صنعت کاشی و سرامیک در ایران

مقدمه
كشورايران سرزميني داراي تاريخ و تمدن كهن درهنر و صنعت با ذخاير متنابهي از كاني‌هاي مورد نياز صنعت كاشي به شمار مي‌آيد. صنعت كاشي در ايران سابقه‌اي ديرين دارد. اين صنعت باتوجه به برخورداري از منابع ذخايرطبيعي نيروي انساني ، انرژي و تكنولوژي داراي مزيت نسبي افتصادي ارزشمندي است .

گزارشي از فراز و نشيب هاي صنعت كاشي و سراميك در ايران
توليد كاشي و سراميك ۲۴۸ برابر شده است از زمان احداث اولين واحد توليد كاشي در ايران حدود ۴۵ سال مي گذرد. روند اين صنعت طي ۴۵ سال گذشته به گونه اي بوده است كه از توليد ۵۰۰هزار مترمربع در سال ۱۳۳۹ به ۱۲۴ميليون مترمربع در سال ۸۴ رسيده است (۲۴۸ برابر). با بررسي طرح هاي در حال اجرا اعم از واحدهاي جديد و طرح هاي توسعه واحدهاي در حال كار پيش بيني مي شود كه روند افزايش ظرفيت در چند سال آينده ادامه داشته باشد و ظرفيت

اسمي واحدها در سال ۱۳۸۵ به ۲۷۰ميليون مترمربع و در سال ۱۳۸۶ به بيش از ۳۳۰ميليون مترمربع برسد. اين در حالي است كه ظرفيت هاي نصب شده در سال هاي فوق بالاتر از ميزان توليد بوده است. به طور كلي توليد و رشد صنعت سراميك ايران را مي توان به چهار دوره كاملا مجزا تقسيم بندي كرد.

۱ – دوره اول از سال ۱۳۳۸ تا سال ۱۳۵۷ سياست گذاري هاي صنعتي قبل از انقلاب در قالب برنامه هاي ۵ ساله توسعه و به موازات آن ايجاد زيرساخت هاي لازم در ابتداي دهه ۳۰ به گونه اي شكل گرفت كه سرمايه هاي حاصل از بخش تجاري كشور به مسير ايجاد واحدهاي كوچك و بزرگ صنعتي و توليد هدايت شود. در بخش صنعت كاشي و سراميك ايران نيز مشاهده مي شود كه موسسان و سرمايه گذاراني كه براي اولين بار اقدام به احداث كارخانه كاشي نموده اند داراي پايگاه بازاري بوده و طبيعتا سرمايه حاصله نيز منشا تجاري داشته است. سرمايه گذاري و احداث واحدهاي اوليه كاشي و سراميك براساس شرايط و امكانات ذيل صورت گرفت.

I – مزيت نسبي مستتر در بسياري از پارامترهاي توليد مانند مواد اوليه، انرژي، نيروي كار و غيره.
II – تحولات اجتماعي و تغييرات الگوي توليد و مصرف در صنعت ساختمان و گرايش به استفاده از مصالح برتر در سال هاي پاياني دهه ۴۰ و شروع دهه ۵۰ الگوي مصرف در صنعت ساختمان خصوصا در اقلامي مانند كاشي و سراميك نيز تغيير يافته و گرايش به مصرف كالاي لوكس خارجي پيدا كرد. به همين دليل علاوه بر توليد داخلي سالانه يك تا ۱/۵ ميليون مترمربع كاشي از كشورهاي ايتاليا و اسپانيا وارد كشور مي شود اما شرايط توليد داخلي و بازار رقابتي به گونه اي تنظيم شده بود كه

