عوامل،راه ها وموانع پیشرفت چیست وچه چیزهایی مانع پیشرفت ماست

در زمینه ی ترقّی و پیشرفت جامعه و کشور ایران زیاد گفته و نوشته اند،در این زمینه کتاب های مفیدی نوشته و به تفصیل سخن رانده اند ولی هنوز مطالب ناگفته بسیار است و مسائل جدیدی که هر روز و هرساعت در دنیا پیش می آید و تغییر و تحولاتی که در سیاست داخلی و خارجی کشورها پدید می آورد و روابط بین کشور ها را تحت تأثیر قرار می دهد.

اگر چه سیاست کشور ما مشخّص و بر موازین شرع مقدس اسلام و قوانین مجلس استوار است ولی دیگر کشورها وعمدتاً کشورهای غیر اسلامی محور برنامه ریزی ها و سیاستشان منافع مادی کوتاه مدت و بلند مدت آن ها است نه اصول اعتقادی و اخلاقی. برای مثال در جریان مسئله ی هسته ای کشورمان شاهد بودیم بعضی از کشور ها که به ظاهر با ما همراه بودند در صدور قطعنامه علیه ایران یا سکوت کردند ویا علیه ایران رای دادند.

پس در زمینه ی رشد و پیشرفت و استقلال همه جانبه ی کشور مطلب زیاد و تابع جریانات سیاسی است.یک روز حکومت غیر مردمی کشور عراق روبروی جمهوری اسلامی می ایستد و همه ی امکانات دو کشور که باید برای نابودی دشمن مشترک به کار گرفته شود نابود می گردد و آن که نفس راحت می کشد اسرائیل است و متّحد اصلیش آمریکا و دیگر دشمنان پشت پرده و پنهانی هر دو کشور که به ظاهر دوستند و در حقیقت دشمن.

ما تحقیق خود را در زمینه ی پیشرفت و ترقی کشور به پایان رساندیم و یقیناً اگر هم اکنون مقاله ی تحقیقی دیگری می نوشتیم، مطالب جدیدی اضافه می شد زیرادر این زمینه سخن ناگفته بسیار است .
امید واریم دانشمندان و نویسندگان متعهّد در زمینه ی بیداری و آگاهی مردم مطالب سودمند بنویسند و شاهراه سعادت را بنمایند، توطئه ها ی دشمنان را بر ملا نمایند و با انتشار مطالب مفید و آگاهی بخش بیش از پیش زمینه ها ی توسعه و ترقی کش

وررا فراهم سازند.

روش تحقیق
در مقاله ی حاضر روش تحقیق ، کتابخانه ای است. دراین تحقیق از منابع مکتوب فارسی ،عربی وانگلیسی شامل:کتاب،روزنامه،ماهنامه و… ویا اینترنت استفاد شده است.
با نگاهی اجمالی و مبتنی بر دریافت ها و اطلاعات از خبرگزاری ها ، روزنامه ها و آثار تحقیقی به دخالت های بیگانگان در طول تاریخ در امور سیاسی و اقتصادی کشور ،تکنولوژی هسته ای،موانع پیشرفت و راه های رسیدن به تعالی پرداختیم.
یقین داریم که مطالب مطروحه در پژوهش قابل نقد و بررسی می باشد و با گذشت زمان و سیر تحوّلات و وقایع می تواند در پاره ای از موارد نقد یا حتّی نقض شود. همانگونه که این مشکل در اغلب پژو هش هایی که در این موضوع طرّاحی ،تنظیم و نگاشته می شود وجود دارد .
مهم این است که تحقیقات در این زمینه ، می تواند دست کم در ایجاد انگیزه در محققان ونخبگان مفید باشد و زمینه ساز حرکتی در خور شود.

پیش گفتار
در ازل پرتـــو حسنت ز تجلّــی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
به نام خداوند هستی بخش که انسان را از خاک آفرید و با « نَفَختُ فیهِ ِمن روحی » راه رسیدن به کمال را در خمیر مایه ی وجود او نهاد، و در آفرینش دو بعدی انسان، رازی نهفت؛ یعنی، ای انسان تو هم متعلق به این دنیایی و هم فراموش نکن که روح تو متعلق به عالم علوی است نه جهان مادی و فناپذیر.
جسم مادی انسان را حا فظ روح قرار داد و روح را ودیعتی نهاد در قالب تن و دل را کانون عشق و تجلّی گاه دیدار معشوق.
جان که از عالم علوی است یقین می دانم رخـت خود باز بر آنـم که همان جا فکـ

