سرمایه اجتماعی

مقدمه:
گزارش« جهان در حال شهری شدن، از« مرکز سکونتگاههای انسانی سازمان ملل متحد» موسوم به زیستگاه یا HABTTAT نشان می دهد که حکومتها در بهبود شرایط سکونت و زیست شهری مانند تأسیسات آبرسانی سالم، تأسیسات بهداشتی و فاضلاب، چندان موفق نبوده اند، در همین حال فقر شهری در دهه ۸۰ و سالهای نخست دهة ۹۰میلادی بیشتر شده است. World 1996 طرفداران توسعه پایدار شهری نیز این بحث را پیش می کشند که در گذشته توجه تنها به صنعتی

شدن افزایش رشد ناخالص ملی بود و آنچه در این میان به فراموشی سپرده شده مردم و نقش آنها در توسعه شهری بوده است.] [Badshah 1996 تداوم مشکلاتی مانند فقر شهری، کاهش کیفیت محیط زیست، مصرف گرایی، خدمات شهری ناکارآمد و نابربری های جنسی، نژادی،

اجتماعی و اقتصادی سبب شد تا موضوع تحول در آنها در کانون توجه پژوهشگران و مسئولان اجرایی قرار گیرد،( منوریان ۱۳۷۹) به زعم گزارش مذکور ایده حاکمیت خودب(۱) و کاربرد آن اهمیت زیادی برای بهبود شرایط سکونت و زیست داشته است در جاهایی که حاکمیت خوب متشکل از دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی با شراکت یکدیگر به مدیریت امور عمومی پرداخته و نهادهای اداره کننده امور عمومی پرداخته و نهادهای اداره کننده امور دموکراتیک، سنجش پذیر و پاسخگو به نیازها و اولویت های شهروندان بوده اند، توانسته اند با بهبود شرایط زیست امید به زندگی را ده

تا پانزده سال افزایش دهند. از سوی دیگر حاکمیت شهری خوب و سنجش پذیر می تواند مشارکت شهروندان و نهادهای مدنی را به توسعه اقتصادی و اجتماعیی شهری جلب کند. این گزارش نشان می دهد دیدگاه رایج نسبت به توسعه شهری که برای رفع فقر و بهبود شرایط زندگی

شهرنشینان بر برنامه های دولتی تکیه دارد باید تغییر یابد و دولت ها علاوه بر توجه به الگوی حاکمیت خوب- که هدفش اصلاح سازوکار های سیاستگذاری و برنامه ریزی دولتی و تلاش در جهت شفافیت پذیر ساختان نهادهای حکومتی و پاسخگوکردن آنهاست – به پارادایم حاکمیت خوب وارد شوند پرسشی که در این میان بوجود می آید، این است که چه عواملی بر عملکرد کارآمد نهاد های حکومتی مؤثرند پاتنام ۱۳۸۰ آیا تلاش در جهت اصلاح سیاستگذاری، برنامه ریزی، آموزش کارکنان و تدارک بودجه ها و اعتبارات کافی، موفقیت نهادهای مدیریتی شهرها را در جهت توسعه شهری تضمین می کند؟ آیا آنچه که در این زمینه تعیین کننده و مؤثر است وجود سرمایه های

اجتماعی و فرهنگی مانند روحیه مدنیت و سازوکارهای مشارکت و همکاران در میان شهروندان – اعم از شهروند عادی و نخبگان حکومتی- است؟ یا اینکه هر دو دسته از عوامل اشاره شده، یعنی عوامل ساختاری و عوامل فرهنگی – اجتماعی در این زمینه مؤثرند[Cusack.1997] .
تعدادی از پژوهشگران و صاحبنظران علوم اجتماعی و سیاسی کوشیده اند تا با بکارگیری مفهوم« سرمایه اجتماعی»(۲) پاسخ های نظری و تجربی به پرسش های مذکور فراهم آورند. این مقاله در تلاش است تا ضمن معرفی مفهوم سرمایه ه اجتماعی از دیدگاه های صاحب نظرانی چون بوردیو، کلمن و پانتام، مروری بر برخی پژوهشهای تجربی انجام شده در این حوزه بعمل آورد. در پایان نیز در مورد مسائل مربوط به کاربرد این مفهوم و سودمندی و ناسودمندی آن در خصوص ایرا

