سکه های هخامنشی و بعضی ساتراپها

با آنکه کورش ( ۵۵۹-۵۲۹ ق.م) بنیانگذار سلسله هخامنشی متوجه لزوم ضرب سکه و تاسیس ضرابخانه بود ، مرگ وی این فرصت را به او نداد. کمبوجیه ( ۵۲۹-۵۲۱ق.م) در دوره کوتاه پادشاهی خود گرفتار عصیانها و لشکرکشیها بود ، به هیمن جهت فرصت پرداختن به امور داخلی را نیافت ؛ اما داریوش اول ( ۵۲۱-۴۸۵ق.م) پس از برقراری نظم در امپراطوری پهناور هخامنشی به تشکیلات امور داخلی و تقسیمات مملکتی و ممالک تابعه پرداخت و بخصوص توجه خاصی نسبت به وضع

مالی و اقتصادی مبذول داشت . قبل از وی ترتیب صحیحی در برآورد مالیات متناسب با دارایی هر منطقه یا ساتراپ وجود نداشت و عایدات بر مبنای معین و اصولی تنظیم نمی شد لذا داریوش برای امور مالی و اقتصادی وبازرگانی مقررات جدیدی وضع نمود . داریوش پس از آنکه نظام اداری و مالی را قوام بخشید متوجه لزوم ضرب سکه شد . بنا به دستور وی ضرابخانه ها تاسیس گردید وبا روش معینی شمشهای زر و سیم برای ضرب سکه از خزانه به ضرابخانه ها فرستاده شد . احتمال دار

د ضرابخانه بعد از سال (۵۱۴ ق.م) به دستور داریوش تاسیس شده باشد زیرا در پی بنای کاخ داریوش در تخت جمشید که تاریخ ساختمان آن بین سالهای ۵۱۷-۵۱۴ ق. م است چند سکه متعلق به کرزوس و شهرهای یونانی قرار داده شده است و این مساله نشان می دهد که در آن تاریخ هنوز سکه هخامنشی وجود نداشته ؛ ضرابخانه دایر نگردیده بود . سکه های زرین هخامنشی را «دریک» و سکه های سیمین را «شکل»

می نامیدند . معمولا وزن در یک ۴۲/۸ گرم بود و از سکه های کرزوس که ۱۷/۸ گرم وزن داشت قدری بیشتر بود. وزن سکه های نقره (شکل) ۶۰/۵ گرم بود و نسبت طلا و نقره به میزان یک به بوده است . هرودت ، اولین تاریخنگار یونانی است که از پول طلای داریوش( در یک ) صحبت به میان آورده ، از خالص بودن فلز آن تعریف نموده است . پس از تجزیه شیمیایی که در زمان حاضر به عمل آمد معلوم شد که فلز دریک فقط ۳% آلیاژ دارد. به همین مناسبت دریک در تمام مناطق یونان و

آسیا شهرت و اهمیت به سزایی یافته بود. نظم در وزن و مبادله آسان آن در معاملات و تجارت یکی دیگر از دلایل مهمی بودکه باعث رواج آن گردید . در اواخر دوران هخامنشی ( دو دریکی) به وزن ۶۵/۱۶ گرم ضرب گردید. در روی سکه های دریک تصویر شاه حک شده که ایستاده و تاج کنگره داری به سر گذاشته است . علامتی که او را از سایر ساتراپهای تابعه ممتاز می کرد . زانوی از

خمیده است و زانوی راست او به سمت جلو و پای چپ به طرف عقب متمایل است . کمان و نیزه ای که انتهای آن او به سمت جلو و پای چپ به طرف عقب متمایل است . کمان و نیزه ای که انتهای آن به گویی منتهی می شود در دست دارد ؛ این شکل و سیما به طور خلاصه نشان دهنده کماندار بودن اوست .بعضی از محققان معتقدند که این طرز قرار گرفتن مشخصه کمانداران ایرانی در حال جنگ است . یونانیان نیز با در نظر گرفتن خصوصیات دریک بدان نام عمومی کماندار ( سازیتاری) داده بودند . یک تیردان مملو از تیر در پشت شاه دیده می شود. لباس وی عبارت بود از :ردا زانوی چینهای بسیار که در روی بازوها و سراسر اندام او این چینها دیده می شود. ردا زانوی

چپ او را نمی پوشاند و با حاشیه ای مفرس از شرابه های مدور زینت شده است . لباس فرمانروا با کمربندی به دور کمر بسته شده است و فقط در روی سکه های شکل و گاهی بندرت در روی دریک ها شاه به جای نیزه خنجری در دست دارد . دریکهای هخامنشی از اعتبار خاصی در دنیای آن روز برخوردار بودند و در شکل خارجی وزن و عیار دریک از زمان داریوش اول تا عهد داریوش سوم یعنی مدتی نزدیک به دو قرن به هیچ وجه تغییری حاصل نشده است . پشت سکه بجز موارد

استثنایی دارای فرورفتگی چهارگوش و گود و ناهمواریهای نامنظم است . این فرورفتگیها و نقوش و خطوط زمانی در طول ، گاهی در عرض سکه دیده می شود. سطح مقعر ، مربع یا مستطیل که در پشت سکه ها دیده می شود معرف قسمت برجسته سندان بوده است که در روی فلز عدس شکل برای جلوگیری از لغزیدن ، موقعی که چکش به آنها اصابت می کرد گذاشته می شد . با سقوط امپراطوری هخامنشی در سال ۳۳۰ ق.م ضرب دریکها کاملا متوقف نگردیدو بعضی از

