قارچ ها

قارچ صدفي دينگري:
Pleurotus sajor-caju (Fr.) sunger
اين قارچ را اولين بار جانديك و كاپور (۱۹۷۶) در هندوستان جمع آوري و از آن كشت خالص تهيه كردند . سپس روشهاي كشت موفقيت آميز آن در بخش قارچشناسي و بيماريهاي گياهي انستيتو تحقيقاتي كشاورزي هندوستان دهلي نو مورد بررسي قرار گرفت .(شكل ۲-

۵) در مقايسه با ساير گونه هاي خوراكي پلوروتوس ، اينگونه بسيار مناسب و مرغوب تشخيص داده شد . اين قارچ به علت رشد آسان و باردهي عالي وشكل و مزه خوب بسرعت به صورت يك گونه تجاري در بسياري از كشورها بخصوص آسياي جنوب شرقي مورد بهره برداري قرار گرفت . قارچ خصوصيات بيولوژيكي ذيل را داراست :
۱- اين گونه در روي بسياري از مواد سلولزي حاصل از بقاياي گياهي مزارع رشد مي كند .
۲- به تهيه كمپوست كامل از بقاياي گياهي نياز ندارد و تنها نرم كردن كلش يا كاه براي توليد قارچ كفايت مي كند .
۳- مي توان آن را در داخل جعبه ها ، كيسه هاي نايلوني و تورهاي پلاستيكي ، سبدها ، قفسه ها ، طبقه ها و غيره كشت داد .
۴- مرحله پنجه دواني قارچ P.sajor- cajo خيلي سريع است واولين توليد محصول را مي توان پس از دو هفته برداشت كرد.
۵- نيازي به خاك پوششي نيست .
۶- مي توان در دامنه وسيعي از حرارت (۲۲ تا ۲۸ درجه سانتيگراد ) آن را كشت داد.
۷- مقدار توليد محصول درواحد سطح بسيار عالي و بالاست .
الف: خصوصيات بيولوژيك :
۱- مرفولوژي:
قارچ صدفي هندي در هواي گرم ، نرم و سفيد رنگ ، و در هواي سرد خاكستري رنگ است . ( شكل ۳-۵) پايه كلاهك معمولا خيلي كوتاه ، و رنگ آن نيز مانند رنگ كلاهك است . كلاهك در زمان جواني شبيه باد زن است . اما بتدريج شكافهاي عميق برداشته و تشكيل قسمتهاي مستقلي را مي دهد . به گونه اي كه قارچ به شكل خوشه اي به نظر مي رسد . كلاهك معمولا كود است . اما در جاهايي كه گاز كربنيك (co2) زياد باشد ، شكل قيف دهان گشاد

را بخود مي گيرد .

در قسمت زيرين كلاهك تيغه هاي متعدد بلند ، متوسط كوتاه و خيلي كوتاه به صورت متناوب تشكيل مي شود ، كلاهك به طرف پايه آن قرار دارند . چهار بازيد يواسپور بر روي هر بازيديوم مشاهده مي شود . درحالي كه در گونه Agaricus bisporus دو بازيد يواسپور روي هر بازيديوم قرار دارد .

 

۲- چرخه زندگي
اين قارچ د رموقع بلوغ تعداد زيادي اسپور توليد مي كند كه به طور متناوب آزاد مي شوند . اين اسپورها از طريق باد پخش شده و در روي ساپستريهاي مناسب جوانه مي زنند و ميسليوم اوليه را به وجود مي آورند . سلولهاي ميسليوم اوليه فقط يك هسته دارند . تلاقي بين دو ميسليوم اوليه حاصل از دو اسپور مختلف ، ولي سازگار منجر به توليد ميسليوم ثانويه مي شود . هر سلول ميسليوم ثانويه دو هسته دارد . ميسليوم ثانويه بسرعت رشد كرده و گرههاي اوليه را بوجود مي آورد . پلوروتوس يك قارچ هتروتاليك است . بنابراين تلاقي ميان دو هيف مختلف و جداگانه از دو اسپورسازگار متفاوت براي تشكيل اندام باردهي قارچ ضروري است .
۳- احتياجات غذايي:
در طبيعت اغلب گونه هاي پلوتوروس ، روي اندامهاي زنده و يا مرده گياهي كه از نظر مواد غذايي و ويتامينها فقريند ، رشد مي كند . براي رشد ميسليوم و توليد اندام باردهي قارچ معمولا از مواد غذايي موجود در تركيبات ليگنين ـ سلولزي استفاده مي كنند . البته افزون ساير مواد غذايي به محيط كشت و تكميل آن يا استفاده از موادي چون پروتئين ، آرد ، سويا، سبوس گندم و برنج ، نيترات سديم و يا نيترات كلسيم ، باعث تسريع در رشد قارچ و افزايش كيفي و كمي محصول شده است .
۴- شرايط زست محيطي مناسب:
در بين عوامل فيزيكي ، درجه حرارت تاثير كمتري داشته و قارچ مي تواند رنج وسيعي از تغييرات درجه حرارت را تحمل كند . در طي مرحله پنجه دواني بسته به گونه قارچ بايد در حرارت بين ۲۰ تا ۳۰ درجه سانتيگراد ثابت نگه داشه شود.
درگونه P.sajor-cajo بهترين درجه حرارت براي رشد ميسيليوم ۲۵ درجه سانتيگراد است .تشكيل اندامهاي باردهي د رحرارت ۱۵ تا ۲۵ درجه سانتيگراد و بيشترين ميزان آن در حرارت ۲۲ تا ۲۶ درجه سانتيگراد است . در گونه p. ostreatus درجه حرارت بهينه براي تشكيل اندام باردهي در حدود ۱۶ درجه سانتيگراد است . غلظت بالاي c02 موجب تحريك رشد ميسليوم درهمه گونه هاي زراعي مي شود . افزايش co2 د رحد ۲ تا ۲۸ سبب افزايش رشد ميسيليوم قارچ ميشود ، ولي غلظت ۵/۳۷ درصد ، مانع رشد ميسيليوم مي باشد . علاوه بر اين افزايش غلظت co2 در بستر ، سبب برتري قارچ در رقابت با ساير ميكروارگانيسمهايي كه نمي توانند غلظت بالاي co2 را تحمل كنند مي شود .
ميسيليوم قارچ قادر است تحت شرايط نيمه هوازي ( درغياب اكسيژن زياد ) رشد كند ، ولي براي توليد اندام باردهي بايد اكسيژن كافي در اختيار قارچ داده شود.
PH مطلوب در بستر ، بين ۵/۵ تا ۵/۶ است . در مراحل اوليه تشكيل اندام باردهي ، نور مناسب اهميت بسيار زيادي در افزايش محصول خواهد داشت .
ب: پرورش قارچ صدفي :
قارچ صدفي را مي توان در فضاهاي سربسته كشت داد . اين فضا مي تواند يك اتاق ، گاراژ و حتي آلونك ساده اي باشد كه كاربرد زيادي براي ساير امور ندارد . تنها برقرا

