كلزاي علوفه اي

مقدمه:
كنجاله كلزا علوفه اي است با پروتئين بالا و نسبت مناسب ليزين به سيستئين. اين گياه با گياهان خانواده لگومينوز تركيب خوبي مي سازد و كلزا علاوه بر اينكه خود به تنهايي گياه علوفه اي مناسب است ، با سويا و ديگر گياهان نيز مخلوط خوبي درست كمي كنند.

به رغم اينكه قرن ها از روغن كلزا براي مصارف خوراكي در آسيا، شبه قاره هند و توسط مردم فقير اروپا استفاده مي شد ولي استفاده گسترده از آ ن براي اين منظور فقط بعد از جنگ جهاني دوم رواج يافت . البته مصارف صنعتي روغن كلزا زياد است و احتمالاً اهميت بيشتري نيز پيدا خواهد كرد. اگر چه در برخي كشور هاي آسيايي هنوز از كنجاله كلزا به عنوان يك كود استفاده مي شود ، ولي ارزش اين گياه زراعي به عنان يك ماده غذايي غني از پروتئين براي دام ها بيشتر افزايش يافته است و. مصارف مختلف كلزا باعث شده است ارقام ويژه اي از اين گياه توليد شوند و تفاوت

بين سه نوع اصلي اين ارقام از لحاظ كيفيت بذر حائز اهميت است :
ارقام داراي اسيد اروسيك بالا (HEAR) ، راقام داراي اسيد اروسيك پايين (LEAR) و كنولا. اصطلاح كنولا به بذر يا فرآورده هاي بذوري اطلاق مي شود كه حاوي كمتر از ۲ درصد اسيد اروسيك در روغن خود و حاوي كمتر از ۳۰ ميكرو مول بر گرم گلوكوسينولات هاي آليفاتيك در كنجاله خود مي باشند . بذور كوچك و كروي شكل كلزا معمولاً حاوي بيش از ۴۰ درصد روغن هستند و در همين خال بقاياي حاصل از روغن كشي كنجاله ۳۶ تا ۴۴ درصد پروتئين است .
توليد جهاني :
ايجاد ارقام ويژه براي بازارهاي خاص صنعتي ، كشت و كار اين گياه را افزايش مي دهد.
اكثر كشورهاي توليد كننده كلزا، محصول كلزا را به مصرف داخلي مي رسانند . حدود ۹۰ درصد تجارت كلزا در اختيار كانادا و اتحاديه اروپا است كه تقريباً به نسبت مساوي در اختيار دارند اما اتحاديه اروپا تقريباً نيم از تجارت جهاني را نيز به خود اختصاص داده است. در حالي كه ژاپن ۴۰ درصد واردات را در اختيار دارد.
مهمترين وارد كنندگان روغن عبارتند از : چين ، اتحاديه اروپا، هند و آمريكا.
علوفه كلزا در تغذيه دام :
با افزايش روز افزون جمعيت ، توسعه دامداري ها و بهبود وضعيت تغذيه مردم نياز به منابع جديد غذايي خصوصاً چربي ها و پروتئين هاي گياهي بيشتر احساس مي شود . در همين راستا جهت تغذيه علوفه دام ، تحقيقات گسترده اي در زمينه زراعت كلزا شروع شده ، و كشور هاي چين ، فرانسه ، انگلستان ، هند و كانادا پيشگامان كشت و توسعه كلزا مي باشند. ارقام اوليه كلزا به

علت داشتن «اسيد اوراسيك» در روغن و گلوكزينوليتهاي سمي در كنجاله كمتر مورد استفاده قرار مي گرفت . اما هم ا كنون ارقام يك صفر دو صفر كه در ارقام سه صفر اسيد اوراسيك كمتر از دو درصد و گلوكزينوليتهاي سمي كنجاله به ۱۸ تا ۳۰ ميكرو مول در هر گرم كنجاله رسيده است ، براي تهيه علوفه دام مناسب مي باشند. استان گلستان با سطح زير كشت حدود ۳۵ هزار هكتار، يكي

