مشکلات مدیران گروههای آموزشی

مقدمه
 درانجام هر کاری وتحقق بخشیدن به اهداف کم وبیش مشکلاتی پیش روی مجریان امرخواهد بود .مسلماً گستردگی کارموجب افزوده شدن بر میزان مسائل ومتعاقباٌ حجم مشکلا ت خواهد شد .آن چه که باید بیشتر به آن توجه نمود این است که در انجام کارهای بزرگ وخطیر ،علی رغم اینکه وجود مشکلات اجتناب ناپذیر می نماید ،کوچکترین مشکلات پیامدهایی راخواهند داشت که چون نوع کار ارزش بالایی دارد ،این پیامدها نیز چشمگیرتر جلوه می نمایند .درواقع می توان گفت

که اگر به ارزش کار توجه شود ،مشکلات بزرگ درکارهای کوچک شاید قابل چشم پوشی باشند اما مشکلات کوچک درکارهای بزرگ وشایسته نباید نادیده گرفته شوند وبا دیده غفلت از آنها گذشت .درک گذشته بشری به مانشان می دهد که پیشبرد کارها وتحقق اهداف همواره مستلزم سازماندهی امور می باشد .بر این اساس سازمانهای مختلف جهت تحقق اهداف مختلف ب

ه منصه ظهور می رسند .هدف توسعه وپیشرفت درهر جامعه مسلماٌ با ارزشترین هدف هر جامعه به حساب می آید وتحقق این هدف را باید سازمانهایی بر عهده گیرند . شاید بتوان گفت که مراکز علمی وپژوهشی وبخصوص دانشگاهها مهمترین مؤسساتی می باشند که می توانند بیشترین کمک راجهت محقق ساختن این هدف داشته باشند .اینکه جامعه تا چه اندازه ودرکدام زمینه ها بتواند پیشرفت وتوسعه یابد ،دردرجه اول به عملکرد همین مؤسسات وابسته باز می گردد .به عبارتی می توان گفت هر اندازه زمینه لازم برای فعالیت مؤسسات علمی وپژوهشی بیشتر فراهم گردد ،می توان عملکرد بهتری رااز آنها انتظار داشت .

همان طور که اشاره شد هر اندازه نوع کار خطیر وبا ارزشتر باشد وجود مشکلات حتی درسطح پایین ،لطمات بیشتری خواهد داشت .حال با توجه به رسالت عظیم دانشگاهها باید دید که چه مشکلاتی پیش روی این مراکز وجود دارد .
هدف ارزشيابي
هدف از انجام این پروژه « بررسی مسائل ومشکلات مدیران گروههای آموزشی » می باشد ،که البته دامنه آن محدودبه مسائل ومشکلات مدیران گروههای آموزشی دودانشکده علوم انسانی واجتماعی ودانشکده هنر دانشگاه مازندران می باشد .شاید برای این پروژه سطح بالایی درنظر نگیریم ،اما مصاحبه ها ومسائلی که در این پروژه به آنها پرداخته شده ، می تواند هشداری باشد برای تمام کسانی که به هر نحوه دربه انجام رسیدن فعالیتهای دانشگاهی نقش ایفا می کنند

وبا تلاش خود به انحاء مختلف دراین راه تآثیر می گذارند .اما چرا هشدار ؟
همان طور که اشاره شد نقش واهمیت دانشگاهها تا به آن اندازه است که حتی کوچکترین مشکلات درسطح وعمق بیشتری بر عملکرد آن لطمه وارد می سازد.ازطرف دیگر،عاملین اصلی این نهاد که نقش اصلی درتحقق اهداف آن ایفا می کنند –گروههای آموزشی – تحت تآثیر عوامل اجرایی دچار مشکل می شوند .بنابراین پیداست که توجه به عوامل مختلف ونقشی آنها بر این نهاد می گذارند ازاهمیت زیادی برخوردار می باشد .