ري نور و تهويه مناسب در آن پوششهاي كاهگلي سقف و ديوار ساختمانهاي روستايي ، عايق مناسبي براي ممانعت از افزايش شديد درجه حرارت ناشي از تابش مستقيم خو.رشيد است .
تهيه بذر قارچ صدفي :
توليد بذر قارچ معمولا بر روي دانه هاي گندم صورت مي گيرد . اگر چ

ارچ ابتدا دانه هاي گندم مرغوب را شسته و يك شب در آب خيس مي كنند . سپس آب آن را عوض كرده و دانه هاي خيس كرده را بخوبي در آب مي جوشانند تا كاملا نرم شوند( عمل جوشاندن نبايدتا از هم پاشيدن بذور ادامه پيدا كند ) آب اضافي را تخليه و گندمها را روي يك سطح صاف پارچه اي يا توري پهن مي كنند ، تا آب موجود در سطح آنها كاملا تبخير شود .
به منظورجلوگيري از ليز شدن و بهم چسبيدن دانه ها به ميزان ۲ درصد پودر كربنات كلسيم به آنها افزوده و بخوبي مخلوط مي كنند و آنها را تا ۳ چهارم در شيشه هاي يك تا نيم ليتري تميز مي ريزند . شيشه ها را با درپوشهاي پنبه اي محكم پوشانده و پس از قرار دادن يك لايه ورق يا فويل آلمينيومي روي آن به مدت يك ساعت در حرارت ۱۲۱ درجه ساتيگراد و فشار ۱۵ پوند استريل مي كنند .
در حال حاضر استفاده از كيسه هاي پلاستيكي از جنس پلي پروپيلن مقاوم به حرارت مرسوم شده است . براي اين منظور كيسه هايي با ضخامت ۱/۰ ميليمتر و ابعاد ۲۸×۱۸ سانتيمتر را تهيه و آنها را تا نصف از گندم آماده شده پر مي كنند . يك حلقه آلمينيومي به قطر و ارتفاع ۴ تا ۵ سانتي متر تهيه كرده و دهانه كيسه را از داخل آن عبور مي دهند ، سپس لبه هاي آن را روي حلقه برگردانده و به كمك نخ روي حلقه محكم بسته مي شود . به اين ترتب دهانه كيسه مانند دهانه شيشه شده و ميتوان درپوش پنبه اي را براحتي در آن قرار داده، استريل كرد . پس از استريل كيسه ها يا شيشه هاي حاوي دانه گندم ، عمل تلقيح با دقت كامل و در شرايط استريل انجام مي شود . براي تلقيح ، از كشت خالص قارچ كه بر روي محيط غذايي رشد داده شده اند استفاده مي شود . پس از تلقيح شيشه ها يا كيسه ها را در محل مناسب (انكوباتور) با حرارت ۱+_ درجه سانتيگراد نگهداري مي كنند . در اين شرايط پس از ۱۰ تا ۱۲ روز ،‌ ميسليوم د رتمامي توده بذر نفوذ كرده و بذر براي استفاده بر روي بستر آماده است . مصرف سريع اين بذر پس از آماده شدن بهتر است ، زيرا توده هاي ميسيليوم قارچ با گذشت زمان متراكم مي شود و در موقع استفاه باعث ايجاد اشكال در پخش يكنواخت بذور در سطح بستر خواهد شد .
بستر قارچ :
بيشتر بقايا ي گياهي سلولز دار از قبيل ، كاه و كلش و غلات ، ساقه هاي ذرت ، باگاس نيشكر ، تفاله نيشكر ، برگهاي موز ، سافه هاي كاذب و بقاياي برگ ساير گياهان ، كاغذهاي زايد ، مواد زايد پنبه و غيره مي تواند براي تهيه بستر قارچ مورد استفاده قرار گيرد .
برگ وساقه برنج و گندم رايجترين مواد براي تهيه بستر قارچ p.sajor – cajo ، p.osteranus و غيره است . براي اين منظور ساقه هاي برنج را به اندازه هاي حدود ۵ تا ۶ سانتيمتر خرد كرده و كاه حاصل را دريك شب درآب مي خوابانند ( بهتراست كه اين ساقه ها براي ۲ ساعت در آب جوش قرار گيرد ) سپس از آب خارج شده مورد استفاده قرار مي گيرد . براي استفاده از كاه گندم باي آن زا به مدت يك هفته كمپوست كرد )
۳- سالن كشت و پرورش :
گونه هاي پلوروتوس را اغلب درمحيطهاي سرپوشيده پرورش مي دهند. اتاقهايي كه از مكان هوادهي خوب برخوردار باشند برا ي اين كار مناسبند . د رنواحي مرطوب اتاقهاي قديمي مناطق روستايي كه با چوب يا خشت و آجر ساخته شده و روي بدنه و سقف ياپشت بام آنها با كاه گل اندود شده بسيار مناسب مي باشند ك