از قطبهاي توليد محصول كلزا در كل دانه هاي روغني كشور مي باشد و با كاهش سطح زير كشت پنبه ، اميد است با توليد علوفه كلزا به صورت علوفه كنجاله سبز يا سيلويي تا حدودي مشكلات دامداران بر طرف شود . علاوه بر اين در مصرف علوفه كلزا بايد احتياط هايي صورت گيرد كه از آن جمله زمان مناسب برداشت علوفه مي باشد كه بايد در اوايل غلاف بندي گياه قطع و به مصرف دام برسد. زيرا بعد از تشكيل غلاف (محل اصلي سنتز گلوكزينوليتها) درصد مواد سمي علوفه بالا مي رود. همچنين از خشك شدن علوفه ، و در موقع جمع آوري ساقه هاي خشك ، بايد از خشك بدون علوفه اطمينان حاصل نمود ، زيرا چنانچه علوفه مرطوب برداشت شود ، قارچ ها در علوفه رشد كرده و باعث كپك زدگي مي شود . به طور كلي بايد پذيرفت كه تغذيه انحصاري نشخوار كنندگان با علوفه كلزا صحيح نمي باشد.

اهميت و جايگاه كلزا در ايران :
دانه كلزا از سال هاي گذشته وارد كشور شده و تحقيقات متعددي بر روي آن انجام گرفته است . در سال هاي اخير به دليل توجه بيشتر به توسعه و ترويج كلزا، سطح زير كشت آن افزايش قابل ملاحظه اي يافته و در سال زراعي ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۸۱ به بيش از ۷۰ هزار هكتار رسيده است. ويژگي هاي خاص گياه كلزا و سازگاري آن با شرايط مختلف آب و هوايي ، اهميت اين محصول را بيشتر نموده و به عنوان نقطه اميدي جهت تأمين روغن خوراكي مورد نياز كشور به شمار آمده است. در اين خصوص مي توان به موارد زير اشاره كرد :
– كلزا مي تواند در تناوب با زراعت گندم و جو قرار گرفته و از تراكم بيماري ها ، آفات و علف هاي هرز بكاهد و باعث افزايش عملكرد دانه اين محصولات شود.
– دارا بودن تيپ هاي بهاره ، زمستانه و حد واسط، امكان كشت اين گياه را در شرايط متفاوت اقليمي وجود دارد.
– در كشت پاييزه نياز به آبياري كمتري بوده و امكان استفاده از نزولات آسماني پاييزه و زمستانه وجود دارد.

– كلزا داراي پتانسيل عملكرد بالا بوده و در بين دانه هاي روغني از درصد روغن بالايي (۴۰ تا ۴۵ درصد) برخوردار است.
– در راضي شاليزار بعد از برداشت برنج مي توان از ارقام بسيار زودرس كلزا جهت كشت استفاده نمود.
– فصل رشد كلزا با ساير دانه هاي روغني متفاوت بوده و زماني كه ظرفيت واحدهاي روغن كشي خالي است اين گياه برداشت مي شود.
– كلزا با تقدم برداشت در مقايسه با گندم ، زمينه لازم براي كشت دوم محصولات تابستانه را فراهم مي سازد.آن در شرايط مختلف و با امكانات محلي وجود دارد.
– به علت بقاياي گياهي مطلوب، علاوه بر تأثير مثبت در ميزان ماده آلي خاك ، در تأمين علوفه مورد نياز زارعين نيز مؤثر است.
– در توسعه صنعت زنبور داري نقش مهمي را مي تواند ايفا كند.
– به علت پاييزه بودن ، برخلاف ساز دانه هاي روغني بهاره در رقابت با محصولات پر درآمد بهاره قرار نمي گيرد.
– در مناطقي كه در بهار به علت محدوديت آب و هم زمان آبياري محصولات بهاره با آخرين آب، مشكلاتي در آبياري دارند ، مي توان با كشت كلزا به ويژه ارقام زودرس ، اين مشكل را حل نمود.
– با كشت ارقام زودرس كلزا در مناطق ديم كه بارندگي پاييزه مطلوب دارند ولي در بهار با خشكي مواجه مي باشند نتيجه بهتر از غلات عايد مي گردد.

