مدیریت اسلامی

در مبحث مدیریت در ساختار جامعه بالاترین مقام رهبریت، رهبریت در راس جامعه و در راس حکومت می باشد، همان طور که می دانیم نقش رهبر در پیشرفت یا عدم پیشرفت یک سازمان نقش بسیار مهم و بسزایی است. از آنجمله می توان گفت نقش رهبریت یک جامعه و قدرت تفکر و برنامه ریزی رهبر جامعه در پیشرفت جامعه از جهات مختلف بسیار حائز اهمیت است. مقام رهبریت یک جامعه تاثیر مستقیم بر مدیریت سازمانها، ارگانها و نمادهای زیر مجموعه یک جامعه دارد. پس در این مقاله به مهمترین نوع مدیریت، مدیریت فکری و فرهنگی بر جامعه می پرداز

یم.
جوامع کنونی از بعد شیوه مدیریتی، زندگی اجتماعی و تفکر حاکم بر زندگی انسانها به دو گونه مهم تقسیم می شوند.
۱-جوامعی که بسیاری از تفکرات حاکم بر زندگی انسانها و قوانین حاکمه بر اساس اصل حداکثر لذت بجوی از دنیای مادی بدون توجه به اصل هدف زندگی انسانها در این دنیا بنا نهاده شده است. در این جوامع دین و اعتقادات دینی تنها بعنوان یکی از اصول فرعی زندگی تعریف گردیده و هر کس بر مبنای تقاضای درونی و تنها در جهت تسکین آلام و بدون دخالت در روابط اجتماعی و زندگی روزمره به دنیای معنوی یا دین می پردازد. و دین در فرع قوانین زندگی های اجتماعی مطرح بوده و نقش بسزائی در روابط انسانی و تنظیم مقررات در این جوامع ندارد.
در این جوامع با توجه به اصل حداکثر لذت از دنیای مادی و با توجه به اینکه رسیدن به این اصل در گرو تقابل افراد یک جامعه با یکدیگر بوده و عدم وجود قوانین اجتماعی و همبستگی اجتماعی جامعه را از رسیدن به این اصل باز می دارد افراد یک جامعه با وضع قوانین و مقررات و همکاری و همبستگی اجتماعی سعی در رسیدن به اصل مذبور و ترقی مادی دارند. در این جوامع هدف وسیله را مباح می کند و در این راستا گاهی با توجه به دمکراسی ورای حداکثری مردم قوانینی وضع می شود که بیشتر روح حیوانی و شهوانی مطلق در انها دخیل بوده و هیچگونه روابط انسانی روحانی بر آن حاکم نمی باشد.
با توجه به حاکم بودن این تفکر در این جوامع رهبریت جامعه نیز با توجه به این تفکر هدایت و رهبری جامعه را بر عهده می گیرند.
در این سیستم حکومتی برای رسیدن به این اهداف گاهی بسیاری از مسائل اخلاقی انسانی و الهی زیر پا لگدکوب گردیده تا بتواند یک جامعه نهایت بهره ممکنه را از زندگی مادی خود ببرد.
اگر اندکی در دنیای کنونی سیر نمائیم و نگرش کوتاهی داشته باشیم، این تفکر و حاکمیت ش

هوات و لذتهای حیوانی را در بسیاری از جوامع بعنوان اصلی قابل احترام و مهمترین اصل مشاهده خواهیم نمود.
۲- جوامعی دیگری نیز در دنیای کنونی وجود دارند که نوع نگرش آنها و اصل حاکم بر روح زندگی این جوامع متفاوت از جامعه های ذکر شده می باشد در این جوامع دین و تفکر دینی بعنوان شاخص اصلی حاکم بر روح زندگی و قوانین قابل ذکر است.
بر اساس این تفکر لذت انسان تنها منوط به استفاده مادی بدون در نظر گرفتن هدف زندگی انسان د ر دنیا نمی باشد و هدف وسیله را توجیه نمی کند.

