مهارت اموزشی

پيشگفتار
روند رو به رشد علوم و تكنولوژي تغييرات عمده اي را در فرايند زندگي انسانها به وجود آورده است . اين تغييرات وظايف و مسئوليت هاي جديدي را براي انسانها ايجاد نموده است كه رعايت هر يك از آنها به سازگاري بيشتر آنها در قبال اين تغييرات مي انجامد به عبارت ديگر مي توان گفت كه با بروز تحولات در علوم و محيط انسانها نيز مي بايست تغييراتي را در خود ايجاد كنند تا بهتر بتوانند با مولفه هاي جديد موثر در زندگي سازگاري پيدا كند .

علاوه بر آن گذشته از تاثير پيشرفت هاي علمي در زندگي انسانها بعضي از موقعيت هاي ديگر نيز مي تواند به صورت طبيعي و يا بر اساس موقعيت هاي خاص فردي در روند زندگي تاثير داشته باشد و نياز به آمادگي وداشتن مهارت است .
مريم نعمتي عبدل آبادي

مقدمه
مهارت عبارت است از مجموعه توانائيهاي كه فرد را قادر مي سازد تا در طول زندگي در جهت ارتباط با خدا ورسيدن به كمال و ارتقاء و سازگاري با خود و ديگران و محيط كام بردارد بطوري كه منجر به بهبودي كيفيت زندگي او شود .
البته در اين راستا لازم است كه جغرافيا را تعريف كنم كه عبارت است از « روابط متقابل انسان و محيط » به منظور بهينه سازي زندگي و يا به تعبير كرسي نيوز : جغرافيا عبارت است از « رابطه متقابل بين محيط و انسان » كه داراي چشم انداز هاي ديگري است و مي توان اينچنين هم تعريف كرد كه « جغرافيا ارتباط بين محيط ، انسان و زمان » است و يا اينكه « جغرافيا رابطه بين انسان محيط ، مديريت و تكنولوژي است » اما اصل موضوع اين است كه محيط به عنوان يك بستر و پديده و انسان نيز به عنوان يك بستر و پديده اي ديگر است .

بنابراين چون انسان به عنوان يك عامل وجوهر اصلي در تعريف و موضوع جغرافيا قرار دارد و از طرفي ديگر همين انسان در محيط زندگي مي كند كه به عنوان عاملي ديگر در جوهر اصلي تعريف و موضوع جغرافيا قرار مي گيرد محيط كه داراي شگفتيها و تنوع زيادي است كه آفريننده خالق يكتا است و طبيعتا انسان نيز شيوه اي متنوعي از زندگي را ايجاد و انتخاب كرده است و پديد آورنده فرهنگ ها و چشم اندازهاي متنوعي است چرا كه محيط هاي طبيعي بستر زندگي و فعاليت انسان مطرح مي شود .
بنابراين آگاهي از اوضاع جغرافيايي محيط هاي گوناگون و درك بهتر از چگونگي زندگي انسان ها با توجه به مهارت هايي كه در اين زمينه كسب كرده است بايد داراي آگاهي و تفاهم بيش تر بين ملتها و همكاري و دوستي متقابل با ديگر ساكنان اين محيط ( تفاهم بين المللي ) براي حفظ و نگه داري آن و بالاخره يادگيري شيوه هاي منطقي بهره برداري از منابع را نيز داشته باشد چون انسان هميشه درصدد است ا زسرزميني كه در آن به سر مي برد و از زندگي مردم در ساير نقاط جهان

