سیاه زخم

تعريف‌ بيماري‌:
سياه‌ زخم‌يك‌ بيماري‌ عفوني‌ و قابل‌ انتقال‌ بين‌انسان‌ و حيوان‌ مي‌باشد. مخزن‌ اين‌بيماري‌ در دام‌ (عمدتا گوسفند، بز وگاو) بوده‌ و با مرگ‌ و مير بالا و سريعي‌همراه‌ است‌. انسان‌ به‌ صورت‌ اتفاقي‌ درصورتي‌ كه‌ در معرض‌ تماس‌ با دام‌آلوده‌، پوست‌، پشم‌ و فرآورده‌هاي‌ آن‌قرار گيرد يا از گوشت‌ آلوده‌ استفاده‌نمايد و يا در هواي‌ آلوده‌ به‌ اسپور(هاگ‌) تنفس‌ نمايد به‌ بيماري‌ مبتلامي‌شود.

تاريخچه‌:
در آثار باقيمانده‌ از مصر باستان‌ به‌اين‌ بيماري‌ اشاره‌ شده‌ است‌ ونشانه‌هاي‌ باليني‌ سياه‌ زخم‌ را ازسالهاي‌ بسيار قديم‌ مي‌شناخته‌اند.
«داوين‌» ميكروب‌ اين‌ بيماري‌ رادر سال‌ ۱۸۴۹ ميلادي‌ براي‌ نخستين‌بار از خون‌ گوسفندي‌ كه‌ از سياه‌زخم‌تلف‌ شده‌ بود بدست‌ آورد.
در ســال‌ ۱۸۷۷ ميـــلادي‌«رابرت‌ كخ‌» نيز توانست‌ آن‌ را كشت‌دهد.
عامل‌ بيماري‌:
عامل‌ اين‌ بيماري‌ نوعي‌ باكتري‌ به‌نام‌ «باسيلوس‌ آنتراسيس‌» مي‌باشد.هاگ‌ باكتري‌ بر اثر جوشاندن‌ در مدت‌۱۰ دقيقه‌ كشته‌ مي‌شود.
عامل‌ بيماري‌ قادر است‌ كه‌ سالها(حتي‌ تا بيست‌ سال‌) در خاك‌ وفرآورده‌هاي‌ دامي‌ زنده‌ بماند كه‌ اين‌خاصيت‌، عامل‌ مهمي‌ در انتشار بيماري‌به‌ حساب‌ مي‌آيد.

باکتری باسیلوس آنتراسیس عامل بیماری سیاه زخم است. نامهای دیگر این بیماری در زبان انگلیسی آنتراکس (Anthrax) و به فرانسوی شاربن است.
نام آنتراکس از کلمه یونانی (anthrakis) به معنی زغال گرفته شده که بدلیل زخم سیاه رنگی هست که در این بیماری بوجود می‌ آید. از بیماریهای مشترک انسان و تعداد زیادی از حیوانات است که البته در حیوانات شایعتر و در انسان کمتر هست.

کپسول باسیلوس آنتراسیس به رنگ بنفش در اطراف باکتری
شکل و خصوصیات باکتری:
باکتری میله‌ای شکل و غیرمتحرک و دارای کپسول بوده و هوازی ـ بی‌هوازی اختیاری است از خصوصیات مهم این جنس یعنی باسیلوس‌ها و این باکتری، تولید هاگ یا اسپور (Spore) است به همین دلیل، مقاومت محیطی زیادی دارند و اکثرا در آب هو

