مدیریت سازمان

شناسايي خطر
چطور يك سازمان مي تواند دقت و پاسخگويي در اسرع وقت به نيازهاي و تقاضاهاي بازار را افزايش دهد و در همان زمان مظهر خطر و ريسك اقتصادي مربوط به درگيريها و گرفتارهاي قابل توجه لازم جهت توليدات جديد و دوباره طراحي شده را كاهش دهد. خطرات از موارد زري ناشي مي شود:
۱- توليداتي كه هستند الف) خيلي پيچيده، ب) درگير با تكنولوژي بالا، مواد زياد و فرآيندهاي مربوط به ابداعات و پيشرفتهاي در حال توسعه، ج) توليد كننده زياد (يك موضوع مديريتي حلقه توليد و د) ديگر مصرف كنندگان زياد و روشهاي كاربرئ متنوع مسئله مديريتي رابطه مشتري).]

۲- توليداتي كه قبلاً صرفاً «سخت افزلر» بوده اند و هم اكنون يك ابزار الكترونيكي را در بر مي گيرد يا همراه دستگاه هاي مربوطه و اطلاعات ورودي به كامپيوتر توسط انسان برخي دستگاههاي كنترلي محدود «يا مانبتورهاي كوچك» امكانات برگشتي يا feedback را دارا مي باشد.
تطبيق الكترونيكها با توليدات قديمي باعث يك سري ويژگيهاي واقعي ارزشمند ممكن را بوجود مي آورد. اين نوع تقاضاها، اخيراً در تجارت عمومي و توليدات كامپيوتري ديده شده اند، اما آنها رشد روزافزون دارند.

۳- عرضه و ارائه و حمايت توليدات كه خيلي پيچيده است.
۴- حقيقتي كه (به طور خيلي مهمي) سازندة توليدات كه پيش مي روند و به صورت توليدات خيلي پيچيده درآيند.
۵- درست بر اساس تعداد افراد sheer، احتمال از دست دادن مجموعه هاي داده هاي كامپيوتر وجود دارد كه بزرگترين اقتصاد را براي برگرداندن سازمان ارائه خواهد داد. استفاده از اصول OFD اين خطر را كاهش مي دهد، خطري را كه ناديده گرفته خواهد شد. آن همچنين در همة مناطق درك يك سازمان كمك مي كند. آنچه از دانش مورد نياز جمع آوري شود و براي يك همكاري و مشاركت كلي اينجا هم در طراحي و ساخت) در تلاش مهندسي و طراحي روي يك توليد جديد، سهيم شود.
۳-۱۱ فرآيند هفت مرحله اي
اصول و روش QFD يك روش ساختاري جذب نيازهاي گفته شده و ناگفته تعدادي مشتري مختلف توليد مي باشد. به طور خاصي آن با يك فرآيند هفت مرحله اي دنبال مي كند.
۱- تعريف مشتريان توليد، به طور دقيق و روشن انتظاراتشان و در جائيكه آنها در سيكل دائمي توليد مي باشند.
۲- تجزيه و تحليل الف) پيشنهادات معني صنعت ب) گرايشات صنعتي از سه بعد كيفيتي: عادي، پيش بيني شده هيجان به خاطر بدست‌اوردن انتظارات مشتري. سه سطح كيفيت از مدل كانو Kano مي باشند و اينكه آنها چگونه مؤسسات وسايل كه براي كسب اطلاعات مشتري انتخاب مي كنند اين مدل مؤثر است يا نه. در محل مدل Kano بعداً بيشتر صحبت خواهيم كرد.
۳- اين وروديها را سازماندهي كنيم و آنها را در اولويت قرار دهيم. تأثير بازار الف و ب) در بند ۲ كه در بالا بيان شد. از طريق تحقيق بازار و نفوذ (صداي مشتري و قسمت C در بند ۲ بوسيله Verbatism) متمركز مي شوند.

۴- ترجمه و بركرداندن اين صداها به درون اهداف فني. اين مورد در صورتي است كه پلهاي QFD يك شكاف مهمي بين استفاده كنندة توليد و طراحان و سازندگان مي باشد. اين تمرين و كار بي نهايت مفيد يم باشد چون آن تكنولوژيهايي را ارائه مي دهد (طرح و مهندسان و متخصصان پردازشي) كه تلاشهاي توليد و طرح بيشترين مقدار را براي مشتري به همراه دارد و آنها از اهميت ناچيزي برخوردار مي باشند.
۵- استفاده از ترجمة اولية اهداف فني براي تعيين اينكه چگونه هركدام از انتظارات مشتري مي تواند به بهترين وجه برآورد شود. متخصصان مسئول و عهده دار اين وظيفه يعني مفهوم نشأت گرفته از مهندسي طراحي با داده هاي ورودي از مهندسي پردازش مي باشند. براي توسعة اين مفهوم توليد و استفادة نهايي از اين مفهوم نگهداري شده در ذهن د

ر طول طراحي، از سهولت توليد و قبول فوري در بازار اطمينان حاصل شده است.
۶- طراحي براي توليد. اهداف متمركز شده روي مفهوم و طرح از حالت توليد حاصل مي شود. ساختار QFD از تبادل نظر فوري و اطلاعاتي كه مردم در توليد طرح درگيرنده، نشأت مي گيرد. مشاركت در فعاليتهاي طرح و توليد، آنچه كه باعث صعود سريع و هموار شدن در ح/ال پيشرفت و اوليه مي شود، مي باشد. اگر تقاضاي عرضة post افزايش يابد، عملكردهاي توليدي شانس بهتري براي سرعت توليد هماهنگ عرضه به خاطر راهنمايي مدل QFD خواهد داشت.
۷- به روز درآوردن انتظارات حمشتري اوليه در قالبهاي QFD به عنوان توليد و تغييرات بازار. اگر قالبهاي اولية توليد امروزي شوند. همانطوريكه اطلاعات جديد بدست مي آيند، زمان ارسال توليد مي تواند كاهش عمده و چشمگيري داشته باشد و توليدالت جديد مي تواند به تدريج در مدت و سيكل كوتاهتري عرضه شوند. اين موضع سازمان ها را مجاز به سيكل آموزشي بيشتر و انعطاف پذيري بالاتر و هر دو در فرصتهاي گردهمايي و نشست بازار و پيشرفت و تغيير تولدي را مجاز مي داند.
براي رساندن Synergy به بالاترين حد و در بين بازار، مهندسي طرح و توليد، يك ساختار پروژه مديريتي مناسبي لازم است. همانطوريكه آ“ در يك ساختاري كه اطلاعات روشني را براي گروه پروژه تهيه مي كنند، لازم است. هميشه شانسي از نتايج ناچيز تأثير GIGO (garbage in , garbage out) وجود دارد. براي دور از اين نتايج، لازم است كه دو اصل بيان شود:
۱- يك روند و فرآيند خوب تعريف شده اي براي جمع آوري داده ها و سازمان

دادن آن به از درون اطلاعات وجود دارد.
۲- مردم درگير، بهترين منابع براي داده ها و اطلاعات مي باشند.
۳- هر دو از اهميت برابري برخوردارند و در صورتيكه شما دانش لازم را از جايگاههاي مختلف مشتريهايتان را محاسبه كنيد و به نيازهاي بيان شده و بيان نشده پاسخ دهيد

و
۴-۱۱ مدل كانو Kano
مدل كانو (شكل ۶-۱۱) به روشن شدن فرآيند براي جمع آوري داده ها و سازمان دادن به آن كمك مي كند. اين مدل، ديدگاههاي توليد هر گروه از مشتريان در سه نوع از كيفيت تعيين مي كند: انتظار، نرمال، مهيج. هركدام از اين انواع كيفيت به شيوه مختلفي براي جمع آوري داده ها نياز دارد ـ ساده ترين اين شيوه براي جمع آوري اطلاعات در مورد كيفيت نرمال و عادي است. آن پايه بيشترين گفتگوهاي ما در مورد يك گروه توليد ارائه شده است و معمولاً آن پايه اي براي تبليغات ا

