سو استفاده از اطلاعات و داده ها

این موضوع کاملا واضح و روشن است که یک برنامه ی عمومی و طبیعب میتواند سیر تحولات داده های آزمون و تست را در تمامی حالتهای تحول و تغییر شکل لغات،علوم ترکیبی کلمات،علم معانی،موضوعات واقعی و فلسفه موجود در میان آنها،و وفرهنگ نامه(واژه نامه)پشتیبانی کند ولو اینکه این پردازش خیلی متغییر باشند.(در واقع در این پردازش ها و فرایندها،علم زبان شناسی

مقصد و هدف است).برای مثال در حالی که نسبتاً ساده است که در زبان انگلیسی تمامی کلمات را که قادر به انتخاب شدن وبیان شدن هستند (مانند نامهی و غیره)بیان گردند .در دیگر زبانها این موضوع دارای کاربرد کمتری است،مانند همین حالت در زبان آلمانی که در آن زبانحتی ترکیبات آزاد می بایست دوباره ساخته گردند.بطور مشابه برای عبارتهای مورد نظر در علم ترکیب کلمات و

دستورات آن ،استفاده از برخی ترکیبات کلمه ای برای ماشین به ایجاد حلقه ای پیوسته ومتصل به هم از طریق اجزاء ترکیبات جمله وابسته است ولی با قرار دادن این ها در کنار هم به نظر شما تاکنون چه کارهایی تحت هدایت محاسباتی سو استفاده از اطلاعات و داده ها صورت گرفته است؟
شالود و تنه نوشته و متن در پایین ترین حالت،سطوح شاهداتیی شروع ظهور و توسعه میکنند تو در واقع میتوان آن را به عنوان یکی از سریع الرشد ترین حیطه های زبان شناسی نامید حتی اگر تا کنون همه گیر و شایع نشده باشد.برای مثال این موضوع با استفاده قبلی براون یا لنکستر/اسلو برگن و کار بری های اولیه از برنامه های ابتدایی مخصوصاً نرما فازار کلسیکوگرافر از گروه زبان شناسی ملی انگلشتان ،نشان داده شده است.(برنارد ۱۹۹۵).این موضوع خیلی سخت و پیچیده است که بطور دقیق میزان ارزش جستجو و گشت و گذارهای این چنینی و کاربری شاهداتی(دیداری)از فهرست چنین لغات ماده ای و میزان تناوب داده های مترط با آن را ارزیابی کنیم ولی این حقیقت که ناشران قوی و جدی تمایل دارند سرمایه ی خود را در پس زمینه ی متون تصلی و …….قرار دهند،این را به ذهن میرساند که حداقل با چنین کاربری های زبانی،نرم افزارها نه تنها کاربردی به نظر می رسند بلکه ضروری هستند.