محدوديتهاي طرح ارزشيابي
دراینجا لازم می دانیم که به برخی ازمشکلاتی که درانجام پروژه پیش روی ما قرار داشت اشاره کنیم .برای نمونه می توان گفت که ما حتی برای بدست آوردن چارت سازمانی وشرح وظایف گروهها با وجود اینکه به جاهای مختلفی –ازجمله دبیرخانه ومسؤول آموزش دانشکده علوم انسانی واجتماعی – مراجعه کردیم موفق به کسب آنها نشده وازاینکه خواسته باشیم ازاین طرق به کسب منابع بپردازیم منصرف شدیم .ازدیگر مشکلات ما مدیران گروهها بود که حتی دربرخی مواقع بر تعیین وقت قطعی جهت انجام مصاحبه می بایست دو یاسه هفته را پشت سر می گذاشتیم تاموفق به انجام مصاحبه می شدیم .با این وجود ازبین گروههای آموزشی مادرنهایت موفق به انجام مصاحبه با مدیران گروههای مدیریت ،اقتصاد نظری واقتصاد بازرگانی ،نشدیم .همین وقت گرفتن ها وانجام مصاحبه قسمت اعظم وقت پروژه را به خود اختصاص داده .علی رغم این مسائل بررسی مسائل ومشکلات دیگر مدیرگروهها به اتمام رسید ودرپروژه گزارش شده است.

 عوامل مورد ارزشيابی
ملاکهای انجام کار پروژه بررسی عوامل زیر به حساب می آید :
بررسی مسائل ومشکلات مختص هر یک ازگروهها در زمینه های آموزشی
بررسی مسائل ومشکلات پژوهشی هریک از گروههای آموزشی
بررسی مسائل ومشکلات اداری ومالی هر یک ازگروهها
بررسی زمینه های ارتقاء درهر یک ازگروهها

بررسي مشكلات كالبدي و فضاهاي آموزشي هر يك از گروه ها

توصيف نظام (برنامه )
همانطورکه دربالا اشاره شد مسائل ومشکلات گروهها در۵ زمینه عمده مطرح گردیده است . درمورد اول ،یعنی مسائل ومشکلات آموزشی گروهها مسائل مربوط به اساتید ،دانشجویان وبرنامه درسی گروه مورد بحث وبررسی قرار می گیرد ومسائلی که به عنوان مسائل آموزشی گروهها درمصاحبه مورد توجه قرار می دهیم شامل همین موارد – والبته مسائلی که خود مدیرگروه احتمالاً میافزاید-می باشد .
درمورد دوم یعنی مسائل ومشکلات پژوهشی گروهها لازم بود تا ابتدا درهر گروه زم

ینه های پژوهشی گروهها مطرح شود وسپس مشکلات پیش روی گروهها دراین خصوص بررسی گردد .بنابراین به تشخیص خود مدیرگروه زمینه های پژوهشی مطرح و توضیحات لازم ارائه می گردد .
درمورد سوم یعنی مسائل ومشکلات اداری ومالی ابتدا الزامات گروه دراین زمینه مشخص شده وخود مدیر گروه دراین زمینه توضیحات لازم را ارائه می دهد .
درارتباط با مورد آخر یعنی زمینه های ارتقاء گروه ،اینکه با توجه به وضعیت موجود چه پیشنهادی جهت ارتقاء می توان ارائه داد مورد بررسی قرار می گیرد .دراین ارتباط مدیر گروه با توجه به قابلیتهای گروه وزمینه هایی که می توان برای ارتقاء گروه درنظر گرفت ،به تشخیص خود این زمینه ها را برای ما طیّ مصاحبه مطرح می کند .

سوالهاي مورد ارزشيابي
بنابراین مادر این پروژه درپی این نکات می باشیم که :
– چه مسائل و مشکلاتی درزمینه آموزشی برای هر یک ازگروهها مطرح است ؟
– چه مسائل و مشکلاتی درزمینه پژوهش برای هر یک ازگروهها مطرح می باشد ؟
– مسائل ومشکلات اداری و مالی گروهها کدامند ؟

