفرماست و اما خانه اي كه درآن تقوا نباشد قران مي فرمايد : مثل همان خانه اي است كه لب دره سيل زده بنا كني خانه لب دره سيل زده چه شود؟ زندگي بدونه خدا به يك بادي به جهنم ميرود۰(( والله لا يهدي القوم الظالمين)) اين هدايت ، هدايت عنايتي است به قول علماي اخلاق يعني دست عنايت خدا بر سر اين خانه ها نيست يعني رحمت وفضل خدا در اين خانه ها حكمفرما نيست يعني بركت در اين خانه ها نيست ، ملائكه در اين خانه ها رفت و آمد ندارند ، شيطان ، بي بركتي ، ظلمت و غم وغصه ، دلهره و اضطراب خاطر ،نگراني در اين خانه ها حكمفرما است . لذا اگر سعادت مي خواهيد اگر بركت در خانه مي خواهيد بايد خانه هاي شما مبراي از گناه باشد ، بايد نماز در خانه هاي شما زنده شود . در اسلام زياد سفارش شده است كه نوافل را در خانه بخوانيد اما واجب را در مسج

د و به جمات بخوانيد . نگذاريد در خانه هايتان هيچ نماز نباشد و حتي ميفرمايد مواظب باشيد مثل يهوديها نباشيد ، مثل نصاري نباشيد كه يك عبادت خرافي كه هم مي كنند به كليسا مي روند. خانه هايتان محل عبادت باشد در آنها قرآن ، دعا ، ياد خدا ، الفت ، محبت ، خدمت به يكديگر باشد

تشكيل خانواده
تشكي خانواده فوائد فراواني دارد. ارضاء غريزه جنسي در مقابل آن فوائد بسيار كوچك است. كشتن نفس اماره يعني كشتن تمايلات و من جمله غريزه جنسي از نظر اسلام درست نيست

و غريزه جنسي را بايد ارضا كرد . لذا فايده غريزه جنسي مهم است اما در مقابل فوايدي كه بر تشكيل خانواده مترتب است بسيار كوچك است. اول فايده اي كه تشكيل خانواده دارد جواب دادن به فطرت است واين فايده مهمي است. اينكه زن مختص به مرد ومرد براي زن و اولاد مختص به اين زن ومرد است يك امر طبيعي است لذا از همان روز اول كه انسان پا به كره زمين گذاشت اختصاص يك زن به يك مرد واختصاص يك مرد به يك زن واختصاص فرزندان به اين مرد و زن وجود پيدا كرد. اول حضرت آدم وحوا (ع)بودند و همينطور اين فطرت زنده بوده است تا الآن . و اگر يك خانواده بتواند يك نسل سالمي ، يك اولاد سالمي تحويل جامعه بدهد از نظر اسلام خيلي ثواب دارد.شايد در اسلام ثوابي بالاتر از اين نباشد. يك آيه اي در قرآن است كه مر بوط به ارزش انسانها است.((من قتل نفسا بغير نفس او فساد في الارض فك نما قتل الناس جميعا ومن احياها فك نما احيا الناس جميعا)) هر كسي نفسي را بدون حق قصاص ويا بي آنكه فساد يا فتنه اي در روي زمين كند به قتل برساند مثل آن باشد كه همه مردم را كشته و هر كه نفسي را حيات بخشد (از مرگ نجات دهد) مثل آن باشدكه همه مردم را حيات بخشيده است. اين معني ظا هري آيه است . امام صادق (ع) در ذيل اين آيه شريفه يك معناي بطني و دقيقي بيان فرموده استكه اگر كسي ،فردي را منحرف كند او را از راه مستقيم بيرون ببرد گناهش به اندازه اي بزرگ است مثل اينكه مردم جهان را كشته باشد و اگر كسي بتواند يك كسي را در راه بياورد بتواند از انحراف او را نجات دهد او را صالح و شايسته كند مثل اين است كه جهان را زنده كرده باشد. امام صادق (ع) مي فرمايد: مواظب باشيد در گفتارتان كسي را منحرف نكنيد،مواظب باشيد در خانه بچه هايتان را بدبين به روحانيت، بدبين به محراب ومنبر نكنيدكه اگر چنين كرديد مثل اين است كه جهان را كشته باشيد و مواظب باشيد با زبانتان، با قلمتان ،با روش و عملتان مردم را بسازيد كه اگر بتوانيد كسي را در راه بياوريد مثل اين است كه جهان را زنده كرده باشيد . بنابر تفسير امام صادق (ع) اين آيه براي ما يك معني خاصي پيدا مي كند و آن اينست كه اگر يك خانمي يك آقايي، يك زن و شوهري بتوانند يك اولاد صالحي تحويل بدهند ثوابش ثواب مسجد ساختن ، مدرسه ساختن نيست ، ثوابش يك آدم زنده كردن دو آدم زنده نيست ثوابش مثل اينستكه جهان را زنده كرده باشند، نسل سالم تحويل جامعه دادن از هر ثوابي در اسلام بالاتر است و نسل سالم چه وقت مي شود تحويل جامعه داد؟ وقتي كه تشكيل خانواده بشود. در روايات فراواني مي خوانيم كه پيغمبر اكرم وائمه طاهرين عليهم السلام فرمودند: آن
كسي كه بميرد عملش قطع ميشود. معلوم است كه ديگر عملي ندارد كه براي او فايده داش