ن با توجه به تأسیس شوراهای اسلامی شهرها و« پیدایش سطحی که از حکومت محلی از سال ۱۳۷۷» به این سو، بحث می شود.
مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی مفهومی است که پیشینه طولانی ندارد. کاربرد این مفهوم به تدریج از دهه ۱۹۹۰ به این سو در تزها و مقالات دانشگاهی – بویژه در رشته های جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست و آموزش- با کارهای افرادی چون جیمزکلمن، پیربوردیو، رابرت پاتنام و فرانسیس فوکویاما افزایش یافته است[Wall et al. 1998] .

همچنین استفاده از مفهوم سرمایه اجتماعی با توجه به روند جهانی شدن و تضعیف نقش دولت های ملی، بعنوان راه حل اجراشدنی، در سطح اجتماعات محلی برای مشکلات توسعه، مورد توجه سیاستگذاران و مسئولان سیاست اجتماعی قرار گرفته است.[Warner.1999]
در نخستین کاربرد های سرمایه اجتماعی از سوی اقتصاددانان، این مفهوم بعنوان دارایی های مالی یا زیرساخت های مادی تعریف شد. در یکی از فرهنگ های اقتصادی در تعریف سرمایه اجتماعی چنین آمده است:
« کل سرمایه های موجود در یک اقتصاد که نه فقط شامل ساخ

تمان ها و ماشین های تولیدی است بلکه تجهیزاتی مانند بیمارستان، آموزشگاه و صنایع دفاعی را نیز دربرمی گیرد»] فرهنگ۱۳۷۱، ۲۰۳۸ [ . این تعریف بعدها با محدودترشدن به برخی هزینه های دولتی اطلاق گردید.
مفهوم دیگر نزدیک به سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی است که به معنی سرمایه گذاری برای پرورش انسانی فرهیخته و سالم و مطلع است. سرمایه انسانی شامل مراقبت های خانوادگی سال های قبل از آغاز آموزش پیش دبستانی برای دستیابی به بهداشت بهتر، سرمایه گذاری در آموزش رسمی دانشگاهی و کارآموزی پس از پایان تحصیلات مدرسه ای و سرمایه گذاری، در اطلاعات بازار کار از طریق جست وجوی شغل است] پیشین ۱۹۲۹ [ .

تعریف رایج سرمایه اجتماعی در جریان اصلی جامعه شناسی امریکایی – بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبکه هایی که در میان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی، بعنوان پیامد تعهدات و هنجارهای پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع بکار می گیرد که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی

ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و نیروی زیست اجتماع است.[Wall.305] . به این ترتیب کارکرد کنونی مفهوم سرمایه اجتماعی می تواند در سه رهیافت متعلق به بوردیو که بر راهبردهای نگهداری با تغییر موقعیت فرد در سلسله مراتب ساختار اجتماعی تأکید دارد، کلمن که با این مفهوم پیوند آشکار میان عقلانیت اقتصادی و سرمایه انسانی می یابد، و پاتنام که بر رابطه میان عملکرد نهادی و سرمایه اجتماعی تأکید می ورزد، طبقه بندی گردد.
دیدگاه پیربوردیو
بوردیو سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال« سرمایه» می داند. سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد:« سرمایه فرهنگی» که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی بدل می شود و به شکل کیفیات آموزشی نهادینه می گردد؛ و« سرمایه اجتماعی» که از الزامات اجتماعی( پیوندها) ساخته شده است و تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و ممکن است در شکل عنوان