نم مـرغ بـاغ ملکوتــم نیم از عالــم خــاک دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنــم
و اینکه انسان در عین حال که می داند عالم مادی فانی است باز دل بسته دنیاست از اسرار خلقت است و یقیناً موجبات کمال انسان و شایستگی دیدار معشوق شدن در همین دنیا حاصل می شود که « الدنیا مزرعه الاخره».
خداوند تبارک و تعالی انسان را آفرید به بهترین صورت « لقد خلقناً الانسان فی احسن تقویم » و بار گران امانت خویش را بر دوش او نهاد و او را در زمین به خلیفة اللهی خویش مفتخر گردانید، و فرمود در زمین آنچنان زندگی کن که گویا زندگی تو در اینجا ابدی است و آن چنان آماده مرگ باش که گویا همین لحظه زمان وداع تو با دنیاست.
پس واجب است که هر انسان آزاده ای به میهن و هم نوعان خویش عشق بورزد و برای رسیدن به اوج و تعالی وترقّی بکوشد تا موجبات عزت و حرمت خویش را فراهم نماید و شاهد مقصود رادر آغوش بگیرد.
و راه رسیدن به کمال را به او آموخت و از برای هدایت بشر به شاهراه سعادت رسولان فرستاد و ختم راه رسالت را به محمد مصطفی (ص) مخصوص گردانیدو جانشینان پیامبر را امامت قرار داد و آخرین امام حجه ابن الحسن(ع) را منجی عالم بشریت نمود و در زمان غیبت آن بزرگوار ولی فقیه عهده دار امور مسلمین و دلیل راه شیعیان است و نمایندة با واسطه رسول اکرم(ص) . پس اطاعت از ولی امر مسلمین اطاعت از رسول مکرم اسلام(ص) است.

قرآن کریم با تأکید بر «انما المومنون اخوه» مسلمانان جهان را به وحدت دعوت نمود و خانه کعبه را کانون این وحدت، و حج ابراهیمی را مظهر آن قرار داد که مسلمانان دنیا بعد از اعمال حج با فریاد الموت لاسرائیل والموت لامریکا انزجار و بیزاری خود را از دشمنان خود اعلام می دارند.
اگر شعار براعت از مشرکین جامه عمل بپوشد و تحقق یابد و دولت های اسلامی از خواب خود فراموشی به خود آیند و به حمایت از ملت مظلوم فلسطین برخیزند، اسرائیل غاصب نخواهد توانست در کنار قدس شریف به کشتار بی رحمانه ی زنان و کودکان بی دفاع بپردازد و جسورانه بر نسل کشی خود ببالد.

آنان که از مسلمانان فقط منابع و منافعشان را می خواهند ، عراق را اشغال می کنند و فلسطین را ویران و لبنان و ایران را به حمایت از تروریسم متهم می نمایند گویا فراموش کرده اند که دست چه کسی به خون ملت مشرق زمین آغشته است بانیان و روسیاهان زندان های گوانتانامو و ابو غریب و… معتقدند منافع آن ها حتی از حیات دیگر ملل اهمیّت بیشتری دارد ،هر کس علیه منافع آنها اقدامی بنماید و ندای مظلومیت خود را بلند کند در منطق آنها محکوم به فناست.
آنهایی که به هر جنایتی دست می زنند و دل هایشان از سنگ است از درک حقیقت هستی به دورند و از بصیرت معاد و رستاخیز کور.

ملت شریف ایران با آگاهی و بینش کامل مصمّم است تا رسیدن به قله های تعالی و ترقی بکوشد و همپای رهبر و با تعالیم عالی اسلام برای تحقق شعار لا اله الا الله مبارزه نماید در این راه به فرمایش حضرت امام خمینی(ره) چه بکشیم چه کشته شویم پیروزیم « اِنّی لا اَری الموت الاسعاده» به امید پیروزی حق بر باطل و به اهتزاز در آمدن پرچم لا اله الا الله بر بلندای گنبد گیتی.
محمد رضا محمدی و علی محمد حیدری
اسفند هشتادو شش شمسی

مقدّمه
پیشرفت همه جانبه ی کشور و موانع این حرکت عظیم، موضوعی بود که علاوه بر همسویی با علاقه و میل باطنی می توانست در یک بررسی تحقیقی پاسخگوی نیاز درونیمان باشد و با گام نهادن دراین مسیر و مشاهده ی جلوه هایی از گذشته ی پر افتخار میهن ، مساعی نیاکان فخر آفرین خود را بیش از پیش درخور احترام یافته “بوی گل آنچنان مستمان کرد که دامن از دستمان شد” و در برابر بزرگ مردانی که شوکت ، شکوه و ایسار فرهنگ و تمدن ایرانی مدیون ایثارشان است زانوی ادب زدیم ومات و مبهوت به تماشای آن همه رشادت ها وشهامت ها نشستیم .
به پاس هـر وجب خاکی از ملک چه بسیار است آن سـرها که رفته

زمستی بر سر هر قطعه زین خاک خـدا دانـد چـه افسـر ها کـه رفته
هر ایرانی غیرتمند با مطالعه ی تاریخ گذشته کشور خود گاهی با غرور، گاهی با خشم و گاهی با تاسّف به وقایع تاریخ می نگرد. با مطالعه ی حکومت نادر شاه به تجزیه و تحلیل می پردازد. یک روستایی چوپان زاده ، کشور ایران را از شرّ کشور گشایان داخلی و خارجی نجات می دهد، پله های موفقیّت و قدرت را با هوشمندی کم نظیری می پیماید و آنچنان آوازه ای می یابد که تحلیل گران نظامی تاریخ او را به عنوان فاتح نامدار آسیا و جزء نوابغ نظامی تاریخ بشر معرفی می کنند