اين ميزان واردات نه تنها هيچ گونه اثر سوء بر توليد داخلي نداشت، بلكه به لحاظ كيفيت و تنوع طرح هاي كاشي وارداتي، زمينه براي ارتقاي سطح كيفي محصولات داخلي نيز فراهم مي شد.
۲ – دوره دوم از سال ۵۸ تا ۱۳۶۸ با پشت سر گذاشتن التهابات ناشي از انقلاب و تثبيت نظام جديد سياست گذاري هاي صنعتي كشور بر اساس تز خودكفايي در توليد به جاي واردات شكل گرفت. تاثير اين سياست گذاري در صنعت كاشي كشور در احداث واحدهاي جديد و توسعه كارخانه هاي احداث شده قبل از انقلاب نمايان شد. در سال ۱۳۶۵ با نظارت وزارت صنايع با خريد

انبوه براي تعداد ده واحد كاشي شامل چهار واحد كاشي كف هر يك با ظرفيت اوليه ۷۵۰هزار مترمربع و ۶ واحد كاشي ديوار هر يك با ظرفيت اوليه ۵/۱ميليون مترمربع گشايش اعتبار شد. ماشين آلات كارخانه هاي مذكور از سال ۶۶ تدريجا وارد شد و اولين واحد فوق در سال ۱۳۷۲ و بقيه واحدها تدريجا تا سال ۱۳۷۵ به بهره برداري رسيدند. در اين زمان مجموع ظرفيت توليد كاشي و سراميك ايران به حدود ۲۰ميليون مترمربع رسيد كه نشان دهنده عزم راسخ سياست گذاران

صنعتي كشور و مسوولان مربوط به تحقق تز خودكفايي و توليد جايگزين واردات مي باشد. به دليل محدوديت هاي ارزي و همچنين رسيدن كيفيت توليدات كاشي و سراميك كشور به سطح مطلوب كه همانا تامين نسبي نيازهاي داخلي بود، محدوديت هاي تعرفه اي برقرار شد و ورود كاشي و سراميك عملا متوقف گرديد.
۳ – دوره سوم از سال ۶۸ تا ۷۹ در اين دوره به دليل پايان يافتن جنگ و تثبيت شرايط داخلي و رونق گرفتن صنايع خصوصا ساختماني و نياز روزافزون به مصالح ساختماني من جمله كاشي و سراميك، روند سرمايه گذاري و رشد صنعت كاشي و سراميك با شتاب بيشتري ادامه يافت و با ورود

تدريجي محصولات واحدهاي جديدالاحداث به بازار داخلي و تامين كامل نيازهاي بازار، بخشي از آن نيز روانه بازارهاي بين المللي شد. متوسط رشد سالانه از سال ۵۸ تا پايان ۷۹ (به مدت ۲۰ سال) حدودا معادل ۲/۸درصد مي باشد كه اين درصد رشد دقيقا براساس پارامترهايي مانند رشد جمعيت و رشد اقتصادي كشور بوده است.
۴ – دوره چهارم (از ابتداي سال ۱۳۸۰ تا پايان سال ۸۴ و پيش بيني تا سال ۸۶) همانگونه كه قبلا ذكر شد رشد صنعت كاشي و سراميك ايران طي سه دوره اول (۱۳۷۹ -۱۳۳۸) رشد متوازن و منطبق بر نياز بازار داخلي و توان صادراتي اين صنعت بوده است. با تصويب برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي كشور و ايجاد تسهيلات براي سرمايه گذاري و تشكيل صندوق ارزي هجوم

سرمايه گذاران براي احداث واحدهاي جديد با صدور سهل و آسان موافقت اصولي و پرداخت تسهيلات توسط شبكه بانكي كشور شروع شد. به طوري كه ظرف مدت دو سال بيش از ۵۰۰ميليون مترمربع موافقت اصولي صادر گرديد كه بيش از ۲۲۰ميليون آن وارد فاز اجرايي شد. توليد و مصرف از نيمه دوم سال ۱۳۸۱ توازن بين مصرف و توليد به هم خورده و آثار مازاد توليد در بازارهاي داخلي به صورت نابساماني هايي در شبكه توليد و توزيع نظير افزايش كميسيون عاملين فروش، افزايش زمان دريافت وجه كالا، عرضه كاشي و سراميك درجه ۱ و ۲ به قيمت كالاهاي با درجه

