قارچ شناسي و بيماري هاي قارچي

علم مطالعه و شناسايي قارچها را قارچ شناسي يا Mycology مي نامند. پايه گذار علم قارچ شناسي، ميشلي Micheli است. قارچ ها موجوداتي يوكاريوت مي باشند كه در سلسله اي مجزا به نام Fungi قرار داشته و مهمترين عوامل بيماريزا در گياهان مي‌باشند. سابقاً قارچها در سلسله گياهان مورد مطالعه قرار مي گرفتند، ولي مطالعات اخير آنها را به جانوران نزديكتر ميداند. اين

موجودات معمولاً ميكروسكوپي بوده و بيشتر آنها ساپروفيت (گندروي) مي باشند و روي مواد مرده به سربرده و آنها را مورد تجزيه قرار ميدهند. از۰۰۰، ۱۰۰ گونه شناخته شده قارچي، بيش از ۸۰۰۰ گونه قارچ در گياهان توليد بيماري ميكند. هر يك از گونه هاي قارچي ممكن است به يك يا چند گونه گياهي حمله كند. قارچها ممكن است انگل اجباري (زنده خوار = Biotroph) و يا انگل اختياري باشند.

ويژگي هاي عمومي قارچ ها:
ارائه تعريفي جامع براي قارچها به دليل تنوع فوق‌العاده آنها بسيار مشكل است. با اين وجود، صفاتي در بين قارچها عموميت دارد :
۱ – اين موجودات فاقد اندام هاي گياهي و كلروفيل بوده و معمولاً اسپور يا هاگ توليد مي كنند.
۲ – قارچ ها هتروتروف بوده و تغذيه آنها معمولاً بطريقه جذب مواد انجام مي گيرد.
۳ – اندام رويشي قارچ ها معمولاً رشته هايي به نام هيف مي باشد.
۴ – ديواره سلولي در قارچها موجود بوده و معمولاً از جنس كيتين و گاه سلولز مي باشند.
۵ – اين موجودات داراي هسته واقعي (يوكاريوت) مي باشند
۶ – داراي توليد مثل غير جنسي يا جنسي و يا هر دو مي باشند.
۷ – قارچها معمولاً ثابت اند ولي در برخي گروه ها اسپورهاي تاژكدار (زئوسپور) دارند كه متحرك ميباشند.

اهميت، كاربرد و استفاده از قارچ ها :
۱ – مسؤول تجزيه مواد آلي و بازگرداندن عناصر به طبيعت

۲ – همزيست ريشه برخي از گياهان و افزايش دادن جذب آب و املاح بويژه فسفر در برخي گياهان
۳ – توليد برخي از آنتي بيوتيك هاي مهم
۴ – اهميت در صنايع تخميري مثل نان، نوشابه هاي الكلي، انواع سس و صنعت پنير سازي و صتعت توليد كاغذ
۵ – توليد انبوه برخي آنزيم هاي تجزيه كننده مواد صنعتي
۶ – توليد انبوه برخي تنظيم كننده ها ي رشد گياهي

۷ – استفاده در كنترل بيولوژيكي طبيعي و مصنوعي حشرات و ساير قارچ ها و انگلهاي گياهي
۸ – عامل بيماريها و مسموميت هاي متعدد انساني، حيواني و گياهي (در مزرعه و در انبار)
۹ – منبع پروتئيني مناسب
۱۰ – استفاده در مطالعات علمي
۱۱ – همزيستي با جلبك و توليد گلسنگ و دخالت در خاكسازي
۱۲ – و ………

ساختار رويشي قارچ ها Thallus
قارچ ها داراي سه نوع اندام رويشي مي باشند:
۱ – برخي قارچها مثل مخمرها تك سلولي مي باشند و بنابراين كل ساختمان رويشي قارچ فقط يك سلول است. تكثير اين سلولها از طريق تقسيم دوتائي و يا جوانه زدن صورت مي گيرد.
۲ – پلاسموديوم : در برخي از قارچها از جمله كپكهاي مخاطيSlimy mold و اعضاي راستهPlasmodiophorales اندام رويشي قارچ توده پروتوپلاسمي است كه ديواره سلولها از بين رفته و هسته هاي متعددي را شامل مي شود.
۳ – اكثر قارچ ها اندام هاي رويشي رشته اي به نام هيف Hyphae يا ريسه توليد ميكنند. هيف ها رشته هاي ظريف با يا بدون ديواره عرضي (Septum) مي باشند. هيف هاي واجد ديواره عرضي را Septate و هيف هاي بدون ديواره عرضي را هيف هاي سنوسيتيك Cenocytic مي نامند. معمولاً در هر سلول قارچي چند و گاه يك هسته ديده مي شود. هر تكه از هيف واجد قدرت رشد است و معمولاً از انتها رشد مي كند. ميسليوم Mycelium مجموعه اي از هيفهايي است كه به صورت نامنظم در هم تنيده شده اند. هيفها عمل تغذيه جذبي را انجام ميدهند.
گاه آرايش منظمي از هيفها ديده ميشود. بافت حاصل از منظم شدن هيفها را پلكتانشيم Plectenchymaناميده ميشود.
دو نوع پلكتانشيم در قارچ ها ديده مي شود :
۱ – پروزانشيم Prosynchyma در اين بافت، ريسه ها از سلولهاي دراز ساخته شده و بطور موازي با يكديگر قرار مي گيرند. حالت انفرادي ريسه ها در اين بافت نسبتاً محفوظ است. مثل بافت استروما Stroma و ريزومورف Rhizomorph .
استروما بالشك مانند و نرم است كه ممكن است فقط از بافت قارچي و يا مخلوطي از بافت قارچي و گياه ميزبان باشد. در سطح يا داخل استروما اندام زايشي جنسي و غيرجنسي بوجود مي آيد.
ريزومورف توده اي از هيف هاي منظم مي باشند كه بصورت رشته اي كنار هم قرار مي گيرند. سلولهاي بخش لايه بيروني آن مثل اسكلروت، داراي ديواره

ضخيم و تيره و لايه داخلي آن مثل استروما حالت پروزانشيمي دارد و هيف ها حالت انفردادي خود را حفظ ميكنند. ريزوموف قادرست مثل ريشه از انتها رشد نمايد و معمولاً در خاك تشكيل ميشود ولي ميتواند در چوب و درخت هم رشد نمايد و نيز ميتواند از گياهي به گياه سالم منتقل و آنرا آلوده نمايد.

 

