صحنه هایی از جنگ جهانی اول

عملیات در سال ۱۹۱۴ م. جبهه غرب
پیشروی آلمان در بلژیک: ۳ تا ۲۰ اوت ۱۹۱۴ م.
در سوم اوت ۱۹۱۴ یک گروه رزمی ویژه از ارتش دوم آلمان به استعداد ۳۰۰۰۰ نفر تحت فرماندهی «اتوفن امیشن» از دالان باریکی بین جنگل های «اردن» و مرز هلند، از مرز بلژیک عبور کرد. این دالان باریک توسط یکی از مستحکم ترین دژهای اروپا یعنی لیژ محافظت می شد. شهر لیژ و حلقه دژهای ۱۲ گانه آن در دو طرف رودخانه «موز» واقع شده است و چند کیلومتر بالاتر از آن ایالت جنوبی هلند بنام لیمبورک قرار دارد.

طرح و آرایش بلژیک:
طرح بلژیکی عبارت بود از پدافند در امتداد کرانه های غربی رودخانه موز تا رسیدن نیروهای کمکی از انگلستان و فرانسه. ارتش بلژیک در زمان صلح ۵۸۰۰۰ نفر نیروی زیر پرچم داشت. بعد از اعلان جنگ کلیه نیرویهای بلژیک متشکل از ۶ لشکر به شرح زیر آرایش یافتند.
۱- لشکر های سوار در نواحی مرزی
۲- دو لشکر برای حفظ دژهای «لیژ» و «نامور»
۳- بقیه ارتش در عقب رودخانه «ژت»

طرح تاکتیکی آلمانی ها در بلژیک:
طرح تاکتیکی آلمانی ها عبارت بود از نفوذ به داخل منطقه حلقه دژهای لیژ، تصرف شهر و پلهای مهم آن، جدا کردن دژها از هم و بالاخره تصرف تک تک آنها. و در این ضمن سواره نظام آلمان در شمال از رودخانه موز می گذشت و برای محاصره شهر حرکت می نمود.
شرح عملیات:
پس از عبور گروه رزمی ارتش دوم آلمان از مرز بلژیک، آلمانی ها در روز ۵ اوت پیشنهاد تسلیم «لیژ» را نمودند اما فرمانده پادگان لیژ، ژنرال ژرارد لمان این پیشنهاد را رد کرد. دستور صادر شده به «لمان» مقاومت تا آخرین نفس بود.

در ۵ تا ۶ اوت، آلمانی ها مادریک تک شبانه به حلقه دژهای ۱۲ گانه رخنه نمودند. جنگهای سختی بین آلمان و بلژیک رخ دار آلمانی ها با توپ های ۴۲۰ میلیمتری خود یعنی سنگین ترین توپ های آن زمان، دژهای لیژ را یکی پس از دیگری منهدم کردند و در ۱۶ اوت همه آنها را بتصرف خود رد آوردند.
در نبرد لیژ سرلشکر «اریشن فن لودند روف» رئیس ستاد ارتش دوم آلمان به عنوان قهرمان و فاتح نبرد لیژ شهرت یافت. ژنرال (ژاردلمان) فرمانده نیروهای بلژیکی و مدافع دژهای لیژ نیز شهرت یافت. ژرادلمان فرمانده نیروهای بلژیکی و مدافع دژهای لیژ نیز به علت مقاومت قابل تحسین خود پر آوازه گردید.

پس از سقوط آخرین دژ لیژ در ۱۷ اوت ارتش یکم (فن کلوک) و دوم آلمان (فن بولو) همچون سیل خروشان وارد استحکامات لیژ شدند و در امتداد رودخانه موز شروع به پیشروی به داخل بلژیک نمودند. نظر به برتری عددی آلمانی ها و بیم از محاصره نیروهای بلژیکی «آلبرت» پادشاه بلژیک که شخصاً عملیات را فرماندهی می نمود، فرمان عقب نشینی به «آنور» را صادر کرد و در ۲۰ اوت پایتخت بلژیک (بروکسل) به دست آلمانی ها افتاد و بدین طریق، راه هجوم آلمانی ها به طرف فرانسه باز شد. (نقشه شماره ۴۶)

جبهه شرق:
عملیات در پروس شرقی (تجاوز روسها به پروس شرقی)
گروه ارتش شمالی غربی روس ها به فرماندهی ژنرال «ژلینسکی» مرکب از ارتش یکم به فرماندهی «رنن کامیف» و ارتش دوم به فرماندهی «ساسونف» در ۱۷ تا ۱۹ اوت به سمت پروس شرقی پیشروی می کرد. نیروی های متقابل آنها ارتش هشتم آلمان به فرماندهی ژنرال «ماکس فن پریتوتیز» و از چهار سپاه و ۳ لشکر تشکیل یافته بود. این نیروها از جنوب دریای بالتیک تا فرانکنا گسترش یافته بودند. طبق طرح اصلاح شده «شلیفن» ارتش هشتم مأموریت داشت که در مقابل روسها مبادرت به پدافند قابل ارتجاع نموده و در منطقه تأخیر نماید و در صورت لزوم تا رودخانه

«ویستول» عقب نشینی کند. «پریتوتیز» متوجه این نکته هم بود که با استفاده از وضع مساعد زمین و راه آهن می تواند نیروی خود را در یک نقطه علیه دشمن متمرکز کند و سپس همان تمرکز را در نقطه دیگر برای دشمن به کار اندازد. نظر به این که ژنرال- «پریتوتیز» از جزئیات حرکات ژنرال «ژیلینسکی» آگاه بود و اغلب پیامهای رادیویی او را استراق سمع و کشف می نمود از این رو

تصمیم گرفت در روز ۱۴ اوت سپاه ۲۰ را به منظور نگهداری پهلوی جنوبی در «آلنشتاین» مستقر کند و خود برای شکست دادن ارتش یکم روس حرکت نماید و سپس به سمت جنوب برگردد تا با ارتش دوم روس مقابله کند. ولی او نمی دانست که فرمانده سپاه یکم وی ژنرال هرمان فن فرانسوا از دستورهای او سرپیچی کرده و تا اشتالوپ اونن پیشروی و پیش از زمان معین ارتش هشتم را در نبرد بزرگی غوطه ور ساخته است.

نبرد ۱۱ اشتالوپ اونن: ۱۷ اوت ۱۹۱۴ م
در این نبرد سپاه یکم آلمان به فرماندهی ژنرال فرانسوا موفق گردید سپاه سوم ارتش یکم روسیه را در هم کوبد و با وارد آوردن ۳۰۰۰ نفر تلفات به روسها آنها را وادار به عقب نشینی کند. آنگاه خود فرانسوا نیز به گومبی فن عقب نشینی نمود.
نتیجه: نبرد اشتالوپ اونن از لحاظ تاکتیکی به نفع آلمانی ها بود اما از لحاظ استراتژیک برای آنان تأسف انگیز بود زیرا طرح آنان را به کلی بر هم زد.

