طلاق

چکیده :
دهها زوج به بن بست رسیده و گاه همراه با کودکانی که بی تردید قربانی توقعات بیش از حد ندانم کاریها ، خودخواهیها ، فریبها ، لغزشها ، بی ارادگی ها ، باری به هر جهت بودنها ، دروغ ها ، و بالاخره ناسازگاریهای والدین خود شده اند در راهروهای دادگاه حضور می یابند تا در محضر دادگاه به پیوندی که روزگاری با عشق و علاقه ای شدید (و گاه بی آن ) بر آن صحه گذاشته اند خط بطلان بکشند . در این میان چهره کودکانی که معصومانه و بی خبر از سرنوشت غم آوری که انتظارشان را می کشد در راهروهای دادگاه به بازیهای کودکانه شان مشغولند . راستی آینده آنها چه خواهد شد .

در ایران به ندرت در زمینه طلاق تحقیق همه جانبه و عمیق صورت گرفته است اما نگاهی به آمار موجود از جمله بررسی آماده طلاق طبق نشریات سازمان آمار ایران تفاوت درصد طلاق در مناطق مختلف و روند آن را در سالهای اخیر نشان خواهد داد . در حال حاضر متوسط نرخ طلاق در ایران ۹% است و تعداد طلاق در شهر حدوداً ۳ برابر روستا می باشد و در میان این دو عشایر کشور پایین ترین نرخ طلاق و شهرها بالاترین نرخ را داشته اند .

«فهرست جداول »
عنوان صفحه
جدول شمارۀ یک :
«مقایسه دانش آموزانی که والدین آنها طلاق گرفته اند با دانش آموزان عادی از نظر افت تحصیلی »
جدول شمارۀ دو :
« مقایسه دانش آموزانی که والدین آنها طلاق گرفته اند با دانش آموزان عادی از نظر افت تحصیلی »
جدول شمارۀ سه :
«جدول مربوط به تأثیر جدایی والدین بر وضعیت تحصیلی دانش آموزان »
جدول شمارۀ چهار :
«جدول مربوط به میزان علاقه دانش آموزان دو گروه به ادامه تحصیلات تا سطح عالی دانشگاه»

فصل اول
طرح تحقیق
مقدمه :
طلاق اثرات و عوارض بسیاری بر خانواده بر جای می گذارد که بیشترین این اثرات و عوارض متوجه کودکان این خانواده ها می باشد از میان عوارض موثر بر کودکان میتوان از عوارض عاطفی ، اجتماعی سخن به میان آورد که دامنۀ این عوارض بسیار است و این آسیب ها و عوارض بصورت ترس ، اضطراب ، انتقام جویی ،افسردگی ، انزوا و نیاز افراطی به محبت ، اختلال در رفتار آمادگی برای جرم و بزهکاری و حتی تن دادن به جرم و ارتکاب آن اختلال در امر تحصیل و در روابط معاشرتی و رفتارهای ضد اجتماعی را نشان داد .

از آن طرف هر گاه از تعلیم و تربیت سخن می گوییم همه بر این باور هستیم که فرایند تعلیم و تربیت به مثابه مثلثی مقدس است که یکسوی آن خانه است و سوی دیگرش مدرسه و پایه اش دانش آموز . شرایط خاص مدرسه و چگونگی روابط عاطفی حاکم بر خانواده نقش بسزایی در رفتار تحصیلی و انگیزه پیشرفت نوجوانان دارد . و کارنامه تحصیلی دانش آموزان حاصل تلاش مشترک اولیاء و مربیان است .

 

بررسی ویژگیهای شخصی و شخصیتی آن دسته از دانش آموزانی که در مقایسه با همسالان مشابه خود پیشرفت تحصیلی چشمگیری داشته اند . حاکی از آن است که آنها از محیط خانواده بسیار گرم و صمیمی برخوردار بوده و رد سایۀ مهر و محبت تشویق پدر و مادر از یک نگرش مثبت و انگیزۀ غنی و قوی نسبت به مدرسه و درس خواندن بهره مند شده اند . در مقابل با نگاهی کوتاه

