فعالیت های انتخابی (کاشت و برداشت) برای بهبود کیفیت و عمر ماندگاری قارچ های آگاریکوس

۱- مقدمه
قارچهای کشت شده مخصوصاً استرین های زراعی و معمول آگاریکوس بیسپوروس که اخیراً تحت شرایط متراکم پرورش داده می شوند،اغلب می تواند به کیفیت مناسب منجر شود . همچنین آنها شدیداً فساد پذیر و حساس به از دست دادن سریع کیفیت هستند که آنها را می سازد.
برای مصرف کنندگان به جهت کاهش ارزش آنها و یا تقاضای بازار بیشتر مصرف کنندگان به نظر می رسد که علاقه مند به قارچهای بسته وسفت و روشن یا سفید از نظر رنگ ظاهر پوسته نرم و غیر هاگی و یک بافت ترد و تازه می باشند .

متاسفانه قارچها پس از برداشت ، تیره دررنگ با پوسته فلسی خواهد شد . در برداشت قارچها به سرعت شروع به تیره شدن خواهند کرد . کلاهک ها باز شده و تیفه های تیره شده نمایان می شوند . هنگامی که اسپورها توسعه پیدا می کنند ساقه ها طویل می شوند .این تغییرات رخ می دهد به عنوان نتایج یک پدیده پیری و یا فعالیت میکروبی .
این مقاله متمرکز خواهد شد به تحقیقات انجام شده در دانشگاه «پن استیت» مرتبط با تشخیص فعالیت های انتخابی کاشت و برداشت که می توان کیفیت و ماندگاری را بهبود بخشد.

۲- تیمارهای آبیاری با کلرید کلسیم
تجربیات وسیع در طول ۷ سال گذشته نشان داده است که اضافه کردن مناسب کلرید کلسیم به آب آبیاری ، بلاچ باکتریایی را کاهش می دهد و کیفیت اولیه را بهبود داده و ماندگاری پس از برداشت را افزایش داده است .
بدون کاهش عملکرد محصول نتایج بهینه تا به امروز با اضافه کرد۰٫۳% کلرید کلسیم به دست آمده به تمامی آبی که بکارمی رود برای لایه پوششی بعد از مرحله سنجاقی تا پایان محصول دو محصول اخیر تحت شرایط اشل نیمه تجاری پرورش داده شدند .

در امکان نمایش آزمایش قارچ(MTDF) در دانشکده ما یک محصول MTDF) 1907با کلرید کلسیم ۰٫۳%) تیمار شد و دیگری (MTDF 1906) به عنوان محصول تیمار نشده (شاهد) نگهداری شد.
قارچ های برداشت شده برای تعیین عملکرد تدرین شد . کیفیت قارچهای تعیین شده با ارزیابی رنگ با استفاده از رنگ سنج «مینولتا ۲۰۰CR» رنگ وشاخص رسیدگی سرعت باز شدن کلاهک تعیین شد . در طول نگهداری پس از برداشت در بسته ها ی PVC با استفاده از روشهایی که به طور معمول بکار می رود در آزمایشگاه تاثیرات اضافه کردن کلرید کلسیم اضافه ش

ده به آب آبیاری روی محصول و رنگ اولیه قارچها در برداشت به شکل موجود است .
تاثیر روی عمر ماندگاری پس از برداشت آنچنانکه ثابت می کند قهوه ای شدن پس از برداشت را در شکل ۲ موجود است.
منحنی های عملکرد (شکل ۱A) روشن می سازد که تیمارهای کلرید کلسیم ،یک محصول صافتر می دهد مخصوصاً در فلاش اول و دوم . به هر حال کلرید کلسیم به طور معنی دار سرتاسر محصول را کاهش نمی دهد .
عملکردهای VS 24.4 kg25.7 بوده مزیت های بیولوژیکی VS87.5% و ۸۷٫۴% برای تیمار کلرید کلسیم و شاهد بهتر است .
داده ها در (شکل ۱B) آشکارا نشان می دهد که کلرید کلسیم اضافه شده به آب آبیاری رنگ را بهبود داده (ارزش L بالاتر اشاره به ظاهر سفیدتر) قارچ ها از برداشت و تمام چرخه محصول (شکل ۱B) با اینکه کاهش عمومی در سفیدی که رخ می دهد در فلاش های بعدی همچنین قارچ هایی که رشد کردند با اضافه کردن کلرید کلسیم نشان می دهد یک کاهش در سرعت قهوه ای شدن پس از برداشت در مقایسه با قارچ های تیمارنشده (شکل۲) .
از زمانی که کلرید کلسیم یک ماره شیمیایی مجاز خوراکی ارزان عموماً استفاده می شود برای بهبود کیفیت میوه ها و سبزیجات ، این را آشکار می سازد که این روش پتانسیل قابل توجهی یرای بهبود کیفیت در قارچ های تازه دارد که می توان به راحتی بکار رود. به وسیله پرورش دهندگان بدون هیچ نیازی برای تجویز تنظیمی .