نبرد ۱۱ گومبی نن: ۲۰ اوت ۱۹۱۴ م
اولین نبرد عمده بین آلمانی ها و روس ها در جبهه شرق بود. پس از نبرد اشتالوپ اونن روس ها با ارتش یکم مجدداً به آهستگی شروع به پیشروی نمودند. همزمان ارتش دوم. روسیه نیز در جناح جنوبی ارتش هشتم آلمان شروع به پیشروی نمود و پریتوتیز را دچار وحشت و بیم تک احاطه ای دشمن نمود. در چنین وضعی هنوز ژنرال فرانسوا بی باک و متهور پریتوتیز را برای تک به ارتش یکم ترغیب نمود. ژنرال پریتوتیز بالاخره ۲۰ اوت به رغم اعتراض افسر شایسته عملیات خود به نام

سرهنگ ماکس هوفمان دستور تک را صادر کرد. هوفمان با انجام تک مخالف نبود بلکه عقیده داشت بایستی تأمل کرد تا سپاه یکم احتیاط و سپاه هفدهم به جلو آمده و آنگاه با تمام نیرو، به اجرای تک هماهنگ شده اقدام گردد. تک ۲۰ اوت آلمانی ها جز در منطقه سپاه یکم ژنرال فرانسوا که در جناح راست، روسی ها را ۵ مایل به عقب راند، در سایر مناطق با شکست مواجه گردید. در مرکز، سپاه ۱۷ آلمان به فرماندهی فن ماکنزن با ۴ ساعت تأخیر تک را آغاز نمود لیکن با سرعت و با بی نظمی در مقابل روس ها عقب نشینی کرد. در چپ، سپاه یکم احتیاط نیز به فرماندهی «بولو» ناگزیر به عقب نشینی گردید.

نتیجه: پیروزی روس ها نمایان بود لیکم قطعی نبود و آنها بهای گرانی پرداختند (نقشه شماره ۵۲)

نبرد تانن برگ: ۲۶ تا ۳۱ اوت ۱۹۱۴ م.
وضعیت عمومی
وضعیت روسها:
در ۲۳ اوت هنگام ورود ژنرال هیندنبورک به جبهه شرق، ارتش یکم روسیه به فرماندهی ژنرال رنن کامپ با تالن در عقب نیروهای آلمان که پس از نبرد “گومبی تن” مشغول عقب نشینی بود پیش رفت، ولی هنوز به خط اینستر بورگ نرسیده بود و از خط سیری که فرماندهی کل روسیه برای او تعیین کرده بود به سمت مغرب منحرف می شد

.
وضعیت آلمان ها:
ارتش ۸ آلمان روز ۲۳ اوت به طرف ویستول عقب نشینی می کرد و تقریباً تا حدود” اینستر بورک” سپاه ۲۰ آلمان در مقابل عملیات ارتش “سامسونف” عقب نشینی کرد در شرق گیلگن بورک به فرمان لودندروف متوقف شد. پس از آنکه هیند نبورک مدیریت و فرماندهی حبهه شرق را به عهده گرفت رمان عقب نشینی فرمانده ارتش سابق هشتم را لغو کرد و تصمیم گرفت از جدا بودن موقتی ارتشهای ۱ و ۲روسیه استفاده کند و آنها را یکی پس از دیگری شکست دهد.

طرح هیندنبورک:
در مقابل نیروهای متراکم ارتش دوم روس سامسونف یک مرکز مقاومت نازک که چندان ضعیف هم نباشد تشکیل داد و در همان حال دو گروه فوق العاده قوی را مأمور به حمله به دو جناح این ارتش بنماید و در مقابل ارتش یکم نیز پرده پوشش نازکی قرار دهد.
شرح عملیات:
جناح راست سامسونف از شمال توسط سپاه ۱۷ و سپاه یکم احتیاط و جناح چپ توسط سپاه یکم فن فرانسوا با یک مانور احاطه ای دو طرفه (احاطه از دو جناح) و مرکز نیروهای سامسونف نیز توسط سپاه ۲۰ مورد جمله قرار گرفت. با فرا رسیدن شب ۲۹ اوت محاصره نیروهای روسی تکمیل گردید به طوری که در همین موقع سپاه نیرومند و سرسخت فرانسوا خود را کاملاً به پشت نیروهای روس رسانده بود. بقیه عملیات، انهدام توده های نیروهای روس بود که سعی می کردند خود را از

این محاصره نجات دهند. ژیلنسکی تا ۲۷ اوت حتی نمی دانست که ارتش دوم او در معرض خطر واقعی قرار دارد. دستور او به” رنن کامپ” برای کمک به سامسونف زمانی صادر گردید که دیگر دیر شده بود.
ژنرال سامسونف نیز از فرط یأس و نومیدی خودکشی کرد. تلفات و ضایعات روسها ۱۲۵۰۰۰ نفر و ۵۰۰ قبضه توپ بود. تلفات آلمانی ها نیز بین ۱۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ نفر بود. پیروزی آلمانی ها در نبرد تانن برگ صرف نظر از اهمیت استراتژیک آن، از لحاظ روانی نیز فوق العاده مؤثر بود.
اعتماد متفقین به روسها شدیداً ضربه خورد. در حالی که ملت آلمان به آن حد از شادمانی و اشتیاق رسید که عقب نشینی و شکست نیروهای آنها در نبرد “مارن” در جبهه غرب نادیده گرفته شد.

نبرد دریاچه های مازوری:
“هیند نبورک” پس از پیروزی در نبرد ۱۱ “تانن برگ” نیروهای خیلی کوچکی در مقابل عناصر باقیمانده ارتش دوم در روسیه قرار داد و به سرعت ارتش هشتم را به سمت شمال شرق ، علیه ارتش یکم “رنن کامپف” به حرکت در آورد. مجدداً “فرانسوا” شجاع و سپاه یکم او ضربت قاطع را به جناح چپ روسها فرود آورد.
«رنون کامپف» سرانجام تحت پوشش دو لشگر با آلمانی ها قطع درگیری کرد و تلاش آلمانیها را در یک احاطه دو طرفه ای دیگر غیر ممکن ساخت. ارتش یکم با تحمل ۱۲۵۰۰۰ نفر ضایعات و ۱۵۰ قبضه توپ و نیمی از وسایل ترابری خود عقب نشینی نمود . تلفات آلمانی ها نیز حدود ۱۰۰۰۰ نفر بود.