تكامل اصلاح كلزا از كلزاي سنتي تا ارقام اصلاح شده به صورت زير مي باشد:
كلزاهاي سنتي (HEAR) :
هنوز هم توليد شده و حاوي ۲۲ تا ۶۰ درصد اسيد اروسيك در روغن و ۱۰۰ تا۲۰۵ ميكرو مول گلوكوزينولات در هر گرم كنجاله مي باشند.
ارقام يك صفر (LEAR) :
معمولاً واريته هاي كانادايي بوده و حاوي كمتر از ۵ درصد اسيد اروسيك در روغن و ۱۰۰ تا ۲۰۵ ميكرو مول گلوكوزينولات در هر گرم كنجاله مي باشند.
ارقام دو صفر :
نوع تكامل يافته ارقام يك صفر بوده و حاوي كمتر از ۲ درصد اسيد اروسيك در روغن و ۱۸ تا ۳۰ ميكرو مول گلوكوزينولات در هر گرم كنجاله مي باشند.
ارقام سه صفر :
نوع اصلاح شده ارقام شعلم روغني بوده و اصطلاحاً به آنها Candle مي گويند كه داراي حداقل ميزان اسيد اروسيك ، گلوكوزينولات و فيبر مي باشند.
مشخصات گياهشناسي :
كلزا يك هيبر آمفي ديپلوئيد طبيعي ، روز بلند و با مسير فتوسنتزي C3 مي باشد . كلزا در گونه هاي گياهي به تيره چليپائيان (Cruciferae) و جنس Brassica (براسيكا) تعلق دارد . در جنس براسيكا انواع گياهان نوع كلم مثل كلم غده اي و خردل سياه و … نيز وجود دارد . تنوع گونه ها در اين خانواده به اين علت است كه در بين اين گياهان گرده افشاني خارجي امكان پذير است. ضمناً آلودگي بيماري در اين گياهان نيز گاهي يكنواخت مي باشد. مشخصات گياه كلزا Brassica napus L. مي باشد.
كلزا معمولاً در گونه هاي گياهي به دو صورت پاييزه و بهاره كشت مي شود . يكي از مشخ

صات انواع براسيكا (Brassica) دارا بودن مواد ثانويه مثل گلوكوزينولات مي باشد كه داراي استرامينو اسيد گوگرد دارد با ساختمان زنجيره هاي جانبي مختلف است. كلزا به طور طبيعي از دو رگ گيري و اضافه شدن كروموزوم شلغم روغني Brassica campestris و يك كلم وحشي به نام Br

assica oleracea به دست مي آيد. به طوري كه از شلغم روغني ۱۸ كروموزوم و از طرف كلم وحشي ۲۰ كروموزوم دريافت كرده است . كلزاي امروزي گياهي است ديپلوئيد با بيش از ۳۸ كروموزم . دو رگ گيري هاي ديگر آزاد در كلزا در مناطق جنوب غربي اروپا و مديترانه و يا سواحل آتلانتيك انجام شده است . اين نوع توليد براي اصلاح كلزا در واحد هاي توليد بذر بسيار مناسب است. دانه هاي كاملاً رسيده كلزا قهوه اي تا سياه رنگ اند . قوه ناميه اين گياه بيش از چندين سال ادامه دارد و علف هاي هرز براي توليد دانه زحمات زيادي ايجاد مي كنند.

رشد كلزا :
از گياهچه اين گياه بعد از رشد و جوانه زني ابتدا ۱۲- ۸ برگ سبز تيره در مرحله رزت رشد مي كند. اين مرحله رشد گياه را در مقابل سرماي زمستان مقاوم مي سازد. در زمستان يا قبل از زمستان لازم است كه گياه به مرحله ۴ برگي برسد . در مرحله زرت اين گياه از مرحله رويشي به مرحله زايشي تغيير مي كند. رشد قبل از زمستان براي استحكام گياه و نيز توليد محصول لازم است.

ريشه :
در شرايط آب و هوايي مناسب و زمين مناسب ريشه هاي جانبي رشد كرده و به شدت منشعب مي شوند . ريشه اين گياه تا عمق ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتي متر در زمين فرو مي رود. البته نفوذ ريشه در زمين محدود است. در زمين هاي سفت و نيز بدون مواد ارگانيك پوسيده نشده و نيز با رطوبت كم ريشه هاي جانبي خوب ساخته نمي شوند و به همين دليل ريشه ها يار شد نكرده و يا ناقص مي مانند. ريشه مناسب در زمستان علاوه بر ايجاد مقاومت در برابر سرما روي ميزان محصول اثر دارد . تنها گياه قوي، سالم و با ريشه هاي مناسب مي توانند مواد غذايي را در ديگر قسمت هاي گياه جمع آوري و ذخيره كنند، ريشه هاي جانبي مواد غذايي را در خود ذخيره مي كنند و در بهار براي رشد گياه در اختيار آن مي گذارند. قطر حداقل ريشه كلزا قبل از زمستان بايد mm 8- 5 و ريشه اصلي نيز به بلندي ۲۰ سانتي متر برسد. براي رشد ريشه بايد در پاييز ازت كافي به گياه يا زمين داده شود در صورتي كه ازت بيش از حد در اختيار گياه گذاشته شود كاهش رشد ريشه را در پي خواهد داشت. ريشه ها در اين گياه بر خلاف ديگر گياهان هستند و نيز ريشه هاي فرعي در كلزا قادرند آب و مواد غذايي را تا حد امكان از كوچكترين سوراخ هاي زمين جذب نموده و به گياه برسانند.

