فرش اردبیل

سوابق تاریخی
بافت فرش در اردبیل سابقه طولانی دارد. در دوران صفویه بمانند بسیاری از مراکز بافندگی، قالیبافی در اردبیل نیز در اوج کمال بوده، نام اردبیل همواره به همراه نام قالی ذی قیمت اردبیل متعلق به قرن شانزدهم که فعلاً در موزه ویکتوریا- آلبرت نگهداری می شود ذکر گردیده است.
در دوران قاجاریه قالیبافی اردبیل دچار رکود فاحشی گردیده است. بافندگان اردبیلی در هنگام جنگ جهانی دوم که فرشبافی در شیروان و سایر مناطق بافندگی قفقاز در حال توقف بود با

اقتباس از طرحهای بسیار موفق قفقازی و همچنین نقشهای زیبای تبریز از جمله طرح هراتی مشایخی، گلدانی، ظل السلطانی و ترنجدار شیخ صفی و نیز با متابعت از روشهای متداول بافت در آذربایجان از قبیل استفاده از گره ترکی، تار و پود پنبه ای به فرشبافی خود سر و سامان دادند.
– ساختار
از نخ پنبه برای تار و پود استفاده میشود.
گره: گره درشت تا نسبتاً ظریف ترکی به تعداد ۱۵۰۰ گره در هر دسی متر مربع.
پرز: پشم مرغوب و براق اما کمی ضخیم بیشتر بکار می رود و بلند چیده می شود
کیفیت: نمونه های قدیمی قالیچه های عشایری کم نظیر و با دوام و با ارزش که کیفیتی بیش از متوسط دارند. بندرت یافت می شوند.

نوع بافت قالی در حوزه شهری اردبیل بصورت تمام لول و نیم لول می باشد با این حال تعدادی از عشایر که به اردبیل کوچ کرده اند بصورت تخت فرشبافی می کنند. چرا که نوع بافت حوزه عشایری اردبیل، بصورت تخت می باشد. این در حالیست که قالیهای روستایی اردبیل در گذشته بیشتر بصورت نیم لول بافته می شدند ولی امروزه با توجه به تقاضای بازار بصورت تمام لول هم تولید می شوند.
– طرحهای رایج
– رنگ بندی
فرشهای منطقه اردبیل در زمینه های فیروزه ای، سفید، نخودی، کرم سرنجی، سرمه ای و سبز روشن به بازار عرضه می شود. همچنین رنگها در قالیهای اردبیل روشن تر و زنده ترند.
– رنگرزی

– ابعاد
– توزیع جغرافیایی
قالیبافی یکی از صنایع دستی مهم شهرستان اردبیل است که علاوه بر ارزش افزوده، از نظر اشتغال زایی نیز دارای اهمیت خاصی می باشد. مناطق قالیبافی اردبیل را می توان به سه گروه عمده تقسیم کرد.
۱٫ حوزه شهری باف: مانند اردبیل و بخشهای تابعه
۲٫ حوزه روستایی باف: مانند اکثر روستاهای تابعه اردبیل
۳٫ حوزه عشایری باف: (شاهسونها)

حوزه شهری باف:
اين حوزه عمدتاً شهر اردبیل را شامل می شود و اکثر بافندگان آن از مناطق دیگربدانجا کوچ کرده اند درصد بسیار بالای تولید فرش اردبیل متعلق به این حوزه است. در نقاط بسیاری از این حوزه بعضی از ارگانها و یا سازمانها فعالیت دارند. از مناطق مهم قالیبافی می توان به سلمان آباد، میر اشرف و بهشت زهرا اشاره کرد که در آنها بیشتر طرحهای شکسته و هندسی بافته می شود.
حوزه روستایی باف:

تولید فرش در اغلب روستاهای اردبیل رایج می باشد. فعالیت عمده این حوزه مربوط به فصل های کم کار کشاورزی یعنی اول پاییز تا آخر زمستان است. با گرم شدن هوا و اشتغال مردم به کار کشاورزی میزان تولید فرش کاهش می یابد. اکثر بافندگان مناطق روستایی را زنان و دختران تشکیل می دهند طرح قالیهای این حوزه بسیار ساده و هندسی می باشد.
حوزه عشایری باف:

این حوزه شامل عشایری می شود که در تابستان برای ییلاق به منطقه اردبیل می آیند. بافندگان این حوزه را نیز زنان و دختران تشکیل می دهند. فرش در این حوزه نه جهت کسب درآمد بلکه برای کاربرد خود خانوار صورت می گیرد. نه تنها مرحله بافت بلکه کلیه مراحل تولیدی فرش اعم ازپشم ریسی و رنگرزی توسط زنان انجام می پذیرد در این حوزه از دارهای کوچک افقی استفاده می شود و فرشهای بافته شده رج شمار پایینی دارند. چله کشی با نخهای پشمی صورت می گیرد و اصطلاحاً به آنها فرش تمام پشم می گویند.

