مرزهاي نو در روابط بين الملل

سياست جهان درحال گذار:مرزهاي نو در روابط بين الملل
ابن خلدون دانشمند بزرگ اسلامي براين باور بود كه نظم كامل در ميان مردم تنها هنگامي مي تواند برقرار باشد كه عدالت به صورت تاثير بازدارنده اي برآنها حاكم گردد وآنها را از بلعيدن يكديگر حذف كند

روابط بين الملل دانشي نوين درتاريخ معاصر است امروزه رشته روابط بين الملل درمرحله آزمون است . روابط بين الملل درغرب پس ازجنگ جهاني دوم بوجود آمد.
ارتباطات بين الملل را مي توان رشته اي بين رشته اي و حد واسط دو رشته روابط بين الملل و ارتباطات دانست
روابط بين الملل تا چندي قبل به مذاكرات و اقدامات سران كشورها مي پرداخت و داده هاي مبادله شده در جريان ارتباطات ميان ملتها را بررسي مي كرد ، در روابط بين الملل بازيگران اصلي ، سياستمداران و رهبران كشورها هستند .

در حاليكه ارتباطات بين الملل ، روابط بين الملل را از منظر رسانه ها و ملتها بررسي مي كند و بازيگران اصلي آن رسانه ها و رسانه مداران مي باشند و رهيافتهاي اصلي در رشته روابط بين الملل عبارتند از :

۱- ايده آليسم
۲- رئاليسم
۳- سوسياليسم

رهيافت ايدآليسم : در اين رويه اصالت بر قانون و صلح است براي برقراري صلح جهاني بايد قانون را رعايت نمود و صلح را مايه حفظ منافع ملي ميداند در محدوده داخلي كشورها قانون را دولت و در صحنه بين الملل ، قانونگذاري به عهده نهادهاي بين المللي است.

رهيافت رئاليسم : اين عده معتقدند كه در روابط بين الملل قانون حاكميت ندارد و تنها موردي كه رعايت مي شود « قانون جنگل » است و قدرت اصل و مبنا مي باشد اين گروه عملكرد دولتها در صحنه بين المللي را بررسي كرده و مي گويند اخلاق تنها در جنبه فردي قابل بحث است و در عرصه عمومي و دولتي نمي تواند محلي از اعراب داشته باشد و بجاي نظم و قانون ، هرج و مرج حاكم است و هدف دولتها برتري بر ديگران است آنهم از طريق كسب قدرت و توازن قوا . آمريكا – اروپا و ژاپن بر اساس اين الگو حركت مي كنند . پذيرش واحد « دولت – ملت» بعنوان واحد اصلي و مرجع در روابط بين الملل اساس اين رويه است مشروعيت « دولت و ملت‌ » در دو بعد داخلي و خارجي بايد به رسميت شناخته شود

رهيافت سوسياليسم : تابع جبر تاريخي از آينده جهان است كه نهايتا حاكميت طبقه كارگر – پرولتاريا-بر سرمايه داري محقق خواهد شد و نقش انسان در جريان گذر تاريخ را فاقد اهميت ميداند.تعارض بين اردوگاه سرمايه داري و سوسياليسم ، اصلي است براي عينيت بخشيدن به واژه دولت – ملت سه عنصر اصلي و لازمبراي حاكميت ۱- ملت ۲- دولت ۳- سرزمين مي باشد
وجوه مشترك رهيافتهاي سه گانه روابط بين الملل عبارتند از :
• ماهيت روابط بين الملل اقتصاد و سياست مي باشد
• واحد اصلي در روابط بين الملل را حكومت ميدانند

• در روابط بين الملل هم اصل سياست و اقتصاد است و فرهنگ و ارتباطات در مرحله بعدي هستند
• روابط بين الملل بيشتر تابع علوم تجربي و كميت گرايي و عينيت گرايي است
• قدرت سياسي كشورها در روابط بين الملل بر اساس كميت ها سنجش پذير است
در روابط بين الملل قدرت دو سطح دارد :
۱- محسوس
۲- غير محسوس
• منابع محسوس قدرت : محصولات آموزشي – محصولات فرهنگي بعلاوه تكنولوژي – ارتش – اقتصاد – سياست
• منابع نامحسوس قدرت : اعتقادات – مذهب – ارزشها – ايدئولوژي و دانش
در شرايط حاضر خيلي ها اعتقاد دارند منابع نامحسوس قدرت است كه زمينه ساز منابع محسوس قدرت مي شود
روابط بين الملل ازمنظررشته مطالعات
روابط بين الملل به رشته مطالعاتي ازدرون سنتهاي مربوط به نظريه ها وسياستهاي روابط بين الملل بوجود آمده است .

