ستارگان

 

آيا تاكنون به زندگي ستارگان اين چشمك زنهاي درخشان كوچك آسمان انديشيده ايد و در اين نعمت بي كران آسمان كنجكاو شده ايد. با كمي دقت و اندكي نظر درمي يابيم كه اين پارچه ي سياه علاوه بر نقطه هاي ريز نقره اي رنگ عجايب بسيار شگفت ديگري در آن نيز وجود دارد كه هنوز چشم بشر به نيمي از آن نيز باز نشده است.

اكنون در ادبيات آسماني نگاهي بر پهنه ي اين عرش باعظمت مي كنيم:

آسماني بود بي ستاره و خامـوش كه صـدها سال از غـروب پرنورترين سـتارگانـش مي گذشت. گهگاه گذر تك شهابي تيرگي بي رحمانه ي آن را مي زدود اما درخش كوتاهش عطش تشنگان نور را برطرف نمي كرد تا اينكه در مرتعي بي زمان و زماني بي عدد و عددي در مكان نامعلوم نقطه اي از نور را در اوج بزرگي آفريد قرنها بود كه اجرام سرگردان آسمان خورشيدي را نمي يافتند تا گرداگردش حلقه زنند و منظومه اي را پديد آورند كه سرچشمه هاي حيات در گوشه اي از آن پديدار گردد سرانجام انتظارها به پايان رسيد و در وقت و زماني نامعلوم خورشيدي طلوع كرد بس درخشان گويي قصد داشت با پرتوافشاني خود حتي تاريكي هاي گذشته ي اين گوشه از آسمان را برطرف سازد. سيارات حيران عضو گم گشته و از هم گسيخته خود را يافته بودند.

منظومه اي نوراني شكل گرفت جاذبه ي خورشيد چنان بود كه سيارات بسيار دوردست را نيز به سوي خود فرامي خواند و اين بود كه ناحيه اي وصف نشدني در گوشه اي از آسمان پهناور پديد آمد. هيچ بشري تاكنون نتوانسته است راز آفرينش آسمان به اين بزرگي را كشف كند اجرام بسيار زياد در آسمان تاكنون براي كسـي قابل شمارش نبوده است اما عده اي از انديشمندان با تفكر و مطالعه توانسته اند اندوخته هاي اندكي را در اين باره كشف كنند چگونگي پيدايش جهان به

وسيله ي انفجار بزرگ، تا كنون در اين باره شايد مطالبي را شنيده باشيم اما هنوز يك نظريه ي قوي و پاي بند و قانوني در اين باره نداريم. در آسمان بيليونها ستاره وجود دارد كه خورشـيد حتي جزء كوچكترين ستارگان هم محسوب نمي شدند ستارگاني در آسمان به نام غول هاي سرخ وجود دارند كه شايد ميليون ها خورشيد را در دل خود جاي دهند.

كهكشان ستارگاني كه خورشيد ما بدان تعلق دارد فقط يكي از كهكشانهايي است كه در آسمان وجود دارد تعداد ستارگان قسمتي از آسمان در ناحيه ي شمالي آن از تعداد دانه هاي شن بر روي تمام كره ي زمين بيشتر است با اين تصور شايد فرض تمام ستارگان آسمان با دوره زندگي هاي متفاوت براي ما سخت باشد.

خداوند در قرآن كريم در سـوره ي جانـيته مي فرمايند: بدون شك در آسمان ها نشانه هاي عجيب و فراواني است براي آنان كه اهل يقين و ايمانند.

در نگاهي گذرا به دوره ي زندگي يك ستاره شاهد شباهت هايي از آن به دوره ي زندگي يك انسان هستيم با اين تفاوت كه دوره ي زندگي يك انسان در حدود چندين سال است اما دوره ي زندگي ستاره در حدود چند ميليـارد سـال است و در بعضي موارد حتي بيشتر اما يك ستاره هم مانند يك انسان متولد مي شود دوره ي زندگي نوباوگي را پشت سر مي گذارد بعد دچار بحراني در خود مي شود كه بلوغ نام دارد بعد به سنين بالا مي رود و بعد از آن به سال هاي آخر زندگي كه شايد در اين مرحله ميلياردها سال از زمان گذشته باشد مي رسد.

