مطبوعات سیاسی ایران

مقدمه :
مطبوعات یکی از رایجترین و شاخص ترین محصولات جامعه صنعتی است . پیشرفت آن از آغاز قرن ۱۷ با توسعه تمدن غربی وابستگی تاریخی یافته ولی در نیمه دوم قرن ۱۹ و نیمه اول قرن ۲۰ ویژگیهایی یک صنعت بزرگ را به خود گرفته و مصرف مرتب آن دست کم در کشورهای غربی ، در

میان توده مردم فراگیر شده به صورت نوعی عادت و رفتار اجتماعی در آمده است در دنیای امروز به مصرف روزنامه . مجله ضابطه ای بسیار گویا برای اندازه گیری میزان پیشرفت و توسعه هر کشوری است . تاریخ مطبوعات ثابت می کند که این صنعت همیشه توانسته است خود را با نیازهای خوانندگان هماهنگ سازد و دگرگونیهای آن در مورد ساختار ، محیط و شکل مطبوعات بهترین نشانگر ادامه این راه است .

پیشرفت الکترونیک چه در زمینه ارسالا خبرها و چه در زمینه های تنظیم و چاپ ، امکانات و ابزار یک انقلاب فنی حقیقی را در اختیار مطبوعات گذاشت که وسعت دامنه آن را می توان با اختراع تلگراف در اواخر قرن ۱۹ مقایسه کرد . تکمیل دستگاههای چاپ (رتاتیو rotative ) و حروف چین ( لاینوتایپ linotype ) نیز افق تازه ای در طریق هماهنگی با جامعه ای که به سوی جلو حرکت می کند به

روی مطبوعات گشود . همچنین چاپ افست نوحی و برازندگی دلپذیری که امکان آن با شیوه های قدیمی فراهم نبود به مجلات بخشید و هم این ابزارهای فنی به خوبی توانایی آن را داشت که مطبوعات را به عصری نوین رهنمون کند .
البته مطبوعات در ادامه مسیر خود باید بیاموزد که چگونه می توان سیل خروشان رویدادهای تازه در قرن حاضر را مهار کند و در اختیار بگیرد و با گزینش روشهای جدید روزنامه نگاری به چه ترتیب می تواند پاسخگوی کنجکاویهای بشر امروزی باشد .

مطبوعات امروزی بیش از آنچه منعکس کننده انتخاب و عقیده هیئت تحریریه خود باشند ، بازتاب افکار و سلیقه های خوانندگان خویشند . در جامعه امروزی که رسانه های همگانی دیگر از رادیو و تلویزیون گرفته تا سینما و کتاب و کامپیوتر و اینترنت …قدم به میدان گذاشته اند و در زمینه نشر ارزشهای اجتماعی با مطبوعات به رقابت برخاسته اند.

با وجود این نمی توان به کلی منکر نیرو و نفوذ مطبوعات شد و تحلیل جنبه های مختلف آن نشان می دهد که هنوز هم مطبوعات به عنوان عامل تعدیل کننده زندگی اجتماعی نقشی ضروری وانکار پذیر دارد و بیش از عوامل دیگر قادر است در تهذیب تمایلات و همسهاو استحکام پیوند های افراد با جامعه خود یا جوامع بینم المللی موثر واقع شود .ر عصر حاضر به تاریخچه و سیر تکامل روزنامه و روزنامه نگاری در ایران پرداخته است . به امید آنکه صنعت فرهنگی به ریشه کیفی و کمی و جایگاه ویژه خود در ایران برسد .

تاریخچه :
برای موضوع مطبوعات به سختی می توان حد و مرزی تعیین کرد چرا که مطبوعات مانند سایر رشته ها و علوم بدون مراحعه به تحول عمومی جوامع ، ساخته و فهمیده نمی شود ، همچنین حدود عرصه مطبوعات خواه نسبت به سایر تولیدات چاپی ( مانند کتاب ، بروشور … ) و خواه نسبت به دیگز رسانه های خبری که در اثر پیشرفت تکنیک پیدا شد ( مانند رادیو ، تلویزیون سینما

.) مبهم و نامشخص بوده و هست قبل از پرداختن به پیشینه مطبوعات در ایران لازم است تاریخچه ای مختصر از رشد مطبوعات را در کشورهای غربی مرور کنیم. ریشه های بلاواسطه روزنامه و صفت روزنامه نگاری را می توان در دوره های زیر تقسیم بندی کنیم : ۱- نیازهای جدید خبری؛ از آغاز قرن پانزدهم نتایج یک رشته از عوامل سیاسی، اقتصادی و فکری عطش کسب اخبار را در غرب به نحو