گستره نرم افزارهای ممکن استفاده برای اهداف توصیفی توسط زبان شناسان در کل نسبت به فرهنگ نویسان(واژه نامه نویسان)بخوبی بطور مثال در عنوان کنفرانس ALLc-ACH 96 با عنوان جمع آوری و بیان ایده های علمی نمایش داده شده است به گونه ای که نوشته هایی در زمینه ی روانشناسی تجزیه و تحلیل دسته ای و طبقه ای مورد آن منتشر شده است.
نرم افزارهایی که نسبتاً بیان گردیدند نسبت به آنهایی که به دلایل دیگر مجتمع شد اند یه صورت فزاینده ای در حال مرشوم شدن از طریقناثیراتی که بر شازمان دهی فعالیتهای زبان شناسی گروه های مختلف زبانی اروپا داشته اند،هستند.
این کاربردهای توصیفی از نرم افزار از طریق اعمال و استفاده از آن به عنوان مثالهای ضمیمه و مشخصه و اجزای جمله از این نیز بیشتر شده است (مانند گارساید،لیچ و سمپسون ۱۹۸۷،بریل ۱۹۹۵)
تا بتان اطلاعات ترکیبی(صرف و نحوی)و ساختارهای آن و یا در مورد کلماتی که به محتویات ترکیبی برای NLP گردد.این یکی از مثالهای مورد توجه و غلاقه در حال افزایش در سواستفاده از نرم افزاردر سطوح اقتباسی است که دربرگیرنده ی تجزیه و تحلیل برای هدفهایی مانند ایجاد معیارهای انتخاب برای تشخیص کلمات و گروههای مترادف مشخصه است.گستره تکنیکها وانواع داده ها برای کنکاش و کاوش به خوبی در کتاب زبان شناسی محاسباتی(۱۹۹۳)و کتاب بوگرائو و پوستجوفسکی(۱۹۹۶)نشان داده شده است.
بیشتر این کارها به یافتن راهی پیوسته و متحد میان “اهداف” محدود شده است و تا دسته بندی تمام و کمال و همه جانبه گسترش نیافته است ولی به وضوخ ارزشهای آن نشان داده شده است.این نیز میباست ذکر شود که در این سطح و سطح بعدی آن،تجزیه و تحلیل اجزای جمله میتواند اطلاعات ارزشمند و کاربردی را در مرد خوصیات لغوی و ساختاری زبانهای خاص جهانی مانند داستانهای خبری اقتصادی فراهم نماید.همانند آن،کار اقتیاسی بر روی لغات همانند نرم افزارهای متنی در دست اقدام است که میتوان از آن جمله به کارهای مربوط به پایگاه های داده ی چند زبانی اشاره کرد(گروه کوپستیک ۱۹۹۵).
نهایتاً میتوان بیان کرد که ااین نرم افزارها بصورت دیداری(شاهداتی)یا اقتباسی مورد استفاده قرار نگرفته اند:آنها تا حدودی برای معتبر ساختن تئوری مورد بهره برداری واقع شده اند.
این موضوع اغلب غیر مستقیم است که در خصوص اینکه نرم افزار تا کنون برای سنجیدن تحلیل گران ترکیبی(صرفو نحوی)مخصوصاً در جایی که ارزیابی مربوط به کاربری اجزا زبان است و یا مربوط به گرامر خاص است نسبت به انواع گرامری که استفاده شده است؛ولی با اینحال هنوز هم ارزیابی مدلی را تشکیل میدهند.در حالی که انجام و اجزای یک نرم افزار تجزیه کننده ی جمله با گرامر در مقابل یک متن می تواند خیلی آموزنده باشد.

ارزیابی کارایی آن میتواند با مقایسه خروجی با تحلیل مرجع یک”بانک درختی” از کلمات صورت پذیرد._ماکروس،سنتورینو و مارکین کیه ویچ ۱۹۹۳)(گروه بلک ۱۹۹۶)
گسترش و پیشرفت تئوری های رسمی که تا کنون در تمامی جنبه های زبان کار شده اند انجام میدهیم.تا کنون مطالبی از ریخت شناسی و تاریخ تحولات لغوی توسط کاپلان و کتی (۱۹۹۴) و کوسکنیمی(۱۹۸۳) و همچنین برای گرامری با گرامر بنیادین لغوی(کاچلان و برسنان ۱۹۸۲)،گرامر ساختار عبارتی کلی شده(گروه گازدار ۱۹۸۰)،گرامر ساختار عبارت اصلی(HPSG) و گرامری مجاور درختی(جوش ۱۹۸۷) انجام پذیرفته است که تاثیر نمونه های محاسباتی آن نه تنها در شرایط تعریف رسمی بوده است بلکه در رابطه با موضوع قابلیت محاسبلتی در واقعیت و درک و تصور محض نیز بوده است.
کار کردن در زمینه علوم معانی هر دوجنبه لغت شناسی را تحت پوشش قرارمیدهد.در حیطه ی واقعیت گرایی نیز یک سری کارهای محاسباتی انجام گرفته است و در این زمینه،بدلیل ضرورت الگوریتمی بودن مسئله،یک سری مسائل و موضوعات گسترده مانند استفاده از تعریف(عبارتهای تعریفی) متوالی و تکراری و فرایندهای متمرکز شوندگی در این حیطه وارد گردیده اند.
تاکید در مکانیزمهای موجود در فرایند های تکراری و متوالی و متمرکز بر آنها میتواند در اجرای قوانین و بیان نقش هر کدام از آنها مفید باشد.مدلسازی محاسباتی ساختارهای لغوی،خود حیطه ای است که علایق در آن در حال گسترش است.در کل،جت گیری متمایز کننده IT به علت انجام فرایند،تونسته است هر دو دیدگاه جهت گیری و انجام فرایند گرامری را همانگونه شیه بر نشان داده است را همانند کارهای که تکنولوژی تجزیه کلمات انجام داده است.یکی از جنبه های این تحقیق،تلاش برای دست یابی به جهت یابی دو گانه به صورت کاربردی نسبت به خصوصیات ناب و محض گراگری است.درکنار آن تحریک و انگیزش مجدد توسط قوانین اولیه محاسبتی ،تلاشهایی ر زمینه نرمال کردن(قانون مند کردن)کلی برای خصوصیات گرامی است و علاوه بر آن تعریف کردن(توضیح دادن) اطلاعات لغوی نیز همانگونه که در نرم افزار DATR نشان داده شده است،از دیگر اهداف این تحقیق است.برخی از این کارها به طریقی انجام شده اند که میتوان آنها را مارهای با روحیه آکادمیک دانست که بصورت غیر رسمی بیان شده اند که روش آن نیز مطابق با روش خط مشی اصلی زبان شناسی بوده است.
با این حال فلسفه کاربردی IT در کل سبب تحریک علایق در پوشش د