يك ستاره براي به وجود آمدن و متولد شدن با حركت هايي جزئي در يك سحابي به وجود مي آيد (سحابي ابر عظيمي از گاز و غبار است كه بسيار رقيق است و دماي آن كم است) حركت هايي جزئي در سحابي موجب تراكم هاي موضعي ماده مي شود. نيروهاي گرانشي بسيار زياد كمك به تجمع ماده در نواحي متراكم سحابي مي شوند كه اين در واقع پيش زمينه اي براي تولد يك ستاره است كه جرم اين مواد هنوز در ابتدا در حدود (يك بيليون بيليون بيليون است) بدين ترتيب بعد از مدتي شايد در حدود ۱۰ بيليون سال طول بكشد كه ستاره اي زاده شود. بعد از آن ستاره در

مرحله ي نوباوگي تحت تأثير نيروي گرانشي منقبض مي شود و انرژي پتانسيل مكانيكي موجود در خود را به گرماي بسيار زياد تبديل مي كند در اين حالت جرم ستاره و بزرگي آن كه در حدود تريليونها كيلومتر بود به چند صد كيلومتر كاهش مي يابد و مي توان گفت فشار در مركز آن از صفر به چندين هزار ميليون افزايش مي يابد بعد از اين مراحل ستاره تقريباً به دوران بلوغ خود نزديك مي شود كه ستاره در اين دوران از نظر علمي بر روي رشته ي اصلي جدول هرتسپرونگ رسيده است در اين مرحله ستاره از نظر ساختاري تغييراتي را در خود انجام مي دهد ولي در كل در اين مرحله

وضعيت زندگي ستاره خوب است بعد از بيـليونها سال سـتاره وارد دوره ي ديگـري مي شود كه به آن غول هاي سرخ مي گويند هنگامي كه ستاره به اين مرحله مي رسد وارد سنين بالا شده است در اين مرحله دما در بيرون قسمت مركزي به اندازه اي مي شود كه تبديل هيدروژن به هليوم امكان پذير مي شود و هم چنين لايـه هاي خارجي ستاره منبـسط مي شوند و ستاره تبديل به يك غول

مي شود و همچنين دماي سطحي كاهش مي يابد و ستاره بسته به جرمش به غول و يا ابر غول سرخ تبديل مي شود براي ستاره اي مانند ستاره ي ما يعني خورشيد بيليونها سال اين وضعيت پيش بيني شده است بعد از اين مرحله ستاره سنش زيادتر هم مي شود در اين مرحله هسته ي هليومي ستاره هم زمان با انبساط قسمت هاي خارجي منقبض مي شود و دمايش افزايش مي يابد و در دماي ۱۰۰ ميليون درجه واكنش جديدي آغاز مي شود و مسير زندگي تغيير مي كند در اين مرحله كه مرحله ي آخر يك زندگي براي ستاره است اگر يك ستاره جرمش كمتر از ۲/۱ برابر جرم خورشيد باشد ستاره به كوتوله ي سفيد تبديل مي شود كه هنگـامي كه يك سـتاره به كـوتوله ي سفـيد تبـديل مي شود مي گويند عاقبت خوبي داشته و و وضعيت خوبي به دست آورده است اما اگر جرم ستاره بيش از ۲/۱ برابر خورشيد باشد ستاره بخش بزرگي از جرم خود را به

فـضا پـرتاب مي كند و به اين ترتيب موجب به وجود آمدن سحابي ابر نواختري مي شود و بعد تبديل به يك ستاره ي نوترني يا سياه چاله مي شود كه اين عاقبت و پايان خوشي براي زندگي چند ميليارد ميليارد ساله ي يك ستاره نيست براي ستاره ي نوراني منظومه ي ما عاقبت خوش و تبديل شدن آن به كوتوله ي سفيد پيش بيني شده است.

