عظمت و اهمیت قران کریم

پيشگفتار
سپاس بيكران خداي را كه گويندگان از دستيابي به ستايش او باز مي مانند و شمارگران به شمارش نعمتهاي او دست نمي يابند و كوشند گان از حق گذاري او ناتوانند خدايي كه همتاي بلند پرواز به ادراك او راه نمي يابند و ژرفانديش خرد تيز بين به او در نمي رسد .
خداوندي كه كتاب را براي هدايت بندگان خود نازل فرمود و هر آنچه كه مورد نياز بشر بود در آن بيان فرمود . رسول اكرم (ص) نيز مانند ديگر پيامبران كه امت خود را بي چراغ هدايت و بي نشان ندادن راه روشن ترك نكردند .

امت سلام را با برجاي گذاشتن « ثقلين » ترك فرمود : امام علي (ع ) در اين خصوص مي فرمايد ( آن حضرت كتاب خداي را در ميان شما بر جاي گذاشت كه روشنگر حلال و حرام و واجب و مستحب ناسخ و منسوخ و رخصت و عزيمت ، خاص و عام ، پند و امثال ، مرسل و محدود ، محكم و مشابه مي باشد و كتاب هدايت است .

حمد خداوند يكتا و بي همتاي كه مسير هدايت بندگان را نشان داده است و توفيق فراگيري قرآن كربم را به ما عنايت فرمود . اين كتاب كه براي همه قابل فهم است و براي هدايت به طريق بهتر بر پيامبر خاتم نازل شده است از هر گونه كثري منزه است ( قرانا عربيا عيرذي عوج ) و هر كس در آن تدبر نمايد راه راست مي يابد و چون كلام بشريت و منشائي غير از ذات الهي ندارد در آن افتاد وتناقض ديده نمي شود .
مقدمه
با گذشت بيش از ۱۴۲۰ سال از نطول قرآن و تلاش و كوشش قرآن دوستان و قرآن پژو

هان هنوز مورد توجه انديشمندان اسلامي و غير اسلامي بوده و در طول اين ساليان متمادي كوششهاي فراواني در اين زمينه صورت گرفته است . چرا كه به فرموده مولا علي  درياي علوم و سرچشمه دانش و پايگاه دادوري و دادگستري است .
قرآن كتابي است كه خداوند آن را سيراب كننده تشنگان علم ، بهار دلهاي فقيهان و دانشمندان و آخرين مقصد نيكان و پاكان قرار داده است .
« امام صادق  نيز درباره اين كتاب گرانمايه مي فرمايد : قرآن زنده جاويد است و هرگز از بين نمي رود همچون شب و روز در همه زمانها آمد و شد دارد و سيري چون آفتاب دارد و همان سان كه به مسلمانان صدر اسلام روشني مي بخشيد ، به آيندگان نيز نور افكني و روشني خواهد داد » .
از آن حضرت پرسيدند كه اين چه رازي است كه هر چه قرآن بيشتر مي شود و بيشتر مورد بحث قرار مي گيرد بر طراوت و تازه گيش افزوده مي گرد ؟ فرمود : چون قرآن كه براي مردم يك عنصر و زمان معين و يا براي گروهي خاص نازل نشده است بلكه قرآن راي همه زمانها و همه مردم نازل شده است بدين سبب هميشه نو است و براي مردم هر زمان تازگي دارد .
البته عقول بشري در راه شناخت كلام خدا گام برداشته و هر يك به فرا خود حال خود از اين بي كران تابيد اخير گرفته ، وليكن هر كدام از ديد خود و به عمر فهم و درك خودئ از معشوق خبري آورده و به قدر تشنگي از اين چشمه صافي نوشيده اند شايد بيشتر از هر كتاب ديگري در دنيا مورد بحث و گفتگو قرار گرفته باشد و روزي نمي گذرد كه كتابي در اين باره نشر نيابد .
خلف لكم عبر من آثار الماضين قبلكم
از آثار گذشتگان ، براي شما عبرتها بر جاي مانده است .
امام علي 
عظمت و اهميت قرآن كريم
كلام الله مجيد آخرين كتاب آسماني ، منشوري جاوداني و برنامه اي متعالي از مكتبي انسان ساز است كه بر حضرت محمد (ص) پيامبر رحمت آخرين پيامبر نازل شده و آن حضرت در انجام رسالت بزرگ خود ، دورانهاي گوناگون و دشواري را با بردباري و استقامت بي مانندي سپري نمود و