ا و بخصوص خاک حضور دارند.
مقاومت باکتری:
فرم رویشی و جوانه‌زده‌ی باکتری، مقاومتی همانند مقاومت سایر باکتری‌های بدون هاگ دارد یعنی حساس است و در گرمای ۶۰ درجه و مواد ضدعفونی کننده‌ی عادی، بزودی از بین می‌رود ولی هاگ یا اسپور آن سالها در شرایط عادی باقی می‌ماند و پس از این مدت اگر در شرایط مناسب قرار گیرد به فرم رویشی تبدیل می‌شود. گزارش های مختلفی از دوام هاگ این باکتری وجود دارد بطوریکه بقای آن را در طبیعت تا ۶۰ سال گزارش کرده‌اند. عواملی که باعث هاگ‌گذاری، تبدیل هاگ به فرم رویشی و تبدیل فرم رویشی به هاگ می‌شود، موجب بقای باکتری است که در این مورد می توان به وجود زمین‌های قلیائی و حاوی آهک و مقداری ازت در اثر نباتات گندیده (که این مناطق به مناطق گرمخانه‌ای موسوم هستند) و همچنین فصول بارانی و خشکسالیهای پی در پی و گرمای بیش از ۱۵ درجه اشاره کرد که تناوب تبدیل هاگ به فرم رویشی و بالعکس را تامین می کند (این تبدیلات بطور استثناء در هاگ این باکتری وجود دارد یعنی با مساعد شدن شرایط به فرم رویشی تبدیل می‌شود و با نامساعد شدن شرایط، مجددا به شکل هاگ برمی‌گردد). اسپور باکتری در دمای ۱۲۰ درجه سانتیگراد در تحت فشار در اتوکلاو به مدت ۱۵ دقیقه از بین می‌رود. عوامل دیگری که در از بین بردن هاگ این باکتری موثر است: گرمای خشک ۱۴۰ درجه به مدت بیش از ۳ ساعت، محلول ۱۰% فرمالین در دمای ۴۰ درجه به مدت ۱۵ دقیقه( اما در دمای کمتر مدت زمان بیشتری مورد نیاز است)، محلول ۵% سود سوزآور. اما نور آفتاب و گندیدن لاشه بر هاگ باکتری اثر کمی دارد.
حساسیت:
در دام ها در شرایط طبیعی، تمام علفخواران نسبت به این بیماری حساسیت زیادی دارند. نشخوارکنندگان بویژه گوسفند، گاو و بز بسیار حساس می‌باشند و در صورت ابتلا بیماری بیشتر به شکل فوق حاد بوده و تلف می‌شوند. حساسیت دام‌های تک‌سمی نیز زیاد است اما از نظر حساسیت بعد از نشخوارکنندگان قرار دارند. گوشتخواران حساسیت کمی دارند و بطور استثناء ممکن است مبتلا شوند. پرندگان به این بیماری مقاومت دارند به استثنای شترمرغ که حساس است. نژاد در حساسیت دام‌ها موثر است بطوریکه گوسفندان آفریقا نسبت به سایر نژادها مقاومت بیشتری به شاربن دارند همچنین حیوانات مسن بدلیل ایمنی اکتسابی و تدریجی بیش از حیوانات جوان مقاومت دارند.

انسان به بیماری شاربن حساس بوده و با تماس با حیوانات مبتلا و یا فراورده‌های آلوده به این بیماری مبتلا می‌شود.
بیماری‌زایی:
باسیلوس آنتراسیس از طریق تولید سم یا زهرابه به میزبان حمله می‌کند. بطور دقیقتر، بیماریزایی باسیلوس آنتراسیس به دو عامل مربوط است: کپسول و زهرابه. به این ترتیب که کپسول، باکتری را در برابر بیگانه خوارها و فاگوسیت‌ها و سایر عوامل دفاع غیرآختصاصی بدن محافظت می‌کند و زهرابه یا توکسین که از سه جزء مهم پروتئینی تشکیل شده است.

سیاه زخم جلدی در پوست انسان

علايم‌بيماري‌درحيوانات‌:
علايم‌ اين‌ بيماري‌ در حيوانات‌ممكن‌ است‌ به‌ سرعت‌ اتفاق‌ بيفتد;حيوان‌ ممكن‌ است‌ دچار لرزش‌عضلاني‌، تنگي‌ نفس‌ و پرخوني‌ مخاطگردد و به‌ فاصله‌ كوتاهي‌ اين‌ علايم‌ باكلاپس‌* و سپس‌ مرگ‌ خاتمه‌ يابد.همچنين‌ به‌ دنبال‌ تلف‌ شدن‌ حيوان‌ترشح‌ خون‌ از منافذ طبيعي‌ بدن‌ شامل‌:مقعد، واژن‌، بيني‌، دهان‌ و حتي‌ ازچشم‌ها و گوش‌ها جاري‌ مي‌گردد.

