چكيده:
در قرون اوليه اسلام شيوه ي سفالگري كم و بيش همانند دوره ي قبل از اسلام ادامه پيدا كرد بخصوص گروهي از سفالينه هاي بي لعاب قرون اوليه اسلام شباهتي چشمگير به ظروف سفالين قبل از اسلام و مخصوصا اواخر دوره ساساني دارند.

از قرن سوم هجري در هنر سفالگري دگرگوني و تحولي شگرف پديد آمد و هنر سفالگري از نظر لعاب دهي و تزيين نقوش به مرحله بسيار يشرفته اي رسيد.موضوع نقوش اين ظروف بسيار قابل توجه بوده و اين مطلب را روشن مي نمايد كه اگر چه از بعضي جهات كوزه گران نيشابور احتمالا از چيني ها اقتباس كرده اند ولي بطور كلي هنر آنان دنباله رو هنر

ساساني است.
مهمترين تكنيك هاي تزيين ظروف در نيشابور:
۱٫ سفال با پوشش گلي
۲٫ سفالينه با تزيين زرين فام
۳٫ سفالينه با لعاب پاشيده

۴٫ سفالينه با نقش كنده
۵٫ سفالينه با لعاب يكرنگ
۶٫ سفالينه با نقوش رنگارنگ
سفال با نقش كنده به چند دسته تقسيم مي شود كه عبارتند از:
۱٫ سفال كنده با نقش هندسي
۲٫ سفال كنده با نقش گياهي
۳٫ سفال كنده با نقش حيوان

۴٫ سفال كنده نوشته دار
۵٫ سفال كنده با نقش انسان

از نمونه هاي برجسته اين نوع سفالينه جامي در تهران (موزه باستانشناسي) و جامي با پيكر ايستاده مي باشد. پيكره ها در مقابل پس زمينه اي ايستاده اند كه با تصاوير حيوانات، گل ها، نخل ها، و كتيبه ها پوشيده شده است. تعدادي از سفالينه ها ي محلي نيشابور نيز وجود دارد كه از مشخصه هاي آن، پرندگان بزرگ كاكل سبز با رنگ سياه و اخرايي و حاشيه هايي از سفيد و سبز است.

سفالينه هاي يافت شده متعلق به قرون سوم و چهارم هجري قمري با نقوش سياه ،قرمز وارغواني بر روي متن سفيد عاجي رنگ است.
سفال هاي گل سرخ رنگ به شكل كاسه ،بشقاب با تصاوير انسان،حيوان،پرنده وگلهاي تزئيني و نقش مرغ با نوشته هاي تزئيني كوفي مي باشد.كتيبه هاي سفالين را كلمات قصار، احاديث،گفته هاي بزرگان،ضرب المثل هاو… در بر مي گيرد كه به ويژه در جدار داخلي و سپس بر كف و يا بر روي آن جاي گرفته است.
نقوش سفال در ادوار اسلامي از چند منظر مورد بررسي قرار مي گيرد:
بررسي نقوش انساني با توجه به جهان بيني عرفاني

بررسي نقوش انساني مرتبط با مراسم ماه محرم
بررسي نقوش انساني و ارتباط آن با ادبيات
بررسي نقوش انساني و ارتباط آن با مفاهيم نجومي

اين بود مختصري درباره هنر ارزنده و شاخص سفالگري نيشابور
و ظروفي كه تا به امروز زينت بخش موزه هاي ايران و جهان مي باشند.

فن و هنر سفالگري:
فن و هنر سفالگري ايران به علت جنبه هاي گوناگون اقتصادي، فرهنگي و تا حدودي مذهبي از گذشته بسيار دور مورد توجه قرار گرفته و در هر دوره با وضعيت سياسي منطقه و كشور تحول و توسعه يافته است. نمونه هاي سفالينه كه از محوطه هاي باستاني ايران كشف شده و ارتباط اين هنر را با فرهنگ، اقتصاد و مذهب از يك طرف و ذوق و سليقه شخصي و قومي سفالگران از طرف ديگر نشان مي دهد.