با شرایط روانی اجتماعی و درس خواندن بهره مند شده اند . در مقابل با نگاهی کوتاه با شرایط روانی اجتماعی دانش آموزانی که علی رغم بهره مندی از بهرۀ هوشی بالاتر از متوسط و امکانات مناسب زندگی آنگونه که بایسته و شایسته است تلاش قابل توجهی از خود نشان نداده و پیشرفت تحصیلی مطلوبی را نداشته اند در می یابیم که این قبیل دانش آموزان غالباً متعلق به

خانواده هایی هستند که روابط عاطفی متقابل و پایداری بین اعضار آن وجود ندارد و بسیار سست و شکننده است . اکثر این دانش آموزان تجارت خوشایند و فرساینده ای از تهدید ، تحقیر ، تنبیه و بی مهری از خانواده داشته اند و بر همین اساس با اینکه از نظر هوشی با همسالان موفق خود تفاوتی ندارند اما نسبت به مدرسه و درس خواندن چندان شوق و اشتیاقی نداشته و عمدتاً دچار

نوعی بی اشتهایی تحصیلی بوده اند ؛ بنابراین پیشرفت تحصیلی فرزندان تحت تاثیر مستقیم والدین در زمینه های مختلف عاطفی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی می باشد. این والدین هستند که با رفتارهای مناسب یا نامناسب شخصیت علمی ، اخلاقی فرزندان را . شکل می دهند و عدم توجه آنها مشکلات به بار خواهد آورد .
موضوع تحقیق :
رابطه بین طلاق و افت تحصیلی دانش آموزان دختر دورۀ متوسطه
با توجه به اهمیت افت تحصیلی که گریبانگیر اغلب دانش آموزان یم باشد و عدم وجود تحقیقات قاطع که بیانگر اهمیت مسأله باشد . این موضوع همواره احتیاج به بررسیهای کاملی متناسب با شرایط زمانی و مکانی دارد .

هدف تحقیق :
تحقیق حاضر درصدد آن است که تاثیر طلاق را بر افت تحصیلی بررسی نماید تا در صورت وجود چنین تاثیری مسئولین آموزشی را تشویق نماید که در جهت رفع این معضل راهکارهای موثرتری را ارائه دهند و والدین را بر آن دارد تا در شیوۀ برخورد صحیح با فرزندان خود اقدام کنند .
فرضیۀ تحقیق :
دانش آموزانی که والدین آنها طلاق گرفته اند نسبت به دیگر دانش آموزان افت تحصیلی بیشتری دارند .

اهمیت مسأله :
هر ساله تعدادی دانش آموز وجود دارند که به علل مختلف از تحصیل در کلاس بالاتر محروم می مانند و علاوه بر تأثیرات روحی و عاطفی شدید که بر خود و والدین می گذارند دستگاه آ. پ کشور را نیز متحمل خسارت مالی فراوان می کند .بدیهی است که کشورهای مختلف به مطالعات و تحقیقات مربوط به آ . پ نیاز فراوان دارد در این میان لازم است به مسائل و مشکلاتی که به نحوی مانع پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود توجه مبذول گردد .

اهمیت تعلیم برای فرد و اجتماع :
نشر تعلیم و فراهم آوردن وسایل آن برای حفظ مصلحت فرد و اجتماع بسیار موثر است فرد احساس می کند که تعلیم مصالح او را تامین می کند و هم چنین اجتماع نیز بقاء و پیشرفت خود را مدیون تعلیم می بیند .

تعلیم فرد را در اجتماع کامیاب می سازد . زیرا او را به مهارتها و عواطف و معارف و روش تفکر مناسبی که او را در جای خویش منسجم سازد مجهز می نماید و راه پیروزی را به روی شما می گشاید و برای حل مشکلات شخصی می تواند بهتر کوشش کند و به منظور بهبود بخشیدن اجتماعی که در آن زندگی می کند فعالیت نماید و اگر تعلیم و تربیت نمی بود هدف افراد در اجتماع معلوم نمی شد و از رسیدن به هدفهای خویش محروم می شدند . تعلیم سطح اقتصادی فرد را بهبود می بخشد .