ولی متاسفانه با توجه به بسیاری از عواملی که بعدا ذکر خواهد شد در این جوامع بعلت عدم توجه به مدیریت فرهنگی و فکری در جامعه باعث عقب ماندگی و فقر فرهنگی، اقتصادی و سیاسی شده است.
در این مقاله ما بر آنیم تا ضمن شناخت مدیریت فرهنگی و فکری، نقش این مدیریت و چگونگی اعمال آن را در جهت پیشرفت و ترقی جامعه کنونی خود بیان نمائیم.
همان طور که می دانیم مهمترین اصلی که در حرکتهای انسانی و مدیریت با عث پیشرفت و تکامل می شود شناخت دقیق و درست رسیدن به ان اهداف می باشد.
در جوامع که دین حاکم بر قوانین و روابط زندگی می باشد، هدف خلقت انسان بعنوان مهمترین هدف می باشد چرا که انسان بر اساس هدفی خاص به این دنیا پا نهاده و بر اساس دستورات دین به سمت رسیدن به ان هدف گام بر می دارد. پس قبل از هر چیز باید هدف از زندگی انسان را در این دنیا بشناسیم.
خداوند متعال وقتی که آدم را آفرید و به او لقب اشرف مخلوقات را داد دو گرایش خیر و شر را در او قرار داد و بواسطه این دو گرایش به او حق انتخاب را عطا کرد. حقی که تنها موجودی که در عالم از ان بهره مندی می باشد آدمی است.
سپس به آدم فرمود که من عالم را برای تو افریدم و تو را برای خودم «لولاک لما خلقت الافلاک» و مقام قرب الهی را به انسان بخشید . زمانی که صورت مادی آدم را از گل آفرید از روح خود در ان دمید و فرمود: و نفخت فیه من روحی» و جسم ادمی را امانت دار روح بزرگ الهی قرار داد. بایستی دانست که مقام قرب الهی با توجه به دارا بودن حق انتخاب آن است که انسان گرایش شر خود را قربانی کرده و روح الهی خود را در این راه پاک و وارسته نماید و گرایش های خیر خود را به نکامل برساند تا به مقام قرب الهی نائل گردد.

همانطور که می دانیم در همان ابتدا آدم در بهشت الهی مورد امتحان قرار گرفت و در این امتحان نتوانست پیروز از میدان بیرون اید و آنگاه خداوند او را به زمین فرستاد تا بتوانید با استفاده از تمامی مواهب و امکاناتی که برای او در روی زمین قرار داده بر گرایش های شر خود غلبه کرده و به تعالی روح برسد و به نزد پروردگار و قرب الهی برسد.
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
یا ایها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه المرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی
پس انسان پا به عرصه دنیای مادی زمین گذاشت وجود انسان از دو بخش می باشد.
۱- جنس دنیایی یا همان تن آدمیت
۲- جنس ملکوتی که همان روح آدمیت
تن آدمی آفریده شده تا روح بتواند بواسطه آن در این دنیای مادی به زندگی بپردازد و به سوی رشدو ترقی و یا پستی و زبونی گام بردارد. قرآن آغاز نبرد میان انسان به ایمان و آزادی معنوی رسیده با انسان ماده پرست را در داستان دو فرزند آدم، هابیل و قابیل منعکس کرده است.
نبردی که از همان ابتدا انسانها را با توجه به وجود دو گرایش درونی خیر و شر به دو گروه

اجتماعی نیز تقسیم نمود و تا کنون نیز این تقسیم بندی وجود داشته و عده ای پیرو هابیل و عده ای دیگر پیرو تفکر قابیل می باشند.
دو علم افراخت اسپید و سیاه
آن یکی آدم دگر ابلیس راه
در میان آن دو لشگرگاه رفت
چالش و پیکار، آن چه رفت رفت
همچنین دور دوم هابیل شد
ضد نور پاک او قابــیل شد
همچنین این دو علم از عدل و جور
تا به نمرود آمد اندر دور دور

ضد ابراهیم گشت و خصم او
وان دو لشگر کین گزار و جنگجو
چون در ازای جنگ آمد ناخوشش
فیــــصل آن آمد آتشـــش
دوردور قرن قرن این دو فریق
تا به موسی و به فرعون غریق
همچنین تا دور عهد مصطفی
با ابوجهل آن سپهد ارجفا
در این نبرد و ستیزه ها گاهی حق گاهی باطل پیروز بوده است، ولی البته این پیروزی ها و شکستها به یک سلسله عوامل اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی داشته است.
بایستی دانست در این راه پیامبران، انمه معصوم و اولیای خدا و مسلمان منادیان و پرچمداران هویت انسان بسوی مقام قرب الهی بوده و هرکدام از ایشان به تکامل بشریت کمک نموده اند و چراغی در راستای این راه برای هدایت روشن نموده اند.
حضرت علی (ع) می فرمایند:«من انسانی هستم در راستای نکامل انسانهای دیگر» متاسفانه در جامعه ما این افراد و انسانها را تنها بر اساس بعد جسمانی و عملکردهای مقطعی و ظاهر اعمال ایشان مورد پرستش قرار می دهند و کمتر به عمق تفکر و عمل ایشان توجه نموده و

