پيشگفتار
مسجد جامع يزد بسان نگين درخشنده‌اي در دل كوير است. شيوة معماري ، قوسهاي دلنشين ، گلدسته هاي باوقار و زيبا، نقوش ناب و مجرد، اين مسجد را به يكي از چند مسجد ممتاز و نمونه ايران تبديل كرده است.
معماري منحصر به فرد ، نقش مايه هاي ممتاز خلق شده در بستر كاشي و آجر از نظر طرح و نقش ،‌تركيب و نحوه اجرا در سطح عالي و هنرمندانه است . زيبايي و سادگي نقوش، نحوه نقش اندازي و… از موارد مهم در بررسي مسجد جامع يزد است.

مسجد جامع يزد با توجه به اين كه يكي از مساجد نادري است كه آثار هنري چند سده را از دوره هاي مختلف ، ايلخاني ، تيموري، صفوي، قاجاريه و حتي دوره هاي بعدي در خود جاي داده است ،‌از نظر مقايسه ارزشهاي هنري دوره هاي مختلف باهمديگر بسيار مورد اهميت است.
در اين تحقيق كه به صورت كتابخانه اي انجام شده سعي بر اين است تا اطلاعات كاملي از نحوه معماري،‌آثار كتيبه اي و نقش مايه اي در اين مسجد مورد بررسي قرار بگيرد.

فصل اول :
تاريخچه و معماري مسجد جامع كبير يزد
اين بنا در ميانه شهر يزد واقع گرديده و يكي از بزرگترين و زيباترين مساجد ايران است كه در دورة‌ايلخاني بنا گرديده و در دوره هاي بعد گسترش يافته و تعمير،‌تزئين و تجديد گرديده است ؛ به صورتي كه امروزه مي توان بخش هاي مختلف ايلخاني، تيموري،‌صفوي، قاجاريه و تعميرات دورة‌اخير را باز شناخت.

پاره اي عقيده دارند كه در دوران پيش از اسلام، اين مكان آتشكده از دورة ساساني برپا بوده كه تا دوران بعد از اسلام نيز دوام داشته است. اما دلايل كافي براي اثبات اين مدعا در دست نيست. اما اين مطلب مسلم است كه مكان مسجد جامع، در مقابل دروازة شهرستان يا دروازة شهر دوران پيش از اسلام است،‌و اولين مسجد جامع در اين مكان ساخته شده است و از آنجايي كه مسجد جامع در هر شهر بيش از يكي نمي تواند باشد،‌ تمام ساخت و سازها در جهت گسترش فضاي مسجد جامع شهر در طول تاريخ در همين مكان اتفاق افتاده است.

بناي كنوني مسجد با وسعتي حدود ۱۰۰۰۰ متر مربع مشتمل بر سر در ورودي و جلوخان ،‌صحن وسيع رواقهاي جانبي صحن، ايوان،‌گنبد خانه و شبستانهاي طرفين آن،‌شبستان بزرگ ستوندار، كتابخانه، تزئينات غني و زيبا و كتيبه ها و سنگ نوشته هاي تاريخي و غير تاريخي است.

مسجد داراي ۷مدخل ورودي از جهات مختلف است. ورودي اصلي ، ‌در ميانه ضلع شرقي واقع گرديده و متشكل از فضاي جلوخان ، سردري زيبا و رفيع با مناره هاي مرتفع و زيبا و كتيبه هاي تاريخي است. سردر مزبور به جهت آسيب هاي وارده، خاصه بر پوششهاي تزئيني آن، بازسازي شده است. بناي سردر مربوط به دورة اول ساختماني ،‌همزمان با ايوان و گنبدخانه است كه در دورة‌ تيموري كاشيكاري و كتيبه هايي بر روي آن نصب شده و در دوره صفوي، دو منارة رفيع بر بالاي آن ساخته شده و در دورة‌اخير نيز مناره ها و پوشش تزييني آن تجديد يافته است . سر در مزبور از ارتفاع زياد و پنهاي نسبتا كمي برخوردار است (نسبت ۱ به ۳)
كتيبه هاي تاريخي مذكور،‌ در زير مقرنس كاري طاق سردر و بر اطراف درگاه نگاشته شده ا