تعلیم سطح اجتماعی فرد را بالا می برد . زیرا سطح زندگانی اجتماعی فرد پیوستگی تامی با سطح زندگانی اقتصادی او دارد ؛ وقتی درآمد انسان از طریق بهره برداری از زندگی بالا رود سطح زندگی او قهراً ترقی کرده و در زندگی اجتماعی او نیز بهبود و رفاه به وجود می آید بلکه می توان گفت در سایۀ تعلیم و سطح زندگی خانوادگی او هم رو به پیشرفت می گذارد ؛ سپس به وسیله تعلیم بسیاری از افراد می توانند از یک نوع طبقه خاص در اجتماع به طبقۀ دیگر و بهتر منتقل گردند

به همین جهت تعلیم یکی از عوالم ایجاد حریت و آزادی اجتماعی است . کمتر اتفاق می افتد که فردی بیسواد و عامی مانند افراد باسواد از آزادی اجتماعی برخوردار باشد تعلیم عامل بهره مند شدن فرد از مزایای عالی زندگی است زیرا در سایۀ تعلیم بهرۀ خود از طریق ذوق ادبی وقتی و علاقه به زیبایی و ارزشها روحی می گردد و این بهترین نعمت است که دیدگان افراد عامی و بیسواد به سوی آنها باز نیست پس تعلیم به این جهت وسیله ای برای تکمیل انسانیت فرد می باشد .

تعریف اصطلاحات و واژه ها :
تحقیق : کاوش عملی از طریق مشاهده دقیق که تحت شرایط کنترل شده به منظور تعیین رابطه بین عوامل مختلف انجام می گیرد که در اینجا هدف ما تعیین رابطه بین طلاق والدین و افت تحصیلی دانش آموزان می باشد .
متغیر : خصیصه یا صفتی که در موارد مختلف از لحاظ اندازه تغییر می کند و به طور کلی ما دو نوع متغیر داریم . ۱- متغیر مستقل ۲- متغیر وابسته

۱- متغیر مستقل : یک جزء از مطالعه رابطۀ علت و معلولی که آزمایشگر به منظور تعیین نتایج تغییرش روی متغیر دیگر ( وابسته ) آنرا تغییر می دهد .
۲- متغیر وابسته : جزئی در مطالعه علمی که با تغییر اجزاء دیگر (متغیرهای مستقل ) تغیر می یابند در کی رابطه علت و معلولی متغیر وابسته معلول می باشد در اینجا بهتر است از متغیر کنترل نیز تعریفی داشته باشیم . متیغرهای نامربوطی که در یک تحقیق علمی باید ثابت نگه داشته شوند و طوری به حساب آورده شوند که

محقق بتواند تاثیر آنها را بر پدیده ها مورد مشاهده و بررسی نماید .
متغیرهای این تحقیق شامل :
۱- متغیر مستقل : که عبارت بوده انداز : طلاق و فوت والدین در یک گروه و سازگاری والدین در گروه دیگر .

۲- متغیر وابسته عبارت است از : افت تحصیلی یا پیشرفت تحصیلی ( عدم افت )
تعریف متغیرها
تعریف لغوی طلاق : جدا شدن از شوهر ، رها شدن از قید نکاح ، رها شدن از قیود زناشویی
تعریف اصطلاحی طلاق : عبارت است از انحلال عقد نکاح دائم و در اصطلاح شرعی عبارت است از طلاق و زائل نمودن قید پیوند نکاح با صیغۀ مخصوصی

تعریف لغوی افت تحصیلی : افتادن ، افت و خیر ، افتادن و برخاستن با افت به معنای کمی ، کمبود ، کم و کاست ، نقصان
تعریف اصطلاحی افت تحصیلی : افت تحصیلی بیشتر در اصطلاحات به معنای تکرار پایه تحصیلی و ترک تحصیل به کاربرده می شود 
تکرار در پایه تحصیلی عبارت است از :
تکرار یک کلاس برای دانش آموزانی که در خلال یک سال در همان کلاس و پایه ای که در سال قبل به سر می بردند به تحصیل ادامه دهند و همان کاری را انجام می دهند که در سال گذشته انجام داده اند .

