سکته قلبی

مقدمه
بيماري شريانهاي كرونري در طي چندن سال ايجاد مي‏شود و مي‏تواند منجر به بروز آنژين قلبي، سكته قلبي و مرگ ناگهاني شود. بيماري كرونري قلب، شايع‏ترين علت مرگ و مير در انگلستان مي‏باشد اكثر افراد، در اطراف خود كساني را مي‏شناسند كه دچار سكته قلبي شده‏اند و بعضي ا زآنها هيچگونه علامتي از قبل نداشته‏اند. بيماري كرونري قلب در طي ۵۰ سال گذشته شيوع

بيشتري پيدا كرده كه ما بعضي ا زعلل اين افزايش را مي‏دانيم. هدف از تأليف اين كتاب دادن اطلاعاتي در مورد اين بيماري به شما مي‏باشد تا اگر به اين بيماري دچار هستيد، چه كارهايي را مي‏توانيد انجام دهيد و يا براي پيشگيري از آن، چه اقداماتي بايد صورت پذيرد.

براي توصيف و شرح بيماري كرونري قلب و اثرات آن بر روي قلب، از اصطلاحات مختلفي استفاده مي‏شود. اين اصطلاحات عبارتند از : بيماري ايسكميك قلب، ترومبوز كرونري، آنفاركتوس ميو‏كارد MI ) ) و سكته قلبي.
بيماري كرونري قلب مي‏تواند باعث انواع مختلفي از مشكلات شود كه مام اين مشكلات به علت عدم اكسيژن رساني كافي به عضله قلب ايجاد مي‏شوند. شايع‏ترين اين مشكلات عباتند از :
• آنژين : درد سينه در هنگام انجام فعاليت ايجاد مي‏گردد. هر گونه فعاليتي مي‏تواند باعث روز اين درد سينه (آنژين) شود. وقتي فرد استراحت مي‏كند، اين درد سينه بهبود مي‏يابد.
• سكته قلبي : درد شديد سينه كه براثر مرگ يك قسمت عضله قلب در هنگامي كه خون‏رساني به آن قسمت به طور كامل متوقف شده است، در سكته قلبي رخ مي‏دهد.
• نارسايي قلبي : تنگي نفس و ورم كردن مچ پاها به علت عدم

تلمبه كردن مناسب قلب و نارسايي قلب ايجاد مي‏شود.
• نامنظم شدن ريتم قلب (آريتمي) : بي‏نظمي در ضربانهاي قلب مي‏تواند سبب تنگي نفس و طپش قلب شود.
بيماري كرونري، تنها بيماري‏اي نيست كه باعث گرفتار شدن قلب مي‏شود، اما مهم‏ترين بيمار‏ي‏‏اي است كه قلب را دچار مشكل مي‏سازد. ساير مشكلات قلب عبارتند از:
• بيماري‏هاي مادرزادي قلب : غير طبيعي بودن شكل قلب كه از لحضه تولد در كودك وجود دارد.
• كـارديوميوپاتي‏ها : بيماريهايي هستند كه عضلات قلب را دچا رمشكل مي‏سازند.
• بيماريهاي دريچه‏اي قلب : اختلال در هر يك از چهار دريچه‏اي كه در قلب وجود دارد مي‏تواند منجر به مشكلاتي گردد كه به آنها بيماريهاي دريچه‏اي قلب گفته مي‏شود.

فرق مي‏كند. اين بيماري در كشورهاي پيشرفته اروپايي، آمريكايي و استراليا از شيوع زيادي برخوردار است اما در كشورهاي عقب مانده جهان سوم، تعداد افراد مبتلا به بيماري كرونري قلب بسيار كمترمي‏‏باشد. به نظرمي‏رسد كه اين وضعيت به علت نحوه زندگي اين افراد ايجاد مي‏شود به طوري كه افرادي كه از كشورهاي عقب مانده جهان سوم به كشورهاي پيشرفته مهاجرت مي‏كنند نسبت به ساير افراد كشور مادرشان، بيشتر دچار بيماري كرونري قلب مي‏شوند. براي مثال، هنديهاي كه به انگلستان مهاجرت كرده‏اند بيشتر به بيماري كرونري قلب مبتلا مي‏شود.