ادن توصیفی برای ترکیبات مرتبط زبانی بوده است.برای مثال میتوان به عبارتهای صرف و نحوی اشاره کرد و در ارزیابی هدفی مدل زبان خلاصه شده.با فرایندهای اتوماتیک با کاربرد برخی از مدلهای موجود همانند آنچه در تجزیه جملات با گراگرهای خاص صورت گرفته است قابل ذکر میباشد.در این مورد این موضوع ارزش دارد که بیان کنیم تصور داده های آزمون(test data)می تواند با پوشش دادن فرتر از خود نرم افزار نیز گسترش یابد تا حدی که به آنها مطالعات آزمون(test studies) اطلاق گردد،مخصوصآ داده های ساختار بندی شده ای که براب بهینه کردن توان تفاوت گزاری و تمرکز بر روی آزمون (تست)نیز پیشرفت داشته اند که این موضوع را میتوان در کارهای بیشتر وپن (۱۹۹۳) و کاپلان و ماکسول(۱۹۹۳) مشاهده کرد.
با این حال نکته بسیار مهم در این کار این است که این سری کارها گره نزدیکی با کارهای مربوط به NLP دارند مانند ترجمه و تبدیل یا بدست آوردن داده ها و اطلاعات از روی متن(استخراج از روی متن)،فشار و تاکید بر این است که مدلهای محاسباتی مورد توجه و هدف یک سری سیستمهای حقیقی قرار گرفته اند که بتوان از آنها به منظور پیشرفت و توسعه تئوری سود برد.
فعالیت مربوط به سیستمهای وظیفه ساز(ارتباط کار خاصی به گروه ویژه ای) مخصوصاً برای سرو کار داشتن و حل وفصل موضوعات مربوط به تغییر موضوعات دیگر و یا ایجاد و تولید دیالوگ ویا متون گشترده منجر به انجام یک سری تلاشهای مستقیم برای ایجاد فعالیتهای جدی و جز به جز و دقیق از اهداف زبان و کاربردی و استناد از زبات در دو ناحیه مهم آن شده است.
که آن دو عبارتند از دیالوگ(مکالمه)و ساختار سخنرانی و مباحثه که این موضوع در کاربرد تئوری ساختار معانی و تعریف مجدد محاسبتی آن و سازماندهی علم جهاتی برای کاربری متصل و متحد با اطلاعات زبانی محضو ناب کاملاً قابل ملاحظه است.مدلهای سخنرانی کاربردی و ساختارسازی که در آن متن و جهان واقع با هم تقابل دارند و مطالب،حقایق جهان واقعیت را مشخص میکنند،سبب تحریک و انجام یک سری کارهای قوی در ….محاسباتی در مورد روش برخوردبا سلختارهای مهم زبانی که عبارتهای توصیفی موقتی و تکراری نام دارند گردیده است.

موضوعی که اینجا وجود دارد چگونگی اراده و بیان دلیل در مورد جهانی(World Knowledge) به عنوان نیازی برای توصیف زبان و تولید آن است به گونه ای که سوا(sowa 1984) و آلن (۱۹۹۵) این موضوع را نشان داده اند که این خود سبب شیوع و پخش شدن مطالب مرتبط با NLP گردیده است.البته درست است که این بدلیل بیان آنچه یک تئوری زبان شناس معین به آن احتیاج دارد لازم است و اهمیت دارد ولی مستوان از آن به عنوان یکی از جنبه های کلی زبان که بیان مطالب آن ساده نیست نیز یاد کرد.

