فرشبافی در منطقه تبریز

آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به دریاچه ارومیه و استان آذربایجان غربی، از جنوب به استانهای آذربایجان غربی و زنجان و از شرق به استان گیلان و اردبیل محدود است. شهرهای مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و میانه می باشد.
آب و هوا آذربایجان شرقی كلاً سرد و خشك بوده كوهستانی بودن منطقه و عرض جغرافیایی بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و كمی ارتفاع و اثرات ملایم كننده دریای مازندران از عوامل

اعتدال پاره ای از مناطق استان به شمار می روند. به طور كلی آب و هوای معتدل، كوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، تبریز و نواحی آن را برای كشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فراورده های دامی خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی بویژه هنرهای دستی از جمله فرشبافی سوق داده است.

سرزمین آذربایجان بنابه اسناد تاریخی و یافته های باستان شناسی با قدمتی در حدود (عصر دیرینه سنگی) یكی از مناطق باستانی ایران محسوب می شود. شاید مهم ترین حادثه در تاریخ آذربایجان در قرن یازدهم اتفاق افتاده باشد چه در این زمان تركان سلجوقی بر ایران غلبه كردند و ایالات آذربایجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمی خود برگزیدند. در اندك زمانی در این دو ناحیه زبان تركی جایگذین زبان فارسی و عربی شد و

تبریز نیز بصورت شهر ترك زبان درآمد كه تاكنون نیز بهمین حال باقی مانده است.
در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجری، زمان سلطه مغول، این ایالت رشد فوق العاده ای یافته و تقریباً به صورت مركز سیاسی و فرهنگی ایران در می آید.
قالی بافی می بایست در آذربایجان ریشه كهن داشته باشد. تأمین مواد اولیه و سهولت دستیابی به ضرورتهای این حرفه نسبت به سایر مناطق ایران بیشتر بوده و تبریز را نه تنها بازار فرش بلكه بازار مناسبی برای سایر تولیدات در قرون میانه ساخته بود.
تبریز از زمان هلاكوخان مغول از مراكز عمده تولید و دادوستد قالی بوده است. پا به پای شهر هرات (در خراسان قدیم و حالیه افغانستان) قالی بافی در آن مراحل تكاملی خود را می پیموده است. بخصوص در زمان صفویان با ایجاد كارگاههای بزرگ قالی بافی، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه های ارزنده ای دست یافتند كه از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره كرد:
▪ قالی مشهور مسجد اردبیل (۱۵۳۹م) كه اكنون در موزه ( ویكتوریا و آلبرت) لندن از آن نگهداری می كنند.
▪ قالی دیگری كه مربوط به همین مسجد بوده و آن نیز در شهر لندن (مؤسسه دوین MAISAN DUVEEN)است.
▪ یك تخته قالی كه به امپراطور چالز كوئینت( Charles Quint) تعلق داشته است
▪ دو تخته قالی بسیار زیبای موزه پولدی (Poldi) میلان كه اولی مربوط به سال ۱۵۲۲ م و دارای امضای غیاث الدین جامی و دومی می بایست بدون تردید مربوط به نیمه دوم قرن ۱۶ باشد.
مدت چندین قرن از قالی ایران به عنوان كالای تجاری استفاده می شد ولی میزان این تجارت ناچیز بود تا اینكه در قرن ۱۵، مردم كشورهای مغرب زمین آنرا شناختند و برای آن ارزش قایل شدند و از

قرن ۱۷ به بعد هم پس از آنكه قالی ایران به خارج از كشور راه یافته بود صنعتكاران تبریز با دریافت سلیقه مردم اروپا و آمریكا دست به بافتن قالی هایی زدند كه بازار آن كشورها را به خود اختصاص دادند.
تبریز كه در موارد بسیاری همواره علمدار نهضتهای مختلفی بوده است در اعتلای هنر فرشبافی ایران نقش به سزایی داشته و رونق دوباره و احیای هنر فرشبافی را در اواخر دوره قاجاریه و اوایل سلطنت پهلوی و راهیابی فرش ایران را به بازارهای جهان و گسترش این حرفه در تمام نقاط ایران را تنها مرهون هوش و ذكاوت بازرگانان و قالیبافان صبور این منطقه باید دانست.