ولی سر انجام همین نادر قصی القلب می شود و به بیماری جنون آدم کشی و باج ستانی مبتلا می گردد “حیاتی که با حماسه آغاز می شود و با فاجعه پایان می پذیرد ” حکومت ها یکی پس از دیگـری چون ابر بهـاری می بارند و می روند و بعضی ها هـم بر سر مردم تگرگ می بارند تگـرگی که پیکـره ی جامعه را تباه می سازد و نعمت ، نقمت می شود واز کارنامه ی سیاه آن حکومت زخمی عمیق بر پیکره ی تاریخ کشور باقی می ماند؛ مثل،حکومت پهلوی که اقتدار ملّی را دست

مایه ی سرسپردگی به بیگانه نمود یا حکومت ناصرالدین شاه و عیّاشی های او و امتیازهایی که به بیگانگان می داد، از جمله امتیاز “رویتر”و” قرارداد تالبوت” نا گفته نماند که امتیاز رویتر از ننگین ترین امتیازاتی است که ممکن است از سوی یک کشور به کشور دیگری داده شود در زمان ناصرالدین شاه و با تلاش میرزا حسین خان سپهسالار میان دولت ایران با یک یهودی انگلیسی به نام بارون

جولیوس دورویتر بسته شد. به موجب این توافقنامه که به صورت قطعی و انحصاری بود حقّ احداث راه آهن و بهره برداری ازکلیه ی معادن بجز طلا و نقره و سنگ ها ی قیمتی و نیز بهره بر داری از جنگل ها و احداث قنوات و کانال های آبیاری اراضی به مدت هفتاد سال و اداره ی گمرکات و حق صدور همه نوع محصولات به ایران به مدّت بیست و پنج سال به رویتر واگذار گردیدبا انعقاد چنین قراردادی ایران عملا استقلال سیاسی و اقتصادی خود را از دست داد و بدون جنگ و خونریزی تبدیل به مستعمره ی انگلستان شد که سر انجام با اعتراضات مردم و به خصوص مجتهد اگاه حاج ملا علی کنی ملغی اعلام شد.

این مثالی بود تا محرز شود که کشور ماچه بلایایی را طی نموده که البته این مورد مشتی از خرواراست آنچه اهمیت دارد این است که ایران امروز با مردانی به استواری کوه،بیدار و با اراده پوزه ی استکبار را به خاک مذلّت مالیده و می مالند. شیر مردانی که دیروز جنگ تحمیلی وهجوم ناجوانمردانه ی دشمن بی منطق را دفع نمودند وهمه ی محاسبات دشمن را بر هم زدند و نقشه های آنان را نقش بر آب نمودند و امروز با قدرت و مصمّم ، با دست یابی به فن آوری هسته ای و علم روز دنیا به پیش می روند تا در عرصه ی اقتصادی و سیاسی به قلّه های عظیم فتح ونصرت دست پیدا کنند. اگر بگوییم ریشه ی بیشتر عقب ماندگی های ما و بد بختی کشور ما از امریکاست گزافه نگقته ایم بهترین تعبیر در مورد امریکا همان است که حضرت امام فرمودند”شیطان بزرگ” شیطانی که بعد ازگذشت سی سال از سقوط رژیم شاهنشاهی هنوز دست از شیطنت بر نداشتند و پشت هر دسیسه و نیرنگی هیئت کریه این دشمن بشریّت و حامی رژیم صهیونیستی دیده می شود پرسش مهر امسال نشانه ی توجّه ریاست محترم جمهور به آینده ی ایران است و گفتگو و مشورت با دانشجویان روشنقکر و فرهنگیان متعهّد و دلسوز که پرچم دار علم ودانش و

پشتوانه ی عظیم نیروی انسانی هستند بیانگر ارزشی است که ایشان برای این طبقه مخلص و بی ریا قائل شدند هدف از نگارش این مقاله برداشتن گامی هر چند کوچک در مسیری است که همه ی ایرا نیان متعهّد و پیرو خط ولایت به آن چشم دوخته اند و آن اعتلای ایران و اسلام است در این مقاله ابتدا شمه ای به تاریخ گذشته ی ایرانیان و وقایع مهمّی پرداختیم که از دوران مشروطه برای ما پیش آمد، کارشکنی های کشورهای استعمار گر مثل انگلیس وآلمان و روسیه و فرانسه و….
آنها یی که فقط صلاح و مصلحت خود را در نظر داشته و دارند و از مقررات بین المللی و روابط