اطلاعاتي كسب كند و به كنجكاويهاي دروني خويش پاسخ گرديد . بنابراين بايد درسي بنام جغرافيا در جدول برنامه هاي درسي دانش آموزان از دوره ابتدايي تا متوسط گنجانده شود . جغرافيا علاوه بر پاسخ به كنجكاويهاي ذهني دانش آموزان درمورد مكانها و انسانها به چرايي تفاوت هاي مكاني نيز توجه دارد و اين چراها با بررسي روابط علت و معلولي پاسخ گفته مي شود از وظايف اصلي علم جغرافيا ، پاسخ به همين چراهاست كه گاهي به صورت كنجكاويهاي در مورد آداب و رسوم زندگي در مناطق مختلف جهان و يا به صورت سفر كردن و كشف سرزمينهاي ناشناخته مطرح مي شود

. البته د راين ارتباط موضوعات جغرافيايي فقط مكاني مي شود ولي زماني موضوعات جغرافيايي استدلالي مي شود كه ارتباط متقابل انسان با محيط طبيعي نيز مطرح مي شود وذهن دانش آموز بطور فعال با اطلاعات پايه ي جغرافيايي و روش استدلال جغرافيايي درگير مي شود و با توجه به آنها به فكر راه حل هايي در اين ارتباط نيز هست مثلا در مبحث آلودگي هوا يا به هدررفتن آب چه

در بخش كشاورزي يا صنعت و يا شهري و همچنين چگونگي ايجاد مخاطرات طبيعي ، تاثير و پيامدهاي آن و چگونگي مقابله كردن با آنها بوسيله انسان ؟ حتي در زماني كه تحت آن شرايط قرار نگرفته باشد كه نوعي از مهارت همدلي را مي رساند كه چگونه شرايط ديگران را درك كند كه باعث بهبود بخشيدن روابط اجتماعي مي شود .

البته پاسخگويي به سوالات خود به خود دانش آموز را به سمت عوامل جنبي مثل عوامل اقتصادي – صنعتي –مديريت بهره برداري و حفاظت از منابع طبيعي با توجه به اينكه اين مديريت كشش و واكنش ميان عوامل زيستي ( انسان – جانوران و گياهان ) و مكان هاي جغرافيايي ( شهري – روستايي – سواحل ) سبب مي شود تا تعادل انسان و محيط حفظ شود و همچنين برنامه ريزيهاي فضايي ( آمايش سرزمين ) سوق مي دهد .

مي توان بيان كرد كه هدف آموزش جغرافيا در دوره ابتدايي و يا دوره هاي ديگر تحصيلي همين امر است كه براي حل يك معضل محيطي نبايد به صورت انفرادي عمل كرد بلكه بايد ساير عوامل طبيعي و انساني و همچنين استعانت از علوم ديگر اعم از علوم فيزيكي –شيمي –رياضي – اجتماعي – روانشناسي – وحتي كامپيوتر نيز به بررسي مسائل ومشكلات پرداخت .
امروزه با توجه به عملكرد و فعاليت رسانه اي گروهي كه بصورت مداوم و در برنامه هاي مختلف اسامي مكانها و شيوه ي زندگي و آداب و رسوم و يا پديده هاي مختلف طبيعي در نواحي مختلف را بيان مي كنند اكنون سوال اينجاست كه كدام ماده درسي بايد دانش آموزان را براي درك و

 

شناسايي موقعيت اين مكانها و يا شيوه هاي زندگي و يا اتفاق افتادن يك پديده طبيعي د رمحيط آشنا كرد مسلما در ميان دروس مختلف درس جغرافيا بيشتر خودنمايي مي كند چرا كه جغرافي دانان در جهان امروز با روش جغرافيايي ناحيه اي يا منطقه اي به مطالعه كره زمين مي پردازد پس اين موضوع به جغرافيا جنبه كاربردي نيز مي بخشد وهمچنين مطالعات جغرافيا مطالعاتي نظامند هست چرا كه معتقديم جهان و محيط كه يكي از عناصر مطالعاتي جغرافياست عيني است و اجزاي آن مانند يك سيستم تودر تويي است كه از يكسري ورودي ها و خروجي ها تشكيل شده

