قالی تبریز

اهميت شهر تبريز
ضمن برسي مراكز قاليبافي ايران، شهر تبريز از مزيت خاصي بهرمند مي شود كه مايه مباهات مردم اين شهر است ، اما نه از اين نظر كه عاليترين قاليها در اين شهر بافته مي شود ، چه در ساير نواحي قاليهاي بهتر تهيه مي گردد ، بلكه به جهت آشنايي طولاني و افتخارآميز مردم آن با اين حرفه و به خصوص از اين رو كه احياء اين صنعت در نيمه دوم قرن نوزدهم تا اندازه زيادي مرهون مهارت و تهور و ديد وسيع مردان تبريز بوده است.

سوابق تاريخي
آذربايجان شرقي در شمال غربي ايران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به درياچه اروميه و استان آذربايجان غربي، از جنوب به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان و از شرق به استان گيلان و اردبيل محدود است. شهرهاي مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و ميانه مي باشد.
آب و هوا آذربايجان شرقي كلا‍ً سرد و خشك بوده كوهستاني بودن منطقه و عرض جغرافيايي بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و كمي ارتفاع و اثرات ملايم كننده درياي مازندران از عوامل

اعتدال پاره اي از مناطق استان به شمار مي روند. به طور كلي آب و هواي معتدل، كوهستاني بودن منطقه و ساير اختصاصات طبيعي و جغرافيايي، تبريز و نواحي آن را براي كشاورزي و دامداري مستعد ساخته و فراورده هاي دامي خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنايع دستي بويژه هنرهاي دستي از جمله فرشبافي سوق داده است.

سرزمين آذربايجان بنابه اسناد تاريخي و يافته هاي باستان شناسي با قدمتي در حدود (عصر ديرينه سنگي) يكي از مناطق باستاني ايران محسوب مي شود. شايد مهم ترين حادثه در تاريخ آذربايجان در قرن يازدهم اتفاق افتاده باشد چه در اين زمان تركان سلجوقي بر ايران غلبه كردند و ايالات آذربايجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمي خود برگزيدند. در اندك زماني در اين دو ناحيه زبان تركي جايگذين زبان فارسي و عربي شد و تبريز نيز بصورت شهر ترك زبان درآمد كه تاكنون نيز بهمين حال باقي مانده است.

در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجري، زمان سلطه مغول، اين ايالت رشد فوق العاده اي يافته و تقريباً به صورت مركز سياسي و فرهنگي ايران در مي آيد.
قالي بافي مي بايست در آذربايجان ريشه كهن داشته باشد. تأمين مواد اوليه و سهولت دستيابي به ضرورتهاي اين حرفه نسبت به ساير مناطق ايران بيشتر بوده و تبريز را نه تنها بازار فرش بلكه بازار مناسبي براي ساير توليدات در قرون ميانه ساخته بود.

تبريز از زمان هلاكوخان مغول از مراكز عمده توليد و دادوستد قالي بوده است. پا به پاي شهر هرات (در خراسان قديم و حاليه افغانستان) قالي بافي در آن مراحل تكاملي خود را مي پيموده است. بخصوص در زمان صفويان با ايجاد كارگاههاي بزرگ قالي بافي، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه هاي ارزنده اي دست يافتند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:
قالي مشهور مسجد اردبيل (۱۵۳۹م) كه اكنون در موزه ( ويكتوريا و آلبرت) لندن از آن نگهداري مي كنند.

قالي ديگري كه مربوط به همين مسجد بوده و آن نيز در شهر لندن (مؤسسه دوين MAISAN DUVEEN) است.
يك تخته قالي كه به امپراطور چالز كوئينت( Charles Quint) تعلق داشته است
دو تخته قالي بسيار زيباي موزه پولدي (Poldi) ميلان كه اولي مربوط به سال ۱۵۲۲ م و داراي امضاي غياث الدين جامي و دومي مي بايست بدون ترديد مربوط به نيمه دوم قرن ۱۶ باشد.
مدت چندين قرن از قالي ايران به عنوان كالاي تجاري استفاده مي شد ولي ميزان اين تجارت ناچيز بود تا اينكه در قرن ۱۵، مردم كشورهاي مغرب زمين آنرا شناختند و براي آن ارزش قايل شدند

و از قرن ۱۷ به بعد هم پس از آنكه قالي ايران به خارج از كشور راه يافته بود صنعتكاران تبريز با دريافت سليقه مردم اروپا و آمريكا دست به بافتن قالي هايي زدند كه بازار آن كشورها را به خود اختصاص دادند.
تبريز كه در موارد بسياري همواره علمدار نهضتهاي مختلفي بوده است در اعتلاي هنر فرشبافي ايران نقش به سزايي داشته و رونق دوباره و احياي هنر فرشبافي را در اواخر دوره قاجاريه و اوايل سلطنت پهلوي و راهيابي فرش ايران را به بازارهاي جهان و گسترش اين حرفه در تمام نقاط ايران را تنها مرهون هوش و ذكاوت بازرگانان و قاليبافان صبور اين منطقه بايد دانست.