ست. موضوعات درگير در كيفيت نرمال توسط اكثر مشتريان شناخته شده است. براي مثال، در مورد تايرها tirs دو موضوع اصلي قيمت و مدت ضمانتنامه مي باشد. چون اين موضعات به خوبي شناخته دشه هستند، ممكن است جمع آوري اطلاعات از مشتري با استفاده از زمينه هاي ساده، پست يات از طريق اشخاص صورت گيرد. برآورده كردن انتظارات مشتري جهت كيفيت عادي و معمولي، رقابت جدي را مي طلبد.
موضوعات كيفيت مورد انتظار، مسائلي هستند كه هيچ كس در مورد آن فكر نمي كند چون هر كسي آنها را سهل الوصول مي پندارد تا وقتيكه آنها با هم برخورد نكنند، يك مثال تاير خواهد بود و در سرعت نقش تاير (گل تاير) كه هوا را نگه نمي دارد يا يك تاير كه ديوراه آن صاف صاف مي شود بين ۵۰۰۰ مايلي از تاريخ خريد نمايان مي شود. در اين مورد كيفيت مورد انتظار، با مشتريان مصاحبه شده، از اين كيفيت آگاهي دارند و مي توانند جوابهايي را ارائه دهند، اما غالباً زياده روي مي شود. يك مقدار تجسس و جستجوي بالا نياز دارد و چون اينها غالباً در مورد موضوع از نظر فكري درصد بالايي نيستند. برخي از روشها بكار مي رود. براي كسب اين اطلاعات كه تكي تكي مصاحبه شده ها و در گروهها متمركز شده قادر بودن به برآوردن مسائل كيفيتي مورد انتظار فقط در بازار گفته هاي مورد مصاحبه شده مي تواند كيفيت مورد انظتار در مكانهاي تجاري حاصل شود. براي آن مؤسه يا كارخانه وارد بازار نمايد «محل بازار را براي آن باز نمايد.
نوع سوم كيفيت، وجود كيفيتي است كه بدست آوردن اطلاعات در مورد آن مشكل مي باشد، چون بر خلاف كيفيت مورد انتظار و معمولي، مشتري از مسائل كيفيتي موجود آگاه نيست. در بسياري از موارد، يك ويژگي جديد يا عملكرد ممكن است از لحاظ فني عملي و امكانپذير باشد. اما اش

خاص فني
به عبارت ديگر، مشتري به طور فني آگاهي كافي در مورد ابتكار و نوع آوري را دنبال مي نمايد. در مورد تايرها نمونه اي از كيفيت موجود است، تايري است كه هرگز صاف نخواهد شد يا تايري است كه هرچند صاف شده باشد مي تواند مايلها به حركت خود ادامه دهد. براي نشان دادن وجود كيفيت، لازم است گفتگوهاي چندگانه اي با مشتريان در حال پيشرفت و در حال زياد شدن و طراحان مبتكر داشته باشيم. اين گفتگوها گروههاي به صورت گروههاي تمركز يافته تا سهولت را به بار بياورد و به بهترين نحو راهنمايي مي كند. موفقيت در فراهم نمودن كيفيت موجود در ايجاد در يك مؤسسة بازرگاني با كيفيت جهاني كمك مي كند.
در حاليكه مدل كانو Kano (در شكل ۶-۱۱) زمينه اي را براي جمع آوري داده ها از گروههاي مختلف

مشتريان پيشنهاد مي كند، اطلاعات بازاريابي كلي و خاص (شامل اندازه گيري ارزشي كه تجزيه و تحليلهاي رقابتي مورد استفاده قرار مي گيرند. براي هر دو مورد انتظارات مشتري و جمع آوري داده ها و اطلاعات رقابت بازار، لازم است تا روشن شود كه با چه كسي مشورت خواهد شد (اشخاص مناسبي كه در كار درگير هستند). شما از آنها مي خواهيد كه نمونه اي انتخابي خوبي از گروههاي مختلف باشند.
تصوير مدل Kana نشان مي دهد كه نقشه كشي مسائل كيفيتي در حداقل نارضايتي م

شتري مي باشد. آن به هيچ وجه در رضايت مشتري تأثيري ندارد. مسائل كيفيتي نرمال مي تواند باعث رضايت يا نارضايتي ايجاد كند از طريق ارائه پيشنهاد براي بالا بردن رضايت مشتري. مسائل كيفيتي موجود هرگز باعث نارضايتي مشتري نمي شود (چگونه آنها مي توانند وجود داشته باشند در صورتيكه مشتري حتي نمي داند كه آنها وجود دارند؟) اما آنها مي توانند تأثير فوق العاده اي روي رضايت مشتري داشته باشند. كار اضافي از چيزهايي هستند كه كيفيت را به صورت نرمال بوجود مي آورند و موارد كيفيتي نرمال مورد انتظار مي باشد.
وقتيكه جمع آوري اطلاعات از گروههاي مختلف مشتريان، براي گروه درنظر گرفته شده مهم است تا اهميت تعريف مفهوم طرح اصلي را تشخيص دهيم. آن همچنين براي بررسي مفهوم مقابل همة اطلاعات «inputs» مشتري مهو است و قبل از اقدام معتبر است. هزينة تغيير مفاهيم و در مرحلة مفهوم اندك است و سپس به طور تصاعدي بالا مي رود. اين دليلي است كه آن خيلي مهم است كه توليدات جدا از تلاش QFD از اولين فاز و مرحله (يعني مفهوم انتخاب) باشند. اين مفهوم براي نمودار توليد در شكل ۷-۱۱، نشان داده شده است كه نشان مي دهد چگونه يك شركت مي تواند به سرعت از لحاظ مالي براي يك مفهوم، متعهد شود.
۵-۱۱ به بحث گذاشتن صحبتهاي مشتريان
به محض اينكه گروههايي از مشتريان مشخص شومد، اطلاعاتي از هر گروه در مورد سه نوع مختلف كيفيت همانطوريكه در مدل Kano تعريف و مشخص شده، ارائه خواهد شد. نتايج جمع آوري شده از مذاكرات از گروههاي مشتري در جدول نظريات مشتري (شكل ۸-۱۱) وارد خواهد شد.

سپس مذاكرات براي تناسب دسته ها در جدول ۲ نظريات مشتريان دوباره بيان مي شود. شكل ۸-۱۱ نمونه هايي از جدول نظريات مشتري در جدولهاي ۱ و ۲ براي روشن شدن مطلب نشان مي دهد. دسته هاي جدول شماره يك خود توصيف مي باشند، اما جدول شمارة دو دسته ها در زير توصيف شده اند.
* كيفيت درخواست شده يك بيان كيفيت مناسب توليد است كه بهخ مشتري ارائه مي شود. اين بيانات بايد به صورت خلاصه، نحوه بيان به طور مثبت مي باشد براي مثال مي تواند به آساني برگزار شود.

* خصوصيات كيفيتي، كمي هستند – چيزي كه مي تواند اندازه گيري شود و به كيفيت درخواست شده كمك مي كند، براي مثال قطر.
* عملكرد، هدف تولدي است. از مقدار كار استاندارد مهندسي نشأت مي گيرد. يك عملكرد بعنوان يك فعل به اضافع مفعول بيان مي شود براي مثال «هدف باقي مي ماند.» Keeps aim.
* اعتبار طول عمر مورد انتظار توليد است. در اينجا حالتهاي ناموفق، ادعاها و تقاضاي ضمانتهاي خاص و شكايات مشتري را مي تواند شامل شود. يك نمونه شكايتي خواهد بود كه سه چرتغ قوه «روشن نخواهد شد، يا روشن نمي شود.