درخود قاره اروپا هم از شيوع بيماري كرونري قلب، تفاوتهايي بين كشورهاي مختلف آن وجود دارد. در جنوب اروپا، معمولاً اين بيماري كمتر از كشورهاي شمال اروپا ( اسكانديناوي ) و انگلستان است كه يك علت آن، نحوه رژيم غذايي مديترانه‏اي مي‏باشد. بسياري از افراد عقيده دارند كه رژيم غذايي مديترانه‏اي كه حاوي مقادير زيادي سبزيجات تازه، سالاد، ميوه، ماهي و مقدار نسبتاً كمي گوشت قرمز و لبنيات مي‏باشد، مي‏تواند در مقابل بروز بيماريهاي قلبي، اثر حفظتي داشته باشد. گر چه

توصيفاتي از بيماري كرونري قلب در گذشته‏هاي دور توسط پزشكان بيان مي‏شد، اما تا بعد از جنگ جهاني دوم به عنوان يك بيماري شايع مطرح نبود. از بعد از جنگ جهاني دوم ، ميزان بيماري كرونري قلب بخصوص در مردان جوان افزايش يافت. در ايالات متحده آمريكا ، حداكثر اين افزايش درسال ۱۹۷۰ رخ داد و سپي ميزان آن تا امروز درحال پايين آمدن است.

همچنين در استراليا، نيوزيلند و بريتانيا، اين ميزان در حال كاسته شده است. متأسفانه دركشورهاي بلوك شرق سابق و روسيه، ميزان شيوع بيماري كرونري قلب به طور سريعي امروزه در حال افزايش مي‏باشد.
گفتن اين مطلب، غلو نمي‏باشد كه امروزه اكثر تخت‏هاي بيمارستاني در بريتانيا توسط بيماراني كه به نحوي به تصلب شرايين (سفت شدن رگها) دچار هستند،پرشده است وشايع‏ترين نوع اين بيماري نيز بيماري كرونري قلب مي‏باشد.بيماري كرونري قلب از مجموع‏تمام انواع سرطان‏ها شيوع بيشتري دارد. اين بيماري در افراد مسن بيشتر شايع است و در مردها نيز چها برابر بيشتر از زن‏ها شيوع دارند. در مردان جوان ، بعد از تصادفات، بالاترين علت مرگ، بيماري كرونري قلب مي‏باشد.
چرا بيماري كرونري قلب اين قدر دركشورهاي پيشرفته شايع مي‏باشد؟ هيچ كسي به طور مطمئن علت اين موضوع را نمي‏داند، اما رژيم غذايي، استعمال دخانيات، عدم تحرك كافي و محروميتهاي به نظر مي‏رسد كه از عوامل مهم شيوع زياد اين بيماري در جوامع غربي باشد.

درمان هاي جديد :
در طي ۱۰ سال گذشته، پيشرفتهاي زيادي در درمان بيماري كرونري قلب پديد آمده است.
داروهاي جديدي مثل داروهاي از بين برنده لخته خون كه بعد از سكته قلبي استفاده مي‏شود
ساخته شده است. همچنين داروهاي خوبي براي آنژين و پايين آوردن كلسبرول خون بوجود آمده است و نيز مطالب بيشتري در مورد داروهاي قديمي مثل بتابلوكرها و آسپيرين كشف شده است. اين داروها نه تنها مي‏توانند براي تسكين علايمي مثل درد استفاده شوند بلكه باعث بهبود تغييرات بيماري نيز مي‏شوند.

با اين حال بزرگترين پيشرفت، در جراحي قلب و آنژيو پلاستي ايجاد شده است. جراحي باي‏پَس ( CABG يا پيوندي باي پس شريان كرونري ) مي‏تواند باعث تغيير در زندگي بيمارن دچار آنژين قلبي شده و در تبعصي موارد همچنين موجب كاهش خطر ايجاد سكته‏هاي قلبي بعدي مي‏گردد. آنژيوپلاستي روشي است كه با استفاده از يك بالون (بادكنك) كوچك، رگهاي باريك شده و يا مسدود شده، گشاد مي‏گردند. اين روش مي‏تواند بسيار مؤثر باشد، بخصوص امروزه كه از استنت‏هاي سيمي باريك براي باز باقي ماندن شريانها استفاده مي‏گردد.