ته باشد مگر آن كسي كه يك باقيات صالحاتي از خود جا گذاشته باشد بعد مي فرمايد: يكي از مصاديق باقيات صالحات اولاد صالح است. آن كسي كه اولاد صالح گذاشته باشدو مرده باشد اين دختر اين پسر اگر نماز بخواند ثوابش مال پدر ومادر هم هست يعني به همان اندازه كه ثواب به اين دختر، به اين پسر مي دهندبه همان اندازه هم به پدر و مادرش ميدهند . اگر روزه بگيردچنين است اگر خدمت به اجتماع كندچنين است وبالاخره هر كار خيري كه اين دختر و پسر انجام بدهند به همان اندازه كه به اين دختر وپسر ثواب مرسد به همان اندازه هم به پدر ومادرش مي دهند. لذا امام صادق (ع) مي فرمايدكه عمل چنين كسي قطع نمي شود. يك روايت مشهوري است در ميان شيعه و سني كه مرحوم صدوق (ره) در ثواب الاعمال از امام باقر (ع) نقل مي كند. ((هر يك از بندگان خدا سنت هدايتي را پايه گذاري كرد پاداشيكه به او ميدهند مثل پاداشي است كه به

عمل كنندگان به آن مي دهند بدون آن كه از اجرو مزد آنان چيزي كم شود.)) اگر كسي يك باقيات صالحاتي قرار بدهد، مسجدي بسازد، مدرسه اي بسازد، پلي بسازد، يك كار عمراني بكند بهتر از همه اينها اينستكه يك اولاد صالحي تحويل جامعه بدهد. اين يك پاداشي دارد از اينكه يك بچه مسلمان تحويل جامعه داده است يك پاداش ديگر هم دارد كه دهر كار خيري اين دختر و پسر بكنند براي پدر ومادرشان هم ثواب دارد

خدمت در منزل
بهترين عبادتها در اسلام اين است كه زن به شوهرش خدمت كند و شوهر به زنش خدمت كند شما مي دانيد شهادت در راه خدا بزرگترين فضيلت است .در روايات مي خوانيم آن خانمي كه خدمتگزار شوهرش باشد، غذايي بپزد، ظرفي بشويد، سفره ي پهن كند، سفره اي جمع كند پروردگار عالم ثواب يك شهيد را در نا مه اعمالش مي نويسد

((الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله)) بالاترين عبادت خدمت كردن در خانه است و اگر مي خواهيد بركت در خانه شما باشد، فضل ورحمت خدا در خانه هاي شما باشد، ملائكه رفت و آمد داشته در خانه شما داشته باشد و بالاتر ازاين اگر مي خواهيد يك نسل مباركي تحويل جامعه بدهيدو اگر مي خواهيد عمر شما با بركت باشد زندگي شما با بركت باشد، مواظب باشيد رابطه شما در خانه محكم باشدو از چيزهايي كه رابطه با خدا را خيلي محكم مي كند الفت بين زن وشوهر است.خوشا به حال آن مردهايي كه زنهايشان از آنها راضيند وخوشا به حال آن زنهايي كه شوهرانشان از آنها راضيند. وقتي چنين باشد خدا از دست اينها راضي است.اما بدا به حال آن مردي كه زنش از دست او و زني كه مردش از او راضي نباشد حتما جهنمي استو ديگر بركت خدا در آن منزل نيست ديگر فضل خدا ، نسل مبارك، عمر مبارك در آن منزل نيست .

حقوق مرد بر زن
زني كه ايمان به خداوند و رور قيامت دارد جايز نيست كه به خانه شوهر كسي را دعوت كند مگر با رضايت او و نبايد از خانه بيرون برود مگر با مؤافقت واجازت او و درباره او از شخصي ديگر پيروي نكند و او را به غيظ و غضب نياورد و از فراش او كناره گيري نكند و او را آزار نرساند و هر گاه او آزاري رسانيد به او اقبال و مهرباني كند تا رضايت خاطر او را فراهم سازد. حق مرد بر گردن زن اين اس

ت كه خود را از مقام تسليم و اطاعت مرد بيرون نبرد اگر چه بر پشت شتري باشد و هرگاه از تسليم سرپيچي نمود البته گناهكار خواهد بود و لازم است بي اجازه او چيزي از خانه او به كسي ندهد.آري بهشتي و دوزخي بودن زن در اغلب وابسته به كيفيت تربيت و خصوصيات برنامه زندگ