ست. كتيبه ي اول،‌در شش شمسه از كاشي معرق به خط نسخ و مورخ ۸۹۱ ه.ق نوشته شده و متضمن ابياتي است . كتيبه هاي ديگري با مضامين ديني و كتيبه هايي از دوران اخير بر اين سر در نگاشته شده است. در چوبي دو لنگه و منبت مسجد قديمي است.
بر جنوبي سردر، دو ستون مرمرين به بلندي ۱۲۵ و محيط حدود ۱۵۵ سانتي متر با فاصله اي از هم نشانده و بر سطوح آنها نقوش و ابياتي كنده كاري كرده‌اند. با توجه به منابع تاريخي و روايت هاي پيرامون محل، احتمالاً اين ستونهاي كوچك به عنوان شمعدان مورد استفاده بوده‌اند . رو به روي ستونها، حوضي هشت ضلعي و نسبتاً بزرگ قرار دارد. بناهاي اطراف جلوخان، مربوط به دورة‌ قاجاريه و بعد از آن است. سردر مذكور از طريق كرياسي چهار ضلعي كه جزئي از شبستان شرقي مسجد است. وارد صحن وسيع مسجد مي شود. صحن به ابعاد ۲۰*۵۳ متر درسه ضلع با رواقهاي دورة‌قاجاريه و در ضلع جنوبي با ايوان بزرگ و قديمي بنا محسوب مي شود. در وسط صحن سكوي كم ارتفاعي به طول و عرض ۱۵*۳۵ متر ساخته شده كه در ايام تابستان بر روي آن نماز مي گذارند . در قسمت شرقي صحن، نزديك دهليز ورودي،‌محوطه اي به ابعاد ۵/۲*۳ متر با ديواره آجر چيني مشبك جدا شده كه از قديم الايام به نام قرائت خانه موسوم بوده و آن را محل اعتكاف دانسته‌اند. در جهت قبله اين محوطه، محرابي از كاشي مسدس به ابعاد ۵۰*۶۴ سانتي متر تعبيه كرده اند كه بر روي آن اسامي «الله» ، «محمد» ، «علي» ، «حسن» ، «حسين» و سال ۸۹۰ ه.ق نقر شده است. بر طبق روايت منابع تاريخي و شواهدي كه در نماي ايوان باقي مانده، نماي صحن مسجد با كتيبه قرآني و كاشي مزين بوده است . در اين صحن همچنين پاياني قديمي با ۷۴ پله موجود است.
ايوان و گنبد خانه كه قديمي ترين بخش مسجد راتشكيل مي دهند،‌در ضلع جنوبي واقع گرديده و طرفين آنها رواق و شبستانهايي قرار گرفته است. قطر دهنه‌ي داخلي ايوان حدود ۸ و عمق آن ۱۳ متر است و در اضلاع شرقي و غربي آن،‌غرفه ها ،‌شاه نشين ها و دهليزهايي ساخته شده

است. اين ايوان با ارتفاع زياد داراي پوشش ضربي است. ارتفاع ايوان با ستونچه هاي گردي كه بلندي آنها گاه صد برابر قطر آنهاست بيشتر نشان داده مي شود. نماي خارجي و داخلي ايوان ،‌مزين به كاشيكاري زيبا و كتيبه هايي بر كاشي معرق است.
بخشهاي ديگر ايوان با كاشي و آجر و كتيبه هايي تزئين شده است. شاه نشين‌ها و دالان هاي متصل به ايوان نيز داراي تزئنيات گچ كاري هستند. ايوان مذكور از طريق درگاه بزرگي به فضاي گنبد خانه راه پيدا مي كند. در دو طرفين اين درگاه از جانب ايوان،‌راه پله ها و ورودي هايي قرار دارد كه به غلام گردش .
وغرفه هاي فوقاني گنبد خانه و ايوان راه پيدا مي كند. گنبد خانه به ابعاد تقريبي ۱۴*۱۴ متر و از