* موارد ديگر بايد چيزي باشد كه در اين پروژه طرح خاص از قبيل ايمني، تأثير محيط، قيمت و هزينه سيكل – زندگي تأگيد مي كند.
۶-۱۱ خانة كيفيت (HOQ)
اين نتايج از جدول نظريات مشتري ۲ ورودي هاي اصلي براي ماتريس شروع QFD كه در شكل A9-11 نشان داده شده است، مي باشد. در بعضي مواقع كه آن ماتريس ۱-A و برخي مواقع تجارت خانه كيفين (HOQ) ناميده مي شود، اين اولين ماتريس اطلاعات را از گروههاي مختلف مشتري و همچنين اطلاعات فروشگاه سازماندهي مي كند و بخشهاي مختلف يا «اتاقهايي» دارد كه به مقدار زيادي از اطلاعات اجازه مي دهند كه سازماندهي شوند.
اوليت اتاق در خانه كيفيت، نيازهاي گروههاي مختلف مشتري را كه به عنوان «خواسته ها» – به آنها اشاره شده است، ليست شده اند. هركدام از آنها از نظر به جدول مشتري، بدست مي آيد و يك سرعت مهمي دارد (همچنين از مشتريان) شمل B9-11 قسمت ۱ را ملاحظه فرمائيد).
ممكن است كه يك HOC واحد بتواند براي خواسته هاي مختلف يا يكي از خواسته ها ممكن است براي HOWs مورد نياز باشد. اشكال B9-11 را ملاحظه فرمائيد.
اتاق سوم ماتريس قرار گرفته رابطة بين خواسته ها و چطورهاست. آن گسترش را نشان مي دهد كه خواسته ها و چگونه ها به هم مربوطند و وزني را براي استحكام رابطه فراهم مي آورد. يك رابطة قوي ۹ برآورد مي شود، يك رابطة متوسط ۲ و رابطة ضعيف ۱ و در قسمت چپ كه ننوشته شده اند، هيچ رابطه اي وجود ندارد (شكل ۳B#9-11 را ملاحظه فرمائيد.

منطقة چهارم خانه كيفيت «اتاقي» است (شكل ۴# و B9-11 را ملاحظه فرمائيد) آن واقعاً يك ماتريس L شكلي است كه يك مقايسة جفتها كه اهرم فشار يكديگرند نيز بايد به خاطر سپرد. دوباره يك سيستم چندگانه سرعن وجود دارد. در اين مورد ۴ سطح رابطه اي نفوذي و اهرم فشار كه: رابطه مثبت قوي، رابطه مثبت، رابطه منفي و رابطه منفي قوي وجود دارد. روابط مثبت و منفي قوي كه لازم است مورد توجه و خطاب قرار گيرند.
در مورد رابطة منفي قوي، تيم طراح مي تواند روشها را براي حد وسط و بينابين جستجو تمايند و تيم مي تواند همچنين TRIZ سرواژة روسيه اي براي تئوري مبتكرانه حل مشكل) يا طرح robust را ارائه دهد. تئوري مبتكرانة حل مشكل به روشي اشاره مي كند كه بر اساس آن تحقيق و برري هزاران اختراه ثبت شده، به اين درگيريها و تضادها اجازه مي دهد كه به خطر انداختن خود، غلبه نمايند. به عبارت ديگر طرح Robust روشي است كه هر دو فرآيند و توليد به كار گرفته شده است. براي مثال بي توجهي و بي تفاوتي نسبت به شرايط استفاده يا توليد.
اتاق پنجم اطلاعات رقابتي. مقايسة ويژگيهاي جديد ما را جلب و ارائه مي كند رقباي ما و ارائه مفهوم فروشگاه و جايگاه بازار را بر اسا اصولي به صورت خصوصيت به خصوصيت ثبت و ضبط مي نمايد. (شكل ۵#-B9-11 را مشاهده كنيد).
۷-۱۱
يك سري از ماتريسها كه بوسيلة موسسة تأمين كنندة امريكايي معرفي شده است، حاوي ۴ ماتريس مي باشد (شكل ۱۰-۱۱ را ملاحظه كنيد). اين ماتريسها با نيازها و خواسته هاي حسطح بالاي مشتري شروع مي شوند و با نيازهاي توليدي خوب تعريغ شده براي عملكرد توليد پايان مي يابند. اطلاعات از طريق جدول نظريات مشتري به اولين ماتريس وارد مي شود و ماتريس طرح توليد ناميده مي شود. طرح توليد نيازها و خواسته هيا تعريف شدة مشتري را تغيير مي دهد و آن را خصوصيات كيفيتي كه كميت نيازهاي مشتري را اندازه مي گيرد و مهندسان و كارشناسان فني را قادر مي سازد تا اهداف طراحي شده و برنامه ريزي شده اي داشته باشند. ماتريس دوم در مفهوم كمي سطح بالا جاي مي گيرد و مؤلفه ها و قسمتهاي سيستم را مشخص مي كند. ماتريس سوم و چهارم فرآيند توليد را به طور مفصل بيان مي كند و ماتريس چهارم اندازه هايي را ارائه مي دهد و نيازها را براي اطمينان از توليد دائمي و هميشگي كنترل مي نمايند.
نمونه اي از كاربرد شيوه ASI بايد در طراحي يك وسيلة مسافرتي باشد، در بين ديگر خواسته ها، يك خيردار بالقوه احتمالاً مي گويد «من وسيله با هزينه پائين مالكيت مي خواهم بررسي مي كنند، اين نتايج با مفهوم مخصوص مورد نظر در مورد ضريب مقاومت هوا (آيروديناميكهاي حركت وسيله از طريق هوا در سرعتهاي بالا)، (اهدافي جهت اكثر مسايل، ماهيت انتقال (تغيير دستي) و جا به جايي مكعبي، در
در نتايج ماتريس اول، طرح توليد، بخشهاي آماده سپس وارد ماتريس دوم يم شود. در اين مثال، اگر ما روي طرح وسيله در بخشهايي از ماتريس آماده، نتايج را در مورد ماهيت ساختار وسايل (چهارچوب و بدنه در مقابل تك قسمته) و موارد بكار گرفته شده مي تواند شمخص شود. ممكن است اين اتفاق بيفتد كه چهارچوب و ساختار بدنه با يك پوستة پشم شيشه اي انتخاب شود

.
در خروجي يا بازده ماتريس دوم، بخش هاي آماده بعنوان روودي ماتريس سوم در طرح فرآيندها بكار گرفته مي شوند. با آگاهي از نوع ساختار وسيله (به دليلي سرعت مراحل توليدي) راههاي قابل دستيابي براي طرح و تنظيم عمليات توليد واقعي، محدود خواهد شد. در صورتيكه اين تصميمات اتخاذ شده باشند، نتايج طرح توليد به آخرين ماتريس انتقال داده مي شوند. طرح توليد همة اندازه گيريها، كنترل كننده ها لازم را عنوان يم كند تا از بخشهاي اصلي (مثل پشم شيشه كه به درستي توليد مي شوند، اطمينان حاصل مي شود. براي مثال بعنوان يك نتيجة در آخرين ماتريس ممكن

است در اينجا يك روش توليدي خيلي خاص براي آميختن رزينهايي كه وارد پشم شيشه مي شود وجود داشته باشند. هر ضرورتي روي زيربناي محصول مي تواند مستقيماً بر همة روشهاي قبلي براي برخي از نيازهاي مشتري قابل ردگيري باشد. (مثل مصرف كم سوخت).
۸-۱۱ شيوة ماتريس ماتريسها

– شيوة ۴ مرحله اي ASI يم تواند يك subset معمولي به كار گرفته از يك مجموعة بزرگتري از ماتريسها را از ماتريس ماتريسها را مي تواند بيان نمايد (معرفي شده بوسيلة GOALI QPC) شكل ۱۱-۱۱٫ اين مجموعة گسترده از ماتريسها شامل مواردي هستند كه بايد هنگام انجام تجزيه و تحليل انواع ديگر از قبيل ارزش مهندسي، طرح معتبر، كنترل كيفيت و تجزيه و تحليل هزينه مورد استفاده قرار گيرد و همة تجزيه و تحليلهايي كه تأثيري نيز روي عمليات توليدي داشته اند.
۹-۱۱ توصيه ها – پيشنهادات
۱-۹-۱۱ نرم افزار * يك زمان طولاني بستة نرم افزار ناصلي براي كمك در قرآيند QFD از
* بستة نرم افزاري كه قابل دستيابي است، شركت Designer from

۴۳۰۰-۳۵۷-۲۴۸Qualisoft-QFD West Bloomfield, MI
Http://www.quali soft.com < 4300-357-248
2-9-11 راهنماها
۳-۹-۱۱ سايتهاي web
موجودي = inventory مقدار كالا يا موارد در دسترس يا انباري چيزهاي انبار شده يا فرايند برداشت كالاهاي ذخيره شده.