تاريخ طراحي فرش تبريز
مردم تبريز رسامان بسيار خوبي هستند و در تعديل و تطبيق طراحها نيز مهارت دارند. اما قادر نيستند مانند طراحان كرمان آفريننده ي طرحهاي نو و اشكال زيبا و مهيج باشند. فقط طرحهايي را كه به نظر شان خوب و قابل فروش مي آيد اقتباس مي كنند ، خواه اين طرحها متعلق به قرن شانزدهم باشد يا نقوش جديدي مي باشد كه از كشورهاي اروپايي به ايران راه يافته است.
طراحي قالي آن هم در تبريز به خاطر بروز حوادث تاريخي و تحولات اجتماعي سياسي دست خوش تغييرات و فراز و نشيب هايي بوده است و گاه اين تحولات باعث قدرت گرفتن و اهميت يافتن نقش شهر تبريز در عرصه هنر طراحي فرش گرديده است كه مختصراً به آن اشاره مي كنيم.

پايه ريزي مدارس و مكاتب فرهنگي و هنري كه حتي در عصر پر آشوب تيمور نيز ادامه يافت شهر تبريز را همراه با شهرهاي آباد ماوراءالنهر، قطبي پر جاذبه در دنياي قديم ساخت.
پس از سقوط هرات به دست شاه اسماعيل صفوي، تبريز پايتخت پر قدرت ايلخانيان و مكتب دوم هنرهاي ايراني، مركز شايسته اي براي تجمع هنرمندان و نشر آثار بي نظير فرهنگي و هنري در

دنياي آن روز مي شود. حضور نقاشان بزرگ ايراني نظير بهزاد و سلطان محمد و همچنين كتابخانه سلطنتي در تبريز، به رشد شكوفايي هنرهايي نظير كتاب آرايي و نقاشي كمك بسيار كرد. در اين مكتب، هنر طراحي فرش، بدون ترديد جاي خاصي داشته و طرحهاي آن بوسيله نقاشان بزرگي كه در تبريز زندگي مي كردند ترسيم مي شد و همينطور اين موقعيت ويژه باعث شد كه هنرمندان طراح قالي در تبريز با اهتمام بيشتري به اين هنر بپردازند.

مكتب دوم هنر ايران در تبريز عمر چنداني نيافت و اين پايگاه هنري به قزوين و اصفهان منتقل شد. در آغاز كه هنوز فرش جنبه كالاي تجاري نيافته بود، توسط نقاشان و مينياتوريستها طراحي مي شد كه عمدتاً به سفارش سلاطين و افراد ثروتمند بود و به مرور زمان كه تجارت فرش رونق گرفت و با ورود اروپائيان در دوره صفويه و خواستار شدن آنان از فرشهاي ايراني با طراحي سنتي، طراحي فرش به شكل شغلي خاص، ابتدا با حمايت سلاطين صفوي و سپس بصورت شغلي مستقل درآ‌مد و تبريز محل مناسبي براي اين هنر اصيل گرديد.

بعدها انتقال پايتخت و جنگها و آشوبهاي بسيار، تا حدودي از رونق شهر تبريز كاست ولي اين شهر قبل از هر شهر ديگري در دوره قاجار شروع به تجديد حيات در زمينه طراحي نقشه فرش كرد.
از آنجا كه شهر تبريز، شهري تقريباً مرزي محسوب مي شود، با كشورهاي همجوار ارتباط فرهنگي و اقتصادي داشت و همچنين روح نوجويي و پيشرفتي كه در اين شهر وجود داشت باعث گرديد كه به زودي هنرهاي مختلف، از جمله هنرهاي گذشته و به خصوص فرش در آنجا احياء شود.

 

با ايجاد شعباتي از كمپاني هاي خارجي خريدار فرش و طهور تجار ايراني، بازارهاي خارجي به روي فرش تبريز گشوده شد. شهر تبريز به علت سابقه قبلي بافت فرش و طراحي آن و نزديكي به كشورها و بازارهاي خارجي شرايط مساعدي براي بافت فرشهاي مختلف و با كيفيت خوب داشت. طراحي فرش تبريز با پيروي از گذشته پر رونق خود، كم كم به شكل رشته اي قابل ارائه در آموزشكده ها و كارگاههاي طراحي قالي درآمد تا اينكه پا به پاي مدرسه هنرهاي زيباي تهران، مدرسه صنايع مستظرفه تبريز با وضعيت مشابهي تأسيس و شروع به فعاليت كرد. اين مؤسسه فرهنگي به زودي محل كار و فعاليت هنرمندان برجسته تبريز در رشته هاي مختلف هنري گرديد.

بسياري از هنرمندان برجسته تبريز نظير ميرمنصور و رسام ارژنگي و برخي از طراحان بزرگ ديگر تبريز در آن زمان در ايجاد اين مدرسه و اعتلاي هنر طراحي سنتي و طراحي قالي به شيوه كنوني تلاش فراواني نمودند و همينطور در طراحي فرشهاي با ارزش كه براي كاخ هاي سلطنتي و عمارات حكومتي بافته مي شد، مشاركت داشتند.