از علل‌ خونريزي‌ آزادشدن‌توكسين‌ (سم‌) از ارگانيسم‌ و ممانعت‌ ازانعقاد خون‌ مي‌باشد.
در شكل‌ حاد بيماري‌ ممكن‌ است‌نشانه‌هايي‌ تا ۴۸ ساعت‌ قبل‌ از مرگ‌حيوان‌ مشاهده‌ گردد كه‌ شامل‌افسردگي‌، بي‌ حالي‌ و سستي‌،بي‌اشتهايي‌، تب‌، تنفس‌ عميق‌ و سريع‌،افزايش‌ ضربان‌ قلب‌، پرخوني‌ پرده‌هاي‌مخاطي‌ و قطع‌ نشخوار مي‌باشد.
در گاو سقط جنين‌ و كاهش‌ مقدارشير نيز مشاهده‌ مي‌شود.
شكل‌ تحت‌ حاد يا مزمن‌: چنانچه‌ باكتري‌ از طريق‌ گوارشي‌ ومصرف‌ مواد آلوده‌ وارد بدن‌ شود،شكل‌ تحت‌ حاد تا مزمن‌ اتفاق‌ مي‌افتد،در گوشتخواران‌ وحشي‌ و اهلي‌ (چون‌سگ‌ و گربه‌) نيز غالبا بيماري‌، مشابه‌خوك‌ تظاهر و عفونت‌ تحت‌ حاد تامزمن‌ را ايجاد مي‌كند.
علايم‌ بيماري‌ در انسان‌:
بيماري‌ در انسان‌ به‌ شكل‌شديدتري‌ ايجاد گرديده‌ و مرگ‌ ناشي‌از آن‌ غير معمول‌ نيست‌. در انسان‌بيماري‌ به‌ سه‌ شكل‌ اصلي‌ مشاهده‌مي‌گردد (كه‌ بستگي‌ به‌ چگونگي‌ ورودباسيل‌ و جايگزيني‌ آن‌ دارد):

سیاه‌زخم پوستی:
معمولا در مناطقی از پوست دست و بازو که بیشتر در معرض تماس با آلودگی هستند روی می‌دهد (پوست صورت و گردن هم با شیوع کمتری گرفتار می‌شوند).
علائم:
ضایعه معمولا با ایجاد جوش بی‌درد در محل ورود میکروب آغاز می‌شود که به سرعت گسترش می‌یابد و به قرحه‌ای که اطراف آن را طاول‌های کوچک احاطه کرده‌اند منجر می‌شود و به نکروز قرمز تیره و سیاه رنگی تبدیل می‌شود (در مرکز زخم یک اثر و جاماندگی از زخم سیاه رنگ بوجود می‌آید). این ضایعه قطر ۱ تا ۳ سانتیمتری داشته و به آن پوسچول بدخیم (malignant pustule) می‌گویند. در اثر زهرابه میکروب خیز و ادم وسیع، بزرگ شدن عقده‌های لنفاوی (لنفادنوپاتی)، تب، بی‌حالی و نیز سر درد هم ممکن است دیده شود. بیماری در اکثر موارد خودبخود محدود شده و بهبودی حاصل می‌‌شود ‌اما موارد درمان نشده می‌تواند به باکتریمی Bacteremia یا وجود باکتری در گردش خون، مننژیت و مرگ منجر شود و این تلفات در اینگونه افراد حدود ۲۰% است. این بیماری در مناطق استوایی شایع‌تر است.
شايعترين‌ محل‌ عفونت‌ شاربن‌جلدي‌، سر و ساعد است‌.

