پيشگفتار:
پروژه سازه هاي فضايي بر اساس نياز مبرم اجتماع و جامعه هنري و صنعت اين مرز و بوم انتخاب شده و كاربرد وسيع آن مي تواند بسياري از مشكلات برپايي نمايشگاهها را حل كند. اما انگيزه برگزيدن اين پروژه، تازگي و كاربرد آن مي باشد، چرا كه تا كنون طراحي چنين پروژه اي در ايران به محك تجربه آزموده نشده است.

مقدمه:
علم، انقلابات، جنگ و هنر هر يك به نحوي جامعه را دگرگون مي سازند و تحولي در آن ايجاد مي كنند، تحولي كه چون فراز و نشيب رودخانه اي پرخروش، تكرارناپذير است.
انسان فاقد خلاقيت و هنر در اين عالم همانند شبح سرگرداني است كه حتي سايه اي هم از خود به يادگار نخواهد گذاشت. هنرمند جلوه هاي زيباي طبيعت را با احساسات لطيف خود درمي آميزد و نگرش عميق خود را به بيننده نمودار مي سازد تا او را از جريان حقيقي زندگي باخبر سازد.

آثار زيباي هنرمندان ما در نمايشگاهها، آب زلالي است در كام تشنة اجتماع. از اين رو آثار زيباي هنرمندان با برپايي نمايشگاههاي متعدد، سعي دارد رسالت خود را با ايجاد حركتي نوين در زندگي ادامه دهد و ريشه فرهنگي را به اوج برساند.
طراح نيز قصد دارد آرمان هنر را به انجام رساند و در برگزاري هرچه بيشتر نمايشگاهها به هنرمند ياري دهد. اين پروژه نيز حركتي را در برپايي نمايشگاههاي سريع الاحداث ترويج مي نمايد. نمايشگاههايي كه در هر فضايي اين امكان را به هنرمند و اجتماع مي دهد تا وصول به هدفش را ميسر سازد.
طراحي سازه هاي فضايي المانهايي هستند كه در كوتاهترين زمان و با هزينه كم، فضايي دلنشين را براي هنرمند و جامعه پديد مي آورد تا لحظه‌اي هرچند كوتاه سبب آن گردد كه انسان به دور از از مشغلة فكري در روياهاي زيباي فرهنگ خود غوطه ور شود.

 

مطالعات و تحقيقات اوليه
شناخت مشكل:
ايران كشوري است با فرهنگ غني و قدمت زياد و داراي هنري چشمگير، آثار تاريخي، اشياء باستاني و تابلوهاي نقاشي، صحت اين موضوع را تأئيد مي كند. اما متأسفانه عظمت بي حد اين هنر و صنايع هنوز براي خود ما ايرانيان، درك و هضم نشده است و چه جاي تاسف دارد كه بسياري از تابلوها و آثار هنري مان در موزه هاي زيباي كشورهاي خارج يافت مي شود. آيا مملكت خود ما لايق نگهداري اين آثار نيست؟

كمبود نمايشگاهها در سراسر كشور و محبوس ماندن آثار هنري در بعض از موزه ها اين نقيصه را تشديد مي كند، بنابراين ايجاد نمايشگاههاي مطلوب در كل كشور مي تواند در شناخت و ترويج هنر ايراني، سهم بسزايي داشته باشد.
اين پروژه سعي بر آن دارد به طراحي پانلها، پارتيشنهاي سريع الاحداثي بپردازد تا در هر منطقه و مكاني از كشور به توجه به فصل مناسب بتوان يك نمايشگاه را سريعاً احداث و پس از مدتي برچيد و به جاي ديگر برد تا حركتي نوين را در آينده مملكتمان پايه ريزي كنيم.

 

تعريف وضعيت كنوني (اوليه):
در حال حاضر موزه ها و نمايشگاههاي ايران داراي پلان، پارتيشن و ويترينهاي ثابتي هستند و تا كنون موزه يا نمايشگاهي، تغيير مكان موضعي نداده و هميشه پانلها ثابت بوده اند. حتي در نمايشگاههاي بين المللي كتاب يا صنعت كه هر ساله يكبار برگزار مي شود، مشكل هميشه آن بوده كه هر غرفه مجبور است با هزينه هاي بالا و استفاده از يك سري نجارها و دكورسازيهايي، پانلهاي ثابتي تهيه كند تا محصول خود را به نمايش گذارد و هر موقع كه مدت نمايشگاه به پايان رسيد، دكورها و پانلها تقريباً بلااستفاده خواهد بود.