جهات مختلف، درگاه هايي به ايوان، رواق ها و شبستانها دارد. سطوح داخلي گنبد خانه با ايجاد غلام گردش و غرفه هايي به صورت دو طبقه درآمده است و از بالاي طبقه‌ي دوم، با ايجاد ترنبه هايي در گوشه ها،‌سطح مربع را به كثير الاضلاع تبديل كرده و گنبد را بر آن برپا داشته‌اند.
گنبد مذكور ،‌از نوع دو پوسته پيوسته با دهانه اي به قطر حدود ۱۴ متر و ساقه كوتاه استم؛ به طوري كه ارتفاع تيزه گنبد داخلي سطح زمين ،‌۲۴ متر و ارتفاع تيزه گنبد خارجي تا سطح زمين ۲۶ متر است. دو پوش گنبد از داخل توسط جرزهايي آجري به يكديگر متصل شده اند. سطوح داخلي گنبد با تزئينات زيباي كاشي معرق و آجر و سطح بيروني آن با پوشش كاشي و طرحهايي زيباي هندسي و كتيبه هايي به خط بنايي و كوفي مزين شده است.
كاشي كاري و معرق سازي زير گنبد در نوع خود بي نظير است ترنبه هاي پاكار گنبد نيز با مقرنس كاري و پاكار گنبد با كتيبه اي قرآني از سورة اسراء زينت يافته است. در يكي از طرحهاي هندسي جانب جنوبي گنبد زيرين عبارت «عمل العبد سعد بن محمد كدوك البناء يزدي» كتيبه شده است . در ضلع جنوبي گنبد خانه محرابي نفيس و كاشيكاري قرار دارد كه سطوح آن با كاشي معرق، آجر و كتيبه تزئين گرديده است. بر طرفين محراب،‌ تاريخ اتمام كاشي كاري و نام استاد كار ثبت شده است: «عمل الحاج بهاء الدين محمد بن الحسين يعرف بوالا اليزدي» «تم في شهر محرم الحرام سنه سبع و سبعين و سبع مائه الهجريه»‌(۷۷۷ هجري قمري).

در اضلاع طرفين محراب،‌معبرهاي كم عرضي وجود دارد كه در اصل به بيرون مسجد راه داشته است از اره‌ي گنبد خانه و نيز ايوان ،‌با كاشي هاي شش ضلعي آبي روشن در حاشيه باريكي از كاشي هاي معرق سياه و سفيد پوشيده شده و به فواصلي، در ميان سطح ساده از اره،‌ترنجي از كاشي زيباي معرق كار كرده اند كه اثري هنري و استادانه است. ديواره‌هاي بالاي از اره، در غلافي از طرح هاي هزار باف و مركب از كاشي هاي بسيار كوچك كه كتيبه هايي را تشكيل مي دهند پوشيده شده است. لچكي طاق ها با كاشي معرق و نقوش اسليمي مزين شده است و تعداد

ي از غرقه ها و دهانه هاي غلام گردش داراي نرده و مشبك‌هايي با پوشش كاشي معرق است.
همچنان كه اشاره شد در اضلاع گنبد خانه و ايوان، دهنه‌ها و رواق‌هايي وجود دارد كه راه ارتباطي به بخشهاي مختلف است. دهانه ميانه اي اضلاع شرقي و غربي گنبد خانه را در دورة‌تيوري محدود كرده و غرفه‌هايي بر بالاي آن ساخته اند. در شاه نشين سمت چپ كه رو به محراب است سنگ مرمري به ابعاد ۳۵*۶۳ سانتي متر بر ديوار نصب است كه بر آن،‌عباراتي به نسخ و نقش قنديلي در ميان هجاري كرده‌اند. در همين شاه نشين سنگ مرمر ديگري به ابعاد ۴۱*۹۵ سانتي متر نصب شده كه بر آن نقوش گياهي و عباراتي به نسخ و تاريخ ۸۱۳ هـ.ق نگاشته‌اند.
در غرب ايوان و گنبد خانه، بعد از رواق، شبستان مستطيل شكل بزرگي به ابعاد ۹*۳۸ متر قرار دارد كه بعد از بناي ايوان و گنبد خانه ،‌توسط خواجه غياث الدين عقيل با آجر و گچ بنا شده است و گويا تا دورة‌متاخر غياثيه خوانده مي شده است. اين شبستان در انتهاي جنوبي داراي محرابي نيمه هشت ضلعي و در انتهاي شمالي، دهليزي چهار ضلعي است . دهليز مزبور كاملا در محور شبستان قرار ندارد. پوشش شبستان توسط طاق و تويزه به زيبايي و استادي صورت گرفته است.چنين پوششي، ديوار را از زير بار سنگين سقف آزاد ساخته و بعد معمار اجازه داده است كه پنجره‌ها و نورگيرهايي كافي در ديوار ايجاد كند. طاق زني در اين شبستان ، نسبت به شبستان قرينه‌ي آن در ضلع شرقي، كاربرد بيشتري دارد. طاق ها در بالاي جرزها به دو قسمت تقسيم