اشرافی نهادینه شود[Bourdieu.1986.243.Cited in Wall] . او به این نکته توجه می کند که ایجاد و اثربخشی سرمایه اجتماعی بستگی به عضویت در یک گروه اجتماعی دارد که اعضای آن مرز های گروه را از طریق مبادله اشیاء و نماها بنیان نهاده اند. فرد با عضویت در گروه مالکیت شبکه با دوامی از روابط نهادی شدة بین افراد- که در خود منابع بالقوع و بالفعلی( سرمایه اجتماعی) برای او دارد – شریک می شود. او با این شیوه استفاده از سرمایه اجتماعی،نوعی توپولوژی اجتماعی را فراهم می کند که در آن موقعیت افراد با توجه به داشته های آنها از سرمایه موجود اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مشخص می شود.
او با توصیف زندگی اجتماعی بعنوان رقابت دائمی برای کسب موقعیت در درون زمینه ای از محدودیت های شدید ناشی از ساختار اجتماعی، درواقع اصطلاحات مارکسیستی را بازمی تاباند. این تفسیر از زندگی اجتماعی فعالیت انسان را عموماً به قصد کنترل و تراکم انواع مختلف سرمای

ه می داند که سرمایه اقتصادی شکل نخست آن است. البته موضوع بوردیو ازمارکس متفاوت می شود زیرا توجه او به تضاد میان طبقه اقتصادی طبقة حاکم و محکوم نیست بلکه به تضاد میان بخشهای مختلف هر جامعه توجه دارد. افراد برای حفظ یا بهبود موقعیت های اجتماعی شان در محدوده فعالیت های نهادینه شده متعدد مبارزه می کنند. بوردیو بدین منظور مفهوم« خُلق»(۴) را که اشاره به گرایش ها، چشم اندازها، و تمایلات مشترک افراد متعلق به طبقه یا موقعیت جنسی یکسان دارد، بکار می برد. شبکه های اجتماعی که خُلق آنها را به فعالیت وامی دارد، می تواند

بعداً به شکل نام مشترک، یا عضویت در سازمانی رسمی یا شهروندی نهادینه شوند. بوردیو این موقعیتهای منزلتی شناخته شده اجتماعی و ادراکات آنها را که فرد بطور مشروع با آنان مرتبط است و شیوه مناسبی که تعامل در آنها روی می دهد ، همگی را در تظاهرات سرمایه اجتماعی

می داند. به این ترتیب دسترسی به سرمایه اجتماعی، یعنی ارتباط افراد با آنهایی که به سبب دارابودن مقادیر بیشتری از سرمایه اقتصادی و فرهنگی می توانند از طریق راهنمایی، روابط بعدی، وام و مانند آنها به ایشان کمک کنند. مفهوم بوردیوی سرمایه اجتماعی به سبب آنکه تنها راه دانستن وجود آن و سودمندی اش برای افرایش سرمایه اقتصادی پس از وقوع موضوع است، سنجش ناپذیر و مبهم دانسته شده است[Wall. 307]. بحث های بوردیو درباره سرمایه اجتماعی

و مفاهیم مرتبط با آن، مطالعات مردم شناختی را درباره نقش برخی گروههای اجتماعی در توسعه هدایت کرده اند.

دیدگاه جیمزکلمن
کلمن نیز مفهوم سرمایه اجتماعی را از اقتصاد به جامعه شناسی آورد. او این شکل از سرمایه را- مانند دیگر اشکال آن – مولد می داند و امکان دستیابی به هدف های معینی را که در نبود آن دست نیافتنی است، فراهم می سازد] کلمن، ۱۳۷۷، ۴۶۲ [ کلمن سازمان اجتمتعی را پدیدآورنده سرمایه اجتماعی می داند. به زعم او سرمایه اجتماعی چیزی واحد نیست بلکه انواع گوناگونی