البته در پاره اي از موارد نمايشگاههاي موقتي در معابر و پاركها احداث مي‌شد، عنصر اصلي اين نمايشگاهها، داربستهاي فلزي و پارچه هاي برزنتي بود كه بدليل نداشتن هيچگونه زيبايي، كمتر

كسي به طرف آنها جلب مي شد، زيرا كه اين نمايشگاهها داراي فرمي خشك و رنگي نامناسب بودند. بنابراين بايد هر عنصر را در محل مخصوص خود مورد استفاده قرار داد، نه از جايي به جاي ديگر پيوند داد و لازمه اين كار، دست زدن به طراحيهاي اصولي براي چنين نمايشگاههايي مي باشد.

تعريف وضعيت ثانويه:
اكنون كه به مشكلات وضع كنوني پي برديم، مي توانيم تك تك مسائل را مورد بررسي قرار داده و پس از مطالعات كامل به طراحي بپردازيم. پس هدف اين است كه ثابت بودن دكورها و پانلها كنار گذاشته شود و به طراحي المانهايي بپردازيم كه در كوتاهترين مدت، در مكاني مشخص، نمايشگاه يا غرفه‌اي را برپا نمايد.

سه مزيت بسيار مهم و اساسي اين المانهاي فضايي يا Space Frames بر پانلهاي ثابت اين است كه:
۱- در وقت و زمان برپايي نمايشگاه صرفه جويي مي كند.
۲- هزينه برپايي نمايشگاه را به حداقل مي رساند.
۳- داراي قابليتهاي اجراي انواع طرحهاي زيبا، شيك و مدرن است.
البته مزيتهاي بسيار ديگري نيز از قبيل استحكام فوق العاده خوب، حمل و نقل سريع و آسان و پرتابل بودن آن و …

ارائه خط مشي:
براي رسيدن به چنين هدفي بايستي كليه دكورها و پارتيشن هاي موجود را مورد بررسي قرار داد، سپس نمونه هاي موجود در Space Frames را تجزيه و تحليل كرد. البته در ايران هنوز از اين نوع المانهاي فضايي، استفاده‌هايي به اين طريق نشده و بايد نمونه هاي خارجي را كه اندك هستند مورد مطالعه قرار داد و زمانيكه تحقيقات به پايان رسيد به تهيه «ليست بايد» هايي پرداخت تا ضروري ترين مسائل بزرگ و كوچك تهيه گردد، سپس مرحله طراحي را آغاز نمود و به نتيجه رسيد.

بررسي تاريخي:
سازه هاي فضايي، نونهالاني هستند كه قدمت زيادي ندارند و تولد آنها از اوايل قرن بيستم آغاز مي گردد چرا كه اين المانها، فرمهاي مدرن و ساده اي هستند كه براي برپائي سريع نمايشگاهها و ويترينها بكار ميروند و در قرون گدذشته نه تنها سادگي معنا نداشت بلكه تجمل و بكارگيري از فرمهاي كلاسيك و پيچيده رواج كامل پيدا كرده بود.

اكثر نمايشگاهها داراي معماريهايي به سبك گوتيك و كلاسيك بودند و اين امر تأثير مستقيمي نيز بر غرفه هاي داخلي نمايشگاه گذاشته بود، ويترينها و كلاً ديوارها و پانلهاي نمايش تابلو، فريم سلطنتي داشتند و اغلب جنس آنها از چوب آبنوس و طلا بودند همانند برخي از گالريهاي موزه لوور پاريس.
كم كم با اوج گرفتن انقلابهاي صنعتي، فرمهاي كلاسيك به كنار گذاشته شد و سادگي جاي آنها را گرفت. طرح مي بايستي ساده باشد تا قدرت ماشين براي توليد انبوه آنها برآيد.
اولين قدم در جهت احداث سازه هاي فضايي تاوسط سازماني بنام «مرو MERO» برداشته شد كه بر اساس طرحهاي بيونيكي از گل قاصدك، طرح يك المان لانه زنبوري را ارائه داد كه توسط چندين بازوي رزوه شده بر اين كره پيچ مي شوند و انواع شكلها با زواياي مختلف را مي ساخت. اين طرح، انقلابي را در طراحي پانلهاي سريع الاحداث پديد آورد و اكنون سازمان «MERO» توسط همين المانها با رنگهاي متنوع، جايگاهي در كل دنيا پيدا كرده و اكثراً همه نمايشگاهها از همين المانهاي فضايي استفاده مي كنند.

