مدیریت استراتژیک جهانی یکی از راهکارهای دستیابی به موفقیت در تجارت

چکیده :
محیط رقابتی بین المللی، توانایی سازمان در توسعه قابلیت سازمانی فواصلی محصص است که می تواند شرکت را در تغییراتی در محیط دینامیک یاری رساند.
همانگونه که جهانی سازی با سرعت روز افزون روش های قدیمی تجارت راصخول می سازد، مدیران نیز باید دیدگاه جهانی نسبت به امور در خود رشد دهند. ترکیبی از مدیریت استراتژیک و تجارت جهانی به استراتژی هایی برای همکاری و مشارکت جهانی خواهد انجامید. البته، موانعی بر سر راه وجود دارد.

مسائل ناشی از موانع مذکور را می توان با ارتباطات متقابل و براساس مزایای دو طرفه بخش های مربوطه از میان برداشت. ارتباطات مؤثر یکی از مؤلفه های اصلی استراتژی های جهانی به شمار می رود زیرا آنچه که در یک فرهنگ درست و کامل مزمن می شود ممکن است در فرهنگ دیگری آنگونه روتور نگردد. بازاریابی جهانی محصولات امر کاملاً پیچیده ای است و چندین عامل در آن دخالت دارد :

پیمان استراتژیک بین المللی، نظارت و کنترل بازاریابی بین المللی، ارتباطات، موانع بومی تجارت، اتحادیه اروپایی، و انتخاب استراتژی جهانی. شرکتی که استراتژی جهانی را پیش رو می گیرد که نقاط ضعف و قوت آن را از نظر فرصت ها و تهدیدهای محیطی مشخص می سازد می تواند به راه خود ادامه داده و پایدار باقی بماند.

کلمات کلیدی : مدیریت استراتژیک، جهانی سازی، تجارت بین المللی، دیدگاه (فضای ذهنی) جهانی.
مقدمه :
روش های قدیمی تجارت در محیط تجاری کنونی دچار تغییراتی شده است زیرا جهانی سازی در وسیعی در همه جا حیطیه گسترانده است. در حال حاضر نیاز به مدیرانی که قابلیت مدیریت جهانی با دیدگاه جهانی داشته باشند و از دانش و مهارتهای مربوط برخوردار باشند، احساس می گردد.
طبق یکبار و مولکدجی (۱۹۹۹) جهانی سازی به عنوان شرایط بازاری تعریف می شود که در آن مرزهای سیاسی به هم مرتبط نیستند و وابستگی های اقتصادی شدید است و تفاوت های ملی از فرهنگ های اقتصادی شدید است و تفاوت های ملی از فرهنگ های اجتماعی ناشی می شود و غیره.
و این مباحث اصلی تجارت را به خود معطوف می کند. مدیران کنونی دیناری تجارت همانند جستجوگران دنیای قدیم هستند که مانند مگلان و کوک که اقیانوس کبیر آرام را جستجو کردند، با طوفان های سهمگینی رو به رو می شوند و در این راه راهنمای مطمئنی نمی یابند.

مدیران جهانی با طوفان های بزرگی از رقیبان، فناوری نوین، تغییرات بی پایان در بازارها، مشتریان و فرهنگ های کاملاً متفاوت رویارو می شدند. وظیفه آنها غلبه بر فشارهای اعمال شده از سوی تغییرات و چالش هدایت سازمان های تجاری به سمت بازارهای جهانی ناضعیف می باشد. به منظور موفقیت در محیط دینامیک، مدیر جهانی مستلزم برخورداری از دیدگاه جهانی و تجربه مدیریت استراتژیک است.

شرکت های جهانی :
شرکت های جهانی، شرکت های داخلی تا چندملیتی و جهانی را دربر می گیرد. نظام های کنترل مدیریت به مرور زمان دستخوش تغییراتی می شوند و حاکی از تغییرات محسوس در تعاریف واحد تجاری استراتژیک می باشند. شرکت چند ملیتی در همه کشورها با تعاریف منحصر به فردی از استراتژی ها و ساختارهای سازمانی فعالیت می نمایند. شرکت جهانی با استراتژی مشترکی کار می کند که همه کشورهایی را که در آن فعالیت دارد را شامل می گردد.