شده‌اند و روي سه جرز ،‌دهانه هاي اضافي سراسري احداث گرديده است. بنابراين تعداد طاقهاي سه بخشي سراسري بيشتر است و شمار آنها به ۹ عدد مي رسد و همچنين قسمت مركزي طاقها تنوع بيشتري دارد و در راس آنها نورگيرهاي هشت ضلعي زيبايي تعبيه كرده اند كه بخشي از روشنايي شبستان را تامين مي كند. اين شبستان داراي ازارة كاشي از دورة‌ تيموري است.
شبستان شرقي مسجد كه در سال ۷۷۷ هـ.ق توسط شاه يحيي آل مظفر بنا گرديده، به عرض ۱۰/۸ و طول ۳۸ متر در انتهاي جنوبي داراي محرابي كاشيكاري و در انتهاي شمالي،‌داراي دهليزي چهار گوش است. دهليز اين شبستان به خاطر وجود سر در از دورة‌ قبل ،‌در محور شبستان نيست و براي حل اين اختلاف ابتكاري در درگاه آن از درون شبستان صورت داده اند. سقف دهليز؛ گنبدي شكل است و با رنگ بر آن ،‌اشكال هندسي نقاشي و در پا طاق گنبد كتيبه اي مورخ ۷۷۷ هـ.ق گچبري كرده‌اند.

متن كتبيه قصيده‌اي از سيد حسن متكلم نيشابوري با اين مصلع است . «سلام كالطاف آله المسجد». بر چهار گوشي به اندازه ۲۵*۲۵ سانتي متر در زير مقرنس دست راست،‌عبارت «عمل صنع الله معمار يزدي ۹۴۷» را گچبري كرده‌اند كه مربوط به اقدامات دورة شاه تهماسب صفوي است . پوشش شبستان شرقي نيز با طاق و تويزه صورت گرفته با اين تفاوت كه تعداد و تنوع آنها در اينجا كمتر است. محراب اين شبستان با قاب هاي كاشي معرق و تزيين مقرنس گچي نماسازي شده است.
شبستان ديگر مسجد با وسعتي حدود ۱۰۰۰ متر،‌در شمال غربي مسجد واقع گرديده و از آثار دورة‌ قاجاريه (۱۲۴۰ هـ.ق) است. اين شبستان به ابعاد داخلي حدود ۲۲*۳۴ متر داراي ۴۸ ستون است و جهت آن اختلافي با جهت مسجد دارد كه ظاهراً به جهت انطباق با جهت قبله صحيح صورت گرفته است. همزمان با اين شبستان ، رواق گنبد دار سه ضلع صحن مسجد به عمق يك دهانه انجام گرفته است.
علاوه بر بناها و آثار ذكر شده ،‌ در اين مسجد،‌سنگ نوشته‌ها و فرامين تاريخي متعلق به قرن هشتم هجري به بعد متضمن وقف نامه‌ةا، ‌فرامين ديواني و مالياتي و سنگ قبرهايي موجود است.
در كنار مسجد در قرن اخير، كتابخانه اي با كتابهاي چاپي و نسج خطي نفيس توسط سيد علي محمد وزيري ساخته و وقف آستان قدس رضوي شده است.
نقشه ساختماني و ويژگي هاي معماري اين مسجد،بعد از ساخت آن در قرن هشتم هجري،‌ به عنوان الگويي در ساخت مساجد منطقه و خارج از آن مورد استفاده قرار گرفته است. از جمله اين ويژگي ها مي توان به كاربرد گسترده پوشش طاق و تويزه ، ايجاد نورگيرها و غرفه‌هاي پيرامون گنبد خانه كه مشرف به فضاي گنبد خانه هستند و شبستانهاي طرفين گنبدخانه اشاره كرد.
اين بنا به شماره ۲۰۶ به ثبت تاريخي رسيده است (نقشه ۲۲۴-۲۲۷).

فصل دوم
نقش مايه‌هاي نوشتاري مسجد جامع يزد
محور مضامين هنرهاي اسلامي بر اساس اصل «وحدت» است و بيان آن بدون شناخت عالم معنوي ميسر نيست. اين نحوه تفكر،‌نقش مهمي در شكل گيري سبكهاي اسلامي بويژه خط و خوشنويسي داشته و نمود آن به طور بارز در مساجد مسلمانان ديده مي شود.
مي دانيم كه زيبايي و ارزش هنرهاي اسلامي،‌بويژه معماري،‌بستگي مستقيم به تزئينات آن دارد. در طي ۱۴ قرن سابقه ي هنرهاي اسلامي، تزئين بنا اهميت خاصي داشته و تلاش هنرمندان ايراني در جهت تكامل آن بسيار چشمگير بوده است.