ف چنين اتاقهايي بايد سيماني باشد و لوله هاي لازم براي هوادهي نيز در سقف يا ديوار آنها نصب شود . بهتراست اتاق داراي ابعاد ۵/۳×۳×۳ متر با دو دريچه كوچك در عقب و يك درورودي در جلو باشد . درداخل اتاق قفسه هاي سه طبقه بايك متر فاصله از يكديگر و نيم متر فاصله

ازديواره ها قرارداده شده و روي اين قفسه هاي بستر قارچ قرار مي گيرد .
۵- بذركاري يا بذر پاشي:

بذر قارچ با مواد بستر (كاه و كلش خيس خرده ) به نسبت ۲ تا ۵ درصد وزني مخلوط مي شود . در مواقعي كه شرايط مساعد براي رشد و پنج بستر يا ميسيليوم قارچ ( كلونيزه) شده از آن مي توان به عنوان بذر نيز استفاده كرد .
۶- عمليات اجرايي(مرحله داشت ):
كشت قارچ پلوروتوس معمولا در كيسه هاي نايلوني شفاف كه جابجايي آنها براحتي امكانپذير است صورت مي گيرد . عمليات كاشت را مي توان كه براحتي و در جعبه هاي چوبي مخصوص به طور عمودي انجام داد و يا با آماده سازي بر روي طبقه هاي مختلف مسطح ، كشت قارچ را روي آن صورت داد . روش ديگر اين است كه پس از بذر زدن به كمك قالبهاي مخصوص مواد بستر را به صورت بلوكهاي چهارگوش در مي آورند . براي اين منظور از قالبهاي چوبي با ابعاد ۱۵×۳۰×۵۰ سانتيمتر استفاده مي شود . اين قالبها كاملا شبيه قالبهاي خشت زني است كه در مناطق روستايي استفاده مي شود يعني سرو ته آنها باز است . درهر صورت پس از بذر زدن به كاه و كلش بستر ، آنها رادر كيسه هاي نايلوني و يا قالبهاي چوبي يا آهني مي ريزند . مقدار مواد بايددر حدي باشد كه كه حرارت درون توده بستر از ۳۰درجه سانتيگرا تجاوز نكند . بررسيها نشان مي دهد كه مقدار مطلوب محيط كشت براي هر كيسه با بلوك حدود ۶ كيلوگرم ( معادل ۵/۱ كيلوگرم كاه خشك ) است و اين مقدار كلش خيس دو سوم ( كيسه هاي نايلوني به ابعاد ۶۰×۴۵ سانتيمتر ) را پر مي كند و مي تواند در يك قالب پرس شود . براي مقادير كمتر محيط كشت از كيسه هاي پلاستيك كوچكتر نيز مي توان استفاده كرد . كيسه هاي پلاستيكي بايد سوراخ داشته باشند تا ضمن انجام تهويه كافي از افزايش درجه حرارت داخل بستر نيز جلوگيري شود . چنانچه بستر به صورت قالب تهيه شده باشد آنها را به آرامي با ورقه هاي پلاستيكي شفاف مي پوشانند .
۷- محصول دهي :
پس از آماده شدن كيسه ها يا قالبهاي حاوي كلش و بذر قارچ ، آنها را دراتاقي باتهويه مناسب و حرارت ۲۵ درجه سانتيگراد نگهداري مي كنند . در طي مدت زماني كه قارچ رشد ميسليومي شديددارد ( شنجه دواني ) بادي رطوبت اتاق را بالاي ۸۰ تا ۸۵ درصد نگهداشت
تحت اين شرايط پس از ۱۲ تا

۱۴ روز ميسليوم قارچ كاملا در بستر نفوذ كرده و تودهاي فشرده و يكدست وسفيد رنگ بوجود مي آورد . در اين موقع پوششهاي پلاستيكي اطراف قالبها و كيسه هاي پلاستيكي دور بستر درن كيسه ها را كنار زده و روي قفسه ها به طور منظم چيده مي شوند . رطوبت لازم با پاشيدن منظم روي كف و ديوارهاي اطراف اتاق تام

ين مي شود .
براي تامين رطوبت بهتر مي توان بلوكهاي حاصل ( بستر پوشيده شده با ميسليوم قارچ ) را با گوني مرطوبي به آرامي پوشاند و مرتب آنها

را مرطوب كرد . براي تحريك قارچ به توليد كلاهك ، مقداري نور لازم است . دو هفته پس از كاشت آنها كاملا رشد كرده و كلاهك خوراكي قارچ را به وجود مي آورند . پس از رشد كلاهك و برگشت لبه هاي آن به طرف پايين ، موقع برداشت محصول است . چين دوم محصول ۷ تا ۱۰ روز پس از برداشت چين اول ظاهر مي شود . طي ۴ تا ۵ هفته مي توان ۳ تا ۴ چين محصول را برداشت كرد . البته ميزان محصول بندريج كاهش مي يا