است كه مطالعه اين وروديها و خروجيها حتما نياز به مطالعه علوم ديگر را مي طلبد تا اين تعريف را كه ديد جغرافيا نسبت به مسائل يك ديد كلي است نه جزئي مصادق پيدا كند و با توجه به همكاران براي آموزش واژه هاي جغرافيايي از مفاهيمي استفاده مي كنند كه در دنياي پيرامون دانش آموز وجود دارد ( يعني واژه اي عيني ) بنابراين آموزش جغرافيا نيازمند وجود يك برنامه درسي باز است نه يك برنامه بسته و انعطاف ناپذير !
به اين ترتيب ۲ نكته مشخص مي شود كه :
۱- بايد آموزش واژه اي جغرافيايي با آموزش اصطلاحات پيرامون محل زندگي و تحصيل دانش آموز شروع شود كه اين همان ارتباط جغرافيا و مهارتهاي زندگي است .
۲- آموزش جغرافيا هنگامي امكان پذير است كه يك برنامه درسي انعطاف پذيري وجود داشته باشد .
در اين راستا اهداف اصلي آموزش جغرافيا در دوره عمومي و متوسطه را مي توان اينچنين خلاصه كرد .
۱- آموزش اصطلاحات پايه اي جغرافيايي و كسب مهارتهاي مختلف در ارتباط با شيوه استفاده از وسايل و ابزارهاي جغرافيا مثلا نقشه ونقشه خواني .
آشنايي با نقشه ها و توانايي در كسب اطلاعات جغرافيايي و نحوه استفاده از آنها يكي از مهمترين مهارتهاي جغرافيايي محسوب مي شود .
الف – حداقل براي ما مسلمانان لازم و ضروري است ( اداي فريضه نماز ) و همچنين از گذشته اي دور نيز كاروانيان نيز به اين مسئله توجه داشته اند كه با توجه به صور فلكي و يا ستارگاني همچون ( ستاره قطبي ) به طرف هدف و مقصد معيني حركت مي كرده اند لذا آموزش وجهات چگونگي پيدا كردن جهات اصلي در روز و يا شب را آموزش مي دهيم ، مثلا اگر در روز طوري بيستيد كه به هنگام طلوع خورشيد دست راستمان به سمت آن وبطور طبيعي دست چپمان به سمت غرب و سپس رورو شمال و پشت سر نيز جنوب خواهد بود . و يا از روي سايه در اجسام و يا حتي از ميزان خزه هاي كه روي تنه و ساقه درختان رشد كرده اند .

 

در شب نيز از طريق اشكال ماه بطوري كه اگر در نيمه اول ماه قمري غرب ماه به سمت غرب باشد ( P ) و نيمه دوم ماه غرب به سمت مشرق ( q ) باشد و يا در زماني كه ماه كامل است جهت حركت آن از سمت شرق به غرب است .
ب – در زمان آدرس دادن بجاي ، استفاده كردن كلماتي چون برو به سمت چپ يا راست ، بالا و پايين بهتر است از اصطلاحات جغرافيايي كه همان جهت اصلي و فرعي است استفاده كنيم لذا براي آموزش اين مطلب مطلوب است از وسايلي مثلا ساختن يك قطب نما و استفاده از آن و با مشخص كردن محل طلوع و غروب خورشيد در حياط مدرسه استفاده كنيم و همچنين براي بهتر آدرس دادن نيز لازم است كه دانش آموز با چگونگي رسم نقشه ي ذهني ( كروكي ) آشنا شود چرا كه آنها با وجود اينكه مقياس چندان دقيقي ندارند ولي براي آدرس و نشاني دادن بسيار