فرشهای به اصطلاح بازاری اردبیل که به سنه بافت مشهورند فرشهایی یک پوده و با کیفیت نازلی از نظر بافت هستند. گره ها در روی شبکه تار و پود بسیار نرم کوبیده می شود. هر چند این نرم کوبیدگی باعث زود بالا آمدن فرش در روی دستگاه می شود ولی در عوض از تراکم و دوام آن تا حد قابل توجهی کاسته می شود.

 

شاهسونها
با بقدرت رسیدن ترکان قزلباش در دستگاه صفویان و دخالت بی جای آنها در امور کشور، شاه عباس دستور داد تا ایل جدیدی با شرکت ایلات مختلف به نام شاهسون (شاهیسون) به معنی دوست دار شاه به وجود آید.
متشکل ترین دسته شاهسونها در غرب دریای مازندران زندگی می کنند. اقامتگاه تابستانی آنها دامنه های پر آب و علف سبلان است، و با شروع سرما دراوایل پاییز به دشت مغان که هوایی معتدل دارند باز می گردند. علاوه بر شاهسونهای دشت مغان دسته های زیادی از شاهسونها در مناطق مختلفی که در فاصله تبریز و تهران قرار گرفته به سر می برند. از مهم ترین آنها باید از دسته هایی که در اطراف هشترود و میانه و بیجار، قزوین، ساوه، ورامین و همدان و قم بسر می برند نام برد.

قاليچه های شاهسون همچون قالیچه های بلوچ های خراسان که از همسایگان خود تأثیرپذیری داشته اند، رنگ و لعابی کردی دارند بنحوی که تولیدات دو پودی آنها با بافتی بسیار سفت و فشرده و نه چندان ظریف، بافته های کولیایی را در ذهن تداعی می کند.
نقشه های رایج درقالی های شاهسون در اصطلاح محلی عبارتند از لاکی نیمه، شبیری ناری و دوقوز بورونی.

مشکین شهر:
فرشهای مشکین شهر شباهت زیادی به فرشهای سراب دارند در مراکز بافندگی آن، فرشها وکناره های بادوام و ضخیم بافت با طرحهای هندسی بافته می شوند. در متن سرمه ای فرشهای آن اغلب یک ردیف ترنج شش ضلعی با محیط اره مانند در رنگ قرمز لاکی بافته می شوند. حاشیه فرش مشتمل بر چهار ردیف نوار هم عرض باریک و مملو از موتیفها و اشکال کوچک هندسی است.
در اطراف مشکین شهر قالیچه ها و کناره های مخصوص با الیاف بلند و قطعهای غیر متعارف تولید

می شوند اینگونه تولیدات بیشتر دستبافهای قفقاز را در ذهن تداعی می کنند. سه ترنج زاویه دار بر روی زمینه ای سرمه ای بسیار ساده ولی دلچسب. حاشیه آن از سه بخش مساوی و ساده تشکیل شده و معمولاً مورد پسند اروپائیان میباشد..بافندگان اردبیلی تقریباً در تمام اندازه ها می بافند. ولی بیشترین تمایل را به ذرع و نیم و پرده ای و کناره های معمولی نشان می دهند. .فرشهای قالیچه ای اردبیل که اکثراً در ابعاد کوچک بافته می شود در محل اصطلاحاً به کلگی معروفند. در اطراف اردبیل قطع کناره بیشتر متداول و رایج است.