تمام اين مطالب،خبرهاي خوبي هستند براي كساني كه دچار مشكلات قلبي شده‏اند،اما هدف ما بايد پيدا كردن علل شيوع زياد بيماري كرونري قلب و سعي در جلوگيري از ابتلاء به آن باشد.

قلب يك تلمبه عضلاني است كه در سينه قرار دارد و بطور مداوم در حال كار كردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه‏روزي خون را به سرتاسر بدن تلمبه مي‏كند در حدود ۱۰۰٫۰۰۰ بار در روز قلب ضربان مي‏كند. براي اينكه قلب بتواند اين كار سنگين را انجام دهد، نياز دارد كه توسط شريانهاي كرونري، به عضله خودش هم خونرساني مناسبي صورت پذيرد.

قلـب چگونـه كـار مي‏كنـد؟
عملكرد اصلي قلب،تلمبه كردن خون قرمز و روشن كه حاوي مقادير زيادي اكسيژن و مواد غذايي است از طريق شريانها يبزرگ به سرتاسر بدن مي‏باشد. وقتي اكسيژن اين خون توسط بافتها برداشته شد، وريدها خون فاقد اكسيژن كافي را كه به رنگ تيره‏تري در آمده است ار دوباره به قلب بر مي‏گردانند. قلب داراي دو قسمت مي‏‏باشد كه هر قسمت آن به صورت يك تلمبه جداگانه عملب مي‏كند.

 

ساختمان داخلي قلب
اين شكل نشان دهنده دوجفت حفره قلب مي‏باشد (يعني دهليز و بطن راست و چپ ). هر جفت حفره به صورت يك تلمبه مجزا عمل مي‏كند. يك دريچه در قسمت خروجي هر حفره وجود دارد كه از برگشت خون درمسير غلط جلوگيري مي‏كند.
را كه اصطلاحاً “ دهليز“ مي‏نامند، به صورت جمع كننده خون ورودي به قلب عمل مي‏كنند و حفره‏هاي پاييني كه به آنها “بطن“ گفته مي‏شود، با انقباض خود باعث مي‏شوند كه خون از قلب به بيرون تلمبه شود قسمت راست قلب، خونهايي را كه از وريدهاي تمام بدن مي‏آيد را گرفته وبه سمت ريه‏ها تلمبه مي‏كند تا اكسيژن ريه‏‏ها بتوانند وارد اين خون شوند. قسمت چپ قلب، خوني را كه از ريه‏ها خارج مي‏شود راگرفته و سپس آن را به تمام قسمتهاي بدن مي‏فرستد تا نيازهاي اكسيژن آنها را بر طرف نمايد.
براي اينكه به همه اعضاء و عضلات بدن برسد، بايد با فشار زيادي تلمبه گردد. شما وقتي يك شريانتان بريده مي‏شود، مي‏بينيد كه خون با چه فشاري به بيرون فوراه مي‏زند. براي اينكه اين تلمبه زدن با قدرت كافي انجام شود، عضلات قلب بايد خيلي قوي باشند و هيچگاه مثل ساير عضلات ( مثلاً عضلات پاها ) دچار خستگي نگردند. بنابراين، عضلات قلب نياز دارند كه خودشان به خوبي خونرساني خود عضلات قلب، توسط شريانهاي كرونري و شاخه‏هاي آنها صورت مي‏پذيرد.

تصلب شرايين ( سفت شدن شريان‏ها)، آترواسكلروز و آتروما (Atheroma) همگي يك چيز هستند. وقتي كه شما به دنيا مي‏آييد، رگهاي خوني شما قابليت ارتجاعي و الاستيك خوبي داشته و خون مي‏تواند به راحتي از داخل آنها عبور نمايد. اما بعد از چند سال، چربي‏ها شروع به رسوب كردن درديواره رگهاي شريان‏ها مي‏كنند اين رسوبها كم‏كم خود را به صورت توده‏اي ايجاد كرده، شريانها را تنگ نموده و باعث مي‏شوند كه جريان خون شريان‏ها كاهش يابد.

