سرمایه گذاری کوچک و عملکردهای بزرگ ، تروریسم ، رسانه و اقتصاد

چکیده :
این مقاله ، به نقش رسانه در تأثیر تروریسم بر اقتصاد می پردازد . یک داده ی منحصر به فرد از مقاله های روزنامه که حمله های تروریستی را در سال ۲۰۰۲ گزارش می کند ، تأثیر آن ها را بر معاوضه ی آتش کردن تلاویو بررسی می کند . یک تحلیل از دید اقتصادی به منظور فهمیدن اینکه چطور یک روزنامه تصمیم می گیرد که حمله ی تروریستی را پوشش دهد ، انجام می شود .

شمار مقاله ها ، موقعیت مقاله ها ، چه شامل عکس ها و سایز تیترها باشند یا نه . فهمیده شده است که پوشش رسانه یک کانال مهم است که تروریسم ، صدمات اقتصادی وارد می کند . یافته ها همچنین نشان می دهد که صدمات اقتصادی با افزایش یکنواخت حمله های تروریستی تا میزان پوشش رسانه ، ایجاد می شود . همچنین دریافت شده است که تأثیر اقتصادی پوشش رسانه طی زمان کاهش یافته است .

مقدمه :
تحقیق اخیر در مورد تأثیرات اقتصادی تروریسم نشان داده است که حملات تروریستی تأثیر نسبتاً بزرگی بر اقتصاد دارند که تخمین زده شده که دامنه ی بزرگی از لحاظ اقتصادی دارد . گرادیزابل در سال ۲۰۰۳ دریافت که تروریسم در کشور باسکو به میزان ۱۰ % کاپتیا را کاهش می دهد در حالیکه تسیدون در سال ۲۰۰۴ تخمین زده است که ۵ % نقصان در GDP در اسرائیل اتفاق افتاده است . GDP (محصولات خانگی) . مل نیک در سال ۲۰۰۴ ( که از این پس با EM مشخص می

شود ) تخمین زده است که ۳۰ % نقصان در ارزش سهام اسرائیل اتفاق افتاده است . به هر حال یک سئوال بدون پاسخ این است که چرا تروریسم تأثیر زیادی بر اقتصاد دارد . تحقیقات تجربی حاضر در این موضوع ، از متدهای وسیعی و اطلاعات و منابع اطلاعاتی زیادی استفاده کرده است و با مدل های اقتصادی از نوع کاهش تولید شده است ، و ناتوان است برای پاسخگویی به این سئوال . هدف این مقاله پر کردن این نقصان با تلاشی برای یافتن مکانیزم کار است . محرک روم برای این

تحقیق ، توضیح این مطلب است که چرا دامنه ی تأثیرات تروریسم بر اقتصاد متناوب با مقدار کمی از منابع بازیابی با تروریسم است . یکی از توضیحات ممکن برای موفقیت تروریسم توانایی تولید عملکرده اقتصادی در سرمایه گذاری خیلی کوچک می باشد . فهمیدن مکانیسم تولید چنین تأثیر متناسبی ممکن است منجر شود به استراتژی های کارآمدتر برای کوچک کردن صدمات اقتصادی تروریسم . این نوع استراتژی ها تحریک تروریسم را کاهش می دهند و یک واحد اندازه گیر

ی تروریسم مهم را شکل خواهند داد . خیلی از مطالعات در مورد تروریسم ، پیشنهاد کرده اند که پوشش رسانه ای تروریسم نقش کلیدی در توانایی تروریسم برای دستیابی به اهدافش بازی می کند . براستی ، تصور کردن دستیابی تروریسم به اهدافش بدون رسانه ، سخت می باشد . حدس ها این است که تأثیر رسانه به مقدار پوشش رسانه بستگی دارد که به طور پایه ای برای سازمان های آزاد تروریسم تهیه می شود . دستیابی که ما در این جا به آن نائل شده ایم برای اندازه گیری

پوشش رسانه که با تروریسم تولید می شود برای ارزیابی هزینه های فرصت (OC) بر پوشش آزاد رسانه بدنبال حملات تروریستی است . مقدار پوشش رسانه با پاسخگویی به این سوال ایجاد شد . هزینه ی خرید مقدار پوشش رسانه که با سازمان های ترور به دست می آید چقدر خواهد بود ؟ فکر کردن به اینکه چقدر بن لادن پرداخت کرده است برای مثال به CNN برای همه ی پوشش تلویزیونی اش در مورد حمله ۱۱ سپتامبر مفید می باشد . برای ارزیابی تأثیر تروریسم بر اقتصاد ، ما ارتقای اقتصادی در EM را ادامه می دهیم و اقتصاد را با ارزش کلی سهام تل آویو معرفی می کنیم