۲ – سودوپارانشيم Pseudoparenchyma : در اين بافت كه بافت پارانشيم كاذب نيز ناميده مي شود، سلولهاي همشكل بطور فشرده كنار هم هستند. ريسه ها حالت انفرادي خود را در بافت پارانشيم كاذب از دست مي دهند و ديگر به شكل ريسه نيستند (مثل اسكلروتيوم Sclerotium).
اسكلروتيوم يا اسكلروت اندامي است سفت، پايا و معمولاً تيره رنگ كه به اشكال و اندازه هاي مختلف و در شرايط نامساعد تشكيل مي شود. اسكلروت داراي ۳ تا ۴ لايه سلول بيروني (rind)با ديواره ضخيم و تيره رنگ مي باشد. سلولهاي بخش داخلي اسكلروت ( (Medollaضخامت عادي خود را حفظ كرده و رنگ روشني دارند. اسكلروت در شرايط مساعد فعال شده و ممكن است به ميسليوم يا استروما و يا يك اندام زايشي تبديل شود.
هيف ها داراي ضمائمي هستند:
۱ – ريزوئيدها (Rhizoid) : رشته هايي هستند با ماهيت هيفي ولي فاقد هسته كه عمل جذب غذا را به عهده دارند و نيز باعث محكم شدن و استقرار بهتر قارچ در محيط مي شوند. ريزوئيدها در قاعده اندام هاي زايشي تشكيل مي شود. مثل قارچ Rhizopus.
2 – كلاميدوسپورها Chlamydospors در هيف هايي كه واجد ديواره عرضي مي باشند، ممكن است يك يا چند سلول در كنار و يا دور از هم در شرايط نامساعد و يا مساعد تغييراتي از لحاظ شكل و اندازه. مثل ضخيم شدن ديواره، غليظ شدن سيتوپلاسم و نيز پيدايش برخي از رنگدانه ها و … بروز كند. هر يك از اين سلولهاي تغيير يافته را كلاميدوسپور گويند كه يك واحد زايشي غير جنسي نيز محسوب مي شود. مثل قارچ Fusarium .
3 – هيفوپوديوم ها (Hyphopodium) يا پاهاي هيفي : ضمائم يك يا دو سلولي اند كه به اشكال مختلف كه باعث چسبيدن بهتر هيف به محل آلودگي مي شوند و اين اندام ها عمل جذب را هم انجام ميدهند.
۴ – هاستوريوم Hausturium و اپروسوريوم Appressorium : اين ها مهمترين ضمائم هيفي به شمار مي روند. هاستوريوم (مكينه) به اشكال مختلف گرد و يا منشعب و پنجه اي مي باشند كه عمل جذب را انجام داده و براي افزايش سطح جذب معمولاً در قارچهاي انگل اجباري ديده مي شوند. هاستوريوم ديواره سلولي را پاره كرده و وارد سلول شده ولي غشاء سيتوپلاسمي را فقط به داخل فشار ميدهد و نيز در قارچهايي كه هيف هايشان بين سلولي است، عموماً هاستوريوم بوجود مي آيد.
نكته : در برخي قارچ هاي انگل اجباري و يا داراي هيف بين سلولي، ممكن است هاستوريوم ديده نشود. مثل قارچ Taphrina
اپرسوريوم براي تسهيل نفوذ قارچ به داخل بافت گياهي است. همه قارچ ها اپروسوريوم توليد نمي كنند. اپرسوريوم سطح تماس را بين ديواره سلول و انتهاي هيف بيشتر مي كند. فشاري كه توسط آن سطح مي آيد، بيشتر از حالت عادي است. قطر هيف زير اپرسوريوم باريك تر شده و نفوذ زيادتر مي شود. اين زائده هيفي را Penetration Peg (چنگك) گويند.

۴ – حلقه هاي هيفي در قارچهاي شكارگر

ساختارهاي زايشي قارچ ها

توليدمثل قارچها بيشتر با توليد اسپور انجام مي گيرد. اسپور Spore واحد زايشي قارچ ها به شمار مي رود و به دو شكل جنسي و غيرجنسي و به اشكال بسيار متنوع و طي مكانيسم هاي مختلف بوجود مي آيد. در تعدادي از قارچ ها اسپورها در داخل كيسه‌اي تشكيل ميشود كه اسپورانژيوم Sporangium ناميده ميشوند. پايه اسپورانژيوم را اسپورانژيوفور Sporangiophore گويند. در برخي از قارچ ها اسپورها داراي تاژك بوده و زئوسپور Zeospore يا پلانوسپور Planospore ناميده مي شوند. اسپور بدون تاژك را Aplanospore مي نامند. در برخي از قارچها اسپور را كنيدي مينامند. كنيدي ها همواره غير جنسي هستند. كنيدي ها در انتهاي كنيديوفورها تشكيل مي شوند.

روشهاي توليد مثل غيرجنسي در قارچ ها
۱ – قطعه قطعه شدن هيف و يا كنيدي Fragmentation
هيف ها و يا كنيدي ها قطعه قطعه شده و هر قطعه كه فراگموسپور و يا آرتروسپور Artrospore ناميده مي شود، به يك واحد زايشي تبديل شده و قادر است پايه واحدي را ايجاد نمايد.
۲ – جوانه زدن Budding : كه در قارچ هاي مخمر واقعي و مخمر مانند ديده مي شود. مخمرهاي واقعي بيماريزا نيستند. در قارچ هاي مخمر مانند، وقتي مرحله زندگي قارچ، تك سلولي يا غير ميسليومي است، در سلول يك برآمدگي ايجاد شده و هسته به دو قسمت تقسيم شده و يكي از آنها به سلول جديد هدايت شده، و بلاستوسپور Blastospore را بوجود مي آورد.
۳ – تقسيم دوتايي Fission كه درتعدادي از قارچ هاي مخمر واقعي ديده مي شود. باكتري ها نيز به اين طريق توليد مثل مي كنند.
۴ – اسپورزايي Sporolation كه قسمت اعظم توليدمثل غيرجنسي در قارچ ها را بخود اختصاص ميدهد.
تذكر مهم : در توليد مثل غير جنسي نتاج كاملاً مشابه والدين خواهند بود.

اندام هاي توليدمثل غيرجنسي
۱ – اسپورانژيوم و اسپورانژيوفور : Sporangium , Sporangiophore . اين اندام ها كه در قارچ هاي پست تر ديده مي شوند اسپورانژيوم ها شامل كيسه هايي مي باشند كه داراي اسپورهايي با يا بدون تاژك مي باشند و در انتهاي ساقه هايي به نام اسپورانژيوفور ديده مي شوند.
۲ – اندام هاي توليد كنيدي
۱ – كنيدي آزاد : كنيدي ممكن است بصورت آزاد و بدون واقع شدن در اندام خاصي روي كنيديوفورها توليد شوند.
۲ – پيكنيديوم Pycnidium : اندام كروي و به رنگ هاي مختلف كه در معمولاً بطور كامل و يا تا حدي در بافت ميزبان فرورفته است. اين اندام كروي داراي دهانه ايOstiole است كه بطرف بيرون باز مي شود. در كف اين كُره، كنيديوفرهايي قرار دارد كه در انتهاي آنها كنيدي ها قرار دارند.
۳ – آسروول Acervulus : اندامي است بشقاب مانند كه در سطح آن كنيديوفورهاي كوتاه و متراكم و مجتمع قرار گرفته اند و در روي آنها كنيدي ها قرار دارند. آسروول در بدو پيدايش در زير اپيدرم قرار دارد كه پس از بلوغ اپيدرم را پاره كرده و كنيدي ها را آزاد مي كند. آسروول در بستري از استروما بوجود مي آيد. آسروول ها بعضاً داراي رشته هاي عقيمي به نام Setae مي باشند.
۴ – اسپرودوكيوم Sporodochuium : اندامي است نعلبكي شكل و بالشك مانند كه كنيديوفور هاي بلند و تاحدي متراكم در سطح اندام (بدون پاره شدن اپيدرم) همراه با كنيدي ها قرار دارند.
۵ – كورميوم يا سينما (Coremium = Synnema)
كنيديوفورهاي بلند كنار همديگر بطور مجتمع قرار مي گيرند و تفكيك آنها از هم مشكل است. دسته كنيديوفورها در انتها باز شده و كنيدي ه

ا در انتها شكل مي گيرند.

اندام هاي توليد مثل جنسي
توليد مثل جنسي در قارچ ها معمولاً در هر فصل زراعي يكبار صورت مي گيرد و معمولاً براي تنوع ژنتيكي و بقاي قارچ انجام مي شود. نامگذاري و طبقه بندي قارچ ها براساس فرم جنسي قارچها صورت مي گيرد. براي تشكيل اسپور جنسي بايستي پايه نر و ماده با هم آميزش كرده و پلاسموگامي ، كاريوگامي و ميوز صور

ت گيرد.
۱ – اُاُسپور Oospore : اسپور جنسي و پايا در قارچ هاي رده اُاُميست است كه شايد در خاك، سطح يا داخل گياهان و در بقاياي گياهان توليد مي شود.
اندام هاي جنسي نر و ماده را در قارچ ها كلاً گامتانژيوم Gametangium گويند.
در اُاُميست ها گامتانژيوم نر را آنتريديوم Anthridium و گامتانژيوم ماده را اُاُگونيوم Oogonium گويند. ايندو گامتانژ از لحاظ شكل و اندازه با هم متفاوتند و از اينرو به آنها هتروگامتانژيوم يا آنيزوگامتانژيومHeterogametangium = Anisogametangium گويند.
تماس دو گامتانژ و انجام عمل لقاح توليد ااسپور را بدنبال دارد. هسته هاي گامتانژ نر وارد گامتانژ ماده مي گردد.

