مبحث تکامل در زیست شناسی

مقدمه
بیش از یکصد سال است که آموزش مبحث تکامل بحث انگیزترین مبحث آموزش زیست شناسی بوده است افرادی در جوامع پیش رفته به جرم آموزش دادن این موضوع تحت پیگرد قرار گرفته اند در جامعه ها نویسندگانی برای اجتناب از این بحث ها و مجادله ها کاربرد اصطلاح (تحول در زمان) یا تغییر در گونه ها را به جای واژه ی تکامل تجویز کرده اند (رشد زیست شناسی ، ص ۳۱) .

با اینکه موضوع اشتقاق نوعی از نوع دیگر، در فلسفه یونان باستان مطرح بود مع الوصف پیش از قرن نوزدهم به صورت یک مسئله علمی مطرح نشده بود . نخستین کسی که فرضیه تحول انواع را با روش علمی تحقیق کرد لامارک دانشمند فرانسوی بود پس از وی چارلز داروین دانشمند انگلیسی قهرمان داستان تکامل انواع گردید، و با پیشرفت علوم مکتب های دیگری به نام های

«نئولامارکسیم و نئوداژنیسم» به وسیله جمعی از دانشمندان به وجود آمد ولی سیر علوم تمام فرضیه ها را مردود و مطرود شناخت . انچه امروز در محافل علمی مطرح است و طرفداران جدی دارد، همان تحول و تکامل انواع براساس جهش است (دارژینیسم یا تکامل انواع نگارش جعفر سبحانی ، ص ۲۵).

تکامل مفهومی وحدت بخش
تکامل مفهومی گسترده دارد به گستردگی جهان هستی و کهکشان ها تغییر در گذر زمان. اگر امروزه به مشاهده ی کهکشان ها، ستاره ها و زمین و زندگی روی آن بپردازیم، در می یابیم که وضعیت امروزی با وضعیت گذشته تفاوت دارد. تکامل زیستی یک تئوری علمی است که بیان می کند موجودات زنده تحت پدیده ای که به آن «زاده شدن با تغییر» می گویند از اجداد مشترکی مشتق شده اند. شواهد فراوانی در اخترشناسی، فیزیک، شیمی، عمرسنجی، زمین شناسی، زیست شناسی و سایر علوم تجربی وجود دارد نشان می دهد تکامل روی می دهد. بنابراین تکامل در علوم مفهومی وحدت بخش دارد. آموختن تکامل به دانش آموزان باعث وحدت بخشیدن به رشته های علم می شود. و به آنان نیروی فکری قدرت مندی برای درک جهان پیرامون می دهد در علم کمتر اندیشه هایی همچون تکامل این چنین بر تفکر ما درباره ی خود و چگونگی ارتباطمان با جهان اثر گذاشته اند از جمله مسائل مهم و زیربنایی در مباحث ایدئولوژیکی اسلامی که امروزه سخت در میان نسل جدیدها به هنگام رویارویی با مکاتب و اندیشه های امروزه تحصیل دانش های عصر مطرح می شود.
مسئله ی تکامل به ویژه تکامل زیستی انسان یعنی اینکه آیا انسان از نخستین روزهای پیدایش به همین صورت فعلی بوده و ناگهان آفریده شده است و یا خلقت او تاریخ دارد و مراحل گوناگون را در مسیر تکامل تدریجی گذرانده است؟
عقاید متفاوت در مورد تکامل

۱ ) لامارک : اعتقاد دارد وقتی گرمای آفتاب به درون پیکر جانور ساده ای نفوذ می کند سعی دارد «مولکول ها را از هم جدا کند» ولی چون بین مولکولها پیوستگی خاصی موجود است لذا بین دو عامل گرایی در پی گیرد در نتیجه این عمل حالت کشش مخصوص در ماده ی زنده ایجاد می شود. اجداد زرافه روزی مجبور گشتند در ناحیه فاقد علف زندگی کنند و برای تغذیه از برگ های درختان

نزدیک سازند در نتیجه گردن آنها درازتر می شود. دراز شدن زبان مارها و مارمولک ها نیز همینطور براساس این سازش ها انسان از میمون هایی که نیمه خمیده حرکت می کردند تکامل یافته و حالت قائم پیدا کرده باید توجه داشت که لامارک اعتقاد داشت که علت تحول میل و اراده ای جاندار است که می خواهد خود را با محیط تطبیق دهد.
۲ ) نئولامارکسیم : فرضیه دست خورده ای لامارک که این افراد تمایل و اراده در جانوران برای تغیی