نور روشن شده توسط ایشان را می بینند همچون قیام عاشورا که متاسفانه با بوجود آوردن تهریفات گوناگون اصل قضیه به فراموشی سپرده شده است.
در راستای تکامل بشریت دو نوع تکامل وجود دارد، یک تکامل فردی یعنی بالاترین استفاده هر فرد از امکانات خدادادی و گام نهادن به مقام قرب الهی که خود تعریفی بس ژرف دارد و دوم تکامل انسانیت و جامعه انسانی که بدان معنی می باشد که انسان در اثر همه جانبه بودن تکاملش تدریجا از وابستگیش به محیط طبیعی و اجتماعی ، کاسته و به نوعی وارستگی که

مساوی است با وابستگی به عقیده و ایمان و ایدئولوژی، افزوده است و در آینده به آزادی کامل معنوی یعنی وابستگی کامل به عقیده و ایمان و مسلک و ایدئولوژی خواهد رسید. انسان در گذشته با این که از مواهب طبیعت کمتر بهره مند بوده مملوک و برده طبیعت بوده

است و انسان آینده در عین این که حداکثر بهره برداری از طبیعت را خواهد کرد، از اسارت طبیعت آزاد و بر حاکمیت خود بر طبیعت خواهد افزود.
حال با شناخت بزرگترین هدف در جهان هستی و شناخت هدف زندگی آدم بر روی

 