. که به طور انحصاری در اسرائیل وجود دارد . جریان غیر شمارشی چک نشان می دهد که قیمت سهام دیدگاه سرمایه گذاران از دستاوردهای تعاونی آینده را منعکس می کند . براین مبنا ، اگر حملات تروریستی به طور منفی بر انتظاراات شرکت ها و توانایی منفعتی آنان تأثیر بگذارد و قیمت سرمایه را به دلیل افزایش نا امنی افزایش می دهد ، سپس قیمت های تسهیم شده کاهش خواهد یافت . در این مقاله ، ما تأثیر تروریسم بر رسانه را آنالیز خواهیم کرد و سپس تأثیر پوشش رسانه ای بر سهام را بررسی می کنیم ما مایلیم که این موارد را بررسی کنیم :
۱- آیا پوشش رسانه ای مهم ترین کانالی است که تروریسم آسیب اقتصادی را ایجاد می کند ؟
۲- آیا آسیب های اقتصادی که با تروریسم ایجاد می شود با مقدار پوشش رسانه ای افزایش می یابد؟
۳- آیا تأثیر اقتصاد بر پوشش رسانه ای تروریسم ، در طی زمان کاهش می یابد؟
این مقاله به این صورت ساختاربندی شده است : بخش ۲ داده های پوشش رسانه ای و ترور و ساختار متغیرهای OC را توصیف می کند . بخش ۳ تأثیر تروریسم بر استفاده ی رسانه در آنالیزهای اقتصاد سنجی را مشخص می کند . مدل تئوری و روش اقتصادسنجی در فصل ۴ شرح داده می شوند . فرضیه ها و نتایج در فصل ۵ و بحث در فصل ۶ می باشد .

۲- داده ها و هزینه ی فرصت :

به منظور آزمایش فرضیه ها ، یک مجموعه منحصر به فرد داده شامل ۳۰۴۵ مقاله در سال ۲۰۰۲ در مهمترین روزنامه ی اسرائیل منتشر شد . داده ها شامل شمار کلی مقاله های منتشر شده (AP) ، شمار مقاله های منتشر شده در صحنه ی مقدمه (FP) و شمار مقاله ها با تیتر درشت (TI) و شمار عکس های منتشر سده (PI) در روزهای حملات تروریستی و دو روز بعد از آن بود . کلکسیون داده ها در مورد پوشش رسانه ای در دو مرحله بود : اولی شامل یک تحقیق کامپیوتری از مجموعه ی I fat بود که از کلیدواژه ها و اطلاعات حملات تروریستی استفاده کرده بود . در دومین مرحله ، داده ها برای شمول مقاله هایی که مستقیماً در حملات در طی دو روز داده شده

بود ، ذخیره شده بود . در این مرحله ، ما اندازه ی مقاله را اندازه گیری کردیم ، مقعیت روزنامه و اینکه آیا یک تصویر اضافه شده بود و تیترهای بزرگ استفاده شده بود یا نه را ارزیابی کردیم . به علاوه ، ما مقاله های نامربوط را حذف کردیم و مقاله هایی را اضافه کردیم که در تحقیقات کامپیوتری تعریف نشده بود . داده های ترور شامل ۱۸۰ حمله ی تروریستی بود که در سال ۲۰۰۲ انجام شده بود . آنالیزهای حاضر ، بر ویژگی های حملات تروری که EM یافته است برای بزرگترین تأثیر بر اقتصاد ، متمرکز شده است : شمار حملات در هر روز (AT) ، حملاتی که در گرین لاین رخ داده است ، شمار حملات خودکشی (SU) ، شمار مرگ و میر (KI) و شمار افراد زخمی شده (IN). مرحله ی آخر ، اطلاعات رسانه که با اطلاعات حملات تروریستی از پایگاه داده ها یکی شد

ه بود ، می باشد . شیوه ی زمان بندی در آنالیزهای تجربی ، مهم می باشد . یک حمله ی تروریستی می تواند در هر زمانی اتفاق بیفتد ، اطلاعات رسانه ای مرتبط با روز داده شده ، و داده های سهام مربوط به تغییرات در فاصله ی داده شده می باشد . پایگاه داده ها شامل زمان دقیق حمله ی تروریستی می شود و سپس مشاهدات برای روز t تعریف شده به عنوان همه ی حملاتی که بین نزدیک تجارت سهام در t-1 و نزدیک تجارت در t اتفاق افتاده بود . مشاهدات سهام برای t