محصولی برای شرکت جهانی ممکن است در انگلیس طراحی شود و اجزای آن در تایوان تولید گردد و سپس در کانادا مونتاژ شود. ممکن است مدلی برای فروش در برزیل تولید شود در حالیکه مدل کاملاً متغیری برای فروش در انگلیس با اجزای تولید شده در تایوان و مونتاز کانادا ساخته شود. مدل استاندارد امکان دارد در برزیل تولید گردد در حالیکه مدل کاملاً متغیر آن برای فروش در ایالات متحده آمریکا تولید شود.

در این فرآیند، مساله کنترل مدیریتی وجود دارد که به فردی که از مزایا بهره می برد و چگونگی کسب آن و دربر گرفتن نتیجه طراحی شده مربوط می شود. رویکرد استاندارد در این کنترل مدیریتی بر طبق نظر دایمنت (۱۹۸۷) ارزیابی عملکرد و مقایسه نتایج با نتایج موردانتظار و اقدامات مؤثر می باشد.

دیدگاه جهانی :
مدیر جهانی باید دیدگاه و فضای ذهنی و جهانی داشته باشد. ۴ نوع دیدگاه تعریف می شود : موانع، کاوشگر، کنترل گر، و تلفیق ساز.
• مدافع دیدگاهی است که از نظر داخلی متمرکز است و تنها در بازار داخلی کاربرد دارد.
• کاوشگر بر بازارهای خارجی متمرکز می شود تا به افزایش فروش ها و رشد تجارت خود کمک نماید که البته این مورد مهم تمرکز داخلی دارد.

• کنترل گر تلاش می کند تا با استفاده از سیستم های پیشرفته ای که در بازار داخلی به خوبی عمل نموده است بر بازارهای خارجی غلبه کند.
• تلفیق ساز کسی است که دیدگاه جهانی را با شبکه جهانی از روابط، تأمین کنندگان، رقیبان، و مشتریان در خود می پروراند.

مدیریت استراتژیک جهانی :
جهانی سازی سریع تجارت به ظهور رشته جدیدی با عنوان مدیریت استراتژیک جهانی انجامیده است که تلفیقی از مدیریت استراتژیک و تجارت بین المللی به شمار می رود. شرکت جهانی به گونه ای سازماندهی و مدیریت می شود که از مزایای مختلف بازارهای متنوع داخلی و خارجی کشور بهره مند گردد. شرکت جهانی، یک استراتژی جهانی را پیش روی خود می بیند و محصولات خود را در بسیاری از کشورها تولید و بازاریابی می کند و تولیدات استانداردی را در همه بازارهای کشورها عرضه می نماید.

آن در همه محل ها تولید دارد و بدین ترتیب هزینه تحویل و جابجایی محصولات خود را در بازارها کاهش می دهد. آن خود را به گونه سازماندهی می کند که تولید، بازاریابی و توزیع کارآمد محصولاتش را میسر سازد.
انجمن فردای جهان از گروه ” World 2000 ” حمایت کرد تا فرایند مدیریت استراتژیک جهانی را میان شرکت ها، دولت، آموزش و سایر بخش های جامعه جا انداخته و سیستم های در حال ظهور جهانی را تعریف نمایند و به سازمان ها کمک کنند تا با این تغییرات تطبیق پیدا کنند. رویکردهای تجاری مختلفی وجود دارند که جهان را به سوی راه های نوینی هدایت می سازند. که موارد زیر را دربر می گیرد :
جمعیت روند رشدی که انتظار می رود تا اواسط قرن ۲۱ به ۱۴ میلیارد نفر برسد، بازده صنعتی که تا ۱۰ – ۵ افزایش خواهد یافت؛ انقلاب تکنولوژی پیشرفته، و فناوری اطلاعات که جهان را به شبکه مجزای از اقتصاد مرکب جهانی، بانکداری جهانی و سیاست جهانی و سیستم فرهنگی بین المللی تبدیل خواهد نمود.
چرا مدیریت استراتژیک ؟
تصمیم گیری تجاری به قدری پیچیده است که برای آنکه شرکتی قادر باشد به درستی به آن بپردازد باید از مدیریت استراتژیک بهره گیرد. طبق پیرس و رابینسون (۱۹۸۵) مدیریت استراتژی به دسته از تصمیمات و اقدامات اطلاق می شود که به شکل گیری و تحقق استراتژی های مؤثر برای سازمان در جهت نیل به اهداف اطلاق می گردد. آن برنامه ریزی، هدایت، سازماندهی، و کنترل تصمیمات و اقدامات سازمان ا شامل می شود. و با ۹ بخ