۲ – زيگوسپورها Zygospors : اسپور جنسي و پايا در قارچ هاي رده زيگوميست است كه داخل كيسه اي بنام زيگوسپورانژيوم بوجود مي آيد. گامتانژهاي نر و ماده با هم مشابه مي باشند ايزوگامتانژيوم Isogametangium, نام دارند.

۳ – آسكوسپور : اسپور جنسي در قارچ هاي رده آسكوميست است كه معمولاً به تعداد ۸ عدد در داخل كيسه اي به نام آسك قرار دارد. در اينجا آنتريديوم و آسكوگونيوم به ترتيب گامتانژ نر و ماده اند كه متفاوت از هم بوده و عمل آميزش را انجام ميدهند.

اندام هاي آسكزا :
۱ – آسك آزاد : آسك ها ممكن است به صورت آزاد و بدون قرار گرفتن در اندام خاصي تشكيل مي شوند. آسك ها بصورت منظم و رديفي در كنار هم و روي سطح ميزبان قرار مي گيرند كه اين لايه منظم را لايه هيمنيوم Hymenium گويند. مثال : قارچ Taphrina
2 – آسكوكارپ Ascocarp : اندامي است كه از هيف هاي هاپلوئيد (n) تشكيل شده است و در داخل و يا سطح آن آسكها قرار مي گيرند. دو نوع آسكوكارپ وجود دارد :

۱ – آسكوكارپ حقيقي، كه پس از آغاز توليد مثل جنسي از پايه آسكوگونيوم منشاء گرفته و در اثر تنديده شدن هيف هاي هاپلوئيد حاصل، تشكيل مي شود. آسكوكارپ هاي حقيقي داراي ديواره مخصوص و مشخصي مي باشند كه پريديوم Peridium ناميده مي شوند.
۲ – آسكوكارپ كاذب، كه از هيف هاي رويشي معمولي كه يك استروما را تشكيل مي دهند بوجود مي آيد. داخل اين استروما كه به شكل يك حفره مي باشد، آسكوگونيوم و آنتريديوم تشكيل شده و لقاح صورت مي گيرد و آسك بوجود مي آيد. پس آسكوكارپ كاذب پريديوم ندارد و دربرگيرنده آسك ها، استروما يا بقاياي آن مي باشد.
كليستوتسيوم Cleistothecium : اين نوع آسكوكارپ، اندامي است معمولاً بسته و گرد كه در داخل آن آسكها تشكيل مي شوند. آسكها فاقد لايه هيمنيوم بوده و ديواره آنها ناپايدار و ژله اي است. در بين آسك ها رشته هاي عقيم (پارافيز) وجود ندارد. كليستوتيس ها معمولاً در اطراف خود داراي زائده هاي هيفي به نام فولكر يا اپنديج Fulcre = Appendage مي باشند.
پريتسيوم Perithecium : اين نوع آسكوكارپ، اندامي است كروي يا كوزه اي شكل كه در داخل آن آسكهايي با لايه هيمنيوم بوجود مي آيد.. آسك ها پايدار بوده و گاه ناپايدارند، داراي پارافيز و گاه فاقد آن و دهانه آسكوكارپ اكثراً باز است. ممكن است در دهانه پريتسيوم رشته هاي عقيم ديگري حضور داشته باشند كه به آنها پريفيز Periphyse ميگويند.
آپوتسيوم Apothecium : اين نوع آسكوكارپ، اندامي است بشقابي شكل و يا بسته (كه بعداً باز شده و بشقابي مي شود) داراي پايه يا بدون پايه، سطح زمين يا داخل خاك كه در سطح آن، مجموعه اي از آسكها با لايه هيمنيوم و با پارافيز در بين آسكها تشكيل مي شود.
آسكوما يا آسكوستروما يا پريتس كاذب Ascostroma :
اندامي است كوزه اي و گرد كه به لحاظ شباهت ظاهري به آن پريتس كاذب نيز مي گويند. آسكها در حفره استرومايي بوجود آمده و پريديوم وجود ندارد (آسكوكارپ كاذب).

۴ – بازيديوسپور : اسپور جنسي در قارچ هاي بازيديوميست را بازيديوم گويند كه معمولاً به تعداد ۴ عدد برروي اندامي معمولاً گرزي شكل بنام بازيديوم تشكيل مي شوند. بازيديوم ها در داخل و يا سطح اندام باردهي بنام بازيديوكارپ قرار مي گيرند. لايه منظم بازيديوم ها نيز هيمنيوم ناميده مي شود. بازيديوكارپ همان بخش كلاهك قارچهاي چتري است.

رده بندي قارچ ها

 

سلسله قارچها (Fungi) سابقاً به سه شاخه زير تقسيم بندي مي شدند :
۱ – شاخه Gymnomycota
2 – شاخه Mastigomycota

۳ – شاخه Amastigomycota
در حال حاضر براساس طبقه بندي ارائه شده توسط آلكسوپولوس و همكاران در سال ۱۹۹۵ تغييراتي در اين طبقه بندي صورت گرفته است كه به مرور بدانها اشاره خواهد شد.
۱ – شاخه Gymnomycota
قارچهاي متعلق به اين شاخه را قارچ هاي آغازين و نيز كپك هاي مخاطي Silmy mold مي نامند. سلولهاي بخش رويشي در آنها فاقد ديواره سلولي بوده و از نوع پلاسموديوم است. تغذيه اين گروه از موجودات از طريق بلع (فاگوسيتوز) صورت مي گيرد. اين موجودات بر اساس رده بندي جديد از سلسله قارچها خارج و به سلسله جانوران (پروتوزوآ يا جانوران تك سلولي) منتقل شده اند. اين موجودات از نظر بيماريزايي در گياهان اهميت اندكي داشته و فقط برخي از جنس ها مثل Fuligo ، Mucilago و Physarum سبب بوجود آمدن كپك هاي مخاطي روي گياهان قد كوتاه مثل علف چمن، توت فرنگي، سبزيجات و گياهان زينتي كوتاه قد مي شوند.
۲ – شاخه Mastigomycota
قارچهاي اين شاخه داراي زئوسپور (اسپورهاي تاژكدار) بوده و تغذيه آنها از طريق جذب انجام مي شود.
اين شاخه به دو زير شاخه تقسيم بندي مي شود:
الف – زير شاخه Haplomastigomycotina
در اين موجودات بخش اعظمي از چرخه زندگي در حالت n كروموزومي است و تنها دوره كوتاهي از زندگي، قارچ در حالت ديپلوئيد قرار دارد. اين زير شاخه به سه رده تقسيم بندي مي شود :