مشاهدات کلی:اکنون زمانی که ما به دقت به تمامی کارهای مرتبط با IT نگاه میکنیم که بدون شک قابل احترام هستند و در نوع خود دارای اطلاعاتی میباشند،دو نکته مهم به ذهن میرسد که میباست بیان شوند:
اولی این است که در اقتباس چالشهای عقلانی و ذهنی و سطوح معتبر مدلهای مرتبط با داده ها وقتی در تمامی نحقیقاتی که در گسترش تئوری مرد نظر ات این مورد بصورت ابتدایی و اولیه توسط آن افرادی صورت پذیرفته است که حداقل خودشن را با نام زبان شناسان محاسباتی معرفی میکردند و احتمالاً به خود مهندسان زبان میگفتند:این توسط آن افرادی صورت گرفته است که تحت عنوان زبان شناسان تئوری و یا توصیفی معرفی شده اند و یا اینکه با کارهای عملی NLP درگیر بوده اند که چنین لفظی به آنان داده شده است بنا بر این متون آماری نوین و بدیع و فرهنگ نامه ها و لغت نامه ها فقط توسط و یا بخاطر احتیاجات کاربردی نوشته شده اند و میتوان در این حیطه گرامرهای خاص برای کاربری های ویژه را نیز دخیل دانست.موضوع دوم این است که این کارها دارای تاثیر کمی بر روی جامعه زبان شناسی بوده اند،حتی به کمک کامپیوتر نیز تنها به کمک دست انسان قرار گرفته اند.آنهایی که به واقعیت گرایش دارند و یا محاسبات واقعی را ارائه میکنند،این را یک جامعه و گروه مجزا میدانند که بر تعامل با دنیای بزرگتر زبان شناسی هیچ تاثیری ندارد.
مسلماً جدایی و تکنیک آنها از هم خیلی دقیق نیستوبنا بر این کل و گرین و مورگان(۱۹۹۵) نشان دادند که ارتبازی میان این دو جنبه بر قرار است.برای مثال یک سری کارها در زمینه تغییر شکل کلمات از منابع محاسباتی انجام گردید و HPSG ….تاثیرات سازنده است با این حال در کل حتی در جایی که ارتباطی وجود داشته باشد،این یک نتیجه و پیامد از گریزناپذیری حقایق زبان و یا در حیطه علم معانی رسمی موضوعی است که امکان نسبت دادن آن به تاثیر IT نسبت به فشار وارد شده از یک توان و اجازه ی مشترک فرهنگی بالاتر که به آن منطق میگوییم کمتر است.بنا بر این حتی اگر تئوری فرایند ارائه ی سخن رانی کمپ(Kamp 1981)(کمپ و ریل ۱۹۸۹) یکی از جنبه های مورد توجه روز افزون برای زبان شناسان محاسبای باشد و حتی مورد توجه سیستمهای سازنده ی NLP قرار گرفته باشد تا کنون همان گونه که زبان شناسان با آن بدلیل اینکه بخشی از سنت و آداب و رسوم است مانند آتچه بصورت عملی در کار مونتاگو و پرتی(پارتی،ترمیولن و وال ۱۹۹۰) انجام گرفته است و به عنوان یکی از عناصر مشترک زبان شناسی در مقیاس بزرگ درآمده است،سرو کار داشته اند.این موضوع بصورت غیر مستقیم توسط کتاب توئوری علم معانی(معنی شناسی)

