مدیریت گردشگری

سازمان و مدیریت گردشگری در طرقبه
بروز مسایل، مشکلات، تنگناها و تهدیدها از سویی و قابلیت‌ها و توان‌های استفاده نشده و ظرفیت‌های معطل در منطقه و به ویژه شهرهای طرقبه و شاندیز عمدتاً ناشی از ضعف یا فقدان “سازمان و مدیریت” ناشی می‌شود.

همان‌طور که در بخش مطالعات سازمان و مدیریت مقیاس کلان مطرح گردیده، مدیریت و سازمان‌های گردشگری مهم‌ترین رکن نظام گردشگری محسوب می‌شود. چنان‌که حتی در صورت وجود “جاذبه‌ها و منابع گردشگری”، “گردشگران متنوع” و “فعالیت‌ها و الگوهای تفرجی” ولیکن بدون “مدیریت و سازمان” متناسب، انتظام میان عناصر پایه فوق و بهره‌گیری مناسب از قابلیت‌ها و توان‌ها امکان‌پذیر نیست.در منطقه طرقبه، و شهرهای طرقبه و شاندیز، در حال حاضر بالاترین سطح گردشگر و “تقاضا” وجود دارد. از سوی دیگر منطقه نیز از قابلیت‌های ویژه‌ای برخوردار است اما در عین حال انبوهی از مسایل و مشکلات زیست‌محیطی و اجتماعی و کالبدی و زیرساختی وجود دارد. درواقع بر خلاف تصور رایج “عرضه” و “تقاضا” بدون مداخله هدفمند برنامه‌ای نمی‌توانند موجد توسعه، آن هم توسعه پایدار باشند.
روندهای مدیریت و سازمان‌دهی گردشگری در طرقبه و شاندیز
در شهرهای طرقبه و شاندیز به مثابه دو “کانون شهری” سازمان‌ها و نهادهای مختلفی در فرآیند گردشگری تاثیرگذارند. اما سازمان‌هایی که مستقیماً بر روندهای گردشگری مؤثرند، عبارتند از:
– شهرداری و شورای شهر

– بخش‌داری، و ارگان‌‌های عمرانی استانداری
– بخش خصوصی
– سازمان‌های و نهادهای دولتی تاثیرگذار غیرمستقیم.
شهرداری و شورای شهر
شهرداری و شورای شهر ارگان‌هایی هستند که مستقیماً بر روندهای گردشگری شهر تاثیرگذارند. مکانیزم تاثیرگذاری شهرداری و شورای شهر اساساً از طریق طرح هادی شهری صورت می‌پذیرد. به این ترتیب شهرداری و شورای شهر به مدیریت و سازمان اجرایی طرح هادی تبدیل می‌شوند و در چارچوب دیدگاه‌ها، سیاست‌ها، ضوابط و مقررات طرح هادی در روند گردشگری مداخله می‌کنند. علاوه بر طرح هادی که مبنای اصلی تصمیم‌گیری و مداخله شهرداری محسوب می‌گردد، سایر طرح‌های موردی یا موضوعی مثل احداث مجتمع‌های اقامتی و پذیرایی، توسعه شبکه راه‌ها، احداث مجتمع‌های تفریحی و رفاهی و نظایر آن نیز زمینه‌های مداخله شهرداری در روند گردشگری شهر محسوب می‌شوند.
بر این اساس مجدداً این نتیجه اساسی حاصل می‌شود که طرح‌های جامع یا هادی با شرایط همسان (تیپ) نمی‌توانند جوابگوی توسعه گردشگری و حفظ و ارتقای کیفیت‌های شهری – محیطی باشند. بنابراین لازم است که طرح‌های ویژه برای شهرهایی مثل طرقبه و شاندیز تهیه شوند که شاخص‌ها و عوامل توسعه بخش گردشگری را به خوبی شناسایی و تحلیل نمایند و راهکارهای مناسبی در جهت توسعه پایدار گردشگری ارائه دهند.

بخش‌داری و ارگان‌های عمرانی استانداری
در شرایط کنونی بخش‌داری در چارچوب وظایف سازمانی خود به صورت مستقیم و عمدتاً غیرمستقیم در حفظ منافع و توان‌های محیطی گردشگری طرقبه و شاندیز تاثیرگذار است. علاوه بر این در منطقه مورد مطالعه ارگان‌های عمرانی استانداری خراسان نقش بسیار مهمی در توسعه و تجهیز زیرساخت‌های گردشگری و تهیه طرح‌های ویژه گردشگری دارند. با توجه به فقدان حضور سازمان ایران‌گردی و جهان‌گردی به عنوان متولی اصلی نظام گردشگری، نقش معاونت عمرانی استانداری و ارگان‌های تابعه آن در تهیه طرح، ایجاد زیرساخت‌ها و مساعدت به شهرداری‌ها برای پیشبرد اهداف توسعه گردشگری بسیار بارز و برجسته است.
بخش خصوصی
بخش خصوصی در عرصه‌های مختلف و متنوعی مشارکت دارد. درواقع چنانچه ام