ش اصلی سروکار دارد :
۱ ) تعیین وظیفه سازمان، فلسفه، و اهداف ؛
۲ ) تحلیل داخلی فرصت ها و تهدیدها ؛
۳ ) تحلیل خارجی نقاط ضعف و قوت ؛
۴ ) تعیین موقعیت های کنونی و مطلبوب ؛

۵ ) شناسایی و تعریف مسأله ؛
۶ ) شناسایی استراتژی های جایگزین ؛
۷ ) گزینش استراتژیک از بهترین استراتژیک جایگزین ؛
۸ ) اجرای استراتژی و ؛
۹ ) مرورو و ارزیابی موفقیت فرایند به عنوان مبنای کنترل و تصمیم گیری آتی.
ابعاد تصمیم های استراتژیک :
تصمیمات استراتژیک دارای ۶ بُعد اصلی می باشند. آنها مستلزم تصمیمات مدیریت در رشد، تخصیص منابع هستند و تأثیر زیادی بر سازمان در طولانی مدت می گذارند، آینده محور می باشند و معمولاً نتایج چند تابعی بر واحدهای تجاری استراتژیک سازمان (SBUS) دارند و عمدتاً توسط محیط های خارجی سازمان تحت تأثیر قرار می گیرنند و بر آن تأثیر می گذارند.

 

سه سطح سلسله مراتب تصمیم گیری شرکت های تجاری وجود دارد :
سطح مشارکت، سطح کارکردی، ویژگی های تصمیات مدیریتی استراتژیک به سطح تصمیم گیری بستگی دارد. تصمیمات سطح مشارکتی ارزش محور، مفهومی می باشند و ریسک، هزینه و مزایای زیادی در خود نهفته دارند، تصمیمات سطح کارکردی، معمولاً عملیاتی، قابل اندازه گیری، و دوره ای بوده و تحقق استراتژی کلی در سطوح تجاری و مشارکتی را در پس دارند. تصمیمات سطح تجاری تصمیمات استراتژیکی هستند که بین تصمیم گیریهای سطح مشارکتی و کارکردی قرار می گیرند.
نیروهای دخیل در طراحی سیستم های مدیریت استراتژیک نیروهای زیادی وحود دارند که در امر طراحی نظام های مدیریت استراتژیک تأثیر دارند، که می توان آنها را به ۶ دسته اصلی تقسیم بندی نمود :
۱ ) سازمان : شرکت های کوچک یا بزرگ ؛

۲ ) سبک های مدیریت : دموکراتیک، استبدادی، سیاستگزاری، تفکر خلاق، محرب در برنامه ریزی ؛
۳ ) پیچیدگی محیط : پایدار، رقابت شدید، بازارها و مشتری های زیاد؛
۴ ) پیچیدگی فرایندهای تولید : سرمایه هنگفت، کار طاقت فرسا، فناوری پیشرفته، زمان تولید زیاد ؛
۵ ) ماهیت مسائل : جدید، پیچیده؛
۶ ) هدف نظام برنامه ریزی : فعالیت های تصمیم گیری مشترک و آموزش مدیران.
مزایای مدیریت استراتژیک :