علل شکست روسها:
ضعف و بی کفایتی فرماندهان رده های عالی روس ، شناسائی غلط ، عدم تامین و ضعف سیستم های مخابراتی و نارسایی های آماد و پشتیبانی از عوامل عمده شکست روسها بوده در مقابل رهبری صحیح و تغییر مکان های جسورانه آلمانیها موجبات پیروزی آنها را فراهم نمود. روسها هرگز نتوانستند شکست خود را به طور کامل جبران کنند و بر ترس و عقده حقارت خود فائق آیند. (نقشه شماره ۵۳ و ۵۴)
جبهه غرب
متفقین در ارتوا و شامپانی : ۱ ژانویه تا ۳۰ مارس ۱۹۱۵ م
این عملیات ادامه اولین نبرد «شامپانی» و تلاش گسترده ای از سوی «ژفر» به منظور آزاد نمودن مناطق وسیع و با ارزش فرانسه بود که توسط آلمانیها اشغال شده بود. یک رشته تک متحدین علیه قسمت غربی بر آمدگی «نوایون» و در منطقه بین «رنس» و «وردن» به شکست انجامید.
پاتک های محدود آلمان در امتداد کانال «لا- باسه » و نزدیک « سواسون » وضعیت را تثبیت نمود ( ۸ ژانویه تا ۵ فوریه ) تکهای مجدد متحدین در ماه مارس تا حدی پیشرفت نمود . انگلیسی ها در ابتدا در یک تک طرح ریزی شده در « نیوشاپل» در مواضع آلمانیها رخنه نمودند ( ۱۰ مارس ) ، اما به علت ضعف مدیریت از حرکت باز ماندند و آلمانیها به سرعت یک خط جدیدی را مجدداً سازماندهی نمودند ( ۱۳ مارس ) . تلفات فرانسویها در خلال این آفند ۰۰۰/۴۰۰ نفر بود . تلفات آلمانی ها و انگلیسی ها نیز سنگین بود .
اولین تاخت ( دستبرد ) هوایی آلمان به انگلستان ۱۹ تا ۲۰ ژانویه ۱۹۱۵ م

تکهای هوایی آلمان توسط « زپلین » ( تحت کنترل ناوگان دریایی آلمان ) موجب تلفات نسبتاً محدودی گردید . در خلال این سال ، هیجده تک هوایی مشابه به انگلستان اجراء گردید . بزرگترین تک های هوایی ، تک ۱۳ اکتبر به لندن بود .

نبرد وور: ۶ تا ۱۵ آوریل ۱۹۱۵ م
هجوم مجدد نیروهای فرانسوی علیه قسمت شمالی برآمدگی « سن – میجل » با تلفات زیادی توسط آلمانی ها دفع گردید .
نبرد دوم ایپر : ۲۲ آوریل تا ۲۵ مه ۱۹۱۵ م
اقدامات متحدین برای آفند هماهنگ شده دیگری توسط تک غافلگیرانه آلمانی ها با ابری از « گاز کلر » که از ۵۰۰۰ سیلندر منتشر گردید ، ناکام ماند . این اولین کاربرد گاز سمی در جبهه غرب بود . این گاز سمی ، وقتی که به سربازان متفقین می رسید

آنها را به استفراغ و خفقان و کوری دچار می کرد . دو سپاه آلمانی از میان دو لشکر وحشت زده فرانسوی هجوم برد و شکاف وسیعی را در عمق خطوط انگلیسی ها ایجاد نمود . اما آلمانی ها هیچ گونه تهیه ای برای بهره برداری از این رخنه ، پیش بینی نکرده بودند . زیرا بعلت تقویت جبهه شرق ، یگان های احتیاط کمی در اختیار داشتند . پاتک های محلی انگلیسی ها سرانجام پیشروی آلمانی ها را طی تکهای خونینی متوقف نمود . تلفات آلمان حدود ۳۵۰۰۰ نفر ، انگلیسی ها ۶۰۰۰۰ نفر و فرانسوی ها تقریباً ۱۰۰۰۰۰ نفر بود .

آفند مجدد متفقین در آرتوا و شامپانی : ۲۵ سپتامبر تا ۶ نوامبر
این آفند یورش هماهنگ و طرحریزی شده دیگر « ژفر» بود و مجدداً شکست خورد. در نبرد دوم « شامپانی » فرانسوی ها متحمل بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر تلفات گردیدند و آلمانی ها نیز حدود ۷۵۰۰۰ نفر تلفات دادند . همزمان در نبرد سوم « آرتوا» فرانسوی ها به تک خود علیه « ویمی ریدج» ادامه دادند ( ۲۵ سپتامبر تا ۳۰ اکتبر ) در حالی که انگلیسی ها چندین مایل دورتر در شمال در « لوس» ناکام ماندند ( ۲۵ سپتامبر تا ۱۴ اکتبر ) موفقیت های جزئی تناسبی با تلفات سنگینی نداشت . در این آفند فرانسوی عا متحمل بیش از ۱۰۰۰۰۰ نفر ، انگلیسی ها ۶۰۰۰۰ نفر و آلمانی ها ۶۵۰۰۰ نفر تلفات گردیدند .
تجزیه و تحلیل عملیات :

افزایش قدرت آتش مرگبار سلاحهای تیر بار و توپخانه صحرایی در تاکتیکهای رزمی انقلابی به وجود آورده و به پدافند کننده مزایایی بخشید که او را قادر می سازد با یگانهای احتیاط خود رخنه دشمن را سد نماید . قبل از آنکه تک کننده ( دشمن ) بتواند یگانهای احتیاط و توپخانه صحرایی خود را به منظور بهره برداری از رخنه ایجاد شده به جلو آورد . این موضوع به ویژه در جبهه غرب حائز اهمیت بود ، جایی که نبرد های مداوم از مانورهای آفندی کلاسیک جلوگیری می نمود .
آلمانی ها این موضوع را مدتها قبل از متفقین تشخیص داده بودند و پدافند خود را بر اساس و تا سه خط دفاعی جداگانه با شبکه های سیم خاردار و کانال ها ( خندق) و تیر بارها سازماندهی نمودند که با آتش توپخانه صحرایی به صورت رده ای در عمق پشتیبانی می گردید . هنگامی که یگانهای تک کننده در خط اول رخنه می نمودند توسط آتش خطوط بعدی از پای در می آوردند و توسط توپخانه که در خارج از برد توپ های آنها بود ، در هم شکسته می شدند و در خلال سال ۱۹۱۵ م دو طرف متحمل تلفات وحشتناکی شدند : آلمانی ها ۶۱۲۰۰۰ ، فرانسوی ها ۱۲۹۲۰۰۰ نفر و انگلیسی ها ۲۷۹۰۰۰ نفر سال ۱۹۱۵ م بدون هیچ گونه تغییر محسوسی در خطوط جنگی دو طرف از « دریای شمال» تا کوههای «آلپ سوئیس »
پایان یافت ( نقشه شماره ۵۵)

نبرد سُم
اولین نبرد سم ( رودخانه ای در فرانسه) ۲۴ ژوئن تا ۱۳ نوامبر ۱۹۱۶ م
هنگامی که نبرد وردن با شدت ادامه داشت، متفقین مبادرت به یک حمله تهاجمی انتقامی نمودند. تگ غافلگیرانه ارتش آلمان در وردن سبب شد که فرانسوی ها و انگلیسی ها به فکر تلافی بیفتند. آفند ژفره که مدت مدیدی طرح ریزی شده بود و در اثر نبرد وردن چندین ماه به تأخیر افتاده

بود سرانجام با اجرای شگفت انگیز هفت روز آتش تهیه توپخانه آغاز گردید اما مجدداً باز هم به خاطر نبرد وردن، انگلیسی ها نقش رهبری را در این عملیات اجرا نمودند. در همین حال برابر طرح اولیه ژفر پیش بینی شده بود که این عملیات بطور مشترک و در جبهه وسیعی به عرض ۷۰ کیلومتر صورت گیرد. بدین ترتیب که انگلیسی ها در ۲۵ کیلومتر جبهه در شمال رودخانه سم و فرانسوی ها در ۴۵ کیلومتر جبهه تک نمایند.