ضرابخانه های آسیا در زمان اسکندر و حتی پس از اون یز به کار خود ادامه دادند و سکه های دریک در بازرگانی مورد استفاده قرار می گرفت .ولی سکه های دو دریکی تا خاتمه تجزیه امپراطوری اسکندر رسما رواج داشت و حتی پس از سال ۳۰۶ق.م درباکتریان ( باختر ) و در هندوستان رایج و به طور غیر رسمی ضرب آن متداول و معمول بوده است . شکل نیز به مدت یک قرن تقریبا بدون هیچ گونه تغییری باقی ماند . اما در زمان اردشیردوم کماندار روی آن یابکلی از میان رفت یا در وضع آن تغییرات بسیاری صورت گرفت و به جای کماندار که در یک دست کمانم و در

دست دیگر نیزه داشت کمانداری در حال تیراندازی دیده می شود ، سپس در زمان اردشیر سوم ، نیم تنه کماندار تا ساقهای پای او پایین آمده است و بالاخره در دوران سلطنت داریوش سوم در دست فرمانروا خنجری قرار دارد ، اما همان طور که اشاره شد به استثنای موارد نادر ، در دریک تغییراتی دیده
نمی شود و تا آخر دوران هخامنشیان به همان شکل باقی مانده است .
دریکها و دو دریکها و شکل و برخی از سکه های نقره که به وسیله ساتراپها و در سرزمینهای تابعه ضرب شده عموما دارای نقش کماندار پارسی است . شکل متحد سکه ها انتساب آنها را به شاهی که در زمان او سکه ضرب شده است دشوار و مشکل می کند . از آنجا که سکه شاهان هخامنشی فاقد خط و نوشتار است تشخیص آنها با مطالعه و بررسی سکه ساتراپها و کشورهای تابعه هخامنشی که مسکوکات آنها دارای خط و تاریخ بوده و اغلب مزین به نقش فرمانروای

هخامنشی است میسرگردید . همچنین مقایسه سکه ها با مهرها ، مخصوصا نقشهای برجسته متعدد آن دوران از راههای شناخت این مسکوکات بوده است ، برای مثال در ترعه ای که خشایارشا در سال ۴۸۰ ق.م در لشکرکشی به یونان حفر نمود ، در سال ۱۲۵۵ ه / ۱۸۳۹ م تعداد ۳۰۰ سکه دریک کشف گردید که این سکه ها دو نوع بودند و مسلما به وسیله داریوش اول و خشایارشا ضرب شده بود که با بررسی دقیق آنها این سکه ها از یکدیگر تفکیک و شناسایی شدند . در آغاز حکومت هر زمامداری شکل وتصویر فرمانروا ، حتی الامکان متناسب با خطوط چهره او تهیه
می گردید و این تصویر تا آخر دوران سلطنت او ، حتی با وجود تغییراتی در قیافه او بدون تغییر باقی می ماند. بنابراین باید قبول کرد که تصویر رسمی شاهان بر روی سکه ها نقش می شد و اختلاف جزئی سکه ها را باید ناشی از ضرب آنها در ضرابخانه های مختلف واثر حکاکان وهنرمندانی دانست که خطوط چهره شاهان و سایر مشخصات آن را ترسیم و برسکه ها نقر می نمودند .
مشخصات مهم شاهان هخامنشی بر روی سکه ها به شرح ذیل است :
داریوش اول ( ۵۲۱-۴۸۵ ق.م)
روی سکه . نقش شاه هخامنشی ، داریوش ، به سوی راست ، به وضع کماندار پارسی که یک زانو به زمین زده و به دست چپ کمان را تا محاذی صورت بالا نگهداشته است وبه دست راست مقابل سینه نیزه ای را که در راس آن گلوله ای کروی شکل قرار دارد و مایل به زمین می باشد گرفته است . او دارای ریش و موی بلند است که بر پشت گردن جمع گردیده است . بر سر وی تاجی است که پنج کنگره دارد ، تیردان در پشت وی آویزان است و به زحمت دیده می شود .
پشت سکه ، فرورفتگی چهار گوش نامنظم دارد .
خشايارشا(۴۸۵-۴۶۵ ق. م )

روي سكه ، نقش خشايارشا به وضع كماندار پارسي است كه يك زانو به زمين زده ،تاج وي داراي پنج دندانه است وكوتاهتر از تاج داريوش مي باشد . گونه ها بر آمده ، ريش بلند و باريك ولباس او مانند لباس داريوش است ( تصوير ۱ )
اردشير اول (۴۶۵-۴۲۵ ق. م )
روي سكه . تصوير اردشير اول ، شاه هخامنشي است به صورت يك كماندار پارسي است كه يك زانو به زمين زده است . تاج او پنج دندانه است و از تاج خشايارشا بلندتر مي باشد بيني اردشير بزرگ ، خميده و رخسار او پهن است . ريش بلند او كمي برجسته م