سیاه‌زخم تنفسی یا ریوی:

یک مقطع از ریه مبتلا به شاربن تنفسی

در انسان که بیماری پشم ریسان هم خوانده می‌شود در اثر استنشاق اسپورها ایجاد می‌گردد که در ابتدا آثاری شبیه به سرماخوردگی دارد ولی بزودی به بیماری شدید ریوی و پنومونی تهدید کننده تبدیل می‌شود. میزان تلفات در این شکل بیماری حتی افرادیکه تحت درمان دقیق قرار می‌گیرند زیاد است چون زمانی به بیماری مظنون می‌شوند که جراحات قابل ترمیم نیست.
علائم:
تب، سرفه‌ی خشک، احساس ناراحتی در پشت جناغ سینه و نهایتا تنگی نفس حاد، تعریق و سیانوز. پرده جنب ریه هم درگیر می‌شود و پس از آن تجمع مایع خونی در فضای پلور ( فضای بین دو پرده جنب) روی می‌دهد. بیماری به سرعت پیشرفت می کند و در عرض ۲۴ تا ۳۶ ساعت شوک، افت دمای بدن و مرگ رخ می‌دهد.

سیاه‌زخم گوارشی:
در اثر مصرف گوشت آلوده ایجاد می‌شود.
علائم:
بصورت یک التهاب دستگاه گوارش (گاستروانتریت) حاد تظاهر می‌یابد. تب شدید، نفخ شکم، دل‌درد و همچنین استفراغ خونی و اسهال خونی هم ممکن است دیده شود و نهایتا به مرگ منجر می‌شود.

شاربن گوارشی در اثر خوردن گوشت
آلوده (وجود ادم در روده مبتلا در انسان)
تشخیص:
تهیه گسترش و دیدن باسیل‌های گرم مثبت و بزرگ که بصورت زنجیره‌ای قرار گرفته‌اند. اسپورها معمولا در گستره‌های بدست آمده از ترشح زخم دیده نمی‌شود. آزمایشات سرولوژی مفید نیستند.

وجود تورم در سر سگ مبتلا به شاربن مزمن
سیاه زخم مننژي‌:
ممكن‌ است‌ به‌دنبال‌ اشكال‌ ديگر بيماري‌ بويژه‌ شكل‌جلدي‌ اوليه‌ عفونت‌ اتفاق‌ افتد. اين‌شكل‌ عفونت‌ تقريبا در ۵ درصدمبتلايان‌ به‌ شاربن‌ جلدي‌ گزارش‌ شده‌است‌. در اين‌ شكل‌ از بيماري‌ بدون‌توجه‌ به‌ درمان‌ ميزان‌ مرگ‌ و مير ۱۰۰درصد است‌.
مورد قطعي سياه زخم،
عبارتست از : ۱ ـ وجود علائم باليني منطبق بر سياه زخم پوستي، استنشاقي يا گوارشي باضافه مثبت بودن نمونه از نظر وجود باسيل سياه زخم، يا ۲ ـ انطباق باليني همراه با حداقل ۲ تست مثبت تشخيصي پشتيبان.

مورد مظنون سياه زخم،
عبارتست از : ۱ ـ انطباق باليني، بدون جدا كردن باسيل سياه زخم از نمونه ها همراه با مثبت بودن يكي از تست هاي آزمايشگاهي پشتيبان يا ۲ ـ انطباق باليني بيماري با سياه زخم، همراه با شواهد اپيدميولوژيك تماس با يك محيط آلوده ثابت شده، بدون وجود شواهد آزمايشگاهي .
اين بيماري ممكن است بصورت سياه زخم پوستي، گوارشي، ريوي و ندرتا مننژيت، تظاهر نمايد ولي شايعترين چهره باليني آنرا سياه زخم پوستي، تشكيل ميدهد.