● تاریخ طراحی فرش تبریز
طراحی قالی آن هم در تبریز به خاطر بروز حوادث تاریخی و تحولات اجتماعی سیاسی دست خوش تغییرات و فراز و نشیب هایی بوده است و گاه این تحولات باعث قدرت گرفتن و اهمیت یافتن نقش شهر تبریز در عرصه هنر طراحی فرش گردیده است كه مختصراً به آن اشاره می كنیم.

پایه ریزی مدارس و مكاتب فرهنگی و هنری كه حتی در عصر پر آشوب تیمور نیز ادامه یافت شهر تبریز را همراه با شهرهای آباد ماوراءالنهر، قطبی پر جاذبه در دنیای قدیم ساخت.
پس از سقوط هرات به دست شاه اسماعیل صفوی، تبریز پایتخت پر قدرت ایلخانیان و مكتب دوم هنرهای ایرانی، مركز شایسته ای برای تجمع هنرمندان و نشر آثار بی نظیر فرهنگی و هنری در دنیای آن روز می شود. حضور نقاشان بزرگ ایرانی نظیر بهزاد و سلطان محمد و همچنین كتابخانه سلطنتی در تبریز، به رشد شكوفایی هنرهایی نظیر كتاب آرایی و نقاشی كمك بسیار كرد.
در این مكتب، هنر طراحی فرش، بدون تردید جای خاصی داشته و طرحهای آن بوسیله نقاشان

بزرگی كه در تبریز زندگی می كردند ترسیم می شد و همینطور این موقعیت ویژه باعث شد كه هنرمندان طراح قالی در تبریز با اهتمام بیشتری به این هنر بپردازند.
مكتب دوم هنر ایران در تبریز عمر چندانی نیافت و این پایگاه هنری به قزوین و اصفهان منتقل شد. در آغاز كه هنوز فرش جنبه كالای تجاری نیافته بود، توسط نقاشان و مینیاتوریستها طراحی می شد كه عمدتاً به سفارش سلاطین و افراد ثروتمند بود و به مرور زمان كه تجارت فرش رونق گرفت و با ورود اروپائیان در دوره صفویه و خواستار شدن آنان از فرشهای ایرانی با طراحی سنتی، طراحی فرش به شكل شغلی خاص، ابتدا با حمایت سلاطین صفوی و سپس بصورت شغلی مستقل درآمد و تبریز محل مناسبی برای این هنر اصیل گردید.
بعدها انتقال پایتخت و جنگها و آشوبهای بسیار، تا حدودی از رونق شهر تبریز كاست ولی این شهر قبل از هر شهر دیگری در دوره قاجار شروع به تجدید حیات در زمینه طراحی نقشه فرش كرد.
از آنجا كه شهر تبریز، شهری تقریباً مرزی محسوب می شود، با كشورهای همجوار ارتباط فرهنگی و اقتصادی داشت و همچنین روح نوجویی و پیشرفتی كه در این شهر وجود داشت باعث گردید كه به زودی هنرهای مختلف، از جمله هنرهای گذشته و به خصوص فرش در آنجا احیاء شود.

با ایجاد شعباتی از كمپانی های خارجی خریدار فرش و طهور تجار ایرانی، بازارهای خارجی به روی فرش تبریز گشوده شد. شهر تبریز به علت سابقه قبلی بافت فرش و طراحی آن و نزدیكی به كشورها و بازارهای خارجی شرایط مساعدی برای بافت فرشهای مختلف و با كیفیت خوب داشت.
طراحی فرش تبریز با پیروی از گذشته پر رونق خود، كم كم به شكل رشته ای قابل ارائه در آموزشكده ها و كارگاههای طراحی قالی درآمد تا اینكه پا به پای مدرسه هنرهای زیبای تهران، مدرسه صنایع مستظرفه تبریز با وضعیت مشابهی تأسیس و شروع به فعالیت كرد.