وسعت اين تغييرات و ميزان بروز آنها، بستگي به مقدار چربي كه در خون وجود دارد ( بويژه كلسترول LDL ) در افراد مختلف، متفاوت مي‏باشد افرادي كه داراي ميزان بالايي از كلسترول LDL درخونشان هستند، احتمال بيشتري دارد كه به آتروماي شديد دچار شوند،اما بعضي از تغييرات ممكن است وقتي كه سن ما به ميانسالي مي‏رسد در همه ما ايجاد شوند.
همچنان كه قطعات آتروما افزايش مي‏يابد، ديواره شريانها ضخيم‏تر و ضعيف‏تر شده و به تدريج باعث كاهش عبور جريان خون از آنها مي‏شود اين روند مي‏تواند درهر عضوي از بدن ايجاد شود، بنابراين آتروما شريانهاي مغز ممكن است منجر به بروز سكته مغزي شود، آتروماي شريانهاي دست و پا مي‏توانند موجب قانقاريا و قطع عضو گردند و نيز آتروماي شريانهاي كرونري قلب مي‏تواند منجر به سكته قلبي شود.
روند سفت شدن شريانه ( تصلب شرايين ) به طور تعجب انگيزي مي‏توانند به صورت تكه‏تكه در سراسر بدن و بخصوص در شريانهاي كرونري ايجاد شوند. باريك شدن مي‏تواند فقط در تمام يك شريان يا قسمتي از يك شريان ايجادشود و اين موضوع مي‏تواند در نحوه تصميم‏گيري براي درمان آن بسيار اهميت داشته باشد.
در بيماري كرونري قلب، پزشكان اغلب به بيمارن خود مي‏گويند كه يك، دو يا سه رگ قلب آنها دچار مشكل شده است. درمواردي كه آنها مي‏گويند سه رگ دچار مشكل شده است منظور اين است كه دو شاخة اصلي شريان كرونري چپ به همراه شريان كرونري راست گرفتار شده است. معمولاً گرفتاري يك يا دو شريان كرونري را مي‏توان با استفاده از داروها با آنژيوپلاسي درمان نمود، اما وقتي كه هر سه شريان كرونري دچار مشكل هستند، معمولاً نياز به عمل جراحي “باي پَس“ مي‏باشد.

تـرومبـوز

ترومبوز يك اصطلاح پزشكي است كه به معني “لخته“ مي‏باشد لخته يك فرايند طبيعي بدن است كه درهنگامي كه ما زخمي مي‏شويم و خونريزي مي‏كنيم، باعث مي‏گردد كه خونريزي ما متوقف شود. در مواقعي كه لخته‏هاي ناخواسته در بدن ايجاد مي‏شود، ضد انعقادها و رقيق كننده‏هاي طبيعي خون كه درگردش خون وجود دارند، اين لخته‏ها را به طور طبيعي از بين مي‏برند.
وقتي كه يك رگ خوني آسيب مي‏بيند، يك مجموعه از مواد شيميايي در بدن ترشح مي‏شوند كه باعث تشكيل يك لخته و بند آمدن خون از رگ مي‏گردد. دربيماي كرونري قلب، يك لخته خون تشكيل مي‏شود كه علت آن آسيب خارجي به رگ نمي‏باشد بلكه بر اثر صدماتي كه چربي‏ها به ديواره داخلي رگ وارد مي‏كنند، لخته تشكيل مي‏شود.
بطور طبيعي، ديواره داخلي پوشاننده رگها صافل بوده و باعث ايجاد لخته نمي‏گردد. وقتي كه آتروما ايجاد مي‏شود ديواره رگها ديگر صاف نبوده و د رسطح آن شكافهايي ايجاد مي‏گردد.

سلولهاي كوچك خون به نام “پلاكتها“ به اين شكافها چسبيده و به پرُ كردن آنها كمك مي‏كند. اگر اين شكافها كوچك باشند هيچ مشكلي پيدا نخواهد شد،اما وقتي شريانها باريك مي‏شوند حتي يك لخته كوچك هم مي‏تواند در جلوگيري از عبور جريان خون مؤثر باشد. امروزه ما مي‏دانيم كه چنين فرايند، باعث بدتر شدن ناگهاني آنژين‏ها مي‏شود كه اصطلاحاً به آن “آنژين ناپايدار“ گفته مي‏شود. در