ي باشد و تا روي سينه مي رسد .
پشت سكه فرورفتگي مستطيلي شكل ناهموار دارد .
داريوش دوم( ۴۲۵-۴۰۵ ق.م)
روي سكه نقش داريوش دوم بر سكه ، به وضع كماندار پارسي است كه يك زانو به زمين زده است و تاجش پنج دندانه است .لباس او مانند البسه شاهان قبل از اوست . در مقايسه با پادشاهان ديگر او كوتاه قد و مسن به نظر مي رسد . سكه داريوش دوم به جهت دماغ بزرگ و پهن و ريش و موهاي پر پشت ، سر و چشمان برجسته مشخص است .
پشت سكه چهار گوش فرورفته با برجستگيهاي نامنظم است كه شباهت به ماهي يا پرنده دارد .
كوروش دوم ( ۴۰۱-۴۰۰ ق .م )

روي سكه نقش كورش دوم به صورت كماندار پارسي است كه به سوي راست يك زانو به زمين زده است . او داراي موهاي بلنداست وريش ندارد . تاج كورش دوم بلند و صاف وبدون دندانه است . به نظر مي رسد كه لباس او شرابه دار است .
پشت سكه فرورفتگي مستطيل شكل دارد .
اردشير دوم (۴۰۵-۳۵۹ ق.م)
براي تشخيص سكه هاي اردشير دوم بهترين روش مقايسه آنها با سكه ساتراپهاي آن دوره است ، چنانكه از روي سكه هاي ساتراپ سارد ، تيسافرن كه در روي يك طرف آن تصوير اردشير دوم منقوش است ، مي توان سكه هاي متعلق به دوره او را بخوبي تشخيص داد.
روي سكه نقش اردشير دوم به صورت كماندار پارسي كه به سوي راست ، يك زانو به زمين زده بر سكه نقر است . تاج او بلند نيست و داراي پنج دندانه است . ريش و موهاي سر او بلند و چشمها برجسته و دماغي خميده دارد .
اردشير سوم (۳۵۹-۳۳۷ ق.م)
روي سكه نقش اردشير سوم به صورت كماندار پارسي به سوي راست با تاج چهاردندانه است . چهره وي عريض و ريش او بلند و نوك تيز است .
پشت سكه فرورفتگي چهار گوش با برجستگيهاي ناهموار دارد .

داريوش سوم ( ۳۳۷-۳۳۰ ق.م)
روي سكه نقش داريوش سوم در وضع كماندار پارسي كه نيمه زانو به زمين زده است . نيمرخ او با ريش بلند ، برازندگي و ظرافت چهره او را مي رساند . تاج داريوش سوم پنج دندانه ارد و حاشيه رداي او مرواريد دوزي است .
پشت سكه خطوط مارپيچ و موازي برجسته ديده مي شود .

تصوير اين شاه كه آخرين فرمانرواي هخامنشي است در روي سكه هاي ساتراپهاي آن دوره از جمله ممنون مشاهده مي شود .
در سراسر كشور در مواقع عادي ضرابخانه ها به تناسب احتياج سكه مي زدند ولي در موقع جنگ فرمانروا يا ساتراپ محل يا يكي از امرا كه به نيابت شاه مامور تدارك اسلحه يا تشكيل قوا بري يا بحري بود سهم قابل ملاحظه اي از خزانه سلطنتي دريافت مي نمود كه بنا بر ضرورت هر قدر كه مقتضي بداند سكه بزند . از بسياري از فرمانروايان وساتراپها كه نقش موثري درتاريخ ايران داشته اند سكه به دست آمده است ، مانند فرناباذ، فرمانرواي فريگيه و مازه ، فرمانرواي كيليكيه وابروكوماس ، فرمانرواي سينوپ ، نوع ديگري از سكه ها كه در امپراطوري هخامنشي رواج داشت

سكه هاي سلاطين و امراي تابع ، مانندشاهان فنيقيه ، قبرس و كاري است . آنها زماني كه تحت اطاعت دولت هخامنشي درآمدند استقلال داخلي خود را حفظ كرده در كمال آزادي سكه زده اند و از لحاظ نقش نيز اختيار داشتند به دلخواه ، نقوش مربوط به مذهب و خدايان مورد ستايش و خط محلي خود را به كار برند .

تصوير ۱ سكه خشايارشا ، دريك ، ۴۸۶- ۴۶۵ ق.م ( موزه بانك سپه )

تصوير ۲ سكه شاهان هخامنشي ، ۱-۶ دريك ؛ ۷-۹ شكل

ادامه تصوير ۲ ۱-۶ داريوش دوم ؛ ۷ كورش جوان ؛ ۸-۱۱ اردشير دوم ؛ ۱۲-۱۵ اردشير سوم ؛ ۱۶-۲۷ داريوش سوم

ادامه تصوير ۲ ۱-۱۵ داريوش اول ؛ ۱۶-۲۱ خشايارشا؛ ۲۲-۲۷ اردشير اول

مشخصات کلی سکه های اشکانی
سکه های اشکانی از اسناد و مدارک گرانبهای تاریخ ، فرهنگ و هنر ایران به شمار
می روند . تصویر فرمانروایان پارتی بر این سکه ها در ردیف شاهکارهای هنر ایران محسوب می شود . سکه های اشکانی از جنس نقره و برنز هستند . مبنای پول نقره ، درهم نامیده می شد که تقسیمات کوچکتر آن از ابول و بزرگتر چهار درهم بود . واحد سکه های برنز نیز گالکوی نامیده می شد . بر روی سکه ها تصویر واقعی فرمانروای اشکانی در حالی که به سمت چپ می نگرد