انسانی تا جایی سخن می گویند که بتوانند به کمک آن به چپاول و غارت کشورهای بی دفاع بپردازند و هر جا که منافع آنها ایجاب نماید به همه ی قوانین بین المللی و حقوق بشر پشت پا می زنند.
نمونه ی بارز آن حمله ی نظامی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران و ساقط نمودن آن در خلیج فارس است .عده ای بی گناه را در دریا غرق نمودند وبه جای سر افکندگی به این عمل وحشیانه مباهات می کنند و به فرمانده ناو جنگی خود مدال افتخار می دهند و این کار او را می ستایند .گویا مردم بی دفاع فلسطین و افغانستان و عراق و… حقوقی ندارندو یا به چشم آنها بشر نیستند .
یکی از موانع پیشرفت کشور ما همین قدرت ها هستند که می خواهند یکه تاز میدان باشند؛ منابع طبیعی و خدادادی کشورها ی جهان سوم را غارت نمایند و بر سر تقسیم آنها به مذاکره و معامله بنشینند و هر گاه دست آنهااز تجاوز به کشوری بسته شود و دولتمردان آن کشور به پشتوانه مردم در مقابل آنها بایستند چنگ و دندان نشان می دهند و تهدید نظامی می نمایند.تحریم اقتصادی می کنند و با هزار نیرنگ و دسیسه برای نفوذ درآن کشور و تفرقه در بین صفوف متّحد و همدل آن کشور نفشه می کشند در اینجا بهترین کار اگاهی و رشد سیاسی آن ملت است. برای مقابله با دشمن در چنین شرایطی باید به خود ایمان بیاورند از مصرف کالاهای بیگانه حتّی المقدور چشم بپوشد خود تولید کنند ، به خود متّکی باشند به دشمن اجازه نفوذ درکشور خود را ندهند زیرا آنها مسیری را دنبال می کنند که به صلاح و مصلحت خودشان است و به منافع ملی آن کشور بی توجه اند.
آن چه از خاک تو رست ای مرد حر آن بپوش و آن فروش و آن بخور

آن جهان بینــان که خود را دیده اند خود گلیـم خویش را بافیده انـد
ملّت آگاه ایران و ملّت وفادار به آرمانهای حضرت امام خمینی”ره” امروز راه خود را یافته و با رهبری خردمندانه ی عالم فرزانه ، حضرت آیت الله خامنه ای در مقابل تهدیدها و تحریم ها و زور گویی ها ایستاده است و دنیا نیز دریافته است که دیگر ملت ایران آن ملت راکد و بی تفاوت دوره ی پهلوی نیست .خشم دنیای استکبار نیز ناشی از چنین وحدت و انسجامی است. دفاع دولتمردان ایران از انرژی هسته ای و پشتیبانی مثال زدنی مردم از تصمیم قاطع دولت در این زمینه نمونه ای است از انسجام مردم و پشتیبانی ملت از دولت در برابر زور گویی اجانب.

چکیده (خلاصه مقاله)
کشور ایران با توجّه به موقعیّت خاص جغرافیایی و اقلیمی همواره مورد توجّه کشورهای اروپایی بوده است، این موقعیّت خاص و منابع طبیعی خدادادی اگر چه برای ما مفید می باشد و ثروت امکانات ملی محسوب می شود ولی غارت این ثروت های خدایی همواره مورد توجّه جهان خواران بوده است.
به خصوص این که ایران همچون پلی سه قاره آفریقا ، اروپا و آسیا را به هم متّصل می نماید و این نیز از موهبت های الهی است. در مقاله حاضر ابتدا از گذشته و تاریخ ایران سخن گفتیم، از آغاز ارتباط ایران و پادشاهان گذشته با اروپا و قراردادهایی که اکثر آنها به ضرر منافع ملی ایران بود پرداختیم و تصریح نمودیم که همیشه کشور ما به خاطر نفت یا مورد تجاوز بیگانگان واقع شده یا مورد تهدید قرار گرفته است.
سپس به ایران امروز (جمهوری اسلامی) پرداختیم و خاطر نشان ساختیم که امروز چرخهای عظیم مملکت به دست جوانان همین مرز و بوم به حرکت در می آید و کشور ما به سوی ر

شد و تعالی و ترقّی پیش می رود، ولی افسوس که جهانخواران و متجاوزان چشم دیدن این حقیقت را ندارند و از بدو پیروزی انقلاب اسلامی بر حکومت طاغوت همواره برای ما مشکل و تنگنا ایجاد نمودند و حتّی وقتی تمام دسیسه های شیطانی آنها نقش بر آب شد عملاً پا به میدان گذاردند و به مقابله پرداختند.
حمله آمریکا از طریق طبس و سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس و حمله به ناوچه های ایران در خلیج فارس که حتی به صدمه دیدن آنها انجامید از نمونه های بارز آن است و ….
سپس به نیاز دنیای امروز به انرژی هسته ای اشاره نمودیم و یادآوری کردیم که با توجه به خسارت سوخت های فسیلی و زیان های آن و رو به اتمام بودن این منابع حیاتی ، دنیا نیاز به یک مادّه ی جایگزین دارد امروز بیشتر کشور های پیشرفته از انرژی هسته ای به صورت های مختلف در تولید برق ،امور پزشکی ، کشاورزی ، صنعت و ….. بهره می برند پس کشور ایران نیز به این تکنولوژی نیاز دارد و با توجّه به این که سنگ بنای انرژی هسته ای در دوران شاه و با آگاهی کشور های غربی مثل آلمان ، فرانسه و آمریکا گذاشته شده است ولی از بدو پیروزی انقلاب با پیشرفت ایران در این زمینه به مخالفت پرداختند.
این کشور های به اصطلاح پایبند به اخلاق و حقوق بین الملل و پایبند به عهد و پیمان! سرمایه ایران را که طبق قرارداد در مقابل دادن تکنولوژی و تأسیسات هسته ای به ایران به آنان تعلّق می گرفت از ایران دریافت کردند ولی متأسفانه با پیروزی انقلاب سهم و وظیفه ی خود را فراموش نمودند ونه تنها در زمینه ی علوم هسته ای به ما کمک نکردند که به انحاء مختلف به سنگ اندازی نیز پرداخته و می پردازند .کشور هایی که با استفاده از این فن آوری جنگ افزارهای هسته ای و سلاح های کشتار جمعی تولید و حتی استفاده نمودند، ایران را به استفاده سوء از این فناوری متّهم می سازند .به قول سعدی”کافر همه را به کیش خود پندارد”
ما در این زمینه نیز مختصراً به امکانات آمریکا و اسرائیل و اهداف شوم آنها در منطقه پرداختیم،
سپس در مورد استفاده صلح آمیز ایران در این زمینه سخن گفتیم آنگاه به موانع پیشرفت کشور ایران اشاره نمودیم . حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس و اشغال کشور مسلمان و