سياه زخم پوستي، به دنبال پشت سر گذاشتن دوره كمون ۱۰ – ۳ روزه، بصورت پاپول كوچكي در محل ورود باسيل، به پوست، تظاهر مينمايد و پس از گذشت چند روز به وزيكول، تبديل ميگردد و اطراف آنرا قرمزي و ادم مختصري كه گوده گذار نميباشد فرا مي گيرد. سپس در عرض چند روز ناحيه خونريزي دهنده سياه رنگي در بخش مركزي وزيكول، ظاهر ميشود و با تخليه مايع وزيكول، اولسر فرورفته با حدود مشخصي كه در وسط آن اسكار سياه رنگي به چشم ميخورد بوجود مي آيد و در عرض ۳ – ۱ هفته از موضع، جدا ميشود. البته گاهي سياه زخم پوستي، با تشكيل بول، ادم منتشر، تب شديد و توكسمي، همراه است و به ادم بدخيم، موسوم ميباشد. لازم به ذكر است كه درمان آنتي بيوتيكي، تاثيري بر سير ضايعه موضعي سياه زخم پوستي ندارد و تنها ميتواند از سپتي سمي و بروز عفونت ثانويه، جلوگيري نمايد .
در صورتي كه ضايعه در قسمت تحتاني صورت يا گردن، قرار داشته باشد ادم حاصله ميتواند گردن را احاطه نموده به، تراشه، فشار آورد و حتي ناحيه حنجره نيز دچار ادم شود و به مشكلات تنفسي و خفگي، بيانجامد كه براي رفع آن بايستي به تراكئوتومي ، متوسل شد.
اغلب ضايعات، بهبود مي يابند و اثر ناچيزي از خود به جا ميگذارند ولي ضايعات موجود بر روي فك و چشم، گاهي گانگرنه شده سرانجام، جهت ترميم آنها بايستي به جراحي پلاستيك متوسل گرديد. بيماراني كه دير به پزشك مراجعه ميكنند ممكن است دچار كلاپس گردش خون و خونريزي شديد روده و مدياستينيت هموراژيك، بشوند ولي بيماراني كه به موقع، مراجعه مينمايند سريعا به اقدامات درماني، پاسخ ميدهند.
گرچه گاهي چند هفته طول مي كشد تا اسكار، از محل خود جدا شود ولي پس از شروع درمان با پني سيلين، باسيل سياه زخم، در عرض۲ – ۱ روز كامل از بين ميرودودر ضايعه، يافت نميشود .
ميزان مرگ ناشي از مننژيت سياه زخم، عليرغم درمان مناسب، حدود ۱۰۰% است . ضمنا ميزان مرگ ناشي از نوع ريوي، حدود ۱۰۰ـ۸۰% و نوع گوارشي ، ۷۵ – ۲۵% ميباشد و سياه زخم پوستي، در صورتي كه درمان نشود در ۲۵ – ۲۰% موارد، به مرگ بيمار منجر ميگردد ۰ سياه زخم پوستي، اغلب بر روي صورت و اندام فوقاني عارض ميشود مطالعه پرونده بيماران حاكي از آنست كه اين ضايعات در ۵۸% موارد، در صورت در ۳۲% موارد در اندام فوقاني ودر ۵% موارد در اندام تحتاني عارض گرديده و در ۵ درصد موارد به شكل گوارشي، عارض شده است .

سياه زخم گوارشي با درد شديد شكم همراه با تب و علائم سپتي سمي، حادث مي شود. اين بيماري معمولا بعد از مصرف گوشت آلوده خام يا با پخت ناكافي عارض ميگردد و دوره نهفتگي آن در حدود ۷ـ۱ روز ميباشد. سياه زخم گوارشي ممكن است به اشكال دهاني، حلقي و شكمي، عارض شود. گرفتاري حلق، معمولا با ضايعاتي در قاعده زبان همراه با اشكال در بلع (ديسفاژي) ، تب و تورم عقده هاي لنفاوي گردن، تظاهر مي نمايد. التهاب قسمت تحتاني روده ها مشخصا باعث تهوع، كاهش اشتها و تب همراه با درد شكم، استفراغ خوني (هماتمز) و اسهال خوني ميگردد.