بد . پس از برداشت محصول بقاياي بستر را مي توان به عنوان يك كود آلي مرغوب و تجزيه شده با كيفيت بالا بويژه براي سبزيجات خوراكي و گلهاي زينتي كه رعايت بهداشت در پرورش آنها اهميت دارد مورد استفاده قرار داد .
۸- برداشت محصول :
همان طوركه اشاره شد موقع مناسب برداشت محصول قارچ زماني است كه كلاهك قارچ رشد كافي كرده باشد . دراين هنگام اطراف لبه كلاهك به طرف پايين (سمت پايه كلاهك)برگشته و قطر كلاهك به ۸ تا ۱۰ سانتيمتر مي رسد . براي چيدن قارچ ابتدا كلاهك را به آرامي پيچ داده و سپس بيرون كشيده شود . چنانچه پايه كلاهك زياد دربستر فرو رفته ، بايد به كمك يك كارد يا قيچي از بستر خارج شود ، بدون اينكه بستر به هم بخورد . با رعايت اين ضوابط مي توان به ازاي هر كيلو.گرم ماده خشك بستر حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ گرم قارچ صدفي برداشت كرد .

چ صدفي خرما :
Pleurotus pulmonarius ( fr.) quell
مطالعات اخير ويلگاليز و همكاران (۱۹۹۳) pulmonarius p. به طور كامل از گونه p.ostrea جداشده است . اين دو گونه از نظر زستگاه جغرافيايي اختلاف زيادي دارند . گونه p.pulmonar غالبا در عرضهاي جغرافيايي بالاتر نسبت به گونه ، p.ostreatus رشد كند . گونه دوم غالبا دراراضي پست و دره هاي عميق ديده مي شود ، در صورتي كه گونه اول را جنگلهاي مناطق مرتفع مي توان به دست آورد .ليكن هر دو گونه برروي تعداد زيادي از درختان چوبي رشد مي كند . گونه pulmonarius p. قارچي بهاره است . درحالي كه گونه p.ostrea در تابسان و پاييز ظاهر مي شود . هر دو گونه مجموعه بزرگي از ارقام و نژادهاي اين نوع را نشان مي دهد .
اين قارچ تا كنون تحت نامهاي مختلف از جمله قارچ هندي ، قارچ خرما ، در شمال هندوستان به نام دينگري ناميده شده است . از نظر تاكسونوميكي اين قارچ ابتدا در سال ۱۸۲۱ به عنوان گونه agaricus pulmonarius شناخته شد . اين گونه نيز مشابه گونه p.ostreatus و P.populinus است اما از نظر زيستگاه طبيعي و اشكال ماكروسكپي و ميكروسكوپي با آنها اختلاف دارد . گونه P.populinus و pulmonarius p. با ترجيح صنوبر و تبريزي سياه ، يكسان باشند . اما گونه pulmonarius p. معمولا داراي رنگ

دانه هاي تيره تري است . اسپورهاي آن نيز مجموع كوچكتر از ده ميكرومتر است . در حالي كه در p.populinus قطر اسپورها از ۱۵ ميكرومتر تجاوز مي كند .
قارچ شناسان به اشتباه يك رقم از ق

ارچ را p.sajor.caju ناميده اند . گونه p.sajor.caju به وسيله پلگر ( ۱۹۷۵) به جنس leninius انتقال داده شد و اكنون lentinus sajor- caju ناميده مي شود . اين گونه داراي يك پوشش مجزا و يك حلقه پايدار بر روي ساقه است سيستم هيفي آن نيز تركيي از فرمهاي دي ميتيك و تري ميتيك است . در حالي كه pulmonarius p. است با روشن شدن اطلاعات جديد ، وجود شباهت زياد و احتمال همنام بودن گونه p.sajor –caju ب

ا lentiuus dactyliphorus و.leucochorus L مشخص شده است . لذا نام . p.sajor –caju براي مدت زمان طولاني اشتباه بكار رفته است . بسياري از مقالات علمي منتشره شده روي عملكرد فوق العاده قارچ p.sajor –caju بر روي گلش غلات، ضايعات پنبه دانه ، ضايعات قهوه و باقيمانده گياهي ديگر تاكيد دارند . بدون شك اينگونه يكي از ارقام متعلق به گونه pulmomarius p. بوده است . نام

Pulmonarius var .sajor – cajo p. براي گونه فوق مناسب به نظر مي رسد . از همين رو اين قارچ نبايد p.sajor –caju ناميده شود .
مشخصات بارز اندامهاي باردهي قارچ :
كلاهك قارچ ابتدا محدب و در نهايت پهن و گسترده و اغلب موجدار مي شود . قطر كلاهك ۵ تا ۲۰سانتي متر ، سفيد مايل به خاكستري مايل به قهوه اي رنگ است . دردماي پايين كلاهك قارچ تيره تر شده و به رنگ خاكستري مايل به سياه در مي آيد .اطراف كلاهك صاف و موجدار است . عواملي چون نژاد قارچ ، نور و حرارت در تغيير رنگ كلاهك دخالت دارند .ساقه ها به صورت غير محوري به كلاهك متصل شده و فاقد حلقه است . گوشت كلاهك نازك و كمتر حالت خوشه اي يا دسته هاي بيش از ۵-۶ عددي در آنها ديده مي شود . اين قارچ به صورت گسترده اي درشمال آمركيا و اروپا ، شمال هندوستان ، جنوب و شمال يران پراكنده است .

 

زيستگاه طبيعي قارچ :
در شرق ايلات متحده ، اين قارچ درختان سخت چوب را مورد حمله قرار مي دهد . درحالي كه د رنواحي غربي مرتفع (۱۰۰-۱۳۰۰) روي سوزني برگهايي چون پسيا و نژاد رشد مي كند . اين قارچ به طور معمول دربهار و تابستان يافت مي شود .

