فرایند یادگیری

اگر چه همه ما می توانیم یاد بگیریم و احتمالاً روشهای مختلفی را در یادگیری به کار می بندیم، نمی توانیم مطمئن باشیم که کدامیک از روشها کارآست و کدامیک کارآیی لازم را ندارد. در حقیقی حتی نمی توانیم یقین حاصل کنیم که از کدام روش و راهبردی استفاده نموده ایم. در کتابی به هنگام بحث در خصوص تکنیک های یادگیری، آمده است:

اگر یک پیام در تمامی فصول مربوط به یادگیری و یادآوری انسان عمومی باشد این است که مردم دقیقاً نمی تواننند فرآیندی را که در آنها انجام گرفته و سبب یادگیری می شود تعیین نمایند.
راهبردهای متعددی وجود دارد که می تواند در یادگیری و یادآوری کارآ به ما یاری رساند. این راهبردها عبارتند از:

• کاهش تداخل
• فاصله انداختن بین جلسات مطالعه
• یادگیری کلی و یادگیری بخش بخش شده در موقعیت های مقتضی
• تکرار
• از برگفتن
• استفاده از روش «پس ختام»
کاهش تداخل
همچنانکه در فصل دوم دیدیم، یکی از علتهای اصلی فراموشی، تداخل از سوی دیگری مطالب یادگرفته شده است. چه عواملی در تداخل سهیم هستند و برای از بین بردن آن چه می توان کرد؟
میزان یادگیری

هر چیزی که بهتر و عمیقتر یاد گرفته شده باشد کمتر دستخوش تداخل قرار می گیرد. موادی که طوطی آور آموخته شده باشند بیشتر در معرض تداخل هستند تا مطالبی که خیلی خوب آموخته باشند. بنابراین، اگر می خواهید مطلبی را به خاطر سپارید لازم است که پرآموزی کنید (پرآموزی در این فصل مورد بحث و بررسی قرارگرفته است)

معنا داران بودن مطالب
مطالبی که معنادار هستند کمتر در معرض تداخل می باشند. البته این بدان معنا نیست که تداخل فقط به مواد بی معنا- همچون هجاهای بی معنی- مربوط می باشد؛ تداخل به هنگام ارائه موضوعاتی که معنادار هستند هم رخ می دهد؛ اما عموماً در مواد معنادار کمتر از موضعاتی است که از جهت معناداری در رتبه پایین تری قرار دارند. بنابراین، اصولی که در فصل سوم جهت معنادار کردن مطالب خواهید آموخت می تواند در کاهش تداخل موثر افتد.

میزان فعالیت های تحریف کننده
هر آنچه که در بین زمان مطالعه و یادآوری انجام می دهید- خصوصاً آنچه که به فعالیت های ذهنی مربوط می گردد- می تواند سبب تداخل شود. عموماً هر کاری را بیشتر انجام دهید فرصت بیشتری دارد که به عنوان تداخل کننده قد علم کند. فرض کنید دانش آموزی برای امتحان، مطالعه کرده و

سپس به پای تلویزیون نشسته و روزنامه خوانده مجلات را ورق زده و مطالب دیگری را غیر از موضوع امتحانی، مطالعه نموده است. دانش آموز دیگری را در نظر بگیرید که بعد از مطالعه تا هنگام امتحان خوابیده و یا استراحت کرده است. اگر تمامی عوامل دیگر برابر باشد، تداخل برای دانش آموز اول بیشتر رخ می دهد. اگر بین مطالعه و امتحان بخوابید، حداقل تداخل روی خواهد داد (با این فرض

که خوب مطالعه کرده اید و به جای مطالعه چرت نزده اید!). همچنان که در فصل دوم آوردیم، شواهد نشان می دهد که اگر فردی بلافاصله پس از مطالعه بخوابد، مطالب بیشتری را از شخص دیگری که بیدار مانده است به یاد می آورد.

شباهت فعالیتهای تحریف کننده
عنوان قبلی بر آن اشاره داشت که بین یادگیری و یادآوری چقدر کارهای دیگر انجام می دهید. آنچه که اجام می دهید نیز می تواند در تداخل موثر باشد. دو دسته از اطلاعات که شبیه یکدیگر باشند از دو موضوع غیر متشابه احتمال بیشتری دارد که در یکدیگر تداخل کنند. اگر نمی توانید تمامی

اوقات بعد از مطالعه را بخوابید، پس بهتر است کارهایی را انجام دهید که متفاوت از مطالب مطالعه شده باشد. اگر می توانید، بهترآن است که دو موضوع مشابه را پشت سر هم نخوانید. مثلاً اگر باید درسهای فرانسه، انگلیسی و علوم را در یک روز مطالعه کنید، بهتر آن است که درس علوم را بین دو درس فرانسه و انگلیسی مطالعه کنید. درس فرانسه و انگلیسی مشابه یکدیگر هستند و احتمال بیشتری دارد که در یکدیگر تداخل کنند.