است که دو ویژگی مشترک دارند: نخست، شامل جنبه ای از یک ساخت اجتماعی هستند؛ و دوم کنش های معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می کنند. سرمایه اجتماعی سبب می شود تا هزینه های دستیابی به هدف های معین کاهش یابد؛ هدف هایی که در نبود سرمایه اجتماعی دستیابی به آنها تنها صرف هزینه های زیاد امکان پذیر می شود. بدین گونه کلم بر سودمندی سرمایه اجتماعی بعنوان منبعی برای همکاری، روابط دوجانبه و توسعه اجتماعی تأکی

د می ورزد. از نظر او عواملی که سبب ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی می گردند عبارتند از:
کمک، درخواست کمک افراد از یکدیگر، مقدار سرمایه اجتماعی را بیشتر خواهد کرد. هرگاه عواملی مانند رفا و فراوانی و کمک دولت سبب می شود تا افراد نیازشان به یکدیگر کمتر گردد، سرمایه اجتماعی کمتری بوجود خواهد آمد.
ایدئولوژی، اعتقاداتی مانند لزوم کمک به دیگری، یا عمل به سود او، سبب پدیدآمدن سرمایه

اجتماعی است. از این رو آن دسته از اعتقادات مذهبی که بر ضرورت کمک و عمل به سود دیگران تأکید دارند، عامل مهمی در شکل گیری سرمایه اجتماعی محسوب می شوند.
اطلاعات، از دیدگاه کلمن ظرفیت بالقوه، اطلاعات یک شکل مهم سرمایه اجتماعی است که جزو ذاتی و جدایی ناپذیر روابط اجتماعی بشمار می رود.
هنجارها، اگر در درون گروه اجتماعی هنجارهای مؤثر و نیرومندی مبنی بر اینکه فرد باید منافع شخصی را رها سازد و به سود جمع عمل کند وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت] پیشین ۴۷۶[.

کلمن در پژوهشی تجربی مفهوم سرمایه اجتماعی را برای تبیین تفاوت بخت افراد در بهبود سرمایه انسانی خودشان با حضور در مدرسه و بنابر همین فرصت های آنان برای بهبود خود و جامعه شان بطورکلی، بکار می گیرد و به این ترتیب میان سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی ارتباط برقرار می کند.
کلمن سرمایه اجتماعی را« کالای عمومی» در حال تولید می داند؛ جمعی که برای تمامی افراد عضو در شبکه های بسته و دارای تعامل با یکدیگر، سودمند است، منبعی که محصول فرعی فعالیت هایی است که اختصاصاً برای ایجاد سرمایه اجتماعی انجام نشده اند. او از جامعه می خواهد که با توجه به کاهش سازمان های نخستین و فرض وجود سرمایه اجتماعی غنی در آنها،

به تقویت سرمایه اجتماعی اقدام کند. دیدگاه کلمن درباره سرمایه اجتماعی به این نتیجه میانجامد که جوامع دارای سرمایه اجتماعی زیاد، می توانند به رفاه و سعادت دست یابند. اما جوامعی که سرمایه اجتماعی در آنها ناکافی است گرفتار مسائل متعدد خواهند شد. این بحثی است که فرانسیس فوکویاما آنرا دنبال کرده است. او سرمایه اجتماعی را بعنوان« توانایی افراد برای کار با یکدیگر در جهت اهداف عمومی در گروه ها و سازمانها» تعریف می کند.

در جاهایی که حاکمیت خوب متشکل از دولت، بخض خصوصی و جامعه مدنی به مدیریت امور عمومی پرداخته و نهادهای اداره کننده، امور دموکراتیک، سنجش پذیر و پاسخگو به نیازها و اولویت های شهروندان بوده اند، توانسته اند، با بهبود شرایط زیست،امید به زندگی را ده تا پانزده سال افزایش دهند.
سرمایه اجتماعی سبب می شود تا هزینه های دستیابی به هدفهای معین کاهش یابد؛ هدفهایی که در نبود سرمایه اجتماعی دستیابی به آنها تنها با صرف هزینه های زیاد امکان پذیر می شود، بدین گونه کلمن بر سودمندی سرمایه اجتماعی بعنوان منبعی برای همکاری، روابط دو جانبه و توسعه اجتماعی تأکید می ورزد.
اگر در درون گروه اجتماعی هنجارهای مؤثر و نیرومندی مبنی بر اینکه فرد باید منافع شخصی را رها سازد و به سود جمع عمل کند وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی شکل خواهد گرفت.