سياه زخم استنشاقي، با يك دوره مقدماتي شبيه عفونت ويروسي دستگاه تنفس ، شروع مي شود و سپس باعث ايجاد هيپوكسي و ديس پنه همراه با عريض شدن مدياستن در كليشه راديوگرافي قفسه سينه مي گردد و كشنده ترين شكل باليني اين بيماري به حساب مي آيد. اين بيماري در اثر استنشاق ۵۰ـ۸ هزار اسپور باسيلوس آنتراسيس حاصل مي گردد. دوره نهفتگي آن در انسان در حدود ۷ـ۱ روز است ولي گاهي تا ۶۰ روز نيز به طول مي انجامد و عواملي نظير فاكتورهاي ميزباني، تعداد اسپور استنشاق شده و كموپروفيلاكسي، دوره كمون بيماري را تحت تاثير، قرار مي دهد. علائم اوليه شامل تب خفيف، درد عضلاني و حالت كسالت است كه ممكن است به سمت نارسائي تنفسي و شوك، پيشرفت كند و مننژيت نيز همراه با آن عارض شود .
انتشار جغرافيائى
وضعيت جهانى و منطقه اى بيمارى
سياه زخم، انتشار جهاني دارد و تنها نحوه و ميزان انتقال آن در كشورهاي مختلف، متفاوت است بطوري كه حدود ۸۰% موارد گزارش شده در آمريكا در رابطه با صنعت و ۲۰ درصد بقيه، در ارتباط با كشاورزي، بوده در آن كشور هنوز سياه زخم گوارشي، گزارش نشده است ، هرچند بر اساس گزارش CDC در نيمه دوم سال ۲۰۰۱ مواردي از سياه زخم استنشاقي، ناشي از بيوتروريسم در آن كشور، رخ داده است. ولي در كشور هائي كه زندگي مردم، بيشتر از طريق كشاورزي و دامپروري غير مكانيزه، ميگذرد شيوع بيماري، بيشتر در رابطه با اين مشاغل، بوده و موارد صنعتي، به مراتب كمتر ديده ميشود . سالانه حدود ۲۰۰۰۰ـ۲۰۰۰ مورد سياه زخم، در سطح جهان گزارش ميشود.

همچنين طي سالهاي ۸۰ـ۱۹۷۸ ميلادي، طغيان اين بيماري باعث بروز ۹۷۰۰ مورد سياه زخم انساني در زيمبابوه شده كه علت آن را از هم پاشيدگي شالوده بهداشت و دامپزشكي، تحت تاثير جنگ در آن كشور و عدم واكسيناسيون دام ها، ذكر كرده اند. در حاليكه طي سالهاي ۹۳ – ۱۹۸۴ فقط سه مورد در آمريكا گزارش شده است
وضعيت بيمارى در ايران
در گذشته اي نه چندان دور اين بيماري به فراواني در ايران يافت مي شده و مرگ و مير فراو