همسایه ی ما عراق که منافع ملی ما و همه کشورهای همسایه را تهدید می نماید بررسی شد.
از این نمونه ها و حوادث درس گرفتیم که برای عروج به قله های پیشرفت باید رشته های احتیاج به دیگران را که در حقیقت رشته های دامی است که از گذشته خود را در آن گرفتار کرده ایم پاره کنیم و علاوه بر استقلال سیاسی در دیگر زمینه ها نیز مستقل گردیم و به استقلال همه جانبه دست پیدا کنیم.
پیروزی در همه ی عرصه ها ودست یابی به استقلال همه جانبه همکاری ملت و دولت را می طلبد که خوشبختانه در کشور ما ملت و دولت اهداف مشترک داشته ، در یک خط و مسیر حرکت می کنند و بر خلاف کشور های دیگر که دولتشان از ملت جداست و گاهی مسافرت یک رئیس جمهور به یکی از شهرهای کشور خودش باید پنهانی صورت گیرد ولی بحمد الله جهانیان شاهدند که در کشور ما رهبر عظیم الشأن ، رئیس جمهورمحترم ودیگر مسئولان را چگونه مردم مثل نگین انگشتر در بر می گیرند.

در پایان به وظایف دولت در برابر ملت و جوانان مطرح شد. برای پیشرفت کشور باید دولت زمینه های مساعد برای شکوفایی استعدادهارا فراهم نماید و به وظایف ملت در برابر دولت پرداختیم و در زمینه حفظ منافع و منابع ملی نیز مواردی اشاره نمودیم و هدف کلی ما از طرح این مسئله بررسی راههای پیشرفت کشور و رشد و تعالی آن بود ونیز ارائه ی پیشنهادهایی برای حل پاره ای از مسائل و مشکلاتی که سدّ و مانع پیشرفت کشور می باشند. انشاء الله مورد رضایت خداوند قرار گیرد.

 تأثیر پذیری کودک از والدین
 رفتار والدین برای کودک درس است.
 پرسش های کودک و پاسخ های سنجیده ی والدین
 رفتار والدین در عمق نگاه کودک

هدف های رفتاری :
انتظار می رود خوانندگان عزیز پس از مطالعه ی این فصل بتوانند پاسخگوی مسائل زیر باشند:
۱٫ ضرورت برقراری ارتباط عاطفی با کودکان چیست ؟
۲٫ در برابر سؤالات کودکان چگونه رفتار نماییم که آنان مسائل خود را به راحتی مطرح نمایند و از ما پنهان نکنند.
۳٫ آیا بخشی از رفتار های سوء و عملکرد دوگانه ی انسان ها همان درسی نیست که از والدین خود گرفته اند؟و چگونه عمل کنیم که با رفتار خود به فرزندانمان درس خوش رفتاری بدهیم.

نگاهی به تحوّلات و اهداف اقتصادی کشورهای بزرگ اروپایی در قرن نوزدهم
در فصل اول به برسی تاریخ می پردازیم زیرا معتقدیم تاریخ سند معتبری است بر اعمال و افکار و عملکرد زمامداران و بازتاب روابط بین المللی ما با جهان خارج و از دوره ی قاجار شروع می کنیم که اولین پادشاه قاجار آقا محمد خان و آخرین آنها احمد شاه است، بعد از قتل آقا محمد خان و نابسامانی و شورشی که پدید آمد سرانجام فتحعلی شاه به حکومت رسید، دوران طولانی حکومت فتحعلی شاه با تشدید هر چه بیشتر رقابت های استعماری قدرت های بزرگ اروپایی و توجه همزمان آنها به دربار ایران مقارن بود، این مسئله منشا یک سلسله مصیبت ها ی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در ایران گردید. این شاه کوته بین قاجار که حتّی از نظر نظامی نیز فاقد تهوّر و تدبیر کافی بود باعث از دست رفتن بخش بزرگی ازخاک سرزمین ایران شد و کشور ما را به چنگال استعمار گرفتار ساخت .