همان طور كه ديديد پس يك ستـاره هم مانند انسـان تحـت شـرايطي خاص متولد مي شود مانند يك كودك به دوران نوباوگي و يا خردسـالي در سـن چند صد ميلـيون سال مي رسد و بعد هم مانند يك انسان كه به دوران تحول و بلوغ مي رسد، بلوغ مي شود و تغيير و تحولاتي در آن رخ مي دهد تا اينكه به مانند بشر وارد دوره ي بزرگسالي مي شود اگر در اين دوره بتواند نيروي گرانشي خود را بيشتر كند در دروان پيري عاقبتي خوش در انتظارش است و در غير اين صورت به عاقبتي بد دچار مي شود درست همانند يك انسان كه با انجام اعمال خوب و نيك به عاقبتي خوش در دنيا و آخرت دچار مي شود و با انجام اعمال بد و زشت سرانجام خوشي در انتظار او نيست.

پس در مي يابيم خداوند اين جهان را با عظمت و شكوهي آفريده و با نيرويي خاص همه چيز را با نظم خاص در اراده ي خود قرار داده است و آن را اداره مي كند و همچنين به رابطه ي بين موجودات زنده و آفريده هاي اين جهان بزرگ پي مي بريم.

حال اگر بخواهيم از سحابيها كه ستارگان در آن متولد مي شوند بگوييم همان طور كه گفتيم ابرهاي عظيمي از گاز و گرد و غبار ميان ستاره اي را سحابي گويند گاهي ابعاد سحابي ها چند ميليون برابر خورشيد است.

سـحابي ها خود داراي انواع مـختلفي هـستنـد در زير به بررسي چند نمـونه از آنـها مي پردازيم:

 

سحابي هاي نشري:

اين سحابي ها عمدتاً از گازهاي تحريك شده در اطراف يك ستاره دغ تشكيل شده اند و لذا داراي درخشش هستند اكثراً در اين اجرام مي توان نواحي شامل هيدروژن يونيده را مشاهده كرد. ستاره ي داغي كه در نزديكي سحابي نشري قرار دارد با گسيل تابشهاي ماوراء بنفش انرژي لازم براي يونيده شدن برخي از هيـدروژن هاي موجـود در سحـابي را فراهـم مي آورد و باز تركيب يونها و الكترون ها سبب گسيل و انتشار فوتون و درخشندگي سحابي مي گردد. نمونه اي از سحابي هاي نشري سحابي جبار كه در صورت فلكي جبار واقع شده است. اين سحابي ۱۶۰۰ سال نوري از ما فاصله دارد و قطر آن ۲۰ سال نوري است.

سال نوري: 

فاصله اي است كه يك شعاع نور در مدت يك سال مي پيمايد و فاصله اي كه توسط شعاع نور در يك ثانيه پيموده مي شود «۰۰۰/۳۰۰» كيلومتر است.

نوع ديگري از سحابي ها، سحابي انعكاسي است: هنگامي كه يك سحابي به جاي آنكه ميان ناظر و يك ستاره داغ قرار گيرد در مجاورت ستاره واقع مي شود مشاهده مي گردد كه نور ستاره در جهت ابر پراكنده مي شود به چنين ابري سحابي انعكاسي مي گويند. اين سحابي ها نسبت به ستاره اي كه نور آن را پراكنده مي سازند آبي تر به نظر مي رسد «آيا مي دانيد چرا چنين است؟»

غالباً سحابي هاي نشري و انعكاسي را مي توان در كنار يكديگر مشاهده نمود مانند سحابي هايي كه در صورت فلكي جبار واقع است برخي از دانشمندان معتقدند يكي از بهترين مكانها براي تولد ستاره سحابي هاي نشري و انعكاسي است شواهدي در ارتباط با اين موضوع نيز در سحابي جبار به چشم مي خورد. نمونه اي از ســحابي هاي انعــكاسي را در خوشـه ي پروين كه يك خوشه ي باز ستاره اي است مي توان مشاهده كرد.