زمین می توان به نقش مدیریت فرهنگی، فکری در جامعه پرداخت چرا که این مدیریت می تواند نقش بسزایی را در پیشرفت و ترقی و جهت گیری حرکتهای بشری به سمت اصل هدف خود را داشته باشد.
حال به وضع کنونی کشور و کشورهای دیگر جهان می پردازیم تا بدانیم در قبال این کشورها و زمان کنونی چگونه چطور می توان سکان هدایت و رهبری جامعه را بطور صحیح در دست گرفت.
کشور ما در حال حاضر یکی از بزرگترین کشورهای مصرفی دنیا می باشد که در بسیاری از مسائل سیاسی اقتصادی و فرهنگی دچار افات و بیماریهای گوناگون می باشد و هر چه به پیش می رویم همچون انسانی که در باتلا قی گیر افتاده است بر مشکلات مان افزوده می شود و تنها بر اتکای فروش منابع زیر زمینی همچون نفت توانسته ایم به حیات خود در فقر و فلاکت ادامه دهیم هیچکس نمی داند به واقع چه باید کرد بسیاری از مسئولین با توجه زیاد به مسئله اقتصاد سعی در حل مشکل دارند حال آنکه مشکل چیز دیگری نیست و باید از نقطه ای دیگر شروع کرد. بایستی بدانیم شناخت ریشه مشکلات و اینکه از کجا بایستی شروع کرد مهمترین اصل در جهت پیشرفت و ترقی می باشد که متاسفانه هنوز هیچکس بطور واضح آنرا نیافته است همگان غافلند که آنچه بیش از مشکلات اقتصادی، سیاسی باعث عقب ماندگی ما شده است مشکل شناخت درست فرهنگی، بازسازی زیرساختهای فرهنگی و و عدم توجه به تفکر و اندیشه در عمق و وجود مسائل است.
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:
من از هجوم فقر و تنگدستی بر امتم بیمناک نیستم. آنچه از آن بر امتم بیمناکم کج اندیشی است. آنچه فقر فکری بر امتم وارد می کند فقر اقتصادی نمی کند.
ما در جهانی زندگی می کنیم که در بسیاری از کشورها دین و دینداری مفهومی در ساختار حکومتی و وضع قوانین کار و دین تنها در پستوی خانه ها و رفتارهای روزمره فردی به ظهور می رسد.
اصل حاکم بر بیشتر کشورها اصل کمال لذت جویی از زندگی مادی حتی به قیمت شبیه حیوان شدن است. اصل لذات شهوات جنسی بعنوان هدف پذیرفته شده است. و تنها انسانها بر اساس این اصول با یکدیگر به تعامل و زندگی اجتماعی می پردازند ، بر اساس سیستم دهکده جهانی اطلاعات و رسانه ها ی جمعی، براحتی فرهنگ این کشورها بدون هیچ گونه وجه اشتراک با فرهنگی بومی در کشور ما نفوذ کرده و جولان می دهند، فرهنگی که در تضاد کامل با سیستم حکومتی و مذهبی ما می باشد.
کشورهای غربی با اشاعه این فرهنگ سعی دارند تا جوانان بلوک شرق را نادان و احمق و تنها مصرف کنندگان کالاهای آنها بار بیاورند و بتوانند با سرمایه های خدادادی آنها را به رایگان برده و کالاهای مصرفی خود را به بهای گزاف به همین جوامع بفروشند. حتی در این راستا مغزهای متفکر علمی را نیز با بهای اندک می خرند وفکر آنها را به بهای گزاف می فروشند.ه بیش از یک قرن درگیریهای درونی ویرونی و نبود بلند مدت اندیشمندان، متفکران و مسلمان راهبردی در جامعه، جامعه ما را از لحاظ فکر و فرهنگی بیمار وابسته نموده است. ما حتی در مورد بسیاری از زوایای دین چنان دچار انحراف گشته ایم که ضمن بسیاری از انحرافات دینی، اصل دین به فراموشی سپرده شده است و در این راستا دین نه تنها عامل ترقی و پیشرفت نمی گردد که باعث عقب ماندگی ودرماندگی می گردد.
حضرت علی (ع) می فرماید : زمانی خواهد رسید که اسلام همچون پوشش پشمینه پشت و رو می گردد که نه تنها گرما و حرارتی ندارد بلکه مضحک و خنده دار نیز می باشد.
و پیامبر اکرم (ص) نیز می فرمایند:
روزگاری می آید که مردم در آن از قرآن نشانی نیابند و از اسلام تنها نامی میماند. در آن زمان مسجد ها از نظر ساختمان آبادند و از بعد هدایت مردمان خراب و برباد! مقیمان و بنا کنندگان آن مسجدها بدترین مردم روی زمین هستند و از ایشان فتنه بر می خیزد و فساد انگیز آنان می باشد، کسی که از فتنه و اشتباه دوری می جوید به آن می افکندش و هر که از آن دور می ماند، سوق می دهند به سمتش. خدای تعالی می فرماید : سوگند به خودم ! بر آنان فتنه هایی برآورم که عاقل را در آن حیران وانهم»
حال بایستی دانست با توجه به جمیع گفته ها کشور نیاز به یک رهبری فکری و فرهنگی دارد که بتوانند انقلابی عظیم را در قلوب انسانها ی جامعه ایجاد نماید تا بواسطه آن با بوجود آوردن روح تحرک و جنبش و وفاق بر اثر اندیشه و تفکر راههای ترقی و پیشرفت را در کشور فرا روی ملت قرار دهد .
حضرت علی (ع) می فرمایند:
نقش زمامدار نقش رشته ایست که مهره ها را ردیف هم می سازد و برخی رابه برخی منظم می نماید . اگر رشته پاره گردد، هر مهره به طرفی می رود و باقی نماند، وزان پس آنگونه که باید

بر نیاید.
باید بدانیم که رهبریت فرهنگی ، فکری ، رهبریت ابزاری و یا تولیدی نیست پس بنابراین حرکت در این مسیر از تمامی مدیریتهای دیگر دشوارتر بوده و کوچکترین اشتباه و یا لغزشی باعث می گ