در رسالت خويش لحظه اي عظمت ننمود .
در عرصه اي از تاريخ كه فصاحت و بلاغت بيان بسيار مطرح بود با بياني فصيح و بليغ در بين مردم مطرح شد و با گستردگي مطالب به همه آنچه در زندگي انسان تا ابد نياز مي باشد اشاره فرموده و از آنجا كه كليت خاص خود دارد در هيچ دوره اي از زمان كهنه و فرسوده نمي گردد نوري است كه پروردگار به وسيله آن جهانيان را بسوي راستين و صراط مستقيم رهنمون مي سازد قرآن دعوت بسوي حق – خير – فضيلت – وحدت و انديشيدن است درمان بيماريهاي قلب و شفاي امراض درو

ن و پاك كننده آلودگيهاي نفس و روشنائي بخش تاريكي هاي گمراهي و ضلالت ها و وسوسه ها و هوا و هوسهاست درياي عميق و شگرفي است كه پايان ندارد و چشمه گوارائي است كه تشنگان را همواره سيراب مي سازد و فيضش هرگز تمام شدني نيست پس به اين عروه وثقاي الهي دست زنيم و به اين وادي ايمن راه يابيم . قرآن كريم معجزه جاويدان رسول مكرم اسلام (ص) و سرلوحه زندگي آن حضرت مي باشد در طول تاريخ اسلام همواره مورد توجه بوده و افراد از سه روش نسبت به اين آيت الهي شناخت پيدا كرده اند :

گروه اول در اثر اتحاد با حقيقت آن را مي شناسند مانند پيامبر اكرم (ص) وائمه اطهار كه اهل بيت رسول ا… (ص) هستند و به منزله جان رسول خدا (ص) مي باشند.
وقتي حقيقت كلام خدا بر روح و جان رسول اكرم (ص) نازل شد براي آن حضرت جاي هيچگونه ابهام نخواهد بود و با دريافت آ›ن حقيقت كه خود عين معرفت مي باشد.
كلام الهي را به طور كامل خواهد شناخت .
گروه دوم : در اثر مشاهده جمال و جلال آن ، آن را مي شناسند كه تبيين اين كشش خاص براي كسي كه از آن بارقه سهمي و از آن نفحه نصيبي ندارند ميسوريت و گروه سوم ، قرآن را با بررسي ابعاد گوناگون اعجاز مي شناسند .

اگر چه كاملترين اين شناخت ، همان معرفت عميقانه و عارفانه گروه اول است كه در مرحله عقل قرآن مسنهثل و در مرتبه طبيعت قرآن ناطق مي باشند وليكن شناخت طبقه دوم از بهترين نوع شناخت هاست كه با مشاهده آيات انفسي قرآن بسوي اين هدف والا جذب شده و با كششي قرآن وارد در پاي بيكران آن مي شوند و با پيك وحي محشور شد ، و با سفير قرآن هم صحبت مي گردند و از آنجا كه دلباخته كلام خدا شده اند آنچنان قرآنرا با ايمان مي خوانند كه قرآن با تمام گوشت و خون آنها مخلوط خواهد شد و اينان برجسته ترين چهره هاي انساني بعد از انبياء