در هزاره پنجم (ق.م) اختراع چراغ سفالگري تحولي چشمگير در اين هنر و تاثير بسياري در جنبه اقتصادي بوجود آورد. يكي از مهمترين ابعاد فن و هنر سفالگري در آن زمان را مي توان بعد و جنبه فرهنگي و اجتماعي آن دانست، چه آشنايي ما از ارتباط موجود بين اقوام با يكديگر در آن روزگاران بيشتر از دست ساخته هاي هنري مانند سفالگري امكان پذير است.

در قرون اوليه اسلام شيوه سفالگري كم و بيش همانند دوره قبل از اسلام ادامه پيدا كرد بخصوص گروهي از سفالينه هاي بي لعاب قرون اوليه اسلام شباهتي چشمگير به ظروف سفالين قبل از اسلام و مخصوصا اواخر دوره ساساني دارند.
از قرن سوم هجري در هنر سفالگري دگرگوني و تحولي شگرف پديد آمد و هنر سفالگري از نظر لعاب دهي و تزيين نقوش به مرحله بسيار يشرفته اي رسيد و مراكز سفالگري متعددي در اكثر نقاط مختلف ايران بويژه در شمال و شمال شرقي بوجود آمد. از جمله مراكز مهم سفالگري مي توان به شوش در جنوب غرب، استخر و سيراف در جنوب، نيشابور، جرجان، آمل و ساري در شمال اشاره كرد.

همانطور كه گفته شد قرون سوم و چهرم هجري را مي توان به عبارتي اوج هنر سفالگري دانست، خصوصا در شهر نيشابور كه مهمترين دوره سفالگري نيشابور در اين دو قرن بوده است.
مجموعه سفال هاي نيشابور بسيار جالب است و نمونه هاي مختلفي از هنر سفالسازي ايران را مشخص مي كند.
نمونه هاي كشف شده نشان مي دهد كه ظروف سفالين آن زمان را چگونه تزئين مي كرده اند.
موضوع نقوش اين ظروف بسيار قابل توجه بوده و اين مطلب را روشن مي نمايد كه اگر چه از بعضي جهات كوزه گران نيشابور احتمالاً از چيني ها اقتباس كرده اند ولي بطور كلي هنر آنان دنباله رو هنر ساساني است.

در ميان ظروف شناخته شده از نيشابور ظرفي بي نظير بود كه در آرايش آن باز نمايي هاي پيكره اي داشت و از نظر سبك ورنگ به كار رفته بسيارچشمگير بود. رنگهايي چون سياه براي خطوط پيكره ها، سبز، زرد، خردلي روشن وانواع قهوه اي سيربه كار گرفته شده و چهره پيكره ها اغلب شبيه پيكره هايي است كه روي سفالينه هاي لعابي بين النهرين به چشم مي خورد.

ازنمونه هاي برجسته اين نوع سفالينه جامي درتهران (موزه باستانشناسي) و جامي با پيكر ايستاده مي باشد. پيكره ها در مقابل پس زمينه اي ايستاده اند كه با تصاوير حيوانات، گل ها، نخل ها، و كتيبه ها پوشيده شده است. تعدادي از سفالينه ها ي محلي نيشابور نيز وجود دارد كه از مشخصه هاي آن، پرندگان بزرگ كاكل سبز با رنگ سياه و اخرايي و حاشيه هايي از سفيد و سبز است.
درفاصله سال هاي١٣١۸ −١٣١٥ خورشيدي، هيات باستان شناسي موزه مترو پليتن آمريكا در شهر نيشابور، حفرياتي انجام دادند و آثاري از دوران تمدن اسلامي بدست آودند كه بيشتر اين