موقعيت جغرافيايي استان اردبيل:
استان اردبيل در شمال فلات ايران با مساحتي حدود ۱۷۹۵۳ كيلومتر مربع كه ۱٫۰۹ مساحت كل كشور را تكشيل مي دهد قرارگرفته در شمال آن رود ارس و در شرق رشته كوههاي تالش قرار گرفته كه اين رشته كوهها مرز بين استان اردبيل و گيلان مي باشد. استان اردبيل از شمال شرق به واسطه رود بلقار با كشور آذربايجان همسايه است. جنوب استان شهرستان خلخال قرار دارد كه مرز با استان زنجان را تشكيل مي دهد. گردنه حيران ارتباط دهنده اردبيل و استارا است كه اولين پل ارتباطي استان را با استانهاي همسايه تشكيل مي دهد.

طبق نظر متخصصان بافندگان و دست انداركاران فرش اردبيل اصالت فرش منطقه به معماري و هنر ايراني، هويت مذهبي، هويت تاريخي ابراز شده است. معماري از قديم در اردبيل رواج داشته و سازندگان و معماران مهارت كافي و وسيع براي ساخت آنها داشتند.
بقعه شيخ صفي الدين:
يكي از شاهكارهاي معماري و تاريخي ايران و استان اردبيل مي باشد. سردر و كاشيكاري بقعه تا سال ۱۳۲۱ هجري شمسي در ميدان عالي قاپو قرار داشته و در همان سال به دستور اداره باستان شناسي كشور برداشته شد و كاشي معرق آن هم اكنون در انبار نگهداري مي شود. اين سردر در زمان شاه عباس دوم براي بقعه شيخ ساخته شد و زير نظر اسماعيل نقاش اردبيلي در سال ۱۰۵۷ ه. ق به اتمام رسيد. دروسط حياط آن دو حوض سنگي در دو طرف راهرو وسط

مشاهده مي شود. به طور خلاصه قسمتهاي ديگر بقعه عبارتند از صحن اصلي- مسجد منبت سرا- قنديل خانه (قسمت اصلي بنا)- چيني خانه- محوطه شهيد گاه كه البته صحن اصلي داراي سرسرايست كه در جلوي آن پنجره شبكي قرار دارد كه به صورت زيبايي گره چيني شده. در قسمتهاي بقعه نقوش زيباي اسليمي و ختايي زينت بخش طاقها ‌و ديوارها شده كه حكايت از هنري اصيل وناب دارد.

قالي اردبيل:
قالي اردبيل كه شهرت جهاني دارد از گنجينه هاي بقعه شيخ صفي مي باشد كه در زمان شاه طهماسب اول در سال ۹۴۶ ه.ق توسط مقصود كاشاني در تبريز بافته شده و تا سال ۱۳۱۲ در كف دارالحفاظ (قنديل خانه) بقعه قرار داشته است. قالي اردبيل كه حتي امروز به عنوان يكي از ذخاير ارزي كشور انگلستان محسوب مي شود در سال ۱۳۱۲ ه.ق به دليل كمبود بودجه شاهان قاجار و براي ساخت راه آهن در ازاي آهن به مبلغي حدود ۳۸٫۰۰۰ تومان فروخته شد البته اين از دلايل اظهار نظرات متخصصين و كارشناسان است بعضي هم براين عقيده اند كه براي تعمير بقعه فرش فروخته شده قالي اردبيل امروز در موزه ويكتوريا و آلبرت لندن نگهداري مي شود و جزء با ارزش ترين فرشهاي جهان به شمار مي رود و همانند ديگر آثار ارزنده بقعه زينت بخش موزه هاي جهان شده، موزه هاي رم، لندن و آمستردام جزيي ازاين موزه ها هستند.

صنايع دستي قالب در استان اردبيل قالي بافي، گليم بافي، جاجيم بافي و ورني بافيست.
بيش از ۹۰ درصد مردم استان به توليد اين صنايع مشغولند.
از ديرباز قالي بافي در ميان روستاييان جايگاه خاصي داشته و اين مردم در كنار كشاورزي و دامپروري اين حرفه را انجام مي دادند. مواد اوليه براي توليد محصولات داراي پشم است و پشم نيز محصول دامپروري مي باشد اين توليدات هم براي مصارف خانگي روستاييان بوده و هم براي عرضه با اقشار ديگر جامعه ‌كمك هزينه اي براي تامين معاش و معيشت بوده و هست.