 

نیروهای متفقین به فرماندهی ژنرال ژفر شامل:
الف- ارتش ۳ و ۴ انگلیس مرکب از ۲۵ لشکر. ارتش ۳ به فرماندهی ژنرال آلنبی و ارتش ۴ به فرماندهی ژنرال رالینسون ژنرال دوگلاس هایگ نیز فرمانده کل نیروهای انگلیسی را به عهده داشت.
ب- ارتش های ۶ و ۱۰ فرانسه به فرماندهی ژنرال فایولد و میشلر با ۱۷۰۰ عراده توپ. فرماندهی کل این دو ارتش را ژنرال فش بعهده داشت.
نیروهای آلمانی:
ارتش ۲ آلمان مرکب از ۷ لشکر به فرماندهی ژنرال فن بولو دو لشکر در جنوب روخانه سم و پنج لشکر در شمال رودخانه مزبور از مواضع مربوط به خود پدافند می نمودند.
تدبیر عملیاتی متفقین:

در این نبرد، ارتش ۴ انگلیس به فرماندهی ژنرال هنری اس راینسون در شمال رودخانه سم و کمی دورتر به شمال، ارتش ۳ انگلیسی تلاش اصلی را به عهده داشتند. در جنوب رودخانه سم گروه ارتشهای ژنرال فش شامل ارتشهای ۹ و ۱۰ فرانسه تلاش پشتیبانی را به عهده داشتند.

شرح عملیات:
در اول ژوئیه سال ۱۹۱۶ م. بدنبال هفت روز آتش تهیه توپخانه (۲۳۰۰۰ تن مهمات گلوله توپخانه) پیاده نظام ارتش انگلیس به مواضع پدافند ی فوق العاده آرایش یافته ارتش ۲ آلمان تک نمود. انگلیس ها در آغاز موفقیت هایی جزیی کسب نمودند. لیکن تا پایان همین روز متحمل ۶۰۰۰۰ نفر

تلفات گردیدند که بیشترین رقم تلفات یک روزه ارتش انگلیس در تاریخ نظامی جنگهای آن کشور بود. ۱۹۰۰۰ نفر از آنها کشته شدگان تشکیل می داد. با کمال شگفتی، نیروهای فرانسه در مقایسه با انگلیسی ها، پیشروی بیشتری نمودند. زیرا آلمانی ها انتظار شرکت فرانسوی ها را در این آفند نداشتند. از این رو آلمانی ها در مواجه با تک فرانسوی ها در جنوب رودخانه سم غافلگیر شدند.

به رغم تلفات وحشتناک روز اول، انگلیسی ها روز بعد نیز به تک های محدود و کوچک خود ادامه دادند. ژنرال فالکنهاین ریاست ستاد کل ارتش آلمان مصمم بود که از پیشروی انگلیسی ها جلوگیری نماید، بنا

براین شروع به جابجایی و نقل و انتقال نیروهای آلمان از جبهه وردن به سم نمود.
تا فرا رسیدن این نیروها به جبهه سم ژنرال هایگ موفق گردیده بود که یکی از هدف های آفندی خود را تصرف نماید. تک شبانه انگلیسی ها در ۱۳ ژوییه، خط دوم پدافندی آلمان را نیز در هم شکست. آنگاه سواره نظام ارتش انگلیسی وارد این شکاف گردید. این آخرین باری بود که سواره نظام در این مقیاس وسیع در اروپای غربی وارد عملیات می گردید. اما پیشروی سایر یگانهای پیاده احتیاط کند بود. از این رو سواره نظام انگلیس توسط آتش تیربارهای سربازان آلمانی از پای در آمدن

د.

پاتک آلمانی ها نیز بعداً موجب گردید که جبهه تثبیت گردد. پس از آن، آفند متفقین کاهش یافت و منجر به یک رشته تکهای محدود و جزیی با تلفات زیاد گردید. در ۱۵ سپتامبر هایگ مبادرت به آفند دیگری در جنوب غربی باچوم نمود. در این تاریخ برای اولین بار انگلیسی ها با کمک تانک مبادرت به تک نمودند. به رغم غافلگیری اولیه، تانک سلاحی نامطمئن و کند توسط فرماندهان تشخیص داده شد و با توجه به تعداد آنها (از ۴۷ دستگاه تانک که وارد جبهه نبرد گردید تنها ۱۱ دستگاه درگیر رزم شد) نقش قاطعی در نبرد سم ایفا ننمود. در نیمه نوامبر نیز انگلیسی ها و فرانسوی ها به تک های محدود خود ادامه دادند اما تنها موفق به تصرف قطعه کوچکی از خاک گردیدند.

تجزیه و تحلیل عملیات:
۱- نبرد سم از بسیاری جهات شبیه نبرد وردن بود. این نبرد بیش از ۴ ماه طول کشید و مانند نبرد وردن مرگبارترین نبرد جنگ جهانی اول بود.
انگلیسی ها ۴۲۰۰۰۰ نفر، فرانسوی ها ۱۹۵۰۰۰ نفر، آلمانی ها ۶۵۰۰۰ نفر تلفات دادند. بخش قابل توجه تلفات آلمانی ها را افسران و درجه داران تشکیل می داد.
۲- ارتش انگلیس به رغم آموزش و شجاعت زیاد نتوانست به عمق مواضع آرایش یافته آلمانی ها دست یابد.