رهيافت هاي اصلي در ارتباطات بين الملل
۱- رهيافت انسان گرايانه –آرمان گرايانه: در اين رهيافت هدف اصلي و اساسي « صلح » و گفتگو مي باشد تا با افكار يكديگر آشنا شويم و آدمي براي دستيابي به صلح و رسيدن به اساس آدميت ، بايستي ارتباط با انسانهاي ديگر را در دستور كار خود داشته باشد تا آداب و فرهنگ بياموزد اساس اين رويكرد روابط بين ملتها و دولت ها مي باشد
۲- رهيافت تبليغاتي : اساس و مبناي اين رويكرد تبليغات است آنهم يكسويه و براي قبولاندن به مخاطب و تسخير افكار ديگري يعني ارتباطات بين الملل را برابر با تبليغات بين الملل ميدانند ابزارهايي مثل راديو – تلويزيون – مطبوعات و … زمينه را براي تفوق سياسي و نظامي فراهم ميك

ند مثل اقداماتي كه در جريان جنگ خليج فارس (حمله آمريكا به عراق رخ داد)
۳- رهيافت اقتصادي : در اين رويكرد ، رسانه ها در ارتباطات بين الملل ، باعث كسب درآمد مي شود و اقتصاد اطلاعاتي سودآور وسايل ارتباط جمعي به دو گونه در اقتصاد نقش دارند :
– اطلاعات بعنوان كالا ، داراي ارزش اقتصادي مي شود
– اطلاعات زمينه تبليغ و بازاريابي عصر فروش كالا مي شود
اقتصاد اطلاعاتي بدون نياز به ماده اصلي توليد مي شود و از روشهاي سنتي توليد گذر كرده است و تنها به يك فضا نياز دارد
۴- رهيافت سياسي – خبري : نقش وسايل ارتباط جمعي در روابط بين الملل ، انتقال اخبار است گرچه اصل انتقال خبر بيطرفانه است ولي تبعات و نتايج آن بار سياسي ، اقتصادي دارد در عرصه بين الملل ، برقراري ارتباط به اشكال مختلف اتفاق مي افتد بازيگران اصلي در اين چرخه ارتباطي سازمانهاي بين المللي ، دولتها و اشخاص مي باشند .
نقد رهيافتهاي ارتباط بين المللي

بر هريك از اين رهيافت هانقدهاي وارد است كه به شرح ذيل به آناشاره ميشود:
۱- دستيابي به انتقال عيني اطلاعات وارزشها دررهيافت آرماني ، انساني ممكن است وعينيت فرد بي دوام وذهني است .
۲-پيگيري خردمندانه خيرانساني كه آرمانگرايي خواستارآن است انتظاري غيرواقعگرايانه ازانسانهاست
۳- نو آئيني سياسي به عدم اعتماد نسبت به رسانه هاي بين المللي منجرشد ه است كه هدفش فريبكارانه مي باشد .

ارتباط سياسي بين المللي
جريان سياسي اطلاعات يكي ازسنتي ترين شكلهاي ارتباط بين المللي است . يكي از پيامدهاي اين ارتباط گرايش بيشتربه توده مردم است كه دانشمندان آنرا سياستمداري عمومي ، ناميده اند كه ازمهمترين ويژگي آن اهميت دادن به آراء عمومي بوده است .
راهبرد عمده ارتباط سياسي بين المللي دردهه هاي نخستين ، بهره جويي بي شرمانه ازآوازه گري( پروپاگاندا ) بود .
ويژگيهاي دروني آوازه گري ( پروپاگاندا ) عبارت است ازدانش روانشناختي سرزميني فرد وهدفش به تنها جستجوي تعالي فرد بلكه حاضربه خدمت ساختن اوست .
انواع پروپا گاندا ازنظرالو(jacques Ellul)ل :
الو (jacques Ellul) دسته هاي متعددي از آوازه گري ( پروپاگاندا ) را انجام داده است كه عبارت است از
سياسي و اجتماعي _ برانگيزاننده و يكپارچه _ عمودي وافقي _ بخردانه ونابخردانه