پايين تر، حذف درجه ۱ و ۲ از ليست قيمت ها و موارد ديگر نمايان شد. با گذشت زمان و افزايش سريع توليدات و رسوب بخشي از توليدات در سطح بازار و كارخانه ها و افزايش نابساماني ها مرحله ورود به بحران از نيمه دوم سال ۱۳۸۲ شروع شد. در جدول روند افزايش توليد، ميزان مصرف ، ميزان صادرات طي ۱۲ سال گذشته(۱۳۸۴ -۱۳۷۲ و پيش بيني تا پايان سال ۱۳۸۵ نشان داده شده). صادرات روند صادرات و ميزان آن در طي سال هاي ۷۲ الي ۸۲ روند ثابت و بين ۵ تا ۶ميليون مترمربع در سال در نوسان بوده است و در سال ۸۳ و ۸۴ به ميزان ۹۳۵۱۰۰۰ و ده ميليون و

۸۶۲هزار تن رسيده است و آن هم فقط به خاطر اجبار نه به دليل تمايل توليدكنندگان به صادرات بلكه به دلايل ذيل بوده است:
۱ – اشباع بازار داخلي و رسوب كاشي در انبارها و كاهش نقدينگي
۲ – پايين بودن قيمت هاي صادراتي
۳ – افزايش مداوم قيمت تمام شده در ايران و از دست دادن توان رقابت و تحمل تورم دو رقمي هر ساله
۴ – كاشي و سراميك ايران در بازارهاي جهاني فاقد BRAND مي باشد

۵ – اشباع بازارهاي جهاني اكنون با توجه به واقعيت هاي فوق آيا امكان افزايش جهشي صادرات كاشي و سراميك ايران وجود دارد؟ راهكارهاي خروج از بحران آمار و ارقام نشان از بحران و استمرار آن دارد و مي بايست مسببان اصلي در ايجاد بحران (مجموعه توليدكنندگان و سرمايه گذاران، سياستگذاران صنعتي و شبكه بانكي كشور) هدف اصلي را متمركز بر نجات سرمايه هاي ملي اعم از مادي و انساني كه به سمت اضمحلال و نابودي مي رود، نمايند. متاسفانه عظمت فاجعه و ابعاد آن شايد مانع از تحقق تمام اهداف و حل كليه مشكلات گردد. اما موفقيتي هر چند اندك اولا مي

تواند در كوتاه مدت باعث نجات بخشي از سرمايه هاي ملي گردد و ثانيا مي تواند مقدمه اي بر انسجام هر چه بيشتر دست اندركاران و كسب موفقيت هاي بيشتر براي حل كامل بحران در آينده باشد.

۱ – توليدكنندگان كاشي و سراميك مي بايد صادقانه بپذيرند كه با روحيه خودمحوري و عدم اعتقاد به جمع مخصوصا تشكيلات صنفي خود يعني انجمن توليدكنندگان كاشي و سراميك ايران و عدم همكاري با آن مسابقه اي به صورت ناسالم ترتيب داده اند كه برگزاركنندگان مسابقه بازندگان اصلي آن و شبكه توزيع خصوصا عاملين فروش برندگان اصلي آن هستند.
۲ – تجديد سازمان، اعمال مديريت علمي و كلاسيك، الگو قرار دادن سازمان ها مشابه بررسي نقاط بحران و تنگناها به روش علمي و رفع آنها.

۳ – مديريت توليد شرايط فعلي و استمرار آن در سال هاي آينده نياز به تصميم و مديريت جمعي براي برنامه ريزي مقدار توليد دارد.
۴ – تعيين تكليف مازاد موجود در بازار و واحدهاي توليدي
۵ – حفظ قيمت هاي داخلي
۶ – اقدامات جمعي براي بازاريابي در بازارهاي جهاني وزارت صنايع و معادن
۷ – صدور هرگونه موافقت اصولي اعم از احداث واحد جديد يا طرح توسعه در كشور را لغو كند.
۸ – جلوگيري از ارائه تسهيلات صندوق ارزي و ديگر اعتبارات
۹ – همكاري مستمر وزارت صنايع و معادن با انجمن توليدكنندگان سراميك ايران زيرا انجمن با در اختيار داشتن طيف وسيعي از كارشناسان مختلف مي تواند به عنوان بازوي كارشناسي سياستگذاري صنعتي و اقتصادي كشور مورد استفاده قرار گيرد. شبكه بانكي كشور
۱۰ – بازنگري در نحوه بررسي طرح ها