همزمان (لاپین ۱۹۹۶)نشان داده شده اسن که یک بخش از ۲۲ بخش آن کتاب بر این موضوع اختصاص داده شده است.
در زمان مشابه،مصنوعات محاسباتی مانند انجام فرایندهای آنلاین در زبان شناسی روانشناختی که مربوط به کمبودهای موجود در زمینه نگارش یک برنامه تجزیه کننده جملات و کلمات و یا برای تعریف یک ساختار مدون به منظور ارائه ی جریان آوا به آوا(صوت به صوت)کنترک در یک سخرانی در حال ارائه،بودند نیز ارائه شده است.بنا بر این چرا با تینکه میدانیم IT در قوانین و بنیاد اولیه اش به علم زبان شناسی تا این حد اتیازات مفید ارائه میکند ،در عمل نقش و سهم کوچکی در آن دارد؟
۴-تجزیه و تحلیل:تاثیر زبان شناسی بر IT:
تاکنون بر سهم و اشتراک IT بر زبان شناسی تاکید داشتیموبعنوان یک منبع ورودی اضافه ی دیگر،به منظور توضیح اینکه چرا تاکنون IT تاثیر کمی بر زبان شناسی در حالت کمی داشته است،این کمک کننده و مفید است که بپرسیم آیا تاکنون در علم زبان شناسی کارهای گذشته محاسباتی که به آن ربط داشته اند و در حیطه ی زبان بوده اند،داخل شده اند و مورد استفاده قرار گرفته اند یا نه؟
و همچنین بخصوص در سیستمهای وظیفه ساز NLP تاثیر گزاشته اند یا نه و این کار را برای ترجمه و تبدیل معانی و دستیابی به پایگاهای داده ای صورت داده اند یا خیر.بدون شک هر سیستم عامل ساختاری به یکح سری اهاف زبانی مانند گرامر واعی و یک سری لغت نامه ها محدود و ملزم است.وسول اینجاست که….شاغل یا مرتبط با این مقوله به سبکهای کلی تحقیقات زبان شناسی پاسخ صحیح داده اند و یا با تئوری های خاص زبان شناسی تطابق دارند.برای مثال با تئوری چومسکی که یک تئوری برتر زبان شناسی در دهه ی گذشته بوده است.این انتظار میرود که اگر تحقیقات زبان شناسی بخش تاثیر گزار و مهمی درNLP بازی میکنند،این خود میتواند کمک بزرگی در بازگشت از NLP به حالت کمی زبان شناسی باشد و ایجاد گردد.در کل تاثیرات زبان شناسی و مخصوصاً تئوری زبان شناسی بر NLP تا کنون ناچیز بوده است و این نسبت به دیگر حیطه های مشترک علم معانی رسمی میباشد و در برخی جنبه های خاص و محلی در جایی که کارهای مفرد و فردی مورد سوء استفاده قرار میگیرند(برای مثال بحث در مورد حروف اضافه)علاوخه بر آن اگر زبان شناسان زمان زیادی طول بکشد که تاثیری ایجاد کنند ،همانگونه که در فهم طولانی مدت کارهای مدرسه زبان پراگ(prague)(هاجیکوا،اسکومالوا واسگال ۱۹۹۵) نشان داده شده است،راهی که گراکر سیستماتیک هالیدی(کری ۱۹۷۶) در تولید جمله و متن استفاده کرده است بیشتر مورد انتظار بوده است،البته نسبت به قوانین قبلی و درر واقع این قابل بحث است که در قالب قواعد کلی گرایس(GRICE) دارای تاثیر زیادی بر NLP در مقابل مباحث زبان شناسی داشته است.برخی از این مطالب و موضوعات متفرق و ناپیوسته،متاسفانه قابل ارجاء و استناد به تنبلی و عدم توجه(بی توجهی)به بخشهایی است برای آنها سیستمهایی قرار داده شده است و با یک سری مفروضات پر شده اند که زبان شناسان کارهای متفاوتی را با آن انجام میدهند و هیچ مکان یا حالتی برای بررسی کردن آنچه می گویند در آن وجود ندارد.مطالب و مباحث خوبی با آنچه تحت نام بازیابی و کشف مجدد گردان(WHEEL) نامیده میشود وجود دارد که پس از آن که افراد شا

غل و یا مرتبط در حیطه محاسبات از آن مطلع گردیده اند به یک سری موضوعات مهم و قابل تامل تبدیل شدند.موضوعاتی از قبیل فلفه واقع گرایی میان موضوعات و سخنرانی پیرامون آنکه بر روی انها تا حدودی کار شد و احتمالا یک سری ایده و نظرات پیرامون آن ایجاد گردید تا زبان شناسان نیز به تبع آن یک سری فرایندهای توصیفی و یا تحلیلی را پی ریزی نمایند و به انجام رسانند که مزایای حاصل آن قابل سو استفاده نیز هستند.با این حال یک سری دلایل محترم و قابل تامل وجود د