تا سال ۱۳۱۰ هجري در شهرهاي مجاور اردبيل فرشها كناره اي در اندازه هاي مختلف از ۶/۳ متر تا حدود ۱۱ متر بافته مي شده است اندازه هاي كوتاهتر و ارزان قيمت تر در مشرق استان بافته مي شد كه معمولا در خود اردبيل به فروش مي رفته كه به كناره هاي اردبيلي شهرت يافته بهترين و مرغوب ترين اين كناره ها در سراب و روستاهاي مجاور‌آن بافته مي شد كه در تبريز به كناره هاي سراب معروف است كه معمولا داراي متن شتري و ترنجهاي لوزي شكل است.

قبل از جنگ جهاني دوم اين مناطق كه از مراكز مهم قاليبافي محسوب مي شد داراي ركود اقتصادي شد و كارگران براي كار به اراك مهاجرت كرده و در زمينه بافت قالي ساروق شروع به كار كردند مطابق آمار در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ از تعداد ۱۲۴ كارگاه داراي مجوز حدود ۱۰۶ كارگاه مربوط به خود اردبيل است مشكين شهر ۱۲ و خلخال و پارس آباد ۶ كارگاه دارند بافت قالي كم عرض بروي دارهاي كم عرض صورت مي گرفت و همچنين عدم آشنايي بافندگان به بافت قالي هاي بزرگ باعث رواج كناره شد و حتي عشاير و بافندگان روستايي هنوز هم به بافت قالي هاي كم عرض

مشغولند و اين نقشه ها همان نقشه هاي طرح قلمي، نيم قلمي و جلد باخان شهرت دارد كه در حدود سالهاي ۱۳۰۰ ه.ش در مناطق اردبيل و سراب بافته مي شده، در دوره صفويان رابطه بين ايران و جمهوري آذربايجان تاثيرات زيادي در بافت فرشها و زيراندازهاي دو منطقه بوجود آورده و به همين علت بافت فرشها و زيراندازهاي قفقاز دراستان به وفور مشاهده مي شود قفقاز از بهترين و مهمترين مراكز قالي بافي ايران از عهد صفويه تا عهد قاجار بوده نقوشي كه در اين منطقه طراحي مي شود انتزاعي و هندسي و به صورت لوزي هاي بهم چسبيده بوده و بخش مياني لوزي هاي گل و برگ ختايي و شاه عباسي درشت است و در زمينه اصلي فرش علاوه بر لوزي ها نقشهاي خيالي همچون سيمرغ و اژدها به چشم مي خورد.

از نقش هاي رايج ديگر قاب قابي ياخشتي همراه با گل و گياه و نقش محرابي منقوش به نقوش شكسته گياهي است. رنگ زمينه قالي هاي قفقازي سرخ آتشين، روناسي، سرمه اي، قهوه اي و كرم سير است اندازه رايج در آنها قالي، قاليچه و كناره است. شيروان و گنجه ‌از مناطق بافت قالي در قفقاز هستند نقش محرابي رنگ شرابي در شيروان بافته مي شود كه در نوع خود بي نظير است. اشكال مربع و لوزي متصل به هم هستند رنگ اين نوع بافت فيروزه اي بسيارزيباست. قالي و قاليچه هاي فوق در رجشمارهاي ۲۵-۳۰ الي ۴۵ در استان اردبيل به اقتباس از طرحهاي قفقازي توليد مي‎شد.

شهرها و روستاها و عشاير ايل سوون در بافت و تهيه قالي و قاليچه و كناره با نقوش هندسي و زينتي و سنتي محلي در دنيا مشهور و صاحب عنوان است.
مواد اوليه براي بافت الياف پشمي و پنبه اي است كه به وفور خود استان تو

ليد مي شود نوع بافت متقارن (تركي بافت) بوده و در رجشمارهاي ۳۰ تا ۸۰ بافت مي شود.
از نشانه هاي بارز روستايي اردبيل گيس بافي شده در دو سر قالي و نيز ساده بافي گليم در دوسر قالي است كه از ۵ سانتي متر تا ۲۰ سانتي متر مي باشد بافت حاشيه مضاعف ساده در بخش افقي و عمودي قاليچه كه در آنها نقوش حيواني و گياهي به صورت شكسته كار مي شود.
درشت بافي و بلندي پرزها و وزن سنگين اين نوع قاليچه ها ازنشانه هاي بافت روستايي اردبيل است. عشاير براي خودشان به دليل نداشتن الياف مكانيكي فرشهايي با رجشمار ۱۸ الي ۲۵ توليد مي كنند. عشاير و ايلات ذهني باف هستند و نقشه اي براي فرش نمي كشند و از نگهاي تند و خشن استفاده مي كنند كه ناشي از برخورد مستقيم با طبيعت اطراف خويش است و طرحهايشان عموما لچك ترنج مي باشد.