هماهنگي كنترلهاي توليدي و ساختاري
۱-۱۲ فرض اصلي
از زمانيكه فرعونها اهرام ثلاثة مصر را ساختند، انسان با اين شكل مديريت توليد، چگونگي inventory بايد براي حفظ، تعادل و توليد سطح بار بكار گرفته شود، مواجه بوده است. در مورد فراعنه مصر، آنها نياز داشتند كه پايه اي بزرگ از صخره هاي بزرگ روي دست داشته باشند تا يك برنامه زمانبندي توليد مداومي را حفظ كنند. و از زمان فرعونيان ما باعث هيچ حمله و يورش مهمي به تئوري سازندة پاية صخره و كنترل موجودي تا سال ۱۹۵۹ نشده ايم. آن وقتي كه جو اور كيلي IBM مجموعه هاي هماهنگ شده رابطه قسمتهاي را توسعه داد تا بخشهاي مناسب را براي شغل مناسب در زمان مناسب بدست آورد. او آن را طرح ضروريات مواد (MRP) ناميد.هرچند ما اين وسايل را داشته ايم اما تنها يك درخواست محدود از طرح نيازهاي مواد يا طرح ضوروريتهاي مواد (MDP) داشته ايم. اگرچه اين كار براي اطلاعات پردازشي در يم محيط MEP مرود نياز است. آن به طور ايده آلي براي پردازش كامپيوتري،‌مناسب است. عامل محدود در اوايل دهة ۱۹۶۰، توان و كامپيوتري پرهزينه و محدود شده ما، بود. براي پردازش اطلاعات كار تكراري مورد نياز است و انجام محاسبات هزينه سرسام آوري را در بر دارد. اين ما را با يافته ها در ارزانترين راه براي تعادل مجموعه قسمتهاي منطبق ترك مي نمايد. ما روش لازم براي به حداقل رساندن هزينة توليديمان را يافته ايم و آن را inventory ابزار نامنديه ايم. همانند فراعنه، ما حالا پاية صخره هايمان را در ارزانترين شيوه براي انجام آن داريم. از اين نقطه مي توان به توسعة تئوري توليدي اشاره كرد كه همة ما واقعاً وسايل را براي انجام دادن وظايف كنترل مجموعه قسمتهاي منطبق شده. اضافه كرده ايم. وسايل اوليه اي كه ما بكار مي بريم كامپيوتر مي باشد، بنابراين ما مي توانيم محاسبات مورد نياز براي كنترل عملياتمان انجام دهيم. همانطوريكه ما ادامه مي دهيم سطح درگيري كامپيوتر را بعنوان ابزارمان افزايش دهيم، زمان پردازش ما از پايه صخره ها بي ارزشتر و ارزانتر مي شود. وقتي كه كامپيوتر از inventory ارزانتر شود، inventory كاهش مي دهيم و نيرو را افزايش مي دهيم.

اين نيروي پردازشي جديد و ارزان امروز براي ما بدست آمده، در حاليكه اهداف ما براي انجام يك عمليات سريع و آموزنده به كار گرفته مي شوند، كاربرد اين اطلاعات براي ما از ابزاري مثا تئوري ساختگي TOC، زمان Take و سيستم هاي طراحي پيشرفته نشأت گرفته است. پاسخ سريع امرزو به تسهيل توليد در يك چرخ دندة داخلي به حلقة عرضه، ارائه كالاها و خدمات به صنايع يا مشتري جزئي در زمان دقيق و مكان مناسب با توليد مناسب مي باشد. براي انجام اين امر ما بايد اين ابزار را طوري كه ما بتوانيم دقيقاً در زمان باشيم استفاده نمائيم تا با نيازهاي مشتريان مو

اجه شويم. هرچمد نگهداري موجودي در گذشته به سرعت داده به چرخة تحويل كمك مي كند تا براي مشتريانمان تولدي را پي ببريم. ما بايد به خاطر داشته باشيم كه موجودي هيچ ارزشي را در خودش اضافه نمي كند.
اين فصل به مانشان مي دهد كه چگونه ما مي توانيم موجودي را حذف كنيم و در همان زمان با خواسته هاي فوري مشتريان مواجه شويم كه به طور ضروري داشتن فقط يك Big Mac آماده دست مانند اين است كه شما در رستوران باز مي كنيد. اين فصل پيشرفتها را شناسايي مي كند و به طور اقتصادي روشهايي معتبري كه به كاربرد توليدات، سيستمهاي اطلاعاتي بر اساس web، و سيستم هاي كنترلي تلفيقي را در بر مي گيرد.
۲-۱۲ نياز به inventory به وسيله تعريف شناسايي شده است.
تعاريف مختلفي از انواع in كه در زير آمده است به شما كمك خواهد كرد كه يك نظري را در مورد اينكه چرا شما in داريد و واقعاً آن چيست را بدست اوريد. وقتي كه شما پي برديد كه چرا شما موجودي داريد مي توانيد تعيين كنيد كه براي نگهداري و حفظ قفسه هايتان به چه چيزي نياز داريد. دليلي كه ما مي توانيم گروههاي موجودي in مختلف را تعريف مي كنيم اين است كه ما مي توانيم كالاهاي مختلف را براي كنترل و مدير ليستي كه in بر اساس اين دلايل كه باعث مي شود شما موجودي in داشته باشيد، فراهم نمائيم. تعريف موجودي in به قرار زير است:
مواد: در مفهوم سنتي، موجودي بخشها و موادي مي باشد كه شما براي مواجه شدن با شرايط و نيازرهاي اصلي كوتاه مدت و دراز مدت خود ذخيره كرده ايد.
يك فعاليت از جوانسازي موجودي يا ذخيره وسيله اي است كه براي جدا كردن نيازهاي مشتري از ظرفيت توليد براي قادر كردن سازمان و يكنوا ساختن بار در كارخانه را امكانپذير سازد.
سرمايه گذاري ثابت: اگر شما ۲ ميليون دلار در موجوديتان اكنون داريد، شما براي هميشه در موجوديتان ۲ ميليون دلار خواهيد داشت. شما بخشها و مهمها و موادي را از ذخيره موجوديتان استفاده كنيد اما شما بايد فوراً آنها را، با مصرف بالاي ذدخيرة جديد جايگزين نمائيد.
بيمه: بيمه چيست؟ آن بازپرداخت يا جبران يك خسارت و زيان با بهار آمده مي باشد. بيمه زيان و خسارت شما را به حداقل مي رساند، در صورتيكه سانجه يا حادثه اي پيش آيد.
بنابراين آيا موجودي دقيقاً آنچه كه بيمه در مقابل يك ناتواني براي دبست آوردن بخشهاي مورد نياز جهت مواجه شدن با يك سفارش توليد نيست؟
يك شرط: شبيه بيمه است. وقتي شما بيمه حوادث اتومبيل را براي فرزندتان مي بريد. شما در حال يك شرط گذاري هستيد كه او ماشين خانوادگي متلاشي خواهد كرد، شركت بيمه در حال پرداخت ۱۰ به يك شانسي كه اين اتفاق نيفتد را مي پردازد. همانطوريكه يك مدير حدود موجو

دي را درنظر مي گيرد، شما نيز مثل آن شركت بميه هستيد. شما در صورتي اين شرط را مي گذاريد كه هيچ اتفاقي رخ نداده است و شما اين شانس و احتمال در كمك خود بوسيلة مقدار موجودي كه شما پرداخت مي كنيد، اين شانس را براي خود ذخيره يم نمائيد.
يك حفاظ ذخيره اي در مقابل استفاده كردن: موجودي يا ذخيرة يك وسيلة دفاعي يا سدي در مقابل يك امر نامشخص و نامعلوم است. اگر شما دقيقاً بدانيد كه چه موقع يك سهم يا يك بخ