هر چند در معماري اسلامي ايران، آجر كاري، گچ بري، سنگ كاري و كاشي كاري گاهي به صورت مجرد و گاهي در تلفيق با خوشنويسي و طرحهاي ساده هندسي و گياهي روي بنا اجرا مي‌شد اما توجه به هنر خوشنويسي به عنوان هنري انتزاعي و سرشار از بار معنوي،‌همواره از جايگاه والا برخوردار بوده است . تزيين بنا كه تا حدود سال ۳۰۰ هجري قمري ،‌عموماً با طرحهاي ساده ي گياهي و هندسي انجام مي‌شد از آن پس به «خط كوفي» روي آورد . چرا كه اين خط ، اولين خطي بود كه در جهان اسلام از آن استفاده مي شد.
هنرمندان معمار،‌به دليل نظم پذيري هندسي خط كوفي،‌همواره از اين خط به عنوان دست مايه ي اصلي براي تزيبن بنا استفاده كرده‌اند. خط كوفي در بناسازي با رگ چينهاي آجر به صورت تمام، نيمه، چارك و كلوك آجر، شكل خاصي مي يابد كه به آن «»كوفي بنايي» مي گويند.
اين خط با قطعهاي آجر و كاشي در قالب نقش مايه‌هاي انتزاعي شكل گرفته، كه با آن نقش مايه‌هاي نوشتاري مي‌گويند.
نقش مايه‌هاي نوشتاري، نشانگر ماهيت گرافيكي خط در كاربردهاي گوناگون است كه نمونه هاي بسياري از آن در هنر اسلامي به چشم مي خورد با نگاهي كوتاه به هنرهاي اسلامي متوجه مي گرديم كه نوع نگاه انتزاعي هنرمندان اين سرزمينها، همواره به سمت خلاصه سازي و بيان گرافيكي بوده است.
اين نحوه بيان در نقوش اصيل هر مرز و بوم نشانه‌ي غناي فرهنگ بصري است بنابراين نحوه تفكر نوع نگاه و بيان هنرمندان هر سرزمين در شكل گيري سواد بصري جامعه اهميت دارد.
خوشبختانه در هنر ايران با نقوش گوناگوني برخورد مي كنيم كه هر يك از آنها بيانگر انديشه ي ژرف هنرمندان اين سرزمين است. هنرمنداني كه بي پيرايه، موجز و مجرد ،‌جوهر وجود را شكل مي دادند و در هر نقش مايه‌اي جزئي از تمام صفات و خصوصيات كل را طراحي مي‌كردند. نقشي كه در عين تجديد بياانگر ارزش هاي اصيل هنر ايران پس از ظهور دين اسلام است.
اكنون مختصراً به بيان كاربرد خط در معماري اسلامي مي پردازيم سپس به بحث اصلي خود يعني نقش مايه‌هاي نوشتاري مسجد جامع يزد مي رسيم.

فصل سوم :
كاربرد خط در معماري اسلامي
يكي از مواردي كه معماران زبردست ايراني به آن اهميت داده نقش مثبت آن را به خاطر ارزشها و مفاهيم فرهنگي درك كرده اند، استفاده مناسب از خط ،‌با تركيبهاي بديع و چشم نواز و شكلهاي متنوع در معماري اسلامي است. در واقع خط و نقش «جزء جدايي ناپذير» معماري اسلامي است كه اين خود يكي از خصوصيات ويژه معماري اسلامي و عامل تمايز آن از معماري غرب به شمار مي‌آيد؛ بنابراين معمار ايراني از روي آگاهي و منطق ،‌همه‌ي جوانب را در نظر مي گيرد و بسيار حساس به اين قضيه برخورد مي كند و خط را نه تنها به عنوان عامل تزئيني بلكه به عنوان عامل كاربردي براي حال و آينده در معماري، براي تكميل بناي خود به كار مي گيرد . به همين دليل شكل حروف و كلمات براي او از اهميت خاصي برخوردار است. بايد توجه داشت كه در ارائه هنرهاي كاربردي ابزار و مصالح ارتباط مستقيم بر نوع طراحي دارند؛ بنابراين شكل خط (طرح نقوش نوشتاري) تابع مواد اوليه ساخت و به اصطلاح يك نوع همزيستي مسالمت آميز بين خط و مصالح به وجود مي‌آيد. به همين سبب اغلب معماران، تمايل بيشتري به استفاده از خط كوفي بنايي دارند و همين امر موجب كاربرد اين خط در بناها از جمله مسجد جامع يزد شده است. از طرف ديگر خط كوفي تزئيني ، با هر نوع مصالح سازگاري داشته و موادي هم چون، سنگ ، ‌گچ، آجر و كاشي نتيجه اي رضايت بخش مي‌دهد.