خصوصيات ميكروسكوپي:
پرهاي قارچ ابتدا سفيد مايل به زرد بوده و سپس خاكستري تيره مي شود . شكل اسپوركم و استوانه اي ، با ابعاد ۳-۴ × ۵/۷ – ۱۱ ميكرون است . هيف از نوع مونوميتيك و داراي

قوس شكل است . نژادهاي ارزشمندي ازاين قارچ دراكثر آزمايشگاهها و مراكز كشت قارچ وجود دارد . ارقام غالبا به نام p.sajor –caju معروفند . يك نژاد تقريبا بدون اسپور تحت عنوان ۳۳۰ inra-som شناخته شده است . ك حدود يك صدم ارقام معمولي ، اسپور توليد مي كند . اما محصول آن كم است. مطالعه براي افزايش عملكرد نژادهاي كم اسپور درجنس pleurotus ضروري است چون امكان كار و تماس غير آلرژي بودن اين قارچ را افزايش مي دهد .

خصوصيات ميسليوم:
ميسليوم قارچ ابتدا سفيد و كيشده شعاعي وسپس پنبه اي و در نهايت ضخيم و متراكم شده و به هم مي پيچد . در صورت استفاده بموقع از كشت خالص قارچ كشت داده شده بر روي محيط دانه دار يا دانه غلات ، ميسيليومها آنقدر درهم و متراكم است كه مايه كوي با آن دچار اشكال خواهد شد . د ركشتهاي پنبه ميسيليومها آنقدر ضخيم تر و فشرده مي شوند كه بريدن آنها با تيز ترين چاقوي آزمايشگاهي نيزمشكل است .ميسيليوم و بذر قارچ روي دانه غلات داراي بوي مطبوع و كاملا مشابه قارچ صدفي است . ( جدول ۱-۵)
روشهاي طبيعي كاشت:
قارچ ابتدا از روي درختان جنگلي جمع آوري شد . پرورش قارچ صدفي احتمالا به دوره پالئوليتيك يا پارينه سنگي بر ميگردد . كشت اين قارچ بي نهايت ساده است . اين قارچ بر روي درختان سخت چوب از جمله توسكا ، صنوبر ، بلوط ، افرا ، سپيدار ، نارون و بعضي سوزني برگان بخوبي رشد مي كند . با توجه به قدرت رشد اين قارچ بر روي سوزني برگان استفاده از آنها براي تبديل مواد زايد جنگلهاي سوزني برگ مفيد و ارزشمند خواهد بود . اين قارچ علاوه بر رشد خوب بر روي درختان سخت چوب ، روي ضايعات ليگنو سلولزي از جمله گلش غلات ، ضايعات پنبه دانه ، يا گاس نيشكر و ضايعات ذرت بخوبي پرورش داده مي شود . (شكل ۷-۵)
دانه هاي غلات براي تهيه بذر نسل اول ، دوم و سوم سوشهاي اين قارچ مناسب است .

بسترهاي مناسب براي توليد محصول :
توليد اين قارچ روي تعداد زيادي از مواد آلي و ضايعات گياهي امكانپذير است . بجز اين مواد مي توان به كاه غلات و ذرت و پنبه و ساقه برنج ، ياگاس نيشكر و خاك اره از درختان سخت چوب اشاره كرد .
اين قارچ عملكرد خوبي روي ضايعات پنبه دانه ، تفاله قهوه و ساير مواد ليگنوسلولزي گيهان زراعي و جنگلي داشته است . رويز و باهلر ( ۱۹۸۸) باافزودن ۲۰ درصد يونجه خشك به كاه گندم به عنوان مكمل غذايي عملكرد قارچ را به طور معني داري افزايش دارند . از اختلاط كاه گندم و يونجه با مكملهاي غذايي تدريجي ، عملكرد خوبي بدست آمده است . با توحه به ازت زياد يونجه خشك ، استفاده از آن بايد درحد مطلوب و مناسب باشد در غير اينصورت باعث رشد ساير قارچها بخصوص كپكها شده و آلودگي بستر را افزايش مي دهد .
جدول ۱-۵ پارامترهاي رشد قارچ pleurotus pulmonarius
پارامترهاي رشد پنجه دواني بذر تشكيل گرههاي اوليه قارچ تشكيل اندامهاي باردهي قارچ
درجه حرارت نگهداري ۲۹ -۲۴ سانتيگراد ۲۴-۱۰ سانتيگراد ۲۷-۱۸ سانتيگرا

د
رطوبت نسبي ۱۰۰-۹۰ درصد ۱۰۰-۹۵ درصد ۹۵-۸۵ درصد
طول مدت زمان ۸ تا ۱۴ روز ۳ تا ۵ روز ۳ تا ۵ روز
ميزان گاز كربنيك بيش از ۵۰۰۰ ميكوگرم درميلي ليتر ۴۰۰ تا ۸۰۰ ميكروگرم در ميلي ليتر ۴۰۰ تا ۸۰۰ ميكروگرم درميلي ليتر
تعويض هواي تازه ۱ باردرساعت ۵ تا ۷ بار در ساعت ۵ تا۷ بار در ساعت
نياز نوري ندارد ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ لوكس در ۲۴ ساعت لوكس در ۲۴ س