ساقه :
كلزا در تراكم باز، ساقه هاي افراشته و قوي و نيز انشعابات زيادي توليد مي كنند ، طوري ك

ه ساقه هاي اصلي تا ۲ متر مي توانند رشد كنند . البته اين حالات در رقم هاي مختلف متفاوت است . لازم به يادآوري است كه در اين مورد آلودگي و بيماري نقش مهمي دارند . در گياه خوب رشد كرده ، ساقه كلزا حتي تا زمان برداشت به رنگ سبز تيره ديده مي شود.

برگ :
برگ هاي كلزا به رنگ سبز مايل به آبي بوده و فاقد تار هستند . كاهش برگ در زمستان ك

متر ديده مي شود . در تراكم هاي تنك برگ هاي كلزا در زمان گلدهي و رسيدن دانه در سايه قرار مي گيرند . به طوري كه وظيفه كربن گيري بر عهده ساقه و خورجين ها گذاشته ني شود . برگ ها معمولاً قبل از برداشت خشك مي شوند و مي افتند . البته اين جريان مبناي فيزيولوژيكي دارد كه هنوز شناخته نشده است. ولي معروف است كه هرگاه انديكس برگ نسبت به انديكس خورجين ۳ تا ۱ به ۴ باشد گياه حداكثر محصول را توليد مي كند.

گل :
متشكل از ۴ كاسبرگ ، ۴ گلبرگ ، ۶ پرچم (۲ پرچم كوتاهتر از بقيه) و يك مادگي ۲ برچه اي است . اعضاي زايشي كلزا داراي تعداد زيادي گل مي باشد ( در تراكم متوسط ۲۰۰۰- ۴۰۰۰) بطوري كه از پايه ۵ تا ۲۰ درصد گل ها قابل لقاح هستند كه از آنها ۴۰ تا ۶۰ درصد خورجين مي سازد. گل آذين كلزا خوشه اي باز است . در گل هاي باز غنچه ها بصورت افراشته ظاهر مي شوند. و تخمدان نيز رشد مي كند . شاخه هاي فرعي هم هر يك بعد از رشد ف زمينه گل سازي را فراهم مي سازد. روند ظاهر شدن گل معمولاً در يك روز به اتمام مي رسد . گلدهي تمامي گياه ۳ تا ۵ هفته به طول مي انجامد . البته در اين زمان آب و هواي خنك باعث به طول انجاميدن و حرارت بالا باعث سرعت گلدهي ميشود . در اين گياه ظاهر شد ن گل ها بعد از زمان معين ناخواسته است ، زيرا در اين زمان دانه ها تا زمان برداشت به طور كامل نمي رسند و در اثر تابيدن نور، ساقه هاي اين گياه انشعابات جديدي مي سازند. البته در اين جريان تأمين ازت در ساخت ساقه ها كمك زيادي مي كند . همان طور كه ذكر شد دير ظاهر شدن گل ها باعث كاهش محصول مي گردند . البته انشعابات جديد گاهي بعد از برداشت در گياه باقي مانده و ريشه نيز توليد مي كنند . كلزا گياهي است غير و خود لقاح كه گرده افشاني آن بوسيله حشرات انجام مي شود ولي گاهي بيش از ۷۰ درصد خود لقاح مي شود . معمولاً اين گياه در محيطي خنك و مرطوب باعث كاهش دانه و خورجين كمي گردد . خورجين هاي رشد كرده از دو تخمدان با يك ديواره مياني تشكيل مي شوند كه هر يك داراي دانه هستند . در ازاي هر خورجين به ۵ تا ۱۰ سانتي متر مي رسد و تعداد دانه هر خورجين نيز ۱۶ تا ۲۰ عدد است ، در خورجين هاي بزرگ تعداد دانه تا ۴۰ عدد مي رسد. از شروع گلدهي تا رسيدن دانه ها در كلزاي پاييزه ۶۰ روز طول مي كشد. البته مراحل رشد و نمو و رسيدن دان در اين گياه متفاوت است.