خط كوفي
رونق و رواج خط كوفي به آغاز ظهور اسلام در كشور عربستان بر مي گردد كه در سده‌ي اول به شكل ساده و با رسم الخطهاي مكي و مدني و كوفي نوشته مي‌شد. در اواخر حكومت امويان و اوايل حكومت عباسيان خط كوفي از عربستان به مناطق ديگر مانند : ايران، آسياي صغير، شمال آفريقا و مصر راه يافت و به تدريج خط هاي ديگر از آن اقتباس شد كه مشهورترين آنها،‌خط كوفي: محرر ،‌مشجر، مربع، مدور و متداخل است. خط كوفي تا قرن ۸ هجري رايج بود تا اينكه با ظهور خطوط سته (محقق، ريحان، رقاع، نسخ، ثلث و توقيع كه از كوفي نشات مي‌گرفتند) به تدريج از رونق افتاد و از آن پس فقط در كتيبه ها و سرسوره هاي قرآن و عنوان كتابها به كار گرفته شد و در قرن ۱۱ هـ.ق به كلي فراموش شد (البته در كشورهاي اسلامي هنوز هم به اين خط توجه دارند و در كشورمان نيز در كتيبه ها و سرلوحه‌ها و براي تفنن در قطعه نويسي ، روي جلد كتابها،‌علائم و معماري اسلامي استفاده مي‌شود.
انواع خط كوفي
۱- كوفي ساده : اين خط در بيشتر موارد قابل استفاده بوده و كاربرد آن فراوان است. استفاده از آن در سده‌هاي اوليه هجري و در شرق و غرب جهان اسلام رونق داشته است. خط كوفي به سبب سادگي و نداشتن اعراب، نقطه و تزئينات ،‌در تمام سرزمين هاي اسلامي نوشته مي شد. اين خط مبناي پيدايش ديگر اقلام كوفي است.

۲- كوفي مزهر: نوعي خط كوفي تزئيني است كه با گلها و برگها و شاخه هاي سنتي نباتي (گياهي) آرايش شده است. ويژگي بارز اين خط هماهنگي فضاهاي منفي با حروف و كلمات است.
۳- كوفي گره دار: يك نوع خط كوفي در هم پيچيده است كه در آن بعضي حروف و كلمات كشيده و تابيده شده اند. اين خط داراي تزئينات زيادي است و شهرت آن در قرن ۵ و ۶ هجري بوده است . در اغلب ممالك اسلامي مانند ايران از اين خط استفاده زيادي شده است.

به طور كلي با بكارگيري «لام» ها و «الف» هاي مكرر و گره هاي تزئيني وتفاوتهاي زياد و ريتميك (پشت سر هم) تركيبهاي بسيار زيبايي بوجود آمده است.
۴- كوفي مدور : در نسخه هاي قديمي از نوعي خط كوفي ملايم همراه با انحنا و استداره (دايره دار) به عنوان «مقور» نام برده شده است كه بعضي از آن «مستدير» گفته اند.
۵- كوفي بنايي: اين خط اغلب در معماري اسلامي استفاده مي شود و در مساجد ايران و عراق و ديگر ممالك اسلامي رونق بيشستري دارد. كوفي بنايي خطي است كه در آن، داراي سطح و زواياي هندسي است و حركات تركيبي در آن، در

داخل اشكال هندسي مانند مستطيل، مربع، مثلث و ديگر چند وجهي ها نوشته مي شود.
۶- كوفي مورق: اين خط با استفاده از نقاشي برگ درختي آراسته مي شود. زمينه آن با شكلهاي برگ درختي مزين شده و به كوفي فاطمي نيز شباهت دارد . كه در قرون دوم و سوم هـ.ق در مصر رونق داشته و از ديگر خطوط رايج در كشورهاي عراق ، سوريه و ايران بوده است. در طراحي اين خط انتهاي حروف و كلمات ،‌توسط برگهاي تزئيني اسليمي كامل مي‌شود. اين خط داراي قابليت هاي زيادي براي هنرمندان است.
۷- كوفي موشح: اين خط شامل تزئنيات زيبا و منظم به همراه رسم وتذهيب ونقاشي است. انواع آن عبارت است از : موشح ساده و ميانه ،‌مشكل يا قفلي.