ردد تا کل حرکت یک مدیر زیر سئوال رفته و نتواند به اهداف خود نائل آید. رهبر فرهنگی فکری بایستی دارای خصوصیات زیر باشد.
۱- اندیشمند و متفکر و آگاه به علم زمانه و جریانهای بیرونی
۲- دارا بودن بالاترین صفات و خصائص اخلاقی و تربیتی و وارستگی از دنیای کنونی،
حضرت علی (ع) می فرمایند:
مردم زمانی به فقر دچار می گردند که والیان به جمع مال برآیند و نسبت به بقای حکومت خود مطمئن نباشند و از تجربه ها عبرت نگرفته باشند.
حضرت علی (ع) :
آن که خود را پیشوای مردم گرداند، باید که قبل از تعلیم دادن به دیگری، نفس خود را تادیب کند و بیش از تعلیم به گفتار، باید که با رفتار تادیب نماید.
حضرت علی (ع):
علما دین و حاکمان دین باید سطح زندگی شان از سطح متوسط مردم پایین تر باشند تا بتوانند دین را درست تبلیغ و درست اجرا کنند.
۳-توان رهبری و خاتمه دادن به تفرقه و افکار و همسو کردن افکار در راستای اهداف
۴- توان مقابله با سختی ها و شدائد موجود در این راه
۵- شناخت کامل به تمامی ابعاد دین و دارای تفکر روشنفکری دینی
حضرت علی (ع)
نزدیکترین مردم به پیامبران، آگاهترین آنان است به آنچه ایشان آورده اند.
حضرت علی (ع) :
بهای مرد به آنست که خوب بداند.
۶- توان ایجاد وفاق بین گروههای مختلف مرد م

حضرت علی (ع):
مردم ! موج های فتنه را با کشتی های نجات درنوردید! از راه ناصواب نفرت ورزیدن به هم، برگردید! فخر فروشی را به کناری نهید! رستگار کسیست که به اتکای پشتوانه ای محکم برخیزد و گرنه باید بر جای خود بنشیند و راحتی ببیند.
بایستی بدانیم که دین اسلام بعنوان کاملترین دین دارای زوایا و دستور العملهایی می باشد که اگر آنرا بطور کامل بشناسیم و بکار بندیم خواهیم دید که اندک زمانی کوتاه کشور پله های ترقی را خواهد پیمود و بعنوان قدرتی اقتصادی، سیاسی در جهان مطرح گردیده و الگوی مناسبی برای دیگر کشورها خواهد بود.

با توجه به شناخت خصائص رهبر فرهنگی، فکری حال بایستی به اهداف مدیریت فرهنگی در جامعه اشاره نمائیم.
۱- شناخت هدف اصلی خلقت بشر در دنیای هستی به تمامی افراد جامعه
۲- شناخت جنبه های مختلف دین و یا بعبارتی ایجاد نوعی روشنفکری دینی در جهت شناخت کامل دین از سوی افراد جامعه
۳- زدودن انحرافات مختلف دینی که باعث عقیم ماندن دین در رهبری اجتماعی گردیده است.
۴- استفاده بهینه از قدرت و تفکر دینی در جهت سوق دادن جامعه بسمت پیشرفت و ترقی یا به عبارت دیگر تعریف در جهت وضع تمامی قوانین و روابط اجتماعی و یا زنده کردن قوانین و دستورات اسلام در تمامی ابعاد اجتماع
۵- ایجاد روح اندیشه و تفکر درست در تمامی افراد جامعه
۶- شناساندن جایگاه جامعه در جهان کنونی و روشن کردن ایجاد مختلف زندگیهای کنونی در جوامع مختلف جهان در جهت جلوگیری از ابعاد شبهات گوناگون و یا انحرافات دیگر در جامعه
۷- تدوین برنامه ای درست در جهت بالابردن راندمان تحصیلات علمی و تشویق جامعه در جهت رویکردی همه جانبه به کسب علم و دانش روز
با شناخت اهداف مدیریت و با رهبری فرهنگی در جامعه در اصل با زیر ساختهای پیشرفت و ترقی جامعه آشنا گردیده ایم حال بایستی دانست برای رسیدن به این اهداف چه باید کرد.
قبل از بررسی راهکارهای رسیدن به اهداف این موضوع حائز اهمیت است که در تاریخ جستجو نمائیم به مدیریتهای مقطعی اینچنین خواهیم رسید و حوادثی که درس عبرتی برای ما خواهند بود.
در زمان امیر کبیر علی رغم مخالفت بسیاری از سران حکومتی با شیوه اداره مملکت توسط ایشان با مطالعه تاریخ در خواهیم یافت که ایشان در مدت پنج سال با توجه به شناخت از جنبه های مختلف حکومتی دینی در جامعه و علی رغم نبود امکانات پیشرفته امروزی ، کشور را در راه پیشرفت و ترقی قرار داد، یکی از این کارها احداث مدرسه دارالفنون در تهران بود چرا که متوجه شد اعزام دانشجویان ایرانی به خارج باعث تغییر تفکرات و نگرشهای ایشان به فرهنگ و مذهب گردیده و باعث ایجاد انحرافات جدیدی می شود بنابراین تصمیم گرفت تا با تاسیس این مدرسه ضمن استخدام معلمان خارجی باب نحصیل علم را در مدرسه ایرانی باز نماید. که عملکردهای ریشه ای ایشان باعث تاثیرات شگرفی گشت که اگر نبودند انسانها منفعت طلب کوته فکر ایران در حال حاضر در مقامی شایسته دردنیا قرار داشت.
عبرت تاریخ در واقعه ای این دیگریست که بسیار با حال کنونی مانزدیکی دارد زمانیکه مسلمانان اندلس اسپانیا را فتح نمودند، مسیحیان و صلیبیون هر چه کردند نتوانستند آنجا را از مسلمانان بازپس می گیرند. پس از آن دست به حیله ای زدند که از عدم اندیشه درست مسلمانان در زمانی خاص نهایت استفاده را برده و در جهت همزیستی با مسلمانان به معاهده ای با ایشان پرداختند که طبق آن معاهده هر یک از دو طرف مسلمانان و مسیحیون می توانند به تبلیغ دین خود در