– چه زمینه هایی برای ارتقاء هر یک ازگروهها وجود دارد ؟
برای پاسخگویی به سؤالات فوق ویافتن مسائل ومشکلات گروهها داده های مورد نیازما برگرفته از تمام اطلاعاتی می باشد که می باشد که مدیران گروهها طیّ مصاحبه به آنها می پردازند . بنابراین ما نیازمند آنیم که با مخاطب قرار دادن هر یک از مدیر گروهها –بعنوان فردی که بهتر از هر کس دیگری می تواند ما را از وضعیت گروه مطلع سازد – به جمع آوری اطلاعات درزمینه های فوق بپردازیم .
 لازم به ذکر است که مسلماً مسائل ومشکلات گروهها محدود به زمینه های فوق- الذکر نمی باشد ،اما به جهت اینکه تمام گروهها درچهارچوب خاصی فعالیت می کنند وازطرف

ی این چهارچوبها تا حدودی دربین گروهها یکسان می باشد (برای مثال بررسی زمینه های آموزشی گروهها ،وازطرف دیگر هر یک از این زمینه ها درهر یک از گروهها به شکل خاصی نمود پیدامی کند ،ما برآنیم که درچهارچوب وظایف گروهها به بررسی مسائل ومشکلات گروهها بپردازیم .براین اساس برای تعیین این چهارچوب منبعی را که ازآن استفاده کرده ایم شرح وظایف گروهها –اقتباس ازآیین نامه کلی دانشگاهها – می باشد .
تصور ما براین است که برای به انجام رسیدن فعالیتهای فوق حداقل نیاز به صرف سه ماه زمان می باشد طوری که اطلاعات لازم گردآوری شده وبه صورت گزارش تدوین گردد .

 طرح ارزشيابی وشيوه اجرای آن
طرح کلی که برای پروژه درنظر گرفته شده است به این صورت می باشد که :
الف ) تعیین مسائل ومشکلات گروهها ؛ برای اینکه بدانیم مسائل ومشکلات گروهها درچه زمینه هایی خود رانشان می دهند ، ابتدا زمینه هایی که گروهها درآن به فعالیت می پردازند ،باید تعیین گردد . به این منظور جهت تعیین زمینه فعالیت گروهها چهارچوب این فعالیتها را ازشرح وظایف گرههای آموزشی–برگرفته ازآیین نامه دانشگاهها- مشخص کرده ایم .
ب ) پس ازاینکه چهارچوب فعالیت های گروهها تعیین شد ،باید تعيين كرد که مشکلات گروهها دراین چهارچوب چیست … . داده های ما نوعاً اطلاعاتی می باشد که مدیر گروه طی مصاحبه دراختیار ما قرار می دهد .
ابزار اندازه گيري
بدین جهت برای کسب این اطلاعات ابتدا ازهمه مدیرگروهها وقت می گرفتیم وسپس طی مصاحبه ای اطلاعات رااخذ کرده وضبط کرده ایم .ازجمله دلایلی که ازاین روش برای مصاحبه استفاده کرده ایم وروشهای دیگر را ،مثلاً پرسشنامه ، کنارگذاشتیم دلایلی را می توان ذکر کرد :
الف ) نخستین دلیل این است که استفاده ازپرسشنامه درواقع زمینه مشکلات گروهها را یکسان درنظر می گیرد .درحالی که با کمی دقت می توان متوجه شد که ،یکسان درنظر گرفتن مسائل گروهها درقالب پرسشنامه عملاً امکان ندارد به خصوص با توجه به تفاوتهای موجود بین رشته های

کارگاهی – مثل جغرافیا،تربیت بدنی یا دروسی ازدانشجویان هنر– بارشته های غیرکارگاهی می توان بیشتر به این موضوع پی برد که ،یکسان درنظر گرفتن مسائل ،یکسان درنظرگرفتن گروهها می باشد ،درحالی که چنین امری به دور از واقعیت می باشد ،
ب ) دلیل دیگر اینکه پرسشنامه محدود کردن مسائل ومشکلات درقالبی ازپیش تعیین شده است ، به عبارتی چنانچه ما می خواستیم برفرض با کمک یک یا دو نفر ازمدیران گروهها به تعیین مسائل گروهها اقدام کنیم ،درواقع گذشته از اینکه مسائل گروهها را یکسان درنظر می گرفتیم ،محتوای پرسشنامه را محدود به همین مسائلِ مشخص ،می ساختیم .حال آنکه بسیاری ازمسائل و –