قالي تبريز
قالي تبريز دو پوده است و ( مانند كليه نواحي ترك زبان ) با گره ي تركي بافته مي شود. اين قاليها منحصرا در شهر تبريز و حومه ي آن تهيه مي گردد.
قسمت عمده ي پشمي كه در صنعت قالي بافي تبريز مورد استفاده واقع مي شود از منطقه ي ماكو ، كه كوهپايه ي باريكي است ، تهيه مي گردد . ماكو در شمال غربي ايران بين تركيه و جمهوري نخجوان ، كه جزو اتحاد جماهير شوروي است ، قرار گرفته است . در رضائيه ، كه در فاصله ي دوري از درياچه ي اروميه واقع شده است ، و همچنين خوي و سلماس به ميزان كمتري پشم تهيه مي شود.

پشم ماكو مرغوب است ، ولي از پشم كردستان و كرمانشاه دو شمال خراسان قدري خشن تر و زبرر است . همين مختصات سبب شده است كه قاليهاي تبريز قدري خشن شود .
در ماكو عمل پشم چيني دوبار در سال انجام مي گيرد. يك بار در آغاز تابستان و بار دوم درآغاز پاييز. در دومين بار پشم چيده شده را با پشم بره هايي كه ماه مارس گذشته به دنيا آمده اند مخلوط مي كنند. اين پشم را ((كوزم)) يا پشم بره مي نامند و از آن فقط براي تهيه قاليهاي نفيس بهره مي گيرند

در تبريز از پشم هاي چيده شده از بدن گوسفند و پشم پوست (پشمهايي كه در دباغ خانه از پوست اين حيوان كنده مي شود) هردو استفاده مي كنند . پشم پوست در قاليهاي ارزان قيمت ، كه قسمت عمده ي فرآورده ي قاليهاي تبريز را تشكيل مي دهد ، مورد استفاده قرار مي گيرد. صاحبان كارگاههاي قالي بافي اظهار مي دارند كه چون اين نوع پشم رنگ را خوب به خود جذب نمي كند از به كاربردن آن در قاليهاي مرغوب و نفيس خودداري مي كنند .

پشمها به وسيله ي ماشينهاي پشم زني ، كه چندتاي آنها در شهر تبريز موجود است ، زده مي شود . گرچه در تبريز و قزوين كارخانه ريسندگي دائر است ولي خوشبختانه در صنعت قاليبافي از پشمهايي كه در كارخانه رشته شده است استفاده نمي كنند. ظاهرا قاليهاي تبريز به قدر كافي ماشيني است واستفاده از پشمي كه در كارخانه رشته شده است اين نقص را بيشتر نشان خواهد داد.

قسمت عمده ي قالي بافي تبريز در كارگاه هاي بافندگي صورت مي گيرد كه هر يك از ۱۰ تا ۱۰۰ دار يا دستگاه قاليبافي دارند. در اين شهر در حدود بيست كارگاه بافندگي موجود است كه روي هم رفته داراي ۷۰۰ دستگاه قاليبافي هستند . اين كارگاهها متعلق به استادكاراني است كه يا خوخود قالي تهيه مي كنند و در بازار به فروش مي رسانند و يا طبق قراردادي كه با بازرگانان يا صادركنندگان منعقد كرده اند اقدام به چنين كاري مي نمايند.

علاوه بر۷۰۰ دار مذكور در حدود ۳۰۰ دستگاه قاليبافي ديگر در شهر موجود است كه در خانه ها و يا كلبه هاي روستايي به وسيله زنان خانه دار مورد استفاده قرار مي گيرد. اين زنها قاليهاي ارزان قيمت تهيه مي كنند و در بازار آنها را به فروش مي رسانند.
جديدترين و بهترين كارگاه هاي قاليبافي ايران را مي توان در بين كارگاه هاي شهر تبريز يافت . بعضي از آنها بسيار نظيف ، روشن و خوش هوا است و پرجمعيت نيست . حتي آنهايي كه از تسهيلات جديد برخوردار نيستند با كارگاههاي ديگر شهرهاي ايران قابل مقايسه هستند .
– ساختار قاليهاي تبريز
ريز بافت ترين فرشهاي ايران در تبريز بافته مي شود. گره با قلاب و از نوع متقارن (تركي) و پودگذاري بصورت دو پوده (مانند كليه نواحي ترك زبان) است.
تار فرش تبريز اغلب پنبه اي و بسياري مستحكم و با دوام و پود و پرز پشم است. اما فرشهاي ابريشمي نيز بصورت گل ابريشم، تمام ابريشم و يا چله ابريشم بافته مي شود و قاليچه هاي چله ابريشم تبريز در نوع خود از بهترين فرشهاي ايران است كه قسمت عمده ابريشم آن از خراسان و تهران تهيه مي شود

.
قسمت عمده پشمي كه در صنعت قاليبافي تبريز مورد استفاده قرار مي گيرد از منطقه ماكو، كه كوهپايه باريكي است، تهيه مي گردد. ماكو در شمال غربي ايران بين تركيه و جمهوري نخجوان كه جزء اتحاد جماهير شوروي سابق است، قرار گرفته است. پشم ماكو مرغوب است ولي قدري خشن تر و زبرتر از مناطق ديگر شمال غربي و غرب كشور است. همين مختصات سبب شده كه قاليهاي تبريزي قدري خشن شود. زماني بخشي از پشم تبريز از اروميه و مهاباد، دشت مغان. خوي و سلماس نيز تأمين مي شد.