۱ – رده Plasmodiophoromycetes
قارچ هاي اين رده به كپك هاي درون زي مخاطي Endoparasitic slime mold معروف بوده و از لحاظ بيماريزايي در گياهان بسيار با اهميت مي باشند. براساس رده بندي جديد جايگاه دقيقي براي قارچ هاي اين رده مشخص نشده و آنها را بطور احتمالي به پروتوزوآ منسوب مي كنند.
از قارچ هاي مهم اين رده مي توان به موارد زير اشاره نمود :
۱ – Plasmodiophora brassicae عامل ريشه گرزي چليپائيان كه به بيماري فتق كلم نيز معروف است.
۲ – Spongospora subterranean : عامل اسكب پودري سيب زميني سفيد كه علاوه بر بيماريزايي مستقيم، باعث انتقال ويروس Potato Map Top virus مي شود.
۳ – Polymyxa graminis : كه بر روي ريشه گندم و ساير غلات بيماريزا بوده و همچنين برخي ويروس هاي خطرناك نظير Wheat Soil-born Musaic Virus ، Barley Yellow Musaic Virus و Wheat Spindle Streak Virus مي گردد.
۴ – Polymyxa betea : كه انگل ريشه چغندر است و باعث انتقال ويروس مخرب Beet Necrotic Yellow Vein Virus عامل بيماري رايزومونياي چغندرقند مي گردد.
۲ – رده Chytridiomycetes
قارچ هاي اين رده بر اساس رده بندي جديد، هنوز هم به سلسله قارچ ها متعلق بوده و تنها يك سطح رده بندي ارتقاء يافته و در سطح شاخه Chytridiomycota مورد بحث قرار مي گيرند. در اين رده زئوسپورها داراي يك تاژك شلاقي در قسمت عقب مي باشند.
از مهم ترين قارچ هاي بيماريزاي گياه در اين رده مي توان به موارد زير اشاره نمود :
۱ – Synchytrium endobioticum عامل زگيل (Wart) سيب زميني
۲ – Olpidium brassica عامل بيماري تورم رگبرگ كاهو و مرگ گياهچه كلم و توتون
۳ – Urophlyctis alfalfa عامل زگيل قهوه اي طوقه يونجه
۴ – Urophlyctis betae عامل زگيل طوقه چغندر قند
۵ – ‍Physoderma maydis عامل لكه قهوه اي ذرت
۲ – رده Hyphochytridiomycetes
اين رده از قارچ ها داراي زئوسپورهايي مي باشند كه در بخش جلويي خود داراي يك تاژك پرمانند مي باشند. اين قارچ ها معمولاً آبزي بوده و به صوت ساپروفيت و يا انگل جانداران آبزي به سر مي برند. اين رده از لحاظ بيماريزايي روي گياهان از اهميت چنداني برخوردار نمي باشد و در حال حاضر از سلسله قارچ ها خارج و به سلسله جديدي به نام Steramenopila يا Chromista انتقال يافته است.

ب – زير شاخه Diplomastigomycotina
در اين موجودات بخش اعظمي از چرخه زندگي در حالت ۲n كروموزومي است و تنها دوره كوتاهي از زندگي، قارچ در حالت هاپلوئيد قرار دارد. اين زير شاخه تنها شامل يك رده مي باشد :

– رده Oomycetes
اعضاي اين رده داراي دو نوع تاژك شلاق

ي و پرمانند مي باشند كه هر دو تاژك در يك زئوسپور در كنار هم حضوردارند. همچنين ديواره سلولي از سلولز و گلوكان تشكيل شده و كيتين در بسياري از گونه ها در ديواره حضور ندارد. اين رده به لحاظ زيست در محيط هاي مرطوب به كپك هاي آبي Water molds معروف مي باشند.
اعضاي اين رده از لحاظ بيماري زايي در گياهان (عوامل گياهچه ميري ها، سفيدكهاي داخلي و زنگ سفيد و ….. ) بسيار حائز اهميت مي باشند. سالها اين موجودات تحت سلسله قارچ ها مورد بحث قرار مي گرفتند. اخيراً اين موجودات از سلسله قارچ ها خارج شده و در سلسله مجزايي به نام سلسله Steramenopila يا Chromista مورد بحث قرار مي گيرند. گاه آنها را به نام شبه قارچ نيز مي شناسند.
اين رده داراي چهار راسته مهم است كه دو راسته آن در ايجاد بيماري در گياهان از اهميت بيشتري برخوردار مي باشند كه به آنها پرداخته مي شود :

۱ – راسته Saprolegniales
جنس مهم بيماريزاي اين راسته Aphanomyces است كه داراي گونه‌هاي مختلفي است از جمله Aphanomyces cochlioides كه باعث پوسيدگي ريشه چغندر ميشود. گونه هاي ديگري نيز وجود دارند كه به لوبيا، نخود، كلم و اسفناج و …. خسارات فراواني را وارد مي كند.

۲ – راسته Prenosporales
اين راسته شامل قارچ هاي مهم بيماريزاي گياهي مي باشند كه غالباً انگل اجباري بوده و اپيدمي هاي گياهي مخربي را بوجود مي آورند. اين راسته شامل ۴ خانواده مهم قارچي است كه عبارتند از :

۱ – خانواده Peronosporaceae
قارچ هاي متعلق به اين خانواده عوامل بيماريهاي مهمي به نام سفيدكهاي داخلي Downey mildew هستند. اكثر اين قارچ ها انگل اجباري بوده و در محيطهاي كشت مصنوعي قادر به رشد نمي باشند. اين قارچها معمولاً در سطح برگ ها لكه هاي نكروزه و كلروزه ايجاد مي كنند و در پشت برگ ها پوشش كركي قارچ را شاهد خواهيم بود كه در واقع تجمعي از اسپورانژيوم ها و اسپورانژيوفورهاي قارچ خواهند بود.
اين خانواده داراي جنس هاي مهم زير مي باشد:
۱ – Peronospora : اين قارچ

ها اسپورانژيومها و اسپورانژيوفورهايي را توليد مي كنند كه اسپورانژيوفور دو شاخه بوده و اسپورانژيوم ها روي آنها قرار دارند. شاخه هاي اسپورانژيوفورها اندازه يكساني ندارند.
در اين جنس گونه هاي مهمي وجود دارد كه به انواع گياهان خسارت ايجاد مي كنند كه نمونه هايي از آنها عبارتند از:
۱ – Peronospora trifoliorum f.sp. medicaginis-sativae عامل سفيدك داخلي شبدر
۲ – Peronospora parasitica عامل سفيدك داخلي گياهان خانواده چليپائيان (كروسيفر)
۳ – Peronospora hyoscyami f.sp. tabacina عامل سفيدك داخلي توتون
۴ – Peronospora destructor عا

مل سفيدك داخلي پياز
۵ – Peronospora farinosa عامل سفيدك داخلي گياهان خانواده چغندريان
۶- Peronospora farinosa f.sp. spinaciae عامل سفيدك داخلي اسفناج
۷ – Peronospora trifoliorum عامل سفيدك داخلي يونجه
به عنوان نمونه در اينجا به طور مختصر به توصيف بيماري سفيدك داخلي پياز پرداخته مي شود :

نام بيماري : سفيدك داخلي يا كپك آبي پياز Downey mildew (blue mold ) of Onion
عامل بيماري Peronospora destracter
اين بيماري در كشور ما و بويژه در منطقه آذربايجان بفراواني ديده مي شود. قارچ عامل بيماري بجز پياز به سير، موسير و تره فرنگي نيز حمله مي كند.
علايم بيماري :
ابتدا لكه هايي رنگ پريده و خاكستري روي برگها ظاهر شده و در صورت فراهم بودن رطوبت پوشش كركي قارچ برنگ خاكستري مايل به بنفش روي لكه ها ظاهر مي شود. لكه ها رفته رفته پيشروي كرده و بزرگ و بيضوي و به رنگ بنفش تيره در مي آيند. در پيازهاي بذري ساقه هاي گلدهنده نيز آلوده شده و بذرهاي تشكيل شده ضعيف و يا عقيم مي شود.
قارچ عامل بيماري روي برگها اسپورانژيوم هايي توليد مي كند كه برروي اسپورانژيوفورهاي دو شاخه (نامساوي) قرار دارند.
چرخه بيماري (زيست شناسي قارچ عامل بيماري) :
بذرها در صورت حفظ قوه ناميه آلوده اند و در صورت استفاده از آنها ممكن است بذرها عامل ورود بيماري به مزرعه باشند. با اينحال پيازهاي انباري بذري برداشت شده از مزرعه آلوده، منابع مهمتري براي شروع آلودگي در مزرعه مي باشند. پس از شروع آلودگي و شروع بيماري، اسپورانژيوم ها با باد پراكنده شده و آلودگي هاي جديد را باعث مي شود. پس از خاتمه دوره رويشي گياه، مرحله جنسي قارچ فرا رسيده و اُاًگونيوم ها و آنتريديوم هاي قارچ با هم در آميخته و اُاُسپورهاي پايا بوجود مي آورد. اُاُسپورها سبب زمستانگذراني قارچ در بقاياي گياهي در خاك مزرعه به مدت ۴ تا ۵ سال مي شوند.
مبارزه
۱ – تناوب زراعي نسبتاً طولاني
۲ – جمع آوري و سوزاندن بقاياي گياهي
۳ – انتخاب بذور سالم و غده هاي سالم. در صورت مشكوك بودن بذرها آنها را ۲۵ دقيقه در آب گرم ۵۰ درجه سانتيگراد خيسانده و خشك مي كنيم.
۴ – سمپاشي گياهان با سموم دي تيوكاربامات مثل زينب، مانب، مانكوزب و …. هر ۷ تا ۱۰ روز يكبار تا حداقل ۴ هفته قبل از برداشت. (سمپاشي حتماً بصورت مه پاشي و با سمپاشهاي اتومايزر انجام شود و اين به دليل غشاء مومي و لغزنده برگهاي پياز است كه پخش سم را اجازه نميدهند)

۲ – Bremia : اين جنس اسپورانژيو

م هايي را در انتهاي اسپورانژيوفور بشقابي شكل بوجود مي آورد و فقط داراي يك گونه است : Bremia lacttucae كه عامل سفيدك داخلي در كاهو است و همه ساله خسارت فراواني را به اين محصول در مزرعه، حمل و نقل و بازار وارد مي كند.