كاربردي و مفيد هستند بنابراين در مرحله اول جهت آموزش بهتر است از دانش آموز بخواهيم كه كروكي از منزل تا مدرسه را با توجه به ويژگي هايي كه براي رسم يك كروكي لازم است رسم كند ( بخصوص اينكه از او بخواهيم حتما لازم وضروري است كه شمال منطقه مورد نظر را مشخص كند )
پ – استفاده كردن از نقشه ي جغرافيايي براي پيدا كردن اسامي و مكان ها بخصوص در هنگام مسافرت
۲- استدلالي كردن جغرافيا براي دانش آموزاز طريق ايجاد مسئله وحل آن .
در اين صورت معلم جغرافيا مانند يك پژوهشگر است كه محيط جغرافيا را بررسي مي كند وخود تحقيق كرده و ضمن كشف عناصر محيط واژه هاي سازنده ي آن را استخراج و به دانش آموز بياموزد اكنون اين مسئله مطرح مي شود كه اين عناصر كدامند؟
اين عناصر همان چشم انداز هاي غالب كه ممكن است ، در محيط روستا و با در محيط شهر يا هر جاي ديگر ديده شوند .
مثلا : يك روستاي كوهستاني كه داراي تپه ها و دامنه هاي شيب دار يا كم شيب –رودها- مزارع – باغات – جمعيت و فعاليتهاي كشاورزي – دامپروي – صنعت – تجارت و بازرگاني ويا اتفاقات سياسي ( مثل جنگ – صلح آشوب ها و تشنجات … ) و يا واژه اي مثل بارانهاي اسيدي و چگونگي ايجاد ، تاثير بارانهاي اسيدي بر روي محصولات كشاورزي ، آبهاي سطحي ، جانوران و گياهان ، آثار و ابنيه تاريخي ، ويا حتي سلامتي خود انسان ، افزايش دماي كره زمين وايجاد بيابان و پيامدهاي آن و …

آيا مي توانيم آموزش واژه اي جغرافيايي را با همين كلمات كه از يك تابلوي اوليه چشم انداز محيط جغرافيايي بدست مي آوريم شروع كنيم ؟
البته يكي از بهترين راه هاي آموزش واژه اي جغرافيايي بشمار مي رود شرط اينكه از محيط زندگي خود او گرفته شود و خودش نيز در توضيح بار معنايي كلمات نقش مهمي داشته باشد .
البته اين مشكل نيز وجود دارد زماني كه براي يك دانش آموز ساكن كوير از واژه اي مثل دريا و موج يا جنگل و از بين بردن پوشش گياهي ، يخچالهاي قطبي گفته مي شود و يا بالعكس ، برداشت دانش آموز از اين واژه ها معادل همان برداشتي است كه دانش آموز در اين نواحي ساكن است ؟

آيا سرعت انتقال واژه ها و دريافت اين واژه ها براي دانش آموزي كه خودش در محيط زندگي مي كند با دانش آموزي كه ممكن است فاصله زيادي از اين پديده هاي جغرافيايي دارند يكسان است ؟
اينجاست كه بحث مهارتها مطرح مي شود و مي توان براي تفهيم هر كدام از اين پديده ها از مثالهاي ساده تري كه در محيط زندگي با حتي خانه ي اوست استفاده كرد . به عنوان مثال براي آموزش چگونگي شكل گيري يخچالهاي قطبي و با از بين رفتن و ذوب شدن آنها در اثر افزايش دماي كره زمين مي توان از قسمت فريزر يخچال و محيط گرم آشپزخانه نام برد البته براي دريافت دقيق تر و آموزش پايدارتر مفاهيم جغرافيايي معمولا وجود عكس ها اسلايد يا فيلم ها ، نقشه و با مهارت

ها ي مثل استفاده از اينترنت و رايانه ، ساختن ماكت و مدل ها نبايد فراموش كرد چرا كه هر كدام در جايگاه خودشان لازم و ضروري است ضمن اينكه در كنار تمامي اين موارد بايد از روش مشاهده – پرسش و پاسخ و انجام تكاليف فردي يا گروهي و انجام محاسبات مختلف فاصله ها و مقياسها با استفاده از نقشه و اطلس يا كره جغرافيا استفاده كرد .