فصل دوم
پیشینه تحقیق
مقدمه :
مرور بررسی مطالعات پیشین :
در این فصل مطالعات و تحقیقات در زمینه طلاق به دو گروه تقیسم شده :
۱- شامل آن دسته ازتحقیقاتی است که نتایج خود اثرات سوء طلاق را روی فرزندان مشاهده کرده اند .
۲- تحقیاتی مورد بررسی قرار می گیرند که در آنه عقیده بر این است که طلاق همیشه با اثرات سوء همراه نمی باشد ( لامب ۱۹۷۷) و گاه اثرات مثبتی را نیز به همراه دارد (سوانم ، برنیگل ، مک لالایل )

بررسی تحقیقات در رابطه با اثرات سوء طلاق :
در این بخش اثرات جدایی والدین از جنبه های گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد از آن جمله تاثیر جدائی بر رفتار و روابط اجتماعی کودکان ، میزان بزهکاری ابعاد مختلف شخصیت کودک میزان سازگاری با محیط نقش جنسیت ، رشد شناختی و ادراکی و بالاخره پیشرفت تحصیلی کودکان مورد بررسی قرار می گیرد .

طلاق و پیشرفت تحصیلی کودکان :
شاید موفقیت تحصیلی حاصل عوامل متعدد اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، محیطی ، وراثتی باشد ولی احتمالاً خانواده یکی از موثرترین آنهاست .
کریج (۱۹۷۶) در این رابطه می گوید : تنها مدارس نیستند که مایلند بدانند چرا بعضی از مردم از برخی دیگر موفق ترند ؟ آیا این موفقیت تنها به دلیل وراثت می باشد یا حاصل کنجکاوی با محیط و یا شاید ناشی از عوامل اقتصادی سیاسی و اجتماعی است عوامل مذکور اگر موثر باشند احتمالاً شامل علتهای خارجی خواهند بود که انگیزه ها را شکل می دهند .

در حالی که عوامل داخلی را باید در خانواده ها جستجو کرد بعلاوه عوامل خارجی در وهلۀ اول اثرات خود را از طریق تأثیر یا به عبارتی تحت تأثیر قرار دادن خانواده ها و نحوه تربیتی آنها بروز می دهد .
بیلر و بانچارد (۱۹۷۱) : اثر حضور پدر را بر موفقیت تحصیلی کلاس سوم پسران مورد بررسی قرار دادند . نمونه تحقیق شامل ۴ دانش آموز مذکور از کلاس سوم بود که بر اساس سن ، بهره هوشی ، طبقه اجتماعی ، اقتصادی حضور یا عدم حضور فرزندان ذکور دیگر در خانواده به ۴ گروه تقسیم شدند .
۱- پسرانی که قبل از سن ۵ سالگی پدرانشان در خانه حضور نداشته اند .
۲- پسرانی که بعد از سن ۵ سالگی پدرانشان در خانه حضور نداشهت اند .

۳- پسرانی که پدرانشان معمولاً مدت کمی در خانه حضور دارند (کمتر از ۶ ساعت در هفته )
۴- پسرانی که پدرانشان معمولاً مدت زیادی در خانه حضور دارند ( بیش از ۶ ساعت در هفته )
بیلر و بانچارد به منظور مقایسه چهار گروه فوق نمرات آزمون کلاس و آزمون موفقیت تحصیلی آنها را مورد بررسی قرار دادند . نمرات موفقیت تحصیلی گروه چهارم به طور معنی دار در سطح بالاتر از

گروههای دیگر بود و پسران گروه اول از این جهت پایین ترین نمرات را کسب کردند . گروه دوم و سوم اغلب عملکردشان پایین تر از سطح کلاس بود و گروه آخر همیشه عملکردشان بالاتر از سطح کلاس بود .
اسکیار و جانستر (۱۹۷۴) اثرات غیبت پدر بر موفقیت تحصیلی کودکان سیاه پوست طبقه پایین اجتماعی را در مورد درس خواندن مورد بررسی قرار دادند نمونۀ تحقیق شامل ۱۰۷۳ دانش آموز