۳- تقریباً در چهارماه و نیم نبرد مداوم، متفقین فقط کمی بیش از ۱۲ مایل پیشروی نمودند. در واقع حاصل این همه قربانی تنها این بود که آلمانی ها را چند کیلومتر به عقب رانند.
۴- کاربرد تانک توسط انگلیس مانند استفاده آلمانی ها از گاز سمی در نبرد ایپر زود هنگام بود.
۵- پدافند آلمانی ها تحسین برانگیز بود، لیکن بخش اعظم تلفات آنها در پاتکهای آنان بود. به نحوی که آلمانی ها با تجربه ترین فرماندهان رده های پائین خود مانند دسته، گروهان و گردان را از دست دادند. آلمانی ها هرگز نتوانستند خلاء آنها را جبران نمایند. (نقشه شماره ۶۱)
عملیات در جبهه غرب
آفند لودندروف
در خلال زمستان ۱۹۱۸م -۱۹۱۷م ، لورندورف به این واقعیت پی برد که تنها امید برنده شدن آلمانی ها در جنگ ، پیروزی قطعی در جبهه غرب است ، قبل از آن که نیروی انسانی و مادی عظیم آمریکا وارد عمل شود. با شکست روس ها او عقیده داشت که این کار امکان پذیر است. از این رو با انتقال نیروهای آلمان از جبهه شرق ، او برای اجرای یک آفند سراسری در جبهه غرب برنامه آموزشی گسترده ای را به طور رسمی آغاز کرد . پیش بینی شده بود که این آفند هرچه زودتر و در اوایل بهار سال ۱۹۱۸ م اجراء گردد. برای این کار بهترین یگانهای آلمانی در قالب «یگانهای ضربت » و به عنوان نوک پیکان هجوم های طرح ریزی شده ، سازماندهی گردیدند. هدف «لودندروف» آن بود که ارتشهای متفقین را در یک رشته آفندهای متوالی شکست دهد.

لودندورف با تشخیص و آگاهی از علاقه فرانسوی ها برای محافظت پاریس و انگلیسی ها برای حفظ خطوط مواصلاتی خود در بندرهای دریای مانش ، تصمیم گرفت که بین خطوط حد ارتشهای متفقین ( انگلیس و فرانسه ) به آفند اقدام کند و سپس آنها را نابود سازد. آمادگی برای اجرای چنین آفندی با شایستگی قابل توجهی فراهم شده بود.

آفندسم – اولین آفند ( ۲۱ مارس ۱۹۱۸م)
هجوم آلمانی ها در سپیده دم ۲۱ مارس درمه شدیدی آغاز گردید. سه ارتش آلمان شامل ارتش هفدهم به فرماندهی ۱۱ «توفن بلو» ارتش دوم «مارویتز» و ارتش هیجدهم «هویتر» به ترتیب از شمال به جنوب در جبهه ای به طول ۹۰ کیلومتر بین «آراس» و «لافر» به جناح راست انگلیسی ها (ارتش سوم «بینگ» و ششم «گاف» تک نمودند. هدف این آفند رخنه در مواضع انگلیسی ها و راندن آنها به سمت شمال و جدا کردن نیروهای انگلیسی از نیروهای فرانسوی بود. پس از ۵ ساعت آتش تهیه با متجاوز از ۶۰۰۰ توپ ، یگانهای ضربت آلمانی که بطور ویژه ای آموزش یافته بودند، با کاربرد «تاکتیک هویتر» و انگلیسی ها یورش نمودند.

در ۲۴ مارس لورندورف در شرف نیل بد هدف خود بود. در همین حال شکاف میان ارتش های متفقین وسعت می یافت. «پتن» را بیش از هر چیزی نگران محافظت از پاریس بود ، تا کمک به انگلیسی ها و حفظ ارتباط با آنها.
در ۲۳ مارس ، آلمانی ها پاریس را از فاصله ۶۵ مایلی با توپخانه بمباران کردند تلفات فرانسوی ها در این بمباران ۸۷۶ غیر نظامی بود اما تاثیر عمده ای بر جنگ نداشت. در ۲۶ مارس ، در یک کنفرانس اضطراری در «دولان» «فوش» بعنوان هماهنگ کننده جبهه غرب منصوب می گردد. فرمانی که بلافاصله «فوش» صادر نمود مقرر داشت که ارتباط میان فرانسوی ها و انگلیسی ها به هر قیمت باید دوباره برقرار شود.

در سوم اوریل ۱۹۱۸م شورای عالی جنگ «فوش» را به فرماندهی کل نیروهای متفقین در جبهه غرب منصوب نمود. «پرشینگ» نیز که سخاوتمندانه ۸ لشگر آمریکایی موجود در فرانسه را قبلاً (۲۷ مارس) در موقعیت اضطراری در اختیار «فوش» گذارد بود ، در اصول با این انتصاب موافقت کرد.

پایان آفنریکم ( ۵ آوریل ۱۹۱۸م)
افند آلمانی ها پس از ۶۰ کیلومتر پیشروی ، دور تک خود را از دست داد.
پاریس دوبار ( ۲۱ مارس و ۶ آوریل) توسط توپخانه دوربرد آلمان ها بمباران گردید. تلفات متفقین بالغ بر ۲۴۰۰۰۰ نفر ( ۱۶۳۰۰۰ انگلیسی و ۷۷۰۰۰ فرانسوی ) ۷۰۰۰۰ فقرا اسیر و ۱۱۰۰ قبضه توپ بود. تلفات آلمانی ها نیز به همین تعداد بود که بخش اعظم آن را یگانهای ضربت تشکیل می داد. در اثر اعتراض ژنرال «هایگ» ژنرال «گاف» توسط حکومت بریتانیا برکنار و ژنرال «هنری رالینسون» فرماندهی ارتش پنجم متلاشی شده او را به عهده گرفت.

تجزیه و تحلیل عملیات:
از دیدگاه آلمانی ها ، جدی ترین نتیجه این آفند ایجاد وحدت فرماندهی در ارتش های متفقین بود. بنابراین به رغم موفقیت تاکتیکی این افند یک شکست استراتژیک برای آلمانی ها بود.
سه دلیل عمده این شکست استراتژیک عبارت بود از :
۱- عدم تحرک آماد و پشتیبانی هنگامیکه در مواضع متفقین رخنه به عمل آمد . آلمانی ها به هنگام پیشروی ، خود را در زمین های سوخته ای می دیدند که برای مداومت ارسال مهمات ، غذا و سایر آمادها را برای نیروهایشان به هنگام پیشروی نداشتند.

۲- عدم تحرک استراتژیک مشابه مشکل فوق ، این مسئله نیز مانع از آن گردید که آلمانی ها بتوانند از رخنه های به عمل آمده بهره برداری کامل کنند و به موقع یگانها را تقویت و یا جایگزین نمایند.
۳- فقدان پشتیبانی آتش تاکتیکی متحرک
هنگامیکه که رخنه ایجاد می گردید ، مهمات توپخانه پیاده نظام در خط جلو به سرعت تمام می شد. از این رو هنگامیکه انگلیسی ها و فراسویان احتیاط خود را وارد شکافهای ایجاد شده می کردند. آلمانی ها قدرت آتش کافی برای مقابله با آنها نداشتند. (نقشه شماره ۶۲)

آفند نهایی فوش
تدبیر عملیاتی فوش :
در طرح فوش دو تک اصلی ودو نفوذ مضاعف پیش بینی شده بود. یکی از این دو تک با نیروهای امریکایی – فرانسوی از منطقه وردن به سمت فری یر مرکز آمادی حیاتی آلمان و نقطه تقاطع راه آهن بود.
تک دیگر آفند انگلیسی ها بین پرون و لنس و هدف آن تصرف تقاطع راه آهن آل نویی بود. با تصرف این دو تقاطع عمده راه آهن وضعیت آمار و پشتیبانی کلیه نیروهای آلمانی در جبهه غرب به مخاطره می افتاد. تکهای پشتیبانی توسط گروه ارتش های مختلط بلژیک ،انگلیس ، فرانسه باید در فلاندر بین لافر و پرون اجرا شود.