يك سكته قلبي يك فرايند نسبتاً متفاوت باعث ايجاد مشكل مي‏گردد. رسوبات چربي در شريان‏ها فقط حاوي چربي نمي‏باشند، بلكه توسط بافتهاي آسيب ديده كه بوسيله خود كلسترول ايجاد شده نيز محاصره شده‏اند. به همين دليل در بالاي رسوبات چربي ،يك كلاهك سفت فيبروز ايجاد مي‏شود. هرگونه استرس يا فشار ناگهاني مي‏تواند باعث جدا شدن اين كلاهك شده و موجب يك منطقه وسيع‏ترِ آسيب ديده در ديواره شريان شود. اين وضعيت مي‏تواند باعث

نحوه پيدايش ترومبوز
فرايند ترومبوز (توليد لخته خون ) ممكن است در اثر وارد آمدن آسيب به ديواره رگهاي خوني شروع شود. لخته‏اي كه در اين موارد ايجاد مي‏گردد ممكن است باعث انسداد جريان خون در رگ شود.
تشيكل لخته‏هاي بزرگتري شده كه معمولاً شريان را مسدود مي‏شازد. در چنين مواقعي خون نمي‏تواند از اين لخته عبور كرده و به عضلات قلب برسد و در نتيجه، آن قسمت از عضله قلب خواهدمرد.
بنابراين، ترومبوز يكي از مشكلات اصلي در بيماري كرونري قلب مي‏باشد. ترومبوز،علت بروز اكثر موارد بدتر شدن ناگهاني آنژين و اكثر سكته‏هاي قلبي مي‏باشد. همانگونه كه بعداً خواهيم ديد، درمانهاي جديدتر و مؤثرتر بيماري كرونري قلب با اثر بر روي از بين بردن اين لخته‏ها و جلوگيري از تشكيل مجدد آنها، كار خود را انجام مي‏دهند. داروهاي گران قيمت و پيچيده‏اي كه مي‏توانند در يك سكته قلبي باعث حل شدن اين لخته‏ها شوند و نيز داروهاي ساده و ارزان قيمتي مثل آسپرين كه مي‏توانند از تشكيل اين لخته‏ها جلوگيري كنند، امروزه در دسترس هستند .

پزشكان امروزه در تلاش هستندكه بفهمند چه عواملي باعث مي‏شوند كه بعضي از افراد نسبت به بقيه، بيشتر به اين لخته‏ها دچار ‏شوند. تمايل بيشتر به لخته‏سازي در بعضي افراد ممكن است يكي از دلايلي باشد كه چرا مردم بريتانيا بيشتر مستعد ابتلاء به بيماري كرونري قلب هستند.

سـكـتـه قـلـبـي
وقتي كه در يك بيمار دچار بيماري كرونري قلب، شريانهاي كرونري به علت ايجاد لخته يا ترومبوز مسدود مي‏شوند، سكته قلبي ايجاد مي‏گردد. عضله قلب كه هب ان اصطلاحاً “ميوكارد“ گفته مي‏شود، به علت نرسيدن خون و اكسيژن به آنها دچار دردهاي شديدي مي‏شوند كه ره لحضه بر مقدار اين دردها افزوده مي‏گردد. در صورتي كه اين لخته خون به سرعت از بين نرود، بعد از ۵ تا ۱۰ دقيقه، آن قسمت از عضله قلب كه از اكسيژن و خون محروم مي‏شود، خواهد مرد. اين حالت در سكته قلبي يا آنفاركتوس ميوكارد ديده مي‏شود.

وسعت واقعي سكته قلبي و ميزان عضلاتي كه در اين موارد آسيب مي‏بينند به عوامل مختلفي بستگي دارد. اولين عامل،اندازه شريان مي‏باشد. هر چه شرياني كه مسدود مي‏شود، بزرگتر باشد وسعت بيشتري از عضله قلب آسيب مي‏بيند. دومين عامل اين است كه وقتي ساير شريانهاي كرونري هم دچار مشكل باشند،وسعت آسيب بيشتر خواهد بود بالاخره اينكه،وسعت سكته قلبي بستگي به اين خواهد داشت كه آيا منطقه دچار آسيب، داراي رگهاي اضافي هم بوده است يا خير.