موتيفها در نقوش قالي هاي محلي استان:
كله قوچي: نقشي متشكل از يك چند ضلعي كه از اطرافش چهار نقش شاخ مانند خارج مي شوند اين طرح در ذهن انسان شاخ گوزن يا اسكلت بدن ماهي را تداعي مي كند.
جلد باخان: در لغت ‌به معناي نگاه زيركانه است و د رطرح ۳ يا ۵ ترنج كه در وسط قالي به اندازه هاي يكسان قرار دارند و معمولا در كناره ها استفاده مي شوند اين طرح در چهار گوشه داراي لچك مي باشد و درون آن معمولا ذهني بافي مي شود.
يورتچي: نام روستايي در اطراف اردبيل است و اين طرح از ۳ ترنج تشكيل شده كه مجزا از هم هستند اين ترنجها شش ضلعي با نوارهاي نازك و پهن در رنگ بندي متفاوت حاشيه دور ترنجها بوجود مي آيند. نقوش داخل ترنج ذهني باف است.
قلمي: اين نقشه از طرحهاي فرشهاي قديمي سراب است كه از شش ضلعيهاي متصل به هم تشكيل شده و خطوط موازي و هاشوري كه روي زمينه با ترنجها تزيين شده.

پودنيس: كلمه پودنيس مترادف سيني است. علت نامگذاري اين طرح وجود مستطيل و مربع هايي است كه به ترنجهاي هندسي محسوب مي شوند اكثر اين اشكال گوشه بريده شده وبه هشت ضلعي تبديل شده اند.
و نقشه هايي كه در ديگر جاهاي كشور مانند هريس اصفهان، نائين كاشان، و … بافته ميشود در اردبيل هم بافته مي شود. اندازه هاي رايج در فرش استان اردبيل:
۱- قاپي ايچي (پادري-پشتي ) ۲- ذرع چارك ۳-ذرع و نيم ۴-مسند
سانتي متر ۷۵* ۱۰۰ سانتي متر ۸۰*۱۲۰ سانتي متر۱۵۰*۱۰۰ سانتي متر۱۴۰*۲۰۰
۵- قالي ۷- مترو ۸- كناره ۹- خرك
سانتي متر ۴۰*۳۰ سانتي متر ۳۰۰*۲۰۰ سانتي متر (۴۰۰،۳۰۰)*۱۵۰ سانتي متر(۵۰۰،۴۰۰،۳۰۰)*(۸۰،۷۰)

گليم بافي در استان اردبيل:
اردبيل از جمله مناق مهم گليم بافي ايران به شمار مي آيد و گليم هاي آن در دنيا مشهور است و نقوش سنتي واساطيري كه درگليم سمبل نمادها و يا نقشهايي از ذهن بافندگان كه بيانگر ارزوها و خواسته هاي ساكنان منطقه است. نقوش سنتي رايج درگليم هاي استان بيشتر نقش سماور سيني، خرچنگ در متن گليم و گردونه مهر (چليپا) و نفش اژدها در حاشيه گليم باشد. همچنين

نقوش حيوانات انتزاعي شده هم به كار مي برد. گليم در اكثر مناطق اردبيل رونق دارد در روستاها و عشاير. اما شهرنمين و روستاهاي تابع آن و روستاهاي بخش زهرا از شهرستان گرمي (مغان) ازمراكز مهم و عمده توليد گليم در استان به شمار مي آيند.
گليم به سه نوع بافته مي شود:
گليم ساده باف: در اين گليم پودها، يكي در ميان از لابلاي چله ها عبور مي كند اين گليم دو رواست و براي بافت آن از قبل نقشه اماده نمي شود. نقشه آن معمولا هندسي است و خطوط منحني هم به ندرت ديده مي شود.
گليم برجسته: زمينه اي ساده دار دولي طرح اصلي مانند قالي پرز دار است، بدين صورت كه از روي نقشه قالي بروي چله گليم گره زده شده و در پايان پرز اضافي چيده ميشود.
ورني: گليمي بدون پرز است بدون نقشه و ذهني باف كه توسط زنان و دختران عشاير مناطق مغان ارسباران ‌و مشگين شهر بافته مي شود. اين نوع گليم دركردستان و كرمان با طرح و نقش ديگري بافته ميشود كه در كرمان آن را شيريكي پيچ مي نامند. بهترين ورني را در اردبيل ايل شاهسون، يا ايل سون توليد مي كنند كه سابقه اي طولاني در اين زمينه دارد.