ر یافتن را قبول ندارند و معتقدند که تحت تاثیر مستقیم محیط زندگی در جانوران و گیاهان تغییراتی حاصل می گردد و این تغییرات اکتسابی مو روش شده و به اولاد منتقل می گردد.
۳ ) فرضیه داروین : داروین بر اثر شباهت زیادی که میان انسان و میمون وجود دارد شجره ی انسان را به میمون رسانیده و احتمال می دهد میمون ها از جانورانی پدید آمده اند که امروز آنها را در دسته ای به نام لمورها جای می دهند (داروینسیم یا تکامل انواع ، جعفر سبحانی ، ص ۶۳).
داروین روایتی کاملاً جدید از خلقت ارائه می دهد روایتی که به ظاهر با روایات انجیلی در تعرض است به نظر می رسد که اگر بگوئیم انتخاب طبیعی داروین نقش خدا را در خلق اشکال متنوع حیات حذف می کند لااقل آن را کاهش می دهد نظریه داروین درباب ظهور انسان از اشکال پائین تر حیات ظاهراً باورهای کهن و منحصر به فرد بودن آدمی و تمایز اخلاقی را زیر سوال برد به نظر می

رسد تاکید او بر نقش بارز شانس در تکامل تخریب کننده مفهوم مشیت الهی است. به نظر می رسد تکامل دروینی جهان را از هدف نهی کرده است و زندگی آدمی را از هر اهمیت ماندگار خالی می کند. (دین و روایت جدید از خلقت از هادی صمدی همشهر ی ۸۷).
۴ ) فون باید دانشمند بزرگ و باستان شناس آلمانی در کتاب ابطلال نظریه دارون می نویسد :

هر کس بگوید که انسان زاده میمون است باید او را یک فرد جسور و مشهور دانست، زیرا مادر حفاری های خود کوچکترین گواهی بر این گفتار پیدا نکردیم.
۵ ) فیرخو طبیعی دان آلمانی می نویسد پیشرفت های محسوس که علم وتاریخ طبیعی انسان نموده است روز به روز خویشاوندی انسان و میمون را دورتر می سازد (داروینیسم یا تکامل انواع جعفر سبحانی ، ص ۶۸ ).

استباط از آیات قرآن
قرآن کتاب کامل الهی است جهان شمول است و در تمام زمان و مکان تسلط دارد علم انسان بعد از سالها توانسته است معنی آیات قرآن را درک کند. در مورد علم تکامل و همچنین تکامل انسان آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که توسط مضرین مشهور به آن پرداخته شده است.
آیات قرآن نیز به چند دسته تقسیم می شود.
برخی از آیات قرآن دلالت بر این امر دارند که آفرینش تمام موجودات زنده اعم از گیاه و حیوان و انسان از آب آغاز شده است.

وَ جَعَلنا مِنَ الماءِ کُلِّ شیٍ حیّ
و هر چیز زنده را از آب به وجود آوردیم (آیه ۳۰ انبیاء)

یا آیه
و الله خَلَقَ کل دابه من ماء فَمِنهُم مَن یَمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین و منهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاء
خداوند تمام جنبدندگان را از آب آفرید پس برخی از آنها بر روی شکم خود (خزندگان)، و برخی بر دوپا و برخی از آنها با چهارپای خود راه می روند خداوند هر آنچه بخواهد می آفریند.
مقدم داشتن حیوانات خزنده شاید به این علت باشد که معروف ترین این نوع جانداران نخستین موجودات زنده از لحاظ زمان آفرینش می باشند و منظور از من یمشی علی رجلین (برخی بود و پای خود راه می روند) انسان و پرندگان و برخی میمونها هستند.
آیه ای که مهمترین آیات قابل استفاده در این مورد است:
ولقد خلقنا کم ثم صورنا کم ثم قلنا للملائکه اسجد و الآدم
و همانا ما شما را آفریدیم و سپس شکل دادیم و سپس به فرشتگان گفیتیم به آدم سجده کنید.
خداوند دراین آیه بیان می کند که ابتدا قبل از شکل دادن به انسان او را آفریده و بعد از مدت زمان نامعلوم او را به شکل انسان فعلی درآورده است سپس بعد از مدتها فرشتگان را امر به سجود در برابر یکی از افراد نوع انسان کرده است بنابراین خلق یا آفرینش نخستین همان تکوین او از آب و خاک و زندگی دادن (دمیدن روح) به اوست از این آیه چنین بر می آید که انسان دوره ها و مراحل خاصی را گذرانده است.
اول ) مرحله ی بعد از خلقت و پیش از شکل گرفتن به صورت انسان.
دوم ) مرحله ی بعد از پیدا کردن شکل انسان و پیش از انتخاب آدم بین افراد نوع.
سوم ) مرحله انتخاب آدم از بین آنها و بعد از آن امر کردن فرشتگان به سجود آدم.

* آیات مربوط به مرحله ی اول یعنی آغاز آفرینش اسنان
هوالذی خلقکم من طین ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده
اوست که شما را از گل آفرید و سپس مهلتی مقرر کرد و مهلت مقرر پیش اوست. (۲، انعام)
انا خلقنا کم من طین لازب
ما شما را از گل چسبنده آفریدیم. (۱۱ ، الصافات)
* برای مرحله ی دوم یعنی بعد از شکل گرفتن اسنان و قبل از انتخاب آدم

و کان الناس امه واحده فبعث الله النبین مبشرین و متدرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه
مردم همه گروه واحدی بودند، پس خداوند، پیامبران را به عنوان بشارت و بیم دهنده فرستاد و همراه آنها کتاب را براستی و حق فرود آورد تا درباره ی آنچه انسانها با هم اختلاف کرده اند، حکم کند. (بقره، ۲۱۳)
چنانچه از ظاهر آیه معلوم می شود، پیش از بعثت انبیاء زمانی بر انسانها گذشته است که آنها امت واحدی بودند و مفهوم واحد بودن مردم در آیه ی فوق این است که مردم همه بدون مذهب و احکام آسمانی بودند و با عقل ها اندیشه ها و فهم های خودشان زندگی می کردند.