قابل توجهی افزایش داد. رنسانس (تجدید حیات ) و سپس رفرم (اصلاح اجتماعی ) بر کنجکاوی های کسب اخبار افزودند. ۲- ایجاد مراکز پستی جدید؛ دولت های بزرگ در امر ارتباطات، امنیت و نظم را به نحو وسیع تری تضمین می کردند، اولین سرویسهای پست دولتی با شروع قرن پانزدهم مستقر شدند. ۳- تولد صنعت چاپ؛ گوتنبرگ (آغاز صنعت چاپ سربی در سال ۱۴۳۸) تولید سریع نوشته های خبری را میسر ساخت و به نوشته ها امکان پخش گسترده ای را داد ۴- اخبار دستنویس؛ حداقل از آغاز قرن چهاردهم، اخبار به شکل کالائی حقیقی درآمده بود و خبرنگاران برای شاهزادگان یا بازرگانان، سرویس های منظم مکاتباتی دستنویس ترتیب می دادند این اخبار

دستنویس به نام ایتالیائی « آویزی AVVISI» نامیده شد. ۵- روزنامه های تک ورقی فوق العاده؛ از پایان قرن پانزدهم، چاپ کنندگان، نشریاتی را به شکل دفترچه های کوچک چهار، هشت یا شانزده صفحه ای منتشر کردند این اوراق خبری از حوادث مهمی مانند جنگ ها، جشن ها و غیره خبر می دادند. ۶- اولین نشریات ادواری؛ اولین نشریات ادواری« آلماناکس» نام داشتند که در قرن پانزدهم به چاپ رسید. ۷- بقای طولانی اشکال ابتدایی روزنامه نگاری؛ این قبیل روزنامه های ابتدایی حداقل تا سال ۱۷۸۹ شبکه های خبری ای ایجاد کردند که به نحوی مفیدی مطبوعا ت چاپی را کامل می کردند.

تاریخچه مطبوعات در ایران؛
در آغایز سه پنجم هجری در زمان سلطان محمود غزنوی در غزنین روزنامه ای به نام روزنامه ایام و هفبام برخی از جراید عراق و شام وجودداشته که مانند روزنامه اکتای یورنای زمان سزار و به خط دست نوشته و در دسترس، عمومی گذاشته میشد تا کارنامه شهریار عصر را در آن بخوانند. همچنین در دوره نظامی احتمالا در شهر گنجه جریده ای ادبی مانند اخبار ادبی فرانسه نوول لیترر در دسترس مردم بوده است که در آن افسانه ها و قطعه های نظم و نثر و قصاید ستایشگران

هیات حاکمه روز، به خط دست نوشته میشده است. ولی مطبوعات به معنای امروزی شامل روزنامه و مجله و صحیفه و ماهنامه و هفته نامه، بدون استثناء ره آورد تمدن و فرهنگ اروپا میباشد که از ۲ قرن پیش بدین طرف راه ایران را در پیش گرفته اند تا به ما رسیده است.
چرخ چاپ یا مطبعه، نخستین بار در شهر تبریز به کار افتاد و سپس به تهران، دیگر شهرهای بزرگ ایران انتقال پیدا کرد. بالطبع مطبوعات ارتباط نزدیکی با صنعت چاپ داردو بعد از ورود مطبعه یا چرخ چاپ سربی و سنگی از اروپا به ایران به تدریج به وجود آمد. در ایران که چند سالی بعد از هند و عثمانی و مصر به تاسیس روزنامه اقدام شد، در آغاز حکم اخبار و کاغذ اخبار و اولین تصویر در

نشریه میرزا صالح که نخستین نمونه نوبر این باغ محسوب می شد به تقلید از هندیان به کار می رفت. ولی در موقع ایجاد روزنامه رسمی دولتی در دوره وزارت میرزا تقی خان، کلمه « وقایع» را مانند نام « دار الفنون» از عثمانیها گرفتند. و به صنعت « اتفاقیه» اضافه کردند و آن را دومین تصویر نامیدند. در حقیقت آغاز تاریخ مطبوعات به معنی اعم در ایران باید از ۱۲۳۲ که نخستین اثر چاپی از کتاب در تبریز پدید آمد و یا به طور اخص از سال ۱۲۵۳ شمرد که روزنامه میرزا صالح در تهران انتشار یافت.