بخصوص – مشکلات درگروهها شکل روتین ندارد که بتوان قالب یکسانی را برای آنها ،ازپیش تعیین کنیم .این امر خود مانع از آن می شود که ما بتوانیم از مشکلات خاص گروهها ، باز مانیم .
روشهاي گرد آوري داده ها
ازجمله دلایلی که می توان درانتخاب این روش ذکر کرد می توان به موارد ذیل اشاره داش

ت :
– در تحقیقات کیفی ،روش گرد آوری داده های کیفی شامل سه نوع است ؛ ۱ مصاحبه های عمقی ۲ مشاهده مستقیم ۳ داده های کلامی مکتوب .
– برای بررسی وتعیین مسائل ومشکلات مدیران گروهها بهتر دیدیم که طی مصاحبه با ایشان وضبط آن ،داده های لازم را گردآوری کنیم .
– این پروژه روی مسائل گروهها به صورت مجزا تأکید دارد ،بنابراین انتظار می رود که هر یک ازمدیران گروهها مسائل خاص گروه خود را به صورت اختصاصی عنوان کرده ودرمورد آن شرح دهد ،
– تعیین نقاط قوت وضعف موجود در هر یک ازگروهها
– جمع آوری اطلاعات تفصیلی پیرامون مسائل ومشکلا ت ،ازدید خود مدیران گروهها ،ضرورت پی بردن به ویژگی ها ،تفاوتها و جنبه های اختصاصی درهریک ازگروهها ، به جای مقایسه کلی آنها با شیوه ای استاندارد شده
– ارجاع علاقه مندان به داده های خام – اطلاعات ضبط شده –
– وجود دیدگاهها ومسائل مختلف ازجانب مدیران گروهها
– کلی بودن هدفهای پروژه وضرورت انجام ارزیابی به شیوه هدف– آزاد ،
دلایلی از این دست فواید به کارگیری شیوه مصاحبه باز پاسخ را تا حدی روشن می سازد ،هرچند که نمی توان ازکاستی های آن چشم پوشی کرد ،از جمله محدودیت زمان درانجام مصاحبه ،هرچند که سعی می شد تا با وقت قبلی به مدیران گروهها مراجعه شود ، با این وجود بررسی تمام مشکلات دراین زمان شاید واقعاٌ امکان پذیر نباشد .
به نظر می رسد تازمانی که نتوان راه حل کاربردی برای مشکلات فعلی گروهها پیدا کرد،مسلماً اعتبار وروایی این شیوه به قوت خود باقی خواهد ماند .

درخصوص مراحل انجام مصاحبه باید گفت که مراحلی درنظرگرفته شده است :
الف ) تعیین وقت قبلی برای انجام مصاحبه
ب ) حضوربرای مصاحبه
ج ) درخواست توضیح درخصوص وضع فعلی گروه
د) تعیین چهارچوبهای کلی محتوای مصاحبه
ه ) ضبط صحبتها وتوضیحات مدیرمحترم گروه
جامعه مورد مشاهده دراین پروژه تمام مدیران گروهها دو دانشکده علوم انسانی واجت

ماعی ودانشکده هنر (دانشگاه مازندران) درنظر گرفته شد ،که متآسفانه علی رغم مراجعات زیاد موفق به گرفتن وقت آزاد ازسه مدیر گروه – گروه مدیريت وگروههای اقتصاد نظری وبازرگانی – نشدیم .ولی مصاحبه با دیگر مدیر گروهها صورت گرفت .
برای تنظیم داده های بدست آمده ،به دو صورت عمل کرده ایم :
الف ) نوشتن گزارش مربوط به هر مصاحبه به صورت مجزا ، طوری که خلاصه ای از مصاحبه ضبط شده ،با اشاره به موارد مهم آن ،به صورت گزارش آمده است .
ب ) دوم اینکه مسائل مختلف درچهارچوبهای مشخصی تحت عنوان ” بررسی مسائل برحسب عوامل ” ارائه شده است . که دردوشکل متفاوت برای ارائه مطالب انتخاب شده است . این گزارشها در فصل چهارم پروژه ارائه شده است .
نکته ای که دراینجا لازم به اشاره می دانیم ،اینکه درمراحل انجام کار تغییری که صورت گرفت تبدیل روش انجام کار ازپرسشنامه به مصاحبه می باشد .در توضیح این نکته می توان گفت که دراین پروژه ابتدا بنا بود که مسائل ومشکلا ت مدیران گروهها درقالب پرسشنامه ای که از شرح وظایف گروهها اقتباس شده بود صورت گیرد .برای تعیین اعتبار این پرسشنامه ازاساتید محترم ،جناب دکتر حجت صفارحیدری ودکتر شارع پور خواسته شد تا این پرسشنامه رابررسی نمایند .عمده ترین مشکلی که البته هر دو استاد بعنوان نقص پرسشنامه مطرح نمودند :کلی بودن سؤالات آن ووقت کم اساتید درتکمیل آن بود ،که درنهایت تصمیم گرفتیم از همین پرسشنامه بعنوان منبع تعیین چهارچوبهای مصاحبه استفاده نماییم .