دانه :
دانه كلزا داراي شكل كروي بوده و معمولاً به رنگ قهوه اي تيره تا سياه مي باشد. دانه ها هر چه نارس تر باشند ، روشن تر خواهند بود . پوسته دانه از سه لايه اپيدرم ، پارانشيم و پيگمان تشكيل شده است. در قسمت زير پوست دانه ، آندوسپرم قرار دارد كه اغلب از يك سلول تشكيل مي گردد و در زير آن جنيني قرار دارد كه لپه هاي درشت و پر روغن آن را احاطه كرده اند. وزن هزار دانه كلزا بين ۳ تا ۷ گرم متغير مي باشد.

كلزا از كاشت تا برداشتن داراي مراحل مختلف رشد و نمو مي باشد كه مراتب به كارگيري تكنيكي زراعي مربوط به آن نيز مختلف است . در اينجا زود يا دير مصرف كردن علف كش ، حشره كش و نيز مصرف كود اثر زيادي بر روي محصول دارد . داشتن اطلاعات كافي در مورد تغييرات مرا حل مختلف رشد كلزا مي تواند ما را در راه به زراعي و بكارگيري و تكنيك هاي آن راهنمايي نمايد. به طوري كه در اروپا براي اين منظور مجمع به خصوصي وجود دارد كه در «برانشوگ» قرار دارد.

مرحله جوانه زني : بذر خشك ، ورم كردن دانه (۲۰- ۱۶ درصد آب) ، خروج ريشه چه اوليه ، اندازه ساقه دو برابر طول دانه.
مرحله رشد اوليه : شكاف لپه ها و شكافتن سطح خاك ، رشد برگهاي اوليه.
مرحله ساخت ساقه چه، برگ و رزت : مرحله ۴- ۵- ۶- ۷- ۸ (۱۱- ۹) تا ۱۲ برگ يا بيشتر.
مرحله رشد طولي: ايجاد فاصله بين لپه ها و نقاط رشد.
مرحله ساخت غنچه : شروع ساخت غنچه ها بعد از تقريباً اتمام رشد برگهاست . قطر گل آذين يك سانتي متر (غنچه بوسيله برگچه ها احاطه شده اند) ، اندازه بزرگترين غنچه ۲ ميليمتر ، آغاز رشد طولي گل آذين.
مرحله گلدهي : اولين گل، با ظهور گل هاي كمي بر ر وي انشعابات اصلي و وجود گل هاي زياد بر روي انشعابات ديگر همراه است . افتادن برگ ها و ظاهر شدن خورجين ها ، در مرحله بعدي گل ها كاملاً ساخته مي شوند . همچنين تعداد زيادي خورجين هاي بسته وجود دارد .
مرحله ساخت خورجين : ساخت اولين خورجين بر روي محور اصلي با دانه همراه است . بر روي آن دانه ها به رشد خود ادامه مي دهند و خورجين هاي محور اصلي بزرگتر هستند.

مرحله رسيدن : خورجين هاي محور اصلي و محور هاي فرعي به حد كافي مي رسند، خورجين هاي انتهاي شاخه ها كوچك و ناقص هستند . در اين مرحله تمام خورجين ها و دانه ها داراي رشد كامل مي باشند ، دانه هاي اوليه از يك طرف سياه رنگ هستند ، دانه هاي سخت و تيره رنگ خورجين ها نسبتاً خشن به نظر مي رسند.
مرحله مرگ گياه : دانه ها كاملاً خشك و رسيده مي شوند.