این مؤسسه فرهنگی به زودی محل كار و فعالیت هنرمندان برجسته تبریز در رشته های مختلف هنری گردید. بسیاری از هنرمندان برجسته تبریز نظیر میرمنصور و رسام ارژنگی و برخی از طراحان بزرگ دیگر تبریز در آن زمان در ایجاد این مدرسه و اعتلای هنر طراحی سنتی و طراحی قالی به شیوه كنونی تلاش فراوانی نمودند و همینطور در طراحی فرشهای با ارزش كه برای كاخ های سلطنتی و عمارات حكومتی بافته می شد، مشاركت داشتند.
● ساختار
ریز بافت ترین فرشهای ایران در تبریز بافته می شود. گره با قلاب و از نوع متقارن (تركی) و پودگذاری بصورت دو پوده (مانند كلیه نواحی ترك زبان) است.
تار فرش تبریز اغلب پنبه ای و بسیاری مستحكم و با دوام و پود و پرز پشم است. اما فرشهای ابریشمی نیز بصورت گل ابریشم، تمام ابریشم و یا چله ابریشم بافته می شود و قالیچه های چله ابریشم تبریز در نوع خود از بهترین فرشهای ایران است كه قسمت عمده ابریشم آن از خراسان و تهران تهیه می شود.
قسمت عمده پشمی كه در صنعت قالیبافی تبریز مورد استفاده قرار می گیرد از منطقه ماكو، كه كوهپایه باریكی است، تهیه می گردد.

ماكو در شمال غربی ایران بین تركیه و جمهوری نخجوان كه جزء اتحاد جماهیر شوروی سابق است، قرار گرفته است. پشم ماكو مرغوب است ولی قدری خشن تر و زبرتر از مناطق دیگر شمال غربی و غرب كشور است. همین مختصات سبب شده كه قالیهای تبریزی قدری خشن شود. زمانی بخشی از پشم تبریز از ارومیه و مهاباد، دشت مغان. خوی و سلماس نیز تأمین می شد.

در مورد پرز فرشهای تبریز باید به این ویژگی اشاره كنیم كه حالت ظاهری این پرزها نه درخشان است و نه ابریشمین، و این موردی است كه درباره سایر گونه های فرش ایران نیز صادق است. این عدم شفافیست و خشكی را نمی توان به كیفیت به پشم نسبت داد كه كاملاً عكس این قضیه است و پشمها بخصوص وقتی كه از ماكو و یا از دشت طالش آورده می شوند دارای كیفیت بسیاری عالی هستند.
این پدیده را در قالی های جدیدی كه دارای بافت بسیار ظریفی هستند و حتی در قالی های قدیمی نیزمی بینیم. عدم شفافیت و خشكی این قالیها ناشی از رنگرزی آن و استفاده از آب شور تبریز است كه دارای نمك فراوانی است.
نخ های پود قالی های تبریز، از دو رشته تشكیل شده اند: یكی از آنها ضخیم و دیگری نازك است. اولین رشته (سفید یا خاكستری) كه برای حجیم كردن كردن قالی و انعطاف پذیری آن در نظر گرفته شده است بصورت كشیده از میان نخ های تار كه در دو سطح زیر و رو قرار دارند عبور می كند. رشته دوم نیز كه غالباً به رنگ آبی نفتی یا قرمز است، از میان همین تارها می گذرد. با این تفاوت كه نخ های تاری را كه رشته پود اول از هم جدا كرده بطور محكم به یكدیگر پیوند می دهد.