بطوركلي ۳ گونه نظريه ارتباطي ، زيربناي پژوهش درروابط بين الملل را تشكيل مي دهد :
۱- نظريه هاي رياضي
۲- نظريه هاي اجتماعي ورواني

۳- نظريه هاي زبان شناختي
ارتباط وتضاد ميان فرهنگي
يكي از ويژگيهاي عصرمااين است كه ملتهاي بيش از پيش به ساختارهاي سياسي واقتصادي توجه كرده اند. تجربه ويتنام وانقلاب اسلامي ايران دردهه ۱۹۷۰ تنها دونمونه هيجان آوراز تضاد سياسي وايدئولوژيك ميان ابرقدرتها ازسويي وكشورهاي كوچكتر ازسوي ديگر بود .
به علت آنكه قدرتهاي بزرگ درحفظ نظام بين المللي سهم زيادي دارند وچون بايد موضعي را درراضي نگهداشتن نخبگان سياسي اقتصادي ونظامي داخلي نگهدارنده با اين نظام موجود به هرگونه تغييرات انقلابي وبنيادي درساختار ارتباطي بين المللي كمتر علاقه مند هستند . اين جريان ارتباطات واطلاعات بين المللي حاضر را ميتوان بدين شرح اعلام كرد :
۱- ارتباط نخبگان داخلي اجتماعي شدن ومجادله سياست .

۲- سياستمداري نخبگان قدرتهاي بزرگ وهمكاري تنش زدايي يا تن دردادن با اكراه .
۳- نخبگان بين المللي وفرامرزي اجتماعي شدن فعا ليتها .
پس كنترل جريان اطلاع رساني وارتباطات بايد همراه دستيابي به موارد ومنابع طبيعي باشد . تنها درسايه نظام ارتباطات واطلاع رساني توانمند ميتوان عوامل بحثهاي امنيتي بين المللي را معين كرد . يعني مسائل جهاني منطقه اي وملي پايه تحرك سياسي اقتصادي ونظامي خواهدبود
روابط بين المللي زمينه هاي مطالعاتي ساختارسازمانهايي كه مسئوليت ترويج پيامها ميان ملتها و فرهنگها هستندرا تعريف ميكند.
عوامل تاثيرگذاردرتحولات بين المللي
۱- توسعه تكنولوژي هاي مدرن اطلاعات وارتباطات وبكارگيري آنها وتاثيري كه برطبيعت شدت ومحتواي اطلاعات وارتباطات داشته اند .
۲- ازدياد روزافزون بازيگران صحنه بين المللي جريان فراملي وجهاني اطلاعات .
۳- ازدياد روزافزون توجه دولت – ملتها به اهميت جريان اطلاعات .
۴- گفت گوي مربوط به نظم نوين بين المللي اقتصادي ونظم نوين جهاني اطلاعات وارتباطات .
۵- علاقه فزاينده موجود درمطالعات مقايسه اي ميان فرهنگي افكارعمومي وتصويرها .
تاثيرات رسانه هاي جهاني معاصر راميتوان درچند حوزه مورد بررسي قرارداد :
– حوزه ديپلماسي
– حوزه فرهنگ
– حوزه اقتصادي
– حوزه نظامي

– حوزه آموزش
دردودهه اخيروبا آغاز انقلاب اسلامي ونيزانتقاداتي كه ازعلوم اجتماعي شد اين مساله مطرح گرديد كه الگوها وروشهاي كمي دچار نواقصي درتحليلهاي اجتماعي است وبايد الگوها وروشهاي كيفي توسعه پيدا كند . بهرحال كنترل جريان اطلاع رساني و ارتباطات بايد همراه دستيابي به موارد و منابع طبيعي باشد وتنها در سايه نظام ارتباطات واطلاع رساني توانمند است كه مي توان عوامل بحثهاي امنيتي بين المللي را معين كرد سخن كوتاه مفهوم سازي مسائل جهاني ، منطقه اي و ملي پايه تحرك سياسي ، اقتصادي و نظامي است