کلاس چهارم بود که با آزمون موقعیت تحصیلی متروپلین مورد آزمایش قرار گرفتند . نتایج نشان داد که به طور کلی دختران در مقایسه با پسران در آزمون عملکرد بهتر داشتند . دانش آموزی که دارای بهره هوشی بالاتری بودند عملکردشان نیز در آزمون خواندن بهتر از دانش آموزانی بود که دارای بهرۀ هوشی پایین تری بودند . نتیجه تحقیق همچنین نشان داد که دانش آموزانی که پدرشان در میان خانواده حضور نداشته است .
کلیه این تفاوت ها در سطح ۱% معنی دار بودند به اضافه اینکه عملکرد دانش آموزانی که دارای بهره هوشی پایین بودند و پدر نیز حضور داشتند بهتر بودند و این تفاوت در سطح ۵% معنی دار بود .
شاهیان (۱۹۷۷) نیز تحت عنوان تأثیر غیبت پدرخوانده بر روی رشد شناختی دانشجویان تحقیقی انجام داده وی از آزمون کاربرد اعداد و آزمون استعداد تحصیلی برای مطالعۀ ۹۰ دانشجوی سفید پوست استفاده کرد . سه شکل مختلف خانواده در این بررسی مورد نظر بود :

۱-خانواده هایی که پدر حضور نداشت . ۲-خانواده هایی که پدرخوانده حضور داشت . ۳- خانواده های منسجم در هر کدام از این نوع خانواده ها ۷ پسر و ۱۱ دختر مورد بررسی قرار گرفت نتایج تحقیق نشان داد که پسران خانواده هایی که پدرانشان غائب بودند بیشتر در زمینه شغلی و تحصیلات به معلومات و محفوظات خویش وابستگی داشته و نمرات کمتری در رابطه با آزمون موفقیت تحصیلی کسب کردند ولیکن نتایج بیانگر این موضوع بودند که حضور پدر خوانده این تأثیر را کاهش می دهد تفاوت بدست آمده در سطح ۱% معنی دار بودند .

از بررسی تحقیقات در رابطه با اثرات سوء طلاق بر روی کودک می توان اهمیت خانواده به عنوان سنگ زیر بنای جامعه و اولین مسیر رشد و شکوفایی استعدادهای کودکان و نوجوانان پی برد . رشد عمومی کودک به همان اندازه که تحت تأثیر حضور ما قرار می گیرد ، از حضور پدر نیز به همان اندازه بهره می گیرد ؛ فرزند در خانواده نقشهایی را از طریق تقلید و همانند سازی از پدر و مادر

خویش می آموزد غیبت هر یک از والدین احتمالاً باعث ایجاد وقفه در قسمتی از یادگیری مربوط به نقشها خواهد شد اگر چه تحقیقات نشان می دهند که کمبودها و اثرات سوء ناشی از جدایی والدین احتمالاً بستگی به مرحله خاص سنی ندارد که کودک در حال گذراندن آن می باشد ولی به هر حال بعنوان یک واقعیت باید پذیرفت که وجود هر یک از والدین به نحوی در رشد طبیعی کودک می باشد .

بررسی تحقیقات در رابطه با عدم اثرات سوء طلاق :
فلاور و ریچاردن (۱۹۷۸) تحقیقی را به روی ۱۲۰ کودک (۶۰ پسر و ۶۰ دختر ) کودکستانی سیاه پوست طبقۀ پایین اجتماع از خانواده های منسجم و از هم گسیخته انجام دادند عملکرد افراد نمونه در دوازده مقیاس اندازه گیری آمادگی تحصیلی مورد مطالعه و سنجش قرار گرفت . دو سال بعد افراد نمونه در آزمون خواندن . ریاضیات و زبان انگلیسی مورد آزمایش قرار گرفتند داده های تحقیق

به وسیلۀ تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد . در زمانی که طبقه اجتماعی کنترل شد تفاوت معنی داری بین دو گروه برای دو متغیر غیبت پدر و جنسیت وجود نداشت ولیکن یک تحلیل واریانس چند متغیر از نمرات دروسی ذکر شده و تعامل آنها نشان داد که در خانواده هایی که پدر حضور دارد عملکرد دختران در مقایسه با پسران در درس ریاضی بالاتر می باشد .