یعنی رشته نخ های تارهای زیرین در رو و تارهای رویی در زیر قرار می گیرند. با توجه به پشت قالی ها، متوجه می شویم كه قالی های جدید تبریز، با قالی های قدیمی آن تفاوت دارند، زیرا كه پشت قالی های جدید بیش از قالی های قدیمی دارای خطوط برجسته تری است. اگر قالی هایی را كه برای گره هایشان از خامه نازكتری استفاده می كنند مستثنی كنیم، قالی های تبریز بطور قابل توجهی،ضخیم، سنگین و بادوام هستند.
قالی هایی كه در تبریز بافته می شوند از لحاظ رج شمار ۲۵×۲۵، ۳۰×۳۰، ۳۵×۳۵، ۴۰×۴۰،

۵۰×۵۰، ۶۰×۶۰ ( گره در هر پنجره ۷ سانتی متری). نوع ۲۵×۲۵ قالیهای ارزان قیمت است كه برای فروش در بازار بافته می شود. نوع ۳۰×۳۰ نوعی معمولی و بازاری است. ۳۵×۳۵ معمولاً نوعی است كه شركتهای اروپایی سفارش می دهند تا مطابق با سلیقه و با طرح مورد علاقه شان بافته شود. رج شمارهای بالاتر فرشهایی با فشردگی و تراكم بالا نظیر فرش های ابریشمی هستند.
تقسیمات حاشیه در تبریز خارج از معیارهای قدیمی و سنتی می باشد و به نوعی طراحان آن را متحول ساخته و كم و زیاد میكنند. به طور كلی در اكثر مناطق مخصوصاً تبریز، اندازه بندی حاشیه را بدین گونه انجام می دهند كه پهنای كل حواشی حدوداً یك ششم كل عرض فرش باشد و در محدوده مشخص شده برای حاشیه، پهنای حاشیه اصلی دو برابر حاشیه فرعی باشد. حاشیه معروف تبریز، حاشیه سماوری یا توسباغی است كه در آن دو اسلیمی در كنار هم قابی را تشكیل داده اند كه شكل سماور را تراعی می كند. به نقش سماور هراتی نیز می گویند.

قالی های قدیمی تبریز دارای حاشیه های با قاعده تر و متناسب تری بودند. حاشیه این قالیها معمولاً بسیار عریض است و رنگ آن با رنگ زمینه تفاوت دارد. این حاشیه ها هم دارای نقش های آشفته پیچیده ای از شاخه های گلدار است كه در بین آن برگهای بزرگی از نخل با فاصله معینی از یكدیگر قرار گرفته اند. كاربرد كتیبه در طرح های امروز حاشیه تبریز، رواج زیادتری دارد و استفاده از گل فرنگ در درون این كتیبه ها نیز دیده می شود.
همچنین طراحان تبریزی نوعی حاشیه كار می كنند كه در آن نقشهای حاشیه اصلی وارد حاشیه های فرعی شده و یا گاهی طرحهای حاشیه فرعی داخل حاشیه اصلی می شوند كه نام حاشیه مرافل برآن نهاده اند. در كل حاشیه قالیهای غنی و پربار است و این حاشیه تا هفت عدد قاب ثانوی می تواند داشته باشد كه با ظرافت خاصی مزین به برگهای چرنی یا گل هایی هستند كه توسط زینت های مارپیچی یا شاخه های كوچك گل دار به هم متصل شده اند.
ترنج نقشی است كه در وسط فرش قرار می گیرد و شكل آن ممكن است دایره، بیضی، لوزی و یا چند پره باشد. اندازه ترنج در فرشهای تبریز معمولاً تا حدودی بزرگتر از حد معمول است و ترنج های این شهر از تنوع و گوناگونی زیادی برخوردار هستند و انواع نقش مایه ها را در آنها می توان پیدا كرد، ازجمله نقوش پرندگان و حیوانات مختلف و دسته گل های فرنگ كه شامل گل های طبیعی هستند در متن ترنج تبریز دیده می شود. گلدان و نقوش زیر خاكی نیز از عمده نقش های ترنج های تبریز هستند.
طراحان تبریز همه نوع ابداع و نوآوری را در لچك ها بوجود آورده اند به طوری كه لچك های این شهر نسبت به سایر شهرها متنوع تر و رنگارنگترند. حركت آزادانه اسلیمی ها كه باعث ایجاد اشكال