 گروه آموزشی صنایع دستی
 سال تأسیس : ۱۳۷۹
 تعداد دوره ها : مجموعاً ۴ دوره (با ۱۰۰ الی ۱۱۰ دانشجو)

 تعداد اعضای هیأت علمی : ۴ نفر عضو ثابت ،با درجۀ استادی مربی (۳ نفر ازاعضاء با مدرک فوق لیسانس و۱ عضو دانشجوی دکتری)

 زمینه های آموزشی گروه ؛
درچهارمین دوره ،تقریبآً تجهیزات لازم برای کارگاهها درحال تکمیل شدن است .مشکل خاص، یادگیری حرف وزمینۀ علمی است که ما فقط بعد علمی دانشجویان را تقویت می کنیم ول

ی ازنظر عملی ما اساتید ،تخصص لازم رانداریم (درواقع لزوم هماهنگی حرف با آموزش آکادمیک دانشگاهی) .درنتیجۀ محدودیت اساتید ازسازمان صنایع دستی استاد کارهایی با مدرک دیپلم وحتی کمتراز آن به کار استادی می پردازند (البته این موضوع معضل صنایع دستی درتمام کشوربه حساب می آید) .این اساتید شیوۀ کاررا خوب بلد هستند اما نگرش آنها نگرشی سنتی است ،درحالی که باید بچه ها این فرصت داده شود که با خلاقیت خود کارها را انجام دهند نه اینکه به صورت کلیشه ای کاررا ازاستاد بیا موزند وبعضاً گمان می کنند که قسمت اعظم کار مربوط به ساخت وسایل است درحالی که دررشتۀ صنایع دستی می طلبد که بیشتر درآن به طرحها یی جدید آن هم با نگرشی نو پرداخته شود .اقدامی که دراین زمینه صورت گرفته این است که یک استاد کاربایکی از اعضای هیأت علمی همراه شود تا از این طریق تدریس یک درس عملی صورت پذیرد که این درواقع به علت کمبود استاد دراین گروه می باشد .دراین گروه فقط یک استاد صنایع دستی باید در هفت کارگاه مشغول به تدریس باشد چرا که اساتیددیگر تنها می توانند دروس نظری یا تئوری را ارائه دهند .
مورد ديگر اينكه تعداد كارگاهها مي بايست كم شود (چرا كه استرس بچه ها است كه عملاً به دروس عملي خود نمي رسند وفكرمي كنند كه بايد اين كارگاه را بايد ياد بگيرند .درحالي كه هدف ازتحصيلات دانشگاهي اين است كه بچه ها طرح كارها را باخلاقيت خود ارائه دهند .
ما بايد سعي كنيم كه پستهاي خالي خود را (حدودآً ۴ عضو) پر كنيم طوري كه هريك حداقل تخصص يك يا دو مورد ازاين كارگاهها را برخوردار باشد .
لزوم رعايت يكسري از آيين نامه هاي آموزشي كه قوانيني(مثلاً دروس پيشنياز-هم نياز) گريز ناپذير هستند ،كه اگر دانشجويان ازواحدهاي پيشنياز جابمانند مجبورند كه يك دوره منتظر بمانند تا بتوانند تا بادانشجويان دوره هاي بعد واحدهاي عقب مانده را بگيرند .