اني در دامها به بار مي آورده است و در حال حاضر نيز عليرغم اقدامات كنترلي موثري كه در حيوانات مملكت، صورت گرفته است مخصوصا در مناطق كوهستاني و زئونوز خيز كشور، همواره مواردي از آن يافت ميشود و حتي طي سالهاي اخير۲ مورد گوارشي آن با كشت مايع آسيت مثبت، از غرب كشور، گزارش شده است.
طي مطالعه اي در شهركرد، ۵۴% بيماران را افراد مذكر و ۴۶% آنان را افراد مونث، تشكيـــل مي داده اند. در مطالعه ديگري كه در تبريز صورت گرفته است ۴۳% بيماران، مذكر و۵۷ درصد آنان مونث بوده اند.
از كانونهاي مختلفي در سطح استان خراسان در سالهاي ۷۰ـ۶۰ جمعا ۹۴ مورد مثبت در گوسفند و ۱۱ مورد مثبت در گاو مشاهده شده و تشخيص بيماري به وسيله جداسازي باكتري از استخوان قلم، تائيد گرديده است و نتيجه گرفته اند كه با توجه به آلوده بودن بعضي مراتع استان خراسان به باسيلوس آنتراسيس، گله هايي كه واكسينه نميشوند همه ساله در معرض خطر ابتلاء قرار ميگيرند و زمينه را براي بروز بيماري انساني فراهم ميكنند.
در سال۱۳۷۳ حدود ۵۷۵/۲۸۴/۵۳ راس گوسفند و بز و ۶۸۷/۶۲۴/۲ راس گاو و گوساله برعليه اين بيماري واكسينه شده و در همين سال تلفات ناشي از اين بيماري در گوسفند و بز ۳۶۶ راس و در گاو ۴۵ راس بوده است. همچنين در آن سال بروز موارد انساني ۲/۰ در هر يكصد هزار نفر بوده اســـت. ضمنا موارد انساني گزارش شده در ايران طي سال ۱۳۷۷ ، بالغ بر ۲۲۰ نفر بوده است.
روند زمانى
سياه زخم حيوانات، در مناطق معتدله، معمولا در فصل زمستان، عارض ميشود و منشاء آن باسيل هاي موجود در چراگاه، نمي باشد بلكه باسيل هائي است كه در علوفه انبار شده ، يافت ميگردد، ولي در مناطق ديگر كه هواي محيط، در تابستان، گرم و خشك است باسيلهاي سياه زخم، در حالت اسپور، باقي ميمانند و به مدت چندين سال باعث آلودگي چراگاه ها مي شوند و در فصل گرم سال كه علفها پژمرده ميگردند اسپورها همراه با ريشه گياهان، به آساني خورده ميشوند و ضمنا در اين فصل، تعداد مگس ها و ساير حشرات نيز زياد ميباشد و باعث انتقال ارگانيسمها از لاشه حيوانات مرده، به ساير حيوانات مناطق دوردست، ميگردند.

سياه زخم همه گير و بومي در حيوانات از سالها قبل، جزو معضلات مهم كشاورزي و دامپروري ايران، تركيه، پاكستان و سودان، بوده است. ضمنا سياه زخم انساني، در بسياري از مناطق آفريقا، ايتاليا، ايران، عراق، تركيه، آمريكاي جنوبي و شوروي سابق، شايع ميباشد. بطوري كه در زيمبابوه، حدود ۶۰۰۰ مورد سياه زخم، با يكصد مورد مرگ ناشي از آن طي يكسال، گزارش شده است و در سال ۱۹۴۷ بيش از يك ميليون راس دام در اثر ابتلاء به اين بيماري در ايران تلف شده و در سال ۱۹۴۵ يك ميليون از ۱۵ ميليون گوسفند موجود در كشورمان، در اثر ابتلاء به سياه زخم، از بين رفته و موارد انساني آن نيز به فراواني، يافت مي شد.

تاثير سن، جنس، شغل و موقعيت اجتماعى
نظر به اينكه در روستاهاي ايران، زن و مرد، در كنار يكديگر به فعاليتهاي كشاورزي و دامپروري، اشتغال دارند تفاوت چنداني در توزيع جنسي بيماري، بچشم نمي خورد ولي در شهرها كه موارد زيادي از بيماري، در اثر مصرف سفيداب، ايجاد ميشود و از طرفي سفيداب را بيشتر، خانمها مورد استفاده قرار ميدهند نوع پوستي بيماري، در زنان، شايعتر مي باشد. ضمنا با توجه باينكه اين بيماري، بيشتر در رابطه با شغل، عارض ميشود شيوع آن در اطفال كمتر از بزرگسالان است. موارد كشاورزي، در اثر تماس با حيوانات آلوده نظير گاو، گوسفند، بز، اسب و خوك و يا فضولات و فراورده هاي آنها عارض ميگردد.