قابی شكل و تودرتو می شوند در لچك قالی های تبریز مانند سایر مناطق كاربرد فراوان دارند. هم چنین به كارگیری اسلیمی های دهن اژدری با شاخه هایی مزین با برگهای نوك تیز در تبریز رایج می باشد و به طور كلی اكثر اسلیمی ها از جمله خرطومی، دهن اژدری، ساده و شكسته، گلدار، اسلیمی هاری در طرح های فرش تبریز به خوبی نمایانگر است و شاید تبریز به علت تنوع طرح هایش تنها شهری باشد كه از این همه اسلیمی ها در قالیهای لچك و ترنج و حاشیه و خصوصاً متن استفاده می كند.

● تجهیزات اختصاصی
▪ دار تبریزی
دار تبریزی یا عمودی را از این رو تبریزی می نامند كه ظاهراً در تبریز اختراع شده است. در شهر تبریز انواع دیگر دار استفاده نمی شود چون این دستگاه ساده است و به كار بردن آن آسان و در عین حال ارزان نیز هست. در اغلب مراكز قالیبافی واقع در شهرهای شمال غربی و مركزی ایران نیز این نوع دار به كارمی رود. این دار نسبت به دار روستایی از چندین لحاظ برتری دارد. كار خسته

كننده كلاف كردن چله ها و گره زدن آنها به تیر فوقانی و دوختن قسمت بافته شده قالی به تیر زیرین در این دستگاه حذف گردیده است. هنگام پایین كشیدن قالی می توان با بیرون كشیدن چهارگوه از شكاف باهوها چله ها را به سرعت رها ساخت. به این ترتیب قالی پایین می آید و قسمت بافته شده را طوری بر روی دار قرار می دهند كه به سهولت می توان آن را مورد بازرسی قرار داد.
▪ قلاب تبریزی
در شهر تبریز كارد مخصوص به كار برده می شود كه با كاردهای دیگر اختلاف مهمی دارد. این كارد تركیبی است از یك تیغه تیز و قلابی شبیه قلاب دكمه انداز كه در انتهای تیغه تعبیه شده است. از قلاب برای گره زدن و به جای گره زدن بوسیله دست، و از تیغه برای بریدن نخ پس از بستن گره استفاده می كنند.
در سراسر ایران نوعی شیوه قالیبافی تقلبی رواج یافته كه به شهرت نیك قالی ایران بسیار لطمه زده است. این روش زیان آور این است كه به جای گرفتن دو رشته تار و بستن گره به آن، گره را به چهار تار می بندند، به این ترتیب فرشی كه بافته می شود تنها نصف گره هایی را كه باید داشته باشد دارد. شهر تبریز یكی از مراكز معدود قالیبافی است كه این بیماری در آن شایع نشده است علت این امر به این دلیل است كه قالیبافان تبریز چون برای بستن گره به جای انگشت از قلاب استفاده می كنند، بستن گره با قلاب امكان پذیر نمی شوند. نتیجه این مصونیت به طور كلی به نفع قالیبافان تبریز تمام می شود.