ور زیرساختی و تسهیلاتی گردشگری را به سه بخش زیر تقسیم نمائیم، آن‌گاه می‌توان نقش و عملکرد بخش خصوصی را به درستی دریافت. مجموعه اقدامات و سرمایه‌گذاری‌های محتمل در بخش گردشگری عبارتند از:
– احداث زیرساخت‌های گردشگری از جمله شبکه‌راه‌ها، تامین آب، برق، شبکه فاضلاب و نیز تهیه طرح‌های پایه توسعه گردشگری که به دلیل ماهیت زیرساختی و نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین معمولاً توسط دولت و ارگان‌های محلی آن انجام می‌پذیرد.
– احداث فضاهای تفرجی، تفریحی، فرهنگی، ورزشی و نظایر آن، که عمدتاً توسط شهرداری‌ها و بخش عمومی با هدف توسعه فضاها و تسهیلات مورد نیاز گردشگران احداث می‌شود. این فضاها عمدتاً با اهداف غیرانتفاعی و با سرمایه‌گذاری عمومی احداث می‌شوند.
– احداث مراکز و فضاهای خدماتی، تفریحی و رفاهی توسط بخش خصوصی که کلاً اهداف انتفاعی را دنبال می‌کند و انواع فضاهای اقامتی، پذیرایی، خدماتی و نظایر آن را شامل می‌گردد.
بر این اساس مشاهده می‌شود که در شهرهای طرقبه و شاندیز احداث زیرساخت‌های شهری که در برخی موارد زیرساخت‌های گردشگری نیز محسوب می‌شود توسط ارگان‌های دولتی انجام می‌شود. شهرداری‌ها علاوه بر امور جاری به احداث فضاهای باز و پارک‌ها، استراحت‌گاه‌های

موقت، بازارهای ویژه و غیره می‌پردازند و تقریباً کلیه امور خدماتی و رفاهی دارای جنبه انتفاعی توسط بخش خصوصی انجام می‌شود.
فقدان برنامه جامع توسعه گردشگری در شهرهایی چون طرقبه و شاندیز نه تنها روند عمومی توسعه را بلاتکلیف می‌گذارد، سرمایه‌گذاری‌ این بخش را نیز با سردرگمی و آشفتگی مواجه می‌سازد. به این ترتیب به جای برنامه هدفمند، جریان خودبه‌خودی عرضه و تقاضا جانشین برنامه می‌شود که در بسیاری موارد به تخریب منابع و ارزش‌های محیطی، نارضایتی گردشگر و سطح غیرقابل قبول خدمات منجر می‌شود.
بخش خصوصی علاوه بر ارائه خدمات و تسهیلات به گردشگر، در عرصه‌هایی چون احداث

مجتمع‌های اقامتی، پذیرایی، تبدیل باغ‌ها به ویلاهای ‌اختصاصی ‌و یا باغ – رستوران، و نیز احداث مراکز تفریحی و فراغتی فعالیت می‌کند. در شهرهای طرقبه و شاندیز تقریباً کلیه خدمات مستقیم و مورد نیاز گردشگران را اعم از رستوران، کافه – تریا، فروشگاه صنایع دستی، فروش مواد غذایی، تعمیرات فنی، آژانس‌های مسافرتی و خدمات گردشگری، توسط بخش خصوصی ارائه می‌شود.
سایر ارگان‌ها و نهادهای دولتی تاثیرگذار
علاوه بر بخش‌های خصوصی، عمومی و دولتی برشمرده در فوق، ارگان‌ها و نهادهای دولتی دیگری نیز در شهرهای طرقبه و شاندیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر روند گردشگری تاثیر می‌گذارند.
به عنوان مثال سازمان زمین شهری با واگذاری اراضی به تعاونی‌های دولتی ساخت مسکن، باعث دگرگونی اساسی در ساختار گردشگری منطقه شده است. از این جمله منابع طبیعی نیز با واگذاری اراضی به اشخاص، و هم‌چنین احتمالاً بخش‌داری‌ها به جهت تسهیلاتی که در امر تعاونی‌سازی و مجتمع‌سازی در منطقه فراهم آورده‌اند، نقش مستقیمی در نظام کالبدی – فضایی منطقه داشته‌اند.
در حال حاضر ده‌ها تعاونی دولتی و غیر آن صدها هکتار از اراضی حومه شاندیز و طرقبه را تملک نموده و به ساخت مجتمع‌های اقامتی مشغول هستند.