، تفاوت ثبت شده در ضمیمه ی TA می باشد . مشاهدات رسانه برای t ، شمار مقالاتی است که حملات تروریستی در صبح t قبل از بازگشایی تجارت در ۹:۳۰ می باشد است . از آنجائیکه هیچ تجارتی در سهام در جمعه و شنبه انجام نشد ، داده های حملات تروریستی در ۵ روز هفته بود . حملات تروریستی که اتفاق افتاد در این روزها در ساعت ۵ بعدازظهر شمال داده ها برای شنبه بود و انتظار می رفت که تأثیری بر تغییرات در ارزش سهام بین شنبه تا سه شنبه داشته باشد . یک مسئله ی مشابه که با اطلاعات رسانه ای اتفاق می افتد از آنجائیکه روزنامه ها در جمعه منتشر شد ( وقتی هیچ تجارتی وجود ندارد ) و هیچ روزنامه ای منتشر شده ای در پنج شنبه وجود ندارد . روزنامه ها در شنبه و جمعه منتشر شدند و مشمول داده های شنبه هستند . آنالیزهای تجربی همچنین احتیاج دارند که تأثیر حملات تروریستی طی ساعات تجارت در روز t بتواند انعکاس دهنده ی قیمت هر روز یا روز بعدی باشند (t+1) . برای دستیابی به این موضوع ، ما داده های حملات را به کار گرفتیم و عقب ماندن در همه ی بازگشت ها را در نظر گرفتیم . عقب ماندهای اضافی در بازگشت ها سعی می کردند اما فهمیده شد که آمارها ناچیز هستند که شامل یافته ها در EM هستند . مسئله ی جدی تر وجود دارد برای حملات تروریستی که بین باز و بسته شدن تجارت در t اتفاق می افتد و در داده های رسانه ای برای t به نظر نمی رسد . این حملات با رسانه ای در t+1 پوشش داده می شود اما به طور پتانسیلی بر مقدار سهام در t تأثیر می گذارد . این ۲۵ حمله ی تروریستی که در این دسته است و آنالیزهای اقتصاد سنجی ، این مسئله را آدرس دهی می کند . OC تخمینی کلی در مورد پوشش رسانه ای با تخمین OC حملات طی همه ی روزنامه ها به دست آمد ، طول توجهات ، موقعیت روزنامه ، اندازه ی تیتر و اینکه آیا عکس ها مشمول بودند یا نه ؟ تخمین که برای ۲۰۰۲ بدست آمد ۰٫۵ میلیون بود . در این تخمین برای اینکه برای داشتن مقدار زیادی بزرگنمایی استفاده شود ، مفید می باشد ؟ یک راه برای پاسخگویی به این است توجه به این حقیقت است که مبارزه ی رسانه ای سایز نسبتاً مشابه در دنیای ما ۱۱ میلیون دلار هزینه دارد . این جمع ، دو برابر اندازه ی بودجه ی تبلیغاتی گامبل می باشد . سه بار که GM و ده بار که بودجه ی تبلیغاتی کوکا کولا ، و دو شرکت جهانی مشهور که تجارتشان را بر مبارزات عمومی قوی پایه نهاده بودند . فرض درستی است که تبلیغات در این معیار ، قابلیت تولید تأثیر خیلی بزرگ اقتصادی را دارد . شمار کلی مقاله های منتشر شده ۳۰۴۵ بوده است ، به طور میانگین ، هر

حمله ، ۹/۱۶ مقاله . شمار مقاله هایی که در صفحه ی اول بوده اند ۴۶۶ ، شمار عکس ها ۲۴۴۱ و شمار تیترهای بزرگ ۹۸۱ بوده است . بنابراین هر حمله ی تروریستی به طور میانگین ، ۶/۲ مقاله تولید کرده است . در صفحه ی ابتدایی ، ۶/۱۳ عکس و ۵/۲ تیتر بزرگ . ۴۸۳ نفر کشته شده اند و ۲۰۶۶ نفر در ۱۸۰ حمله زخمی شده اند . هر حمله به طور میانگین ۴/۲ مرگ و میر و ۵/۱۱ زخمی داشته است . در حمله ی گرین لین ، شمار میانگین صدمات ، ۶/۵ کشته و ۹/۳۴ زخمی بوده است. حملات خودکشی بزرگترین نتیجه ی مرگبار در ۲/۶ کشته و ۳/۴۰ زخمی به طور میانگین