نقش گردیده است . اما بندرت سکه هایی از شاهان اولیه اشکانی به دست آمده که صورت فرمانروا درجهت سمت راست تصویر حک شده است ، مانند سکه های ارشک اول و بعضی سکه های مهرداد اول ، فرهاد دوم و مهرداد دوم . گاهی نیز چهره شهریار اشکانی به صورت تمام رخ در روی سکه نقش گردیده است ، مانند بعضی از سکه های مهرداد سوم ، اردوان سوم ، ونن دوم و بلاش چهارم . در سکه های فرهاد پنجم تصویر فرمانروا در روی سکه و ملکه موزا در پشت سکه دیده

می شود . بر روی سکه های ارد اول ، پاکر اول ، فرهاد چهارم و فرهاد پنجم ، نیکه ؛ الهه پیروزی ، حلقه شهریاری را در دست دارد و آن را روی سرشاه نگاهداشته است . تاجهای شاهان اشکانی مرصع و مجلل هستند و برخی از آنان ، مانند مهرداد دوم دارای دو تاج متفاوت هستند.
گاهی نیز به جای تاج از نشانه شهریاری استفاده می کردند که مرکب از حلقه ای مزین و نواری مواج بود که در پشت سر گره می خورد . بر روی سکه های ارد اول ، فرهاد چهارم و ونن دوم ماه و خورشید نقش بسته اما معنی و مفهوم آنها بدرستی آشکار نیست . بعضی از محققان این علایم را نماد آناهیتا و مر نامیدند.

تصویر ارشک اولین فرمانروای پارتی در حالی که بر روی تخت یا سنگ مخروطی شکلی جلوس نموده و کمانی در دست دارد زینت بخش پشت درهمها که از رایجترین سکه های آن دوران بودند است . اشکانیان به علت علاقه و احترام خاص به بنیانگذار سلسله ، در مدت نزدیک به پنج قرن تصویر او را بر پشت درهمها نقش می نمودند ؛ اما در پشت سکه

های چهار درهمی ، تصویر فرمانروایان همراه با الهه های یونانی به چشم می خورد .
چهار درهمها منحصرا در ضرابخانه سلوکیه ضرب می شدند که آداب و فرهنگ یونانی در آن جا حاکم بود . بر پشت سکه های برنزی نیز مظاهر و نشانه های مذهبی ایران و یونان به چشم می خورد . این سکه ها اغلب در بین اقشار مختلف مردم کاربرد داشته از لحاظ تصاویر و مضامین بسیار متنوعتر از سکه های نقره هستند و به علت آزادانه اندیشی پارتیان ، آثاری از عقاید و باورهای

مذهبی رایج در حکومت و سرزمین اشکانیان بر آنها انعکاس یافته است. بر پشت سکه ها القاب و عناوین شاهان به صورت عادل ، نیکوکار ، دوستدار پدر ، دوستدار برادر ، دوستدار یونان ، خومختالر و غیره دیده می شود. که اغلب این القاب اقتباس شده و از جهتی مبین منش و اخلاق پارتیان دلیر و آزاده است . نوشته پشت سکه ها به خط یونانی است اما در اواخر این دوره بر سکه چندتن از شاهان اشکانی ، نام آنها به خط پهلوی اشکانی دیده می شود. بجز سکه فرهاد پنجم و ونن اول ، بر روی سایر سکه ها خطی نوشته نشده ، ما از زمان بلاش اول نام انحصاری فرمانروا در پشت سر او به خط پهلوی اشکانی نقر گردیده ، تقریبا تا اواخر سلسله اشکانی ، این روش ادامه
می یابد.
در پشت ونن نیز برخلاف سایر درهمها به جای تصویر ارشک نقش الهه نیکه دیده
می شود . سکه های چهاردرهمی دارای سال و تاریخ ضرب سکه است . برای اولین بار تاریخ گذاری بر روی سکه در زمان مهرداد اول متداول گردید و از زمان فرهاد چهارم بر بیشتر سکه ها تاریخ ضرب سکه نوشته شده ، نام ماهها نیز به طور اختصار بر بعضی سکه ها دیده می شود ،

تاریخ اغلب به سال سلوکی است ، اما گاهی تاریخ اشکانی نیز بر سکه ها نقش گردیده است . بیشتر شهرهای بزرگ اشکانی دارای ضرابخانه بودند و .علامت شهری که سکه در آن ضرب می گردید اغلب به صورت اختصار و حروف ترکیبی و گاهی به طور کامل در پشت سکه نوشته می شد. بر درهمها بندرت نام شاه نوشته شده ، اغلب به ذکر نام ارشک بنیانگذار سلسله اکتفا نموده اند. نام گودرز، ون ، بلاش ، مهرداد ، اردوان و ارتاوئاز بر درهمها دیده می شود. به طور کلی دقت در خصوصیات و بررسی سکه های اشکانی راهی است برای آگاهی و شناخت نزدیک به پنج قرن تاریخ پر افتخار ایران که بیشتر رویدادهای آن در پس دیوار قرون به دست خاموشی و فراموشی سپرده شده است .