ارد که بیان میکند چرا آن افرادی که احتمالا به استفاده از این عقاید و نظرات و یافتن موضوعات جدید در زبان شناسی علاقه مند هستند تا کنون کار زیادی انجام نداده اند . یکی از آنها این است که بعضی بدلیل تفاوت بنیادین نمونه ها قابل استفاده و کاربرد نیستند . این موضوع بنحوی توسطکارهایی که در قبل به خاطر اعمال و استفاده از تئوریهیای چومسکی صورت گرفته است مخصوصا در جایی که ایجاد تجزیه کننده های تبدیل کننده تلاشهایی انجام شد ولی هدایت نگردید و به موفقیت نیز نائل نگردید مشخص گردید است.حتی اگر دولتها و گروهها نیز بخواهند کمی در مقابل آن نرمتر عمل کنند باز هم این تفاوتهای بنیادین مشکل ساز است(استبلر۱۹۹۲).
موضوع و دلیل دوم که بیشتر بر پیشبرندگان و توسعه دهندگان سیستم تاثیر دارد مربوط به خود زبان شناسان هستند و همان حالت انتخابگری زبانشناسان می باشد.
البته این حق یک زبانشناس است که بر روی برخی از جنبه های خاص زبان مانند جملات و جنبه ها و یا شمارش و یا جملات ترکیبی شمارش و ارائه یکسری مطالب قابل تامل و ارزشمند ،تاکید بیشتری داشته باشند ولی سازنده سیستم نمی تواند اشیا و اهداف را در چنین ایزولاسیون و جداسازی قرار دهد بلکه او می بایست برای مثال با ترکیبات جدید روبرو گردد و آن را به عنوان بخشی از فرایند سازی جملات در نظر بگیرد.
تاکنون اغلب افراد این را یافته اند که نمی توان یکسری مطلب مربوط به تجربیات و ذهنیات یک زبانشناس در خصوص مسایل گوناگون را درون یکسری مکانهای خاص و از قبل تعیین شده قرار داد،بلکه باید آنها را بررسی پیش فرضهای ناسازگار در دیگر قسمتهای زبانی قرارداد و یا اینکه ضرورتا آن را بصورت یک توده ابری استفاده کرد.دلیل سوم به سادگی این است که کارهای زبانشناسان در جاییکه می تواند برای ایجاد و فراهم نمودن نقطه شروع و بنیادی برای برنامه باشد از طریق سطح بندی و مرحله به مرحله پیش روی انجام نمی پذیرد.این موضوع توسط کینسچ و ون دیجک و مقاله آنها در مورد رویکردی به ارائه سخنرانی نشان داده شده .به گونه ای که علی رقم تمام تلاش و توجهی که آنها به تشکیل ساختارهای خلاصه نشان داده اند و علاقه ای که به موضوعات انسانی نشان داده اند ، حفره و فاصله ای بزرگ برای هر آنکس که آن را بخواند در س

طح مورد نیاز برای برنامه نویس و مدون کردن آن احساس می گردد ، مخصوصا در احساس و ایجاد تصویری از سطوح استنتاجی مورد نظر این موضوع دیده می شود . حالت مشابهی برای تلاشهایی که مربوط به سو استفاده از تئوری اسپریر و ویلسون (۱۹۸۶) در مورد تئوری ارتباطات وجود دارد نیز دیده می شود که می توان آن را با کارهای بالیم ، و یکس و بارندن (۱۹۹۱) مقایسه کرد. ولی این مسائل مشکلات در دیگر حیطه ها مانند علم ترکیب (صرف و نحو ) و معانی لغات تا حدی کمتر به چشم می خورد و رشد کمتر داشته است .

حتی در جایی که نقطه نظرات رسمی ساده نیز مطابقت داده شده است خروجی بیشتر حالت توصیفی داشته است تا حالت تحلیلی . موارد مربوط به فلسفه واقعیت میان موضوعات که اسپرپرو ویلسون بیان نموده اند فیزیک سری توجهات را به محدودیت های فواید بلقوه ای که می توان از زبان شناسی به دست آورد را در پی داشته است .
به معانی اهداف و موضوعات مورد نظر زبان شناسی که بسیار نیز متغیر است فکر کنید ، زبان شناسان اغلب موافق اند که از جهان غیر زبان شناسی اجتناب کنند . اکنون در حالیکه سیستم های زبان شناسی عملی می توانند با عناوین مرجع کمتری برای انواع حالت های موجود در جهان خارج ایجاد کرده اند ، مدل هایی وجود خواهند داشت که مربوط به آنچه در بیرون است یا می باید باشد و یا در مورد آن حرف زده می شود و یا وظایف و کارهایی که به ان مرتبط است و یا الزامات و احتیاجات اطلاعاتی که برای آن مورد نیاز است موجود می باشد که همین خود سخت ترین بخش ایجاد یک سیستم مفید نیز قلم داد می شود .
این مدل های ناحیه ای و بخش به بخش به این ها احتیاج دارند : کلی نمودن و سازمان دهی اشیا و اهدافی که در جهان واقع وجود دارند ، ایجاد حالت خاص و جزیی نمودن در مورد نهادهای مجزا و منفرد و استنتاج توانایی ها و ظرفیت های استقرایی هم در زمینه دلایل مجاز و روش تحقیق برای به انجام رساندن آنها به مبنای پایه دانش . احتیاج به دخول و درگیر شدن در دلیل یابی در علم جهانی آن هم به منظور حمایت و پشتیبانی از توصیف ورودیها و به منظور انجام برخی از فعالیتهای متوالی و فراهم نمودن حالتی برای ایجاد خروجی و بیان آن و تاکید خاص بر خصوصیت های مورد نیاز از ارائه معانی تا جاییکه این تعامل عملی و کاربردی میان زبان و تفکر بتواند تحت تاثیر قرار بگیرد نیز لازم است .
آن زبان شناسانی که عموما تحت نام زبان شناسان ادراکی و شناختی مورد نظر هستند تمایل بیشتری از گذشته های دور تا کنون داشته اند که به این متولد وارد شوند که از جمله آنان می توان به لاکف و جاکف دوف اشاره کرد این نکات برخی از دلایل مربوط به این که چرا IT تا کنون تاثیر کمی بر روی زبان شناسی داشته است را نشان می دهد .
تاثیر IT بر روی زبان شناسی :
برخی از این دلایل خوب هستند و بقیه خوب هستند و بقیه خوب نیستند . آنها به صورت اولیه به حیطه های مهمتر مدل سازی و ارزیابی آنها اعمال می گردد یک سری دلایل خوب وجد دارند که هوراه با قوانین اصلی و بنیادین رعایت می شوند و برخی از آنها نیز در عمل رعایت می گردن