● طرح های رایج
امروزه در تبریز همه نوع طرح را می توان پیدا كرد كه البته بررسی همه آنها امكان پذیر نیست و به زمان زیادی احتیاج دارد هر چند با گسترش طرح ها و نقش ها در نقاط مختلف كشور، دیگر نمی توان به طور یقین طرحی و یا نگاره و موتیفی را متعلق به نقطه ای خاص دانست و به همین ترتیب

نمی توان فرش منطقه ای را با دیدن طرحی و یا نگاره ای تشخیص داد. به طور مثال در تبریز نمونه فرشهایی بافته می شود كه جدا از بافت و رنگبندی، دارای طرحی از منطقه كرمان است كه در تبریز به طرح كرمان قلم مشهور است.
به طور كلی طرح و نقشه فرش های تبریز بیشتر از سلیقه خریداران تبعیت می كند. طراحان تبریز اگرچه در اصول از طرح های معروف و قدیمی پیروی می كنند اما به این طرح ها جان می دهند و زیبایی می بخشند و نوآوری دارند.
در طبقه بندی كه شركت سهامی فرش ایران از لحاظ طرح و نقش فرشها صورت داده نقشه های

قالی ایرانی در ۱۹ بخش طبقه بندی شده است كه شهر تبریز نیز به جهت تنوع طراحان و كثرت آنها در اغلب این بخش ها آثار و نمونه هایی دارد از جمله نقشه آثار باستانی و ابنیه اسلامی نقشه شاه عباسی، نقشه اسلیمی، نقشه افشان، نقشه بندی خشتی، طرح درختی، طرح شكارگاه، نقشه قابی، طرح گلفرنگ، طرح گلدانی و طرح ماهی درهم (هراتی) به خصوص لاك پشتی و همینطور طرح محرابی و نقش محرمات و طرح هندسی و قالیها و قالیچه های تصویری و طرح بوته ای.

 

● رنگ بندی
در تبریز و اكثر مناطق آذربایجان بر روی نقشه شطرنجی، به شیوه كدگذاری و شماره نویسی رنگبندی می شود و هر طراح و رنگ بند برای خود مسطوره ای دارد و برای هر رنگ شماره ای در اختیار دارد كه بر روی نقشه نوشته می شود.
اغلب فرشهای ایران دارای رنگهای بخصوص هستند كه بیشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگها می توان محل بافت را تا حدودی تشخیص داد. ولی در تبریز برخلاف دیگر نقاط ، رنگهای متنوعی برای بافت فرشها مورد استفاده قرار می گیرد. رنگ فرش تبریز مانند طرح آن از سلیقه های مختلف سفارش دهندگان پیروی می كند اما دارای هماهنگی خاص است. ۸۰ درصد اهمیت فرش تبریز مربوط به رنگ و بافت آن است.

قالی تبریز به جهت تنوع تولید كه به خاطر كسرت طراحان و تنوع طرحهاست در زمینه رنگ نیز متنوع تر و گسترده تر از نقاط دیگر می باشد. كمتر جایی را می توان سراغ گرفت كه به اندازه تبریز دارای تنوع رنگی باشد. این تنوع رنگ در تبریز تا جائیست كه حتی به جرأت می توان گفت كه هنوز بعضی از این رنگها نامگذاری نشده است.

تبریز علاوه بر رنگ، اكثر سبكهای بافتی هم كه دیگر نقاط كشور دارند، آزمایش كرده است. سبكهایی مانند تك پود، لول باف، نیم لول، سنه باف و… و در تمام این نوع بافتها، ابتكار و تغییر و تحول به عمل آورده است.
در گذشته طرحهای اصیل تبریز دارای رنگهایی با تضاد زیاد بوده است. مثلاً در كنار یك رنگ، رنگی دیگر كه هیچ سنخیتی و تشابهی با آن نداشت آورده می شد. ولی امروزه بدلیل افزایش تعداد رنگها و نزدیك شدن آنها به یكدیگر رنگبندیها دارای تضاد كمتری می باشند .به طور كلی رنگبندی فرش تبریز را می توان در سه بخش خلاصه كرد:

▪ رنگبندی كه در آن رنگها دارای كنتراست بالایی با یكدیگر هستند كه اكثراً در طرحهای اصیل گذشته رایج بوده است.
▪ استفاده از رنگهایی با والورهای متوسط كه فاصله رنگها از یكدیگر كمتر شده و تضاد رنگها نیز به همان نسبت كاهش یافته است.
▪ بكارگیری تنالیته های رنگی نزدیك به هم و مشابه كه در زبان تركی به این رنگها (أولورنگ) می گویند و نام دیگرش (كهنه رنگ) می باشد. به عنوان مثال در كنار یك رنگ كرم، رنگ قهوه ای روشنی بكار می رود كه بسیار مشابه كرم است این روش به فرش حالت كهنگی و یكنواختی می بخشد.
اكثر تولیدات فرش تبریز امروزه از نظر رنگبندی از نوع دوم و سوم هستند.
با توجه آنچه گفته شد فرشهای تبریز دارای تنوع رنگی بسیار است اما با این حال باز هم رنگهای خاصی وجود دارند كه بعضی از فرشهای تبریز را به خوبی از دیگر فرشها متمایز می كند كه شاید تنها استفاده كننده این رنگها تبریز باشد. مثلاً در تبریز نسبت به مناطق دیگر خاكستری های رنگی به وفور دیده می شود.
امروزه در فرش تبریز علاوه برخاكستریهای رنگی، از رنگهای صورتی و پوست پیازی زیاد استفاده می شود. در فرشهای قدیم تبریز رنگهای مورد استفاده شامل رنگ كرم، روناسی، قهوه ای، آبی، سورمه ای و … بوده است.
در حال حاضر رنگهای مورد مصرف در صنعت فرش تبریز، اكثراً رنگهای شیمیایی و از نوع كرمی و آنیلینی می باشد كه از خارج كشور تأمین می شود. گرچه بعضاً و بویژه در فرشهای هنری از رنگهای طبیعی نیز استفاده می شود.

نكته قابل ذكر دیگر اینكه امروزه رنگ فرشهای تبریز را بازار خارجی تعیین می كند و آنها در انتخاب رنگ فرشهای مورد نظرشان روانشناسی رنگ را مد نظر قرار می دهند كه این امر باعث نزول نگرش روانشناسی رنگ طراحان و نقاشان داخلی شده است.
● رنگرزی
تبریز اولین مركز قالیبافی ایران است كه مواد رنگی كشورهای مغرب زمین در آن كاملاً رسوخ یافته است و رنگهای جدید جانشین رنگهای قدیمی شده است. با بررسی گذشته پر فراز و نشیب صنعت فرشبافی می توان دریافت كه تبریز همواره قطب مهم تولید فرش بوده و متعاقب آن در صنعت رنگرزی نیز از سابقه طولانی برخوردار است و در طی گذشت زمان در زمینه تكنولوژی و تكنیك رنگرزی به پیشرفت و تكامل رسیده است. در زمان اوج هنر و صنعت فرش بافی، یعنی در دوران پادشاهی صفویه در تبریز مراكز مهم فرشبافی دایر گردید و در كنار آن كارگاههای رنگرزی كه غالباً

رنگرزی گیاهی را انجام می دادند تأسیس و گسترش یافت. با گسترش روابط ایران و كشورهای دیگر از جمله اروپائیان صنعت رنگرزی نیز دست خوش تحولات و پیشرفتهای روز افزونی شد و تاكنون نیز ادامه داشته است. سهولت و سرعت و ارزانی رنگرزی با رنگهای اروپایی در مقایسه با شیوه معمول در ایران كه مستلزم صرف هزینه و وقت زیادتر بود مردم تبریز را مجذوب خود كرد.