فصل اول :
تحول جدید در روزنامه و روزنامه نگاری در ایران
ناصرالدین شاه که از بابت سفر مجلل آبرومندی به عتبات عراق خود را مدیون شایستگی مشیرالدوله می دانست ظاهرا می خواست وی را وسیله اجرای برخی اصلاحات مهم ضروری برای بهبود اوضاع مملکت قرار دهد.

مقارن این تجدد طلبی اداره روزنامه ها راکه بایستی در این راه رهنما و زبان ارشاد برای مصلحت جویان و خیرخواهان باشد از وظایف اعتضاد السلطنه و حوزه عمل وزارت علوم ثابت او جدا کرد وبه مترجم و پیش خدمت خاصه خود حاجب الدوله واگذار کرد. حاجب الدوله مدتی را در پاریس کارمند وابسته سفارت ایران و شاگرد زبان فرانسه بود. و بعد از بازگشت به ایران مترجم شاه برای ترجمه

روزنامه های اروپا شده بود و پیش از ۱۰ سال عملا با کار خواندن و گزارش مطالب روزنامه های فرانسه تماس دائمی داشت، و در ادامه کارش به تاسیس روزنامه جدیدی به نام « ایران» پرداخت.
شماره اول ایران در یازدهم محرم ۱۲۸۸ به شکلب تازه ایی که بیشتر به مطبوعات دنیای جدید شباهت پیدا می کرد انتشار داد.

محمد حسن خان حاجب الدوله در همان شماره اول خط مشی و ترتیب انتشار روزنامه را بیان کرده و تعهد کرد که هر ماهی ۱۲ شماره یعنی هفته ایی ۳ شماره از این روزنامه را انتشار بدهد. که در آن اخبار داخلی و خارجی و مسائل علمی و اعلان های تجارتی درج خواهد شد.
همچنین ترجمه بخری از آثار نویسندگان اروپایی به طور پاورقی در آن روزنامه درج شد. صورت ظاهر صفحه اول ایران درج کلمه ایران در میان نیم دایره ای بود.

انفصال روزنامه از دستگاه دارالفنون و وزارت علوم دارالطباعه خاصه دارالفنون را هم در اختیار روزنامه ایران قرار داد و با توسعه کار روزنامه چاپخانه هم وسعت حوزه عمل پیدا کرد.
در این زمان انجمن تالیف و ترجمه در وزارت انطباعات جدید التشکیل به وجود آمد. محمد حسن خان حاجب الدوله به به دلیل دقت و مواظبت در نظم کار چاپ و انتشار روزنامه بعد از چهار ماه از تاسیس ملقب به صنیع الدوله شهر و بعد از یازده سال که شماره مسلسل در « ایران» به رقم

پانصد رسید خود را مورد رضایت و عنایت کامل شاه قرار داد و به اعتماد السلطنه ملقب شد. وی همانند هر مامور سیاسی آگاهی که در خارج از ایران زندگی می کرده با مطبوعات اروپایی تماس داشته به طور یقین از آن چه به نام روزنامه از پیش در پایتخت انتشار می یافته راضی نبود و دلش می خواست در ضمن اصلاحاتی که آرزوی انجام آن را داشت وضع روزنامه و مندرجات آن ها نیز مورد تجدید نظری اساسی قرار گیرد. این بود که به محض انتصابش به وزاررت عدلیه و به موازات

اصلاحات اساسی که در کار رسیدگی به دعاوی از راه تاسیس محاکم منظور داشت نشریه ای به نام «وقایع عدلیه» تاسیس کرد که به طور ماهانه انتشار یافت. سال بعد شاه به سفر اروپا رفت تا با نمونه های ترقی اوضاع و احوال کشورها و ملت ها از نزدیک آشنا شود.
در حقیقت در این دوره سه موضوع مربوط به روزنامه نگاری در ایران بی سابقه بود :
۱- قید عدم دولتی بودن نشریه.

۲- درخواست شرکت مردم در تحریر مقالات
۳- تشکیل هیات تحریریه.
از دیگر روزنامه هایی که در این دوره در ایران منتشر شده اند می توان به انتشار روزنامه های نظامی- علمی- اختر دانش دارالفنون- روزنامه های ولایات اشاره کرد.

در این جا تذکر مطلبی ضرورت دارد و آن خریداری دستگاه چاپ حروف سربی در موقع سفر شاه به اروپا بود که یک دستگاه چاپخانه حروف لاتینی کهنه از اسلامبول خریداری شد که می خواستند روزنامه ایران را با آن انتشار بدهند تا شکل روزنامه عصری پیدا کند. اما این چاپخانه در ضمن کار خیلی زود شکست و روزنامه ای را که می خواستند با آن انتشار بدهند دوباره با همان چاپ سنگی منتشر شد.