دیدگاه رابرت پاتنام
تعریف پاتنام از سرمایه اجتماعی شباهت زیادی به تعریف کلمن دارد. از نظر او سرمایه اجتماعی آن دسته از ویژگی های سازمان اجتماعی است که همآهنگی و همکاری را برای منفعت متقابل تسهیل می کند این ویژگیها عبارتند از:
شبکه ها:

شبکه های رسمی و غیررسمی ارتباطات و مبادلات در هر جامعه ای- اعم از مدرن و سنتی، اقتدارگرا و دموکراتیک، فئودالی یا سرمایه داری، وجود دارند. شبکه ها دو نوع اند:« افقی» و « عمودی». در شبکه های افقی شهروندانی عضویت دارند که دارای قدرت و وضعیت برابری هستند. در شبکه های عمودی شهروندان، نابرابر از طریق روابط نابرابر مبتنی بر سلسله مراتب و وابستگی به هم پیوند دارند. کنش های افقی قوی در شبکه های مشارکت مدنی مانند انجمن های

همسایگی، کانون های سرودخوانی، تعاونی ها، باشگاههای ورزش و احزاب مردمی روی می دهند. از نظر پاتنام شبکه های مشارکت مدنی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی اند.« هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان بتوانند در جهت منافع متقابل همکاری کنند.»]پاتنام، ۲۹۶[/. از نظر پاتنام هر چه ساختار سازمانی افقی تر باشد موفقیت نهادی آن در اجتماع بیشتر است. او شبکه عمودی یا سلسله مراتبی را فاقد توان برقراری اعتماد و همکاری اجتماعی می داند. دو عامل اساسی، این قضیه، یکی غیرموثق بودن جریان اطلاعات در شبکه عمودی نسبت به شبکه افقی است.( به سبب اینکه اطلاعات صحیح اجازه بهره کشی و استعمار را نمی دهد.)؛
از نظر پاتنام شبکه های مشارکت مدنی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی اند.« هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشد احتمال بیشتری وجود دارد که شهروندان در جهت منافع متقابل همکاری کنند.»
نظریه پردازان منبع جمعی با ارزش نتیجه و دستآورد کنترل اجتماعی

بوردیو در حوزه های اجتماعی خاص با بخش های طبقه ای قدرت گروه فرعی یا فرد بر دیگران زورورزی نمادی – طرد برخی افراد از منابع فرهنگی یا اقتصادی
کلمن در خانواده و سازمان های رسمی افزایش سرمایه انسانی فرد و رفاه اجتماعی- اقتصادی نظریه محافظه کارانه، تأکید بر ساختارهای اجتماعی باثبات
پاتنام در مناطق بزرگ تأسیس نهادهای دموکراتیک کارآمد نظریه محافظه کارانه، تعادل اجتماعی منفی و مثبت
بوردیو نتیجه سرمایه اجتماعی را در نبرد قدرت میان افراد و گروه ها در تلاش برای کسب موقعیت مطلوب تر در فضای اجتماعی پیچیده و سلسله مراتبی جست وجو می کند.