بيماري سفيدك داخلي كاهو Lettuce downy mildew
عامل بيماري Bremia lacttucae
اين بيماري از مهمترين بيماريهاي ك

اهو به شمار ميرود كه در سراسر ايران و بويژه منطقه آذربايجان به وفور شايع بوده و در مزرعه و بازار ديده مي شود. اين قارچ علاوه بر كاهو به ۲۳۰ گونه گياه ديگر حمله مي كند.
علايم بيماري
روي برگ ها ابتدا لكه هاي رنگ پريده اي ديده مي شود كه كم كم قهوه اي و بافت مرده مي شوند. در زير برگ پوشش كركي قارچ (اسپورانژيوم و اسپورانژيوفور) با كمي دقت قابل مشاهده است. لكه هاي از برگ هاي بيروني شروع و به طرف داخل پيشروي مي كند.
چرخه زندگي
قارچ عامل بيماري به صورت اُاُسپور و ميسليوم در برگهاي باقي مانده، زمستان گذراني مي كند. بعد از ايجاد آلودگي در گياهان آلوده اسپورانژها جوانه زده و هيف توليد مي كنند و يا زئوسپورهايي از داخل اسپورانژيوم آزاد و به گياهان مجاور منتشر مي شود. اين چرخه ۶-۵ روز بيشتر طول نمي كشد. اين قارچ به ندرت با بذر كاهو قابل انتقال مي باشد.
كنترل
۱ – به لحاظ رطوبت دوست بودن قارچ عامل بيماري، كاشت در خاكهاي كاملاً زهكشي شده انجام شود.
۲ – تناوب ۲ تا ۳ ساله
۳ – انهدام بقاياي گياهي و نيز كاهو هاي وحشي در كنترل بيماري بسيار مؤثر است.
۴ – سمپاشي در مزرعه با سموم مانب، مانكوزب و زينب و اخيراً متالاكسيل + مانكوزب به محض مشاهده علايم در چندين نوبت (حداقل يك ماه قبل از برداشت بايستي سمپاشي ها قطع شود)
۵ – براي كاهش بيماري در حمل و نقل بايستي برگهاي بيروني را كنده و دور ريخت. پس از بسته بندي كاهوها بايستي كاملاً خشك و در سردخانه (با دماي صفر درجه) نگهداري شود.

۳ – ‍Plasmopara : در اين جنس اسپورانژيوم ها بر روي اسپورانژيوفورهاي صليبي شكل و داراي انشعابات قائمه قرار دارند. اين جنس شامل چندين گونه است كه مهمترين آنها عبارتند از :

۱ – Plasmopara viticola عامل سفيدك داخلي مو
۲ – Plasmopara crustosa عامل سفيدك داخلي گياهان خانواده چتريان (مثل هويج)
۳ – Plasmopara halstedii عامل سفيدك داخلي آفتابگردان
براي نمونه به سفيدك داخلي مو اشاره مي شود:
سفيدك داخلي مو
عامل بيماري Plasmopara viticola
اين بيماري يكي از بيماريهاي همه گير مو در ايران به شمار ميرود كه در مناطق مختلف از جمله آذربايجان شايع است.

علايم بيماري :
علايم مشخص سفيدك داخلي در برگهاي مو ديده مي شود (سطح برگ لكه هاي كلروزه و نكروزه و پشت برگها پوشش كركي قارچ كه شامل اسپورانژيوم ها و اسپورانژيوفورها مي باشند). لكه ها بهم پيوسته و برگهاييكه به اين ترتيب آلودگي وسيعي زيادي يافته اند، ريزش مي كنند. حبه هاي جوان به بيماري بسيار حساس مي باشند و در صورت آلودگي در مراحل ابتدايي پوشش كركي قارچ روي آنها وجود دارد. پس از نفوذ قارچ به درون حبه ها در مرحله بعدي، رنگ آنها قرمز قهوه اي شده و چروكيده مي شود.
چرخه زندگي
برگهاي ريخته شده و شاخه هاي خشك شده محل زمستانگذراني قارچ به صورت اُاُسپور و يا بصورت ميسليوم ميباشند. جوانه زني اُاُسپورها در ابتداي فصل و ايجاد آلودگي روي برگ اسپورانژيوم ها تشكيل و زئوسپورها را بوجود مي آورند كه منتشر شده و آلودگي هاي مجدد را ايجاد مي كند.
كنترل بيماري

۱ – زهكشي تاكستان به منظور كاهش رطوبت
۲ – هرس سرشاخه هاي آلوده و جمع آوري و سوزاندن كليه بقاياي گياهي در انتهاي فصل
۳ – سمپاشي با قارچكش هايي مثل فوزتيل آلومينيوم، متالاكسيل، كاپتان، مانب، زينب قبل از گلدهي گياه و تكرار آن هر ۷ تا ۱۰ روز يكبار

۴ – Sclerospora :
اين جنس اخيراً در راسته مجزا Sclerosporales قرار گرفته و مهم ترين گونه آن Sclerospora graminicola است كه عامل سفيدك داخلي در ارزن است.

۵ – Pseudoperonospora
اين جنس از لحاظ شكل بسيار شبيه جنس Peronospora است و تنها در نحوه جوانه زني اسپورانژها تفاوت وجود دارد. مهم ترين گونه اين جنس Pseudoperonospora cubensis است كه عامل سفيدك داخلي در كدوئيان مثل خيار ميباشد.

۲ – خانواده Pythiaceae
قارچ هاي اين خانواده انگل اختياري بوده و به سادگي در محيط هاي مصنوعي قادر به رشد مي باشند.
چند جنس بسيار مهم در اين خانواده وجود دارد كه عبارتند از : Pythium ، Phytophthora و Sclerophthora .
1 – جنس Pythium
اين جنس يكي از مهمترين جنسهاي قارچي بيماريزا در گياهان مي باشند و موجب ايجاد پوسيدگي در بذر و مرگ گياهچه پيش و پس از خروج، پوسيدگي ريشه، ساقه مي شوند. اين جنس داراي گونه هاي بسيار متعددي است كه نمونه هايي از آن عبارتند از :
Pythium ultimum
Pytium debarianum
Pythium aphanidermatum
2 – ‍Phytophthora

اين جنس بيماريهاي مهم و خطرناكي را در گياهان ايجاد مي كند كه برخي از بااهميت ترين آنها عبارتند از :
Phytophthora nicotina
Phytophthora drechslera
Phytophthora parasitica
Phytophtora infestance