با مرگ ناصر الدین شاه دورانی که پنجاه سال از تاریخ معاصر را در بر می گرفت به پایان رسید. در طی این پنجاه سال دو جریان متضاد به موازات یکدیگر در یک خط طولانی می گذشت که نوجوانی ناصرالدین شاه را به پیری می پیوست :
۱- تلاش برای تغییر اوضاع از حالت عقب افتادگی به صورت تازه

۲- کوشش برای نگهداری وضع حاضر و از میان برداشتن عوامل محرک به سوی تقدم و تجدد
از نخستین شماره کاغذ اخبار میرزا صالح تا شماره مخصوص روزنامه اطلاع که حادثه قتل شاه را در حضرت عبدالعظیم موضوع سرمقاله قرار داده بود، شصت سال تمام می گذشت. شصت سالی که با مقایسه روزنامه های هر کشور دیگری مربوط به اول و آخر این مدت از صورت ظاهر تا مطالب مندرجات آنها وجود یک تحول عمیق و وسیع و مفید را در عالم مطبوعات نشان می داد ولی این تحول در ایران به ناچیز ترین مقدار و درجه خود رسیده بود.

( تربیت روزنامه نگار)
نکته ای که نمی توان از توجه بدان غفلت ورزید این است که از آغاز تاسیس روزنامه در ایران تا قیام مشروطه به ندرت در آن میان روزنامه نویسی مشغول به کار روزنامه نگاری شد که برای انجام این وظیفه تعلیم و تربیت مخصوص یافته باشد.

از آن برجیس صاحبی که در دوره عباس میرزا برای خدمت فنی در نظام جدید به ایران آمده بود و بعدها هم در ایران به تجارت واردات می پرداخت و جنس انگلیسی میفروخت و سپس در انتشار وقایع اتفاقیه شرکت جست، تا مدیر روح القدس دوره مشروطه که طلبه ای خراسانی بود به یاد ندارم در این فاصله طولانی یک تن که خود را درخارج برای تعهد خدمت مطبوعات از حیث علم و عمل آماده کرده باشد، در میان دهها فردی که از این راه کسب شهرت کرده اند سراغ داشته باشم.

محمد حسن خان صنیع الدوله، میرزا ملکم خان، میرزا حسن خان مشیرالدوله، سید جمال الدین، موید الاسلام و دیگران همه افراد با استعدادی بودند که از راه توجه و تمایل درونی و مطالعه نمونه های چاپی، موجود، خود را به روزنامه نگاری آشنا کرده و بدان پرداخته بودند.

میرزا ملکم که قدیمی ترین نویسنده رسالت سیاسی بود، با وجود تحصیل در اروپا و تسلطی که بر تفسیر و تشریح عامه پسند موضوعات و مسائل سیاسی داشت نشنیده ام که در دوره روزنامه نویسی دیده یا تمرین عمل روزنامه نگاری در اروپا کرده باشند.
سید جمال الدین تربیت شده مدارس قزوین و عتبات و اسلامبول که یکی از بنیانگذاران مطبوعات ملی مصر محسوب می شود و در تاسیس جراید : مصر و کوکب الشرق و التجاره و در تحریر الاهرام سهمی داشت، تنها از راه مشاهده و مطالعه نمونه های چاپی عصر خود بدین هنر راه یافته بود.

از صدها شاگردی که طی ۱۵۰ سال برای تحصیل معارف جدید و کسب معرفت لازم درباره مشاغل و هرهای عصری به اروپا رفتند و سرگذشت غالب آنها را در ۱۳۱۲ برای تحریر تاریخ اعزام مد نظر می گذراندم در آن میان به نام یک تن برنخوردم که به قصد آموختن فن روزنامه نگاری به اروپا فرستاده باشند. غالبا تمایل و جرات اقدام به این عمل در نتیجه انس نظر با نوشته های چاپ شده در صفحات روزنامه ها پیدا می شد.

پیشرفت مطبوعات ایران از ۱۲۵۳ تا ۱۳۱۳ یعنی در مدت شصت سال چندان تند و درخشان نبود و این کندی در تحول، مانع پیشرفت بروز افراد شایسته و متحرکی بود که قادر به ایجاد تغییر وضع سیاسی در کار روزنامه نگاری باشند.