آفند نور – آرگون (۲۶ سپتامبر ۱۱ نوامبر

۱۹۱۸ م )
این آفند توسط نیروهای مشترک امریکا و فرانسه و در سه مرحله اجرا گردید:
-مرحله یکم – ۲۶ سپتامبر تا ۳ اکتبر:
پیشروی نیروهای امریکا (ارتش ۱) و ارتش ۴ فرانسه از دو طرف جنگل های آرگون و الحاق آنها به هم در گران پره.
-مرحله دوم – ۴ تا ۳۱ اکتبر:
پیشروی به طرف شن و اسقنه به منظور دور زدن پهلوی مواضع آلمانی ها در پشت رودخانه ان و پاک کردن راه پیشروی ارتش فرانسه و امریکا به طرف سدان – فری یر.
مرحله سوم – ۱ تا ۱۱ سپتامبر : تصرف و اشغال ارتفاعات موز
شرح عملیات :
-الف – مرحله یکم (۲۶ سپتامبر تا ۳ اکتبر)
پرشینگ که با شایستگی در مدت سه هفته بیش از ۱۰۰۰۰۰۰ سرباز را همراه با تانک و توپخانه در شب و با توجه به نامناسب و ناقص بودن شبکه جاده ها و راه آهن به جای متفقین در منطقه مستقر نموده بود. این کار به اصرار مارشال فوش انجام گرفته بود. در ساعت ۰۵:۲۵ تک خود را آغاز نمود.
در این تک ارتش یکم امریکا با سه سپاه در راست و ارتش ۴ فرانسه در چپ بود. خطوط دفاعی آلمانی ها گروه ارتش ۱۱ گولوتیز در شرق و ولیعهد آلمان در غرب از سه خط متوالی فوق العاده مستحکم و آرایش یافته تشکیل شده بود که از عوارض زمین و مناطق جنگلی با مهارت استفاده کرده بودند.
پیشروی اولیه امریکایی ها خوب بود اما بعدا کند گردید و سرانجام در ۳ اکتبر شتاب تک متوقف گردید.

– ب – مرحله دوم ۴ تا ۳۱ اکتبر :
پرشینگ یا جایگزین نمودن یگانهای با تجربه و کهنه کار سن میهیل به جای لشگرهای هجومی مجددا آفند خود را در ۴ اکتبر آغاز نمود. در این جا فضای مانور کم بود و ارتش یکم امریکا با تک های جبهه ای و با تحمل تلفات پیشروی نمود. روز ۸ اکتبر فرانسوی ها و امریکایی ها با یک حمله مشترک موفق شدند ارتفاعات مهم موز را تصرف کنند.
در روز ۱۰ اکتبر با حمله به طرف غرب سپاه ۱ موفق شد آلمانی ها را از ارتفاعات گران پر بیرون برانند و ارتش ۴ فرانسه امکان یافت که به طرف رودخانه ران پیشروی کند. امریکایی ها مجددا به حملات سهمگین خود ادامه دادند و به تدریج تمام زمین های اطراف رومانی را تصرف و جنگل آرگون را از وجود دشمن پاک کردند. امریکایی ها در پایان اکتبر بخش اعظم خط سوم دفاعی آلمانی ها (خط نهایی دفاعی) را تصرف کرده بودند.
پ – مرحله سوم ۱ تا ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ (شکست آلمانی ها و متارکه جنگ)
با باقیمانده لشکرهای امریکایی و تعویض و جایگزین نمودن آنها به جای لشگره

ی در خط ارتش یکم امریکا به فرماندهی هونترلی گت در اول نوامبر مجددا تک نمود. این تک خرد کننده به آخرین موضع دفاعی آلمانی ها در شمال شرق و غرب بوزانسی بود. این تک ارتش ۴ فرانسه را قادر ساخت که از رودخانه ان عبور کند.
اکنون نیروهای امریکایی به عنوان نوک پیکان یگانهای آفند کننده آخرین مواضع دفاعی آلمانی ها را در هم شکستند و در ۱۶ نوامبر به رودخانه موز در حوالی سدان رسیدند و راه آهن اصلی و حیاتی مزیر – مونمدی که تمام جبهه آلمان را تدارک می نمود در زیر آتش سنگین توپخانه خود قرار دادند.
در اینجا پیشروی ارتش یکم امریکا به دستور مقامات سیاسی رده بالاتر متوقف گردید تا آن که یگان های فرانسوی افتخار تصرف شهر سدان و زدودن ننگ شکست ارتش فرانسه را در سال ۱۸۷۰ نصیب خود کردند.
در روز ۱۰ نوامبر ارتش ۲ امریکا به فرماندهی روبرت بولارد آخرین پیشروی خود را به سمت مونمدی اجرا کرد و موفق شد جبهه آلمانی ها را در هم بشکند. روز بعد ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ م آلمانی ها درخواست متارکه جنگ کردند و بدین ترتیب ارائه تلاش های جنگی متوقف شد و جنگ جهانی اول پایان یافت.
آفندهای انگلیس ، فرانسه و بلژیک(۲۷ سپتامبر تا ۱۷ اکتبر ۱۹۱۸ م )

