مديريت در جامعه آينده

پيتر اف. دراكر در پيشگفتار خـــــود مي نويسد: جامعه دچار تحولي بنياني و اساسي شده، انقلاب اطلاعات تنها يكي از عوامل اين تحول بود و شايد بتوان گفت كه حتي نيرومندترين عامل هم نبود. عــــوامل جمعيت شناسي، دست كم به اندازه انقلاب اطلاعات اهميت دارد. در حالي كه انقلاب اطلاعات تنها اوج يك روند جاري بيش از يكصد ساله بود، كاهش جمعيت جوان يك تغيير جهت

صددرصد و پديده اي كاملاً پيش بيني نشده بود. ما با يك تغيير جهت صددرصد ديگر هم رو به رو هستيم، كه عبارتست از كاهش مداوم موقعيت توليد كارخانه اي به عنوان فراهم كننده ثروت و شغل، تحــــول بي سابقه ديگر دگرگوني نيروي كار و تجزيه و ويراني آن است.

اين تغييرات، به همراه تاثيرات و پيامدهاي اجتماعي انقلاب اطلاعات، محورهاي اصلي بحث اين كتاب است و تغييرات مذكور هم اينك روي داده اند. در واقع، جامعه آينده هم اكنون وجود دارد.

در واقع فرض و گزاره اي اصلي و زيربنايي همه فصول اين كتاب اين است كه اهميت تحولات اجتماعي در كاميابي و يا شكست يك سازمان و مديريت آن، به احتمال زياد بيشتر از رويدادهاي اقتصادي خواهد بود.

جامعه اطلاعاتي
۱ – آثار و نتايج انقلابي و واقعي انقلاب اطلاعات تازه دارد احساس مي شود. ولي اين آثار ناشي ازاطلاعات نيستند. ناشي از هوش مصنــوعي، تاثير رايانه ها و پردازشها بر تصميم گيري، سياستگذاري نيستند. همه اين نتايج ناشي از تجارت الكترونيك – ظهور انفجارگونه اينترنت به عنوان يكي از كانال هاي اصلي و شايد مهمترين كانال توزيع جهان گستر كالاها، خدمات و با كمال شگفتي، مشاغل مديريتي و حرفه اي – هستند.

اين پديده در حال تغيير و تحول بنياني اقتصادها، بازارها و ساختار صنعت – كالاها، خ

 

دمات و جـــــريان آنها – طبقه بندي مصرف كننده، ارزشهاي مصرف كننده و رفتار او و مشاغل و بازارهاي نيروي كار شده است.

اما آثار و نتايج اين پديده بر جوامع و امور سياسي و از همه آنها مهمتر بر چگونگي نگرش ما به جهان و جايگاه خود در آن، احتمالاً حتي بيشتر هم خواهد بود. (۲۱)
نقش تجارت الكترونيك براي انقلاب اطلاعات نظير راه آهن براي انقلاب صنعتي – پديده اي كاملاً جديد، كاملاً بدون نمونه قبلي، كاملاً غيرمنتظره – است. و باز هم همـــــانند راه آهن در حدود دوقرن پيش، تجارت الكترونيك نيز در حال ايجاد يك ترقي و رونق ممتاز جديد است كه به سرعت اقتصاد، جامعه و امور سياسي را دگرگون مي كند.(۳۲)

در جغرافياي ذهني ايجاد شده تـــوسط راه آهن، انسان بر فاصله چيره شد. در جغرافياي ذهني تجارت الكترونيك، فاصله اصلاً محو و نابود شده است. در اين جغرافياي ذهني فقط با يك اقتصاد و يك بازار رو به رو هستيم. (۳۳)

آنچه را كه انقلاب اطلاعات ناميده ايم در واقع يك انقلاب دانش مدار است. عامل كليدي در اين فرايند نه الكترونيك، بلكه دانش اداركي است. اين سخن به معناي اين است كه كليد حفظ رهبري در اقتصاد و فناوري در شرف ظهور آينده به احتمال زياد در حفظ موقعيت اجتماعي حرفه اي هاي دانش مايه و پذيرش اجتماعي ارزشهاي آنها قرار دارد. دانشگران كليدي و اصلي اين كسب و كارها به طور قطع كماكان انتظار مشاركت مالي در بهره برداري از ميوه هاي ناشي از كار خود را خواهند داشت. (۴۹)

۲ – لابد اين ضرب المثل دست اندركاران منابع انسانــــــي را شنيده ايد كه مي گويند شما نمي توانيد يك دست را استخدام كنيد، زيرا هميشه تمام بدن فرد استخدام شده به همراه دست او وارد مجموعه مي شود. حالا اين ضرب المثل را هم از من – دراكر – داشته باشيد كه شما نمي

توانيد فقط يك فرد را استخدام كنيد. زيرا همواره همسر او هم وارد ميـــدان مي شود.