۱۱ – ممانعت از پرداخت هر نوع تسهيلات ارزي و ريالي به واحدهاي جديدالاحداث و طرح هاي توسعه كه در مرحله ايجاد تاسيسات و يا تخصيص ارز براي ورود ماشين آلات و تجهيزات مي باشند. بديهي است پيشنهادهاي فوق صرفا در چارچوب منافع توليدكنندگان كاشي و سراميك نبوده و اصل مهم در اين رابطه حفظ منابع ملي و جلوگيري از تضيع سرمايه ها مي باشد زيرا انجماد سرمايه هاي عمومي به صورت واحدهاي بلامصرف و نهايتا تملك آنها توسط بانك ها به معناي هدر دادن كامل امكانات و سرمايه هاي كشور است و ضد توس

عه مي باشند
لعابها و انواع آن
لعابها طیف وسیعی از ترکیبات آلی و معدنی را در بر می‌گیرند. لعاب مربوط به سرامیک معمولا مخلوط شیشه مانندی متشکل از کوارتز ، فلدسپار و اکسید سرب (PbO) است. این اجزا را پس از آسیاب شدن و نرم کردن به صورت خمیری رقیق درمی‌‌آورند. آنگاه وسیله سرامیکی مورد نظر را در این خمیر غوطه‌ور کرده و پس از سرد و خشک شدن ، آن را در کوره تا دمای معین حرارت می‌دهند. پس از لعاب دادن روی چینی ، روی آن مطالب مورد نظر را می‌نویسند و یا طرح مورد نظر را نقاشی می‌کنند و دوباره روی آن را لعاب داده و یک بار دیگر حرارت می‌دهند. در این صورت وسیله مورد نظر پرارزش‌تر و نوشته و طرح روی آن بادوام‌تر می‌شود.

لعابها در انواع زیر وجود دارند:
• لعاب بی‌رنگ: این نوع لعاب که برای پوشش سطح چینی‌های بدلی ظریف بکار می‌رود، بی رنگ و شفاف است و از مخلوط کلسیم و سیلیس و خاک چینی سفید تهیه می‌شود.
• لعاب رنگی: برای رنگ آبی از اکسید مس (Cu2O) ، برای رنگ زرد از اکسید آهن (FeO) و برای رنگ سبز از اکسید کروم (Cr2O3) ، برای رنگ زرد از کرومات سرب و برای رنگ ارغوانی از ارغوانی کاسیوس استفاده می‌شود.

• لعاب کدر: این نوع لعاب که برای پوشش چپنی‌های بدلی معمولی بکار می‌رود و از مخاـوط SnO2 , PbO , SiO2 , Pb3O4 ، نمک و کربنات سدیم تهیه می‌‌شود که آن را پس از ذوب کردن ، سرد کردن و پودر کردن ، در آب به صورت حمام شیر در می‌آورند و شیئ لعاب دادنی را در آن غوطه‌ور می‌کنند.

خواص سرامیک ها ( بيوسراميك ها)
مواد سرامیکی خواص ویژه ای از خود نشان می دهند به طوری که این امر موجب می گردد که جایگزین دیگری با مواد دیگر نداشته باشد وبنابراین نقش ویژه ای در تهیه انواع بیشماری از ادوات و تجهیزات بازی می کند. برای ایجاد یک خواص خوب و مناسب ودر نتیجه بکارگیری صحیح مواد سرامیکی دانستن اطلاعات درمورد رابطه بین خواص و ریزساختار مواد سرامیکی ضروری است.