در مورد پرز فرشهاي تبريز بايد به اين ويژگي اشاره كنيم كه حالت ظاهري اين پرزها نه درخشان است و نه ابريشمين، و اين موردي است كه درباره ساير گونه هاي فرش ايران نيز صادق است. اين عدم شفافيست و خشكي را نمي توان به كيفيت به پشم نسبت داد كه كاملاً عكس اين قضيه است و پشمها بخصوص وقتي كه از ماكو و يا از دشت طالش آورده مي شوند داراي كيفيت بسياري عالي هستند. اين پديده را در قالي هاي جديدي كه داراي بافت بسيار ظريفي هستند و حتي در قالي هاي قديمي نيزمي بينيم. عدم شفافيت و خشكي اين قاليها ناشي از رنگرزي آن و استفاده از آب شور تبريز است كه داراي نمك فراواني است.

نخ هاي پود قالي هاي تبريز، از دو رشته تشكيل شده اند: يكي از آنها ضخيم و ديگري نازك است. اولين رشته (سفيد يا خاكستري) كه براي حجيم كردن كردن قالي و انعطاف پذيري آن در نظر گرفته شده است بصورت كشيده از ميان نخ هاي تار كه در دو سطح زير و رو قرار دارند عبور مي كند. رشته دوم نيز كه غالباً به رنگ آبي نفتي يا قرمز است، از ميان همين تارها مي گذرد. با اين تفاوت كه نخ هاي تاري را كه رشته پود اول از هم جدا كرده بطور محكم به يكديگر پيوند مي دهد. يعني رشته نخ هاي تارهاي زيرين در رو و تارهاي رويي در زير قرار مي گيرند. با توجه به پشت قالي ها، متوجه مي شويم كه قالي هاي جديد تبريز، با قالي هاي قديمي آن تفاوت دارند، زيرا كه پشت قالي هاي جديد بيش از قالي هاي قديمي داراي خطوط برجسته تري است. اگر قالي هايي را كه براي گره هايشان از خامه نازكتري استفاده مي كنند مستثني كنيم، قالي هاي تبريز بطور قابل توجهي،‌ضخيم، سنگين و بادوام هستند.

قالي هايي كه در تبريز بافته مي شوند از لحاظ رج شمار به شرح زير هستند:
۲۵×۲۵، ۳۰×۳۰، ۳۵×۳۵، ۴۰×۴۰، ۵۰×۵۰، ۶۰×۶۰ ( گره در هر پنجره ۷ سانتي متري).
نوع ۲۵×۲۵ قاليهاي ارزان قيمت است كه براي فروش در بازار بافته مي شود. نوع ۳۰×۳۰ نوعي معمولي و بازاري است. ۳۵×۳۵ معمولاً نوعي است كه شركتهاي اروپايي سفارش مي دهند تا مطابق با سليقه و با طرح مورد علاقه شان بافته شود. رج شمارهاي بالاتر فرشهايي با فشردگي و تراكم بالا نظير فرش هاي ابريشمي هستند.

تقسيمات حاشيه در تبريز خارج از معيارهاي قديمي و سنتي مي باشد و به نوعي طراحان آن را متحول ساخته و كم و زياد مي‌كنند. به طور كلي در اكثر مناطق مخصوصاً تبريز، اندازه بندي حاشيه را بدين گونه انجام مي دهند كه پهناي كل حواشي حدوداً يك ششم كل عرض فرش باشد و در محدوده مشخص شده براي حاشيه، پهناي حاشيه اصلي دو برابر حاشيه فرعي باشد. حاشيه معروف تبريز، حاشيه سماوري يا توسباغي است كه در آن دو اسليمي در كنار هم قابي را تشكيل داده اند كه شكل سماور را تراعي مي كند. به نقش سماور هراتي نيز مي گويند.

قالي هاي قديمي تبريز داراي حاشيه هاي با قاعده تر و متناسب تري بودند. حاشيه اين قاليها معمولاً بسيار عريض است و رنگ آن با رنگ زمينه تفاوت دارد. اين حاشيه ها هم داراي نقش هاي آشفته پيچيده اي از شاخه هاي گلدار است كه در بين آن برگهاي بزرگي از نخل با فاصله معيني از يكديگر قرار گرفته اند. كاربرد كتيبه در طرح هاي امروز حاشيه تبريز، رواج زيادتري دارد و استفاده از گل فرنگ در درون اين كتيبه ها نيز ديده مي شود.

همچنين طراحان تبريزي نوعي حاشيه كار مي كنند كه در آن نقشهاي حاشيه اصلي وارد حاشيه هاي فرعي شده و يا گاهي طرحهاي حاشيه فرعي داخل حاشيه اصلي مي شوند كه نام حاشيه مرافل برآن نهاده اند. در كل حاشيه قاليهاي غني و پربار است و اين حاشيه تا هفت عدد قاب ثانوي مي تواند داشته باشد كه با ظرافت خاصي مزين به برگهاي چرني يا گل هايي هستند كه توسط زينت هاي مارپيچي يا شاخه هاي كوچك گل دار به هم متصل شده اند.