و معصومين مي باشند .
اما شناخت گروه سوم كه با بررسي ابعاد اعجاز آميز قرآن كريم آن را شناخته اند ، چون قرآن شناسي آنان از روزنه هاي بيروني است و كلام خدا را از پشت پرده هاي الفاظ و مفاهيم آن مي بينند و قهرا تماس مستقيم با خود قرآن نداشته اندازه حد ظاهري و حجاب اصطلاحات فراتر نمي رود .
امام صادق  مي فرمايند كسي كه قرآن بخواند و جوان و مومن مي باشد قرآن با گوشت و خون او آميخته شود خداوند براي او سفره كرامت و نيكوئي قرار دهد و قرآن حجت او در روز قيامت گويد : اي پرودگار اگر عامل به دستورات من بوده است اجرا او را عطا فرما و خداوند اجري بيش از عملش به او عطا كند و بپوشاند لباس هاي بهشتي براي او . و برايش تاجي از كرامتش قرار دهد پس فرمايد آيا راضي شدي؟ پس قرآن فرمايد : اي پروردگار ، ميزان رغبت او به ما بيشتر است عطا شود به الو خلدهايي از راست و چپ و وارد بهشت شود و گفته شود به او بخوان آيه اي و صعود كن تا آن حدي كه قرآن راضي شود و فرماي راضي شدم .
قرآن دليل است كه به سوي بهترين طريق هدايت مي كند و كتاب تفصيل و جدايي حق از باطل است . كتاب بيان است كه هر لحظه انسان را به سعادتي سوق مي دهد و معارفي در همه زمينه ها به انسان مي دهد ، معارفي در رابطه با عظمت الهي ، تاريخ پيدايش نوع انسان ، سرگذشت اقدام وامت هاي گذشته علوم متفاوت شگفتيهاي خلقت و عظمت آن و صد ها معرفت ديگر ، چرا كه « ولا رطب ولا يابس الا في كتاب مبين .

اين كتاب پايه گذار تمدن بزرگ اسلامي است و هدف آن ساختن جامعه اي از بهترين اسنانها و بهترين امت هاست تا امنت الهي در زمين به بهترين شكل خود خلافت نمايد .
لذا انس با كتال خدا بهترين و جاودانه ترين يافته اي است كه تقواي به دل و عمل به چشم و دست و دل و موفقيت از عنايت اوست و اين چنين است كه مونس دلهاي بي قرار در شبهاي دراز مي گردد و طراوت زبانها و اميد قلبها در هجوم تيرگي هاست .
تا قيامت مي زند قرآن ند ندا كاي گروهي جهل را گشته فدا

من كلام حقم و قائم به ذات قوت جان جان و ياقوت زكات
نور خورشيدم فتاده بر شما ليك از خورشيد ناگشته جدا
جغرافياي تاريخي مكانهاي ياد شده در قرآن كريم

خداوند متعال در اين كتاب در تعداد قابل توجهي از آيات خود به بيان وقصص برخي از امم گذشته پرداته است ليكن غرض از اين قصص حكايت وقايع تاريخي نيست زيرا تاريخ در مقام جزئيان وقايع و تعيين سال و ماه حدوث واقعه هاست در حاليكه قرآن صريحا توجه به اينگونه تعينات را بي اهميت دانسته و در اين راستا در بيان قصه اصحاب كهف به آن اشاره مي كند .
و مي فرمايند : و لبثوا في كهفهم ثلاث مائه تسنين و زدادو اتسعا قل الله اعلم بما لبثوا . قرآن هدف بيان تاريخ را عبرت و موعظه بيان فرموده است و لذا در آيات متعدد انسانها را به تفكر و تدبر و عبرت گرفتن از سرگذشت گذشتگان دعوت فرموده است از جمله قرآن كريم با بيان اسمي مكانهاي اين امن ها و اماكن قابل توجه ديگر و افراد مطرح اهميت آنها را بيان داشته است زماني كه بيش از ۱۰ بار ز ( مسجد الحرام ) ياد مي كند توجه و ارزش مكان را بيان مي فرمايد كه قلب جهان اسلام است .

آيات متعددي در قرآن كريم به بيان قصه امتهاي پيشين در سر زيمن متفاوت پرداخته اند ، سر زمينهائي كه برخي از آنها به صراحت و برخي با بيان قصه اي از قومي معرفي شده اند سرزمينهاي حائز اهميت مثل ( احقاف – اخدود – ارم – اقصا – ايكه – بابل – بدر – جودي – مدينه – رش – رقيم – روم – سباء – سينا – مكه – مصر و … ) در اين كلام آسماني معرفي شده اند و قصه مربوط به اين سرزمينها در هدايت انسانها نقش مهمي داشته است آنچه در تمام اين قصه ها مطرح است به تاكيد خداوند متعال ( عبرت ) و موعظه براي انسانهاست.