شباهتهای بافت
بافتی که در آن چیزی را یاد می گیرید در یادآوری شما تاثیر بسزایی دارد؛ مثلاً ، اگر فردی را فقط یک بار دیده باشید، چنانچه او را در محل کارش که قبلاً او را در آنجا ملاقات کرده اید ببینید، احتمال بیشتری دارد که او را بشناسید و نامش را به خاطر بیاورید یا اینکه او را در خیابان ببینید. یادآوری

چیزهای دیگر نیز- چنانچه در بافتی مشابه آنچه که یادگیری در آن انجام شده اتفاق بیفتد آسانتر است. این نکته بدان اشاره دارد که مکان مطالعه و یادگیری می تواند در از بین بردن تداخل موثر افتد. مطالعه دو چیز متفاوت می تواند حدود نیمی از تداخل ها را از بین ببرد.
این موضوع حداقل دو نکته کاربردی در بر دارد: نخست آنکه؛ ایدآل آن است که مطالب را در ج

ایی که قرار است امتحان گرفته شود مطالعه کنید. در این صورت ، تمامی سرنخهای بافتی که در هنگام مطالعه وجود داشتند در موقع یادآوری نیز حاضر خواهند بود. به عبارت دیگر، هر درس را در جایی یاد بگیرید که امتحان در آنجا برگزار می شود. البته عموماً این کار ممکن نیست اگر مثلاً متنی را جهت سخنرانی تمرین می کنیدت بهتر آن است که در مکانی که قرار بر ارائه سخنرانی است

تمرین داشته باشید.
نکته دوم اینکه، اگر دو موضوعی را مطالعه می کنید که احتمال تداخل آنها در یکدیگر وجود دارد، باید آنها را در دو مکان مختلف مطالعه کنید. مثلاً مکانی را جهت مطالعه درس زبان انگلیسی و مکانی دیگر را برای درس فرانسه در نظر بگیرید. این کار سبب می شود که بتوانید به هنگام یادآوری، دو موضوع را از هم تمیز دهید.

زمان بین جلسات مطالعه
اگر قرار است که بیش از یک درس را مطالعه کنید- چنانچه هر کدام از انی دو درس را در ساعتی (جلسه ای) جداگانه یاد بگیرید تداخل کمتری رخ خواهد داد تا آنکه تمامی دروس را در جلسه ای واحد فراگیرید. تعدادی آزمودنی دو فهرست از جفتهای متداعی را در روز سه شنبه فراگرفتند و در روز جمعه مورد آزمایش قرار داده شوند. گروهی دیگر فرست اول را در روز دوشنبه و فهرست دوم را در روز سه شنبه یاد گرفتند و در روز جمعه از آنان امتحان به عمل آمد. گروه اول ۳۸ درصد را به خاطر آوردند؛ در حالی که گروه دوم توانستند ۶۵ درصد آن را یادآوری کند.

در مطالعه ای مشابه، گروهی از آزمودنیها، چهاردسته کلمه را که با کلمات کلیدی مشابه جفت شده بودند یاد گرفتند. در آزمایش بعدی تنها آخر آن را توانستند به خاطر بیاورند. در این حالت تداخل پیش گستر باعث فراموشی کلمات قبلی شده بود. گروه اول هر چهار فرست را در یک

جلسه آموختند؛ در حالی که گروه دوم آن را در سه روز یاد گرفتند. گروه نخست ۳۱ درصد چهارمین دسته کلمات را پس از یک روز و ۷ درصد آن را پس از یک هفته توانست به خاطر بیاورد؛ اما گروهی که چهار فهرست را با برنامه فاصله ای و در جلسات مختلف فراگرفته بود توانست ۸۹ درصد آن را پس از یک روز، ۷۲ درصد پس از یک هفته و حتی ۳۴ درصد آن را پس از یک ماه به خاطر آورد.
فاصله بینداز
فرض کنید زمانی را برای مطالعه خود اختصاص داده اید. می توانید تمامی مطالعه خود را یکباره، در یک جلسه انجام دهید و یا اینکه وقت خود را به زمانهای کوچکتر تقسیم کنید. مثلاً اگر سه ساعت را جهت مطالعه در نظر گرفته اید، می توانید یک جلسه سه ساعته (بی وقفه) را به مطالعه

اختصص دهید و یا اینکه آن را به سه جلسه یک ساعته تبدیل کرده بین آن فاصله بیندازید.
روش اول همان است که بیشتر دانش آموزان آن را انجام می دهند و به نام به زور فروکردن در مغز شناخته می شود. روان شناسان این نوع یادگیری را یادگیری بی وقفه (انباشته آموزی) و روش دوم را یادگیری فاصله دار می نامند. روش اخیرهمان است که معلمان انجام دادن آن را به دانش

آموزان سفارش می کنند، اما جز تعداد کمی از دانش آموزان این نصحیت را گوش نمی دهند. شاید بدین خاطر که مطالعه را سرفرصت و بافاصه کافی از امتحان شروع نکرده عملاً قادر نیستند که بین ساعات مطالعه شان فاصله بیندازند. این دسته ازدانش آموزان با روش آتش پنبه ای مطالعه می

کنند یعنی به محض انیکه روشن می شوند به خاموشی می گرایند. بنابراین، فرصت کمی برای برنامه ریزی جهت آینده دارند. احتمالاً این یکی از دلایلی است که سبب شده بیشتر کتابهای روش مطالعه، فصلی را به بودجه بندی زمان تشخیص دهند.

به هنگام دوره ی درسی که قبلاً آن را فراگرفته اید نیز دوره فاصله دار در یادآوری موثر تر از دوره بی وقفه است؛ مثلاً بهتر آن است که مطالب را در سه روز، هر روز نیم ساعت مطالعه کنید تا آنکه در یک روز به مدت یک ساعت و نیم دوره دروس داشته باشید.