سفالينه ها شامل سفال هاي لعابدار عاجي رنگ مزين به خطوط كوفي و همچنين ظروف زرين فام و رنگارنگ با نقوش كنده، لعاب پاشيده و با نقوش قالب زده و همچنين ظروف يكرنگ بوده اند و معروفتر از همه نوعي سفالينه داراي نوشته قهوه اي كوفي تزييني است كه چگونگي و نحوه نگارش خطوط كوفي بر روي ظروف سفالين، ذهن بسياري از پژوهشگران را به خود معطوف كرده است.
آقاي چارلز.ك.ويلكسون، موزه دار موزه مترو پليتن در طي حفاري هايي كه در منطقه نيشابور داشته است، در كتاب خود ظروف بدست آمده از تپه هاي باستاني نيشابور را اينگونه تقسيم كرده است:
۱٫ ظروف نخودي رنگ
۲٫ ظروف رنگ پاشيده
۳٫ ظروف سياه رنگ بر زمينه سفيد
۴٫ ظروف رنگارنگ بر زمينه سفيد
۵٫ ظروف با پوشش دوغآبي هاي زمينه رنگي
۶٫ ظروف سفيد مات
۷٫ ظروف زرد رنگ مات
۸٫ ظروف سياه رنگ با لكه هاي زرد
۹٫ ظروف تك رنگ
۱۰٫ ظروف منسوب به كشور چين
۱۱٫ ظروف با لعاب قليايي و قابهاي آنها
۱۲٫ ظروف بدون لعاب

از مشخصات ظروفي كه مورد بررسي قرار گرفته اند، نقش براي تزيين اين ظروف استفاده شده، يعني نقش درصد مهمي از ظروف را چه بصورت مستقل و چه در كنار نوشته ها پوشانده است. ظرافت از مشخصات ويژه اين ظروف است كه شامل نقطه ها، حركت ها از قبيل خطوط صاف، مورب، تابدار، خميده و يا بصورت لكه هايي در ظرف پراكنده شده اند، مي باشد و بطور كلي تشكيل دهنده مجموعه اي مشتق از اشكال و طرح هايي ملموس كه به سادگي در اطراف ما ديده مي شوند، مي باشند. در تعداد بسيار زيادي از ظروف بررسي شده به نقوش هندسي و مجرد اكتفا شده كه اگر بيان كننده منظور خاص (نشانه و يا هنر) نباشند در مجموعه نقوش هندسي و

انتزاعي طبقه بندي مي شوند.
از مهمترين تكنيك هاي تزيين ظروف در نيشابور:
۱٫ سفال با پوشش گلي
۲٫ سفالينه با تزيين زرين فام
۳٫ سفالينه با لعاب پاشيده

۴٫ سفالينه با نقش كنده
۵٫ سفالينه با لعاب يكرنگ
۶٫ سفالينه با نقوش رنگارنگ
هستند، كه براي آشنايي بيشتر با اين تكنيك ها به توضيح مختصري از هر كدام مي پردازيم.

سفال با پوشش گلي:
پوشش گلي در رنگ هاي مختلفي به كار برده مي شود ولي غالباً به رنگ سفيد و يا شيري بوده است اين ظروف بيشتر در شمال شرق ايران در مراكز سفالگري چون نيشابور، سمرقند، جرجان و لشگري بازار معمول بوده است و به همين جهت در گذشته اين گروه سفالينه به ظروف شمال

شرقي معروف بوده است. ظرف سفالي را با پوشش گلي پوشانده و سپس با نقوش سياه رنگ يا قهوهاي تيره، آرايش و با لعاب سرب بر روي آنها تزيين كامل شده است. تزيين اين نوع سفالينه شامل نقطه چين هاي مرتب، پرندگان، گل هاي سبك و مهمتر از همه نوشته به خط كوفي است كه عموما لبه و بدنه داخلي ظرف را فرا گرفته است. يكي از ويژگي هاي اين سبك عدم تراكم نقش و ايجاد فضاي خالي در تزيين زمينه مي باشد.
سفالينه با نقوش رنگارنگ:

اين سفالينه زيبايي خاصي را داراست. رنگ هايي چون ارغواني تيره، سياه، زرد، قهوه اي تيره، اخرايي، بصورت ورقه اي نازك بر روي زمينه مات و پوشش گلي، آن را تزيين مي كند. نقوش متنوع و غالبا حيوان پرنده، بخصوص كبوترهاي مشبك، دايره هاي توپر و گل هاي مشبك مي باشد، كه گاه با نوشته كوفي تزيين شده است.
سفالينه با تزيين زرين فام:
اين نوع سفالينه پس از آنكه با پوشش گلي پوشانده شد با لعابي رنگين كه با اكسيد فلزات مختلف تركيب يافته پوشش مي گيرد و در نتيجه پس از پخت داراي درخشندگي خاصي مي شود.
سفالينه با لعاب پوشيده:
در ساخت اين نوع سفالينه، سفالگر، لعابي به رنگ هاي قهوه اي، زرد، سبز را به تنهايي يا توأماً بر روي سطجح داخلي يا خارجي ظروف مي پاشيده است.
سفاليه با نقش كنده:
يكي از تزئينات متداول اوايل اسلام است كه بر روي ظروف لعابدار به كار مي رفته است، اين نقوش ساده شامل خطوط نا منظم درهم بوده كه بر روي بدنه داخلي ظروف تزيين گرديده و سپس با لعاب هايي به رنگ هاي سبز و زرد پوشش مي گرديده است.
سفال با نقش كنده به چند دسته تقسيم مي شود كه عبارتند از:
۱٫ سفال كنده با نقش هندسي
۲٫ سفال كنده با نقش گياهي
۳٫ سفال كنده با نقش حيوان
۴٫ سفال كنده نوشته دار

۵٫ سفال كنده با نقش انسان
سفالينه با لعاب يكرنگ:
در پوشش ظروف از رنگ هايي چون لاجوردي، آبي، سبز، زرد، قهوه اي، سفيد و بيشتر از همه با لعاب آبي يا فيروزه اي آرايش شده است. دراين تكنيك پس از تزيين ظرف با نقوش كنده يا خطوط هندسي بوسيله يكي ازرنگ هاي نام برده شده، پوشش داده مي شده وشكل ظروف عموماً كاسه ، بشقاب، قدح با لبه صاف و گاه برگشته، بدنه كشيده و محدب و كف حلقه اي بوده است.