بوده است. حملات خودکشی در سال ۲۰۰۲ باعث ۵۵ % مرگ ها و ۷۶ % زخمی ها بوده است . برای ساختار سازی متغیر OC ، ما از هزینه ی تبلیغات در هر روزنامه در نمونه ی خود استفاده کرده ایم که طبق موقعیت و اندازه ، متفاوت بودند . هزینه ی صفحه ی ابتدایی از ۲ تا ۴ بار بزرگتر از صفحات کناری می باشد . یک تابع قیمت گذاری متن برای هر روزنامه وجود داشت و هر مقاله را فراهم می کرد . با جمع OC روزانه ی همه ی مقاله ها ، ما زمان حضور ارزش های اقتصادی را به

دست آوریم در قیمت های ۲۰۰۲ از پوشش رسانه ای حملات تروریستی که در شکل ۱ دیده می شود . تجمع OC متن منتشر شده ۰٫۲۵ میلیون بود که میانگین روزانه ی ۳۹/۱ میلیون بود . OC ماکزیمم ۷/۸ میلیون بود .

۳- تأثیر تروریسم بر رسانه :
در این بخش ، ما تابع تولید OC و تابع هایی برای توضیع ویرایشگرهای روزنامه را تخمین زده ایم که چطور خیلی از مقاله ها منتشر می شود که مقاله را در صفحه ی ابتدایی چاپ می کنند سایز تیتر و عکس ها نیز مهم است . T یک بردار است که شامل همه ی ویژگی های حملات تروریستی است (SU, KI, IN, GL, AT) و i=1-5 , Mi ، متغیرهای پوشش رسانه ای است (OC, AP, FP, PI, TI) ، مدل تخمین زده بصورت زیر است :

که چند جمله ای در اپراتور سمت افت می باشد و توزیع اتفاقی است .

نتایج در جدول ۳ است . نسبتاً بزرگ است برای معادل شدن با ویژگی های ترور گوناگون بین ۶۰ % تا ۷۰ % همه ی متغیرها در پوشش رسانه ای آمارهای DW نشان می دهد که غیاب رابطه ی سریالی در باقیمانده ها وجود دارد . فقط دو پس افت برای چند جمله ای نیاز بود و هیچ برای نیاز نبود .
به بیان دیگر ، تصمیمات ویرایشگران را تعریف می کرد KI, GL, AT بودند . در ابتدا آنها شام

ل بازگشت بودند . SU, IN معادل نبودند . این یافته ها نشان داد که از زمانیکه شمار افراد زخمی همزمان با شمار حملات خودکشی هاست شمار بیشتری از افراد کشته می شوند ، متغیر KI به طور آماری تأثیر این سه را نشان می دهد . معادله ی OC می تواند به عنوان تابع محصول معرفی شود . با معرفی پوشش رسانه ای ، خروجی با ورودی های ویژگی های ترور تولید می شود . با این قضیه ، یک حمله ی ترور اضافی ، ۰٫۳۸ میلیون ارزش پوشش رسانه ای تولید می کند ، ۱۵/۱ میلیون حمله با گرین لند و هر فرد کشته ۰٫۲۲ میلیون می باشد .

۴- مدل تئوری و روش اقتصاد سنجی :
برای تست این فرضیه ، ما از نسخه های توسعه ی یافته ی مدل ارتقا یافته ی EM استفاده کرده ایم . معادله ی پایه چنین است :

که یک متغیر است که ثبت بازار اسرائیل در ضمیمه TA است ، احتمال انحراف است که با ثبت تفاوت ۵۰۰ S,P و مشخص می شود و نوآوری مفید می باشد . این ذکر خصوصیات آزاد کردن بازار ویژه ی خانگی اسرائیل را منعکس می کند ، آزادی اقتصاد اسرائیل برای ارتقا و شمار زیادی از سهام که همزمان در اسرائیل و بازار us تجارت می شود . جدول ۴ و ۵ نتایج تجربی حمایت از این ذکر خصوصیات را نشان می دهد . جدول ۴ نتایج غیر سازمانی دیکی فولر را برای ریشه های واحد استفاده روزانه های داده های اسرائیل نشان می دهد و نشان می دهد که حضور ریشه ی واحد نمی تواند پس زده شود برای ثبت سطوح و برای تفاوت های اولیه پس زده می شود .
باقیمانده ی ، نوآوری مفید می باشد . اپراتور تفاوت اولیه که با D ذکر می شود ، بدین صور

ت است :

تأثیر تروریسم با تجزیه شدن نوآوری به دو جزء به دست می آید :