کانس (۱۹۸۰) در تحقیقی به مقایسه پیشرفت تحصیلی در میان کودکان خانواده های از هم گسیخته و منسجم پرداخت .
نمونۀ این تحقیق شامل ۱۴۳۲۷ دانش آموز سالم و معلول از گروه سنی بین کلاسهای دوم تا هشتم بوده « از تمام آزمون موقعیت تحصیلی کالیفرنیا » و « زیر آزمونهای خواندن ریاضیات » در این تقحیق استفاده شده ؛ با استفاده از تحلیل واریانس به این نتیجه رسید که تفاوت معنی داری از نظر عملکرد تحصیلی در سطح بین ۵% بین پسران خانواده های منسجم و از هم گسیخته وجود

نداشت در رابطه با تأثیر طلاق در زمینه های دیگر کمابیش تحقیقات اندکی صورت گرفته که از آن جمله تحقیق روانشتاین (۱۹۸۰) در ارتباط با توانایی انجام کار در سطح مهارت در نوجوانان خانواده های منسجم و از هم گسیخته و تعیین بعضی شباهتها و تفاوت های بین این دو گروه بود . روبنشتاین افراد نمونه خود را که شامل ۴۰ نوجوان ۱۵ تا ۱۸ ساله بود ، به دو گروه ۲۰ نفری از خانواده های منسجم و غیر منسجم تقسیم نمود . اطلاعات لازم از طریق یادداشت روزانه نوجوان

 

در رابطه با فعالیتهای بعد از مدرسه و تعطیلات آخر هفته و همچنین مطالعه رفتار آنها در طی چهار روز از طریق مصاحبه جمع آوری شد ساختار خانواده طبقۀ اجتماعی جنسیت و تعامل این متغیرها مورد توجه قرار گرفت تجربه و تحلیل نتایج سه فرضیه تحقیق را مورد تأثیر قرار داد . بیشتری را صرف انجام کارهای مربوط به خود و امور خانه می کنند و وقت کمتری را صرف تفریح و یا فعالیت های اجتماعی کند .
۲- در محدودۀ فعالیتهای مربوط به امور خانه و انجام بعضی از کارها در خانه نوجوانان خانواده های از هم گسیخته در مقایسه با نوجوانان خانواده های منسجم کارها را در حد مهارت و در سطح بالاتری انجام می دهند .
۳- در محدودۀ فعالیتهای مربوط به مدرسه و کارهای خارج از برنامه نوجوانان خانواده های منسجم در مقایسه با نوجوانان خانواده های از هم گسیخته کار را در سطح بالاتری از مهارت انجام می دهند .

رونبشتاین ضمن بیان تفاوتهای موجود میان نوجوانان دو گروه از نظر طبقه اجتماعی و جنسیت اضافه می کند نوجوانان خانواده های از هم گسیخته دارای رفتارهای از نوع استقلال و پذیرش مسئولیتهای خانوادگی می باشند . اگر چه نوعی احساس کمبود در ارتباط با عدم فعالیتهای اجتماعی و مدرسه ای در این نوجوانان وجود دارد .
و اضافه می کند که لازم است والدین متخصصین تعلیم و تربیت را شناخته و برای ایجاد انگیزه در فرزندان این نوع خانواده ها اهداف واقع بینانه ای تعیین کرد و واحدهایی جهت برنامه ریزی فعالیتهای روزمره و حمایت از خانواده های از هم گسیخته تشیکل دهند .

از بررسی انجام گرفته در این فصل که در ۲ بخش صورت گرفت می توان نتیجه گرفت که تحقیقات در رابطه با اثرات جدایی والدین بر کودکان فراوان است عقیده تعداد زیادی از مردم مبنی بر این که جدایی اثرات سویی را به دنبال دارد. از سویی بعضی تحقیقات تائید شده است اگر چه انتقاداتی به این گروه از تحقیقات در رابطه با عدم کنترل دقیق متغیرها وارد شده است و حتی گروهی از محققین از بررسی این تحقیقات نتیجه گرفته اند که در صورتی که متغیرها کنترل شوند تفاوت

 

معنی دار میان کودکان خانواده های از هم گسیخته و منسجم در ارتباط با روند کلی رشد دیده نخواهد شد . بعنوان یک واقعیت می توان پذیرفت که عدم حضور پدر در خانواده در روند رشد فرزندان نه تنها بی تأثیر نیست بلکه اثرات مشخصی را به دنبال خواهد داشت .
بطور کلی می توان اظهار کرد که نظریات متفاوت و نتایج ضد و نقیضی که از تحقیقات مختلف بدست آمده است دلالت می کند بر وسعت موضوع اثرات گسترده غیبت پدر بر رشد همه جانبه کودک که نمی توان آنرات نادیده گرفت. کودکان آیندۀ هر جامعه را می سازند و عدم توجه به جریان صحیح رشد آنها به آینده جامعه لطمه وارد می سازند.