ریزساختار مواد بستگی زیادی به فرآیند تولید و روش تهیه دارد. سرامیک های پیشرفته امروز کاربردهای بسیار فراوانی دارند و امروزه سعی بر تولید مواد سرامیکی است که به شکل کامل تولید شده و بعد از تولید نیاز به ماشین کاری و در نتیجه تحمیل هزینه اضافی به سیستم حذف گردد.

مواد جدیدی که امروزه اهمیت ویژه ای برای تحقیق و توسعه این مواد در نظر گرفته می شوند در زمینه سرامیک به شرح زیر می باشند :
بیوسرامیک ها که تاثیر به سزایی در رشد صنعت پزشکی و بهبود وضعیت سلامتی جوامع انسانی داشته اند، مواد ساینده نظیر ابزار برش و چرخ های ساینده که کاربری آن در صنایع کاربردی فلزات و … است. سرامیک های سخت و بسیار سخت (hard and Super hard ceramics) موادی هستند که مطالعه بر روی آن ها بسیار پر اهمیت و البته هزینه بر است.

روش های مطالعه رفتار مواد در دماهای بالا، فیلترها، خوردگی مواد نیز نیاز به تقویت دارد. تجزیه SO و NO در فرآیند احتراق محصولات سرامیکی در دماهایی پائین از طریق احیای کاتالیتیک (Catalytic reduction) مورد بررسی قرار گیرد. اجزای سرامیکی برای هایپر فیلتراسیون (Hyper filtration ) گازی در اندازه مولکولی در مایع آب مناسب هستند. الکتروسرامیک ها کاربردهای بسیار متنوعی داشته و شامل سرامیک های با هدایت یونی (کاربرد در باتری ها و سنسورها)، عایق های الکتریکی، نیمه هادی ها و سوپرهادی ها می گردند.

سرامیک های فروالکتریک کاربردهای بسیار زیادی در خازن ها، سنسورها، سرامیک های پیزوالکتریک، اجزای الکترواپتیک ترمیتورها دارند که بسیار مورد توجه محققان هستند. سرامیک های فرو مغناطیس نقش اساسی در صنعت الکترونیک ایفا کرده و کاربرد آن در سیستم های ذخیره سازی، ارتباطات ماهواره ای، تلویزیون و سایر سیستم های الکترونیکی است.
اجزای کوچک شده الکتروسرامیک ها (Miniaturization) موادی هستند که در آینده کاربردهای زیادی خواهند داشت.
مصرف ۱۰۰ میلیون مترمربع كاشی و سرامیك در سال
تولید كاشی در ایران تا قبل از سال ۱۳۳۹ به صورت دستی در كارگاه های كوچك صورت می گرفته است و در این سال تولید كاشی ماشینی با احداث كارخانه كاشی ایرنا آغاز گردید و به دنبال آن كارخانجات سعدی، نیلو، یزد، اصفهان و حافظ جزو اولین واحدهای تولید كاشی، احداث و راه اندازی شدند. روند رشد و توسعه كارخانجات ادامه پیدا نمود و تا سال ۱۳۷۲ به ۱۴ واحد به ظرفیت ۵/۳۱ میلیون مترمربع رسید كه سهم كاشی دیواری با ۷ واحد ۸۵ درصد و سهم كاشی كف با ۷ واحد ۱۵ درصد بود. در پایان سال ۱۳۸۳ تعداد كارخانجات به ۵۶ واحد با ظرفیت اسمی ۱۶۶ میلیون مترمربع و تولید نیز به ۱۲۳ میلیون مترمربع رسید.

تا پایان سال ۱۳۸۳ مبلغ ۴۶۳ میلیون دلار از بدو تاسیس صندوق ارزی (سال ۱۳۸۱) به طرح های توسعه و واحدهای جدید كاشی و سرامیك ارز تخصیص یافته و گشایش اعتبار شده و ۱۸۹ میلیون دلار ارز نیز تخصیص یافته كه گشایش اعتبار صورت نپذیرفته است. (تعدادی نیز به صورت فاینانس ماشین آلات خود را وارد نموده اند) سهم كاشی و سرامیك از كل ارز گشایش یافته ۸ درصد می باشد. بدین ترتیب تا پایان سال ۱۳۸۵ تعداد كارخانجات تولید كاشی و سرامیك به ۷۱ واحد و ظرفیت اسمی آنها بالغ بر ۳۱۳ میلیون مترمربع خواهد رسید.