که نوآوری پیوسته با حمله های تروریستی و نوآوری خالص است با مدل سازی ، ما می توانیم تخمین بزنیم بردار پارامترهای که تأثیر ویژگی های گوناگون حمله ی تروریستی بر اقتصاد طی تأثیراتش بر بازار سهام را نشان می دهد . در بازارهای موثر، اطلاعات در مورد حمله ی تروریستی بایه فورا در قیمت بازارها اثر کند که گنجایش پس افت اضافی غیر ضروری است . این ویژگی در EM استفاده شد برای قسمت کارآمدی بازار سهام اسرائیل . در مدل جاری ، ما سمت افقی را برای معادل کردن با دو دلیل معرفی کرده ایم . اولی تکنیکی است ، نظر به اینکه اگر فرض شود که حمله ی تروریستی تأثیر انتقال غیر سازمانی بر بازار داشته باشد ، یکی اینکه به طور دائم در قیمت های بازار تأثیر ندارد ، سپس تأثیرات پس افت ، نقض تأثیر موقعیت حمله ی تروریستی بدون تأثیر تخلف را نشان می دهد . دلیل دوم این است که اثر اسرائیل در بعضی از راه ها به حمله ی

 

تروریستی ربط داشته باشد ، اطلاعات جدیدی معرفی می شود که تاثیر خواهد گذاشت بر قیمت های بازار و سپس در تأثیرات پس افت ها .
مدل مبنا برای تخمین بدین صورت است :

برای آزمایش فرضیه ی مبنا ، ما (۵) را افزوده ایم با افزایش پوشش رسانه ای که پارامتر تأثیر پوشش رسانه ای M بر بازار سهام است :

نمایانگر OC پوشش حمله ی صبح است ، قبل از باز شدن بازار . اگر مانتوانیم به طور آماری این فرضیه را رد کنیم که ، سپس این طور نتیجه می شود که ویژگی های واقعی تروریسم ، تأثیرات اقتصادی آن را توضیح می دهد و پوشش رسانه ای آن را توضیح نمی دهد . اگر ، به بیان دیگر ، ما نتوانیم فرضیه را رد کنیم ، که ، ما می توانیم نتیجه بگیریم که پوشش رسانه ای تروریسم منحصراً برای آسیب اقتصادی معادل تر است نسبت به حمله ی تروریستی .
استروم برگ در سال ۲۰۰۷ یک مدل مشابه برای مطالعه ی جمعی تأثیر رسانه بر پاسخ های دولت آمریکا به بدبختی های طبیعی در بیرون آمریکا را تعریف کرد . مدل آنها به متغیرهای سودمند برای غلبه بر افزایش همزمان نیاز داشت از این حقیقت که ، پوشش خبری و تصمیمات سیاسی هم بسته اند حتی اگر اخبار تأثیر بر سیاست نداشته باشند از آنجایی که پوشش خبری بستگی

به موضوع برجسته ی مشاهده نشده بر دستور جلسه ی سیاسی دارد ( هر دو تأثیرات مستقیم سیاسی ) . مسئله ی همزمانی آنها شدید بود از آنجائیکه متغیرها لبریز شدن فاصله های زمانی اندازه گیری شدید . در مدل ما ، مسئله ی همزمانی کمتر از گرانی این دو دلیل است . اول اینکه طبیعت متغیر وابسته ، که در قیمت های سهام تغییر ایجاد می کند . در یک بازار موثر ، ارزش سهام فقط با شوک های غیر منتظره تأثیر می پذیرد . دوم زمان طبیعت داده ها است مثل متغی

ر رسانه که پوشش روزنامه ای پیش از تجارت حمله های تروریستی است در حالیکه متغیر وابسته تغییر بعدی در قیمت های سهام است . به عنوان نتیجه ، بحث سری زمانی از قبل پیش بینی شده ، در اینجا موثر است .

۵- آزمایش و فرضیه :
فرضیه ی اول با استفاده از تخمین معادلات جدول ۶ تست شد . برای پوشش چند خطی ، ما اول فرضیه مان را با ۵ مدل متفاوت تست کردیم ، هر کدام با ویژگی ترور متفاوت . ما گزارش کردیم تست f را برای ، همه ی آنها به عنوان پیش بینی نشان های منفی ، رد شدند . این تخمین ها از لحاظ کیفیت نتایج بدست آمده در EM را دوباره تولید کردند . بعد از اضافه کردن متغیر OC به هر کدام از معادلات ، نتایج نشان داد که ویژگی های تجربی حمله های تروریستی به طور آماری ، بی مقدار است ، پوشش رسانه ای تروریسم در همه ی موارد معتبر است ، با نشانه ی منفی صحیح . در بخش ۱۳-۶ ما تست مشابهی را در یک مدل انجام دادیم که همه ی متغیرهای حمله در معادله را معرفی می کرد . دوباره ، ما نتوانستیم این فرضیه را رد کنیم که همه ی ها به طور آماری مساوی صفر هستند فقط متغیر OC به طور آماری معتبر باقی ماند با نشانه ی منفی صحیح ،