نوع ديگري از سحابي ها، سحابي تاريك است. اگر در نزديكي سحابي ستاره اي وجود نداشته باشد سحابي را سحابي تاريك مي نامند اين گونه از سحابي ها مانند سحابي هاي ديگر، خود داراي تابندگي هستند ولي چون تابششان در محدوده ي امواج مرئي نيست تاريك به نظر مي رسد و حتي مانع رسيدن نور اجسامـي مي شوند كه در وراي آنها واقـع اند سحـابي سر اسبي Horse head در صورت فلكي جبار نمونـه ي بارزي از اين نوع سحـابي ها است. سحـابي هايي كه تاكنون از آنها صحبت كرديم از جمله محيط هاي ميان ستاره اي بودند كه مي توان آنها را به عنوان

ابرهاي پيش ستاره اي نيز به شمار آورد. به بيان ديگر احتمال شكل گيري و تولد ستارگان در اين محيط ها وجود دارد سحابي هاي ديگري نيز وجود دارند كه در مراحل نهايي عمر ستارگاني مانند خورشيد و يا پس از مرگ پرجرم تر پديدار مي گردند. از آن جمله مي توان سحابي هاي حلقوي و سحابي هاي نظير سحابي خرچنگ در صورت فلكي ثور را نام برد كه از انفجارات ابر نواختري ناشي مي شوند. همان طور كه گفتيم ستارگاني كه جرمشان در حدود جرم خورشيد يا كمتر از ۵ برابر آن باشد در مراحل نهايي عمر خويش پس از تبديل شدن به غول قرمز و گذراندن اين مرحله از تحول در حالي كه در شرايطي كه گفتيم به كوتوله ي سفيد شوند بخشي از لايه ي خارجي خود را در

اطراف باقي مي گذارند با گذشت زمان بار ستاره اي حاصل از ستاره مركزي كه اكنون ستاره اي كوچك و داغ است كه سبب توليد امواج ضربه اي شده و نواحي اطراف آن را به صورت حلقه اي متراكم درمي آورد چنين حلقه اي را سحابي حلقوي يا سحابي سياره نما مي گويند و اين نام گذاري تنها به دليل شباهت تصاوير اين سحابي ها با سيارات است.

امواج ماوراء بنفش گسيل شده از ستاره مركزي سبب يونيده شدن هيدروژن موجود در سحابي حلقوي شده بازتركيب الكترونها با يونهاي هيدروژن منجر به توليد فوتو نهايي مي شود كه سحابي را درخشان مي سازد. سحابي حلقوي MOV در صورت فلكي شلياق نمونه اي از سحابي هاي سياره نما مي باشد شايد خورشيد ما نيز پس از ۴ الي ۵ ميليارد سال ديگر چنين نمايي مانند حلقه به دور خود به جا بگذارد.

همه ي اينها كه اكنون نيم نگاهي به گوشه ي آسمان است ذهن كوچك انسان را به حيرت وامي دارد و او را در فكر عظمت و نهايت كمال خالق خود مي برد كه شايد بتوان با اندكي فكر به آن توجه نمود.

شايد بارها تا به حال نام سـتارگان دنبـاله دار را شنـيده باشيم و در ذهن از آن به عنوان يك پديده ي ارزشمند ياد كنيم درست است واقعاً هم همين طور است زيرا معمولي ترين ستارگان دنباله دار در پي گذشتن چند سال پديدار مي شوند.

در زمان هاي گذشته مردم با پديدار شدن پديده ي دنباله دار دچار ترس و وحشت مي شدند زيرا آنان اتفـاق افـتادن اين پديده را هر چند وقـت به چند وقـت نازل شدن عـذاب و بلا از جانـب خـداوند مي دانستند.

ستارگان دنباله دار در مـداري بسـيار دور دسـت به دور خورشيد مي گردند اين ستاره هاي دنباله دار ابري را تشكيل مي دهند كه به ابر اورت موسوم گرديده است.