ش مورد نياز است، شما نيازي به حل آن در موجودي و ذخيره نخواهيد داشت. شما سهمي را خواهيد خريد و آن دقيقاً وقتي كه مورد نياز است بدست مي آيد.
يك سد يا حفاظ ذخيره اي در مقابل نحويل و واگذاري: موجودي همچنين شما را در مقابل بي ثباتيها و امور غيرقابل پيش بيني تحويل حمايت مي كند، اگر شما دقيقاً بدانيد چه وقت بك تهيه كننده سفارش شما را تحويل خواهد داد، شما هرگز نياز به موجودي يا ذخيره نخواهيد داشت تا جدول زمانبندي تحويل نامنظم حفظ كنيد.
ذخيرة ايمني: تا حد شما ريسك مي كنيد؟ تا چه زمان تمايل به ريسك كردن داريد بوسيلة نداشتن سهمها در دستتان؟ ما هميشه از شما خواسته ايم تا موجويتان را كاهش دهيد ما براي برخورد نكردن و مواجه نشدن بات اهداف كاهش و تقليل براي شما دلايل موجه آورده ايم. طرف پرتاب، در صورتيكه شما موجودي را كاهش دهيد و سپس تمام شود.
ذخاير مواد انباري CYA: همه ما مي دانيم كه چه بيمه اي يك ذهيره براي شما است و چرا ما بايد آن را داشته باشيم (قسمتهاي بالا مطالعه فرمائيد). يك وسيله اندازه گيري كميت ناتوانايي شما براي كنترل خودتان: من هميشه مي توانم بگكويم كه يك شخص چطور به خوبي قادر است كه كارهاي خود را با توجه به مقدار موجوديش انجام دهد. در اين صورت شما بهتر مي توانيد كارهايتان را مديريت نماييد و بهتر مي توانيد سطح موجوديتان را كنترل نمائيد.
«دست نيافتني»: شاخه اي در اين بخشها وجود دارد كه در اين وسيله قرار مي گيرد، بايد داشته باشيم، نمي توانيم پيدا كنيم. اينها به ندرت پيش مي ايد، تقريباً دستيابي به اين بخشها غير ممكن است، يا مدت زمان زيايد براي دستيابي آنها مورد نياز است، به نظر مي رسد شما دوست داريد اما نمي توانيد به آنها دست پيدا كنيد . اينها در قفسه هاي نياز انتظار شما نشسته اند، شما كار كمي در مورد آن مي توانيد انجام دهيد.
ذخاير پنهان: اين موجودي توليدي شما مي باشد كه افراد را در زير ديوار پله ها، درون قفيه هاي بخشها، كمدها و جعبه ابزارها پنهان مي كنند. اين چيزي است كه هر سال وقتي كه شما ذخيره و موجودي واقعي را تمام مي كنيد، آن را از دست رفته مي ناميد. آن يك مشكل واقعي اس

ت چون شما وضعيت اين بخشها را نمي دانيد. اين در يك محيط محرك زياد اتفاق مي افتد كه به كارگر اجازه مي دهد براي كسب و درآند دوباره به كار برگردد درحاليكه كار پيدا كردن بعيد به نظر مي رسد. (درحاليكه ماشن و كار تمام شده است.) كاربران اين اطلاعات را در زمان استراحت، موقع ناهار بين شيفتهاي كاري و در زمانهاي ديگري وقتي كه آنها حاضرند و نمي توانند براي زمانشان حقوق دريافت كنند، بدست مي آورند. اين نه تنها مشكلات مواد خام و كالاهاي تمام شده را به همراه دارد بلكه يك ايمني جدي و موضوع كيفيتي نيز مي باشد.

بخشهاي غير استاندارد: اين قسمتهاي هستند كه شما در سيستمتان فهرست نمي كنيد. شما در صورتن حساب اجناستان اشتباهاتي داريد كه در جدول زمان بندي شما مشخص مي باشد كه برنامه ريز و تنظيم كننده جدول زمان بندي را مجبور مي كند كه وقتي كه مشكلي بوجود مي ايد، اطلاعات را به دست وارد نمايد (و به آن رسيدگي كند). اين بخشها ممكن است مناسب باشد و آنها ممكن است مفيد باشند، اما بسياري مواقعي شما نمي توانيد آنها را پيدا كنيد وقتي كه شما به آنها نياز داريد. مكانيك آنها را در جايي نامناسب گذاشته است. در صورتيكه در تعطيلات هستيد يا كار را رها كرده يا بازنشسته شده ايد دوباره به آنها نياز داريد، آنها يك جايي خارج از ايجا هستند.
ذخيره پيش بيني شده: اين ذخيره به يك سازمان اجازه مي دهد جتا در تغييرات پيش بيني شده در يك تقاضا كنار بيايد. تعطيلات، دوره هاي كه فروشها به حداكثر مي رسد، ترفيعات، تسويه ها، يا اعتصابات موقعيتهايي هستند كه مي توانند منجر شوند.» اينكه يك سازمان ذخيره يا موجودي اضافي كسب يا توليد نمايد.
ارزانترين شيوه براي تهيه كردن ذخيره: راههاي زيادي براي بدست آوردن قسمتهاي مورد نياز وجود دارد، اما چرا آن واقعاً زياد نمي شود اين است كه: ارزانترين شيوه براي بدست آوردن اين بخشها وقتي است كه شما آنها مي خواهيد، چيست؟ به هر حال هزينه اي وجود دارد كه شما اين بخشها را بدست آوريد. تعادلي بين بدست آوردن هزينه و نگهداري بخشها درذ موجودي و ذخيره و توانايي شما براي طرح يا پيش بيني نيازها وجود دارد. اما تا حدي آن در طول كار روشن خواهد شد كه ارزانترين شيوه كلي براي بدست آوردن قسمتها دقيقاً بردن آنها در موجودي مي باشد. اين براي همة نيازهاي شما بكار گرفته نخواهد شد. اما شما گروهي از بخشهايي را كه در اين دسته قرار مي گيرند را پيدا خواهيد كرد.
موجوديها در اندازه خيلي بزرگ: اين موجودي وقتي اتفاق مي افتد كه آن ناكافي باشد براي توليد يا خريد كالا به همان نسبت كه آنها مصرف مي شوند.
ذخاير و موديهاي حمل و نقل: اين موجوديها وقتي بكار يم روند كه مراحل چرخة توليد هميشه در جوار يكديگر نباشند. اين امر براي عمليات چند دستگاهه درست است، قانون كلي اين است كه بيشتر دستگاهها در كارخانجات دور از هم هستند. بيشتر ذخيره و موجودي مورد نياز خواهد بود.
نگهداري و حفظ مداوم سيستمها.
* دلايلي براي تعاريف موجودي و پاسخ ها: ما بايد بدانيم كه چرا اين گروههاي مختلف را نامگذاري كرده ايم، اگر شما به اهداف و مقاصدي كه مديريت بالا هر ساله به شما مي دهد بنگريد، شما همواره موارد ياز قبيل موارد زير را خواهيد ديد:
• كاهش موجودي
• هزينه هاي موجودي پائين تر
• بهبود دستيابي فوري به بخشها

• كاهش هزينه هاي بخشهاي دستي
• كوتااه كردن چرخة تحويل
اينها مواردي واقعي از راههاي صرفه جويي هستند كه مديريت مي خواهد از موجودي شما تشخيص دهد. آنچه كه مديريت در انجام آن ناكام است، اين است كه به شما ابزار يا يك نقشه راه بدهند براي اينكه به اين اهداف ممتاز دست پيدا كنيد. بنابراين فقط شما يك كلمه چطور به كلمات در جلو ۵ نكته ۰ اضافه كنيد و شما خواهيد ديد يك رئوس مطال براي دسته بندي موجوديتان براي كاهش هزينه ها. از آنجائيكه شما براي هر نوع از تعريف موجودي، از تعاريف ارائه شده ئليل