فقدان سیاست ثابتی که تبلیغ آن و یا دفاعش ضرورت پیدا کند، جدایی روزنامه و مندرجات آن از زندگانی مردم، وابستگی کلی آن به دستگاه دیوان و به خصوص شاه قاجار، تنگی مجال بحث و تحریر و اختصاص آن به ستایش و یا گزارش امور شخص سلطان عصر نیازی به نویسنده متفکر و ناقد و نکته سنج برای عرض مشکلات اجتماعی و سیاسی باقی نمی گذاشت و از این رو در میان جراید ایران و خارج نقطه اتصال و ارتباطی وجود نداشت.
فصل دوم
(دوره های روزنامه نگاری )
از سالی که نخستین روزنامه به وسیله میرزا صالح شیرازی بنیان گذار مطبوعات ایران در عهد محمدشاه قاجار انتشار یافت. تا زمان حاضر، در فواصل این مدت دراز اوقاتی خالی از روزنامه وجود داشته که احیانا از ده سال تا چند روز از هفته قطع انتشار روزنامه می شده است. چنان که در میان تعطیلی کاغذ اخبار میرزا صالح و نشر وقایع اتفاقیه بیش از ده سال فاصله وجود داشت و در حادثه هفدهم آذر معروف این فاصله از دو سه روز نگذشت. در حقیقت بعد از وقایع اتفاقیه تاریخ مطبوعات ایران از استمرار وجود روزنامه و مجله برخوردار بوده و هر وقت مانعی در راه انتشار به

وجود می آمده در انتظار رفع مانع و تجدید عرض وجود بوده است.
برای اینکه به توان این تحول و تغییر را بهتر طبقه بندی کرد و به عوامل موجب تغییر وضع و کیفیت تغییر و نتایج حاصل از آن پی برد، این دوره تاریخ را به چند قسمت باید کرد :
عصر ناصری- عصر مظفری- عصر مشروطه- عصر احمدی- عصر پهلوی.
(عصر ناصری)

عصر ناصری ظاهرا با انتشار وقایع اتفاقیه آغاز می شود. ولی در مقدمه آن باید از کوشش های میرزا صالح شیرازی برای جلب چاپخانه سربی و سنگی و انتشار کاغذ اخبار به نیکی یاد کرد و او را از بنیانگذاران عمل روزنامه نگاری در ایران شناخت. روزنامه های معروف

عصر ناصری عبارتند از :
وقایع اتفاقیه- وقایع- دولت علیه ایران- علمیه دولت علییه-ملت سنیه- ملتی که به ترتیب در امتداد سالهای ۱۲۶۸ هـ تا ۱۲۸۸ هـ در پی هم انتشار یافته اند.
( عصر مظفری)
عصر مظفری که از ۱۳۱۴ تا ۱۳۲۴ امتداد پیدا می کند علاوه بر روزنامه های ایران ناصری که به عنوان ایران سلطانی و ایران انتشار می یافت و حبل المتین که انتشار آن از عصر ناصری تا عصر

پهلوی هم امتداد یافت، دهها روزنامه هفتگی و ماهیانه و روزانه انتشار یافت که معروفترین آنها دو روزنامه تربیت و ادب بود که این یک در تبریز و مشهد و تهران و آن یک تنها در تهرانه به طور متوالی انتشار یافت. روزنامه های عصر مظفری در تبریز وتهران بیش از جراید عصر ناصری از آزادی گفتار و وسعت حوزه بحث برخوردار بودند. رقابت رجال درباری طراز اول مانند : امین السلطان، امین الدوله،

مشیر الدوله عین الدوله با همدیگر و کوششی که برای کسب مقام و منصب و مزید ثروت و حوزه نفوذ معمول میداشتند به این وسعت حوزه بحث قلمی می افزود و چنین تصور می شد که اینان علاوه بر استفاده از حوزه دربار برای مقابله باهم، اوراق مطبوعات عصر مظفری را هم جلوه گاه این معارضه قرار داده بودند. بنابراین هر وقت مقاله ای در انتقاد مسئول امری در یکی از روزنامه های

داخلی یا خارجی انتشار می یافت چنان پنداشته می شد که محرک بر نشر آن مقاله طرف مخالف این مسئول امر است. روزنامه های عصر مظفری بیش از اسلاف خود از امور مربوط به دربار و دیوان به بازار و مدرسه و مکتب می پرداختند و می کوشیدند رضای طبیقه مدرسه دیده و کاسب و پیشه ور را در ضمن نوشته های خود به دست