ترنج نقشي است كه در وسط فرش قرار مي گيرد و شكل آن ممكن است دايره، بيضي، لوزي و يا چند پره باشد. اندازه ترنج در فرشهاي تبريز معمولاً تا حدودي بزرگتر از حد معمول است و ترنج هاي اين شهر از تنوع و گوناگوني زيادي برخوردار هستند و انواع نقش مايه ها را در آنها مي توان پيدا كرد، ازجمله نقوش پرندگان و حيوانات مختلف و دسته گل هاي فرنگ كه شامل گل هاي طبيعي هستند در متن ترنج تبريز ديده مي شود. گلدان و نقوش زير خاكي نيز از عمده نقش هاي ترنج هاي تبريز هستند.

طراحان تبريز همه نوع ابداع و نوآوري را در لچك ها بوجود آورده اند به طوري كه لچك هاي اين شهر نسبت به ساير شهرها متنوع تر و رنگارنگترند. حركت آزادانه اسليمي ها كه باعث ايجاد اشكال قابي شكل و تودرتو مي شوند در لچك قالي هاي تبريز مانند ساير مناطق كاربرد فراوان دارند. هم چنين به كارگيري اسليمي هاي دهن اژدري با شاخه هايي مزين با برگهاي نوك تيز در تبريز رايج مي باشد و به طور كلي اكثر اسليمي ها از جمله خرطومي، دهن اژدري، ساده و شكسته، گلدار، اسليمي هاري در طرح هاي فرش تبريز به خوبي نمايانگر است و شايد تبريز به علت تنوع طرح هايش تنها شهري باشد كه از اين همه اسليمي ها در قاليهاي لچك و ترنج و حاشيه و خصوصاً متن استفاده مي كند.

امروزه در تبريز همه نوع طرح را مي توان پيدا كرد كه البته بررسي همه آنها امكان پذير نيست و به زمان زيادي احتياج دارد هر چند با گسترش طرح ها و نقش ها در نقاط مختلف كشور، ديگر نمي توان به طور يقين طرحي و يا نگاره و موتيفي را متعلق به نقطه اي خاص دانست و به همين ترتيب نمي توان فرش منطقه اي را با ديدن طرحي و يا نگاره اي تشخيص داد. به طور مثال در تبريز نمونه فرشهايي بافته مي شود كه جدا از بافت و رنگبندي، داراي طرحي از منطقه كرمان است كه در تبريز به طرح كرمان قلم مشهور است.

تر از سليقه خريداران تبعيت مي كند. طراحان تبريز اگرچه در اصول از طرح هاي معروف و قديمي پيروي مي كنند اما به اين طرح ها جان مي دهند و زيبايي مي بخشند و نوآوري دارند.
در طبقه بندي كه شركت سهامي فرش ايران از لحاظ طرح و نقش فرشها صورت داده نقشه هاي قالي ايراني در ۱۹ بخش طبقه بندي شده است كه شهر تبريز نيز به جهت تنوع طراحان و كثرت آنها در اغلب اين بخش ها آثار و نمونه هايي دارد از جمله نقشه آثار باستاني و ابنيه اسلامي

نقشه شاه عباسي، نقشه اسليمي، نقشه افشان، نقشه بندي خشتي، طرح درختي، طرح شكارگاه، نقشه قابي، طرح گلفرنگ، طرح گلداني و طرح ماهي درهم (هراتي) به خصوص لاك پشتي و همينطور طرح محرابي و نقش محرمات و طرح هندسي و قاليها و قاليچه هاي تصويري و طرح بوته اي.
– رنگ بندی قاليهاي تبريز
در تبريز و اكثر مناطق آذربايجان بر روي نقشه شطرنجي، به شيوه كدگذاري و شماره نويسي رنگبندي مي شود و هر طراح و رنگ بند براي خود مسطوره اي دارد و براي هر رنگ شماره اي در اختيار دارد كه بر روي نقشه نوشته مي شود.
اغلب فرشهاي ايران داراي رنگهاي بخصوص هستند كه بيشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگها مي توان محل بافت را تا حدودي تشخيص داد. ولي در تبريز برخلاف ديگر نقاط ،

رنگهاي متنوعي براي بافت فرشها مورد استفاده قرار مي گيرد. رنگ فرش تبريز مانند طرح آن از سليقه هاي مختلف سفارش دهندگان پيروي مي كند اما داراي هماهنگي خاص است. ۸۰ درصد اهميت فرش تبريز مربوط به رنگ و بافت آن است.
قالي تبريز به جهت تنوع توليد كه به خاطر كسرت طراحان و تنوع طرحهاست در زمينه رنگ نيز متنوع تر و گسترده تر از نقاط ديگر مي باشد. كمتر جايي را مي توان سراغ گرفت كه به اندازه تبريز داراي تنوع رنگي باشد. اين تنوع رنگ در تبريز تا جائيست كه حتي به جرأت مي توان گفت كه هنوز بعضي از اين رنگها نامگذاري نشده است.
تبريز علاوه بر رنگ، اكثر سبكهاي بافتي هم كه

ديگر نقاط كشور دارند، آزمايش كرده است. سبكهايي مانند تك پود، لول باف، نيم لول، سنه باف و… و در تمام اين نوع بافتها، ابتكار و تغيير و تحول به عمل آورده است.
در گذشته طرحهاي اصيل تبريز داراي رنگهايي با تضاد زياد بوده است. مثلاً در كنار يك رنگ، رنگي ديگر كه هيچ سنخيتي و تشابهي با آن نداشت آورده مي شد. ولي امروزه بدليل افزايش تعداد رنگها و نزديك شدن آنها به يكديگر رنگبنديها داراي تضاد كمتري مي

باشند .به طور كلي رنگبندي فرش تبريز را مي توان در سه بخش خلاصه كرد:
رنگبندي كه در آن رنگها داراي كنتراست بالايي با يكديگر هستند كه اكثراً در طرحهاي اصيل گذشته رايج بوده است.