۳- تاثیر و رسیدگی در برداشت
یک آزمایش شامل ۲ محصول با استفاده از همان اسپان هیبرید غیرسفید آموزش داده شده (AMYCEL U-1#20) در MTDF (محصولات ۱۷۱۵و ۱۷۱۱) بکار برده شد شرایط مشابه جز در برداشت محصول ۱۷۱۵ برداشت شد . به طور عادی (پرده سالم اما اندکی کشیده شده) در صورتی که دیگری ۱۷۱۱ برداشت شده در یک مرحله نارس تر (پرده سالم و سفت) با محصول ۱۷۱۱، برداشت کنندگان آموزش داده شدند برای برداشت قارچ های نارس با انتخاب آنها .
ایشان معمولاً صبر خواهند کرد ، برای برداشت در روزهای بعدی برداشت قارچ های نارس تر منجر شد به اندکی محصول بیشتر( KG/M2 VS 30 در ۵ برداشت) نسبت به محصول به محصول برداشت شده به طور معمول (شکل۳).
قارچ های برداشت شده در یک مرحله نارس تر عمر ماندگاری بهتری داش

تند . آنچنان که مشاهده می شد با یک سرعت آرامتر قهوه ای شدن (شکل A4). و کاهش می دهد سرعت باز شدن کلاهک را (شکل B4) .
این نتایج نشان می دهد که برداشت قارچ ها در یک مرحله ابتدایی تر رسیدگی می تواند کیفیت و عمرماندگاری را بهبود بخشد بدون قربانی کردن عملکرد .
این می توان یک روش آسان و ارزان باشد برای پرورش دهندگان برای بهبود کیفیت محصول آنها . به هر حال تاثیر روی اندازه قارچ اندازه گیری نشده که باید انجام شود قب

ل از انکه این آزمایش بتواند کاملا سنجیده شود برای پتانسیل آن .
همچنین این قسم از آزمایشات نیاز دارد به تکرار شدن برای تعیین ثبات نتایجی که می توان دریافت شود.

۴- تاثیرات برش (پایه) در برداشت
برش پایه یک فرایندی برای بریدن یک قسمت از پایین پایه و میلیسیوم مربوط و مواد پوششی در برداشت برخی پرورش دهندگان قارچ آموزش می دهند برداشت کنندگان رازی به حذف قسمت انتهای پایه کمتر تا آنجا که امکان دارد در اعضای مولد هاگ (تا حدود mm35) .

شکل ۱
به جهت عملکرد حداکثر و بازگشت اقتصادی آن به هر حال یک خصوصیت قابل توجه از قارچهای برداشت شده در طول نگهداری افزایش طول پایه است . از این رو قارچها با پایه های کوتاه منجر می شود پایه کمتر بعد از نگهداری وقتی مقایسه می شوند با قارچهایی با پایه اولیه بلند . بنابراین برخس پرورش دهندگان پایه ها را برش می دهند نزدیک به کلاهک برای کاهش تغییرات در ظاهر پس از نگهداری .
اخیراً آزمایشات در آزمایشگاه ها نشان داده است که آرایش پایه ها نزدیک به کلاهک در برداشت همچنین می تواند بهبود دهد عمر ماندگاری پس از برداشت را . آنها نشان دادند که برش پایه های قارچ از mm35 به mm5 از کلاهک بلافاصله پس از برداشت منجر به بهبود ماندگاری می شود آنچنان که نشان داده شد با کاهش قهوه ای شدن و باز شدن کلاهک کندتر .
این تاثیرات مشاهده شده بعد از ۳ روز نگهداری در دمای ۱۲ درجه بعد از ۶ روز دیگر قابل بیان شد. پیرایش پایه ها تاثیر معنی داری بر روی سرعت تنفس پس از برداشت ها رشد باکتریایی نداشت .