انفلاب صنعتی اروپا
انقلاب صنعتی اروپا چهره سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این قاره را دگرگون کرد و در نتیجه مرحله نوینی را در روابط کشور های این سرزمین با کشورهای دیگر به وجود آورد. همراه با تحوّل صنعت و تکنولوژی ، مراکز صنعتی و کارخانجات مختلف و متعددی به وجود آمد. سرمایه دارانی که صاحب این مراکز تولیدی بودند برای ادامه حیات اقتصادی و کسب سود بیشتر دردو زمینه با یکدیگر به رقابت و تلاش برخاسته بودند.
۱-تهیه مواد اولیه

۲-یافتن بازارهای جدیدی غیر از بازارهای اروپا
تهیه مواد اولیّه
مراکز تولیدی بزرگ بر خلاف کارخانه های معمولی و کوچک به کمک ماشین قادر بودند چند صد برابر تولیدات قبلی تولید کنند و به همین جهت نیاز شدیدی به مواد اولیه داشتند. تقاضای فراوان برای مواد اولیه موجود در اروپا از یک طرف و افزایش قیمت آن مواد و کمیاب شدن آنها از سوی دیگر، دلیل رقابت ها بود و کارخانه داران را واداشت تا به فکر تهیّه مواد در خارج از اروپا بیفتند.

یافتن بازارهای مصرف در خارج اروپا
هر چه برتعـداد کارخانجـات و تولیـدات صنعتی افزوده می شد؛ میزان عرضه ی کالاها نیز زیادتر می شد در حالی که تقاضای خرید همچنان ثابت می ماند. در این حال عملاً دو راه بیشتر وجود نداشت یا اینکه سرمایه داری تازه به قدرت رسیده ی غرب و مشتاق سود می بایست از پا در آید یا اینکه بازار مصرفی، خارج از قلمرو داخلی خود بیابد . سودا گران و سیاست مداران اروپایی که با مشرق زمین و دیگر کشورهای جهان از قرن ها پیش آشنایی، داشتند راه دوم را برگزیدند و متوجّه این مناطق شدند. این چنین بود که استعمارگران اروپایی با انقلاب صنعتی به شکل جدّی تر نفوذ خود را آغاز کردند.

مشکلات استعمار در راه تحقّق اهداف خود
استعمار تنها راه بقا وحیات خود را در مشرق زمین یافت اما بدیهی بود که در آغاز نمی توانست مواد اولیّه مورد نیاز خود را بدون فراهم آوردن زمینه های لازم بدست آورد و نمیتوانست از مردم این کشورها مصرف کنندگان مطلوبی بسازد؛ مخصوصا مردم کشورهای اسلامی با الهام از دستورات اسلامی مقاومت شدیدی در مقابل بیگانگان نشان میدادند. بافت سنتی و زندگی مذهبی مردم این سرزمینها از یک طرف و مخالفتی که رهبران مذهبی و روحانیون آگاه در برابر استعمار ایراد می کردند سبب شد تا استعمار برای رسیدن به هدف های خود نقشه و برنامه های چندی طرح و اجرا کند.
در شناخت مغرب زمین سید جمـال به صراحت می گوید و به رهبران کشورهای اسلامی نهیب می زند که:« ای زمامداران بزرگ کشورهای شـرقی و اسلامی چه شده که این همه به بیگانگان اعتماد می کنید؟ چرا آنها را دوست می دارید ؟در صورتی که آنها شما را دشمن خود میدانند» .
لذا همانطور که گفتم استعمار به طرح برنامه هایی می افتد از جمله:

 

۱- تهاجم به ارزش های مذهبی و سنت ها و فرهنگ ملی و بومی
ارزشها و سنن مذهبی و فرهنگ ملّی سدّ بسیار نیرومندی در مقابل نفوذ اقتصادی غرب و بخصوص تبدیل مردم به مصرف کنندگان کالاهای غرب بود. تا وقتی که مردم سرزمین های اسلامی به حکم دستورات مذهبی خود استفاده از کالاهای بیگانه و تشبّه به کفار را حرام می دانستند چگونه ممکن بود به مصرف کنندگان تولیدات کارخانجات غرب تبدیل و چگونه ممکن بود با فروش مواد اولیّه خود به قیمت ارزان موجب تقویت دشمنان خود شوند .استعمار با استفاده از عوامل مستقیم و غیر مستقیم خود سعی کرد تا با کمک تبلیغات و به نام تجدّد و تمدّن ابتدا گروهی از مردم این کشورها را شیفته ی زندگی غربی کند و سپس به یاری همین معدود افراد به تحقیر ارزش های مورد احترام مردم بپردازد و آنان را نسبت به عقاید و آداب خود بی اعتنا سازد. مجریان این سیاست که دلّال مظلمه شدند و نقش پل پیروزی را برای استعمارگران بـازی کردند، گـروهی از روشنفکران و تحصیـل کردگـان فرنگ بودند.دسته ای از اینان ضمن آشنایی با مظاهر دنیای غرب کاملا در مقابل آن خود باخته شدند و به این باور رسیدند که راه نجات و خلاص از عقب ماندگی رها نمودن فرهنگ خودی و روی آوردن به ارزش ها و اخلاق غربی است. دسته ای دیگر نیز آگاهانه به ستایش مظاهر فرهنگ غربی پرداختند و عملا آب به آسیاب بیگانه ریختند.
کتاب “موانع تاریخی توسعه نیافتگی در ایران” در این زمینه می نویسد: «ابزارهای سیاسی،