استفاده از رنگهايي با والورهاي متوسط كه فاصله رنگها از يكديگر كمتر شده و تضاد رنگها نيز به همان نسبت كاهش يافته است.
بكارگيري تناليته هاي رنگي نزديك به هم و مشابه كه در زبان تركي به اين رنگها (أولورنگ) مي گويند و نام ديگرش (كهنه رنگ) مي باشد. به عنوان مثال در كنار يك رنگ كرم، رنگ قهوه اي روشني بكار مي رود كه بسيار مشابه كرم است اين روش به فرش حالت كهنگي و يكنواختي مي بخشد.
اكثر توليدات فرش تبريز امروزه از نظر رنگبندي از نوع دوم و سوم هستند.
با توجه آنچه گفته شد فرشهاي تبريز داراي تنوع رنگي بسيار است اما با اين حال باز هم رنگهاي خاصي وجود دارند كه بعضي از فرشهاي تبريز را به خوبي از ديگر فرشها متمايز مي كند كه شايد تنها استفاده كننده اين رنگها تبريز باشد. مثلاً در تبريز نسبت به مناطق ديگر خاكستري هاي رنگي به وفور ديده مي شود.
امروزه در فرش تبريز علاوه برخاكستريهاي رنگي، از رنگهاي صورتي و پوست پيازي زياد استفاده مي شود. در فرشهاي قديم تبريز رنگهاي مورد استفاده شامل رنگ كرم، روناسي، قهوه اي، آبي، سورمه اي و … بوده است.

در حال حاضر رنگهاي مورد مصرف در صنعت فرش تبريز، اكثراً رنگهاي شيميايي و از نوع كرمي و آنيليني مي باشد كه از خارج كشور تأمين مي شود. گرچه بعضاً و بويژه در فرشهاي هنري از رنگهاي طبيعي نيز استفاده مي شود.
نكته قابل ذكر ديگر اينكه امروزه رنگ فرشهاي تبريز را بازار خارجي تعيين مي كند و آنها در انتخاب رنگ فرشهاي مورد نظرشان روانشناسي رنگ را مد نظر قرار مي دهند كه اين امر باعث نزول نگرش روانشناسي رنگ طراحان و نقاشان داخلي شده است.

تبريز اولين مركز قاليبافي ايران است كه مواد رنگي كشورهاي مغرب زمين در آن كاملاً رسوخ يافته است و رنگهاي جديد جانشين رنگهاي قديمي شده است.
كشور آلمان وارد كننده ي قالي كه قبل از جنگ جهاني اول تبريز را به عنوان مركز فعاليتهاي تجاري خود برگزيده بود براي نخستين بار مردم اين شهر را با مواد رنگي مغرب زمين آشنا ساخت.
اين شركت آلماني در ايران بسته شد، ولي رنگرزان ايراني كه شركت مزبور آنها را در زمينه ي به كار بردن رنگهاي اروپايي تحت تعليم قرار داده بود، به زودي در بازار،كارگاههايي براي خود تاسيس كردند و از آن موقع تاكنون رنگهاي آلماني و سپس سوئيسي را در قاليبافي به كار مي برند.

كارگاههاي مهم قاليبافي تبريز براي خود كارگاههاي كوچك رنگرزي نيز دارند كه در همان نزديكي واقع گرديده و كار رنگرزي كلافهاي پشم را خود آنها انجام مي دهند. علاوه بر اين حدود ده كارگاه رنگرزي مستقل در شهر تبريز موجود است ، كه كار رنگرزي كارگاههاي كوچك قاليبافي و ۳۰۰ قاليباف را كه به طور انفرادي كار مي كنند، انجام مي دهند.

با بررسي گذشته پر فراز و نشيب صنعت فرشبافي مي توان دريافت كه تبريز همواره قطب مهم توليد فرش بوده و متعاقب آن در صنعت رنگرزي نيز از سابقه طولاني برخوردار است و در طي گذشت زمان در زمينه تكنولوژي و تكنيك رنگرزي به پيشرفت و تكامل رسيده است. در زمان اوج هنر و صنعت فرش بافي، يعني در دوران پادشاهي صفويه در تبريز مراكز مهم فرشبافي داير گرديد و در كنار آن كارگاههاي رنگرزي كه غالباً رنگرزي گياهي را انجام مي دادند تأسيس و گسترش يافت. با

گسترش روابط ايران و كشورهاي ديگر از جمله اروپائيان صنعت رنگرزي نيز دست خوش تحولات و پيشرفتهاي روز افزوني شد و تاكنون نيز ادامه داشته است. سهولت و سرعت و ارزاني رنگرزي با رنگهاي اروپايي در مقايسه با شيوه معمول در ايران كه مستلزم صرف هزينه و وقت زيادتر بود مردم تبريز را مجذوب خود كرد.