صادرات انواع كاشی و سرامیك در سال ۱۳۸۳ به ۳/۹ میلیون مترمربع و به ارزش ۲/۳۲ میلیون دلار رسید كه نسبت به سال ۱۳۷۲ از نظر وزنی ۵۵ درصد و از نظر ارزش ۷۹ درصد رشد نشان می دهد. بررسی های صورت گرفته نشان می دهد برای در اختیار گرفتن بازارهای صادراتی و كنترل مستمر آن، نكات ذیل دارای اهمیت ویژه ای می باشند:
▪ برخی از شركت های جدید كه پا به عرصه تولید می گذارند، قادر به رقابت منطقی (از حیث قیمت و كیفیت) در بازار نیستند. بدیهی است كه عرضه محصولات با كیفیت پایین موجب بی اعتمادی مصرف كنندگان داخلی و خارجی به كاشی طرح ایرانی می شود.

▪ تولید كالای مرغوب و صادراتی نیاز به مواد اولیه مرغوب، قیمت پایین، كیفیت مطلوب، طرح های متنوع و شناخت بازارها و فرهنگ ها دارد. مضافا این كه تولید كالای مرغوب متخصص می خواهد و برای كسب تخصص، آموزش و كسب علم نیاز است. برای ارتقای كیفیت و برطرف نمودن معایب نیاز به كار تحقیقاتی می باشد و به روز نمودن اطلاعات فنی و مورد نیاز برای رسیدن به محصولی با قیمت پایین یعنی كاهش قیمت تمام شده كالا.
▪ زمانی حاشیه سود در واحدها بالا بود و كوچكترین توجهی به قیمت تمام شده می شد، لذا در حال حاضر با قیمت تمام شده بالا در تمام واحدها روبه رو هستیم و از سوی دیگر با توجه به مازاد تولید جهانی و قیمت پایین كاشی و سرامیك های از مد افتاده در انبارهای كشورهای خارجی كه با ۴/۱ قیمت تمام شده آنها را به حراج می گذارند، مشكلات صادرات و فروش آن را صد چندان می نماید ولی از طرف دیگر با توجه به قیمت بالای تمام شده كاشی و سرامیك در ایتالیا، اسپانیا، كه حدود ۳۵/۸ یورو می باشد و حتی قیمت تمام شده چین كه بالاتر از ایران و حدود ۵/۳ دلار می باشد جای امیدواری است كه با كمی تلاش و ارتقای كیفی و تنوع طرح و كسب دانش تولید و نفوذ در بازارهای جهانی بتوانیم صادرات خود را از ۷ درصد تولید سالیانه به حداقل ۱۵ درصد و بیشتر ارتقاء بدهیم كه این رقم دور از ذهن نبوده و قابل دسترس می باشد.

▪ با توجه به سرمایه گذاری های انجام شده در بخش صنعت و معدن آنچه مسلم است پیشی گرفتن صنایع تولید كاشی و سرامیك از بخش معادن اولیه این محصول می باشد. لذا برنامه ریزی برای تامین منابع و مواد اولیه و استفاده از مواد فرآوری شده و نیز جلوگیری از استحصال غیرعلمی و مخرب از منابع مواد معدنی كشور و یا صادرات ارزان آنها بسیار ضروری بوده و لزوم تعریف راهبردهای كلان در این بخش را از طرف وزارت صنایع و معادن ضروری می سازد.