جنس سکه ها و اوزان آنها
سکه های اشکانی از جنس نقره و برنز هستند و بجز یک مورد استثنایی سکه طلا دیده نشده است . به عبارت دیگر سکه های طلا ضرب ننموده اند . سکه نقره هم درهم نامیده می شد که واحد بزرگتر آن چهاردرهم و واحدهای کوچکتر آنها سه ابول ، دو ابول ،و ابول بودند. وزن چهار درهمها در اوایل حدود ۵/۱۶ گرم بود ، اما بتدریج از وزن آنها کاسته شد به طوری که در اواخر

حکومت اشکانیان وزن آنها به حدود سیزده گرم و حتی کمتر رسید تا جایی که برخی از محققان به اشتباه آنها را سه درهمی نامیدند. عیار چهار درهمها در ابتدا خوب بود اما در اواخر حکومت به علت ضعف دولت اشکانی بتدریج به پستی و ناخالصی گرایید. رایجترین پول این دوره درهم بود که در ضرابخانه های سراسر کشور ضرب می شد . وزن درهم حدود چهار گرم بود که در اواخر حکومت اشکانی به حدود ۶/۳ گرم رسید . عیار درهمها نیز در ضرابخانه های شرق کشور از زمان فرهاد چهارم (۳۷ق.م/۲م)رو به تنزل گذاشت تا جایی که در زمان بلاش اول ضرب آنها در شرق

امپراطوری به طور کلی متوقف گردید . اما عیار سکه ها در ضرابخانه های غرب همیشه خوب بود و فقط در زمان شاهان آخر سلسله اندکی ناخالصی در آنها مشاهده
می شود . وزن هر ابول تقریبا برابر یک ششم درهم بود. ابولها بیشتر در اوایل حکومت اشکانیان ضرب می شدند که آخرین آنها مربوط به زمان ارداول (۵۷-۳۷ ق.م)است . شایان ذکر است که گاهی سه ابول را نیم درهم نیز می گویند . سکه های برنزی تقریبا در تمام دوران فرمانروایی اشکانیان و در کلیه نقاط کشور به قطع و اندازه های کوچک و بزرگ و اوزان مختلف از چهارده گرم تا ۷/۰ گرم ضرب می شد . بر پشت این سکه ها نقوش مختلف مانند ماه و ستاره ، فرشته بالدار ،

لنگر کشتی ، شاهین ، اسب ، فیل ، سرشیر ، دژ و علایم برکت و فراوانی ، مانند خوشه گندم ، خرما ، انگور دیده می شود .
واحد وزن سکه های برنزی گالکوی است که بر اساس اوزان یونانی بوده به طور متوسط دو گرم وزن داشتند و هر هشت گالکوی برابر یک ابول ارزش داشت . عیار گالکویها نیز به مرور زمان پست تر گردید ، به طوری که در اواخر حکومت اشکانیان تقریبا به نصف تنزل یافت . فقط سکه های ضرب سلوکیه از این قاعده مستثنی و همیشه از عیار خوبی برخوردار بودند .
تاریخ وتقویم
اشکانیان از دو مبدا تاریخی استفاده می کردند یکی سال ۳۱۲ ق. م که سال تاجگذاری سلوکوس اول بود و مبدا تاریخ سلوکی محسوب می شد و دیگری سال ۲۴۸ ق. م یعنی زمانی که ارشک اول به رهبری پارتیان انتخاب شد و اعلام استقلال کرد .سال سلوکی از اول مهرماه آغاز می گردید و تقویم سلوکیان بر اساس دوازده ماه و مطابق با گردش ماه به دور زمین بود و چون با سال خورشیدی مطابقت نداشت هرسه سال تعداد ماه ها را به جای دوازده ، سیزده حساب می کردند تا با سال خورشیدی مساوی شده ، شروع آن منطبق با مهرماه گردد .

سال پارتی موافق با سال خورشیدی است و اسامی دوازده ماه همان اسامی اوستایی است که اکنون نیز معمول است ، فروردین ، اردیبهشت… و اسفند. تاریخی که بر روی سکه ها نوشته شده تاریخ سلوکی است و بجز چند مورد استثنایی ، تاریخ اشکانی بر روی سکه دیده نمی شود. ظاهرا تاریخ پارتی بیشتر برای نوشتن مکاتبات اداری و تنظیم اسناد استفاده می شده است . با توجه به اینکه سال سلوکی از ماه مهر آغاز می شود و سال میلادی از دی ماه ، هنگام تبدیل سال

سلوکی به میلادی ممکن است به میزان یک سال در محاسبات اشتباه رخ دهد ،بدین صورت که ماههای مهر ، آبان و آذر سال یکم سلوکی درسال ۳۱۲ ق.م قرار می گیرند و ماههای بهمن واسفند سال یکم سلوکی در سال ۳۱۱ ق. م به همین دلیل برخی از محققان ناچار در قبال هر تاریخ سلوکی ، دو تاریخ میلادی را ذکر می کنند ، یعنی در مقابل سال یکم سلومی می نویسند سال ۳۱۲/۳۱۱ ق.م به طور کلی تاریخگذاری بر سکه های اشکانی به شرح زیر است :