حقیقات بیان داشته است غیبت پدر احتمالاً اثرات تعیین کننده ای بر روند رشد فرزندان دارد با توجه به اینکه درجامعۀ ایران وابستگی های خانوادگی به نظر می رسد که بیشتر از جوامع غرب باشد فرضیه های زیر مورد بررسی قرار گرفت :
۱- فرزندان خانواده های از هم گسیخته از نظر اجتماعی در سطح پایین تری از فرزندان خانواده های منسجم می باشد .
۲- فرزندان خانواده های از هم گسیخته از نظر میزان پیشرفت تحصیلی در سطح پایین تری از فرزندان خانواده های منسجم می باشد .

همچنین مقیاس ۸ طبقه رفتاری ( خودیاری در مهارت ، لباس پوشیدن ، خودیاری در مهارت غذا خوردن ، تحرک اجتماعی ، جابه جایی حرفه و اشتغال مهارتهای گفتاری و کلامی ، اداره کردن خود و اجتماعی بودن ) در مقیاس وانیلند برای دو گروه نشان داده که فقط در ۵ مورد تفاوت معنی دار در سطح اطمینانی ۵% وجود دارد .میزان پایایی با استفاده از روش تضمینی و میزان اعتبار مقیاس بوسیلۀ همبستگی بین نمرات رشد اجتماعی و پیشرفت تحصیلی و همچنین مقایسه میانگین دانش آموزان کلاس دوم تا پنجم بدست آمد.

میزان اعتبار در رابطه با همبستگی بین نمرات دو متغیر وابسته مثبت و در حد ۳۷% بوده همچنین تفاوتی میان میانگین نمرات دانش آموزان کلاس دوم و پنجم وجود داشته که این تفاوت در سطح ۵% معنی دار بوده است .

آقای دکتر احمدی دانشیار دانشکدۀ علوم تربیتی اصفهان در بررسی که در مورد افت تحصیلی داشته اند دلایل آن ناشی از علل متعدد ذکر کرده اند و این مطالب را عنوان می کنند که :
« از جمله اهداف هر نظام آموزشی تأمین نیازهای اجتماعی از طریق تربیت نیرو و افراد کارآمد است. فردی که دارای یک سیستم آموزش می شود لازم است از نظرذهنی ، اجتماعی، اخلاقی و حتی عاطفی رشد کند و در تمام زمینه های شخصیتی پرورش یابد. چنانچه نظام آموزشی بتواند به پرورش دانش آموزان بپردازد و آنان را در درون خود نگه دارد و به پیشرفت عملی آنان کمک کند باعث اتلاف سرمایه های انسانی و اقتصادی شده است و بازدهی موثر نداشته است افت

تحصیلی نوع اتلاف در سرمایه انسانی و اقتصادی در کشور به حساب می آید یکی از عوامل افت تحصیلی در ایران خانواده های آشفته که دارای روابط خشکی هستند و دور از مهر و محبت می باشند.
بر اساس تازه ترین اطلاعات که از نشریه آمار ازدواج وطلاق در سال ۶۹ آمده بیانگر این است که در سال ۱۳۶۹ رقم ۴۵۴۹۶۳ مورد ازدواج و ۳۷۸۲۷ مورد طلاق توسط محاضر اسناد رسمی کشور به ثبت رسیده است . از تعداد ازدواجهای انجام شده تعداد ۳۰۹۴۳۸ مورد در نقاط شهری و ۱۴۵۵۲۵ مورد در نقاط روستایی بوده است که از طلاقهای انجام شده ۳۰۶۵۶ مورد در نقاط شهری و ۷۱۷۱ مورد در نقاط روستایی به ثبت رسیده است .

