مدیریت زمان :
بیان مسأله :
می توان مدیریت زمان را ابزاری قلمداد کرد که با آن می توانید به زندگی بهتری دست یابید که دستاوردهای ارزشمند و احساس عمیق رضایت و کمال از ویژگیهای آن به شمار می رود. وجه مشترک افراد موفق این است که آنها ارزش بسیار زیادی برای وقت خود قایل بودند و به طور مادام سعی می کردند که زندگی خود را بهتر سازماندهی کرده و کارآمدتر شوند.

سه مانع ذهنی در مقابل مدیریت زمان :
محدودیت های تحقیق :
۱ ) نگرانی درباره کاهش حالت طبیعی و خود انگیختگی.
۲ ) برنامه ریزی ذهنی منفی.
پیشینه مدیریت زمان :
با این که زمان نادرترین منبع ارزشمند در اختیار بشر می باشد، شروع اهمیت یافتن مدیریت آن از انقلاب صنعتی بوده است. در این هنگام رقابت مفهومی جدی و جدید یافت و مدیران و تجار متوجه شدند که زمان منبعی بی مانند است و اگر از دست برود جایگزین نخواهد داشت. بعدها در اوایل قرن بیستم که نخستین توجهات جدی به مدیریت علمی صورت گرفت موضوع زمان سنجی مطرح شد تا برای هر کاری و تولید هر قطعه ای زمان لازم معین شود و از آن به بعد بحث مدیریت زمان هر روزه اهمیت بیشتری یافته است طوری که حالا زمان سنجی از ابزارهای مهم و رایج در صنعت و تجارت می باشد و در ابعادهای بزرگتر و وسیعتر مدیران در پی استفاده مناسب از زمان در راستای بکار گیری بهینه و به موقع از نیروی انسانی و تجهیزات و منابع مالی در راه رسیدن به اهداف فردی و سازمانی می باشند.
اولین نسل مدیریت زمان را می توان با نوشته ها و صورت موجودی ها توصیف کرد.
تقویم ها و دفترچه های قرار ملاقات معرف دومین نسل مدیریت زمان است.
سومین نسل مدیریت زمان که ما با آن روبه روییم نقطه نظرهای مهمی از قبیل اولویت بندی توصیف ارزش ها و مقایسه ارزشمندی های نسبی فعالیت های مبتنی بر روابط به آن ارزش ها را به نقطه نظرهای نسل پیشین افزود.
اما نسل چهارم مدیریت زمان که با شیوه های قبلی کاملاً متفاوت است و بر حفظ و حراست و خود جوشی و کیفیت زندگی تأکید دارد. این نسل بر این ادعا پا می فشرد که مشکل مدیریت زمان کیفیتی بیرونی نمی باشد بلکه اداره اوضاع و شرایط خویش و توجه به خود است.

 

مبانی نظری :
به قول یکی از کارشناسان، «ما نمی توانیم از صنعت و پیشرفت و توسعه صحبت کنیم در شرایطی که نمی توانیم برای یک روزمان برنامه ریزی کنیم».
دکتر علی رضاییان در این باره می گوید : برای مدیریت زمان سه فصل قایل شده اند، توصیه می شود برای استفاده بهینه از زمان، از کارها یادداشت برداری کنید، برای انجام کارها، برنامه ریزی کنید و قبل از هر چیز، ارزش هایی را تعیین کنید که با توجه به آنها، اولویت ها مشخص می شوند.
دکتر رضاییان معتقد است : ضمن رعایت سه نکته اشاره شده در مورد استفاده بهینه از وقت، اولین توصیه برای مدیریت زمان استفاده از قانون ۲۰۸۰ یا ۱۰۹۰ پارتو است. پارتو براساس مطالعات خود در خصوص مدیران گفته است : ۱۰ درصد تصمیمات مدیران بیشترین نتایج و ۹۰ درصد فعالی

ت های آنها کمترین نتیجه را دارد و آن ۱۰ درصد هم مربوط به زمانی است که مدیر در بهترین حالات ذهنی قرار دارد. یعنی بین ذهن و جسم او یک ارتباط «خود تنظیمی» وجود دارد.
محمد کریمی پور، دانشجوی رشته مدیریت در این زمینه می گوید : استفاده صحیح و مناسب از زمان یکی از مباحث مهم در خور توجه کشورهای توسعه یافته است و یکی از دلایل دستیابی کشورهای پیشرفته به توسعه و صنعت نوین، حداکثر بهره وری آنان از وقت است. در حالی که در کشور ما شاید بی ارزش ترین مسأله، وقت است.
زهرا پناهی دانشجو در این زمینه می گوید : اکثر مردم در چین با دوچرخه به محل کار خود می روند یا در روزهای پایان هفته اکثر مردم به تفریح و گردش می روند اما چطور است که ما با ماشین و مترو به سرکار می رویم و هر روز هفته به دنبال کار هستیم اما همیشه عقب می مانیم؟
به نظر من مدیریت زمان در ایران صفر است و ما اصلاً چیزی به نام مدیریت زمان نداریم.
یاسر عامری، کارمند در این باره می افزاید : من معتقدم مشکلات و مسائل اجتماعی و اقتص

ادی کشورمان سبب شده است که شهروندان نتوانند به طور صحیح از زمان خود استفاده کنند.
نگرانی درباره کاهش حالت طبیعی و خود انگیختگی :
اولین باور منفی از مدیریت زمان این است که اگر خیلی سازمان یافته باشید فردی سرد، حسابگر و بی احساس خواهید شد و دیگر قادر نخواهید بود عقاید خود را با صداقت و آشکارا بیان نمایید این امر به هیچ وجه عنوان درست نیست واقعیت این است که افراد نامنظم خود انگیخته نیستند

آنها صرفاً سردرگم و اغلب عصبانی بوده و معمولاً دچار استرس بالا می شوند واضح است که هرچه منظم تر باشید زمان بیشتری برای آرامش دارید.

برنامه ریزی ذهنی منفی :
اغلب ما در دوران رشد و بلوغ خود از والدین و همچنین افراد با نفوذ بر شخصیتمان برنامه ریزی منفی کسب می کنیم متعارف ترین توجه برای چنین رفتارهایی این است «من همینطور هستم» یا «من همیشه این طور بودم» مهارتهای مدیریت زمان و کارایی شخصی را اگر در خود گسترش دهیم آموخته های خود را از یاد خواهیم برد.

باورهای خود محدود کنند :
بسیاری از مردم گمان می کنند توانایی درست مدیریت زمان خود را ندارند این قبیل افراد فکر می کنند این باورهای فطری یا میراث آنهاست اما هیچ کس با نقص ژنتیکی در ساماندهی شخصی اش به دنیا نمی آید.