در تبريز از رنگهاي كرمي و آنيليني ،رنگهاي تركيبي كارخانه هاي خارجي كه با بيكرمات پتاسيم تثبيت مي شود، هر دو استفاده مي شود كه رنگهاي آنيليني فقط در قالي هاي ارزان قيمت مصرف دارد. مثلا فرشهايي كه در هر پنجره ۲۵×۲۵ يا كمتر از اين گره دارد.

• تجهيزات اختصاصي
• قلاب تبريزي
در شهر تبريز كارد مخصوص به كار برده مي شود كه با كاردهاي ديگر اختلاف مهمي دارد. اين كارد تركيبي است از يك تيغه تيز و قلابي شبيه قلاب دكمه انداز كه در انتهاي تيغه تعبيه شده است. از قلاب براي گره زدن و به جاي گره زدن بوسيله دست، و از تيغه براي بريدن نخ پس از بستن گره استفاده مي كنند.

در سراسر ايران نوعي شيوه قاليبافي تقلبي رواج يافته كه به شهرت نيك قالي ايران بسيار لطمه زده است. اين روش زيان آور اين است كه به جاي گرفتن دو رشته تار و بستن گره به آن، گره را به چهار تار مي بندند، به اين ترتيب فرشي كه بافته مي شود تنها نصف گره هايي را كه بايد داشته باشد دارد. شهر تبريز يكي از مراكز معدود قاليبافي است كه اين بيماري در آن شايع نشده است علت اين امر به اين دليل است كه قاليبافان تبريز چون براي بستن گره به جاي انگشت از قلاب استفاده مي كنند، بستن گره با قلاب امكان پذير نمي شوند. نتيجه اين مصونيت به طور كلي به نفع قاليبافان تبريز تمام مي شود.

• دار تبريزي
دار تبريزي يا عمودي را از اين رو تبريزي مي نامند كه ظاهراً در تبريز اختراع شده است. در شهر تبريز انواع ديگر دار استفاده نمي شود چون اين دستگاه ساده است و به كار بردن آن آسان و در عين حال ارزان نيز هست. در اغلب مراكز قاليبافي واقع در شهرهاي شمال غربي و مركزي ايران نيز اين نوع دار به كارمي رود. اين دار نسبت به دار روستايي از چندين لحاظ برتري دارد. كار خسته كننده كلاف كردن چله ها و گره زدن آنها به تير فوقاني و دوختن قسمت بافته شده قالي به تير

زيرين در اين دستگاه حذف گرديده است. هنگام پايين كشيدن قالي مي توان با بيرون كشيدن چهارگوه از شكاف باهوها چله ها را به سرعت رها ساخت. به اين ترتيب قالي پايين مي آيد و قسمت بافته شده را طوري بر روي دار قرار مي دهند كه به سهولت مي توان آن را مورد بازرسي قرار داد.
نوع دستگاه یا داری که برای قالیبافی به کار می رود در خود تبریز ابداع شد و چون عمل و ساختمان آن ساده بود و در ضمن بهای آن نیز ارزان ، در همدان و سایر مناطق نیز مورد استفاده قرار گرفت.

دار تبريزي
قاليبافان منتظر ناظر كارگاه هستند تا با دراوردن گوه ها قالي را رها سازد و آن را پايين بكشد تا آنها بتوانند كار را از نو آغاز كنند .

قالیهایی که در تبریز بافته می شود از لحاظ نوع جنس به شرح زیر است:
۲۵×۲۵ ،۳۰×۳۰ ، ۳۵×۳۵ ، ۴۰×۴۰ ، ۵۰× ۵۰ ، و ۶۰×۶۰ گره در هر پنجه هفت سانتیمتری
نوع اول قالیهای ارزان قیمت است که برای فروش در بازار بافته می شود . اغلب این قالیها را زنان روستایی و بعضی از کارگاههای قالیبافی تهیّه می کنند ، ولی بافت آنها بد و نامرغوب است و همین امر موجب گردیده که بعضی از قالیهای تبریز از لحاظ جنس شهرت خوبی نداشته باشد .

نوع ۳۰×۳۰ نوع معمولی و بازاری قالی تبریز است .۳۵×۳۵ نوعی است که معمولاً شرکتهای اروپایی سفارش می دهند . این شرکتها میل دارند قالیهای مطابق سلیقه و با طرح مورد علاقه شان تهیه شود و در ضمن جنس آن از جنس قالیهای بازاری بهتر باشد . میزان تقاضا برای قالیهای مرغوب به سبب گران بودن بهای آنها نسبتاً کم است.

تعداد گره ها در هر پنجه که به آن اشاره شد معیاری است که بیشتر جنبه ی نظری دارد تا واقعی . به این ترتیب که وقتی فروشنده خاطر نشان می سازد که کالای وی از نوع ۳۰×۳۰ است، خریدار می داند قالی در هر طرف بیش از ۲۷ ( و حداکثر ۲۸ ) گره ندارد . و فروشنده می داند که خریدار متوجه این نکته است ، ولی معامله بر این اساس خیالی و مطبوع جریان پیدا می کند و هر دو طرف راضی هستند.