۱ – بيماري بلايت ديررس

سيب زميني و گوجه فرنگي (يا سفيدك داخلي) Late blight عامل بيماري Phytophthora infestans
اين بيماري از مشهورترين بيماري هاي گياهي است كه موجب قحطي در ايرلند نيز گرديد. اين بيماري در ايران روي سيب زميني، گوجه فرنگي و بادمجان شايع مي باشد.
علايم بيماري
روي برگهاي لكه هاي كوچك قهوه اي ظاهر شده و بعد از چند روز به كل برگ از حاشيه ها پيشروي كرده و برگها چروكيده مي شوند. پشت برگها در صورت رطوبي بودن هوا پوشش قارچي به رنگ خاكستري ديده مي شود. در كل شاخ و برگ حالت سوختگي پيدا مي كند و كل بوته به حالت بلايت (مرگ عمومي) به نظر مي رسد. روي غده هاي سيب زميني لكه هاي قهوه اي ديده مي شود. در صورتيكه غده ها بريده شوند بخش آلوده قهوه اي و تيره در گوشت سيب زميني به صورت نامنظم ديده مي شود.
روي ميوه هاي گوجه فرنگي كه در مراحل مختلف رشد آلوده مي شوند، لكه هاي قهوه اي با حاشيه نامنظم ظاهر مي شود كه سطحي هستند و در انبار پيشروي خواهند كرد.
چرخه بيماري
زمستانگذراني در غده هاي آلوده به صورت ميسليوم مي باشد. گياه حاصل از اين غده ها آلوده بوده و علايم بيماري را نشان ميدهند. انتشار بيماري با اسپورانژيوم هايي است كه روي برگها قرار دارد. باران موجب شسته شدن اين اسپورانژيوم ها از شاخ و برگ و انتقال آن به غده ها در زير زمين مي شود.
كنترل
۱ – جمع آوري همه غده هاي باقي مانده از محصول سال قبل
۲ – استفاده از ارقام مقاوم به بيماري
۳ – از بين بردن بخش هوايي سيب زميني۲ تا ۳ هفته قبل از برداشت با علف كش ها و روش مكانيكي
۴ –سمپاشي شاخ و برگ با متالاكسيل (ريدوميل)، مانب، نابام و مانكوزب براساس برنامه هاي پيش آگاهي
۵ – مصرف كودهاي فسفره و اجتناب از مصرف زياد كودهاي ازته

۳ – Sclerophthora
گونه مهم اين جنس Sclerophthora macrospora است كه داراي طيف وسيع ميزباني در گرامينه هاست و بويژه عامل سفيدك داخلي در ذرت و برنج و يولاف و …. است.

۳ – خانواده Perenoph

ythoraceae
اين خانواده جديداً برداشته شده و تنها جنس اين خانواده به خانواده Pythiaceae منتقل شده است. اين خانواده داراي يك گونه به نام Peronophythora litchii است كه باعث پوسيدگي ميوه در درختاني به نامNephelium litchi(lychee) مي شود.

۴ – خانواده Alboginaceae
قارچ هاي اين خانواده عوامل بيماري هاي موسوم به زنگ سفيد يا White rust مي باشند. مهم ترين گونه اين جنس Albugo candida است كه عامل زنگ سفيد در گياهان خانواده چليپائيان (خاجيان) از جمله شاهي (تره تيزك) مي باشد.
۳ – شاخه Amastigomycota

در اين شاخه قارچ هايي وجود دارند كه اسپورهاي آن فاقد تاژك مي باشند و تغذيه آنها بطريقه جذب انجام مي شود.
اين شاخه شامل چهار زير شاخه مهم قارچي است كه عبارتند از :
۱ – زير شاخه Zygomycotina
2 – زير شاخه Ascomycotina
3 – زير شاخه Basidiomycota
4 – زير شاخه Deuteromycota

۱ – زير شاخه Zygomycotina
كه شامل دو رده Zygomycetes و Trichmycetes مي باشد. رده تريكوميست از نظر بيماريزايي در گياهان اهميتي ندارند. لذا تنها به رده زيگوميست ها پرداخته مي شود.
– رده Zygomycetes
در اين زير رده توليد مثل جنسي با توليد اسپور جنسي و پايايي به نام زيگوسپور انجام مي شود.
در اين رده چند جنس مهم از لحاظ بيماريهاي گياهي وجود دارد كه عبارتند از:
۱ – جنس Mucor
گونه هاي اين جنس باعث پوسيدگي و ايجاد كپك در محصولات پس از برداشت مثل انگور و توتون مي گردند.

۲ – جنس Rhizopus
گونه مهم اين جنس Rhizopus stolonifer است كه باعث كپك معمولي در نان و پوسيدگي نرم در ميوه هاي انبارشده و در حين حمل و نقل مثل توت فرنگي و نيز سيب زميني هاي شيرين ميشود.

۳ – جنس Choanephora
گونه مهم اين جنس Choanephora cucurbitarum كه داراي طيف وسيع ميزباني است و باعث پوسيدگي ميوه و مرگ شكوفه هاي گ

ياهان خانواده كدوئيان، فلفل، پنبه و بلايت سيب زميني، لوبيا و لوبيا چشم بلبلي مي شود.

۲ – زير شاخه Ascomycotina كه تنها داراي يك رده قارچي به نام Ascomycetes است.
– رده Ascomycetes
اين رده كمتر از نصف گونه هاي قارچي را در بر ميگيرد و مهمترين ويژگي آن داشتن كيسه اي است به نام آسك كه محتوي اسپورهايي با نام آسكوسپور است. آسكها يا بطور آزاد مي باشند و يا در درون كيسه اي به نام آسكوكارپ قرار دارند.
اين رده به سه زير رده زير تقسيم مي شو

د:
۱ – زير رده Hemiascomycetidae يا آسكوميست هاي ابتديي
۲ – زير رده Euascomycetidae يا آسكوميست هاي عالي
۳ – زير رده Laboulbenioascomycetidae كه اين زير رده از لحاظ بيماريزايي در گياهان اهميت زيادي ندارند و از اينرو مورد بحث قرار نخواهند گرفت.

۱ – زير رده Hemiascomycetidae
در اين زير رده آسكها در اندام خاصي حضور نداشته و مستقيماً بر روي سطح ميزبان آسكها بطور آزاد بوجود مي آيند. در اين زير رده گونه هاي مهم بيماريزا موجود است كه مهمترين آنها به اين ترتيب مي باشند.
۱ – Nemathospora coryli عامل بيماري ماسوي پسته
۲ – Taphrina deformanse عامل بيماري لب پتري يا پيچيدگي برگ هلو
۳ – Taphrina proni عامل خيارك آلو
۴ – Taphrina cerasi عامل بيماري جارويي گيلاس
در اينجا به شرح بيماري لب شتري هلو و خيارك آلو پرداخته مي شود.
۱ – بيماري لب شتري هلو Leaf curl of peach
عامل بيماري Taphrina deformanse
قارچ عامل اين بيماري خنك دوست است و از اينرو در اوايل بهار روي برگهاي درختان هلو و نيز بادام ديده مي شود. اين بيماري از در اغلب نقاط كشور و ازجمله آذربايجان يكي از شايع ترين بيماري هاي هلو به شمار مي رود.

علايم بيماري
اين بيماري به لحاظ علايم مشخصي كه دارد به راحتي قابل شناسايي است. معمولاً برگ هاي آلوده به رنگ قرمز ارغواني در آمده و به شدت پيچ خورده مي شوند. اين پيچ خوردگي در اثر هيپرتروفي و هيپرپلازي در برخي سلولهاي پارانشيم برگ مي باشد. ممكن است در شرايط مساعد گرد سفيد رنگ قارچ روي برگ ها ديده

شود كه در واقع آسكهاي آزاد مي باشند.