اكولوژي كلزا :
درجه حرارت :
كلزا محصول مناطق معتدل ساحلي است ، اما با اصلاح ارقام جديد ، سازگاري اين گياه به مناطق سرد نيز گسترش يافته است . تحقيقات نشان داده اند كه بيش از ۹۰ درصد بذور كلزا در دماي مطلوب ۲۰ تا ۲۵ درجه سانتي گراد در مدت ۱ تا ۲ روز جوانه مي زنند . كلزا در تمام مراحل رشد تا حدودي نسبت به سرما مقاوم است ، ولي تحمل آن به سرما در حالت روزت ، بسيار زياد است و در مرحله گلدهي بسيار كم مي باشد . اين گياه مي تواند در صورت رشد كافي در پاييز و ايجاد روزت قوي دماي ۱۵- درجه سانتيگراد را بدون پوشش برف به خوبي تحمل نماي . بوته هاي تكامل يافته قوي كمتر از بوته هاي دير كاشت و تراكم بالا در معرض خطر سرما زدگي قرار مي گيرند. در صورت بروز سرماي شديد ، برگ هاي بزرگتر از بين مي روند ، ولي طوقه ساقه سالم مي ماند و رشد مجدد توسط برگ هاي جوان يا از طريق مريستم طوقه انجام مي شود .
درجه حرارت پايه براي اين گياه معمولاً ۵ درجه سانتي گراد در نظر گرفته مي شود . درجه حرارت مطلوب براي رشد و نمو كلزا ، ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتي گراد مي باشد . البته اين گياه قادر است براي دوره هاي كوتاه ، دماي ۴۰ درجه سانتي گراد را نيز تحمل كند . با افزايش سن گل ها ، قابليت جوانه زني دانه گرده كاهش مي يابد. در ۴- درجه سانتي گراد ، هيچ لوله گرده اي وجود ندارد كه رشد كند و در ۳ درجه سانتي گراد نيمي از دانه هاي گرده ايجاد يك لوله گرده كوچك مي كند . درجه حرارت ۱۰ تا ۲۵ درجه سانتي گراد سبب بيشترين سرعت جوانه زني دانه گرده مي شود. دماهاي بالاي ۳۵ درجه سانتي گراد سبب از بين رفتن قابليت جوانه زني و قابليت حيات دانه گرده مي گردند و شكل دانه گرده از بيضوي به حلقوي تغيير مي كند.

نور :
دامنه فتوپريود براي كلزا بسيار گسترده است. به طوري كه در دامنه ۱۰ تا ۲۴ ساعت روشنايي، قادر به رشد و نمو مي باشد . به طور كلي كلزا يك گياه روز بلند است و براي انتقال از مرحله رويشي به زايشي نياز به روزهاي بلند دارد . با افزايش طول روز ، گلدهي تسريع مي شود. در گياهان حساس به طول روز براي اينكه بتوان طول روز را محاسبه سرعت نمو وارد كرد ، از واحدي به نام فتو ترمال استفاده مي شود كه از حاصل ضرب درجه حرارت در طول روز بدست مي آيد . نور در جوانه زني ارقام اصلاح شده كلزا تأثيري ندارد ، ولي رشد رويشي كلزا تحت تأثير نور قرار مي گيرد.

رطوبت :
كمبود رطوبت سبب كوتاه شدن عمر گياه كلزا و كاهش توليد ماده خشك و باردهي محصول مي شود. تحقيقات نشان داده است كه آبياري از مرحله ساقه رفتن تا گلدهي از نقطه نظر سطح برگ حائز اهميت است . كپسول هاي نارس كلزا در اثر خشكي خاك به زمين مي ريزند ، همچنين نقل و انتقال مواد فتوسنتزي از ساقه به دانه متوقف مي شود . در نتيجه ، عملكرد دانه و شاخص برداشت كاهش مي يابد.
تأمين ۷۰ تا ۷۵ درصد كل آب مصرفي گياه به از گلدهي براي توليد حداكثر ماده خشك و شاخص برداشت مناسب است . حساس ترين مرحله رشد و نمو كلزا به كمبود آب ، مرحله گلدهي است . كمبود آب در اين مرحله سبب افت شديد تعداد گل، كپسول و دانته شده و وزن هزار دانه و ميزان روغن دانه را كاهش مي دهد. كلزا در خاك هايي كه رطوبت شان زياد است ، دچار ورس مي شود. رطوبت زياد سبب توسعه بيماري هاي قارچي گرديده و مقاومت به سرما را كاهش مي دهد . بنابراين در خاك هاي سنگين با رطوبت زياد بايد به زهكشي خاك براي خارج ساختن آب اضافي توجه كرد.
خاك :
كلزا در گستره وسيعي از خاك هاي رسي نسبتاً سنگين تا خاك ها شني سبك كشت مي شود . زمين هايي كه پس از باران سله مي بندند براي اين گياه مناسب نيستند ، زيرا بذر آن كوچك است و گياهچه حاصل نمي تواند از چنين خاك هايي خارج شود . از ويژگي هاي عمده خاك مناسب براي كلزا آنست كه آب به سهولت از آن عبور مي كند ، زيرا مردابي شدن زمين در طول دوره خروج گياهچه و مرحله رويشي براي رشد و نمو گياه زيان آور است . اين گياه را مي توان در خاك هايي كشت كرد كه PH آنها از ۵/۵ تا ۸ متغير است . كلزا در خاك هاي اسيدي بيش از ق