بررسي اجتماعي:
نمايشگاهها از جمله مكانهايي هستند كه رابطه و درگيري آنها با اجتماع بسيار زياد مي باشد. از اين رو بايستي مسائل اجتماعي در طراحي به بهترين نحو تأثير گذار باشد. پانلهاي نمايشگاهها نيز از جمله المانهايي است كه آثار هنري و نمايشگاهي را به بازديدكنندگان پيوند ميدهد. بنابراين بايد در طراحي پانلها، مسائل ظريف و دقيقي را مورد مطالعه قرار داد. در مجموع مي توان بررسي اجتماعي و درگيري آن را با پانلهاي نمايشگاهي بصورت نماي زير به ترتيب اولويت بيان كرد.

اصولاً ۴ گروه با پانلهاي نمايشگاه، درگيري مستقيم دارند:
الف) بازديدكنندگان:
آنها بيشترين درگيري را با پانلهاي نمايشگاهي خواهند داشت چرا كه بطور مدام با اين المانها در ارتباط خواهند بود.
اصولاً بازديدكنندگان نمايشگاهها به دو دسته هنرمندان و مردم عادي تقسيم مي گردند، هر دو دسته زير مجموعه اي از اجتماع ما با فرهنگهاي خاص خود هستند و جلب آنها به طرف نمايشگاهها از اهداف اصلي است.

ب) مسئولين برپايي نمايشگاهها:
اصولاً قبل از برپايي، مسئولين در تكاپوي بهتر اجرا شدن يك اكسپوزيسيون هستند. اغلب در ميان مسئولين افرادي به نام طراحان صحنه كه فرم فضاي موجود را طراحي مي كنند. مسائل حجم، فضا، تعداد آثار به نمايش گذاشته شده و مسائل ارگونوميكي ديد بيننده با خواسته هاي بازديدكننده كه انعكاس فرهنگ اجتماعي مردم است، درمياميزد و طرح نهايي كه عبارتست از فرم پانلها، تقسيم بندي فضا و نور و رنگ ارائه مي گردد.

پ) نظافتگر:
نظافتگر سومين فرد از گروهي است كه با پانلها در رابطه است. در طراحي پانلها بايد سعي شود درگيري نظافتگر را با پانلها به حداقل برسانيم بنابراين بايد در طرح، عوامل زير درنظر گرفته شود:
۱- خاكگير و گردگير نباشد.
۲- براي تميز كردن آن، دست براحتي بتوان در تمام نقاط آن حركت كند.
۳- استحكام طرح به حدي باشد كه موقع نظافت آن موجب سقوط يا دفرمه شدن پانل نگردد.
ت) تعميركار:

وي آخرين فردي است كه از لحاظ اهميت درگيري با پانلها به شمار مي رود اما اين پارامتر نيز از مهمترين موارد تحت بررسي است چرا كه در طراحي بايد سعي شود به ساده ترين نحو، پانلها را تعمير يا بعضي از المانهاي آن را تعويض نمود تا درگيري تعميركار با پانل كم شود و هزينه تعمير پانل كاهش يابد.

بررسي روانشناسي:
انسانهاي هر جامعه بسته به مقتضيات تربيتي، آموزشي و ژنتيكي داراي خصوصيات رواني خاص و متفاوتي هستند. بعضي از انسانها داراي رواني سالم و بعضي ديگر رواني متزلزل و ناسالم دارند از اين رو قبل از طراحي بايد خصوصيات رواني افرادي كه با اين المان سر و كار دارند آشنايي كامل ايجاد شود.

طرح بايد به گونه اي باشد كه كمترين تحريك عصبي را هم ايجاد نكند و موجب وندليزم نشود. در بعضي موارد بايستي مسئله سرقت در نمايشگاه را نيز مورد توجه قرار داد. سرقت نيز نوعي وندليزم عمد بشمار مي رود، پس در اينصورت طراح بايد در طرح خود راههاي جلوگيري از آن را نيز درنظر بگيرد، استحكام و مقاومت و حفاظهاي اطمينان مي تواند جلوگيري از سرقت را تا حدود زيادي تضمين كنند.