ابر اورت تشكيل گرديده است از قطعات يخ و حاوي غباري از سنگ.

مركز بعضي از اين اجسام ممكن است از صخره تشكيل شده باشد. گاهي دو ستاره دنباله دار ممكن هم تصادف كنند يا شايد ستاره ي دوردستي آنها را به سوي خود بكشد. در اين صورت حركت ستاره دنباله دار كند مي شود و ستاره ي دنباله دار به طرف خورشيد سقوط مي كند هنگامي كه ستاره دنباله دار به خورشيد نزديك مي گردد يخ آن گرم مي شود و بخاري غبـارآلود تولـيد مي كند يعني همـان چـيزي كه ما از زمين مشـاهده مي كنيم. ستاره هاي دنباله دار را گاهي گلوله ي برف چرك مي نامند.

ستارگان دنباله دار در اندازه و شكل هاي متفاوت ظاهر مي شوند در سال ۱۸۱۱ ستاره ي دنباله دار عظيمي در آسمان ظاهر شد كه در آن را غبار تشكيل مي داد كه اندازه ي آن از خورشيد نيز بزرگتر بوده است و طول دنباله ي آن به ميليونها كيلومتر مي رسيده است و البته اين دنباله را فقط غبار تشكيل داده بوده است ولي بسيار باشكوه به نظر مي رسيده است و اين فقط نشانه ي زيبايي آفريده ي خداوند است و جز از پس او از دست پدتوان هيچ كس ديگر هم برنمي آيد. يكي از ستارگان دنباله دار معروف دنباله دار هالي است كه توسط دانشمندي به نام ارموند هالي كشف شد و هر ۷۶ سال يك بار به گفتهي يكي از دانشمندان بسيار قديمي زمان حضرت صادق (ع) ديده مي شود.

شايد با اطمينان بتوانيم بگوييم ستارگان دنباله دار هم بعد از زماني مي ميرند زيرا هر ستاره ي دنباله دار هنگامي كه به دور خورشيد مي گردد مقداري از يخ آن بخار مي شود و به صورت غباري از ابر و دنباله درمي آيد اين مقدار بخ بخار شده هرگز به ستاره ي دنباله دار برنمي گردد و ستاره ي دنباله دار طي اين فرايند سالها بعد كوچكتر مي شود و پس از چند صد هزار بار گردش به دور

خورشيد تمام يخ موجود در آن ذوب مي شود و ديگر مي توان گفت اثري از دنباله دار باقي نمي ماند البته صخره ي سنگي آن كه در مركز واقع است به صورت يك شهاب واره به حركت خود در فضا ادامه خواهد داد اما ديگر هرگز زيبايي و جذابيت ابتدايي خود را ندارد و البته دنباله دارهايي هم وجود دارند كه در مركز صخره اي نداشته باشند اين گونه دبناله دارها پس، از دست دادن گلوله ي برفي خود در اثر حرارت كاملاً از بين مي روند و ديگر هرگز به ديدار زمين نمي آنيد چون مرده اند.

پس در مي يابيم كه خداوند بزرگ و متعال هر جانداري، هر موجودي، هر جسمي را كه خلق كرده است براي دوره ي زندگي و حيات او نهايتي قائل شده است امااين فرصت و نعمت دوباره زيستن را در جهاني ديگر و زيباتر فقط به انسان داده است كه او با مشاهده ي آمد و شد شب و روز، رفت و آمد اجرام، زاده شدن گل از گياه به اين باور برسد كه خداوند بزرگ لطفي عظيم به او كرده است پس بايد قدر آن را بداند و خود را هر لحظه براي رسيدن به كمال بي نهايت او آماده كند و با گام هايي استوار و با توكل به او به سمتش قدم بردارد.