 

د ( اجرا می شوند ) ، اول در سطح قوانین اصلی و اولیه یک سری تفاوت های دیدگاهی ذاتی در مورد اهداف تئوری های پیرامون زبان وجود دارد و در یک دیدگاه و بررسی باریک تر و دقیق تر ، این تفاوت ها اهداف زبان شناسی که مورد انتقاد واقع می شوند که فلسفه نیز نامیده می شود مربوط می گردد . بنابراین برخی از زبان شناسان پیرامون این بحث می کنند .که IT با ارتباط میان ارتباطهای میان فرایندهای زبان و دلایل آن که به یستمهای NLP بستگی دارد مرتبط است و نمی بایست تمامی جنبه های زبان شناسی در بر بگیرد ولی البته این دلایل خوبی برای پس زدن زبان شناسی محاسباتی تلقی نمیشود دومین انها این است که ممکن است تفاوتهایی در دیدگاههای مربوط به انچه تحت نام استیل ها و روشهای زبان شناسی نامیده می شود وجود داشته باشد که این بر مبنای تاکید های متناسب و مرتبطی که بر تئوریه های رسمی زبانان و یا پوششهای توصیفی زمان ، حتی در جاییکه هر کسی می خواهد تصور کند کار وی دارای یک سری تایید و پشتیبانی ها تئوری است می باشد . بدون شک این ها مربوط به سبک و گرایشهای مختلف است که در حال حاضر ارتباطاتی نیز با زبان شناسی تئوری دارد به گونه ای ثابت کرده است که توصیفات کلی و بسیط دارای حالت پایه و اساس ضعیفی ( کمی ) هستند .
دراین دیدگاه و مادمی که این موضوع دست مایه تئوری پردازان برای بررسی موضوعات درگیر و وابسته به زبان شناسی است ، این موضوع می تواند به صورت کامل وعالی به کمک موارد بحرانی و مثال های مشخصه و نمایان که با نمونه های حساسی پشتیبانی می گردند انجام گیرد :
هیچ موردی وجود ندارد که نظریه پردازان زبان شناسی در مسائل گرامری کلی و گسترده و یا متون نوشتاری لغوی درگیر شوند .
دوباره قابل ذکر است که این تفاوت های زبان شناختی به نسبت بیشتر به کارهایی که به NLP ربط دارد تا به تمامی شاخه های زبان شناسی محاسباتی .