یورش به خط دفاعی هیند نبورگ :
یک روز بعد از شروع آفند امریکای ها در موز – آرگون گروه ارتش هایگ به خط هیندنبورگ هجوم برد.
هایگ به رغم غافلگیری موفق به رخنه کامل در مواضع آلمانی ها نشد و پیشروی او در مواجهه با پدافند ماهرانه آلمانی ها کند گردید. اما گروه ارتش بوهن پس از یک رشته تک های متوالی موفقیت آمیز سرانجام در اکتبر آخرین مواضع خطوط دفاعی در هم شکست.
آفند در فلانور (۲۸ سپتامبر تا ۱۴ اکتبر )
گروه ارتش انگلیسی – بلژیکی به فرماندهی آلبرت پادشاه بلژیک ارتفاعات ایپر را از وجود آلمانی ها پاک کرد. اما سرانجام پیشروی یگانهای انگلیسی – بلژیکی در زمین های باتلاقی کند و متوقف شد.
پیشروی به سوی سامبروشت (۱۷ اکتبر ،۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ م )
شکست آلمانی ها و متارکه جنگ :
به علت پیشروی امریکایی ها در موز – آرگون عقب نشینی آلمانی ها را در کلیه خطوط جبهه ضروری گردید.
لودندورف امیدوار بود که بتواند با یگان های مصمم آلمانی یک خط دفاعی جدید در غرب مرزهای آلمان سازماندهی نموده تا مذاکرات متارکه جنگ در شرایط بهتری انجام شود. اما این امیدها بی اثر ماند. چون متفقین در سر تا سر جبهه به آلمانی ها فشار می آوردند.
همزمان تک بلژیکی ها و انگلیسی ها مجددا در فلاندر شروع شد. در چنین موقعیتی زمام امور ارتش آلمان کم کم از دست رفت.
نتیجه : جنگ پایان یافت لیکن نقش نیروهای امریکا در پیروزی نهایی متفقین عامل حیاتی بود. آفند موز – آرگون یک پیروزی قطعی بود. شش لشکر دیگر امریکایی نیز به عنوان نوک پیکان آفند متفقین در آفند نهایی آنها نقش مهمی داشتند. سئوال این است که آیا متفقین بدون پشتیبانی عظیم مادی و نیروی انسانی امریکا می توانستند در جنگ پیروز شوند؟(نقشه شماره ۶۳)

صحنه هایی از جنگ جهانی دوم

 

جنگ آلمان و لهستان
دولت آلمان در آوریل ۱۹۳۹ م پس از خودداری از واگذاری و انتزیک و دالانی که پروس خاوری را به پومرانی وصل می کرد و به ویژه پس از پیمانی که انگلیس و لهستان درباره دفاع از تمامیت ارضی لهستان بستند در پی تهیه مقدمات حمله به آن کشور بر آمد.
در ماه های تابستان ، ارتش آلمان به بهانه مانور خود را آماده کرد و چند کشور را از راه دریا به پروس خاوری اعزام نمود.
استراتژی لهستان برای حفاظت وجب به وجب خطوط مرزی در نظر گرفته شده بود در حالی که امکانات آن کشور برای اجرای این استراتژی کاملا دور از واقعیت بود. لهستان در مقابل ۹ لشکر زرهی و موتوری آلمان ۲۲ تیپ سوار ،۲۹ گروهان خودرو زرهی و ۹ گروهان تانک سبک داشت و نسبت به توپخانه و پیاده نظام آلمان به لهستان سه به دو بود. نیروی هوایی آلمان برتری کامل هوایی یا حاکمیت هوایی داشت و نیروی دریایی آن کشور در دریای بالتیک نیز بی رقیب بود.
ضعف مهم لهستان از نظر تاکتیکی نبود هر گونه خط پدافندی مناسب در باختر و یستولا (رودخانه ای که از ورشو می گذشت ) به حساب می آمد. طول خطوط مرزی بین دو کشور آلمان و لهستان بیش از ۱۳۰۰ کیلومتر بود و پدافند موثر از آن در چنان شرایطی در توان ارتش لهستان نبود.

طرح لهستان :
طرح اولیه لهستان بخشی آفندی و بخشی پدافندی بود. آنها پیش بینی می کردند که کشورهای انگلستان و فرانسه در صورت حمله آلمان به آن کشور وارد جنگ شوند. لهستانی ها اصولا پدافند را دوست نداشتند امید آنها بیشتر بر شجاعت و فداکاری ارتش و مردم لهستان و رسیدن کمک از کشورهای متفق بود.
مارشال اسهیگلی راپذر فرمانده کل ارتش لهستان با در نظر گرفتن این نکات و همچنین بر آورد ضعیفی که از قدرت زرهی و هوایی آلمان داشت تصمیم بر این گرفت که تمام مرز باختری را از گرادنو تا کراسنو حفظ کند و تمام مناطق صنعتی را پوشش دهد.
در طرح او واگذاری شش ارتش مرکب از ۳۰ لشکر پیاده ،۱۰ لشکر احتیاط و ۲۲ تیپ سوار به منطقه مرزی باختری و یک نیروی احتیاط در نزدیکی ورشو منظور شده بود.

طرح آلمان:
طرح آلمان دو مرحله داشت. مرحله اول انهدام نیروهای ارتش لهستان در خم رودخانه وسیتوار و مرحله دوم پیشروی از پروس خاوری به سمت جنوب و از اسلواکی به سمت شمال به منظور تصرف تمام خاک لهستان در باختر برلست لیتووسک و رودخانه باگ .
بنابراین طرح مزبور شامل دو احاطه دو طرفه می شد که به صورت دو گازانبر دهانه گازانبر اول در باختر ورشو و دومی در خاور آن شهر به هم می رسیدند.

 

ژنرال فن براخیچ فرمانده کل عملیات آلمان بود و نیروی تحت فرماندهی او شامل ۵ ارتش می شد که به دو گروه تقسیم می گردید. خط حد بین دو گروه مزبور رودخانه ناتک تعیین شده بود.
گروه شمالی به فرماندهی ژنرال فن بوک شامل ارتش های سوم و چهارم بود که اولی در پروس خاوری و دومی در پومرانی مستقر شده بود.
ماموریت اصلی ارتش سوم پیشروی به سمت جنوب و خاور ورشو و الحاق به ارتش چهاردهم بود که از سیلزیای بالای و اسلواکی به سمت شمال پیشروی می کرد. ماموریت ارتش چهارم نخست انهدام دشمن در پومرز و سپس الحاق به پهلوی ارتش سوم وتک به پهلوی راست نیروهای لهستان در پوزنان بود.
گروه جنوبی شامل ارتش های هشتم – دهم – چهاردهم می شد. ماموریت ارتش هشتم درگیری با نیروهای لهستانی در پوزنان و همکاری با پهلوی راست ارتش چهارم و پهلوی چپ ارتش دهم بود.
ارتش دهم مستقر در سیلز یا پایین ماموریت داشت که به سمت رودخانه ویستولا پیشروی می کند و پهلوی چپ ارتش لهستان را احاطه کند.

ارتش چهاردهم مستقر در سیلزیای بالا موراوی و اسلواکی ماموریت داشت تا ارتش لهستان را در منطقه گراکو منهدم کند و یا پیشروی به سمت شمال به پهلوی چپ ارتش سوم ملحق شود.
آلمانی ها از شیوه جنگ برق آسا پیروی می کردند. پایه و اساس آن غافل گیری سرعت و وحشت بود نیروی زرهی باید نخست خطوط پدافندی دشمن را به کمک نیروی هوایی می شکست و سپس با پیشروی سریع به عقب دشمن نیروهای عمده آن را در محاصره قرار می داد.