چگـــــونه بهره برداري دانشگران را اندازه گيري كنيم. ما كار را با طرح سه پرسش از دانشگران شروع مي كنيم. توانائيهاي شما چيست و فعاليت خود را بايد صرف چه كاري كنيد؟ اين سازمان بايد توقع چه كاري را و در چه مدتي از شما داشته باشد؟ و براي انجام كار خود به چه اطلاعاتي نياز داريد و چه اطلاعاتي به ديگران خواهيد داد؟ (۵۵)

۳ – ما در حال نوسازي سازمانها بر گرد اطلاعات هستيم، زماني كه مديران عامل در مورد ح

ذف سطوح مديريتي و كاهش آنها به تعداد مطلوب صحبت مي كنند، شروع به استفاده از اطلاعات به عنوان يك عنصر ساختاري مي كنند. در بسياري مواقع ما سريعاً به اين واقعيت پي مي بريم كه بيشتر سطوح مديريتي هيچ چيزي را مديريت نمي كنند، بلكه تنها كار آنها تقويت علايم ضعيف صادره از بالا به پايين موسسه است. تصور مي كنم بيشتر مديران عامل نخستين قانون نظريه اطلاعات را در مورد اينكه هر رله اي صداي اضافي و زايد را دو برابر و پيام را نصف مي كند» شنيده اند. (۸۱)

ما به اطلاعات بيروني نيازمنديم و مجبور به يادگرفتن خواهيم بود. بيشتر كسب و كارها داراي دو نظام اطلاعاتي هستند: يكي بر گرد جريان داده ها سازماندهي شده و ديگري بر گرد نظام حسابداري قرار دارد. نظام حسابداري با قدمت پانصد ساله خود به عنوان يك نظام اطلاعاتي، در وضعيت وحشتناكي قرار دارد. ما داراي يك مدير حسابداري و يك مدير علوم رايانه اي هستيم، كه هيچ يك با ديگري صحبت نمي كنند. هر دو واحد سازماني توسط كساني كه چيز زيادي در مورد اطلاعات نمي دانند اداره مي شوند. ما كار عظيمي در مقابل خود داريم. ما نياز داريم تا خودمان و كسب و كارهاي مان را از نظر اطلاعاتي با سواد كنيم. دومين كار بزرگ پيش روي ما استفاده از ظرفيت و توانايي داده پردازي مان براي فهميدن ودرك كردن رويدادهاي بيروني است.

انتظار نداشته باشيد اگر سواد رايانه اي نداريد كسي در سازمان تان به شما احترام بگذارد. افراد جوان مشغول به كار اين امر را بديهي مي پندارند وانتظار دارند كه دست كم رئيس شان از اين نظر با سواد باشد. (۹۳) ۴ – تجارت الكترونيك نه تنها موجب چيرگي انسان بر فاصله ها مي شود، بلكه آنها را از ميان بر مي دارد. هيچ دليلي براي اينكه در تجارت الكترونيك فروشنده جاي بخصوصي داشته باشد وجود ندارد. (۹۴)

۵ – هزينه منبع اصلي اقتصادي شما، يعني نيروي ذهن تان، در حال افزايش سريع است. نكته تقريباً بديهي و قطعي اين است كه تاثير اينترنت بر آموزش و پرورش خيلي بيشتر از تاثير آن بر هرگونه كسب و كاري خواهد بود.
دانشگران بيش از سازمانهاي استخدام كننده عمر خواهند كرد. چنين پديده اي در تاريخ انساني بي نظير است و تاكنون سابقه نداشته است. شما امروزه بايد دانش بسيار زيادي داشته باشيد و اين دانش معمولاً بايد به شدت متمركز هم باشد. بنابراين، مركز شغل آموزش عالي در حال انتقال از آموزش و پرورش جوانان به آموزش مداوم بزرگسالان است. دانش با سرعتي باورنكردني از رده خارج مي شود. آموزش پيوسته حرفه اي بزرگسالان رشد يابنده ترين صنعت سي سال آينده خواهد بود. (۱۰۶)

امروزه شما به سازماني نياز داريد كه نه فقط مبتكر و نوآور، بلكه رهبر تغيير و تحول باشد. يكي

از چيزهايي كه مديران بايد ياد بگيرند و تعــــداد بسيار اندكي از آنها ياد گرفته اند، برقراري تعادل بين امور كوتاه مدت و بلندمدت است. مي توانيم بگوييم كه دستاورد منحصر به فرد «جك ولش» در جنرال الكتريك تاكيد جدي او بر پرورش بلندمدت كاركنان است.