اعت

چرخه محصول دهي قارچ ، سه چين يا محصول به فاصله زماني ۷ تا ۱۰ روز از يكديگر
قارچ ار كارآيي بيولوژيك ۱۰۰ تا ۲۰۰ درصدي برخوردار است . ضريب تبديل قارچ تحت تاثير اندازه كلاهكهاي اندام باردهي در زمان برداشت و وجود و يا عدم وجود چينهاي چهارم و پنجم قرار مي گيرد .
نكات ضروري براي برداشت قارچ :
به دليل رشد سريع اين قارچ ، زمان برداشت در كيفيت محصول تاثير اساسي دارد . اندامهاي باردهي اعلب به صورت منفرد شكل مي گيرند. گاهي اوقات نيز ۲ و يا ۳ عددي و بندرت بيش از ۳ عدد با هم تشكيل مي شوند . اندامهاي باردهي جديد قارچ اغلب د رمحل كلاهكهاي اندام قبلي رشد مي كند ، چيزي كه در گونه هاي ديگر قارچهاي صدفي مشاهده نمي شوند .
قارچهاي برداشت شده اگر زياد از حد ، رسيده باشند ، به سرعت دچار لهيدگي مي شوند . بخصوص اگر در جعبه هاي فاقد تهويه مناسب قرار گيرند . تحت شرايط نگهداري باكتريها تاثير كرده و به اندامهاي قارچ آسيب مي رسانند . اين قارچ به صورت تازه و گاهي به صورت پودر به بازار مصرف براي تازه خوري و سوپ عرضه مي شود . مواد تشكيل دهنده قارچ صدفي خرما به شرح زير است . پروتئين خام ۱۴ تا ۲۷ درصد (۳۸/۴×N) ، چربي ۲ درصد

، كربوهيدرات ۵۱ درصد وزن خشك ، تنوع در تركيبات پروتئين P. moulmonarius گزارش شده است . براي اطلاعات بيشتر روي جنبه هاي خوراكي اين قارچ به مقالات bano&rajorathom,1982 و elkatton , et al,1991 شناخته شده است . پروتئين اين قارچ حدود پنجاه درصد پروتئينهاي شناسايي شده در يك تخم مرغ و حدود يك سوم پروتئينهاي موجود درگوشت قرمز است .
مزه ،طعم و شيوه پخت :
قارچ صدفي p.pulmanarius باعث افزايش طعم و مواد غذهايي چون ماهي ، بره ، گوشت و بخصوص افزايش تركيبات مفيد است . همچنين مصرف آن به همراه بيشتر غذاهاي گياهي مطلوب است . برش دادن ، خرد گردن قارچ و سرخ كردن يكباره آنها روش مناسبي است . قارچهاي جو.ان به مراتب بهتراز قارچهاي بالغ است . بخصوص از نظر تركيب ، مزه و طعم آن . اين گونه ها تركيبي از تژاد هاي عظيم الجثه مي باشند . بيشتراين نژادها مربوط ب

ه ارقام مناطق گرم است كه به وسيله تهيه كنندگان بذر ، بتازگي واردبازار شده اند و اغلب تحت نام p .sajor-cajo معرفي مي شوند . اين قارچها نسبت به طور وسيعي در مناطق شمالي اروپا كشت و كار مي شود . اين قارچ از نظر مقاومت به دماي بالا و كالري بيولوژيك مشهور است . اين امر سبب جلب توجه قارچ كاران در دنيا شده است . ظاهرا وجود تيامين براي رشد و افزايش ميوه دهي اين قارچ ضروري است . اين ماده با افزودن عصاره مخمر در بسترهاي پرورش تامين مي شود .

قارچ صدفي صدف درخت(pleurotus ostreatus ( jacquin ex fries)):
قارچ صدفي p.osteratus مورد توجه جمع آوري كنندگان قارچ در زمينهاي پست جنوب اسكاتلند و در جنگلهاي چوب سخت قرار گرفت . اين قارچ روي تعداد زيادي از مواد سلولزي قادر به رشد است . با شناسايي تعداد زيادي از نژادهاي اين قارچ ، همه آنها به آساني كشت مي شوند . بعضي از نژادها توليد اندامهاي درشت مي كنند . تاكنون كلاهك هايي با قطر حدود ۵ سانتي متر و وزن ۲۰ كيلوگرم از اين قارچ جمع آوري شده است .اين قارچ به نامهايي از جمله قارچ صدفي ، تپه صدفي ، صدف درخت ، قارچ حصيري و غيره ناميده شده است .

از نظر تاكسونوميكي p.ostreanus گونه تيپ خيس pleurotus بوده و داراي زيرگونه ها ارقام و نژادهاي متعددي است . تعداد زيادي از ارقامي كه به عنوان p.ostrea

nus طبقه بندي شده اند ، درحقيقت جزء گونه p.pulmonarius مي باشند . زيرا گونه p.ostreanus شباهت بسيار زيادي به p.pulmonarius د ارد . و از نظر ظاهري جدا كردن آنها از يكديگر بسيار مشكل است .
مجموعه هاي غربي اغلب قارچهاي صدفي كه از روي سوزني برگان ، جمع آوري شده است به گونه p.pulmonarius تعلق دارند . علاوه بر اين p.pulmonarius

در ارتفاعات جنگلهاي انبوه بالاتر وسوزني برگ اطراف رودخانه ها بوفور ديده مي شود ؛ جاي كه p.ostreanus كمتر يافت مي شود ، گونه p.pulmonarius درابتد