گذشته از آثار منفی فعالیت برخی سازمان‌های دولتی ضروری است که به نقش مثبت دیگر ارگان‌ها در جهت توسعه زیرساخت‌های گردشگری، تامین آب و برق و توسعه شبکه، طرح‌های آبخیزداری و مرتع‌داری و نظایر آن اشاره نمود. این اقدامات از سویی نیازهای اساسی گردشگران را تامین می‌کند، و از سوی دیگر به تثبیت، حفظ و ارتقای کیفیت منابع ارزشمند محیطی کمک شایانی می‌کنند.
معرفی، تبلیغ و ترویج گردشگری
شهرهای طرقبه و شاندیز با وجود نقش و عملکرد محوری در نظام گردشگری منطقه و نیز کلان‌شهر مشهد، در حال حاضر فاقد برنامه و سازماندهی در جهت معرفی گردشگاه‌ها، و تبلیغ و ترویج الگوهای نوین گردشگری هستند.
عدم حضور سازمان ایران‌گردی و جهان‌گردی و میراث فرهنگی عملاً به ناشناخته ماندن جاذبه‌ها و آثار تاریخی، مذهبی و طبیعی منجر شده است. فقدان اطلاع‌رسانی روزآمد و دائمی به گردشگران، عدم نصب تابلوهای معرفی و راهنمایی، نبود حتی یک نقشه ساده از منطقه و شهرهای طرقبه و شاندیز، عدم کمک‌رسانی به گردشگران در اوقات ویژه از مهم‌ترین کمبودهای موجود در زمینه معرفی، تبلیغ و ترویج گردشگری در منطقه و به ویژه طرقبه و شاندیز است.
تنگناها و محدودیت‌ها
با توجه به نتایج روندهای کنونی مدیریت و سازمان‌دهی گردشگری در منطقه و شهرهای طرقبه و شاندیز، می‌توان تنگناها و محدودیت‌ها را به قرار زیر دسته‌بندی و عنوان نمود:
فقدان تعریف حقوقی و تشکیلاتی
مهم‌ترین تنگنا فقدان تعریف طرقبه و شاندیز به عنوان مراکز گردشگری طبیعی (زمستانی و تابستانی) است. به این ترتیب دو شهر مذکور با وجود نقش و عملکرد بسیار ویژه در نظام گردشگری محلی، ملی و حتی بین‌المللی، هنوز دارای جایگاه تعریف شده‌ای نیست و در عمل

همانند صدها شهر کوچک با آن‌ها برخورد می‌شود. تهیه طرح هادی تیپ بدون توجه به ساختار طبیعی و اقلیمی این دو شهر، عدم اتخاذ سیاست‌های ویژه، بی‌توجهی سازمان‌‌های متولی مثل سازمان ایران‌گردی و جهان‌گردی، فقدان هر گونه برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری ویژه گردشگری در نظام مدیریت شهری، از جمله آثار و تبعات فقدان جایگاه تعریف شده طرقبه و شاندیز در نظام گردشگری است. به این ترتیب اقدامات سازمان‌هایی نظیر معاونت عمرانی استانداری، تلاش‌های شهرداری و شورای شهر، و برنامه‌های “موسسه توسعه گردشگری استان خراسان”، با وجود تلاش دلسوزانه، به نتایج برجسته‌ای منجر نمی‌شود. زیرا که در عمل سایر سازمان‌ها و نهادها و نیز بخش خصوص

ی اهداف متفرق خود را دنبال می‌کنند.
فقدان برنامه کالبدی – فضایی شهری
شهرهای طرقبه و شاندیز دارای طرح هادی شهری هستند. اما چون این طرح‌ها در چارچوب تیپ تهیه شده و در روند تهیه طرح توسعه ویژگی‌های ساختاری و عملکردی گردشگاهی این دو شهر به طور بایسته ملاک قرار نگرفته است، شهرها از نظر برنامه کالبدی – فضایی در راستای مرکزیت گردشگری طبیعی دستخوش نارسائی‌ها و تنگناهای جدی هستند.
بر این اساس هر چند بسیاری از اقدامات شهرداری و احتمالاً سایر سازمان‌های موثر در توسعه شهر مبتنی بر طرح هادی است. اما این شهرها عملاً فاقد فضاهای مناسب گردشگری، مراکز فرهنگی، هنری ویژه گردشگران، محورهای پیاده، جاذبه‌های تجهیز شده، معماری ویژه، بافت ارزشمند و نیز فاقد خدمات گردشگری ضابطه‌مند و با کیفیت هستند.
درواقع اهرم‌های مدیریت و برنامه‌ریزی متناسب با واقعیت عملکردی (گردشگری) شهر تعریف نشده و از این‌رو در بسیاری از موارد قابلیت‌های گردشگری نادیده گرفته می‌شوند.
فقدان معرفی، تبلیغ و ترویج

گردشگری از یک سو به عنوان بخش چهارم اقتصاد (پس از کشاورزی، صنعت و خدمات) مطرح است و از سوی دیگر به عنوان رویکرد نوین دانشی جدید مطرح است. بنابراین با توجه به کمبود تجارب علمی در برخورد با این پدیده نوین نمی‌توان به صرف وجود جاذبه‌های خام گردشگری، و حضور گردشگر، سایر موضوعات یعنی رفتارها و فعالیت‌های تفرجی را به امید عملکرد دست‌های نامرئی عرضه و تقاضا رها کرد.