ر را انجام دهيد، پس شما مي توانيد راههاي صرفه جويي را كه بدنبان آن هستيد را بدست‌آوريد. شما مي توانيد روي ابزاري كه نياز داريد كار كنيد تا به اين مسائل جواب دهيد:
• موجودي چطور كاهش مي يابد
• هزينه هاي موجودي چطور پائين تر مي آيد
• هزينه هاي دستيابي فوري به بخشها را بهبود بخشيم
• چطور هزينه هاي قسمتهاي دستي را كاهش دهيم
• چطور چرخه تحويل را كوتاه كنيم
حالا شما مي دانيد چرا ما براي تعريف موجودي وقت صرف مي كنيم. قبل از اينكه شما روي اين ۵ مورد كار كنيد شما بايد دليلي را كه شما موجودي ار در اولين مكاني كه قرار داده ايد را روشن نمائيد.
۳-۱۲ توليد دقيقاً يك عمل تعادلي مي باشد.
به منظور درك عناصر مختلف در يك عملكرد توليد ما بايد از درك روابط در بين عملكردهايي كه باعث ايجاد و اجراي يك عملكرد مي شود، شروع كنيم. بهترين روش براي اين است كه يك عملياتي را به عنوان عمل تعادلي بين بخشهاي مختلف عمليات، سيستم ها و امنكانات توليدي تصور كنيم. در اين تعادل، آشفتگي و مشكلاتي بوجود خواهد آمد. عناصر و بخشهايي را به حالت تعادل نگهداريد و همه را به خوبي اجرا نماييد. درك اينكه چطور اين عمليات كار مي كنند، به شما در درك راه حل مشكلاتي كه ما در عملكردمان با آن روبرو مي شويم، و چظور راه حلها بر نتايج تاثير مي گذارند، كمك خواهد كرد.
۱-۳-۱۲ تعادل
نگاهي به مشكل ۱-۱۲ بياندازيد. ما يك پاية تعادلي داريم كه عمليات را نشان مي دهد.

اين يك پايه «شاهين ترازو» تعادل ساده است، نه چيزي غير از يك كفه ترازوي تعادل. در طرف چپ ما امكانات سيستم را داريم. اينها ابزاري هستند كه براي اجراي عمليات توليد مورد استفاده قرار مي گيرند. اينها برنامه ها و طرحهاي فروش، سيستم كامپيوتر، تهيه كنندگان، امكانات، سيستم پيش بيني، مشتاريان، نيازمنديها، و موارد حمل و نقل مي باشند. همة اين موارد در جعبة سيستم ها روي تروازو، موارد و محدوديتهايي هستند كه از تقطه نظر طرح با آنها رفتار مي شود.
از طرف ديگر، تراوزي تعادل جعبه اي است كه عملياتي را كه امكانات توليدي در اختيار دارد، ارائه مي كند. اين جعبه حاوي امكانات توليد، امكان دستيابي، امكانات پردازشي كامل، هدايت زمان

توليد، محدوديتهاي ظرفيت، دقت در ثبت موجودي «ذخاير» دقت و تكميل صورت حسابهاي مواد و ورقه هاي راه مي باشد.
حالا به سيستم توليد نگاه كنيد، ما با اين فرض شروع مي كنيم كه هنگامي كه هر طرف مساوي و در تعادل است، همة موارد مناسب مي باشند – نوع مشابه آن آلاكلنگي بود كه در پارك بازي مي كرديم وقتي كه بچه بوديم. وقتي كه وزن شما برابر شخص ديگري بود كه آن طرف الاكلنگ نشسته بود، آلاكلنگ در يك موقعيت افقي به صورت ثابت حركت مي كرد و شما در تعادل بوديد. اگر دوست شما از شما بزرگتر بود، پس آن طرف آلاكلنگ به پائين مي رفت در حاليكه شما به طرف بالا مي رفتيد و در هوا در آن بالا گير مي افتاديد. آلا كلنگ خارج از تعادل بود و كارايي زيايد نداشت. اگر شما واقعاً يك دوست بزرگي داشتيد، راهي وجود نداشت براي شما براي بالا و پايين رفتن از آلا كلنگ، همانطوريكه آن در روشي غير متعادل بود. براي حل اين مشكل، شما بايد مي داشتيد دوستان ديگري كه بالا آلاكنگ بيايند در پشت شما روي آلاكنگ بنشينند، به طوريكه تركيب .وزن شما، آلاكلنگ را به حالت تعادل درآورد.
در بكارگيري اين تشابه براي عمليات توليدي، هرچند سيستم ها و امكانات عملياتي هماهنگ مي باشند. اما تروازو در حال تعادل مي باشد. اما اگر امكانات سيستم در تعادل با امكانات عملكردي يا عملياتي نباشد، پس ترازو از حالت تعادل خارج مي شود. وقتي كه سيستم توليد با عماكردها در تعادل نباشد، ما به آساني مي توانيم تأثيرات آن را ببينيم كه هستند – زمانها طولانيتذ متهي به ذخايري كه بيرون انداخته مي شود (كالاها) محموله هايي از دست رفته، از دست دادن مشتريان، سيستم خارج از تعادل و مشكلاتن فوق العاده مي باشد.
براي برگشتن به حالت تعادل، ما دوباره به مثال تفريحگاه برمي گرديم. وقتي كه ما در طرف سبك آلاكلنگ بوديم و در هوا بالا رفتيم، ما يمك دوستي داشتيم كه بالا آمد روي الاكلنگ كنار ما

كه وزن ما، آن را به حالت تعادل برگرداند، و همه چيز به خوبي پيش رفت. در عرصة توليد نيز ما همچنين دوستي داريم كه مي توانيم آن را به طرف سبك اضافه كنيم تا ما را به تعادل برگرداند. آن دوست، موجودي يا ذخيره نانيده مي شود. موجودي وزني است كه ما به يك عمليات اضافه مي كنيم تا آن را به حالت تعادل برگردانيم. به طوري هر چيزي در سيستم دوباره به حالت قبل برگردد. آن مي تواند روي سمت ديگر ترازو كه لازم است قرار بگيرد تا تعادل دوبارهخ بدست‌ايد. آ

ن مي تواند براي وزن اضافي در سيستم هاي ضعيف و امكانات عملياتي ضعيف بكار گرفته شود. به طور خلاصه جعبة موجودي مي تواند به هر جايي كه مورد نياز باشد، منتقل شود، در هر جايي روي ترازو. اگر تعيين جاي جعبه نتواند نفوذ و قدرت اهرم كافي را براي تعادل ترازو اضافه نمايد، سپس ما مي توانيم جعبة بزرگتري را براي موجودي بيشتر اضافه نماييم. حالا با اين شروع مي شود براي كميت موجودي ما از عملكردهاي خودمان داريم و چرا حتي ما موجودي داريم را توضيح مي دهد. موجودي يك تساوي كننده جهاني مي باشد. موجودي، نواحي عملياتي كه ضعيف هستند را حمايت مي كند و آن براي نگهداري ما در حالت تعادل ضروري مي باشد.
به شكل ۲-۱۲ نگاه كنيد كه ببينيد چطور ما براي ترازو در شكلي از موجودي، وزن اضافه كرده ايم. اجازه بدهيد تصور كنيم كه مشتري ما براي توليد يك محصول به ما مژنياز دارد كه آن را يفارش در ۵ روز كار ارسال نمايد. اگر ما بتوانيم آن را در مدت ۵ روز انجام دهيم، همه چيز خوب است و سيستم در حالت تعادل مي باشد. اما اگر مشتري سفارش را در ۳ رو زبخواهد و ما هنوز هم به ۵ روز نياز