می گویند یکی از کارخانه های صابون سازی انگلیس ( در ادوار گذشته) موفق گردید به جای استفاده از مواد قلیایی برای تهیه شمش صابون ، شمشی از آب تهیه ند . به همین ترتیب می توان درباره ی بازرگانان قالی تبریز اظهار نظر کرد، چه آنها موفق شده اند فرش دستباف را با صرف حداقل هزینه تهیه نمایند . صاحبان کارگاههای قالیبافی تبریز جزء ماهرترین کارشناسان فنی ایران محسوب می شوند. و قطعاً نکته ای که آنها در زمینه ی صرفه جویی در مواد نمی دانند ارزش

دانستن ندارد. وزن کلاف پشمی که یک قالیباف در همدان یا ساروق برای بافتن یک یارد قالی به کار می برد قالیبافان تبریز را خشمگین می سازد . چه آنها ادعا می کنند و این ادعا را ثابت می نمایند که با همان وزن پشم می توانند دو یارد قالی ببافند . ولی اگر قالیهای بافت همدان و ساروق دو یا سه نسل دوام دارد طول عمر بهترین نوع قالیهای تبریز نامعلوم و طول عمر بدترین نوع آن بسیار کوتاه است.
صرفه جویی در مواد مصرفی

، با به کار بردن کلافهای پشم بسیار نازک و کوتاه کردن پرز قالی ، صورت می گیرد . چه پرزهای کوتاه به قالیباف اجازه می دهد رشته های پشم چسبیده به تار را قبل از پرداخت قالی قطع نماید. در قالی نوع ۳۵ × ۳۵ ( ۱۲× ۱۲گره در هر اینچ مربع ) یا بیش از این ، نازکی پشم و یا کوتاهی پرز نقص فرش شمرده نمی شود ، زیرا فشردگی بافت تراکم لازم را به قالی می دهد ، ولی متاسفانه در عرض بیست سال اخیر تعداد زیادی قالی با جنس خیلی پستتر از این در تبریز بافته شده است

. چنانچه پشم را با ضخامت مناسب و متعارف به کار برند زیانی در این کار نیست ، ولی قالیبافان تبریز اغلب همان پشم نازک را که در فرشهای نوع ۱۲× ۱۲ یا بیشتر به کار می برند و مناسب نیز هست در قالیهای نوع ۸×۸ یا ۹×۹ نیز مورد استفاده قرار می دهند . نتیجه ی این می شود که قالی تراکم لازم را پیدا نمی کند و خیلی زود ، یعنی در عرض چند سال ، ساییده و فرسوده می شود. همین امر موجب سوء شهرت قالی تبریز شده است ، ولی باید اضافه کنم که این بدنامی تنها متوجه قالیهای زمخت و درشت باف است و قالیهایی که در هر اینچ مربع ۱۱×۱۱ گره یا بیشتر دارند دوامشان زیاد است.

قالیبافان تبریز
سرعت کار قالیبافان تبریز از قالیبافان دیگر شهرهای ایران بیشتر است. سرعت و دقت آنها در کار باعث شگفتی من گردید و مرا کاملاً مجذوب کرد. این کارگران برای بستن گره کاردی در اختیار دارند که درانتهای تیغه ی ان قلّابی شبیه به قلّابی که برای انداختن دکمه مورد استفاده واقع می شود تعبیه گردیده است

قاليبافان تبريز گره را به جاي انگشتان با قلاب مي بندند.
این قلّاب بدون اشتباه رشته ی تا مناسب را بر می گزینند و تنها با یک حرکت تند مچ دست گره بسته می شود . ما در مورد یک کارگر قالیباف با اندازه گیری وقت به این نکته پی بردیم که وی در هر ثانیه یک گره می بست که در روز ۸۰۰۰ گره می شود ، و این میزان کار کارگر قالیباف عادی تبریزی است، چه قالیبافان ماهر می توانند در روز ۱۵۰۰۰ گره ببندند.

در بین کارگاههای شهر تبریز یافت . بعضی از آنها بسیار نظیف ، روشن و خوش هوا است و پر جمعیت نیست . حتی آنهایی که از تسهیلات جدید برخوردار نیستند با کارگاههای دیگر شهرهای ایران قابل مقایسه هستند.
– ابعاد
قالي تبريزي از كوچكترين تا بزرگترين اندازه بافته مي شود.
معمولاً قالي هاي تصويري تبريز داراي قطعه كوچك يا متوسط هستند و قالي ها ابريشمي هم غالباً در اندازه ها بزرگ مي باشند.
– توزیع جعرافیایی قاليهاي تبريز

• هريس وگراوان
• بخشايش
• سراب
• قراجه
• اهر

• مرند
• بيجار، تكاب، افشار
• مهربان
• شربيان

– وضعیت فعلی تبريز
از اول قرن حاضر سه عنصر موجب كاهش كيفيت و درجه زيبايي قالي هاي تبريز شده است:
• صنعتي كردن فزاينده توليد
• پذيرفتن رنگهاي مصنوعي و غالباً نيز از نوع متوسط آن
• حالت مبهمي كه اين قالي ها پيدا كرده اند و آن نيز ناشي از تقليد طرح هايي است كه به ساير طبقه هاي قالي تعلق دارند.
با اين همه قالي هاي قابل تحسين مثل قالي هاي سهند را مي يابيم كه تا حدي يادآور نقش قالي هاي هرات مي باشند.