بنابراین حساب کردن تأثیر تروریسم انجام شد . هیچکدام از ویژگی های فیزیکی حمله ی تروریستی از لحاظ آماری به خودی خود ، معتبر نیست ، و ما نمی توانیم فرضیه هایی را رد کنیم که به طور آماری ما معتبرند . بنابراین ، این تعبیر که متغیرهای انفرادی معتبر نیست به دلیل چند خطی بودن ، می تواند رد شود . یافته هایی که در جدول ۶ نشان داده شده اند نشان می دهند که نقصان در قیمت بازار به طور نسبی مربوط به پوشش رسانه ای می شود . این نتیجه در شکل ۳ نشان داده شده است که هزینه ی فرصت در مقابل درصد تغییر در ضمیمه ی TA می باشد ، بعد از کنترل تأثیر بازار آمریکا .

این تصاویر نتایج بدست آمده از بخش ۱۳-۶ می باشد که هزینه ی فرصت بیشتر پیوسته با کاهش بیشتر در بازار سهام می باشد . همانطور که قبلاً ذکر شد ، داده های حملات ترور شامل ۲۵ حمله است که طی ساعات تجارت در روز t اتفاق می افتد و بنابراین با رسانه های مهیا برای آن روز پوشش داده نمی شود . به منظور آزمایش تاثیر حملات ، متغیرهای تقلبی معرفی شدند برای این حملات ، همراه با تاثیر متقابل تقلبی با ویژگی های حملات تروریستی . این برای همه ی بازگشت ها در جدول ۶ انجام شد و در هیچکدام آنها به طور آماری معتبر نبود . به طور واضح متغیرها رسانه ی خیلی از تأثیر بازار سهام را نشان می دهد . ممکن است این خروجی این واقعیت را منعکس کند که دیگر رسانه ها که مستقیماً در اینجا اندازه گیری نمی شوند ، حملات تروریستی را در زمان واقعی گزارش می کنند . یافته ها نشان می دهد که مدل واقعی که در ۱۴-۶ داده شده . فقط متغیر OC به طور آماری معتبر است و به عنوان کنترل همه ی اطلاعات مورد احتیاج برای نشان دادن تأثیر تروریسم بر بازار سهام استفاده می شود . در بخش ۳ ، نتایج نشان داد که پوشش رسانه ای مرتبط است به ویژگی های حملات تروریسم بنابراین یک راه متناوب

معرفی نتایج ، تجربه شدن OC به دو جزء قائم می باشد . جزئی با ویژگی های ترور توضیح داده می شود (KI, GL, AT) و بخش توضیح داده شده با باقیمانده های بازگشت معرفی می شود و با معرفی می شود و سپس به صورت معادله ی مقابل می باشد :

نتایج به طور واضح نشان می دهد که به طور آماری معتبر است و بقیه ی ویژگی های پوشش رسانه ای را نشان می دهد که مستقیماً متناوب با ویژگی های حملات تروریستی نیستند . بقیه ی ویژگی ها ممکن است نسبت داده شود به توصیف حملات ( برای مثال ، پوشش مهیج ممکن است تأثیر بیشتری داشته باشد ، برای مثال آنالیز بیکر در سال ۲۰۰۴ را ببینید ) . نوع قربانیان (حدس زده می شود که بچه ها و پیرها شمار بیشتری از تأثیرات را مسبب می شود ) . نوع

عکس های چاپ شده ( رنگی یا سیاه و سفید ، یا بدون نشان دادن قربانیان ) و بقیه ی جنبه های پوشش رسانه ای حمله . می توان بحث نمود که آسیب واقعی فیزیکی که با ترور ایجاد می شود ( که کوچک است ) با پوشش رسانه ای بزرگ می شود . جنبه های تضعیف شده ی چنین اعمالی ، حتی بدون پوشش رسانه ای ، به طور قطع ، تأثیر اضافی دارد و شاید متغیر پوشش رسانه ای ما بعضی از این تأثیرات را نشان دهد .