در تبریز از رنگهای كرمی و آنیلینی ،رنگهای تركیبی كارخانه های خارجی كه با بیكرمات پتاسیم تثبیت می شود، هر دو استفاده می شود كه رنگهای آنیلینی فقط در قالی های ارزان قیمت مصرف دارد.
● ابعاد
قالی تبریزی از كوچكترین تا بزرگترین اندازه بافته می شود.
معمولاً قالی های تصویری تبریز دارای قطعه كوچك یا متوسط هستند و قالی ها ابریشمی هم غالباً در اندازه ها بزرگ می باشند.
● توزیع جعرافیایی
▪ هریس وگراوان
▪ بخشایش

▪ سراب
▪ قراجه
▪ اهر
▪ مرند
▪ بیجار، تكاب، افشار
▪ مهربان
▪ شربیان
● وضعیت فعلی
از اول قرن حاضر سه عنصر موجب كاهش كیفیت و درجه زیبایی قالی های تبریز شده است:
▪ صنعتی كردن فزاینده تولید
▪ پذیرفتن رنگهای مصنوعی و غالباً نیز از نوع متوسط آن
▪ حالت مبهمی كه این قالی ها پیدا كرده اند و آن نیز ناشی از تقلید طرح هایی است كه به سایر طبقه های قالی تعلق دارند.

با این همه قالی های قابل تحسین مثل قالی های سهند را می یابیم كه تا حدی یادآور نقش قالی های هرات می باشند.
در محصول جدید قالی تبریز، خارج از قالی های ابریشمین، شاهد تنزلی در تكنیك و استفاده از مواد اولیه هستیم و تعداد گره قالی نیز كاهش یافته است. ضمناً از ویژگی قالی های جدید، پرز بلندتر آنها، رشته نخ پنبه ای ضخیم تر آنها برای تار و پود و گاهی پشم ظریفتر برای گره های آن است.
مشخصات مثبتی كه قالی تبریز را از بافته شهرهای دیگر ایران متمایز می كند بطور كلی عبارتند از:
۱) گره:
هر تخته از قالی تبریز (به استثنای فرآورده های غیر معمول) با گره تركی بافته می شوند و هر قالی كه با این گره بافته نشده باشد نمی توان آنرا تبریزی محسوب كرد.
۲) دو پوده بودن:

قالی تبریز دو پوده است و معمولاً پرز آن كوتاهتر و نازكتر و سبكتر از اغلب بافته های غیر عشایری ایران است.
۳) طراحی :
طراحی قالی های تبریز عالی و بافت آن بسیار دقیق است. به این جهت قالی چنان منظم و جا افتاده از كار در می آید كه حالت قالی ماشینی را پیدا می كند. كوتاهی پرزهای قالی تبریز این دقت ماشینی را نمایان تر جلوه می دهد.
۴) مواد اولیه:
پشم ناحیه ماكو مخصوصاً پشمی كه از دباغ خانه های تبریزبدست می آید از پشمی كه در سایر شهرها برای قالیبافی به كار می رود خشن تر است و در نتیجه قالی های تبریز مانند قالیهای مشهد و كرمان مخملی نیست.
۵) رنگ:
رنگهایی كه در قالیهای تبریز به كار می رود اغلب تند و خام است.
منابع:
۱٫ قالی ایران، سیسل ادواردز- ترجمه مهین دخت صبا، فرهنگرا، تهران، ۱۳۶۸
۲٫ قالی های ایرانی، هانگدین آرمن، اصغر كریمی، فرهنگسرا، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۵
۳٫ سیری در هنر قالی بافی ایران، نصیری، محمدجواد،انتشارات مؤلف،تهران، چاپ اول ۱۳۷۴

۴٫ مقدمه ای بر شناخت قالی ایران، سیاولی، جواد، فرهنگسرا، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۰
۵٫ فرهنگ جامع فرش یادواره (دانشنامه ایران) احمد دانشگر، سازمان چاپ گلشهر، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۶
۶٫ پایان نامه تخصصی كارشناسی فرش (بررسی طرح و رنگ در فرش تبریز)، حسینی زهرا، صفری نادری، محمد، دانشگاه صنعتی سهند، تابستان و پائیز ۱۳۸۱