ليايي مقاوم است . به طور كلي خاك هايي كه داراي PH خيلي پايين و مقادير بالاي يون هاي فعال (Mn2+ , Al3+) مي باشند ، رشد كلزا مخصوصاً ريشه هاي آنرا كاهش مي دهند و بر روي استفاده گياه از آب و عناصر غذايي اثر منفي دارند . مناسب ترين PH براي رشد و نمو كلزا حدود ۵/۶ مي باشد ، زيرا در اين PH همه عناصر غذايي به سادگي در دسترس گياه مي باشند.
برخي ارقام كلزا :
هيبريد Hyola 308 (زودرس ترين رقم)
رقم ساري گل pf 7045.91 ، رقم Okapi ، رقم Oreint . (ارقام ميانرس)

هيبريد Hyola 401 ، رقم طلايه Talaye ، رقم SIM OAG . (ارقام ديررس)

آماده سازي زمين و تهيه بستر مناسب :
آماده سازي زمين و تهيه بستر مناسب يكي از شرايط اصلي زراعت كلزا مي باشد . بذور كوچك كلزا نياز به بستر كاشت مرطوب با بافت مناسب دارد تا رطوبت كافي براي جوانه زني و رشد را در اختيار داشته باشد . كلوخه هايي با قطر بالاي ۳ سانتي متر در بستر آماده كشت باعث عدم سبز مطلوب مي شود.

شخم با گاو آهن برگرداندار :
خارج كردن خاك از حالت پيوستگي و سست كردن منطقه نفوذ ريشه و انجام خاك ورزي به منظور نرم كردن لايه سطحي خاك و آماده سازي بستر بذر بوسيله انجام عمليات شخم با گاو آهن برگردان دارد صور ت مي گيرد. با خر د كردن بقاياي گياهي كشت قبلي بوسيله ساقه خرد كن ها و برگردان كردن و مدفون ساختن اين بقايا در خاك ، مواد آلي در خاك پوسيده شده و به خاك باز مي گردد. اين عمليات در رطوبت خاك حدود ۲۰- ۱۵ درصد بهترين شرايط را براي شخم ايجاد مي كند به طوري كه لايه خاك در حين برگردان شدن از هم گسسته مي شود . شخم تابستانه در اراضي آيش در كنترل علف هاي هرز مؤثر بوده و در مديريت زراعي يك محصول نقش مهمي دارد . بر اي انجام عمليات شخم مطلوب، تنظيمات درست و تراز بودن گاو آهن باعث يكنواختي عمق شخم مي گردد. لازم به ذكر است در اراضي ديم و خشك استفاده از گاو آهن برگراندار براي خاك ورزي توصيه نمي شود .

شخم با گاو آهن قلمي :
حفظ بقاياي گياهي به مقدار كم در سطح خاك براي پايداري خاك ورزي به همراه خراش دادن لايه سطحي خاك براي خارج ساختن خاك از حالت پيوستگي به وسيله گاو آهن قلمي امكان پذير است . خاك ورزي هاي سطحي به وسيله گاو آهن قلمي باعث تسريع در خشك شدن لايه سطحي گرديده و در نتيجه تغيير رطوبت يكنواخت تري را در سطح خاك ايجاد كرده و زمان لازم براي عملي

ات ديسك و خر كردن كلوخه ها را كاهش مي دهد . از طرف ديگر بستر خاك نرم تري را در سطح خاك درست مي كند كه براي بذرهاي ريزي مانند كلزا مناسب بوده و باعث استقرار بهتر بذر و تسريع در جوانه زني مي گرد . اين شرايط در اراضي آبي مخصوصاً در هنگام بارندگي هاي پياپي پاييزه كه زمان عمليات شخم بعد از برداشت سويا و پنبه بسيار محدود مي شود بيشتر مشهود است.