دوم اینکه هنجار های معامله متقابل و مجازات های مربوط به تخلف از آنکه منافع فرصت طلبی می شوند، در شبکه های عمودی برای مقامات عالی کمتر وضع می گردند و کمتر هم اجرا می شوند. او این سودمندیها را برای شبکه های مشارکت مدنی برمی شمارد؛ افزایش هزینه های بالقوه عهدشکنی در معاملات، تقویت هنجارهای قوی معامله متقابل، تسهیل ارتباطات و ببود جریان اطلاعات در مورد قابل اعتماد بودن افراد و ارائه چارچوبی فرهنگی برای همکاری.
هنجار های معامله متقابل: در گروه اجتماعی هنجارهایی هستند که مهمترین سودمندی آنها تقویت اعتماد، کاهش هزینه معاملات و تسهیل همکاری است. او هنجارهای معامله را از مولدترین اجزای سرمایه اجتماعی می داند. گروهها و جوامعی که بر آنها این هنجارها حاکم است و از آن پیروی می کنند، به شکل مؤثرتری بر فرصت طلبی و مشکلات عمل جمعی فائق می آیند.
اعتماد اجتماعی:
پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع هنجارهای معامله متقابل و شبکه های مشارکت مدنی می داند. اعتماد همکاری را تسهیل می کند و هرچه سطح اعتماد در جامعه ای بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود. همکاری نیز اعتماد را ایجاد می کند. به این ترتیب هرچه سرمایه اجتماعی بیشتر استفاده شود، به جای استهلاک و کاهش، برخلاف سرمایه فیزیکی، بیشتر افزایش خواهد یافت. از نظر پاتنام هرچه تعامل میان افراد بیشتر باشد، آنها اطلاعات

بیشتری درباره یکدیگرف به دست می آورند و انگیزه های بیشتری برای اعتماد پیدا می کنند.
در مجموع پانتام منافع سرمایه اجتماعی را اعتماد، هنجارهای معامله متقابل و شبکه های افقی تعامل می داند که خود تقویت کننده و خودافزون هستند. از نظر او ویژگی بازتولیدی سرمایه اجتماعی منجر به تعامل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری، اعتماد، معامله متقابل، مشارکت مدنی و رفاه اجتماعی می گردد. پاتنام حضور این ویژگی ها را در هر جامعه ای نشانه مدنیت آن می داند، این خصلتی است که بنظر او موجب عملکرد خوب نهادهای دموکراتیک می گردد.

ما بعنوان بشر در میان یک مجموعه مختلف بودن، تمییز( تشخیص) از فضا های فیزیکی، زندگی می کنیم.
و عکس العمل و تقابل، فعل و انفعال انجام می دهیم ما هر کدام( قاعده مند) مفهوم تشخیص خود ما را از مکانی که در آن استفاده می شود. از بی شمار اشاره ها و راهنمایی قابل مشاهده از قبیل خصوصی، عمدی، بزرگ و کوچک وقت روز، وقت شب، بلند، آرام، و شلوغ، خالی بطور شگفت آور و غیرمنتظره گاهی این دوستان، خانواده، همکارها مردم هستند بیشتر اوقات مخصوصاً در فضای عمومی شهری که ما ساکن هستیم افرادی که بر ما تأثیر می گذارن کسانی هستندکه ما مکرراً آنها را می بینیم و با این وجود مستقیماً تقابل فعل و انفعالی بین ما و آنها ایجاد نمی شود با غریبه های آشنایان، این مقاله توضیح می دهد که اغلب اوقاتمان تاکنون چشم پوشی شده است از ارتباط واقعی با غریبه های آشنا نیز چشم پوشی شده است.

ما چندین آزمایش، مطالعه را توضیح می دهیم که به طرح هایی مربوط به استفادة شخصی و وسایل، بی سیم و یک تلفن منجر می شود که بر کابرد و استعمالی که رابطة غریبه ی آشنا را توسعه می دهد تکیه داده شده است.
***
کلمات کلیدی مؤلف
بیگانه ها: محاسبة شهری، بی سیم، قابل استفاده مکان عمومی درک با استفاده اعداد، اجتماع، استنتاج کردن.
کلمات طبقه بندی شدة سازمان ماشین های کامپیوتری.
***