چرخه بيماري
قارچ عامل بيماري به صورت كنيديهاي مخمرمانند روي برگ هاي فروافتاده و يا ميسليوم در فلس هاي جوانه و بافت هاي آلوده شاخه ها برروي درخت زمستانگذراني مي كند. در زمان مساعد قارچ دوباره فعال شده و در نهايت آسك هاي آزاد را بوجود مي آورند.
مبارزه
۱ – رقم هاي مقاوم هلو به اين بيما

ري مثل رقم گل مه موجود است.
۲ – هرس و جمع آوري و سوزاندن شاخه هاي آلوده
۳ – مبارزه شيميايي در هنگام آغاز رشد جوانه ها با تركيبات مسي و قارچكش هايي مثل كاپتان، كاپتافول، تيرام و زيرام . اولين سمپاشي بايستي حداقل ۱۰ روز بعد از هرس (در اواخر پاييز) و سمپاشي هاي بعدي در هنگام آغاز رشد جوانه ها انجام مي شود.
بيماري خيارك يا انبونك آلو Bladder plum
عامل بيماري Taphrina proni
اين بيماري در منطقه آذربايجان و قزوين گسترش زيادي داشته و سالانه به باغات آلو خسارات زيادي وارد مي كند.
علايم بيماري
قارچ عامل بيماري گلها را آلوده نموده و ميوه هاي جوان حاصله از آنها تغيير شكل مي بابد. اين ميوه ها دراز (شبيه ميوه باقلا) و پوچ اغلب به صورت خميده بر روي درخت خشك مي شوند. در قسمت خارجي ميوه هاي آلوده پوشش سفيد رنگي كه از اندام هاي باروري (آسك آزاد) تشكيل شده، ديده مي شود. شاخه و برگ ها نيز اغلب آلوده مي شوند. سرشاخه ها خيلي طويل و برگ ها برخي مواقع پيچيده شده ولي اين پيچيدگي چندان آشكار نيست. اين بيماري نيز هواي سرد و مرطوب را دوست دارد.
چرخه بيماري
قارچ بر روي ميوه هاي افتاده بر زمين و در شاخه ها و ساقه هاي باقي مي ماند. آلودگي هاي اوليه در بهار بوسيله كنيدي و ميسليوم قارچ انجام مي گيرد كه ميسليوم قارچ وارد شكوفه ها شده و در ناحيه تخمدان شكوفه ها ش

روع به رشد ميكند كه بدين ترتيب ميوه ها بدشكل مي شوند.
كنترل
۱ – جمع آوري ميوه هاي آلوده و هرس شاخه هاي آلوده و سوزاندن آنها
۲ – مبارزه شيميايي با سموم مسي در ابتداي رشد گياه و هنگام تورم جوانه ها.
۲ – زير رده Euascomycetidae
در اين زير رده آسكها در درون كيسه هاي ويژه اي به نام آسكوكارپ قرار مي گيرند. بر اساس نوع آسكوكارپ، اين زير رده به ۴ سري قارچي تقسيم مي شود:
۱ – سري Plectomycetes كه آسكوكارپ ها در آن اغلب از نوع كليستوتيسيوم مي باشد.
۲ – سري Pyrenomycetes ك

ه آسكوكارپ ها در آن اغلب از نوع پريتسيوم مي باشد.
۳ – سري Discomycetes كه آسكوكارپ ها در آن از نوع آپوتيسيوم مي باشد.
۴ – سري Loucoloascomycetes كه آسكوكارپ ها در آن از نوع پريتسيوم كاذب مي باشد.

۱ – سري Plectomycetes
قارچ هاي اين سري داراي آسكهايي مي باشند كه ديواره آنها در هنگام بلوغ متلاشي شده و آسكوسپورها مستقيماً از آسكوكارپ خارج و منتشر مي شوند. غالباً نوع آسكوكارپ در اين سري بسته و از نوع كليستوتسيوم است. در اين سري آسكها بدون نظم خاص در درون آسكوكارپ پراكنده اند و اصطلاحاً لايه هيمنيوم در آنها وجود ندارد.
از مهم ترين قارچ هاي اين سري مي توان به موارد زير اشاره نمود:
– مرحله جنسي قارچ هاي مهمي نظير Aspergillus، ‍Penicillium در اين سري قرار دارد

Aspergillus :
Aspergillus flavus كه موجب پوسيدگي و ايجاد كپك در محصولاتي نظير ذرت، پنبه و …. شده و توكسيني به نام آفلاتوكسين در محصولاتي نظير پسته توليد كرده و در صورت مصرف موجب مسموميت انسان مي شود.

Aspergillus niger كه موجب كپك سياه در پياز و سبزيجات مختلف مي شود.
فرم جنسي Aspergillus كه در اين سري قرار دارد Eruthium و Emericella است.

Penicillium :
Penicillium digitatum موجب كپك سبز مركبات
Penicillium italicum موجب كپك آبي مركبات
Penicillium expansum موجب پوسيدگي ميوه سيب
فرم جنسي اين قارچ كه در اين سري قرار دارد، Talaromyces و Eupenicillium است.
– Ophiostoma

Ophiostoma ulmi عامل پژمردگي آوندي نارون يا مرگ هلندي نارون
اين جنس اخيراً به سري Hymenomycetes و راسته Xylariales منتقل شده است.
در اينجا به لحاظ اهميت اين بيماري در كشور به شرح اين بيماري پرداخته مي شود:
بيماري مرگ هلندي نارون Dutch elm disease
عامل بيماري Oب پارك ها و درختكاري هاي منطقه شمال كشور و بويژه آذربايجان شايع است و موجب پژمردگي و از پاي در آمدن درخت درطي چند سال مي شود.
علايم بيماري
زردي و خشك شدن برگها در يك يا چند شاخه در اواخر پاييز و اوايل بهار آغاز مي شود. در صورتيكه شاخه هاي آلوده را قطع كنيم در مقطع آن آوندهاي چوبي به رنگ قهوه اي ديده مي شوند. در ضمن در درختان مرده و يا در حال مرگ دالانهايي كه سوسكهاي پوستخوار ايجاد كرده اند ديده مي شود.
چرخه بيماري
اين بيماري با سوسكهاي پوستخوار و نيز پيوند ريشه اي درختانيكه در مجاورت همديگر قرار دارند، منتقل مي شود. سوسكها به هنگام تغذيه از درخت، قارچ عامل بيماري را منتقل مي كنند. قارچ به درون آوند راه يافته و موجب انسداد آن مي شود و بدين ترتيب پژمردگي بروز مي كند.
كنترل بيماري
۱ – رعايت بهداشت باغي : با از بين بردن درختهاي مرده و يا در حال مرگ و هرس همه شاخه هاي آلوده تا ۳ متر زير هر گونه تغيير رنگ آوندي و حفر كانال بين درختان آلوده و سالم براي جلوگيري از پيوند ريشه ها و استفاده از مواد تدخين كننده مثل متيل برومايد در كانال حفر شده.
۲ – كنترل ناقل : سمپاشي با حشره كش ها در اوايل بهار و استفاده از فرمون هايي براي جلب حشرات
۳ – تزريق مواد بازدارنده پاتوژن مثل انواع آنتي بيوتيك ها به تنه درخت كه در مراحل مطالعه است.

۲ – سري Pyrenomycetes
در اين سري قارچ هايي قرار دارند كه آسكوكارپ در آنها غالباً داراي دهانه باز و از نوع پريتسيوم است. آسكها در لايه منظم هيمنيوم واقعند و ديواره آسكها پايدار مي باشد.
راسته هاي مهم اين سري عبارتند از :
۱ – Erysiphales
اين راسته قارچ هايي را شامل مي شود كه عوامل سفيدكهاي سطحي يا پودريPowdery mildew در گياهان مي باشند. در اين گروه بيماري ها پوشش سفيد رنگي از قارچ كه متشكل از هيف، كنيدي و كنيديوفور (كه در اينجا اُئيديوم Oidiumو اُئيديوفور ناميده مي شوند) روي سطح فوقاني و گاه تحتاني برگ ها ظاهر مي شود. در انتهاي فصل آسكوكارپ هايي از نوع كليستوتيس به شكل نقطه هاي سياهرنگي روي اندام هاي گياهي ظاهر مي شود كه وسيله پايداري قارچ به شمار مي رود. كليستوتيس ها داراي زائده هايي به نام فولكر يا Appendage مي باشند كه انواع مختلفي داشته و در جنس هاي مختلف به شكل هاي متفاوتي ديده مي شود. همچنين جنس ها مختلف اين راسته از روي تعداد آسك موجود در آسكوكارپ و نيز مورفولوژي فرم غير جنسي شان از هم تشخيص داده مي شوند.
جنس هاي مهم عبارتند از :

۱ – Erysiphe (فولكر رشته اي و آسكوكارپ داراي چندين آسك در داخل خود)
Erysiphe betea عامل سفيدك پودري چغندر قند
Erysiphe cichoracearum عامل سفيدك پودري كدوئيان
Erysiphe cruciferarum عامل سفيدك پودري چليپائيان
Erysiphe graminis f.sp. tritici عامل سفيدك پودري گندم كه اخيراً اسم جنس آن به Blumeria تغيير نام يافته است.