داشته باشيم تا آن را تحويل دهيم، پس ما خارج از تعادل هستيم و نيم توانيم تحويل را به موقع ارائه دهيم. اگر ما نتوانيم توليد كنيم و ارسال به زمان نياز داشته باشد ما تنها دو راه داريم. اولين راه اين است سفارش را نپذيريم. راه دوم اين است كه موجودي را براي مواجه شدن با تقاضاي ارسال ۳ روزة مشتري بوسيلة ارسال از موجودي، اضافه نمائيم «يعني از ذخايري كه داريم سفارش مشتري را انجام دهيم». چون ما قادر به مواجه شدن با تقاضاي مشتري براي تحويل سه روزه با توليدالت

كنوني و سياست و راهكار و موجودي نيستيم، ما بايد، موجوديمان را به عنوان يك راه حل كوتاه مدت مشكل، اضافه نماييم. ما از آن موجودي سفارش را ارسال مي كنيم، و نياز متعالدل ماندن

داريم كه با تعيين مقدار موجودي لازم براي مواجه شدن با نيازهاي مشتري، شروع مي شود «تعادل» اندازة شكاف بين آنچه كه مشتري ما مي خواهد و توانايي ما براي تحويل مقدار موجودي حكمي مي مند كه ما بايد در دسترس نگهداري و حفظ كنيم. راه حل دراز مدت اي

ن است كه در مورد اندازة سيستم ها يا جعبه هاي عملياتي براي افزايش قدرت، رابطه يا اتصال پيوند ضعيف در حلقة تحويل، براي مواجه شدن با پنجرة تحويل سه روزه، كاري انجام دهيم، اما آن يك وضعيت دراز مدت است و مي تواند پرهزينه باشد.
اگر شما فيزيكتان را به خاطر داشته باشيد، شما به ياد خواهيد آورد كه طول ضرب در وزن برابر جرم مي شود به حالت انگليسي روشن و ساده ضرب يا افزايش وزن جعبه با فاصلة عبه با نقطه تعادل تعيين مي كند كه چقدر وزن روي ترازو در حال عمل مي باشد. اين به ما مي گويد گه چقدر وزن لازم است. و براي حفظ تعادل آن در جا وزن روي طرف ديگر ترازو بايد قرار گيرد. از اين مورد، ما مي توانيم ببينيم ترازو تا وقتيكه ما دوباره در حالت تعادل قرار گيريم. هرچند اين راهكار، در يك تئوري كاربرد دارد، در حقيقت ما يك نامي براي طول ترازو و زمان هدايت و به جلو رفتن. اگر ما يك حلقه و اتصال ضعيفي را بيشتر از نقطة تعادل روي ترازو بوسيله افزايش شرايط هدايت،‌حركت دهيم، در حقيقت، ما ترازو را براي تعادل به عقب برمي گردانيم. اما هزينه زيادي را براي آن صرف مي كنيم و آن هزينه مقدار زمان سبقت لازم براي تحويل كالا مي باشد.
اگر شرايط كار يدر اتصال و يك حلقه در سيستم ضعيف شده باشد ما مي توانيم ترازو را به تعادل قبل برگردانيم يا اضافه كردن طول ترازو و جا به جايي يكي از جعبه ها با انتقال بيشتر آن از نقطة تعادل تا وقتيكه سيستم دوباره به حالت تعادل برگردد. «از نقطة تعادل آن را دور مي كنيم» اما زمان زمان پيش از موقع حالا افزايش پيدا كرده است. حالا كه اين زمان براي ترازويي متعادل اضافه شده است، ما يك ترازوي متعادلي داريم كه مشابه شكل ۳-۱۲ مي باشد.

حالا كه ما همة مؤلفه ها و بخشهاي ترازو را شناسايي كرده ايم. آن امكانات عملياتي و عملكردي ما را نشان مي دهد. حالا ما به روشني مي توانيم ببينيم كه چه اتفاقي براي سيستم مي افتد وقتيكه ما سعي مي كنيم مواجه شويم با سفارش سه روزة مشتري كه ۵ روز عمليات تحويل لازم دارد. ما مي توانيم به درخواست تحويل در دو راه در كوتاه مدت برخورد كنيم، طول ترازو و نگهداري پنجره ۵ روزه و اضافه كردن موجودي و ايجاد يك پنجره سه روزه. در هر مورد ما حالا توجه مي كنيم

كه اگر ما يكي از پارامترهاي ترازوي تعادل را تغيير دهيم، ما يه تغيير پارامترهاي ديگير براي نگهداري ترازو در حالت تعادل نياز داريم و با اهدافمان روبه رو شويم. آنچه كه ما حالا مي بينيم اين است كه علتي وجود دارد و رابطة معلول براي اينكه كار را در حفظ ترازو در حالت تعادل در نظر بگيريم. آن رابطة علت و معلولي به معني اين است كه اگر ما يكي از بخشهاي ترازو را تغيير دهيم، بخش ديگر ترازو با همچنين تغيير نمايد تا ترازو حفظ شود و عملكرد ما در تعادل و هماهنگ باشد.

اينها و شرايط و عوامل كوتاه مدتي هستند. در دراز مدت ما نياز داريم آنچه را نيازمنديم داريم را ارزيابي كنيم و لزوم پنجرة تحويل براي مواجه شدن با تقاضاهاي مشتريهايمان و سپس ايجاد تغييرات لازم براي مواجه شدن به تقاضاهاي جديد و نگهداري سيستم خود در حالت تعادل نياز داريم. موجودي وسيله اي است كه ما براي حفظ سيستم و در حالت تعادل بكار مي ربيم. اگر هدف ما كاهش موجودي باشد و ما يك سيستم منظم پردازشي جديد كه باعث قدرت بيشتر جعبه سيستم مي شود، سپس ما موجودي را كاهش مي دهيم و در سيستم تعادل را حفظ مي كنيم. اما، اگر تأثير قدرت فروشمان باعث شود كه تحويل كوتاهتري در گذشت زمان براي مشتريانشان بر اساس تأثير سيستم جديد تعهد نمايند. ما واقعاً يك سيستم مؤثرتري از خريد و فروش داشته ايم براي يك مدت زمان كوتاهتر lead و هدف كاهش موجودي ما در خطر مي باشد. چون حالا موجودي نياز دارد تا در تعادل نگه داشته شود براي اينكه با نيارهاي جديد مشتري روبه رو شود.
بر طبق يك قانون اصلي فيزيك، براي هر عمل يك مساوي و عكس العمل متضاو وجود دارد. در اينجاد نيز، آن همچنيني درست است. براي هر تغييري كه شما ايجاد مي كنيد در يكي از بخشهاي يك سيستم توليد، همانطوريكه در ترازوي تعادل ارائه شده است، المنت يا عنصر ديگري در سيستم

وجود دارد كه همچنين بايد براي حفظ عمليات در تعادل تغيير نمايد. يك رابطة علت و معلولي وجود دارد براي هر چيزي كه شما انجام مي دهيد. وقتي كه شما مي خواهيد يك هدف موجودي كاهش يافته را تعيين نماييد، به خاطر داشته باشد كه همچنين تغيير ديگري نيز وجود دارد كه بايد بريا تعادل در عملكرد شما براي حفظ آن هدف ايجاد شود. ترازوي تعادل اين مفهوم را بروشني نشان داده است.
۴-۱۲ كنترل هيا اوليه براي موجودي
شما نمي توانيد بوسيله بيرون كشدين يا آوردن سوابق ناچيز مزيت توليد را بدست آوريد. به خاطر داشته باشيد كه اولين سوالي كه شما از خودتان مي پرسيد وقتي كه يك سفلرش را دريافت مي كنيد اين است كه: آيا من چيزي از اين سفارش را در اختيار دارم؟ جواب اين سوال از سوابق

موجودي شما بدست مي آيد. در اين حال است كه شما مي رويد تا ببينيد آيا شما آن كالا را تمام كرده ايد يا بخشهايي در انبار براي پرداخت سفارش وجود دارد. اگر شما سوابق مناسبي از موجودي را نداشته باشيد، يكي از اين دو مورد اتفاق تخواهد افتاد، كه هر دو بد مي باشند. شما تصور خواهيد كرد كه شما موجودي را وقتي كه لازم نداريد، داريد و قول خواهيد داد براي انجام سفارشي كه شما با آن نمي توانيد مواجه شويد، يا شما فكر خواهيد كرد كه شما توليد و