▪ با توجه به بررسی های صورت گرفته مشاهده می گردد كه صنعت كاشی و سرامیك از لحاظ تولید به حدی رسیده است كه بایستی بخش قابل توجه ای از آن صادر گردد. لذا برنامه ریزی و توجه ویژه در صادرات این محصول بسیار حایز اهمیت می باشد.
▪ جهت استمرار حضور در بازارهای داخلی و خارجی لازم است كه واحدهای تولید كاشی و سرامیك در كشور سعی در ارتقای كیفیت و كاهش قیمت تمام شده خود بنمایند و این كار میسر نخواهد شد مگر با آموزش و پژوهش مداوم. (ایجاد واحدهای تحقیق و توسعه در هر یك از صنایع).
▪ بالا بردن بهره وری در واحدهای تولیدی و افزایش صادرات با استفاده از شیوه های مدیریتی كارآمد استفاده بهینه از منابع.

▪ معادن خاك و مواد اولیه ای كه در كشور وجود دارد، به صورت فله ای و غیرفرآوری شده، به دست تولیدكنندگان می رسد كه باعث پایین آمدن كیفیت و افزایش هزینه های تولید و در نتیجه افزایش قیمت تمام شده محصولات كاشی و سرامیك می شود. بنابراین به علت عدم فرآوری و تخلیص مناسب، مزیت نسبی وجود مواد اولیه فراوان در كشور را نسبت به سایر كشورهای تولید كننده كاشی، از دست خواهیم داد. متاسفانه با وجود معادن فراوان و غنی در كشور، در بعضی از موارد ناگزیر به واردات مواد اولیه این صنعت از خارج از كشور می باشیم.

▪ اگرچه تصور می شود كشور ما از نظر دسترسی به نیروی انسانی ارزان دارای مزیت است، ولی راندمان كار نیروی انسانی در داخل كشور حدود یك هفتم كشورهای پیشرفته است، بنابراین به ازای ۷ برابر پرداخت هزینه های دستمزد نیروی كار، بهره وری یك ساعت كار معادل در كشورهای پیشرفته وجود خواهد داشت.
برخی از معضلات مبتلا به بخش صنعت، صنایع فعال در بخش كانی های غیرفلزی مانند واحدهای تولید كاشی و سرامیك، چینی آلات، سیمان و نسوز را با مشكلات عدیده ای مواجه كرده است. در سال های اخیر افزون بر ۴۰۰ میلیون یورو از محل صندوق ذخیره ارزی برای صنعت كاشی و سرامیك كشور سرمایه گذاری شده است. لیكن مشكلاتی از قبیل واردات بی رویه كالاهای غیراستاندارد از

چین، افزایش هزینه های خدمات و مشكل حمل و نقل، بهره بانكی بالا، قانون كار، مشكلات مرتبط با نرخ دلار و… در زمره معضلاتی است كه صنایع فعال در كانی های غیرفلزی را دچار مشكل نموده است. این در حالی است كه اكنون موافقت اصولی احداث كارخانه هایی با مجموع ظرفیت تولید ۳۵۰ میلیون مترمربع در سال نیز صادر شده است و این واحدها در سال های آتی فعالیت خود را آغاز می كنند.
در پایان یادآور می شود با توجه به میزان مصرف كاشی و سرامیك در كشور كه حدود ۱۰۰ میلیون مترمربع می باشد و با توجه به این كه رویكرد كلی وزارت بازرگانی مبتنی بر كاهش تدریجی سطح عمومی تعرفه هاست، افزایش تعرفه بیش از ۹۰ درصد برای اقلام یاد شده منطقی به نظر نمی رسد. مضافا بیش از ۹۵ درصد از مصرف داخل توسط تولیدات داخلی تامین می شود و افزایش تعرفه حداكثر ۵ درصد از میزان مصرف (معادل ۵ میلیون مترمربع) را تحت تاثیر قرار خواهد داد. از

طرف دیگر افزایش موانع غیرتعرفه ای نظیر تغییر ارزش كف، طبق تعهدات ایران جهت پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) امكان پذیر نمی باشد و البته در صورت استفاده از دامپینگ توسط تولیدكنندگان خارجی، ایران می تواند از اقدامات تامینی و جبرانی ضد دامپینگ استفاده نماید.