لقد كان في قصصهم عبره لاولي الا لنب . تعداد زيادي از سرزمينهاي ياد شده در قرآن كريم كه مربوط به امتهاي گذشته است با گذشت زمان توسط انسان شناسايي شده است و دليلي قاطع بر صحت گفتار قرآن كريم گشته اند .
قصص قرآني با داستانهاي تورات وكتب ديگر اين تفاوت را دارد كه به وجه احسن قصه شده است ( نحسن نقص عليك احسن القصص ) همه محتويات قصه ، عبرت آميز است و يكايك اين داستانها را دعوت به توحيد آغاز مي شود ومقاومت ومجاهده مردان خدا را نشان مي دهد و عناد و خصومت مخالفين سر سخت را باز مي نمايد . در پايان هر قصه ، مردم نادرست و خائن و تبهكار دچار هلاك و دمار مي شوند و مومنان و صالحان نجات مي يابند قرآن مجيد به اصول حقه اينگونه امور اشاره مي كند و به حقيقت واقعه تاريخي را در يابند و گر نه به عبرت و موعظه اي كه حاصل داستان اصيل و مشهور است اكتفا كنند .
پس بايد به اين عروه الوثقي دست يا زيد و به اين وادي ايمن راه يافت و به اين محور تقوي تمسك جست و به اين ريسمان وحدت بخش چنگ زد تا سعادت دو جهان را دريافت كه البته اين گام نياز به شناخت قرآن دارد و مفسر و مبين الهي مي خواهد و اين جز از راه اهل بيت كه اهل ذكرند و مفسر قرآن هستند ميسر و امكان پذير نيست.
تاكيد قرآن بر عبرت آموزي
قرآن كريم كتاب آسماني ما مسلمانان كه بهترين و كامل ترين كتاب براي هداست انسان هاست ، بر اطلاع از سرگذشت پيشينيان و توجه در عاقبت آنان تاكيد و فراوان كرده است قرآن كريم سر گذشت اقوام گذشته و شرح رسالت پيامبران الهي را تحت عنوان قصص راجه قصص آورده است و مي توان در قرآن قصه آدم  و فرزندانش قابيل و هابيل ، همچنين انبياء الهي چون نوح  ابراهيم  و موسي  و … و اقوامي چون عاد ، ثمود ، … را مطالعه كرد .

هر يك از اين اقوام روزگاري را با بهره مندي از نعمتهاي پروردگار توانا سپري كردند اما چون گمراهي پيشه كردند و از دستورات خداوند يكتال سرپيچي نمودند دچار عذاب الهي شدند و نابود گشتند . انبياء الهي نيز هر يك بنا بر رسالت خويش در ميان قومي به دعوت انسانها به راه راست مشغول شدند اما در همان حال كه گروهي به آنان ايمان مي آوردند گروهي ديگر راه كفر و فساد را ادامه مي دادند آنان نه تنها خود قدم در راه راست نمي گذاشتند كه موجب آزار و اذيت پيامبر خدا و پيروانشان نيز مي گرديدند .
سرانجام اينگونه افراد نيز چيزي جز خواري و شكست و بيچارگي نبوده است . از آنجاكه اطلاع بر سر گذشت افراد و اقوام گذشته ونتايج اعمالشان ، موجب هدايت و تربيت انسانها مي گردد ، قرآن كريم مي فرمايد : همانا در داستانهاي ايشان عبرتي براي خردمندان بوده است . همچنين در آيه ديگر مي فرمايد : بگو اي پيغمبر ، در روي زمين گردش كنيد و از حال امم گذشته جويا شويد . تا عاقبت سخت آنها كه تكذيب ( آيات خدا و رسول او ) كردند را مشاهده كنيد .
در سوره توبه خداوند ضمن اشاره به اقوام قديمي مي فرمايد : آيا اخبار پيشينيان شان مانند قومنوح و عاد و ابراهيم و اهل مدين و موتفكات ( يعني قوم شعيب و لوط ) به آنها نرسيد كه رسولان الهي آيات و معجزات آشكار بر آنها آوردند ( آنها نيز نپذيرفتند هلاك شدند ) خدا هيچ ستمي بر آنها نكرد بلكه آنها خود در حق خويش ستم كردند .
تاريخ با عرصه شرح حال پيامبران ، امامان و صالحان بهترين الگوهاي تربيتي را در اختيار ما مي گذارد در طول تاريخ كسان بسياري بوده اند كه با در پيش گرفتن راه صحيح زندگي و خدمت به انسانها نامشان به نيكي و خوبي به يادگار مانده است و تاريخ هميشه از آنان به عنوان انسانهاي راستين و خدمتگزاران به جامعه انساني ياد مي كند اما كساني كه زندگي خويش را صرف ظلم و ستم قتل و غارت وديگر اعمال زشت و ناپسند كرده اند هميشه با نفرت و بدي از آنها داده مي شود .
همه جنگهاي تجاوز كارانداي در طول تاريخ صورت گرفته بدليل خود خواهي و خود پرستي كساني بوده است كه خوشبختي خويش را در بدبختي ديگران ديه اند تاريخ گذشته همه ملتها را ن