در سكته قلبي چه اتفاقي رخ مي‏دهد
در يك سكته قلبي، يكي از شريانهاي كرونري به طورناگهاني به وسيلة گير كردن يك لخته در آن مسدود مي‏گردد و باعث مي‏شود كه به يك قسمت از عضله قلب، خون نرسد.
اگر اين رگهاي اضافي، به منطقه آسيب ديده بتوانند خونزساني كنند، صدمات كمتري ايجاد خواهد شد. تمرين‏هاي ورزشي منظم، باهث تحريك تشكيل اين رگهاي اضافي در قلب مي‏شوند، و به همين دليل است كه چرا اين تمرينات ورزشي مي‏توانند نقش مهمي در درمان بيماران كرونري قلب داشته باشند.
اثر فوري آسيب ديدن عضلات قلب، بغير از ايجاد درد،آن است كه قلب ديگر نمي‏تواند مانند سابق به خوبي عمل تلمبه كردن خون را انجام دهد و درنتيجه فشار خون شديداً پايين آمده و موجب غش كردن، عرق ريزش و تهوع مي‏شود. مشكل اصلي ديگزي كه در مراحل اوليه آسيب ديدن قلب ايجاد مي‏شود، آن است كه عضله آسيب ديده مي‏تواند باعث بروز بي‏نظمي‏هايي در ريتم ضربان قلب بشود كه اصطلاحاً يه آن “آريتمي قلبي“ گفته مي‏شود. اين بينظمي‏ها مي‏توانند تهديد كننده حيات بوده و منجر به “ايست قلبي“ شوند. به خاطر خطراتي كه اين آريتمي‏ها مي‏توانند ايجاد كنند، اهميت زيادي دارد كه افرادي كه دچار سكته قلبي مي‏شوند، د ر۴۸ ساعت او لپي از سكته ،؟ در بخش مراقبتهاي قلبي ( سي‏سي‏يو CCU ) به دقت تحت نظر باشند

.
خوشبختانه بعد از ۲ يا ۳ روز كه از سكته قلبي گذشت، احتمال وقوع چنين آريتمي‏هاي خطرناكي نادر است و مي‏توان بعد از اين مدت بيمار را از بخش سي‏سي‏يو به بخش عمومي بيمارستان منتقل كرد و سپس به خانه فرستاد. بعد از بروز يك سكته قلبي، بدن شروع به ترميم قسمتها يآسيب ديده مي‏كند. سلولها از قسمت عضله مرده يا آسيب ديده برداسته مي‏شوند و بافت فيبروز تشكييل مي‏شود. اين مراحل حدود ۶ تا ۸ هفته طول خواهد كشيد.بافتي كه در محل آسيب ايجاد مي‏شود، قوي مي‏باشد اما متأسفانه عضله قلبي كه از دست رفته است ديگر نمي‏تواند جايگزين شود

و درنتيجه قلب ضعيف‏تر مي‏گردد. اكثر افرادي كه يك سكته قلبي كوچك داشته‏اند. تفاوت چنداني نسبت به قبل از سكته قلبي احساس نخواهند كرد. گر چه اگر يك قسمت بزرگ از عضله قلب دچار صدمه شود، اندازه قلب بزرگترشده و ديگر نمي‏تواند به خوبي عمل تلمبه زدن خود را انجام دهد. اين حالت را اصطلاحاً “نارسايي قلبي“ مي‏گويند.

نتيجة نهايي
نارسايي قلبي مي‏تواند براثر بسياري از بيماريهايي كه قلب را گرفتار مي‏سازد ايجاد شود( بويژه در بالا بودن فشار خون )، اما د ركشورهاي پيشرفته غربي، بيماري كرونري قلب مهمترين علت ايجاد نارسايي قلبي مي‏باشد. وقتي كه قلب نمي‏تواند به خوبي تلمبه بزند، ريه‏ها دچار احتقان و پر خوني شده و تنگي نفس ايجاد مي‏شود. براي ساليان درازي، اساس درمان اين افراد،استفاده ا زداروهاي “ مُدر“ بود كه باعث افزايش ادرار ميشد تا اين آب اضافي از بدن خارج گردد. با اين حلا امروزه از داروهيا جديدي كه اصطلاحاً به آنها “مهاركننده‏هاي آنژيم مبدل آنژيوتانسين“ يا بطورخلاصه‏تر “مهار كننده‏ه‏هاي ACE“ گفته مي‏شود، استفاده مي‏گردد كه بسيار مؤثر تر از داروهاي قبلي مي‏باشند.