شکل ۲
بنابراین بهبود عمر ماندگاری ، تصور می شود به علت فاکتورهای دیگری باشد . یک توضیح ممکن برای این مشاهده مرتبط با انتقال مانیتول درون بافت هاست . حرکت ماده خشک از انتهای پایه به کلاهک به طرز قابل گزارشی رخ می دهد حتی پس از برداشت و ظاهراً هم بسته است با توسعه پس از برداشت قارچ .
او همچنین گزارش کرد که انتهای پایه از لحاظ محتوای مانیتول بالاست (%۲۸ ماده خشک) در مقایسه با پره ها (%۱۰) و بالای پایه (%۱۹) و نشان می دهد انتقال ظاهری مانیتول را از قسمت های پایین پایه به قسمت های بالاتر در طول نگهداری پس از برداشت .

شکل ۳
به علت اینکه فرایند افزایش طول سلولهای قسمت بالاتر پایه شامل باز شدن کلاهک می شود بلوغ طبیعی کند خواهد شد اگر مواد اولیه افزایش طول موجود نباشد .
انتقال مانیتول از قسمت های پایین به قسمت های بالاتر پایه قارچها می تواند امکان فشار اسمزی بالاتر را در قسمت های بالای پایه بوجود بیاورد و نیروی حرکت آب در همین جهت باز پس گرفتن بعدی آب به قسمت های بالای پایه قارچها با پایه بلند (پیرایش نیافته) می تواند تحریک کند

فرایند افزایش طول سلول و رشد قسمت های بالای پایه را که می توان در بازکشت ، پرده را در هم بشکند یعنی باعث شکست پایه شود و کلاهک را باز کند .

در آزمایشات اخیر که در آزمایشگاه هاما هدایت شده (۱۹۹۲) نشان می دهد که۱۰- oxo-trans8decenoic acid جدا سازی شده از قارچهای آگاریکوس تحریک می کند ریشه میسیلیومی و افزایش طول پایه را در غلظت های هورمونی .
این ترکیبات تولید می شود به طور همزمان با ۱ استون ۳ اول ترکیب اصلی هر قارچ بوسیله ۲ آنزیم که کاتالیز می کنند واکنش ها را وقتی که بافت عضو مولد هاگ یا رشته های مسیلوم منقطع می شوند .
در یک تجربه هدایت شده ، به پایه های جداشده در پلیت های آگار، جداشده و خالص سازی شد . OAD تحریک می کند افزایش طول بافت قسمت های پایین پایه جدا شده در غلظت های کمتر از m10 .
به هر حال پاسخ رخ می دهد تنها وقتی که بافت های قسمت پایین پایه سالم رها شده بودند بافته های پایین پایه . نتیجه گیری می شود که با حضور بافت پایین پایه به میزان زیادی مانیتول و آب حاوی آن بافت قسمت های بالای پایه می تواند پاسخ دهد به تحریک اثر OAD تولید شده در جای طبیعی خودش ، یا منتقل شود از بافت تیغه آنچنان که می تواند یک اتفاق باشد در تمام قارچهای سالم .
این فرض آزموده شد در آزمایشات بعدی قارچها (هیبرید آلفا و امگا سفید ۲۲-۲۰) برداشت شده از فلاش اول در MTDF به وسیله ۴ روش مختلف به این شرح :
۱- SS (پا کوتاه) پایه ها بریده شده تا mm5 به سرعت در زمان برداشت .
۲- LS (پا بلند) پایه ها بریده شده ۳۵-۳۰ به سرعت در زمان برداشت .
۳- SS2 (پایه کوتاه ۳ بار برش خورده) پایه های برش خورده مانندی در زمان
برداشت و سپس بریده شده مانند SS در حدود ۳ ساعت قبل از

بسته بندی .
۴- قارچهای قابل چیده شدند از پوشش و بریده نشدند اما بسته بندی شدند با مقداری
میسیلیوم و مواد پوششی همراه .
نتایج این آزمایش نشان میدهد که قارچهای کامل به راستی داشتند سریعترین سعت توسعه کلاهک را در نگهداری پس از برداشت (شکل A5) .