۲ – Sphearotheca (فولكر رشته اي و آسكوكارپ فقط واجد يك آسك)
Sphaerotheca pannosa سفيدك سطحي رز و هلو
۳ – Leveillula (فولكر رشته اي و آسكوكارپ داراي چندين آسك در داخل خود با فرم غير جنسي متفاوت)
Leveillula taurica عامل سفيدك سطحي در پنبه، بادمجان، فلفل و گوجه فرنگي
۴ – Uncinula (فولكر عصايي و آسكوكارپ داراي چندين آسك)
Uncinula necator عامل سفيدك سطحي مو
Uncinula bicornis عامل سفيدك سطحي بلوط
۵ – Phyllactinia (فولكر در انتهاي متصل به آسكوكارپ متورم و حباب مانند و در انتهاي ديگر نوك تيز، تعداد آسكها زياد)
Phyllactinia guttata عامل سفيدك پودري در درختاني نظير توت و پسته و فندق
۶ – Microsphaera (فولكر منشعب و صلبيبي شكل و داراي چندين آسك در آسكوكارپ)
Microsphaera diffusa عامل سفيدك سطحي سويا
Microsphaera alphitoides عامل سفيدك سطحي در بلوط

در اينجا براي نمونه به دو بيماري مهم سفيدك پودري مو و سيب اشاره مي شود.
سفيدك پودري مو Grape powdery mildew
عامل بيماري Uncinula necater
اين بيماري جزو بيماري هاي مهم در درخت مو بوده و باعث ايجاد خسارت شديد در موستان هاي سرتاسر دنيا مي شود. در ايران اين بيماري در نواحي نيمه مرطوب و خشك مثل آذربايجان خسارت شديد مي زند.
علايم بيماري
تمامي اندام هاي سبز ممكن است با پوشش سفيد رنگ قارچ پوشيده شوند. سلولهاي گياهي زير پوشش قارچي نكروزه شده و اواخر تابستان به رنگ خاكستري مايل به بنفش در مي آيند. روي شاخه هاي غير چوبي لكه هاي نكروزه ظاهر شده و حبه ها نيز با پوشش سفيد رنگ پوشيده شده و در صورت شدت آلودگي اپيدرم حبه ها نكروزه شده و قهوه اي مي شود. حبه ها بعداً تركيده و دانه هاي آنها آشكار مي شود.
چرخه زندگي
قارچ عامل بيماري زمستان را كليستوتيس ها در بقايا سپري مي كند و يا ميسليوم در بين جوانه ها سپري مي كند. پس از حصول آلودگي در آغاز فصل اوئيديوم (كنيدي) و ائيديوفور قارچ توليد و منتشر شده و آلودگي هاي بعدي را باعث مي شود. در انتهاي فصل نيز قارچ توليد مثل جنسي خود را آغاز كرده و كليستوتيس هاي سياه رنگي را بر روي برگ ها بوجود مي آورد.
كنترل بيماري
۱ – هرس اندام هاي سبز جهت تهويه و استفاده بيشتر از نورآفتاب با توجه به خنك دوست بودن پاتوژن

۲ – برنامه سمپاشي :
الف- اولين سمپاشي به محض باز شدن جوانه ها
ب – تكرار سمپاشي موقع تشكيل حبه ها به اندازه نخود فرنگي
ج – كمي قبل از رسيدن كامل ميوه
با سمومي مثل: گرد گوگرد، كاراتان، بنوميل، توپسين ام و …
نكته مهم: كاربرد گوگرد در حرارت بالاتر از ۱۸ درجه انجام شود. سمپاشي با گوگرد در ساعات گرم و اواسط روز موجب گياهسوزي مي شود.
سفيدك پودري سيب Apple powdery mildew
عامل بيماري Podo

sphaera leucotricha
اين بيماري چند سالي است كه در درختان سيب كشور رو به گسترش بوده و از بيماري هاي خطرناك سيب به شمار مي رود.
علايم بيماري:
علايم بيماري را مي توان در همه اندام هاي درخت مشاهده نمود:
روي شاخه ها : پوشش سفيد قارچي روي شاخه ها جوان يكساله، توقف رشد و كاهش فاصله ميانگره.
روي برگها : پوشش سفيد روي هر دو سطح برگ، پيچيده شدن و توقف رشد برگهاي مبتلا و خزان قبل از موعد
روي گلها : پژمرده شدن گلها و وجود پوشش سفيد روي آنها كه در نهايت منجر به توليد ميوه نمي شوند
روي ميوه ها : ميوه هاي جوان آلوده رنگشان سفيد شده و فرومي ريزند. تشكيل لايه نمدي و جوب پنبه اي زير اپيدرم ميوه
چرخه بيماري:
قارچ به صورت ميسليوم لابلاي فلس جوانه ها زمستان گذراني مي كند. بقيه مراحل مثل سفيدك سطحي در مو است.
كنترل بيماري
۱ – استفاده از ارقام مقاوم در هنگام احداث باغ
۲ – هرس شاخه هايي واجد جوانه هاي مبتلا و سوزاندن آنها
۳ – مبارزه شيميايي با سمومي مثل كاراتان (دينوكاپ)، گوگرد و …
اولين سمپاشي بايستي قبل از گلدهي شروع و هر ۸ تا ۱۰ روز تكرار شود.

۲ – راسته Sphaeriales
در اين راسته قارچ عامل پوسيدگي سفيد در درختان Rosellinia necarics قرار دارد.

۳ – را سته Polystigmatales
اين راسته دو قارچ مهم بيماري زا را در خود دارد.
۱ – Polystigma ochraceum عامل بيماري لكه آجري بادام
۲ – Polystigma rubrum عامل بيماري لكه قرمز آلو

۴ – راسته Claviceptales
در اين راسته قارچ مهم عامل ارگوت Ergot‌ چاودار و غلات (پاسيخكي) Claviceps purpurea وجود دارد.

۵ – راسته Diaportales

در اين راسته قارچ هاي بيماري زاي زير قرار دارند:
Diaporth citri عامل بيماري ملانوز مركبات
Endotia parasitica عامل بيماري مرگ درختان شاه بلوط
Valsa rubescens عامل بيماري دارخور يا سيتوسپوريوز سيب
Gnomonia juglandis عامل بيماري آنتراكنوز گردو (براي توضيح بيشتر به قارچ هاي ناقص مراجعه كنيد)
Gaeumanomyces graminis f.sp. tritici عامل بيماري پاخوره گندم (Take-all)

۶ – راسته Nectriales

قارچ هاي مهم اين راسته عبارتند از :
Nectria galligena عامل شانكر نكتريايي درختان
Gibberella fujikori عامل بيماري باكانا يا پوسيدگي طوقه برنج (به قارچ هاي ناقص مراجعه شود)
بيماري شانكر نكتريايي درختان Necterial chanker
عامل بيماري Necteria galligena
فرم غير جنسي قارچ Fusarium & Tubercularia galligena
اين بيماري از بيماريهاي مهم درختان مثمر (سيب، گردو، گلابي) و غير مثمر سخت چوب مثل بلوط و افرا به شمار مي رود.
علايم بيماري :
اولين علامت فرورفتگي مختصر روي پوست اطراف زخم هاي كوچك است. در شانكر هاي جوان چندساله با تشكيل بافت كالوز كه در اثر واكنش دفاعي گياه و تشكيل لايه چوب پنبه صورت مي گيرد، پوست در حاشيه شانكر ها شكاف مي خورد. در شانكر هاي مسن، حلقه هاي يكنواخت متحدالمركز شبيه صفحه هدف (سيبل) ديده مي شود. پريتس هاي قارچ به صورت انفرادي و يا گروهي در روي بافت مرده كالوز بوجود مي آيد.