سرزمین مقابل پردازند، مسلمانان از همه جا بی خبرند که فکر می کردند می توانند اسلام را با این روش بسط دهند به تبلیغ دین خود پرداختند در حالیکه مسیحیون به ترویج فرهنگ و بی بند و باری در جامعه مسلمانان پرداخته و جوانان مسلمان را دچار آفات شهوت پرستی نمو

ده و ایمان قوی را از ایشان دور نمودند پس از ان مسیحیون با یک جمله ساده اندلس رافتح کرد

ه و با جسد یک صد هزار جوان مسلمان دیواری بلند کشیدند. و بقول یکی از اساتید مسلمانان باید این فاجعه را بعنوان حلق آویزی قرار دهند تا هیچگاه یادشان نرود که رویکرد به سمت شهوت و شهوت پرستی په بلایی بر سر آنان خواهد اورد.
راههای رسیدن به اهداف مدیریت فرهنگی
۱- شناخت و تربیت افرادی که بتوانند مسئولیتهای واگذاری شده در جهت نیل به این 

۲- شناخت ابزار ها وامکانات موجود در جامعه برای کاربری در جهت رسیدن به اهداف
۳- ایجاد شورای مشورتی با حضور افراد حائز مسئولیت و دارای دانش و فکری در جهت اهداف مورد نظر
۴- شناخت راهکارها و کارهای اجرایی در جهت نیل به هدف
برای رسیدن به اهداف مورد نظر با توجه به آنکه ملت به عنوان شاهد و ناظر منتظر عملکرد دولتمردان و مدیران نسبت به شرایط جدید می باشند، بایستی مدیران ارشد، مبانی و سازمانی با تعلیمات گوناگون خود تبیین کننده الگوهای مناسب در جهت نیل به این اهداف باشند.
بایستی اینگونه مدیران را از میان افرادی انتخاب کرد که با خود ضمن داشتن تخصص های لازمه از جهت فرهنگی و فکری به رشد قابل اطمینان رسیده باشند و یا با ابعاد برنامه های گوناگون اندیشه و فکر آنان را نسبت به این سیستم مدیریتی آشنا نموده و همگی را دارای اعتقادی راسخ در این راه بار آورد.
پس از تشکیل هسته مرکزی مدیریت و یا رهبری فرهنگی در جامعه و در راس آن تعیین رهبریت هسته مرکزی و شناخت راهکارهای رسیدن به اهداف به تشکیل ساختار های تشکلی جامعه ویا به عبارتی سازماندهی عملکردی دولت می پردازیم.
در یک جامعه و سازمان دو نوع کار وجود دارد.
۱- کارهای سازمانی و یا به عبارتی کارهای اقتصادی، سیاسی و …
۲- کارهای فرهنگی، فکری که در جهت پیشرفت و ترقی و همسویی اجتماعی به سوی یک هدف حائز اهمیت است.
برای انجام کارهای سازمانی بایستی از افراد دارای تخصص مورد نظر استفاده کرد ضمن آنکه نباید از داشتن اندیشه و فکر فرهنگی و زیر بنایی در این مدیران غافل شد و در جهت ارتقا سطح فکری و فرهنگی هر سازمانی نیز بایستی برنامه هایی خاص با توجه به شرایط آن سازمان و منع کرد تا با توجه به شناخت فکری توسط افراد آن سازمان تولید، مصرف، کیفیت و … با بالاترین سطح خود بوقوع بپیوندد وبدانیم که علم آگاهی و ارزش دادن به آنها در تمامی سطوح کار و اندیشه ما