ماموریت نیروی هوایی آلمان نخست کسب برتری هوایی به وسیله انهدام نیروی هوایی لهستان روی زمین سپس انهدام خطوط راه آهن و مناطق حساس و بر هم زدن سلسله مراتب فرماندهی در کل ارتش لهستان و پشتیبانی نزدیک هوایی از نیروهای پیشروی کننده در خطوط مقدم جنگ بود.
شرح عملیات :
ساعت ۰۴:۴۵ روز اول سپتامبر ۱۹۳۹ م با هجوم هوایی آلمان علیه فرودگاه های لهستان جنگ بین دو کشور و در واقع جنگ جهانی دوم آغاز گردید. لهستانی ها تقریبا به طور کامل غافلگیر شدند. انتظار آنان نسبت به آغاز جنگ تجسمی از جنگ جهانی در سال ۱۹۱۴ م بود.
که برخوردهای اولیه مهاجم و مدافع با حرکت سوار نظام ، گشتی ها و پیشروی آرام و محتاطانه دو طرف صورت می گرفت و زمان کافی برای بسیج عمومی در اختیار مدافع نبود.
لهستانی ها پس از چهل و هشت ساعت از آغاز جنگ از رویای خویش بیدار شدند. در این مدت نیروی هوایی آنان به کلی از کار افتاده بود و تانکهای آلمان بی محابا به سوی ورشو پیش می رفتند.

ارتش چهارم آلمان که از پومرانی تهاجم خود را آغاز کرده بود در مدت هشت روز با طی مسافتی حدود ۲۴۰ کیلومتر خود را به حوالی ورشو رساند و نیروی زرهی ژنرال گودریان ورشو را محاصره کرد.
نیروهایی از لهستان که با ۱۲ لشگر در کوتنو بجا مانده بودند شجاعانه دست به پاتک زدند اما تلاش آنها بی فایده بود تا روز هفدهم سپتامبر تمام نیروهای ارتش لهستان که در باختر رود و یستولا می جنگیدند تسلیم شدند و جنگ به سمت رودخانه باگ یعنی خاور ورشو کشیده شد. در همین روز بازوی بلند احاطه دو طرفه یا دهانه گازانبر دوم آلمان نزدیک برست – لیتووسک به هم رسید.
در روز هفدهم سپتامبر ارتش روسیه بدون اعلان جنگ از مرز خاوری لهستان وارد این کشور شد و روز بعد دولت لهستان و به دنبال آن دهها هزار پناهنده به خاک رومانی فرار کردند.
در این مدت ۴۵۰۰۰۰ نظامی لهستانی اسیر ،۱۲۰۰ توپ به غنیمت گرفته شد و ۸۰۰ فروند هواپیما منهدم شد و یا به غنیمت در آمد. ورشو تا ۲۷ سپامبر مقاومت کرد و روز ۳۰ سپتامبر پس از آنکه فرمانده پادگان ورشو تسلیم شد ۱۲۰۰۰۰ افسر درجه دار و سرباز جنگ افزارهای خود را تحویل دادند.
جمع اسرای لهستانی ها به ۶۹۴۰۰۰ نفر رسید. تنها بخشی از نیروی دریایی لهستان مرکب از ۳ ناوشکن و چهار زیر دریایی توانستند از دریای بالتیک فرار کنند و خود را به انگلستان و سوئد برسانند. بقیه تسلیم و یا منهدم شدند.
تلفات آلمانی ها ۱۰۵۷۲ کشته ، ۳۰۰۰۰ زخمی و ۳۴۰۰ مفقود الاثر بود. سرزمین لهستان بین دو کشور آلمان و روسیه تقسیم گردید و باختر رودخانه پیسا باگ و سان که حدود ۱۲۴۴۰۰ کیلومتر مربع می شد به آلمان و ۲۰۰۲۸۰ کیلومتر مربع باقی مانده به روسیه رسید.
نتایج عملیات :
در این عملیات و جنگ اهمیت سرعت نسبت به آتش که در جنگ مکانیزه اساس کار را تشکیل می داد به اثبات رسید و این سرعت فوق العاده آلمانی ها بود که باعث اختلال و از هم گسیختگی در سیستم پدافند لهستان گردید. همکاری و هماهنگی میان هواپیما و نیروی زرهی میزان موفقیت آلمانی ها را افزایش داد.
این جنگ نشان داد که در مقابل تک مکانیزه پدافند خطی کارآیی لازم را ندارد و مواضع پدافندی خواه متکی بر مواضع مستحکم یا تعجیلی باشد دیگر همچون جنگ جهانی اول قابل نگهداری نیست. زیرا همین که توسط نیروهای مکانیزه شکافته شد برای پدافند کننده امکان تمرکز نیرو برای اجرای یا تک مقدور نیست.

نکته مهم دیگری که در این جنگ مشخص گردید این بود که با توجه به شرایط تاکتیکی که توسط نیروهای مکانیزه ایجاد شد و در آن زمان عامل مهمی به حساب می آمد ایجاب می کرد که فرماندهی نسبت به گذشته بیشتر غیر متمرکز شود تا فرماندهان تابع بتوانند آزادی عمل داشته و تصمیم بگیرند و از خود واکنش سریع نشان دهند. مسلما هماهنگی و آموزش در چنین مواردی اهمیت خاص خود را داشت. (نقشه شماره ۷۱)

جنگ روسیه – فنلاند (از ۳۰ نوامبر ۱۹۳۹ م تا ۱۲ مارس ۱۹۴۰ م )
وضعیت طرفین:
فنلاند سرزمینی دریاچه ای و جنگلی و باتلاقی است. بنابراین در برابر تهاجم دارای موانع طبیعی است. در زمستان سرما و کولاک برف کوتاه بودن روز و کمبود روشنایی یخ زدن دریاچه ها مشکلات عمده ای را برای نیروهای مهاجم فراهم می آورد. در چنین سرزمینی به ویژه در شرایط زمستانی نیروهای مکانیزه کاربرد چندانی ندارد و یگانهای کوچک و متحرک مدافع در صورتی که آموزش کافی دیده و انگیزه قوی برای جنگیدن داشته باشند می توانند دشمن را به ستوه آورند.
فنلاندیهای شجاع ،ورزیده و با انگیزه با استفاده از اسکی و لباس مناسب و شناخت زمین در برابر روسها چنین امتیازی داشتند.

روسها با جمعیتی بیش از ۱۸۰۰۰۰۰۰۰ نفر علیه کشوری که بیش از ۳۵۰۰۰۰۰ نفر جمعیت نداشت وارد جنگ شدند.
روسها حدود ۱۰۰ لشکر که نفرات آنها را ۱۵۰۰۰۰۰ نظامی تشکیل می دادند با ۹۰۰۰ تانک و ۱۰۰۰۰ هواپیما در اختیار داشتند که بخش عمده ای از آن را وارد جنگ کردند.
در مقابل فنلادیها دارای ۳ لشگر پیاده یک تیپ سوار ۶۰ هواپیما ،۲۵۰ توپ و تعدادی تانک بودند جمع کارکنان آنها به ۳۳۰۰۰ نفر می رسید. کل نیروهای مسلح فنلاند را بین ۲۰۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰۰ نفر برآورد کرده اند.