بیشترین نرخ طلاق مربوط به استان تهران در حدود ۱۱ در هزار و کمترین آن در چهارمحال بختیاری در حدود ۲۲ در هزار بوده است . نرخ طلاق کل کشور در سال ۱۳۶۸ برابر با ۱/۶ در ده هزار افزایش یافته است .
تأثیر طلاق بر فرزندان بسیار پیچیده اسف بار است . فرزند تک والد ناخواسته درگیر تضادهایی می گردد که نه توان درک آن را دارد و نه تاب کنار آمدن با آنرا . در کتاب طلاق از دید فرزند در این باره آمده است که :
دوپاره شدن خانواده در اغلب موارد اثرات روحی دراز مدت بر فرزندان می گذارد و در پراکنده شدن امکانات خانواده فرزند را در شرایطی ناگوار و نارسا رها می کند .

محرومیت فرزند از سرپرستی مشترک پس از متلاشی شدن و انحلال خانواده او را از مواهب و مزایای خانوادگی محروم و حتی به لحاظ محل زندگی نیز آواره خواهد کرد . در پاره ای امور بخاطر نزول جنبۀ اقتصادی سرپرست تنها (پدر یا مادر ) کودک در دامن پدر بزرگ ، عمه ، عمو و حتی افراد دورتر از آنها و یا مؤسسات دولتی رشد می کند و از کمبودهای عاطفی در رنج دائم به سر می برد .
روزنامه رسالت در این باره می نویسد که :
در اغلب کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا شده اند دچار اختلالات روحی و روانی می شوند و حتی سلامت جسمانی بچه ها نیز تحت تاثیر این مسئله قرار می گیرد .

انحراف از مسیر عادی زندگی مانند ترک تحصیل ، روی اوردن به بزهکاری و بروز رفتارهای ناهنجار با نزدیکان و دوستان و به طور کلی عدم امکان رشد عالم در همه زمینه ها از جمله آثار سوء طلاق بر فرزندان است . بنابراین وجود تنهایی روانی و اختلالهای عاطفی در خانواده کودک می تواند او را وادار به فرار از خانه نماید یا با گروه بزهکاری همکاری و مشارکت نماید .

دکتر علی قائمی در این باره می گوید : ” از نظر ما طلاق اگر هم درست باشد موجب به بازی گرفتن سرنوشت کودکان خواهد شد بویژه کودکانی که هنوز خردسالند و نیاز به محبت مادر و تأمین پدر دارند . طلاق کودکان را بی خانمان می کند و پرورش اخلاقی و روانشناسان را به خطر می اندازد .
بررسیهای تجربی نشان می دهد کودکانی که دچار خانوادۀ نابسامان باشند و پدر و مادری متارکه کرده و طلاق گرفته باشند بخصوص اگر زیر دست ناپدری یا نامادری بسر ببرند تدریجاً فاسد و تبهکار بار می آیند . ”
تحقیقات علمی جامعه شناسان نشان داد که بسیاری از همین افراد در سنین نوجوانی و جوانی خائن ، هرزه ، ولگرد ، سخت دل و خرابکار بار می آیند طبیعی است که والدین خواه ناخواه با متارکه کردنشان در این عقوبت با آنها سهیمند .

عقیده روانشناسان این است که سازگاری پدر و مادر مهمترین عامل اهمیت روانی و فکری کودک است . بعبارت دیگر اطفال در کنشهای مختلف و متقابل اجتمایع از نظر روانی ، فکری رفتار بهنجاری خواهند داشت که واحد خانواده آنها دارای کنشهای متقابل متسحکم بوده و پدر و مادر مسئولیت خانوادگی را دقیقتر درک کرده باشند . بطور خلاصه یک شبکۀ خانواده غیر مستحکم و توخالی

بیشترین امکان هست که اطفال الگوهای مشخص پیدا نکنند و گرفتار تناقضات روانی گردند و یا قربانی خصومتهای پدر یا مادر باشند و یا اینکه افراد شرور و منحرف شوند و دقیقتر بگوئیم ممکن است مشکلاتی در زمینۀ شخصیت آنها به وجود می آید که مانع سازگاری چنین اطفالی گردد ، پس همانطور که مارگارت مید می گوید :