یک اندازه گیری از اهمیت نسبی و ویژگی مستقیم حمله ی تروریست ، کاهش بازار می تواند از نسبت توزیع حاصل شود . این می تواند به طور منحصر بفرد از و T که ساختار قائم دارند به دست آید و سپس به نسبت داده شود . توزیع متصل شده ی و T به ، ۰٫۱۰۶ می باشد. ۰٫۰۸۹ , T یا ۸۴ % است در حالیکه یا ۱۶ % است . اعتبار آماری کم تأثیر نقش غیر منتظره ی رسانه در تجزیه

ممکن است منجر به بحث شود که تأثیر اضافی رسانه ، مهم نیست . به بیان دیگر ، این تغییر به یک فرضیه احتیاج دارد که به طور جزئی با T معرفی می شود که توزیع فیزیکی یک حمله ی ترور است که با رسانه به طور موثر اندازه گیری می شود . به هر حال این مورد ضروری نیست .
تعریف مقدار کافی پوشش رسانه ای ، یک پرسش جالب است ، اما خارج از ظرفیت این مقاله است . در فرضیه دوم ما مایلیم که مراحل مقدار بزرگتر پوشش رسانه را که آسیب اقتصادی حمله

ی تروریستی را افزایش می دهد ، کشف کنیم . این فرضیه می تواند آزمایش شود در یک معادله ی مشابه در جدول ۶ . به هر حال نتایج نشان می دهد که در ابتدا متغیر OC شامل معادل ، هیچ کدام از ویژگی های ترور معتبر از نظر آماری نیستند . پس ما به دستیابی های دیگر رسیده ایم .
هیچکدام از دو حملات تروریستی تعریف شده نیستند . ما سپس اطلاعات روزانه ی حملات تروریستی را به خوشه هایی با ویژگی های مشابه دسته بندی کرده ایم هر کدام شامل شمار

کمی از موارد هستند و کشف شد که تأثیر رسانه بر بازار سهام در هر شاخه چه میزان است . شاخه ها به طور متقابل ، اعضاری هستند . شاخه ی ۱ شامل ۱۶ مورد معیار بزرگ حملات خودکشی در گرین لاین است هر کدام در ۵ یا بیشتر افراد کشته شده نتیجه شده است . شاخه ی ۲ شامل ۱۶ مورد حمله ی خودکشی با گرین لاین اما با کمتر از ۵ نفر کشته شده و هیچ زخمی می باشد . شاخه ی ۳ شامل ۷۲ مورد حمله ی تروریستی که در حداقل یک نفر زخمی نتیجه شده است اما به شاخه ی ۱ یا ۲ ارتباطی ندارد و در آخر شاخه ی ۴ شامل همه ی روزهای دیگر تجارت در سال ۲۰۰۲ ، که ۱۲ حمله ی تروریستی با هیچ کشته و زخمی بوده است و روزهایی ک

ه هیچ حمله ی تروریستی نبوده است که رسانه حملات را پوشش دهد که در روزهای قبل اتفاق افتاده است . تأثیر رسانه بر بازار سهام با هر شاخه در جدول ۷ نشان داده شده است . همه شاخه ها نشان دادند که نسبت منفی بین OC و تغییر قسمت بازار سهام را .
این نسبت به طور آماری از ۰ تا ۵ % برای شاخه ی ۱ متفاوت بود . در سطح ۱ % برای شاخه ی ۳ و ۱۰ % برای شاخه ی ۴ . در شاخه ی ۲ ، نسبت منفی بود اما به طور آماری از صفر تفاوتی

نداشت . ستون آخر ، ضریب OC را در بازگشت تغییر در ضمیمه ی بازار سهام را معرفی می کند که برای تغییرات منفی در از جدول ۶ استفاده می کند .
در این مورد ، ضریب منفی برای همه ی شاخه ها بدست آمد ، که در ۱۰ % برای شاخه ی ۱ و ۴ و ۱ % برای شاخه ی ۳ معتبر بود و برای شاخه ی ۲ از نظر آماری با صفر فرقی نداشت . این نتایج فرضیه ی ما را حمایت می کند که بقیه ی موارد معادل بودند که ویژگی های فیزیکی حمله ی تروریستی را کنترل می کردند . هر چه پوشش رسانه ای حمله ی تروریستی شدیدتر باشد ، آسیب ایجاد شده برای اقتصاد قوی تر است . فرضیه ی آخر شامل تأثیر پوشش رسانه بر بازار سهام در طول زمان است . به بیان دیگر آیا پروسه ی حساسیت زدایی در طول زمان اتفاق می افتد که مقدار مشابهی از پوشش رسانه ای تأثیر کاهشی بر قیمت های بازار سهام در طول زمان دارد؟

به منظور آزمایش این فرضیه ، ما زمانی را اضافه کردیم و متغیرهای متقابل بین زمان و OC را برای به دست آوردن معادل ۲-۸ که در ۱۴-۶ تعریف شده است به کار گرفته ایم . نتایج در جدول ۸ آمده است نتایج نشان می دهد که واژه ی متقابل معتبر مثبت و آماری که نشان می دهد که تأثیر پوشش رسانه ای حمله ی تروریستی در بازار سهام در طول زمان کاهش می یابد .