موارد صنعتي بيماري، در اثر تماس با نخ، مو و پشم و البسه آلوده، ايجاد ميشود مطالعه پرونده هاي ده ساله بخش عفوني بيمارستان امام خميني تهران، نشان دهنده شيوع بيماري، در گروه سني ۳۰ – ۲۰ ساله بوده و توزيع بيماري، بين هر دو جنس، تقريبا يكسان گزارش شده است. ضمنا ۷% اين بيماران، سابقه مصرف سفيداب را ذكر نموده اند. حدود ۵۳% بيماران بستري در بخش عفوني سيناي كرمانشاه نيز جزو گروه سني كمتر از ۳۰ ساله بوده تقريبا ۷۶% كل بيماران را افراد مذكر و ۳۷% آنان را افراد مونث تشكيل مي داده اند.

تاثير عوامل مساعد كننده
ـ مكانيزه نبودن كشاورزي و دامپروري
ـ عدم رعايت بهداشت كار، مخصوصا در كارخانه هاي نساجي
ـ تهيه و استفاده سنتي از موادي نظير سفيداب
۷ ـ حساسيت و مقاومت در مقابل بيمارى
اين بيماري احتمالا باعث مصونيت پايداري ميشود. بطوري كه ابتلاء مجدد به معني واقعي، ديده نشده است.
۸ ـ ميزان حملات ثانويه
اين بيماري از فردي به فرد ديگر، انتقال نمي يابد.
۹ ـ منابع و مخازن، نحوه انتقال و دوره قابليت سرايت
در كشورهاي غربي، كه موارد صنعتي بيماري، شايعتر است مدعي هستند كه منشاء بيماري شامل موي بز، پشم گوسفند و چرم و پوست و استخوانهائيست كه از كشورهاي آسيائي وارد آن كشورها مينمايند.
مخزن نهائي باسيل سياه زخم، خاك است اما سيكل زندگي اين باسيل، در خاك به طور كاملي شناخته نشده است ولي قدر مسلم اينست كه تماس ساده حيوانات، با خاك حاوي اسپورهاي اين باسيل، باعث ايجاد عفونت، نميشود و اين اسپورها بايستي مرحله رويشي را در خاك، گذرانده به تعداد كافي، تكثير يابند تا بتوانند بيماريزا واقع شوند . ضمنا عواملي نظير PH حدود ۶ و شرايط

محيطي اوائل بهار، باعث مساعد نمودن شرايط تكثير اين باسيل ميگردند. به هرحال در صورتي كه عوامل محيطي، جهت تكثير اين باكتري، مساعد باشد باسيل سياه زخم ميتواند تا چندين سال، در خاك، زنده بماند و مرتبا تكثير يابد. ضمنا بر طبق گزارشي در يكي از آزمايشگاه ها توانسته اند اسپورهاي زنده را پس از ۶۰ سال، در خاك خشك، بيابند. و اگر اسپور، بتواند بمدت چندين سال، در خاك خشك، زنده بماند تعجب آور نيست كه در پشم و مو و استخوان و ساير فراورده هاي حيواني هم تا مدت ها زنده بماند و از كشوري به كشور ديگر، منتقل شود.
راه هاى انتقال سياه زخم، عبارتست از:

۱ ) تماس مستقيم با حيوانات آلوده.
۲ ) تماس با پشم، مو، پوست، استخوان و ساير فراورده هاي آلوده.
۳ ) استنشاق افشانه هاي آلوده.
۴ ) خوردن گوشت و ساير مواد آلوده به باسيل شاربون .
۵ ) بوسيله حشرات، در اثر گزش و انتقال خون آلوده به ساير حيوانات و انسان.
۶ ) انتقال انسان به انسان از طريق نوعي برس تهيه شده از نخل.
۷ ) انتقال جنيني يا در حين زايمان
حيواني كه به علت ابتلاء به سياه زخم، جان خود را از دست ميدهد باسيل سياه زخم را از طريق بزاق، ادرار و مدفوع و نيز بوسيله ترشحات خوني حفرات مختلف بدن و لاشه خود به فراواني، در محيط اطراف، پخش مينمايد و موجب آلودگي محيط، ميگردد. ضمنا باسيل سياه زخم به آساني در علوفه مختلف، انباشته ميشود و موجبات آلودگي بعدي حيوانات را فراهم مينمايد ولي مستقيما از حيواني به حيوان ديگر، منتقل نميشود.