۱- تاریخگذاری بر چهار درهمها : نخستین بار در زمان مهرداد اول (۱۳۸-۱۷۱ق.م)تاریخگذاری بر سکه ها مرسوم شد . سلوکیان بر سکه ها بویژه بر چهار درهمها ، تاریخ ضرب سکه ها را ثبت می نمودند. هنگامی که مهرداد اول بر سلوکیه مسلط شد در ضرابخانه آن جا سکه هایی ضرب نمود که علاوه بر داشتن ارزش هنری به رسم سلوکیها تاریخ ضرب سکه نیز بر آنها نوشته می شد . بر پشت این سکه ها تاریخهای ۱۷۳ و۱۷۴ سلوکی برابر با ۱۴۰ و ۱۳۹ ق . م دیده می شود . بر چهار درهمهای اردوان اول نیز تاریخ ۱۸۸ سلوکی برابر با ۱۲۵ ق. م به چشم می خورد ، از آن دوره به بعد تا اواخر سلطنت ارداول ( ۵۷-۳۷ ق.م) دیگر بر چهار درهمها تاریخ دیده نمی شود اما از زمان فرهاد چهارم (۳۸/۳۷ ق.م – ۲م)به بعد نوشتن سال وماه بر سکه ها مرسوم شد که این شیوه تا پایان حکومت اشکانیان ادامه یافت . گاهی با مطالعه تاریخ سکه ها ، زمان و مدت حکومت یاغیان و مدعیان سلطنت نیز معلوم می گردد ، مثلا بلاش اول که از سال ۳۶۲ سلوکی فرمانروایی خود را آغاز کرده بود در سال ۳۶۵ گرفتار شورش پسرش ، وردان دورم گردید . پس از این تاریخ تا سال ۳۶۹ تصویر وردان بر سکه ها دیده می شود ، اما در این هنگام بلاش مجددا زمام امور را به دست می گیرد و ضرب چهاردرهمهای او تا سال ۳۷۲ سلوکی ادامه می یابد . با مطالعه ماههای منقوش بر سکه ها آغاز و پایان سلطنت شاهان را با دقت بیشتری می توان مشخص نمود. نام ماهها به اختصار نوشته شده تا خدشه ای در وشته القاب منقور بر سکه ها وارد نیاید .
۲- تاریخگذاری بر درهمها : بر درهمهای اشکانی بندرت تاریخ دیده می شود. درهمهای مهرداد اول ، ضرب سلوکیه ؛ دارای تاریخ هستند . همچنین بر درهمی از اردوان اول تاریخ ۱۲۳ اشکانی و بر سکه های اردوان سوم تاریخهای ۳۳۵ و ۳۳۶ سلوکی همراه با ضرب سکه دیده شده است .
۳-تاریخگذاری بر کالکویها : از زمان اردوان سوم ثبت تاریخ بر کالکویها شروع شده به طور پیوسته تا آخر حکومت اشکانیان ادامه می یابد . ضرب سکه های برنزی در شهرهای مختلف رواج داشت ، اما فقط بر کالکویهای ضرب سلوکیه و گاهی شوش تاریخ مشاهده شده است . اهمیت ضرب تاریخ بر کالکوی از سال ۴۰۷ تا ۴۴۳ است که ضرب چهاردرهمها متوقف شده و در این دوره اطلاعات ما در مورد مدت حکومت فرمانروایان اشکانی فقط از طریق بررسی کالکویها میسر است .

نقوش روی سکه های اشکانی
به طور کلی بر روی سکه های اشکانی چهره واقعی فرمانروا نقش گردیده است . تغییرات چهره ؛ حتی آرایش ریش و موی شاهانی که مدت طولانی سلطنت کرده اند در تصاویر آنها بر روی سکه ها بروشنی مشهود است . تصویر فرمانروا به صورت نیمرخ است که اغلب به سمت چپ و بندرت به سمت راست می نگرد و در بعضی موارد نیز تصویر پادشاه تمام رخ و از رو به برو به نمایش گذاشته شده است . مهمترین نکاتی که هنگام بررسی نقوش روی سکه ها باید به آنها توجه داشت عبارتند از : کلاه یا تاج ، گردنبند و خال روی پیشانی فرمانروا .

به یک گردش به شاهنشانی آرد دهد دیهیم و طوق و گوشوارا (رودکی )
تاج : در آغاز ، شاهان اشکانی دارای کلاهی ساده بودند که به کلاه باشلقی معروف است شبیه این کلاه را قبلا بزرگان ماد و ساتراپهای هخامنشی بر سر می گذاشتند . این کلاه از پارچه ضخیم یا نمد ساخته می شد و دارای زبانه هایی بود که روی گوش و پشت سر را می پوشانید و نواری که زینت بخش کلاه بود در پشت سر گره می خورد و دو سر آن آزاد و آویزان بود و اغلب حاشیه کلاه مخصوصا در جلو با دانه های درشت مروارید مزین می شد ، اشکال مختلف این کلاه بر سکه