۶- بحث و نتیجه گیری :
این مقاله به این سئوال سعی کرده است که پاسخ دهد که چرا حمله های تروریستی چنین

تأثیری زیادی بر اقتصاد دارد و یافته ها نشان می دهد که پوشش رسانه ای مهمترین نقش را در پاسخ دادن به این پرسش بازی می کند . ارزش پوشش رسانه ای حمله های تروریستی که سازمان های تروریستی اعتبار رایگان دریافت می کند ، از سفارش مشابه بزرگنمایی بودجه ی تبلیغات بعضی از بزرگترین تعاونی های جهان می باشد و تأثیر اقتصادی گزارش شده ی بسیار بزرگی دارد . یافته ها نشان می دهد که پوشش رسانه ای حملات رسانه ای یک کانال مهم است که تروریسم اهداف آن را دریافت می کند که طی تأثیر آن بر پوشش رسانه ای در قیمت سهام ، ثابت شده است . زمانیکه ما تأثیر رسانه را تجزیه می کنیم به گزارش مستقیم حمله ی تروریستی و پوشش رسانه ای اضافی ، متوجه می شویم که گزارش مستقیم ۴۸ % تأثیر را توضیح می دهد و پوشش اضافی ۱۶ % اضافی را توضیح می دهد .
ما پوشش رسانه ای را با ارزیابی هزینه ی فرصت پوشش رایگان با سازمان های تروریستی ، اندازه گیری کرده ایم . ساختار متغیر پوشش رسانه ای با پاسخ گویی به این سئوال می باشد :
هزینه ی فرصت خرید مقدار پوشش رسانه ای به دست آمده به صورت رایگان بوسیله ی سازمان های ترور چقدر خواهد بود ؟
این متغیر به طور موفقیت آمیز در آنالیزهای اقتصاد سنجی استفاده شد . آنالیزها نشان داد که هزینه ی فرصت پوشش رسانه ای صبح بعداز حمله ، قبل از آغاز تجارت ، شامل همه ی اطلاعات آشکار حمله های تروریستی ، با تاجران بازار سهام مورد احتیاج بود برای این که تصمیمات تجاری بگیرند . مدارک آماری ساپورت می کردند این فرضیه را که حملات تروریستی بر قیمت سهام تأثیر داشتند که پیشنهاد می کردند که متغیرهای بسیار سخت به صورت فیزیکی ویژگی حملات تروریستی را ندارند اما چطور در عموم با پوشش رسانه ای حادثه دریافت می شد . آسیب های اقتصادی که با تروریسم ایجاد می شد به صورت منحصر به فرد افزایش یافت با پوشش رسانه ای که در طی تاثیر پوشش رسانه ای بر قیمت های بازار سهام نشان داده شده است علاوه براین ، زمانیکه کسی برای ویژگی های حملات تروریستی با گروه بندی آنها در شاخه ها ، کنترل کند ،

ارتباط بین پوشش رسانه ای و تأثیر اقتصادی با شاخه ها نشان داده می شود . ما هم چنین توانستیم نشان دهیم که تأثیر پوشش رسانه ای حملات تروریستی در طول زمان کاهش می یابد . دومین محرک برای این تحقیق ، بدست آوردن این بینش بود که پتانسیل تروریسم که با فهمیدن مکانیزم حملات تروریستی که چنین تاثیرات بزرگ اقتصادی دارد اندازه گیری می شود . در این

قسمت ما با یک معضل روبرو شدیم :
به بیان دیگر ، منافع اجتماعی از فشار رایگان که حق عموم برای دانستن را تحقق می بخشد ، که یکی از ارزش های پایه ای در اجتماعات دموکراتیک می باشد ، به بیان دیگر پوشش رسانه ای

آزاد که در سازمان های تروریستی استفاده می شود برای رسیدن به اهدافشان .
این سئوال که باقیماندن برای تحقیقات آینده چنین است : سطح بهینه ی پوشش رسانه ای باید با حملات تروریستی فراهم شود ؟ آیا پوشش رسانه ای حملات تروریستی اطلاعات بیشتری نسبت به احتیاج برای حق عموم برای دانستن فراهم می کند ؟ و در آخر ، آیا ممکن است طراحی عهد و پیمان محدودیت پوشش رسانه ای تروریسم در جامعه ی دموکراتیک ایجاد شود ؟