رغبت دانشجويان در دروس تئوري تقريباً پايين است البته با وجود اين دركارهاي عملي رغبت دانشجويان خوب است .درحالي كه هدف ازتحصيلات دانشگاهي تخصص درزمينه هاي تئوري مي باشد ،مي بايست علاقة دانشجويان در اين دروس تقويت گردد ،بدين جهت براي آنها پايان نامه هايي درنظر گرفته شده تا به آنها تأكيد شود كه شما فقط براي يادگيري دروس عملي به دانشگاه نيامده ايد ،بلكه ازلحاظ تئوري هم بايد پيش برويد .كه درواقع هدف اين است .
دركلاسهاي تئوريك تأكيد مي كنيم كه دانشجويان به عنوان افرادي خودجوش وخلاق عمل كنند نه اينكه فكر كنند كه چون ازدبيرستان به دانشگاه آمده اند مسئوليت تمام كارها بر عهدة اساتيد

درحال حاضروضع كارگاهها بسيار مناسب است هرچند لزوم بعضي مواد اوليه هنوز احساس مي شود .
وضعيت حق التدريس اساتيد اينگونه مي باشد كه دانشگاه حق التدريس اساتيد را بر حسب تعداد دانشجو پرداخت مي گردد .كه دراين صورت چنانچه تعداد دانشجويان (مثلاَ پنج نفر)باشد حق التدريس اساتيد ،با اينكه وقت كامل رادر كلاس صرف كرده است ،صرفاً بر حسب تعداد دانشجويان (پنج نفر) پرداخته مي شود كه البته اين موضوع به استاد هيچ ارتباطي ندارد .بنابراين او ترجيح مي دهد كه براي تدريس ديگر به دانشگاه نيايد .درنتيجه اوترجيح مي دهد كلاسهايي را بردارد كه از اين نظر مشكلي نداشته باشد .
سرفصل ها نيز شديداً نياز به اصلاح وبازبيني دارند ، لازم است كه تعادل بين دروس نظري وعملي برقرار شود .مشكل عمده ديگر اينكه دانشگاهها معمولاً يك يا دوگرايش را ارائه مي دهند .دانشجويان نيز برحسب علاقه وارد رشته مي شوند وادامه مي دهند درحالي كه دانشگاه ما هر هشت ،نه كارگاه را ارائه مي دهد .بچه ها درهرترم يك كارگاه را ياد مي گيرند وتا بخواهند موضوع آنرا خوب بفهمند سراغ كارگاه ديگر مي روند .چنانچه اين مشكل حل شود ،مشكل اعتبار حل مي شود وهمچنين همچنين هزينه ها كاهش پيدا مي كند وبالاخره اينكه دانشجويان نيز دريك رشته تخصص مي يابند .
مشكل فضاي آموزشي حدوداً يك سالي است كه مرتفع شده وكارگاهها هم درحال تجهيز شدن مي باشند .
درمورد طرح تصويب رشته اينكه درحال حاضر ما نمي توانيم كارشناسي ارشد ارائه دهيم .
قابل ذكراست كه درسهاي مااكثراً تئوري وعملي باهم است وكلاسهاي ما تجهيزات بيشتري مي طلبد .همچنين ميزان حق التدريس دانشكدة ما بالاتر مي باشد وسقف كلاسهاي ما با تعداد ۱۲ دانشجو بسته مي شود .
از جمله مسائل ديگر اينكه فاصلة مابا كتابخانه زياد است ووقت ما هم بسيار اندك است .قبلاً خود من چهار پست را دردانشكده داشتم (سرپرستي دانشكده ،معاونت آموزشي دانشكده ،معاونت پژوهشي ومدير گروهي صنايع دستي) ودرحال حاضر هم داراي دو پست مي باشم .كتابخانة تخصصي مورد نياز ما مي باشد .سوادي هم بچه هاي صنايع دستي دارند با عنوان ‹‹سواد بصري›› ،كه درسواد بصري دانشجويان ،به لحاظ اينكه صرفاً با فكر بستة خود عمل نكنند ،بايد به تصاوير كتابهاي منبع خودشان مراجعه كنند .از جهتي بابلسر جايي براي مراجعة دانشجويان ندارد ،نه يك نگارخانه موزة هنرهاي معاصر ،من اكثراً بچه ها را مي ديدم كه كتاب بغلشان است ولي الآن مي بينم كه خيلي با كتاب مأنوس نيستند .دراين خصوص نامه اي را هم كه ما به اتفاق بچه ها پركرديم نتيجه بخش نبوده است .
بودجه اي هم كه براي خريد كتابهاي كتابخانه داده مي شود ،به كتابخانة تخصصي نمي رسد ،ازطرفي كتابها به زبان لاتين است وبچه ها هم نمي توانند كتابها راپيدا كنند .ولي اگركتابها