ي مرد است.مرد اگر زن خود را از حضور در مجالس نامشروع و همنشيني هاي نامناسب و از اعمال و كردارهاي ناپسند و از حركات نامطلوب جلوگيري نكرده و زندگي او را محدود به حدود احكام وقوانين و دستورهاي الهي نكند زن به فرمان هوي وهوس و تمايلات دنيوي راه جهنم را در پيش گرفته و از هرگونه سعادت و روحانيت محروم خواهد شد و ديگر آنكه اطاعت از مرد مؤمن و خدمت به او بزرگترين وسيله توفيق و بهترين عبادت و طاعتي است كه موجب رضا وخوشي پروردگار متعال خواهد بود در صورتي كه برخلاف رضاي شوهر رفتار نمايد به دست خود وسايل ناراحتي و ع

ذاب و دوزخ را فراهم خواهد آورد . از حقوقي كه براي مرد به عهده زن است از اين روايات استفاده مي شود
۱- از دعوت واجازه ورود ديگران در خانه خودداري كند.
۲- از بيرون رفتن بي رضايت شوهر خود را حفظ كند.
۳- در مقابل شوهر از ديگران اطاعت وپيروي نكند.
۴- در مقابل او خشونت وتندي نداشته باشد.

 

۵- از رختخواب او كناره گيري نكند .
۶- او را آزار و اذيت نكند.
۷- اگر ظلم و آزاري به او رسانيد به هر ترتيبي كه باشد او را راضي كند.
۸- پيوسته رضايت و خشنودي او را خواستار باشد.

۹- پيوسته بله طريق نيكو از شوهرش پذيرايي كند.
۱۰- پيوسته مراقب امور داخلي منزل باشد و تدبير خانه را داشته باشد.
۱۱- به هر حالي باشد خود را از شوهر خود مضايقه نكند.
۱۲- از خانه شوهر بي اجازت او چيزي به كسي ندهد.
۱۳- شبي را به صبح نياورد اگرشوهرش از او نا راضي باشد.
۱۴- پيوسته از او اطاعت وپيروي كند.
۱۵- بي اجازت او روزه و طاعت مستحبي به جا نياورد.

حقوق زن بر مرد
اما حقوق زنان بر مردان اين است كه ديگران را بر فرشهاي شما راه ندهند وكسي را كه شما دوست نداريد به خانه شما اجازه ورود ندهند و مرتكب عمل فحشايي نشوند وهر گاه به وظايف لازم خود عمل نكرده و جهات عفت را رعايت نكردند خداوند متعال اذن داده است كه آنان را تاديب كنيد پس چون پرهيزگاري در پيش گرفته و از صلاح بيني شما پيروي نمودند لازم است خوراك و پوشاك آنان را به آن طوري كه معمول ومتعارف است تامين كنيد ومتوجه باشيد كه زنها در خانه

هاي شما تهي دست وبي چيز بوده و مالك مالي نيستند وآنان امانت خدا هستند نزد شما ها

و با اجازه پروردگار و دستور او براي استمتاع شما جلال گشته اند پس نيكو نگهداري كنيد از آنان و پيوسته خير وصلاح وآسايش آنان را تامين كنيد. زن شما امانت پروردگار است و بايد در برخورد و رفتار و انس و زندگي با او خداوند عزيز را طرف حساب داشته باشيد وكمترين ستم و تعدي و مزاحمت و آزار را در باره او جايز نديده و با نهايت عدالت و انصاف و مهرباني و خير انديشي با او

 

رفتار كرده و پروردگار جهان را ناظرو متوجه ديد. آري زن اگرچه در ظاهر عاجز و زير دست و در نفوذ وتسلط مرد است ولي خداوند توانا و دانا پيوسته متوجه و طرفدار او است.نهايت بي غيرتي و ناداني و مسامحه كاري
و محمل بودن مرد است كه در تامين زندگي و تهيه وسايل و خوراك و پوشاك وآسايش عائله خود كوتاهي كرده و نظرآنان را به ديگران منعطف كرده و چشم آنها را به دست غير خود متوجه نمايد . مرد نبايد بي مورد و در زمينه هاي سست وبه مقتضاي خيالبافي و انديشه هاي باطل به عنوان غيرت موجبات ناراحتي و محدوديت سخت وبيجاي زن را فراهم آورد پس غيرت لازم است كه در حدود عقل وشرع باشد. مرد بايد توجه داشته باشد كه سختگيري و فشار و تحميل به زن جايز نيست زيرا زن از نظر امور اجتماعي و مسائل خارجي ضعيف و در عين حال لطيف بوده وافكار او محدود است و نبايد اعمال و افكار او را سخت تحت دقت و برر

سي قرار داده و همه خطاها و اشتباهات و لغزشهاي او را به دقت سنجيده و به حساب آورد و بلكه لازم است با كمال نرمي و اغماض و سازش و محبت با او رفتار كرد مرد بايد در مقام زناشويي، زندگي كردن هميشگي

وسازش دائمي و توافق و همزيستي مسالمت آميز را در نظر گرفته و تصميم داشته باشد كه براي هميشه و تا آخرين روز با همديگر زندگي خواهند كرد و هرگز به خود اجازه ندهد و يا تلقين نكند كه در ميان ايشان اختلاف و رنجش و جدايي و به هم خواهد رسيد