رابه بالاترین سطح دنیا خواهد رساند.
ایجاد انگیزه در مردم و مسئولین
همانطور که می دانیم عاملی که باعث می گردد مسئولین و مردم یک جامعه با یکدیگر همکاری نمایند و مسئولیتها و کارهای واگذار شده را به نحو احسن انجام دهند ایجاد انگیزه لازم در آنان می باشد در نظام حکومت دینی معمولا دو انگیزه وجود دارد که البته این دو انگیزه در دیگر ک

شورها نیز به صورتی متفاوت وجود دارند.
۱- انگیزه مادی
هر انسانی کار و تلاش میکند تا ضمن تامین رفاه زندگی خود و خانواده خود بتواند پیشرفت و ترقی نیز در زندگی مادی خود بوجود آورد. بایستی دانست عدم رسیدگی به مشکلات مادی مردم و مسئولین یک جامعه باعث کم کاری و ایجاد انحراف در آنان می شود.
پیامبر اسلام می فرمایند: وقتی که فقر از دری وارد می شود ایمان از در دیگر خارج می شود پس یک رهبر جامعه بایستی به وضع مادی مردم و مسئولین دقت لازم را داشته و در جهت رفع مشکلات معیشتی آنان گام بردارد تا آنان بتوانند با دقت و قدرت لازم کار خواسته شده را انجام دهند.
۲- انگیزه معنوی
دومین انگیزه ای که می توانند در جهت تشویق مردم و مسئولین جهت انجام کارها ومسئولیتها به نحو احسن نقش بسزایی داشته باشد انگیزه معنوی می باشد. در کشورهای دینی معمولا دو نوع انگیزه معنوی وجود دارد که به نوعی به هم وابسته می باشند.
الف- انگیزه های معنوی ملی :
عباراتی همچون وطن، آزادی، استقلال و سرزمین کلماتی مقدس در قاموس انسانهای ساکن در یک وطن می باشند . بسیاری از انسانها در جهت حفظ آزادی و استقلال میهن خود حاضر هستند جان خود را فدا کنند. اسلام نیز به وطن ارزش خاصی قائل شده است: حب الوطن من الایمان
یک مدیر آگاه ومدبر می تواند با ایجاد انگیزه های ملی در مردم و مسئولین کشور خود و بجوش آوردن غیرتهای ملی یک سرزمین روح حماسی را در مردم و مسئولین ایجاد می نماید تا حتی گاهی با وجود مشکلات مالی فراوان در بین اقشار جامعه روح تلاش و کوشش در جهت پیشرفت و ترقی با تمام قوا در مردم ایجاد شود. همانطور که کشور ژاپن پس از جنگ جهانی دوم و علی رغم وجود مشکلات مادی فراوان توانست با استفاده از این انگیزه در مدت زمان اندکی به کشوری مقتدر و پیشرفته تبدیل شود.
از فدا شدن و گذشت و ایثار هیچ ترس و واهمه ای نداشته باشد بلکه از خود براحتی بگذرند و به خدا برسند.

رهبریت فکر ی و فرهنگی در یک جامعه دینی آن زمان می تواند درست در مسیر لازمه گام بردارد که بتواند روحیه خیر و معنوی انسانها را به جوشش در اورد.
در راه خود ایثار باید نه انجام وظیفه
یک رهبری فکری در جامعه برای نیل به اهداف خود و دادن آگاهی به مردم نیاز به بسیج منابع و امکانات دارد.