كلياتي درباره سفال اسلامي

سفال سرزمين هاي اسلامي را از جهت نوع تكنيك و نقش و تزئين آن بايد هنري مشكل و جذب كننده دانست. سفال لعابدار اسلامي حلقه زنجيري است ميان چيني (Porcelaine) خاور دور و بارفتن (Faience) اروپا.
نفوذ هنر سفال سازي چين و خاور دور بر روي هنر سراميك اسلامي بدليل وجود عوامل اقتصادي و سياسي و بخصوص راه تجارتي جاده چين قابل توجيه است.
اين نفوذ يك جانبه نبود چنانكه در چين برخي كلكسيونها، سفالهاي لعابدار ساخته شده در كارگاههاي ايران را در خود محفوظ مي داشتند.
موضوع بررسي سفال اسلامي مسائل ومشكلات مختلفي را طرح ميسازد كه از آنجمله امر بررسي و شناسائي مراكز توليد را ميتوان نام برد.
موضوع حفاري هاي غيرعلمي و حفاري هاي قاچاق تا اين سالهاي اخير مشكل تاريخ گذاري و تعيين محل را براي اكثر سفالهاي بدست آمده طرح ميسازد.
باين مشكل بايد مشكل استفاده حكام و شاهان از هنرمندان نواحي مختلف و احتمالا دوردست امپراطوري آنها را نيز اضافه كرد. چنانكه در يك محل چند نوع تكنيك و چند نوع طرح را ميتوان مشاهده نمود كه در اصل به نواحي ديگر تعلق دارند.
اگرچه اكثر كشورهاي اسلامي توليد كننده عمده اشياء سفالي بوده اند، ولي در ايران است كه ميتوان با كهن ترين اشيا، سفالي و موفقيت هاي قابل توجه در تكنيك هاي مختلف ساخت سفال برخورد كرد.
از جمله محلي چون شوش كه دوران اسلامي آن در دنبال دورانهاي قبلي قرار دارد ، يك مجموعه گوناگون از فرمها و تكنيكها را عرضه ميدارد كه اغلب مشكل بتوان گفت كه كدام يك اشياء محلي هستند و كداميك از خارج بآنجا آورده شده اند.
در طي قرنهاي دهم و يازدهم شهرهاي نيشابور و سمرقند كه بر روي راه كارواني خاور دور قرارداشتند، براي توليد سفال كه در برخي زمينه ها تحت نفوذ «تانگ۱ » قرار داشت، موقعيت ممتازي بدست آوردند. تزئين اسن دسته از سفالها اغلب بصورت متمركز و برروي يك زمينه كرم با رنگهاي قهوه اي – زرد و قرمز آجري با حذف رنگ آبي صورت گرفته است. طرحهاي اين دسته از سفالها را، تزئينات نوشته و كتيبه دار تشكيل مي دهد.

۱٫Tang

سفال گبري :
سفال معروف گبري كه با دسته قبلي اختلاف زيادي دارد در ناحيه كوهستاني زنجان ساخته شده است. ناحيه مزبور منطقه ايست كه به اعتباري بعد از حمله اعراب گروهي از زرتشتيان به آنجا مهاجرت مي كنند. تزئينات اين نوع سفال برروي يك لعاب يك رنگ قهوه اي يا سبز كه از سنت دوره ساساني استفاده شده و نزد زرتشتيان جاويدان مانده انجام گرفته است.
سفال سلجوقي :
درعهد سلجوقيان بسياري از شهرهاي بزرگ ايران كه امروز بصورت شهري درجه دوم درآمده اند، مانند : ري – كاشان و ساوه ، دوران شكوفائي خود را مي

گذرانيدند و قهرمان هنري بسيار ظريف بودند . از جمله هنر سفالگري در اين عهد از نظر فرم و تكنيك بدون شك به بالاترين حد پيشرفت خود رسيد.
نفوذ هنر «سونگ۱» مربوط به چين در سري سفالهاي سفيد كه زيبائي آن در آن واحد مربوط به فرم و ظرافت خمير سفال بود خودنمائي كرد.

از جانب ديگر در چين نيز سفالگران تزئين مشبكي را از ايران تقليد كردند، دكور مزبور امكان اين را مي داد كه نور از پس يك توري نيم شفاف خودنمائي كند.
سفال مينائي ايران:
تكنيك سفال مينائي تا قبل از قرن هيجدهم در اروپا شناخته نشده بود. اين سبك سفالگري انسان را به جهان مينياتور و شعر فارسي داخل مي سازد.
استفاده از سفال در تزئينات بنا و معماري : از عهد سلجوقيان بود كه بكار بردن سفال به صورت دكور معماري در بناهاي شخصي و مذهبي ورسمي تحول پيدا كرد . مساجد به كمك محرابهاي كاشي كاري تزئين شدند و سطح داخل و خارجي مساجد به كمك كاشي هاي تزئيني پوشيده گشت.
همين شيوه كار در آناتولي نيز رايج گشت . بااين فرق كه دركاشي هاي آناتولي رنگ آبي وسياه ،