اي بهار و اوايل تابستان ظاهر مي شود ، درحالي كه گونه p.ostreanus را از بهار تا پاييز مي توان مشاهده كرد .
يك گونه از اين قارچها به نام p.populinus اخيرا نامگذاري شده است .(hilber&miller , 1992) كه روي صنوبر دوگونه سپيدار popullus tremelloides و p. tridentate به خوبي رشد مي كند . اين گونه بر خلاف گونه p. ostreatus داراي اسپورهاي زرد رنگ و بزرگتر به ابعاد ۳-۵×۹-۱۲ ميكرون است . يك قارچ صدفي ديگر به نام p.florida نيز از فلوريدا گزارش شده است كه با p. ostreatus مترادف مي باشند . زيرا اسپورهاي هر دو گونه دگربارور هستند ( دگرگشن) ميسيليوم داراي قوس اتصال است و قارچهاي حاصل از اين تلاقي محصول خوبي توليد مي كنند . مهمترين اختلاف رقم فلوريدا نياز حرارتي بالاي آن براياندام زدايي است . گازمن ( ۱۹۹۳) اعلام كرد كه دو گونه p. florida و p.pulminarius بايكديگر اختلاف دارند.به اعتقاد ديگران p.florida منحصرا يك رقم از قارچ p.ostratus است. هيلبر ( ۱۹۸۲) اعلام كرد كه منشاء اصلي قارچ P.florida ، p.ostreatus است .
ويلگاليس (۱۹۹۳) با مطالعه بر روي DNA قارچ ، نظر هيلبر را پذيرفت . در بعضي از منابع دو گونه P.florida ، p.floridanus به اشتباه مترادف اعلام شده اند . در صورتي كه اختلاف آنها زياد است و گونه دوم مدتي پيش به جنس lentinus منتقل شده است .
بعضي اوقات قارچهاي صدفي آبي رنگ p.columbinus ناميده مي شوند كه اعتبار آن مورد ترديداست . سينگر (۱۹۸۶) معتقد است كه p.columbinus در حقيقت يكي از ارقام متعلق به گونه p.ostreatus به نام p.ostreatus var colombinus (quel apud bres).quel مي باشد .
گونه p.spidaus مربوط به آمريكاي شمالي نيز با p.ostreatus همنام اعلان شده است . با استفاده از روشهاي موجود ، امكان اشتباه در تشخيص و تفكيك اين گونه ها وجود دارد ؛ مگر اينكه از روشهاي مولكولي و مطالعات DNA استفاده شود .
كلاهك در ابتدا محدب ولي بتدريج ميزان تحدب آن كاهش يافته و در نهايت پهن مي شود . قطر كلاهكها به بيش از ۵ تا ۲۰ سانتيمتر مي رسد . رنگ آنها در ابتدا سفيد بوده و پس از سفيد به زرد كمرنگ ، زرد پر رنگ و درانتها به قهوه اي سوخته در مي آيد . كلاهك بندرت به رنگهاي خاكستري و قهوه اي متمايل به خاكستري ديده مي شود . سطح كلاهك يكنواخت ، مواجه و شبيه به صدف است .

رنگ ارقام تحت تاثير نژاد و حرارت محيط تغيير مي يابد . ساقه به

صورت نامتقارن و غير مركزي به كلاهك متصل مي شود . بافت كلاهك نازك و در بعضي ازقام كلاهكها به صورت خوشه اي و در بعضي به صورت منفرد است .
اين قارچ درمجموع د رمناطق معتدله و در جنگلهاي گرمسيري

جهان انتشار دارد .
قارچ عمدتا دربهار و پاييز بر روي درختان پهن برگ چوبي ، بخصوص روي بعضي درختان سخت چوب مانند ؛ بلوط ، توسكا ، سپيدار ، زبان گنجشك ، راش ، ممرز، نا

 

رون ، و انواع بيد و صنوبر ديده مي شود . اگرچه قارچ (P.ostreatus) روي چوبهاي خشك يافت مي شود و اين بيانگر ساپروفيت بودن آن است ، اما در واقع مناسب نيز مي تواند به صورت انگل اختياري درآيد . قارچ بر روي بقاياي گياهي كمپوست شده و درمكزيك بر روي تفاله قهوه مشاهده شده است .