شان داده را خوشبختي واقعي انسانها همكاري و همدلي آنان است و اين امر نيز جز با توسل همه انسانها به تعليمات الهي كه دوره اي همه اقوام و ملتها قرار دارد ممكن نيست .
زيرا تعليمات انساني همه انسانها را برابر مي داند و هر گونه برتري طلبي و فخر فروشي انساني بر انسان ديگراز نظر نژاد زبان – تاريخ و مانند آنها را نفي مي كند . چنانكه قرآن كريم مي فرمايد : اي مردم شما را از مرد و زني آفريديم و شما را ملتها و قبيله ها قرار داديم تا به اين وسيله يكديگر را باز شناسيد . همانا گراميترين شما نزد خداوند منفي ترين شماست .
تاريخ نشان داده است كه تجاوزگري و غارتگري موجب پيشرفت ملتها و آبادي كشور نمي گردد و هميشه نيز متجاوزان و غارتگران با شكست و ناكامي مواجه مي شوند .
از وصاياي حضرت علي  به فرزندش امام حسن  .
اي فرزند گرامي اگر چه من به اندازه همه آنان كه پيش از من بوده اند نزيسته ام اما چندان در كارهايشان نگريسته ام كه همچون يكي از آنان شده ام بلكه چندان بر امورشان آگاهي يافته ام كه گويي با اولين آنها تا آخرينشان زيسته ام . پس در اين مسير و تامل ، كردار پاكيزه را ازآلوده باز شناختم و سود را از زيان دريافتم .
ذكر مكانهاي ياد شده در قرآن : تاريخ بابل
كلمه « بابل » يكبار در قرآنكريم آمده است خداوند در داستان « هاروت و ماروت » از آن ياد مي فرمايد . شهر « بابل » در موقعيت ۳۲ ، ۴۰ عرض شمالي و ۲۳ ، ۳۳ طول شرقي در مشرق فرات

نزديك دجله بوده است و موضع اوليخ شهر « بوسيا » است كه برج نمرود در آن ساخته شده است مولف « اشكال العالم » در اين باره مي نويسد. بابل دهي خرد و قديمي ترين بناي عراق و آن سرزمين را از قديم به اين نام مي خوانند پادشاهان كنعان بدانجا مقيم بوده اند و آثار و بناها و علامات آن باقي است مي توان شناخت كه در روزگار قيم شهري به غايت بزرگي بوده است .
« بدر »
خداوند در سوره آل عمران آيه ۱۲۳ در اين باره چنين مي فرمايد : « و لقد نصركم الله ببدر و انتم اذله فاتقوا لله لعلكم تشكرون »در ماه مبارك رمضان سال دوم هجرت روز جمعه يا دوشنبه هفدهم يا نوزدهم ماه سال دوم هجري بين ياران ابوسفيان و اصحاب پيامبر (ص) جنگ سختي در منطقه بدر صورت گرفت كه به دليل وقوع آن در اين منطقه به « بدر » مشهور شد .