فصل چهارم
تجزيه و تحليل نقش مايه هاي نوشتاري در معماري اسلامي
از ميان افرادي كه در زمينه هاي گوناگون هنر فعاليت دارند هنرمندان اسلامي به دليل نگاه ژرف و عميق خود در بيان انديشه، همواره از جايگاهي والا برخوردار بوده اند. انديشه اي كه درك آن نياز به دريافت و تعمق فراوان دارد، تا در وراي جهان مادي به پرواز درآيند و بيانگر عالم معنوي شوند.زبان براي بيان انديشه ژرف هنرمند اسلامي است؛ زيرا بي پيرايگي اين زبان از هر نوع تصوير «فيگوراتيو» ديدي ماوراي آنچه در جهان مادي به چشم مي خورد ، به بيينده منتقل مي سازد و بدين ترتيب او را براي درك اين انديشه ژرف آماده مي سازد. به همين دليل است كه در تجزيه و تحليل نقش مايه هاي موجود در معماري اسلامي بايد به شكل انتزاعي حروف و رنگ بكار رفته در آن به عنوان عوامل اصلي تشكيل دهنده اين نقوش توجه كرد.

فصل پنجم
شكل انتزاعي حروف در القاي يك مفهوم در مسجد جامع يزد
تمام عواملي كه طراحان مساجد اسلامي هنگام نقش آفريني در بطنهاي مختلف يك نقش نوشتاري به كار مي برند، حامل پيام و شعار است و همگي منشاب ديني و معنوي دارند هر چند كه پيچيدگي در نگاه اول به چشم نمي آيد ،‌اما از عوامل گوناگوني تشكيل يافته است كه عبارتند از:
۱- جزء تشكيل دهنده طرح (مدول)
۲- نوع كلمه يا جمله انتخابي براي طراحي نقوش نوشتاري (اسماي متبركه، احاديث، اشعار، آيات و…)
۳- خطوط تشكيل دهنده حروف و كلمه (شامل خطوط تخت يا منحني و مدور و…)
۴- تركيب بندي نقش (شامل اجزاء متشابه يا متفاوت)
۵- تعداد اجزاء تكرار شده

۶- هندسه پنهان طرح (گريد)
۷- مكان اجرايي اجزا و نقش
۸- وجود عواملي چون: مركز گرايي، ريتم و تكرار، بافت ،‌تقارن
۹- رنگهاي موجود در طرح
علاوه بر موارد بالا اعدادنيز در كار طراحان اسلامي،‌اهميت فراوان دارد:
عدد (۱) : نشانه يگانگي است و مقصود شعار «لا اله الا الله» است.
عدد (۲) : نشانه زوجيت در طبيعت و نوعي كمال به حساب مي آيد.
عدد (۳) :نشانه حركت و كمال،‌تكرار و تذكر است.
عدد (۵) : نشانه خامس آن عبا است.
عدد (۷) : نشانه راز و رمزهاي خلقت و ماوراء الطبيعه و عددي مقدس است (بهشت هفت طبقه است. آسمان هفت طبقه است).
عدد (۱۲) : نشانه دوازده امام شيعيان است.
عدد (۱۴) : نشانه چهارده معصوم است.
بايد توجه داشت كه: طراحي بعضي از نقوش نوشتاري ،‌اعم از جزء تشكيل دهنده (مدول)‌و تركيب بندي كلي،‌كاملا تابع محل اجرا و مصالح است،‌بطوريكه اين نقوش گاهي در اشكال هندسي و گاهي غيرهندسي پياده مي شود. اين تنوع شكل، موجب طراحيهاي گوناگون مي شود كه عبارت است از
نقوش غير محوري: اين نقوش به صورت بافت يا در امتداد هم به صورت افقي يا عمودي ، موجب گردش چشم بيننده به طرحهاي پيرامون مي شود.
نقوش مدور: اين نقوش گوياي درونگرايي و وحدانيت بوده و اجزاي آنها اغلب متحدالمركز است و مانند اين است كه كلمات (اغلب اسامي ائمه است) در حال طواف خداوندهستند.
نقوش شمسه‌اي: نقوشي كه در قالب شكل شمسه پياده مي شود و بيانگر خورشيد است (همينطور اشكال چند ضلعي)

رنگ
عامل تعيين كنده ديگر در تجزيه و تحليل نقوش نوشتاري رنگ است،‌كه همراه با شكل در القاي مفهوم ،‌نقش عمده اي دارد. به طور كلي ، رنگهاي بكار رفته درنقوش نوشتاري معماري اسلامي را مي توان به دو دسته تقسيم كرد.