 

ديسك :
براي خر كردن و نرم كردن لايه شخم و آماده سازي بستر بذر و همچنين مخلوط كردن كود هاي شيميايي با خاك از ديسك استفاده مي شود كلوخه هاي خاك در رطوبت ۱۸ درصد بهتر از هم جدا شده و تعداد دفعات ديسك را كاهش مي دهد. استفاده از پره هاي كنگره اي در رديف جلوي ديسك در خرد كردن خاك تأثير بيشتري دارد . در اراضي ديم كم باران براي حفظ رطوبت خاك مي توان به جاي شخم فقط از ديسك براي عمليات خاك ورزي استفاده كرد.
كاشت با خطي كار :
در محصولات ريز دانه مانند كلزا به دليل كوچك بودن بذر و ناهمواري سطح بستر بذر نبايد كشت در عمق انجام گرفته بلكه خطي كارها بايد براي كاشت سطحي در خاك تنظيم شوند و ترجيحاً از خطي كارهايي با موزع ريز دانه كار استفاده شود كه بتواند ميزان بذر توصيه شده را با دقت بيشتري كشت نمايد.
كاشت با كمبينات :
تركيب ادوات خاك ورزي . كاشت براي تسريع در آماده سازي زمين و استقرار بذر در خاك به صورت ادوات تركيبي يكي از وسايلي است كه محدوديت زمان كشت در استان را كاهش داده و دستگاه هايي مانند كمبينات مخصوصاً در اراضي وسيع دشت و زمين هاي بزرگ مي تواند در جلوگيري از كاشت تأخيري كلزا تأثير مهمي داشته باشد . استفاده از سيكوتيلر در جلوي كارنده ، ضمن بهم زدن خاك و خرد كردن كلوخ ها ، بستر يكنواختي را آماده كرده و شيار بازكن هاي خطي كار، بذر را در خاك قرار مي دهد . بنابراين در زمان كمتري ، اراضي منطقه به زير كشت مي روند البته در خاك هاي بسيار مرطوب ، نفوذ تيغه هاي دوار عمودي در خاك و بيرون آوردن گل و كلوخه هاي مرطوب، باعث عدم آماده سازي مطلوب بستر بذر گرديده و عمق كاشت را غير يكنواخت مي كند كه در اين مناطق توصيه نمي شود.
مصرف كودهاي شيميايي :
كودهاي شيميايي مورد نياز بر اساس آزمون خاك تعيين مي گردد . در صورت فراهم نبودن امكانات آزمايشگاهي در يك توصيه كلي و براي هر هكتار مقادير ۱۰۰- ۷۵ كيلوگرم سوپر فسفات تريپل، ۱۵۰- ۱۰۰ كيلوگرم اوره ۲۰- ۱۰ تن كود آلي پوسيده و ۲۵۰ كيلوگرم گوگرد پيشنهاد مي گردد.
۱) ازت :

غالباً به عنوان گياهي كه نياز به ميزان زيادي ازت (بيشتر از گندم) دارد ، مورد توجه است . هر تن بذر كلزا ، حدود دو برابر نياز يك دانه گندم از خاك برداشت مي كند . گياه كلزا ازت مورد نياز خود را از سه منبع ازت قابل جذب كه در زمان كاشت در خاك وجود دارد ، تأمين مي كند. ازت آزاد شده از مواد آلي خاك در طول دوره رشد و كودهاي ازته ، مقدار ازت معدني شده در خاك هاي مناطق مختلف كشور با توجه به مقدار ماده آلي خاك متفاوت خواهد بود . واكنش محصول نسبت به مصرف كود از ته تحت تأثير تيپ خاك ، رطوبت و تعادل عناصر قرار مي گيرد. در كشت هاي آبي در شرايط مطلوب رشد كلزا ، مصرف بالاي ازت شايد لازم و اقتصادي باشد ، ولي در شرايط خشك كه پتانسيل توليد كلزا پايين است مقدار كود كمتري مورد نياز بوده است و واكنش نسبت به كود ازته نيز ، كمتر خواهد بود.

۲) فسفر :
به دليل عدم گسترش ريشه ، مقدار فسفر قابل جذب اوليه خاك و همچنين مقدار كود فسفاته مصرفي، بسيار مهم است . واكنش كلزا به مصرف كود هاي فسفاته تحت تأثير چندين عامل قرار مي گيرد كه عمدتاً به سيستم توسعه و توزيع ريشه هاي فعال ، مقدار فسفر قابل جذب خا

ك ، رطوبت خاك ، درصد كربنات كلسيم و مواد آلي خاك بستگي دارد . كلزا در مراحل اوليه رشد به فسفر نياز دارد و مقدار آن در برك ها در حد ۲۰/۰ درصد ماده خشك است . براي توليد دو تن كلزا به ۵۰ كيلوگرم فسفر (P2O5¬) نياز است كه اين مقدار ، براي توليد ميزان مشابه گندم به ۳۰ كيلوگرم (P2O5) نياز دارد .