يكي ديگر از مسائل جالب و جذاب درياي بي كران نجوم وجود شهاب ها يا شهاب واره ها در آسمان است نحوه ي گردش و به طور فرضي زندگي آن در آسمان تقريباً مانند دوره زندگي يك دنباله دار است.

شهاب واره ها معمولاً اجسام ريز و جامدي هستند كه در فضا حركت مي كنند. گهگاه گروهي از شهاب واره ها جذب زمين شده و دام جو زمين سقوط مي كند هر ساله صدها تن از اين شهاب ها بر روي زمين مي افتند. گرمايي كه در اين حركت حاصل مي شود موجب مي شود تا هنگام ورود شهاب به داخل جو زمين نوري ايجاد شود كه به پديده ي نوري كه از ورود شهاب وار به جو زمين نتيجه مي شود نيز شهاب مي گويند كه درخشش آن در حدود چند ثانيه دوام مي آورد. شايـد ما در شـب هاي عـادي كه آسـمان صـاف باشد بتوانيم شهاب هايي را رؤيت كنيم.

اما ما در هر سال پديده ي بارش هاي شهابي زيادي را داريم. فرود آمدن شهاب هاي بسيار زيادي در حدود ۱۰ شهاب در هر ثانيه را بارش شهابي مي گويند كه واقعاً جزء يكي از معجزات آسمان توسط خالق بي همتاي ماست.

ورود شهاب ها با اين تعداد بسيار زياد در يك شب تعجب برانگيز است و در ذهن انسان اين سؤال را ايجاد مي كند كه چگونه اين مقدار شهاب به زمين فرود مي آيد.

بازمانده اي از دنباله دار ها ذرات سرگردان داخل فضا ذره هاي باقي مانده از سياركهاي از بين رفته در هنگام چرخش زمين به دور خورشيد در هنگام رسيدن اين ذرات به زمين مقداري از اين ذرات به دام جو زمين مي افتند و به صورت شهابواره هايي به سمت زمين حمله مي كنند نكته جالب در اين مطلب اين است كه گاه آنقدر تعداد اين شهاب ها زياد مي شود كه در هر ساعت ۰۰۰/۱۵ شهاب به زمين فرود مي آيد كه به اين واقعه طوفان شهابي نيز مي گويند.

برخي از دانشمندان و محققان شهاب واره ها را براي انسان ها بسيار پرمنفعت دانسته اند در اينجا بد نيست بدانيم شهاب هايي كه در هنگام ورود به جو زمين به طور كامل در اثر اصطكاك با اتمسفر نمي سوزند و باقي مانـده اي از آنها وارد زمين مي شود را شهاب سنگ مي گويند و گلها دليل براي اين عامل بزرگ بودن بيش از حد شهاب سنگ ها برآورد شده است تاكنون ميلياردها

شهاب سنگ از جو زمين عبور كردند البته تعداد زيادي از انها به دليل وجود مقادير بسيار زياد آب بر روي اين كره ي خاكي به داخل درياها مي افتند اما در موارد ناياب شهاب سنگها به خشكي نيز برخورد كردند و نمونه هاي زيبايي از آنها در موزه هاي مختلف ايسنا نگهداري مي شود در چندين سطر بالاتر به اين موضوع اشاره كرديم كه شهاب سنگها براي انسـان از بعضـي لحـاظ ها مفيـد بودند يكي از عوامل مفيد آن اين است كه ما مي دانيم در حدود چنـدين ميليارد سال پيش

دايناسورها جانوران عظيم الجثه و بزرگي در كره ي زمين زندگي مي كردند كه با وجود همه ي آنها با نوع هاي مختلف در زمين ديگر جايي براي زيستن انسان ها نبوده است اما فرود يك شهاب سنگ بسيار عظيم به يك جنگلي كه تقريباً اكثر دايناسورها در آنجا مي زيسته اند موجب از بين رفتن نسل آنها شده است كه اين شايد يك مسئله ي بزرگ و پراهميت براي زندگي انسان بوده است كه آن جانوران به خواست پروردگار نابود شدند تا شرايط براي زنديگ بشر هموارتر شود و هم چنين شرايط به وجود آمدن مواد بسيار با ارزشي براي راحتي زندگي انسان مانند به وجود آمدن