بازارهای بکر و قابل توسعه ی ایران را به روی تجّار و سرمایه داران خارجی و کالاهای صنعتی غرب گشود و بدین سان اقتصاد سنتی جامعه ی ایران و اجزای متشکله آن یعنی صنایع دستی ، کشاورزی و مبادلات بازرگانی را در نیمه ی اوّل قرن نوزدهم دستخوش دگرگونی عمیقی کردند.»
این در حالی است که سرجان ملکم در آغاز قرن نوزدهم ؛یعنی،۱۸۰۱پس از ذکر نام شهرها ومراکز تولیدی ونوع محصولات ساخت ایران می نویسد: «کاشان به خاطر کالاهای ابریشمی و قالی

معروفیت دارد.» ورود مخمل و سایر کالاهای اروپایی به این شهر با ناکامی روبرو شد.چرا که اکثر ساکنین این شهر هنرمند و صنعتگر هستند. » همچنن ن.آ. کوزنتسوا در مورد سازمان اصناف در اوایل قرن نوزدهم می نویسد که در این زمان تبریز از راه تفلیس با روسیه و از طریق طرابوزان با اروپای غربی تجارتی گسترده داشته و منسوجات آن بویژه پارچه های ابریشمی بازار بزرگی درماورای قفقاز به دست آورده بود و به روسیه صادر می شد.
ولی در این زمان می بینیم که قضیّه بر عکس می شود و بازار ایران به روی کالاهای خارجی باز

می شود؛ آن هم با طیف گسترده چون مقاله حاضر در باره ی راه های مبارزه با موانع پیشرفت مملکت است بد نیست همین جا متذکر شویم که با کمال تاسف این دروازه ای که به غلط به روی کشور ما گشوده شد روز به روز وسیع تر گردید؛ تا اینکه امروز کشور ما بازار رقابت کالاهای خارجی است، مستقیم یا غیر مستقیم به صورت واردات یا قاچاق کالا و این مسئله برای صنایع داخلی بسیار خطرناک است و تهدید محسوب می شود.

۲- مبارزه با مذهب و رهبران دینی
اسلام در کشور های اسلامی و بخصوص تشیع در ایران سدّ بزرگ راه استعمار بود. رهبران دینی و روحانیون استعمارستیز عوامل مقاوم نیرومندی بودند که به شدّت در مقابل تهاجم استعمار مقاومت می کردند. از آنجا که بخش عمده ای از مقاومت های مردم در مقابل تجدّد غربی از ارزش های اسلامی سرچشمه می گرفت ،استعمار مبارزه ی عمیق و وسیعی را با اسلام و روحانیون آغاز کرد.رواج مذهب لا مذهبی،دین سازی ،تهمت زدن به روحانیون،ترویج تفکّر جدایی دین وسیاست و….. از جمله تدابیر وتلاش های استعمار برای مبارزه با این ارکان مقاومت و دژهای ضد استعمار بود . ماموریت اجرای بسیاری این برنامه ها و ترویج این اندیشه ها نیز به عهده جناحی از روشنفکران غرب زده قرار گرفت.

 

مبارزه روحانیون با استعمار
چون بحث از “رسیدن به پیشرفت و تعالی همه جانبه” است، بد نیست در اینجا اشاره کنیم به این که استعمار همواره سعی دارد رهبران دینی را که برخاسته از متن جامعه و حامی و راهنمای مردمند زندانی یا شهید نماید یا از چشم مردم بیندازد. ملت فهیم و آگاه ایران همواره در طول مبارزات خود علیه استعمار و استکبار به این نکته توجّه داشتند و همیشه پیشتاز این مبارزات روحانیون و رجال آگاه و متعهّد بوده اند و مردم پشت سر آنها حرکت نموده اند یکی از این چهره های شاخص و برجسته سید جمال الدین اسد آبادی است که در محضر مرحوم حاج شیخ مرتضی به کسب دانش و فیض پرداخت و در علوم معقول و منقول تبحّر تمام یافت. او که از همان آغاز جوانی با مشاهده اوضاع پریشان ممالک اسلامی به فکر چاره افتاده بود، پس از پایان تحصیل از عتبات عازم هندوستان شد و در آنجا کوشش نمود مردم و بخصوص مسلمین را علیه استعمار بسیج نماید و به مبارزه وا دارد اما به دلیل سلطه همه جانبه انگلیسی ها مجبور به ترک آنجا شد و به کشور عثمانی و بعد از آن به مصر رفت و تشکیلاتی بنام انجمن مخفی دایر کرد. اقدامات او برای انگلستان چنان نگران کننده بود که “لرد کرومر” به دولت متبوع خود گزارش داد که اگر از اقدامات سید جمال جلوگیری نشود به زودی مردم مصر سر به طغیان بر خواهند داشت .