های اشک اول ، تیرداد اول وفرهاد اول دیده می شود . از زمان مهرداد اول تصویر شاه بدون کلاه بر سکه ها نقش گردیده است و تاج فقط به صورت نواری به چشم می خورد که در پشت سر گره خورده است . این نوار یا سربند را می توان نیم تاج نامید که احتمالا زرین نیز بوده است . نیم تاج به صو.رت یک یا چند خط بر روی سکه ها دیده می شود و از بالا نیز به صورت حلقه ای به نظر می

رسد این حلقه بی شک نشان شهریاری است . بر پشت بسیاری از چهار درهمهای اشکانی الهه هایی دیده می شوند که این حلقه را به شاه تقدیم می کنند. مهرداد دوم دارای دو نوع تاج بود که در وسط یکی از انواع آن گل زیبای گوهر نشانی به شکل ستاره که به مروارید و سایر گوهرهاست مزین است دیده می شود . از آن پس چند شاه ؛ از جمله سنتروک و فرهاد سوم از تاجهایی

استفاده کردند که در وسط آنها تزئیناتی به شکل شاخ یا شعله جواهر نشان دیده می شود. بعلاوه حاشیه خارجی تاج این فرمانروایان یا مجسمه حیواناتی از قبیل گوزن و مرغابی تزیین شده است . از جمله تاجهایی که جالب توجهند : تاج بلاش سوم ، اردوان پنجم و ارتاواز است . تاج این شاهان از لبه ای پهن و مخطط با زبانه هایی که روی گوش را می پوشاند و بالای آن کروی شکل بود تشکیل مخطط با زبانه هایی که روی گوش را می پوشاند و بالای آن کروی شکل بود تشکیل یافته است .
دور تمام قسمتها گوهر نشان است . در بالای تاج میله های زرینی قرار دارد که انتهای هریک از آنها نیز مزین است . همچنین در وسط قسمت مدور میله هایی نصب که انتهای هریک از آنها نیز مزمن است . همچنین در وسط قسمت مدور میله هایی نصب شده ، لبه پشت تاج به دو گره تو در تومتصل است که نوارهایی از آن آویزان است . بررسی تاجها می تواند در شناخت و تفکیک سکه های اشکانی موثر باشد .

گردنبند : شاهان اولیه اشکانی دارای گردنبندی حلقه مانند بودند که دو سرآن به دو گوی کوچک ختم می شد . گردنبند مهرداد دوم نیز به همین شکل است اما بتدریج تغییر شکل می دهد به طوری که بعدها به شکل اژدهایی با بالهای کشیده جلوه میکند . فرهاد سوم دارای دو نوع گردنبند است که یک نوع آن حلقوی و نظیر گردنبندی قبلی است و نوع دیگر از دو رشته یا نوار تشکیل شده که در جلو دارای حلقه ای جواهرنشان و مرصع است مهرداد سوم دارای گردنبندی است مرکب از

حلقه های زنجیره ای که در وسط یا جواهری مربع شکل تزیین گردیده است . زینت بخش گردن ارد گردنبندی است حلقه حلقه . از آنجا که ارد و مهرداد با هم برادربودند شباهت آنها در سکه نیز چشمگیر است از این رو توجه و بررسی روی گردنبندها ، یکی از بهترین راههای تشخیص سکه های آنها از یکدیگر است . گردنبندی های فرهاد چهارم متفاوت و متنوع هستند . برای مثال انتهای برخی از آنها به تصویر حیوانی اساطیری ختم می شود .

خال : اولین بار خال بر پیشانی ارد ارشک سیزدهم مشاهده می شود . این نکته بعدها به صورت عامل مهمی برسکه ها نمایان می گردد ، زیرا برخی از شاهان خال را نشانه داشتن خون اشکانی و اصالت خانوادگی تلقی می کرند . داشتن خال گاهی دلیل انتساب سکه به فردی خاص می گردد ، مثلا چون بر کلیه چهار درهمهای فرهاد چهارم خال دیده
می شود ، بسیاری از محققان ؛ از جمله پروفسور سیمونتا ؛ چهار درهمهایی را که فاقد خال هستند و قبلا به فرهاد چهارم نسبت می دادند ، به تیرداد دوم منسوب می کنند . سکه های اردوان سوم و گودرز به اندازه ای شبیه به هم هستند که اگر بر سکه های گودرز خال وجود نداشت ، امکان شناخت آنها از یکدیگر بسیار مشکل بود . لازم است یادآوری شود که برپیشانی بعضی فرمانروایان در چهار درهمها خال مشاهده می شود اما بر روی درهم آنها خال وجود ندارد و برعکس بر پیشانی بعضی دیگر از فرمانروایان در درهمها خال دیده می شود در حالی که در چهار درهمها ، فرمانروا فاقد خال است ، مانند سکه های بلاش اول و وردان دوم . تا کنون دلیل قانع کننده ای برای توجیه این مساله ارائه نشده ، اما امکان دارد که بعضی از ضرابخانه های مهم در حک نمودن خال و برعکس مختار

بوده اند و برخی از آنها به افزودن خال بر نقش سکه ها اقدام نموده اند تا اصالت و وابستگی خونی شاه را به خاندان اشکانی در معرض دید عموم قرار دهند .
سایر نقوش : نشانه های دیگر منقور بر روی سکه ها عبارتند از :
۱- علامت ضرابخانه ها که از زمان فرهاد دوم آغاز شد و فقط چند فرمانروا پس از او از این رسم پیروی نمودند . معمولا در سکه های اشکانی علامت ضرابخانه در پشت سکه نقر گردیده است .
۲- نوشتن تاریخ ضرب سکه که فقط در چهار درهمهای اردوان سوم مشاهده شده ؛ اما در سکه های برنزی اواخر اشکانی نیز مواردی از نوشتن تاریخ در روی سکه دیده می شود .