نفت، گاز و زغال سنگ كه امروزه از آنها بسيار استفاده مي كنيم فراهم شود اينها همه از تقدير پروردگار بزرگ است كه او هيچ كاري را بي حكمت نمي كند  و همان طور كه بارها در قرآن كريم مشاهده كرديم پروردگار همه رويدادها و اتفاق ها را با نظم خاصي كنترل مي كند و هر اتفاقي كه در خواست نظر او باشد انجام مي شود و حكمتي در آن است.

يكي از بارش هاي معروف ساليانه بارش شهابي برساوشي است در اين بارش ها متخصصان شهاب ها را دسته بندي مي كنند و معمولاً اين دسته بندي از روي رنگ آنها انجام شده است براي مثال شهاب هايي با دنباله ي سبز رنگ كه داراي جو سبز رنگ هستند مواد تشكيل دهنده بيشتر مواد آن اكسيژن است.

رنگ آبي در سطح شهاب ها نشان از وجود مقادير زياد نيتروژن در آنهاست و داشتن رنگ زرد در شهاب ها نشان از وجود مقادير زياد سديم است. اگر هم سرعت شهاب خيلي زياد باشد شهاب به رنگ سفيد درمي آيد و ديده مي شود.

با اندكي دقت و نظر درمي يابيم كه خالق دانا و تواناي ما اين ذرات را با چه آفرينش بسيار دقيقي خلق كرده است كه هر شهاب با وجود رنگ خاص خود و جهت خاص خود حركت مي كند و در نتيجه مي توانيم بگوييم بارش هاي شهابي را به اسم صورت فلكي آنها نام گذاري مي كنند. كه در زمان بارش در كانون آن در صورت فلكي ساووش است.

و البته اگر كانون دو يا چند بارش در يك صورت فلكي باشد از نام ستاره درخشان نزديك كانون هم استفاده مي شود. مانند بارش اتا – دلوي يا دلتا – دلوي.

گاهي اوقات هم براي مشخص كردن چندين بارش در يك صورت فلكي از نام ماه و اوج بارش استفاده مي كنند مانند ژوئن شلياقي

به نقاط دور و نزديك آسمان نيم نگاهي انداختيم اما از نزديك ترين جرم آسماني زيبا و جذاب و حيرت انگيز نزديك زمين غافل شديم.

بله ماه نزديك ترين جرم آسماني به زمين است در اصل ماه قمر كره ي زمين است تمام سياره هاي منظومه ي شمسي اكثراً قمر را دارند كه ماه هم تك قمر كره ي زمين است مثلاً سياره ي بزرگ منظومه ي شمسي يعني مشتري ۱۶ قمر دارد و چند قمر معروف آن گانيمد- اروپا- كاليستو و … هستند يكي از قمرهاي بسيار زيباي منظومه ي هم تيتان قمر بسيار زيباي سياره ي زحل است.

و اما ماه ….

ميلياردها سال است كه ماه به دور زمين مي چرخد و هزاران سال است كه انسان آن را نظاره نموده و به عنوان نشاني از خداوند به آن احترام گذارده اند همه ي انسان ها روزي در اين آرزو بودند كه بتوانند به ماه سفر كنند و در آنجا قدم بگذارند البته اين آرزو چندان هم دست نيافتني نبود و انسانها توانستند به آنجا سفر كنند اولين سفر انسان به ماه در تاريخ بيست ژولاي ۱۹۶۹ بوده است.

از ماه و زمين به عنوان سياره هاي دو گانه ياد مي شود. ماه نه تنها از طريق جزر و مد زندگي ما را تحت تأثير قرار مي دهد بلكه بسياري از پژوهشگران ادعا مي كنند كه در چگونگي ايجاد زمين سهم داشته و نيز در آينده در افول و انهدام زندگي يعني زميني نقش بزرگي خواهد داشت.