ورني هاي استان دررنگهاي لاكي- سرمه اي- كرم- سفيد- پيازي- آبي روشن با نقش حيوانات در وسط و حاشيه اي حداكثر به عرض بسيت سانتي متر در طرفين مي باشند.
نحوه به كارگيري الياف دروني ورني:
تار و پود ابريشمي
تار پنبه اي و پود ابريشمي
چله پنبه و پود پشمي

تار و پود پشمي
انواع ورني:
ورني دست ريس «گوزم»: اين نوع ورني بسيار كم توليد مي شود و از ظرفيت و اصالت خاصي برخوردار است.
ورني پشمي ماشين ريس: اين دسته با بقيه فرق ندارند و به دليل استفاده از پشم ماشيني از مرغوبيت و اصالت چنداني برخوردار نيستند.
ورني هاي تمام ابريشم: تماما مواد و مصالح ابريشمي است. از ظرافت خاصي برخورداراند و براي صادرات توليد مي شوند و از كيفيت اصالت و نقش‌ آنها كاسته مي شود.
ورني كف ابريشم: در اين ورني پود ابريشمي است از ظرافت خاصي برخوردارند و براي صادرات توليد مي شوند و از كيفيت اصالت و نقش آنها كاسته مي شود.

ورني هاي كهنه باف: در اين ورني ها تار و پود از ابريشم است و از پشمي كه از الياف جاجيم هاي قديمي و كهنه بدست آمده استفاده مي شود و جنبه صادراتي دارد.
روش بافت ورني: ورني از نظر بافت به گليم و قالي شباهت دارد و اين زيرانداز به صورت يك رو است و اين به دليل شيوه خاص در بافت آن است كه به صورت پود پيچي انجام مي گيرد. اين روش به بافنده اين امكان را ميدهد كه خطوط منحني را اجرا كند پودگذاري دروني با حركت پيچشي و

غيرمنقطع روي چله انجام مي گيرد. در پايان هر رج يك پود نازك پنبه اي از ميان تارها عبور مي كند.
از موارد استفاده ورني مي توان به رختخواب پيچ، خورجين و كناره اشاره كرد: اندازه هايي با توجه به سليقه بازار براي ورني در نظر گرفته شده:
ورني كناره اي بزرگ ۱۵۰*۳۲۰ سانتي متر
ورني كناره اي ۱۲۵*۳۲۰ سانتي متر

ورني قالي ۱۲۰*۳۰۰ سانتي متر
ورني قاليچه ۱۲۰*۲۵۰ سانتي متر
ورني قاليچه ذرع و نيم ۱۱۵*۱۶۰ سانتي متر
ورني پشتي ۸۰*۱۱۰، ۷۰*۱۰۰، ۶۰*۹۰ سانتي متر
جاجيم:
واژه جاجيم در اصل جاجم است و در قفقاز و تركمنستان و آسياي صغير همان جاجيم است در لغتنامه دهخدا به جاجم، پلاس مي گويند و فرشي است كه از نمد الوان مي دوزند.
رايج ترين استفاده جاجيم رختخواب پيچ مي باشد. استان اردبيل و به ويژه روستاهاي اطراف خلخال از مراكزي هستند كه در توليد جاجيم فعاليت مي كنند، جاجيم در اين مطنقه معمولا به صورت نواري به عرض ۴۰ تا ۵۰ سانتي متر و طول ۶۰ متر مي باشد براي بافت جاجيم از لوازم بسيارساده استفاده مي شود. براي بافت ابتدا بايد چله كشي كرد كه اين كار در محوطه اي به طول تقريبي ۲۵ متر انجام مي پذيرد در استان اردبيل معمولا بافندگان چله كشي را در كوچه هاي تنگ انجام مي دهند.