۳- الهه نیکه که در اساطیر یونان ، فرشته فتح و پیروزی است . این الهه دارای بال است و اغلب حلقه شهریاری را بر روی سر شاه نگاه می دارد در سکه ها گاهی نیکه در کف دست زئوس یا فرمانروای اشکانی یا الهه دیگری دیده می شود . نیکه از فرزندان زئوس بود و یونانیان او را پیام آور پیروزی از جانب خدایان می دانستند . این نقش بر روی سکه های ارد اول ، پاکر اول ، فرهاد چهارم و فرهاد پنجم دیده می شود .
۴- ماه و ستاره که بر روی سکه های ارد اول ، فرهاد چهارم و ونن دوم دیده می شود
۵- مخفف نام شاه که به خط پهلوی اشکانی نخستین بار بر روی سکه های بلاش اول نقر شده ، این رسم کم وبیش تا پایان حکومت اشکانیان ادامه می یابد . شاهانی که مخفف نام آنها بر سکه ها حک شده عبارتند از : بلاش اول ، بلاش دوم ، پاکر دوم و بلاش پنجم .

 

پشت سکه های اشکانی
پشت سکه های اشکانی بیشترین اطلاعات را در زمینه های مختلف می دهند. نوشته پشت سکه ها شامل نام شاه به صورت ارشک ، گاهی نام شاه همراه عناوین و القاب متفاوت است . همچنین اطلاعات مربوط به ضرابخانه ها و تاریخ ضرب سکه بجز چند مورد در پشت سکه ها قرار دارد . بعلاوه در پشت سکه ها تصاویری به چشم می خورد که بسیار متنوع و جالب توجه است . پشت درهمها اغلب مزین به تصویر ارشک موسس سلسله اشکانی است اما نقش چهار درهمها مخصوصا نقوش پشت کالکویها ، فوق العاده متنوع هستند . این تصاویر شامل الهه های گوناگون و حیوانات و گیاهانی هستند که اغلب مظاهر الهه ها محسوب می شوند. اما در بعضی موارد نیز گیاهان و حیوانات واقعی به تصاویر کشیده شده اند که مردم بعضی نواحی به پرورش و داشتن آنها مباهات می کرده اند.
مانند نقش اسب و خوشه گندم و خرما و انگور…. نقش ماه و خورشید و ستاره نیز نشان

 

دهنده علایم نمادین مذهبی است . علامتهای دیگری نیز به شکل منوگرام در پشت بعضی سکه ها دیده می شود که از معنی و مفهوم آنها هنوز اطلاع درستی در دست نیست . به طور کلی مهمترین نقوش بررسی شده در پشت سکه های اشکانی در تصویر ۲ ، شماره ۱ الی ۹۵ به شرح زیر به دست آمده است :
۱- زئوس که نام روی او ژوپیتر است . در اساطیر یونانی خدای خدایان و بزرگترین خدای کوه المپ بود و یونانیان باستان معتقد بودند که او پدر خدایان و انسان است . اشیایی که بیشتر با او دیده می شوند عبارتند از : عصا ، عقاب ، صاعقه و الهه نیکه که عقاب و الهه نیکه اغلب بر روی دست او دیده می شوند. زئوس معمولا با ریش مجسم شده گاهی دور سر او با حلقه ای از برگهای زیتون زینت شده است .
۲-هرکول که فرزند زئوس و از معروفترین قهرمانهای اساطیری است . قدرت، شجاعت و قهرمانیهای او موضوع بسیاری از اشعار و داستانهاست . هرکول بر پشت سکه ها بیشتر به صورت جوانی قوی هیکل و عریان ترسیم شده که پوست شیری را که خفه کرده است ، بر دست دارد و اسلحه او اغلب گرز و گاهی اوقات کمان است .

۳و۳ الف . ارشک موسس و اولین فرمانروای اشکانی .
۴و۵۳ . آپولو که خدای خورشید و یکی از بزرگترین خدایان اساطیری یونان است . او فرزند زئوس و الهه ثروت ، موسیقی و هنر محسوب می شد . بعلاوه ، نگهبان و حافظ گله ها و رمه ها بود .
۵،۶،۷،۱۰،۱۱،۱۴ و ۱۵ . تی شه که الهه و سمبل شهر سلوکیه بود و بیشتر به شکل بانویی که تاج کنگره دار بر سر دارد بر سکه ها دیده می شود . تیشه بال ندارد و اغلب حلقه شهریاری یا شاخه خرما را به فرمانروا هدیه می کند .
۸ و۹ . دی میتر که خواهر زئوس و الهه باروری ، ازدواج و کشاورزی بود . خوشه گندم از اشیاء متعلق به اوست .