به عنوان دلایل عملی اولین مورد این است بیشتر آنچه زبان شناسی محاسباتی و یا NLP تا کنون قادر به انجام آن بوده اند در مقابل و نسبت به داده ها و اطلاعات مربوط به زبان شناسی خیلی خام و سطح پایین و کم بوده است.
تا کنون IT قادر به دست یابی به بسیاری از موارد و اهداف و تعاریف مشخصه تعیین شده ( مانند لغات و دستورات نحوی و ترکیبی و یا معانی لغات ) نبوده است که البته این مطالب به خوبی ت

وسط زبان شناسان توصیفی برای مقاصد و اهداف زبان شناسی تعریف و بیان گردیده بوده اند برای مثال می توان به عناوین قیدهای اشاره کرد .
همچنین این موضوع مهمی است که تا کنون ITبه صورت اولیه و ابتدایی فقط به زبان انگلیسی اختصاص یافته بوده است و حتی در غیر این صورت به یک سری زبان های عمده اروپایی و زبان هایی مانند روسی ، ژاپنی ، چینی و در حای حاضر که روند رو به رشدی دارد زبان عربی معطوف بوده است ولی به دیگر زبانهای دنیا توجه خواصی نشده است ولی این موضوع در خود زبان شناسی صورت پذیرفته است /
علاوه بر آن حداقل در برخی از سیستم های NLP پیش از آنکه انتظار داریم منفعت طلبانه هستند و بر همین اساس نیز نوشته شده اند و در این بین حالتها و مواردی از زبان شناسی وجود دارند که حقیقتا هیچ چیزی برای یادگیری از IT ندارند به گونه ای که قوانینی که خود برای خودشان تعیین می کنند و مربوط به دنیای مدرن است ، تنها خودشان را در بر نمی گیرد بلکه کارهای زبان شناختی مرتبط با آن را نیز تحت شمول قرار می دهد .
بنابراین با این که IT ادعای ارائه یک سری منابع عقلانی و مبتکر فکری را به زبان شناسی میکند ، مخصوصا از طریق روش خودش ولی تا کنون دلایل ارزشمند متعاقد کننده ای برای اثبات این ادعا به مانند زبانشناسان ارائه نشده است ولی وجود ظرفیت و توان بلقوه در IT برای علم زبا نشناسی که ما در این مقاله ارائه کردیم و واقعیت هایی که نشان داده ایم ، هر دو برای این مهم و اثبات این که دلایل اصلی برای کمبود علایق زبان شناسان به IT چیست ارائه شده است .
همچنین کمبود تاثیر زبان شناسان محاسباتی بر روی دیگر همکارانشان در ابتده به خاطر دلایل بد در مقابل خوبی است که بیان می گردد . دوباره باید بیان کنیم که در این زمینه هم سطوح عملی و هم سطوح تئوری وجود دارند و تاثیر گذاردند .
در دیدگاه من پوشش دادن (مانند پوشش دادن کامل گرامر ترکیبی ) تعامل ( مانند آنچه میان علم ترکیب و علم معانی وجود دارد ) ، فرایند سازی و پردازش همانند مشخص کردن احساس و درک یک کلمه در یک جمله ) و تکمیل آن (مانند ترکیب کردن ریخت و تغییر شکل کلمات ، عبارت های نحوی و معانی لغات در سیستم پردازش گر ) همه و همه موضوعات مهم و مربوط به زبان شناسی هستند و هیچ توجیه دلیل آوری برای چشم پوشی و یا حذف آنها وجود ندارد .
به خصوص تمایل نداشتن به یادگیری مطالب در فرایند بنیادین IT سبب ایجاد یک سری محدودیت های زمین گیر کننده در توان وقدرت یادگیری و تمایل به تئوری های زبان شناسی می گردد . بنابراین معما در فرآیند پردازش زبان شناسی محاسباتی همان ارتباط و سرو کار داشتن با ابهامات مانند معانی لغات ، موضوعات مرجع و ساختارهای زبانی … است که یک خصوصیت بنیادین زبان را گوشزد می کند : برای تشریح و بیان زبان و اضهار آن ، سیستم می بایست ابهامات را حل نماید

. انجام این مهم به این احتیاج دارد که سیستم مورد نظر بتواند نیاز ها را پوشش دهد .
تعاملات را مدیریت کند و فرآیند پردازش را برای ترکیب گونه ها یا دسته های متفاوتی از اطلاعات را به خوبی اجرا کند این موضوع اغلب ممکن نیست زیرا که اغلب ، موضوع در متون زبانشناسی متمرکز شدن تنها بر روی یکی از جنبه های زبانی وچشم پوشی کردن از دیگد جنبه ها معطوف می گردد ، به جز در حالت های استراتژی به موقت به هیچ کدام از این ها درست نیستند به گونه ای که اغلب در متون زبان شناسی برای اطمینان از فهم و درک صحیح جمله و یا متن تمام آن موضوع به یک چیز اختصاص می یابد . تا همان هدف مشخص به دست آید