تعریف
غریبه ی آشنا یک پدیده اجتماعی است که برای اولین بار بوسیله روانشناس استنلی میلی گرام، در مقاله ۱۹۷۲ او عنوان شده است. غریبه های آشنا افرادی هستند که ما مرتب آنها را می بینیم و تقابل اجتماعی با آنها نداریم با توجه به تعریف یک غریبه آشنا اولاً باید دیده شده باشد، ثانیاً دیدن مکرر باشد و ثالثاً فعل و انفعالاتی اجتماعی با او نداشته باشیم یک مثال خوب برای این موضوع دین هر روز یک شخص توسط یک نفر دیگر در مترو است اگر آن فرد یک روز نیاید ما متوجه می شویم.
اعتراض هایی به روند عدم واکنش به غریبه های آشنا وجود داردما بیشتر دور از کار هایمان با یک غریبه ی آشنا روبرو می شویم، ما به احتمال زیاد دوست داریم تماس مستقیمی با آنها ایجاد کنیم. بنابراین خیلی محتمل است که رفتاری ما با غریبه های آشنا در مترو یا سانفرانسیسکو داریم همان باشد که با دوستان نزدیکمان اگر در روم با آنها برخورد کنیم داشته باشیم. این مسئله بطور مشابه مثل رویارویی با اتفاق های غیرعادی از قبیل، یک صدمه، زلزله، و غیره است. خواست ما نیروی جنبشی را به وجود می آورد تا ما به غریبه های آشنایمان واکنش و تعمل انجام دهیم یک طبقه مخصوص بوجود می آید.
از غریبه های آشنا وجود دارد که ستاره های علم جامعه شناسی نامیده شده اند. اینها افرادی هستند که در یک جامعه یا یک گروه حرکت می کنند و بآسانی به وسیله ی درصد بالایی از مردم شناخته می شوند و غریبه ای آشنا در یک قلمرو محدود بین دو گروه از افراد هستند. افرادی کاملاً ناشناس که آنها را یکبار می بینیم و دیگر هرگز آنها را نخواهیم دید و افرادی که ما آنها را می شناسیم وقتی که ما به مردمی که بواسطه یکسری از تقابل های اجتماعی می شناسیم محدودتر می شویم.

دیگر هیچ رابطه ای بین ما و غریبه های کاملاً ناآشنا وجود ندارد و چون غریبه های آشنا بین این دو گروه قرار دارند و با هر دو رابطه دارند به همین دلیل ارتباط ما را به مکانهای مخصوص فرد و افراد دیگر برقرار می سازند. البته این ارتباطات برای همه مردم عادی نیست زیرا همه ی مردم اطلاعات خصوصی ماند اسمشان خود را در مردم اختیار غریبه های آشنا قرار نمی دهند.
فیلمنامه:
تصور کنید یک وسیله ای را که می تواند میزان آشنایی مردم و مکان ها را نشان دهد چطور ممکن است این قبیل وسیله ها استفاده شود؟ ما بطور خلاصه دو سناریو را طراحی می کنیم:
۱- یک زنی که به تازگی دوره ی دانشگاهی را کامل کرده بود و فارغ التحصیل شده بود و به یک شهر جدید حرکت کرده بود و احساس اینکه در وطن است نداشت.

این وشایل و شیوه آشنایی اش،احساس رشدش را از یکپارچگی با همسایگان جدیدش تقویت می کرد و دوباره به او اطمینان می داد که مردم آشنا نزدیک تو هستند. وقتی او این همسایگان جدید را در شهر بزرگتر پیدا کرد بعضی اوقات متعجب می شد که چگونه با بسیاری از مردمی که در اطرافش بوده اند، در آنجا مواجه شده است.
فیلمنامه ۲:
در وسط یک روز بد( ناامید) یک شهرنشین حرفه ای( متخصص) تصمیم می گیرد که امروز بعد از سال ها بودن در یک شغل یکسان در مکان همیشگی غذا نخورد. او می خواستاز این یکسانی فرار کند از اینکه مردم های یکسانی را در مکان های یکسان ویکجور هر روز می بیند.