۱٫Song
رنگ مسلط مي باشد. كاشي هاي آناتولي اگر چه از نظر نقش ودكور شبيه به آثار ايران است ولي از نظر تكنيك ورنگ با آن فرق دارد.
حمله مغول سبب وارد آمدن ضربه شديدي به امر توليد كاشي براي استفاده در معماري گشت. در ضمن مغولها موجبات نفوذ جديدي از هنر چين را برروي سفالگري سبب شدند.
سفال دوره عثماني:
نوعي سفال معروف و قابل پسند در اروپا در اين دوره بوجود آمد كه خاك آن داراي سيليس فراوان بوده و حالت شديد شيشه مانندي بآن مي بخشد و در نتيجه با قرار گرفتن لعاب برروي آن تزئينات ظرف را به چشم دل انگيز تر مي ساخت.
سفال دوره صفويه ايران :

در دوره صفويه سفال گوناگوني وسيعي از نظر شكل – تكنيك و تزئين را عرضه مي دارد . حكمرانان و شاهان صفوي به نوع بدل چيني۱ كه بطور مستقيم تحت تأثير آثار «مينگ۲ » ايجاد شده بود علاقه داشتند.
در همين زمان نيز با دسته هائي از سفال برخورد مي كنيم كه تكنيك جلا وبرق فلزي رو به انحطاط را برگزيده اند. موضوعات عبارتند از : باغ – زندگي درباري و غيره كه تمامي از شيوه مينياتور الهام گرفته است.
نظير همين صحنه ها در كنار نقاشي هاي ديواري قصرها بر روي سطح كاشي هاي لعابدار نيز ديده ميشود. در حاليكه مساجد با كاشي هاي نقش گل و درخت مزين شده اند.
هنر سفالگري و بررسي نقوش آن در ادوار اسلامي:
سفالگري به عنوان يكي از برجسته ترين مظاهر هنر اسلامي داراي نقوش متنوعي بوده ك ههمواره با اعتقادات ديني و تصورات هنرمند از هستي عجين بوده است .هنرمند سفالگر همواره از نقوشي بهره مي گيرد كه برگرفته از احساس و ادراك و تجربه ي باطني وي بوده است .
هنرمند مسلمان براي بيان حقايق متعالي اصيل ديني و در هنر معنوي واسطه ي سير از ظاهر به باطن

۱٫ Semi – Porcelaine
2.Ming
است وجلوه هايي ازجلوات حق تعالي را روشن مي سازد.تجلي بينش توحيدي درنقوش سفال هاي
ادوار اسلامي با گزينش نقش دايره صورت مي گيرد .دايره اساسي ترين و كلي ترين نماد و انگاره براي نمايش اين مكاشفه است .نگارگر سفالينه در داخل كاسه هاي مدور ،هماهنگ با حركت چرخ سفالگري، قلم رنگ خود را در يك دايره ي كامل در اطراف بدنه مي چرخاند و سپس تمامي نقوش را در درون اين دايره محاط مي كند .نگارگر سفالينه از نقوش انساني به عنوان موضوعي خاص بهره مي گيرد وفضايي را ابداع مي كند كه بشر را در مسير شناخت شأن ازلي خويش ياري مي رساند .اين نقوش در ضمن جذابيت و تحرك ، بسيار ساده و به صورتي نمادين و

رمز گونه نشان داده شده است .
بررسي نقوش انساني با توجه به جهان بيني عرفاني :
نقش فوق العاده ي عظيمي كه انسان از اين ديدگاه مورد بررسي قرار مي گيرد نقش انسان و علاوه بر آن نحوه ي تركيب بندي نقش انسان با ديگر نقوشي كه سطح سفال را تزئين مي كند تصويري نمادين از حقيقت انسان را به نمايش مي گذارد .جمع جان وتن انسان و ظهور آتش عشق در تصوير نمادين “مردي “در مقام انسان لاهوتي و “زني”در مقام انسان ناسوتي و درختي كه ميان اين دو قرار دارد و شكوفايي خود را از حاصل جمع آن دو مي گيرد در تصاوير متعددي از سفال هاي مختلف مشاهده مي كنيم .