ماه قطعاً مي تواند در قرن هاي بعدي همان گونه كه تا الان تا حدودي پايگاه انتقال اطلاعات است پايگاه مناسبي براي پرواز به ژرفاي عالم خدمت كند. همچنين مي تواند به عنوان پايگاه ثابت رصدخانه ها بسيار مفيد باشد.

ماه هيچ گاه نمي تواند مركزي براي استقرار انسان باشد زيرا فاقد پوشش هوا است. بنابراين ماه هميشه به صورت كويري بي پايان باقي خواهد ماند. اما اگر بخواهيم كمي جزئيات را دقيق تر بررسي كنيم مي توانيم بگوييم:

  • ماه تقريباً در فاصله ۳۸۴۴۰۰ كيلومتري به دور زمين مي چرخد.
  • زمين تقريباً ۵۰ برابر ماه است.
  • ماه هر ۳۰ روز يك بار تقريباً به دور زمين مي چرخد.
  • قطر كره ي ماه تقريباً ۳۵۰۰ كيلومتر است.
  • مدار ماه بيضي شكل است و ماه به هنگام حركت روي اين مدار يك بار نزديك به زمين و بار ديگر دورتر از آن قرار مي گيرد.

يكي از مسائل جالبي كه در مورد ماه قابل توجه است وجود سطح هايي با رنگ متفاوت نسبت به ديگر مكان هاي آن است كه اين پديده با چشم غيرمسلح از زمين نيز قابل رؤيت است تا چندي پيش همه بر اين باور بودند كه اين مكان ها درياهايي است بسيار بزرگ و عميق ير روي سطح ماه كه بعدها با مشاهدات دقيق تر متوجه شدند كه ماه شرايط و جو آن و مواد تشكيل دهنده ي آن هيچ كدام شرايط به وجود آمدن اقيانوس و دريا را بر سطح خود ندارد و اين مكان ها فقط نقاط صاف تر و صيقلي تر نسبتبه جاهاي ديگر كره ي ماه است و به اين دليل است كه به رنگ ديگر ديده مي شود.

در چندين سال اخير يكي از مسائل مهم و قابل توجه در ماه اين بوده است كه محققان علائم و نشانه هاي حيات اوليه را در ماه تحت شرايطي خاص يافته اند مثلاً كشف مقادير اكسيژن محلول در جو وجود برخي عناصر بسيار مهم در سطح آن اين نويد را به دانشمندان داده است كه با انجام تحقيقات و به وجود آوردن شرايط خاص بتوانند شرايط به وجود آمدن گياهان خاص را با توجه به شرايط خاك آنجا به وجود بياورند و بتوانند با ساختن پايگاه ها و ايستگاه هاي فضايي تا چندين سال آينده به راحتي به آنجا رفت و آمد كنند تا شايد با رسيدن به اين گام، گام هاي بلندتري براي رسيدن به نقاط دورتر آسمان به دست آورند.

يكي ديگر از مسائل مهم در آسمان به وجود آمدن عمل خسوف و كسوف در آسمان است. كه در آن ماه و خورشيد و زمين همه بر روي يك خط در يك راستا قرار مي گيرند در انجام عمل خسوف زمين بين خورشيد و ماه قرار مي گيرد و با تابش خورشيد به سمت زمين سايه اي پشت زمين بر روي ماه مي افتد و در اين حالت مي گويند ماه گرفته است يا ماه وارد سايه ي زمين شده است.

و پديده ي ديگر هم پديده ي كسوف است كه در آن ماه بين زمين و خورشيد قرار مي گيرد ماه جلوي نور خورشيد را مي گيرد و پشت آن كه تاريك است سايه اش بر روي زمين مي افتد و آن قسمت از زمين تاريك مي شود و در اين حالت حلقه اي از ماه به دليل يك راست بودن در كنار خورشيد قرار مي گـيرد و جلوي آن را مي گيرد كه در اين حالت مي گوييم خورشيد گرفته است.