نيتجه ديگري كه به علت بافت فيبروز در عضله قلب ايجاد مي‏شود، تداخل آن با فرآيند الكتريكي قلب است كه طور طبيعي باعث ريتم طبيعي ضربان قلب مي‏شود و در چنين مواردي منجر به بي‏نظمي‏هايي در ضربان قلب مي‏گردد. مهم‏ترين بي‏نظمي قلبي كه رد اين مواقع ايجاد مي‏شود را اصطلاحاً “فيبريلاسيون دهليزي“ مي‏نامندكه معمولاً با داروي “ديگوكسين“ آن را درمان . مي‏كنند ديگوكسين يك داروي قديمي است كه از گل‏انگشتانه بدست مي‏آيد. ساير بي‏نظمي‏هاي قلب را مي‏توان با داروهايي مثل بتابلوكرها و نيز داروهاي جديدتر درمان نمود.

 

اثرات بالا رفتن سن
بيماري كرونري قلب، يك بيماري تدريجي و غير قابل پيش‏بيني مي‏باشد. رسوب چربي درشريان‏ها ممكن است خيلي آهسته و آرام درطي ۲۰ يا ۳۰ سال ايجاد شوند.
در طي اين مدت، فرد هيچگونه درد يا مشكلي را حس نخواهد كرد اما وقتي كه اين شريان‏ها به ميزان ۷۰ درصد تنگ و باريك مي‏گردند و جريان خون به عضلات قلب مختل مي شوند، مشكلات آغاز مي‏گردد.

از آنجايي كه اين روند بسيار كند مي‏باشد، قلب مي‏تواند در اين مدت با ايجاد رگهاي خوني جديد و اضافي كه اصطلاحاً به آنها رگهاي اضافي يا “كولترال“ (Collateral ) گفته مي شود با اين تغييرات مقابله كند. شريان هاي كرونري تشكيل شبكه مؤثري از رگهاي خوني در اطراف قلب مي‏دهند و هنگامي كه يكي از آنها تنگ و باريك مي شود، يكي از شاخه هاي شريان ديگر، با گسترش يافتن، باعث مي شود كه به خونرساني منطقه مبتلا، كمك نمايد.
گرچه تشكيل آتروما در شريان كرونري بسيار آهسته و كند مي‏باشد، اما يك لخته مي‏تواند در هر لحظه‏اي به طور ناگهاني ايجاد شود. افرادي كه فقط گاهي اوقات دچار آنژين قلبي مي شوند، ممكن است به طور ناگهاني آنژين آنها بدتر شده (آنژين ناپايدار) و يا دچار سكته قلبي شوند. خوشبختانه اين وضعيت چندان شايع نمي باشد و فقط حدود پنج در صد مبتلايان به آنژين، به چنين وضعيتي دچار مي‏گردند.
مسئله‏ايي كه بيشتر نگران كننده است، اين حقيقت مي باشد كه يك سكته قلبي ممكن است در فردي كه سابقة هيچگونه مشكل قلبي را نداشته است به طور ناگهاني ايجاد شود. اين وضعيت
مي‏تواند بر اثر رسوبات نسبتاً كوچك چربي كه اگر در جاي خود باشند مشكلي ايجاد نمي‏كنند اما از جاي خود جدا شده و كنده مي‏شوند مي‏تواند باعث انسداد ناگهاني شريان شوند.
اكنون ما شروع به فهميدن بهتر اين فر‏آيند كرده ايم و به نظر مي‏رسد كه داروهاي مختلفي قادر هستند كه جلوي بروز اين مشكل را بگيرند.
سه ماه قبل آقاي آرتور متوجه شد كه هنگام بالا رفتن از پله‏ها يا از سر بالايي مخصوصاًاگ رهوا سرد هم باشد، دچار دردهايي در سينه مي‏شود. با مراجعه به پزشك متوجه شد كه دچار آنژين قلبي مي‏باشد. پزشك براي درمان او داروي ضد آنژين “آنتولول“ را تجويز نمود.اكنون آقاي آرتور احساس مي‏كند كه دوباره حالش خوب شده و هيچ مشكلي ندارد.