دردسترس باشد ،ما بهتر مي توانستيم همراه آنها كتابها را بررسي كنيم .ولي الآن با وضع موجود كتابخانه … .بهترين كار به نظر من اين است كه كتابهايي كه جلدهاي تكراري دارند انتقال يابند مثلاً از كتابهاي پنج جلدي دوجلد به كتابخانة دانشكدة هنر انتقال يابد .وهمچنين پيشنهاد شد كه كتب مرجع نيز به اين دانشكده انتقال يابد . پژوهش
تحقيقات ميداني (مثلاً صنايع دستي چالوس) وكاربردي ما درنقاط مختلف مازندران –بخصوص اينكه دانشجويان كارشناسي هستند وبراي آنها اين بازديدهاي ميداني مؤثر است- بسيار محدود مي باشد .
نبود هيچگونه وسيلة نقليه براي انجام بازديدها نيز همواره مشكلاتي را به همراه دارد .
منابع لازم براي پژوهش بسيار محدود است .همچنين ضرورت استفاده ازاينترنت بالا است د

رحالي كه دانشكده هيچگونه دسترسي به شبكه را هم ندارد .باوجود اينكه مي توان گفت حدود هفتاد درصد كاراستاد پژوهشي است ولي دسترسي به منابع لازم پژوهشي اندك است .

 گروه علوم اجتماعی
 سال تأسیس گروه :۱۳۷۰
 تعداد اعضای هیأت علمی : ۶ عضو هیأت علمی و۹ نفر دانشجوی دکتری

درزمان جنگ به علت نیاز به رشتۀ تعاون این رشته مطرح بوده وبعد ازآن به تدریج از سطح دانشگاهها حذف شد .این گروه گرایش پژوهشگری ،مرده شناسی وکارشناسی ارشد ارائه می دهد وبیشترین تعداد استاد را دربین گروههای آموزشی درآینده خواهد داشت .ازمسائلی که می توان به آن اشاره کرد این است که برنامه ریزی مدوّنی را درسالهای گذشته برخوردارنبوده که مشکلات زیادی را به همراه داشته که این مسأله موجب تداخل درساعات کلاسی دانشجویان وتداخل درامتحانات دانشجویان گروههای مختلف می شد .که این مشکل تا حد زیادی مرتفع گردیده است. ازمشکلاتی که این گروه درآینده دچار آن خواهد شد بازگشت دانشجویان دکتری این گروه می باشد که با وجود این گروه باحجم زیادی از اعضای هیأت علمی روبروخواهد شد که برای ارائه واحد درسی به آنان برای تدریس،گروه دچارمشکل خواهد شد ،که این مشکل احتمالاً با گسترش رشته وافزایش گرایشهای آن حل خواهد شد .

ازمسائل دیگر کمبود منابع آموزشی چون کتاب ،دراین گروه می باشد که درواقع بودجۀ کافی برای تأمین آن به گروه اختصاص داده نمی شود که این مشکل دردانشگاه مازندران جنبۀ عمومی دارد .از دیگر مسائلی که دراین رشته مطرح می با شد درزمینۀ تحقیقهای خاصی چون خود کشی، اعتیاد ،ایدز ومواردی شبیه به آن که آماردرست ودقیقی ازسوی مراجع ومؤسسات رسمی به محقققان إرائه نمی شود ، می باشد .