۱- رنگهاي اقليمي
۲- رنگهاي آرماني
– رنگهاي اقليمي: اين رنگها هماهنگي كامل با موقعيت مكاني طرح دارد؛ به طور مثال: استفاده از رنگهايي مانند انواع اخرايي و خردلي كه رد مايه ي رنگهاي خاكي قرار دارند، ارتباط مستقيم با موقعيت مكاني طراحان و معماران مسجد جامع يزد داشته و از آنجا كه يزد شهري كويري است ،‌هنرمندان از اين رنگ به وفور استفاده كرده اند . به طور مثال: آنان از آجر ، براي اجراي تكنيك كاشي بهره گرفته‌اند (به دليل هماهنگي آن با منطقه كوير).
در بعضي موارد ،‌ از رنگ كرم ، براي ايجاد تضا

د رنگي و در عين حال خنثي كردن زمينه (فون) طرح در كارها استفاده شده است .
رنگهاي آرماني: اين رنگها علاوه بر آنكه بيانگر موقعيت جغرافيايي و زماني است،‌آرمانها و خواسته هاي هنرمندان اسلامي را نيز نشان مي دهد در معماري اسلامي اين رنگهاعبارت است از : آبي، سبز، فيروزه‌اي و از اين قبيل و دلايل استفاده از آنها از اين قرار است: الف) اين رنگها از گروه رنگهاي سرد است و فضاي مسجد را به دليل تاثير بصري خنك نگه مي دارد،‌تما نمازگزاران در مسجد، گرماي روز را فراموش كرده ،‌رفع خستگي كنند.
ب) در مذهب اسلام اين رنگها نشانه صفا، پاكي،‌ درونگرايي ،‌معنويت و خداوند است؛ به اين دليل در معماري اسلامي بويژه مسجد،‌بسيار به كار مي رود.
حال كه با دو عامل اصلي شكل و رنگ و نقش آن در معماري اسلامي آشنا شديم، بايد اين نكته را يادآور شد كه در تركيب اين عوامل و ساخت نقوش نوشتاري، علم هندسه به دليل ارتباط تنگاتنگ با عناصر هنر معماري و همچنين زير بناي خط و خوشنويسي از اهميت خاصي برخوردار است و تجريه و تحليل عناصر نوشتاري كه موضوع بحث ماست بدون وجود آن ميسر نخواهد بود.
در واقع استفاده از هندسه در معماري اسلامي به چهار روش ممكن است:
۱- در امور معنوي
۲- در به وجود آوردن سازه‌ي همگن و ايستا
۳- در ترسيم نقشه بنا
۴- در تزئينات بر اساس اعتقادات اسلامي از خصوصيات ديگر اين مسجد ، تاكيد بر كلماتي خاص مانند اسامي معصومين (ع) محمد،‌علي و… است كه جايگاه ويژه اي در مذهب اسلام دارند. بارزترين نمونه آن در زير پوشش صحن جلو محراب است كه در محدوده مدور دو كلمه محمد و علي طراحي شده است (۶ كلمه علي در وسط و ۸ كلمه محمد كه به صورت گره حول مركز چرخيده و به رنگ سبز، آبي و سفيد است. مجموعه ي اين كلمات عدد ۱۴ به نشانه چهارده معصوم است. )‌از اين نوع رمز و رازها در يكايك نقوش نوشتاري مسجد جامع يزد استفاده شده كه با نگاه سطحي قابل تشخيص نيست و براي آنكه به تجزيه و تحليل هر يك از آنها پرداخته شود؛ اما قبل از آن لازم است كه به آشنايي بااين شاهكار معماري اسلامي پيدا كنيم.

 

«مسجد جامع يزد» يكي از شاهكارهاي معماري ايران است. سبك و نوع تزئينات آن باعث شده كه اين بنا در ميان آثار معماري اسلامي جايگاه ويژه يابد يكي از مشخصات بارز اين مسجد نقش مايه هاي نوشتاري آن است. تنوع اين نقش مايه ها در قسمت هاي گوناگون اين بنا، ارتباط نزديكي با فضاي داخلي و موقعيت اقليمي آن دارد. به طور كلي نقش مايه هاي نوشتاري مسجد جامع يزد را مي توان به دو بخش تقسيم كرد:
۱- نقش مايه هاي منفرد (تك نقشهاي نوشتاري):
اين نقش مايه ها از يك عنصر خطي تشيكل شده اند كه تعداد آنها در مقايسه با نقش مايه هاي تركيبي بسيار ناچيز است.