شرح حال دوم : سكته قلبي
آقاي رابرت،يك ورزشكار و دونده ماراتون مي‏باشد. پدر او در سن ۶۴ سالگي بر اثر سكته قلبي فوت نمود. حال آقاي رابرت كاملاً خوب بود اما يك روز،بعد از اينكه حدود ۱۵ كيلومتر دويد دچا ر درد سينه شدو به طور ناگهاني فوت كرد. دركالبد شكافي كه ازاو به عمل آمد، متوجه شدند كه علت مرگ او سكته قلبي مي‏باشد.

به نظر مي‏رسد كه فقط يك علت بتواند باعث بروز بيماري شريانهاي كرونري گردد. با اينحال، تحقيقات پزشكي نشان داده است كه مجموعه‏اي از چيزها مي‏توانند باعث افزايش احتمال ابتلاء شماره بيماري كرونري قلب شوند كه به آنها “عوامل خطر“ يا “ ريسك فاكتور“ گفته مي‏شود.

عوامـل خطـر زا
همانگونه كه يك فرد قد بلند احتمال بيشتري نسبت به يك فرد قد كوتاه دارد كه سرش به چارچوب در برخورد كند، افرادي هم كه داراي يك يا چند عامل خطر هستند، بيشتر ازكساني كه فاقد اين عوامل خطر هستند احتمال بروز سكته قلبي را دارند. با اينحال، نه همة كساني كه قدشان بلند است سرشان به چارچوب در برخورد مي‏كند و نه همة افرادي كه داراي عوامل خطر هستند دچار سكته قلبي مي‏شوند، اما احتمال آن براي اين افراد بيشتر مي‏باشد.
عوامل خطر براي ابتلاء به بيماري قلبي به دودسته تقسيم مي‏شوند: ۱ـ عواملي كه مي‏توانيم براي تغيير آنها كاري انجام دهيم .
( عوامل قابل اصلاح ) و ۲ـ عواملي كه نمي‏توانيم براي تغيير آنها كاري انجام دهيم ( عوامل غير قابل اصلاح). هرچه تعداد عوامل خطر در يك فرد بيشتر باشد، احتمال بروز بيماري كرونري قلب نيز بيشتر مي‏باشد.

گر چه بالا بودن كلسترول خون در فردي كه عامل خطر ديگري ندارد فقط باعث مي‏شود كه احتمال خطر ابتلاء به بيماري كرونري قلب نسبت به افرادي كه هيچگونه عامل خطري ندارد كمي افزايش يابد. در چنين مواردي،نبايد زياد نگران باشيد زيرا ۱زشك براي پايين آوردن كلسترول خون، توصيه‏هايي به شما خواهد نمود.

عوامل خطر زاي غيرقابل اصلاح بيماري كرونري قلب

 عوامل ارثي و ژنتيكي مثل بالا بودن ارثي كلسترول خون
 جنس (مردان بيشتر از زنان به بيماري كرونري قلب مبتلا مي‏شوند)
 سن

سن و جنس افراد
بيماريها ي قلبي، همانند بسياري ديگر از بيماريها، در افراد مسن و پير بيشتر ديده مي‏شود. در حال حاضر در انگلستان، تيمي ا زموارد سكته‏هاي قلبي د رافراد بالاي ۶۵ سال ايجاد مي‏شود.
نكته قابل توجه د ربيماري كرونري قلب اين است كه د رزير سن ۵۵ سالگي، اين بيماري در آقايان بسيار شايع‏تر از خانمها مي‏باشد. علت اين امر بدين خاطر است كه خانمها قبل از يائسگي به ندرت دچار سكته قلبي مي‏شوند. بعد از يائسگي، كمتر بروز بيماري كرونري قلب درخانمها افزايش مي‏يابد و به تدريج به آقايان نزديك مي‏شود به طوريكه بعد از ۷۵ سالگي،تعداد خانمهاي دچار بيماري كرونري قلب به اندازه آقا اين مي‏باشد.

علت دقيق اينكه چرا خانمها قبل از يائسگي،كمتر به بيماري كرونري قلب مبتلا مي‏شوند هنوز به درستي مشخص نشده است، اما به نظر مي‏رسد كه با كاهش ناگهاني بعضي از هورمونها در هنگام يائسگي ارتباط داشته باشد.