محصولي نداريد، بنابراين سفارش و يا توليد زياد است. حالا خيلي موجودي داريد. يكي از چيزهايي كه بسياري از مردم انجام مي دهند، شبكه كفش كتاني ناميده يم شود. شما كفشهاي كتاني خود را مي پوشيد و به خارج از انبار مي رويد و خودتان جستجحو مي كنيد. در الين فاصله دوست شما در دفتر هست در حال قول دادن همان موجودي به مشتري ديگر و بنابراين داستان شروع مي شود. چه چيزي شما در ثبت يك موجودي نياز داريد به طوريكه شما بتوانيد به سادگي و فوري جواب اين سوال را بدهيد. آيا از اين مورد هيچ چيزي در دست داريم؟
اولين چيزي كه شما براي كنترل موجوديتان نياز داريد، اين است كه حركت سطحي پيوسته را از طريق كانالهاي غير رسمي متوقف نمائيم. آن را در جاي امني قرار دهيم. اين به شما سلبقه (+)۹۹/۹۹ درصد را مي دهد تا دقيقاً آنچه را كه نياز داريد بدست آوريد. اين رمزگذاري از م

كلاتي «بوجود آمده در نيمه شب» مراقبت مي كند و شما ابزاري را مي دهند براي به حداقل رساندن انتقال داده هاي منتقل شده. بهترين وسيله اي كه ما ديده ايم براي اطمينان از اينكه شما به يك سطح بالا خواهيد رسيد و به يك سطح بالاي دقيق موجودي را حفظ خواهيد كرد كه آن يك ابزار دقيق چرخه شمارش مي باشد. اجازه دهيد كه نگاهي به اين وسيله بياندازيم كه به شما كمك خواهد كرد در پيدا كردن، كنترل و حذف قسمت اشتباه خطاي انسان در قسمت مسئله.
قانون فدرال براي بدست آوردن حداقل يك موجودي در سال به ما نياز دارد. شخصي كه ماليات مي دهد منتظر اين است، اما آنچه كه خيلي مهم است، اين است كه ما به درك آنچه ما در موجوديمان داريم، نيار داريم، موجودي ذخيره فيزيكي، نادرستترين راه تعيين آنچه ما در موجودي داريم، مي باشد. اساساً، آن يك توليد مهم طراحي شده در مورد اهداف ماليات مي باشد و در سوابق موجودي براي توليد هيچ گونه ضرورتي ندارد. تا وقتيكه اعداد به هم نزديكند، حسابداران خوشحال هستند و همة ما مي توانيم به خانه برويم. اما مشكل عمده از نقطه نظر توليد، بدست آوردن موجودي واقعي است كه به دليل مشكلي كه در اشتباهات موجودي در مكان اوليه ايجاد شده بود، صحيح نمي باشد. بنابراين وقتيكه شما در سال آينده موجودي دقيق را بدست مي آوريد، شما باز هم همان اشتباهات را پيدا خواهيد كرد و شما همان اصلاحات و تغييرات را براي ثبت موجودي

بوجود خواهيد آورد، اما هنوز با همان مشكل درگير هستيد. شما چيزي بدست نمي آوريد.
يكي از بزرگترين سوء استفاده هايي كه ما با چرخة محاسبه داريم نام بكار گرفته شده بدون درك شيوة آن مي باشد. سوء استفاده؟ اين را اگر بتوانيم به نام مسرمايه فيزيكي ماهيه نامگذاري كنيم حساب چرخشي ما كساني را پيدا مي كنيم كه لزوم داشتن سابقة دقيق عالي را تشخيص داده اند، ولي همة همه آنها بارها و بارها دوباره آن را حساب مي كنند. همانطوريكه گفته شد، اين شيوة طبيعي بريا اصلاح علت مشكل كاري انجام نمي دهد.
آنچه شما مي خواهيد، وسيله اي است كه نه تنها به شما سطح بالايي از سابقة دقيق موجودي را نمي دهد بلكه سطح پائين تر هزينه نگهداري كه سطح دقت را هم نمي دهد، در حاليكه هنوز عملكرد شما در كار حفظ شده است. به خاطر داشتهد باشيد كه شما عمليات خود را بايد متوقف كنيد تا روند طبيعي را بدست‌آئريد و همة زمان توليد را از دست بدهيد. با حساب چرخشي شما روند درست حفظ مي كنيد درحاليكه شما در حال حساب كردن هستيد. و آيا شما مي دانيد چه كسي حساب گردشي را كنترل مي كند؟ افرادي كه در انبار شما هستند، چه كساني مي باشند؟ مي دانيد چرا؟ چون آنها اشخاصي هستند كه در كارها و عملكردهاي شما خيلي باهوش و آگاه مي باشند. مواد شما شبه چيست؟ و شماره يكي آن چيست، آنهايي هستند ساده تر مي شود با داشتن موجودي تحت كنترل شما و آنها چيزهايي هستند كه بوسيله كنترل سرمايه شما راحتر بدست مي آيد همة آنها در اين دنيا مجالني نيستند و اين حسابرسي چرخشي مخارجي در بر دارد ولي اين ذخاير غير قابل اندازه گيري هستند (خرج ذخاير غير قابل اندازه گيري است).
اجازه بدهيد نگاهي به حساب واقعي روشهاي حساب در گردش براي چك كردن موجوديهاي شما بيندازيم. موارد زير ليستي از معايب مي باشد:
• عدم تصحيح عوامل خطا

• بسياري از اشتباهات در شناسايي جزئي
• كارخانه و انبار براي موجودي بسته مي شوند۳
• بهبودي و پيشرفتي در دقت سابق بوجود نمي آيد.
حالا بايد اجازه بدهيد نگاهي به مزايايي كه مي توانيد بوسيله استفاده از روش حساب در گردش بدست آوريد با همان موارد عنوان كنيم:
• تشخيص به موقع و اصلاح عوامل اشتباه
• اشتباهات ناچيز در شناسايي جزيي
• حداقل فوت زمان
• بهبود سيستماتيك و نظامند سوابق دقيق
اساساً حساب چرخشي خيلي ساده است. هر صبح شما مي آيد و بخشي از موجوديتان را محاسبه مي كند. حسابگر يا حسابدار دوره به شما بايستي از بخشهاي مختلف را ارائه مي دهد و به شما اطلاعاتي را در مورد بخشي كه در دسترس است، جز يكي ارائه مي دهد. شما به حسابدار شمارة بخشهايي كه سوابق شما را نشان دهد كه در موجودي شما است را نمي دهيد، چرا؟ چون اگر شما شخصي را بفرستيد براي پيدا كردن شمارة ۱۶۷۵ unicorms تك شاخ در محل ذخيره موجوديتان، حدس مي زنيد چقدر تك شاخها او پيدا خواهد كرد؟ ۱۶۷۵ كه آن چقدر

است. البته حساب كردن و محاسبة جاي موجودي وقتي كه صندوقچه تقريباً خالي باشد، آسان است. همينطور بخشهاي كمتري براي محاسبه وجود دارد. بنابراين آن در صورتي است كه شمات حسابتان را بصورت چرخشي انجام دهيد؟؟؟ وقتي زمان مرتب كردن آن باشد. چون حساب چرخشي يك فعاليت روزانه است. پس شما مي توانيد انتخاب كنيد كه چه وقت حساب كنيد. بنابراين شما وقتي آن را انجام دهيد كه حساب خالي است. اين بار كاري را به حداقل مي رساند.
بعد از محاسبه كامل، شما سابقه را حساب كنيد، يك تطبيق حساب براي خود جستجحو كنيد. اگر حسابها با هم جور درنيامدند. اين ليستي از مواردي است كه به ترتيب انجام مي گيرد:
• حسابهاي كلي در همة موقعيتها
• نشان داده هاي حسابرسيها

• چك كردن براي محاسبة همه اسنادي كه پرداخت نشده
• چك كردن اوراق شناسايي
• شمارة بخش
• توصيفات