نقوش جاجيم:
جلفا: نقشي كه به تنهايي كار مي شود و يك لوزي در سراسر طرح تكرار مي شود
بادامي: اين نقش كه مثل جلفا ازلوزي تكرار مي شود به ندرت استفاده مي شود. در جوراب بافي هم استفاده مي شود.
سيرقا: از نقوش اختصاصي جاجيم بوده و از مثلث ايجاد مي شود سيرقا به معني گوشواره بوده و بين نقش و اسم هماهنگي زيادي وجود دارد.

گچي ديرناقي: اين نقش مشترك بين جوراب و جاجيم مي باشد و به معني «ناخن بز» مي باشد.
دوشان توپوقي: اين نقش مشترك بين جاجيم و گليم و جوراب است و از پنج مربع هم اندازه تشكيل شده معناي لغوي ان «مچ پاي خرگوش» است.

تخته اي يا يول يول: جاجيم ساده و بدون نقش مي باشد معني يول يول يعني راه راه.
اوزيك قاشي: به معني نگين انگشتر بود. و شباهت زيادي ميان طرح و نقش وجود دارد.
و از نقوش ديگر هم مي توان به الماناتيشي (طرح چليپا)- خشتي- تاختا- سو- ديشمه اي ديشي ديشي- پيچاق اوجي- قفسه- بلي باقلي- وبالاخره آشيق اشاره كرد.
شال بافي:
شال نوعي پارچه زمخت و تك رنگ است كه از پشم گوسفندان در دستگاه شال بافي بافته مي شود. شال بافي از هنرهاي اصيل و سنتي تالشيها و ييلاق نشينان گيلان بوده است. بهترين نوع شال در دهي به نام كوبولان بافته مي شود كه حتي قابل رقابت با پالتوهاي خارجيست اما متاسفانه اين هنر امروز در اين منطقه رو به زوال است. (فرهنگ دهخدا)- در فرهنگ عميد مي خوانيم كه شال نوعي پارچه ساده يا گلدار است كه از پشم يا كرك مي بافند و يا بالاپوشي كه از پارچه پشمي خشن درست مي كنند و كشاورزان شال را مانند پارچه اي دراز و كم پهنا و دور كمر يا دورسر خود مي پيچند.

دستگاه شال بافي: در منطقه كلور دو وردي است دستگاه به صورت افقي و روبروي بافنده روي زمين قرار مي گيرد. و اين دستگاه شبيه دستگاه جاجيم بافي است، به اين صورت كه دو پايه چوبي به فاصله يك متر از يكديگر در زمين محكم ميشود. دو سراين پايه هاي چوبي به صورت u ساخته شده تا وردنه كه شال بعد از بافته شدن به دور آن مي پيچد روي آن قرار مي گيرد.
اجزاء دستگاه شال بافي عبارتند از: وردنه، شاته، گوشواره، ورد، پدالها و ماكو.

كتبخانه اي: قالي ايران سيسيل ادواردز
فرهنگ دهخدا
ميدانـــي: بازديد از شهرها و روستاهاي اردبيل
مصاحبه:محمد مباركي طراح
حسن وثوقي اردبيلي(مدير عامل فرش وثوق)

كاركنان سازمان صنايع اردبيل
جغرافياي تاريخي استان
گو اين كه براساس آخرين تقسيمات كشوري، اردبيل به استاني مستقل و جديد تبديل شده است، اما تاريخ آن با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است، چندان كه، بدون توجه به موقعيت تارخي آذربايجان نمي‌توان سخن از موقعيت تاريخي اردبيل به ميان آورد از آن جا كه موقعيت جغرافياي تاريخي آذربايجان، در جلد اول اين مجموعه كتاب‌ها (كتاب آذربايجان شرقي) بررسي شده است، در اين قسمت، تنها به بررسي جغرافياي تاريخي شهرستان‌هاي استان اكتفا مي‌شود. اين بررسي مي‌تواند تا حدودي سيماي تاريخي استان را ترسيم كند:
اردبيل

مورخان قديمي، مانند نويسنده «حدودالعالم» ، اردبيل را واژه‌اي اوستايي دانسته‌اند كه از دو كلمه «ارتا» (مقدس) و «ويل» (شهر) به معني شهر مقدس تركيب شده است. بسياري از مورخان اسلامي، همچون ياقوت حموي و فردوسي شاعر نامدار ايران، بناي اين شهر را به فيروز پادشاه ساساني (۴۸۹-۴۵۷ م) نسبت مي‌دهند و آن را «بادان پيروز» ناميده‌اند.