رشد قارچ بر روي بقاياي قهوه نويد دهنده جدا شدن قارچ از جنگل و درختان چوبي و تمايل آن به رشد در بسترهاي غير چوبي است .
گاهي اوقات يز قارچ p.ostreatus و بخصوص زيرگونه p.ostreatus var columbinus بر روس تنه مخروطه داران بويژه جنس Abies مشاهده مي شود .
شكل ( ۱۱-۵)
خصوصيات ميكروسكوپي:
اسپورهاي قارچ سفيد رنگ و تا حدودي مايل به خاكستري به ابعاد ۳ تا ۴×۵/۷ تا ۵/۹ ميكرون است . ريسه ها مينوميتيك و داراي قوس اتصال هستند .
اغلب گونه هاي جنس pleurotus از جمله p.ostreatus ارقام و نژادهاي متعددي دارد و بوسيله متخصصان اصلاح نژاد ، هر روز بر تعداد ارقام تجاري و پر محصول آن افزوده يم شود . Amycels=300 ، penn state= MW44 ويژه مناطق سرد است.
شكل (۲۴-۵) يكي از ارقام مناسب براي مناطق گرم را نشان مي دهد كه ظرف مدت كوتاهي روي گلش گندم محصول مي دهد . اين رقم در مناطق سرد كلاهكهاي قهوه اي توليد مي كند كه يكي از واكنهشاي معمولي ارقام مختلف قارچ صدفي است .نژادهاي فاقد اسپور يا داراي اسپور كمتر براي كاشت در سطح تجاري ارجحيت دارند . رقم بدون اسپور موسوم به ۳۳۰۰ Somycel كه از سوي كمپاني سومسيل فرانسه معرفي شده براي كاشت مطلوب است . براي اطلاعات بيشتر در مورد ارقام فاقد اسپور و چگونگي تكامل آنها به مقاله ايمبرنون و لابارر(۱۹۸۹) مراجعه كنيد .
خصوصيات ميسيليوم :
ميسيليوم قارچ سفيد رنگ ، به صورت شعاعي رشد مي كند . مدت كوتاهي پس از رشد بر روي محيط كشت ميسيليومهاي هوايي زيادي توليد كرده و كلني ، پنبه اي شكل مي شود . دراين مرحله ميسيليومها به هم چسبيده و يا در هم خورده و يك توده ضخيم ميسيليومي را به وجود مي آورد. ميسيليومهاي مسن اغلب توليد قطره هاي زرد رنگي م . ميسيليوم قارچ با طعم شيرين و مطبوع بويي تقريبا مشابه بوي بادام دارد.
روش طبيعي كاشت :
قارچ درهواي آزاد ، بر روي تنه هاي برديه درختان رشد مي كند . پاگوني (۱۹۷۳) با مايه كوبي قارچ بر روي سه هزار تكه چوب صنوبر به ابعاد ۱۵ تا ۳۰ سانتي متر كهدر بهار صورت گرفت موفق شدنژه است طي سه سال متوالي ساليانه به صور متوسط نيم كيلو قارچ از هر تكه چوب برداشت كند .
دراين تحقيق چوبهايي كه در بهار تلقيح شده بودند ، در پاييز به بار نشستند . انتظار مي رود كه درختان چوب سخت مانند بلوط ،‌محصول بيشتر و در مدت زمان طولانيتر توليد كند .
راههاي توصيه شده براي گسترش توده ميسليوم به منظور دستيابي به محصول بهتر:
براي كشت ميسليوم و تهيه ماده تاقيح مناسب مي توان از محيطهاي آگاردار ، دانه وكاه غلات يا دانه و خاك اره استفاده كرد . قارچ تحت شرايط كشت مايع خوب رشد كرده و اسپان مناسب از اين طريق توليد مي شود .
دانه هاي چاودار ، سورگوم ، گندم و ارزن براي كشت بذر نسلهاي اول ، دوم ، سوم مناسب است . براي كشت در سالنهاي كنترل شده احتياج به بذر و يا اسپان خاك اره نيست ولي براي كشت در شرايط طبيعي ، اسپان خاك اره براي مايه كوبي بهتر است .
بسترهاي مناسب براي توليد قارچ:
براي توليد قارچ دامنه وسيعي از مواد ليگنوسلولزي و بقاياي گياهان مزارع و جنگلها مي تواند مورد استفاده قرار گيرد . از جمله اين مواد مي توان به كاه گندم ، چاودار ، جو وحشي ، برنج ، يولاف ،ساقه هاي ذرت ، ياگاس نيشكر ، تفاله برگ و پوست موز ، تفاله پنبه دانه ، و شاخ و برگ آن ، خاك اره ، كاغذهاي زايد ، بقاياي سويا ، انواع تفاله هاي خرما ،‌گل و كشمش و غيره اشاره كرد . PH مناسب براي رشد ۶ تا۸ و براي باردهي قارچ ۵ مي باشد .

قارچ از ضريب تبديل يا راندمان بيولوژيك بالايي برخوردار است . اما مارتينز و همكاران (۱۹۸۵) ضريب تبديل بيولوژيك اين قارچ را در طي چهار چين برداشت بر روي تفاله قهوه ۱۳۲ درصد اعلان كرد . دراين بررسي تفاله قهوه ابتدا به مدت پنج روز تخمير شده وپس از پاستوريزه شدن با اسپان بذرگندم مياه كوبي صورت گرفته است . همچنين در پايان برداشت محصول ميزان كافئين موجود در مواد بستر به مقدار ۹۰ درصد كاهش يافته است . اين امر كمك بزرگي به حل مشكل كافئين موجود در بقاياي قهوه مي كند كه به عنوان يك سم مهلك سبب آلودگي رودخانه ها در مناطق قهوه شده است .

 

پلت و همكاران (۱۹۸۲) نيز در مورد امكان كاشت و توليد محصول بر روي بقاياي پنبه را مطالعه كردند . دراين بررسي متوسط عملكرد آنها ۶۰۰۰ تا ۷۰۰۰ گرم قارچ به ازاي هر كيلوگرم از ضايعات خشك پنبه به دست آورند. به عبارت ديگ راندمان بيولوژيك آنها

۶۰ تا ۷۰ درصد بوده

جدول ۲-۵ پارامترهاي رشدي قارچ pleurotus ostreatus
پارامترهاي رشدي پنجه دواني بذر تشكيل گرهها اوليه قارچ تشكيل اندامهاي باردهي قارچ
درجه حرارت نگهداري ۲۴ درجه سانتيگراد ۱۰-۶/۱۵ درجه ۱۰-۲۰ درجه
رطوبت نسبي ۸۵-۹۵ درصد ۹۵-۱۰۰ درصد ۸۵-۹۰درصد
طول دوره ۱۲ تا ۲۱ روز ۳ تا ۵ روز ۴ تا ۷ روز
ميزان گاز كربنيك ۵۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ميكروگرم در ميلي ليتر كمتر از ۱۰۰۰ ميكروگرم در ميلي ليتر كمتراز ۱۰۰۰ ميكرو گرم در ميلي ليتر
تعويض هواي تازه ۱ بار در ساعت ۴ تا ۸ بار در ساعت ۴ تا ۸ بار در ساعت
نياز نوري ندارد ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ لوكس در ۲۴ ساعت لوكس در ۲۴ ساعت