مدیریت استراتژیک مزایای مختلفی دربر دارد. آن قابلیت های جلوگیری از مسائل را برای شرکت افزایش می دهد، انگیزه و مشارکت کارمندان را بالا می برد.
به شفاف سازی تمایز نقش ها می انجامد که خود شکاف ها و ملاحظات را در فعالیت های میان افراد و گروه های مختلف کاهش می دهد. همچنین، آن مقاومت به تغییر را به حداقل می رساند زیرا حضور و مشارکت، عدم اطمینان همراه با تغییر را از بین می برد. البته، نتایج سوء دیگری هم وجود دارد که از مدیریت استراتژیک ناشی می شود.
فرایند از نظر زمان حضور حاضرات و غیبت در کار اصلی بسیار هزینه بر است. بنابراین، مدیران باید به گونه ای آموزش ببینند که اثرات صنفی بر وظایف عملیاتی را کاهش دهند.
برنامه ریزی جهانی :
شرکت هایی که در عملیات های جهانی حضور پیدا می کنند معمولاً در دو نوع فرایند برنامه ریزی دخیل می شوند :
استراتژیک و عملیاتی، برنامه ریزی عملیاتی، برنامه ریزی طولانی مدت با افق زمانی ۳ تا ۷ ساله است. آن بسیار مهم و پیچیده به شمار می رود، آن امر خطیری به شمار می رود زیرا جهات آتی و نحوه اقدامات را معین می سازد. بنابراین یکی از وظایف اصلی مدیریت ارشد در آن حیطه قرار می گیرد.
مدیریت عملیات ها برنامه ریزی تاکتیکی قلمداد می شود. و معمولاً برنامه های کاملاً جزئی، و فرایندها و بودجه هایی را برای شرکت خو هم می سازد تا تصمیمات جدیدی برای یک یا دو سال اتخاذ کند.
برنامه ریزی استراتژیک در بازار جهانی تفاوت هایی از نظر نوع تصمیمات برای شرکت های چند ملیتی ایجاد می کند. تصمیماتی از قبیل انتخاب کشورها برای توسعه، و زمان ورود به بازار جدید و چگونگی آن، و معرفی محصول جدید، و زمان متوقف ساختن یک شرکت در این حیط قرار می گیرد.

الگوی برنامه ریزی استراتژیک :
الگوی برنامه ریزی استراتژیک با تعریف تجارتی که شرکت دران واقع شده وتحلیل نقاط ضعف وقوت شرکت وفرمت ها وتهدیدهای پیش روی ان شروع می شود.سپس اهداف با استراتژی هایی برای مقابله با انها شکل میگیرد.استراتژیها طبقبرخی مدارک ها ارزیابی میشوند و از انها میان بهترینها انتخاب میگردد .برنامهای فعالیتها برای اجرای استراتژی ها با توجه به شرایط در حال تعقیر وتوسعه های پیش بینی نشده مد نظر قرار می گیرند.

پیچیدگی برنامه ریزی استراتژیک در MNCs جهانی سازی تجارت با افزایش فعالیت سهام داران تجاری امر برنامه ریزی استراتژیک را درشرکت چند ملیتی MNC پیچیده ساخته ازعواملی که به این پیچیدگی درعملیات جهانی ختم می شوند به پیمان های استراتژیک بین المللی مشارکت و کنترول بازاریابی بین المللی ارتباطات موانع تجاری داخلی اتحادیه اروپایی و گزینش استراتژی جهانی می توان اشاره نمود.

شرکتهای چند ملیتی با چاوش توازن اقتصادی در ادغام جهانی وسیاست مدیریت سهام داران و رویکردهای استراتژیک انحصاری رویارویی می شوند وبدین ترتیب MNC دوراه حل پیش روی خود دارد:استراتژی جهانی و استراتژی داخلی(مربوط به کشور مورد نظر)استراتژی جهانی با تمایز سازی رهبری هزینه وبخش بندی سرو کار دارد در حالی که مبتنی بر سیاست کشور به واکنش های طی یا بازار های حمایت شده می پردازد.ویژگی ارزش افزوده در فعالیتهای زنجیره ارزش صنعت

استراتژی مورد نظر شرکت ها تعیین
می کند.
موانع پیشرفت
در مدیریت استراتژیک جهانی موانعی وجود دارد که ممکن است روند پیشرفت را کم کند .که شامل مدیریت پیچیدگی محیط جهانی جدید –کنار هم قرار دادن گرایش های مختلف اقتصادی در جهت یک اقتصاد تولیدی جهانی عمده- تغییرسیستم های اقتصادی وسیاسی فرعی و جزئی به جهانی – دستیابی به توسعه پایدار و پر کردن شکاف بینی ثروت نیم کره شمالی جنوبی می شود