پس سید جمال بر اثر فشار دولت انگلیسی از مصر خارج شد ولی فکر و مبارزات او توسط شاگردانش از قبیل: محمد عبده و سعد زغلول دنبال شد و سر انجام در سال های بعد، زمینه ساز قیام مردم مصر علیه استعمار گردید .
سید جمال که در کشورهای اسلامی واز جمله هند مبارزات موثّری علیه استعمار انجام داد و آثار مثبت از خود به یادگار گذاشت، در ایران ، جنبش تنباکو و انقلاب مشروطیت را می توان از دستاوردهای وی به حساب آورد .ایشان به رهبران کشورهای اسلامی رهنمود می دهند که

:«بس است ،از آنان دست بکشید، بسوی فرزندان میهن خود توجه کنید و درباره برادران دینی و میهن خود التفات نمایید وآن وقت خواهید دید که اینها بهترین یاران و مطمئن ترین همکاران خواهند بود»
ایشان غرب زدگانی را که ساده اندیشانه می خواهند فرهنگ غرب را در کشورهای خود اشاعه دهند،این چنین توصیف می کند :« این افرادی که دانش و فرهنگ را از دیگران آموخته اندو سرچشمه آن علوم در روان اینان نیست اگر چه درخدمات خود به مردم میهن صادق وصمیمی باشند، چه نتیجه ای به ملّت ما عاید می گردد؟زیرا آنانّ آنچه را از دیگران آموخته اند بدون اینکه به ویژگی های زندگی ملّت های خود توجّه کنند به دیگران می آموزند .از کارهای کوچک ،هدفهای بزرگ انتظار دارند وفقط به صورت ظاهرِآنچه را که فراگرفته اند، نگاه می کنند.».
«این تصوّرات برای آموختگان علوم غرب از این جهت پیش می آید که”آنها صاحبان اصلی این علوم و صنایع نیستند، بلکه حامل آنها هستند»
«و این آورندگان علوم و معارف جدید به کشورشان را “آلت محلل” قلمداد می کنند که با اعمال خویش بقیه آن اجتماع را از هم می پاشند و آخرین رابطه ی آنان را نسبت به هم از بین می برند»
سید جمال الدّین از حیطه ی نظری وارد یک مثال عینی می شود و کشورهای عثمانی و مصر را شاهد می آورد :«عده ای از جوانان خود را برای گرفتن دانش و معارف و آداب و تمدن جدید به اروپا اعزام داشتند تا علوم جدید را آموخته و به کشور خود بیاورند» و بعد دردمندانه توجّه می دهد که:« آن تمدّن و آداب و معرفت، طبعا شایسته کشورهایی است که در آن پدید آمده و تکامل یافته اند» و بعد با تاکید توجّه خواننده را جلب می کند که:«اصول دین حقّه ی اسلام، از هر گونه نوگرایی غیر منطقی و بدعتهای ننگین مبراست .دین اسلام است که میان پیروان خویش اتّحاد و ائتلاف کامل به وجود می آورد و شرافت وجودی را به لـذّت زود گـذر زندگی ترجیح میدهـد و پیروانش را وادار به

کسب معـارف می نماید و آنان را به عالی ترین مرتبه تمدّن و اجتماع می رساند.»

اقبال لاهوری و مبارزات فکری و عملی او با استعمار
اقبال پس از سید جمال الدّین به لحاظ نظری ” احیای تفکر دینی ” را طرح کرد که خود کوشش متعهّدانه ای است در ایجاد یک رقیب فکری برای نظام سرمایه داری.
او در اشعارش و با ابزارهای هنری خود دوری گزینی از غرب را به خوبی به تصویر کشید و در قصیده ی “پس چه باید کرد ای اقوام شرق ؟”به بهترین نحو تجربه و تفکرش را بازگو کرده است. مشکلات “آدمیت” را از غرب می داند آنجا که می گوید:
آدمیت زار نالید از فرنگ زندگی هنگامه برچید از فرنگ
ویا

مشکلات فطرت انسان از اوست آدمیت را غـم پنهان از اوست
غرب را گرگی در لباس بره می داند که همیشه در کمین بره است.
او هر چه را در جهان است از “انوار حق” می داند و بنده ی مومن را از غربیان بهروزتر و به حال دیگران دلسوزتر می شناسد .
علم و دانش موجود در غرب را تیغی می داند که در تلاش هلاکت نوع انسان است و توصیه می کند که تیغ علم را از پنجه غرب “رهزن” باید گرفت. ملت شرق را مورد خطاب قرار می دهد که :«تو اسیر رنگ فرنگ شده ای از این رنگ پاک شو ،مومن خود وکافر فرنگ شو» و برای اینکه ملل شرق را از حقارت و خود کم بینی رها سازد این ملل را چنین مورد خطاب قرار میدهد:
سوز و ساز و درد و داغ از آسیاست هـــم شراب و هم ایاغ از اسیاست
عشق را مـا دلبـــری آمـوختیــــم شیـوه ی آدم گـــری آموختیــــم

هم هنر هم دین ز خاک خاور است رشک گردون خاک پاک خاوراست
و غرب را موجودی میداند که در شرق هم پادشاهی می کند و هم سودا گری.