او در حالي كه به طور قطع گزارشهاي ماهيانـه اي از تك تك كسب وكارهاي ۱۶۷ گانه اش

مي گرفت. ولي سرمايه گذاريهاي انسانــــــي هفت سال آينده را امروز انجام مي داد. (۱۱۵)

۶ – چنانچه نگاهي به موقعيت مديرعامل در يك دوره حدوداً پانزده سال آينده بيندازيم، تصور مي كنم با پنج وظيفه اصلي و كليدي كه همه آنها با هم مرتبط و در عين حال منفك هستند، روبرو خواهيم شد. اين وظايف عبارتند از:
تحول حاكميت؛
رويكردهاي جديد به اطلاعات؛
فرمان دادن و كنترل كردن؛
افزايش كار دانش مايه؛
تركيب عوامل با هم و نتيجه گيري.
رهبر فردا قادر به اداره سازمان خود به وسيله جذبه وگيرايي نيست. او بايد در مورد اصول و مفاهيم اصلي و بنيادي، تفكر و انديشه كند تا كاركنان بتوانند وظايف خود را به نحوي كارآمد انجام دهند. (۱۳۴)

فرصتهاي كسب و كار
۱ – ما مي دانيم كه كارآفريني يك انضباط، و در واقع يك انضباط نسبتاً جدي و شديد و نوآوري يك اصطلاح اقتصادي و نه فني است. ژاپني ها در حال سازماندهي نوآوري هستند. كره اي ها هم همين طور. آنها گروههاي كوچكي از داناترين كاركنان خود را به منظور كاربرد نظام مند انضباط نوآوري به منظور شناسايي و توسعه كسب و كارهاي جديد تشكيل داده اند. (۱۴۳)

شركتهايي وجود دارند كه در بهبودبخشي و بهتركردن آنچه كه تاكنون انجام داده اند، خوب هستند. هر شركت بزرگي بايد بتواند هر سه مورد بهبوددهي، گسترش دهي و نوآوري را هم زمان انجام دهد. (۱۵۸) ۲ – امروزه توجه جدي به تندرستي و رفاه تمام كاركنان از اهميت بيشتري نسبت به ۵۰ سال پيش برخوردار است. نيروي كار دانش مايه به سرعت به صورت بزرگ ترين و گروه يگانه نيروي كار در مي آيند و هم اكنون به صورت گروه اصلي مولد ثروت درآمده اند.

اهميت متمركز بر بهره وري دانشگران چنان است كه هرچه در مورد آن بگوييم كم است. زيرا مشخصه مهم و تعيين كننـده نيروي كار دانش مايه اينكه دانشگران نيروي كار نيستند، بلكه سرمايه اند و عامل مهم در عملكرد سرمايه هستند. راه كسب رهبـــــري در كسب و كار دانش مايه صرف وقت باافراد حرفه اي دانش مايه مستعد در زمينه شناسايي آنها و شناساندن خود به آنها، تربيت آنها و گوش دادن به ايشان و به چالش كشيدن و تشويق است. (۱۸۸)

۳ – تمام جنبه هاي وجودي انسان و نحوه برخورد با او در محاسبات اقتصادي ســـــرمايه داري

نمي گنجد. امروزه ۹۰ درصد جمعيت، شهرنشين هستند. كشور داراي نيروگاه هاي برق صنعتي است و جمعيت آن تحصيلات عالي دارندو همه اينها در مدت ۴۰ سال اتفاق افتاده است.

از جهات بسياري در آسيا شاهد همان تنشهايي هستيم كه در اثر آشفتگي بزرگ انقلاب صنعتي، شهرنشيني سريع همراه آن به وجود آمد. تنها تفــاوت اين است كه آشفتگي آسيا با سرعتي بسيـار زيادتر روي داده است. من در اثر تجربه شخصي خود مي دانم كه وقتي تنشهاي اجتم

اقتصاد جهاني تحول يابنده
۱ – دانش به عنوان منبع اصلي اقتصادي جايگزين منابع اصلي مورد نظر اقتصاددانان شده است. اقتصاد يك كاسه شده جهاني به طور فزاينده اي به كسب و كارها فشار مي آورد تا از حالت چندمليتي به صورت فرامليتي درآيند.

تحول به سوي شركتهاي فرامليتي شروع شده و به سرعت ادامه دارد. ممكن است كه خدمات و محصولات آنها تغييري نكند، ولي ساختار آنها به طور اصولي و بنياني متفاوت است. در يك شركت فرامليتي تنها يك واحد اقتصادي، يعني جهان، بــــه اهميت شناخته مي شود. اقدامات مربوط به قطعات، ماشين ها، برنامه ريزي، پژوهش، تامين مالي، بازاريابي، قيمت گذاري و مديريت با توجه به بازار جهاني صورت مي گيرد. (۲۷۳)

 

۲ – شهرنشين كردن شهر به نحو فزاينده اي به صورت اولويت اصلي همه كشورها در خواهد آمد. در كشورهاي توسعه يافته، جمعيت روستايي به كمتر از پنج درصد كاهش يافته و هنوز در حال كاهش است. در كشورهاي در حال توسعه هم شهرها در حال رشد هستند.