انتخاب جانشین توسط خداوند در زمین
و اذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه (بقره ، ۲۴ تا ۳۰)
خداوند در این آیه از انتخاب جانشین برای خود در زمین خبر می دهد و سپس اعتراض فرشتگان را نقل می کند و بدین گونه معلوم می شود قبل از آدم انسان هایی روی زمین وجود داشته اند و مرتکب فساد و خونریزی هایی شده اند.
ولی با تأمل بیشتر در آیات سوره ی بقره و آیه ۲۸ و ۲۹ سوره حجر چنین بر می آید که بعد از آفرینش انسان در زمین و گذشت زمانی از خلقت او که فساد و اعمال زشت از افراد انسانی

سرزده بود و ملائکه آن را مشاهده کرده بودند به آنها خبر می دهند که بزودی برای خود خلیفه و جانشین در روی زمین انتخاب خواهند کرد. ملائکه دانستند که این خلیفه جز موجودی از جنس همان ساکنان زمین نیست بنابراین نسبت به این انتخاب بدانگونه که خداوند از قول آنها نقل می کند اعتراض کردند ولی آیات سوره بقره آنرا تعیین کرده و معلوم می کند که زمان سجود بعد از

آزمایش آدم و ملائکها با سوال از آنها درباره اسماء (نامها) می باشد که آدم آنها را دانسته و ملائکه از علم به آنها درمانده اند. نیز چنانچه از قرار دادن امر سجود بعد از نفخ روح در سوره ی حجر و قرار دادن آن بعد از تعلیم اسماء در سوره ی بقره بر می آید مراد از نفخ روح همان روح علم و اگاهی و تعلیم اسماء نام کل اشیاء و کائنات و نه جان دادن و نیروی حیات که قبل از آدم نیز بوده است.

انسان از گل خشک آفریده شده است
خلق الانسان من صلصلالٍ کالفخار
خداوند انسان را از گل خشک همانند سفال آفریده است
صلصال به معنی گل خشک و فخار یعنی صفال و علت نامیده شدنش این است که با خوردن ضربه ای به صدا در می آید مانندانسان فخور(فخر فروش و خود خواه که از خودش سخن می گوید) کلفخار (همانند سفال) به عنوان صفت صلصال (گل خشک) آمده است.
آیه دیگر

اِنَّ مثلَ عیسی عنداللهَ کَمَثلَ آدَمَ خلقهُ من تراب ثم قال له کن فَیَکون
همانا مثل عیسی در پیش خداوند همانند مثل آدم است که خداوند اورا از خاک آفرید و سپس به او گفت موجود باش پس شد.
ممکن است اشکال وارد کنند که تشبیه آیه ناقص است زیرا می دانیم عیسی از خاک مانندآدم آفریده نشده بلکه در رحم مادر از نطفه به وجود آمده، عیسی در تولد بدون پدر مانند آدم است .
روایتی از امام صادق (ع) نقل شده،

اِنّما سمی آدم لا نه خلق من ادیم الارض
همانا علت اینکه آدم به این نام خوانده شده این است که او از ادیم (قشر خاکی) زمین آفریده شده است.
در قصص الانبیا این خبر هست که خداوند می خواست جبرئیل را برای آوردن گل آدم به زمین بفرستد به او سفارش کرد که این کار را با رضایت زمین انجام دهد ولی هنگام فرستادن عزرائیل (فرشته مرگ) به او فرمان داد که گل را از زمین برگرفته بیاورد چه او راضی باشد یا نه.
تکثیر نسل آدم
در مورد چگونگی تکثیر نسلآدم و حواسه عقیده زیرا براز شده است
۱)آدمیان با ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر تکثیر شدند زیرا در آن زمان این امر جایز بود. تحریم ازدواج خواهر و برادر از احکام ادیان است در آن زمان دینی نبوده و اولین احکام که برای انسان فرودآمده چنانچه از قرآن و روایات وارده بر می آید آئین نوح بود و اگر هم فرض کنیم که چنین احکامی در زمان آدم وجود داشته اند بسیاری از تکالیف و مسائل مهم اصول و فروع دین هستن که در موقعیتی

خاص یا انجام آنها آسان نیست و یا به عبارت دیگر معیارهای منطقی و عقلی ثابت و مستقل همیشه دارای کاربرد نیستند و مسئله تحریم ازدواج میان خواهر و برادر هم از این گونه امور به شمار می رود زیرا اضطرار (ناچاری) تحریم را از بین می برد چنانکه گاهی امری واجب را از عهده ی انسان بر می دارد.